تاریخ 1396/05/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
تجلّي رازهاي علم لَدنّي در آينه دانش شيمي نوين

مقدمه:

جايگاه انديشه در عالم خلقت به حدي بلند است که انسان به سبب داشتن قدرت انديشه و تعقل به عنوان برترين موجود هستي برگزيده شده است.

انسان، متشکل از جسم و روح (ماده و انرژي) آمده است تا بداند، بخواند و بفهمد!

فيزيکدانان با شواهد فيزيکي به شيوه‌هاي گوناگون از جمله راديواکتيو، عمر زمين را 5 ميليارد سال تخمين مي‌زنند و بر اين عقيده‌اند که انسان‌ها طي ميليون‌ها سال تکامل يافته و از شکل‌هاي ابتدايي‌تر حيات به اينجا رسيده‌اند و خداوند اين فرآيند را هدايت کرده است.(1)

پس انسان غارنشين با عصاي فکر و انديشه و هدايت هدايتگري قدرتمند و مهربان، قدم به قدم حرکت کرده و امروز درجايگاهي است که قادر به شکافتن اتم و حتي هسته اتم يعني نوترون و پروتون است.

اين هدايتگر قدرتمند و مهربان قرآن کريم را به بشر هديه کرد تا راه را بر او هموار کند و به او يادآوري کند که بايد به دنبال علم باشد و بياموزد و در آفاق و انفس سير کند و از قدرت انديشه به بهترين شکل استفاده کند. بنابراين کتاب قرآن کريم و سفارش پيامبر در ترجيح علم آموزي بر عبادت و علاقه‌اي که برخي از حکماي اسلامي نسبت به جمع آوري علوم و ترجمه آثار و تصحيح آنها نشان دادند، نيرو محرکه‌اي بود که جهان علم را به پيش راند و مسلمانان دستاوردهاي بسياري در زمينه‌ي علوم مختلف از جمله رياضيات، نجوم، پزشکي، فلسفه و.... به دست آوردند و به جهانيان عرضه کردند و در حاضر مسلمانان پايه‌گذار بسياري از علوم مدرن در جهان هستند.

يکي ديگر از عوامل پيشرفت علم در جهان امروز تکنولوژي است. (تکنولوژي نه تنها دامنه‌ي ديد ما را تا ستارگان گسترانده است و ما با کمک تلسکوپ زميني و فضايي تا آغاز زمان را مي‌بينيم بلکه اين امکان را به ما داده است تا دنياي سلول‌ها و ملکول‌ها را نيز ببينيم.(2)

دنياي شگفت انگيز ملکول‌ها که خود جهاني نوراني در آغوش دارند.

اما وراي اين علم، علمي وجود دارد که کتاب آسماني قرآن با عنوان لدني از آن ياد مي‌کند.

علم که از قلم آيد از آن چه خيزد؟

علم آنست که حق بر دل ريزد

خواجه عبدالله انصاري

در اين مقاله سعي بر اينست که ارتباط علوم ظاهري و باطني بررسي شود و در واقع نقطه‌ي تلاقي اين دو مقوله مورد بررسي قرار گرفته است.

اين مقاله شامل:

علم چيست؟ علم لدني چيست؟ بنياني‌ترين ذره هستي (کوچکترين ذره) چيست؟ چگونه است؟ جسم مادي انسان از ديدگاه اتمي و نتيجه گيري (نظر شخصي نويسنده و نظريه‌هاي روز جهان علم)

علم چيست؟

معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. به همه دانستني‌ها صرف نظر از نوع آنها علم مي‌گويند و عالم کسي را گويند که جاهل نيست.

مطابق اين معنا اخلاق، رياضيات، فقه، دستور زبان، مذهب، نجوم و.... همه علم‌ هستند و خداوند به اين معني عالم است يعني نسبت به هيچ امري جاهل نيست و براي او مسئله مجهولي وجود ندارد. کلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني‌هاي اطلاق مي‌شود که از طريق تجربه‌ي مستقيم حسي به دست آمده باشد. علم در اينجا در برابر جهل قرار نمي‌گيرد بلکه در برابر همه‌ي دانستني‌هايي قرار مي‌گيرد که مستقيماً از آزمون حسي برنمي خيزد. اخلاق، متافيزيک، عرفان و.... همه بيرون از علم به معناي دوم قرار مي‌گيرد و همه به اين معناي غير علمي‌ هستند کلمه science در انگليسي و فرانسه اين معناي علم هستند. (3)

علم لَدُنّي چيست؟

نمونه‌اي ديگر از علم، علم لدني است. در الهيات، علم لدني، علم حضوري يا ناآموخته، علمي است که بدون تعليم و تعلم و بي‌واسطه به دست آمده باشد.(4)

به عبارت ديگر علم لدني علمي است، که از طريق کشف و الهام به دست مي‌آيد و نام ديگر آن علم اعلي است. اين نوع علم مختص اهل قرب است و تنها با تعليم و تفهيم رباني به دست مي‌آيد نه دلايل عقلي و شواهد نقلي يا در واقع حس و تجربه. (5)

اصطلاح لدني، برگرفته از قرآن کريم آيه 65 سوره کهف است که مي‌فرمايد: وَعَلَّمناهُ مِن لَدُّنا عِلماً (اورا – خضر را – از نزد خود علم بياموختيم و اين نوع علم که از راه تزکيه و صفاي باطن به دست مي‌آيد همان است که امام صادق (ع) خطاب به عنوان بصري فرمودند: يا ابا عبدالله: لَيسَ العِلم بِالتَعَلُّم اَنَّما هُوَ نوُرٌ يَقِعُ في قَلبِ مَن يُريد الله (تبارک و تعالي) اَن يَهديهُ فَاِن اَرَدتُ العِلمَ فَاطلُب اَوَّلا في نَفسِکَ حَقيقَهَ العُبودِيّه وَ الطلُبِ العِلم بِاستِعمالِه وَاستَفهِمَ الله يَفهِمک

‌اي اباعبدالله (‌اي عنوان بصري)! علم با آموختن حاصل نمي‌شود اين است و جز اين نيست که علم نوري است که قرار مي‌گيرد در قلب هر کسي که خداوند بخواهد اورا هدايت کند، پس اگر خواستار اين علمي، نخست در جان خود حقيقت بندگي را جستجو کن و علم را با عمل کردن آن بخواه و از خدا فهم بطلب که او به تو خواهد فهماند.(6)

طبق اين حديث شريف انسان بايد شرايطي را در درون خود فراهم کند تا بتواند از فيض علم لدني يا الهي يا اعلي بهره مند شود. در حديثي از حضرت رسول (ص) مي‌خوانيم: (من اخلص لله اربعين صباحاً، جرت ينابيع الحکمه من قلبه علي لسانه...

هر کس خويش را براي رضاي خدا چهل روز خالص کند، چشمه‌هاي حکمت از قلبش به زبانش جاري مي‌شود(7)

و همچنين در قسمتي از آيه 282 سوره بقره مي‌خوانيم: اتق الله يعلمکم الله و الله بکل شيء عليم

(براي خداوند تقوي پيشه کنيد تا خداوند به شما علم بياموزد که خداوند بر همه چيز داناست)

در نتيجه، خلقت آدمي به گونه‌اي است که اگر شرايط را براي روح مهيا کند مي‌تواند به سرچشمه علم الهي متصل شود و البته با توجه به ظرفيتش از فيض الهي و علم نامحدود او بهره گيرد و به درون خود و اصل خود بپيوندد و نتيجه اين پيوند الهي به شناخت خود برتر در وجود خويش نائل شود، زيرا آنچه که انسان براي بقا به آن نياز داشته در ضمير او نهاده شده فرموده است: و علم آدم اسماء کلها (آنچه بايد به انسان آموختيم)

اما دست پيدا کردن به خود برتر يا رسيدن به اين اتصال الهي چگونه رخ مي‌دهد؟

چگونه انسان خاکي مادي اسير جسم مي‌تواند به نور خداوند و سرچشمه علم الهي متصل شود؟ چرا تزکيه نفس و جلاي باطن و صفاي درون راهي به سوي دستيابي به علم لدني است؟

براي پاسخ به اين پرسش بايد با کوچکترين و بنياني‌ترين ذره‌ي تشکيل دهنده جسم انسان آشنا شد! نوري عظيم در دل ذره يا ميلياردها ذره که در واقع جسم مادي را تشکيل داده‌اند!

کوچکترين ذره هستي چيست؟ چگونه و از چه جنسي است؟

جواب اين سوال دشوار، در طول زمان همراه با تکامل بشر کامل شده است. در قديم، مردم دانه‌هاي شن را ذرات سازنده دنياي اطراف خود مي‌انگاشتند! با پيشرفت علم و تکنولوژي (اتم) کشف شد و تا مدت‌ها بشر مي‌انگاشت که اتم کوچکترين سازنده ماده است، ولي باز هم اينگونه نبود. اتم به پروتون، نوترون و الکترون تقسيم شد و همين تفکر در مورد اين سه ذره يعني پروتون نوترون الکترون وجود داشت. واژه اتم به معناي تقسيم ناپذير است و شکل اتم به اين صورت فرض شده است

تئوري مکتب اتم‌گرايي که از عقيده تشکيل مواد از ريز دانه‌هاي ناديدني در برابر عقيده به تفکيک پذير بودن مواد به ذرات نامنتهي دفاع مي‌کرد، از تاريخ باستان شناخته شده بود و اولين بار توسط دانشمند ايراني به نام هوشتانه که در لشکر کشي خشايار شاه به يونان با او همراه بود و به آموزش کيميا مي‌پرداخت طرح گرديد!

اما اين مکتب هم منسوخ شد و هم اکنون دانشمندان از تجزيه شدن پروتون به کوارک با قطعيت سخن مي‌گويند و فرضيه‌اي هم وجود دارد که ميگويد الکترون‌ها رشته‌هايي هوشمند هستند که داراي شعور و آگاهي‌اند و نظريه‌هايي تحت عنوان نظريه ريسمان در دست بررسي هستند!

برمي‌گرديم به اتم، هسته اتم متشکل از پروتون و نوترون است. پروتون داراي بار مثبت است که اَبَرالکتروني احاطه شده در اطرافش، باعث پايداري نوترون که داراي جرم و بدون بار است، مي‌شود. الکترون همواره مانند: سياره‌اي که به دورخورشيد مي‌چرخد، به دورهسته‌ي اتم به چرخش مي‌پردازد. اتم‌ها دائم در حرکت و جنب و جوش هستند و فقط در 273 درجه يعني صفر مطلق از زندگي و حرکت مي‌ايستند. حرکت، عامل بزرگي در تکامل هستي است و دليل اصلي حيات در اين کره‌ي خاکي است.(8)

بدن انسان متشکل از همين اتم‌هاست. سه ميليارد جفت باز آلي به نام ژنوم انسان سلول تخم انسان را تشکيل مي‌دهد که اين سلول با 47 بار تقسيم دوتايي خود را به 85 تا 100 تريليون سلول به هم پيوسته و پيچيده مي‌سازد و در نهايت نوزاد انسان پس از 9 ماه با تعداد (1027 x7) اتم يعني هفت اکتيليون اتم به صورت معجزه آسايي متولد مي‌شود.

در بخش بعدي مقاله انسان از منظر اتم‌هاي سازنده اش بررسي مي‌شود.

4 جسم مادي انسان از ديدگاه اتمي:

فرض کنيم عينکي در عالم وجود دارد که اگر آن را به چشم بزنيم تمام ذرات و اتم‌هاي سازنده بدن ما، قابل ديدن باشد چيزي که مي‌بينيم حجمي تو خالي با درصدي جرم فشرده شده و خنثي است زيرا %99000/999 جرم کل اتم‌ها خالي هستند و ابر الکتروني را در بر‌مي‌گيرند. مثالي که بتواند مفهوم را برساند پفک است، اگر پفک خيس شود و حجم تو خالي درون پفک از بين برود جرمي کوچک و فشرده باقي مي‌ماند که بسيار کوچکتر از حجم اصلي پفک است. آنچه که به اين دنياي تو خالي و سوار بر پوچي شکل مي‌دهد الکترون‌ها هستند. اينکه ما به جسم نگاه مي‌کنيم و آن را بدون لکه‌ي قهوه‌اي درون چشم‌هايمان که عنبيه نام دارد مي‌بينيم. همين تو خالي بودنمان است. (9)

پس پس جسم انسان عليرغم اينکه نفوذ ناپذير و مستحکم به نظر مي‌رسد، در باطن بسيار لطيف و منعطف است. اگر انسان تمام فضاهاي خالي درون اتم‌هاي بدنش را از دست بدهد مي‌توان کل بدن را درون يک ذره خاک گنجاند و همين طور اگر حجم خالي کل بشريت حذف شود به اندازه يک حبه قند فضا اشغال مي‌کند!

در واقع بيشترين حجم بدن انسان را انرژي تشکيل داده است، بنياني‌ترين شکل بدن انسان اينگونه شرح داده مي‌شود:

بدون جرم گئون‌ها = کوارک بخشي از جرم پرتون نوترون = الکترون – پروتون – نوترون = اتم‌ها

بسياري از دانشمندان بر اين باورند که تقريبا تمامي جرم بدن انسان از انرژي حرکتي کوارک‌ها و انرژي پيوند دهنده گئون‌ها تشکيل شده است!

اما احساس جامد بودن از کجا ناشي مي‌شود؟ شايد اين ايده که اتم‌هاي خالي در کنار هم بدن انسان را تشکيل مي‌دهند، گيج کننده باشد. اگر اتم‌ها بيشتر از فضاي خالي تشکيل شده‌اند، پس چرا انسان نمي‌تواند مانند ارواح خيالي از ميان دره‌ها و ديوارها عبور کند؟

پاسخ اين است: فضاي خالي هرگز آنچنان که به نظر مي‌رسد خالي نيست و بر عکس مملو از پديده‌هايي مثل: امواج يا ميدان‌هاي کوانتومي است مانند: فن با تيغه‌هاي چرخان تا زماني که فن روشن است نميتوان انگشت را از بين پره‌ها عبور داد ولي وقتي فن خاموش مي‌شود اين امکان به سهولت وجود دارد!

وقتي انسان چيزي را لمس مي‌کند اتم‌هاي آن جسم نيست بلکه نيروهاي الکترو مغناطيسي الکترون‌هاي بدن است که در حال راندن الکترون‌هاي جسم لمس شده است.

ميچيوکاکو فيزيکدان بزرگ معاصر در اين خصوص گفته است: واقعيت آن است که ماده در اصل تهي است، هنگامي که دو اتم خيلي نزديک شوند يا از يکديگر دور خواهند شد يا به شکل ملکولي پايدار به هم مي‌پيوندند. زماني که اتم‌ها با هم برخورد کرده و الکترون‌هاي نايکسان‌شان با هم مشترک شوند تشکيل يک جسم را مي‌دهند و دليل اينکه ما اجسام را جامد تصور مي‌کنيم اين است که الکترون‌ها کمابيش يکسان، اين اجسام و بدن ما همديگر را پس مي‌زنند و اين توهمي بيش نيست! (10)

يعني اگر مثلا: ما کاغذ را لمس کنيم الکترون‌هاي يکسان دست ما و کاغذ باعث مي‌شود همديگر را پس بزنند مثل دو قطب منفي آهن ربا، ولي اگر الکترون‌هاي نايکسان برابر هم قرار بگيرند با هم ممزوج شده و تشکيل جسمي متفاوت مي‌دهند. با بررسي جهان اتم و اجزاي سازنده اش و با شناخت جسم مادي انسان از اين منظر مي‌توان اثبات کرد که علم لدنّي قابليت جاري شدن در وجود انسان‌ها را داراست چون جنس اصلي در علم لدنّي و جسم مادي انرژي است.

5: نتيجه گيري

در بررسي چگونگي ساختار اتم نتيجه گرفتيم که ذرات با بارهاي مثبت و منفي در کنار هم باعث پايداري جرم اتم يا همان نوترون مي‌شوند، دليل اينکه جهان ما ساخته شده از اضداد است همين موضوع است شب و روز، نيکي و بدي، غم وشادي....

شناخت ذرات بنيادي سازنده عالم منجر به شناخت جهان ما ميشود، گفتيم جسم انسان در لحظه‌ي به دنيا آمدن تقريبا 1027× 7 اتم ساخته شده است و همچنين فضاي خالي بين اتم‌ها را يادآور شديم که نسبت به حجم اتم بسيار زياد است به گونه‌اي که مي‌توان جهان را مانند توهمي توخالي پنداشت.

انسان براي بقا نياز به انرژي دارد و جهان ما نيز پر است از انرژي‌هاي مختلف مانند مکانيکي، گرمايي، گرانشي و....

انسان براي ادامه حيات از دو طريق کسب انرژي مي‌کند:

1: خوردن غذا

2: دريافت انرژي کاينات از محيط به وسيله چاکراها

خوردن غذا امري طبيعي است و نيازي به شرح ندارد اما در مورد چاکراها بايد وارد مقوله‌ي اندام‌شناسي و ‌هاله‌شناسي شد که در اين مقاله نمي‌گنجد و فقط نام چاکرا و جايگاه و رنگ‌ هاله آن معرفي مي‌شود.

بدن انسان از 7 مرکز گيراي انرژي تشکيل شده است:

1 تاج سر(بنفش) 2 وسط پيشاني اصطلاحا چشم سوم(آبي تيره) 3 گلو(آبي کم رنگ)

4 قلب(سبز درخشان) 5 مرکز ناف(زرد) 6 نشيمن گاه(نارنجي) 7 دنبالچه(قرمز)

هر کدام از اين چاکراها بر اندامي تاثير مي‌گذارد و تعادل را در جسم پديد مي‌آورد وقتي به صداي خوش پرنده‌اي گوش مي‌کنيد يا به موسيقي جويبارها دل مي‌سپاريد يا آوازي زيبا غم از دلتان مي‌برد يا شعري دلفريب وجودتان را مملو از شعف و سرمستي مي‌کنداين معني را در بردارد که شما توسط چاکراهاي بدنتان انرژي دريافت کرده ايد.

يکي از راه‌هاي تقويت چاکراها براي دريافت بيشترين انرژي از کائنات کم خوردن است وقتي بدن از طريق خوردن ذخيره انرژي پيدا نکند چاکراها به طور خودکار فعال مي‌شوند:

روزه در اسلام چنين هدفي را دنبال مي‌کند

مولانا مي‌فرمايد:

اين دهان بستي دهاني باز شد

تا خورنده لقمه‌هاي راز شد

لب فروبند از طعام و از شراب

سوي خوان آسماني کن شتاب

گر تو اين انبان ز نان خالي کني

پر ز گوهرهاي اجلالي کني

طفل جان از شير شيطان باز کن

بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردي چرب و شيرين از طعام

امتحان کن چند روزي در صيام

چند شب‌ها خواب را گشتي اسير

يک شبي بيدار شو دولت بگير

از نظر مولانا اگر دهان ظاهري را از خوردن بازداري دهان رازهاي باطني باز مي‌شود و به گوش جان تو زمزمه مي‌کند و حقيقت وجود را به تو مي‌نمايد و تاريکي‌هاي راهت را به نور مبدل مي‌کند.

اگر تو دست از لذت خوردن بکشي تو را با لذتي سيري ناپذير آشنا مي‌کنند که هميشه طالب آن مطلوب خواهي شد. منظور مولانا از دهان دوم همان چاکراهاي قلب و بالاي آن است که در نتيجه دريافت انرژي از اين ناحيه معرفت حاصل مي‌شود و مرتبط با امور معنوي است و چاکراهاي زير قلب بيشتر مسئول تنظيم امور مادي جسم هستند.

در تعريف علم لدني اشاره‌اي شد به حديث شريف پيامبر (ص): هرکس چهل شبانه روز خود را براي خدا خالص کند چشمه‌هايي از قلبش به زبانش جاري مي‌شود.

شايد پايه و اساس چله‌نشيني در عرفان همين حديث شريف باشد البته پيشينه چله‌نشيني به قبل از اسلام بر‌مي‌گردد و در اديان ديگر هم وجود داشته است.

چله‌نشيني و حذف لذت‌هاي مادي بدن انسان را براي دريافت علم لدني آماده مي‌کند و گويي جرياني از انرژي و نور پاک الهي يا همان علمي که امام جعفر صادق (ع) به عنوان بصري فرمودند: در عالم وجود هست از طريق پاک‌سازي روح مي‌توان به اين جريان وصل شد و نتيجه اين اتصال معرفت است از اين رو اهل تزکيه به شهودي دست يافتند که جلوتر از علم و آگاهي بشر زمانشان بود و اکنون علم به کمک تکنولوژي قادر به درک گفته‌هاي اين انسان‌هاي پاک نهاد است گام‌هاي بزرگي که اين انسان‌ها در زمان خودشان برداشتند جلوتر از عقل بشر بود ولي علم اکنون مي‌تواند دست مارا بگيرد و گام‌هاي ما را ياري کند تا به درک شهودات آنها نائل شويم در اينجا به ذکر برخي از اين موارد مي‌پردازيم

1: نظريه وحدت وجود ابن عربي و تطابق آن با نظريه‌ي ريسمان (يکپارچگي عالم خلقت و وحدت ذرات از ديدگاه ذرات زير اتمي)

2: شعر مولانا در مورد پيدايش خلقت و تطابق آن با فيزيک کوانتوم امروز که پروفسور محسن فرشاد اين موضوع را در کتابي با عنوان (انديشه‌هاي کوانتومي مولانا) مورد بررسي قرار دادند.

هيچ چيزي ثابت و برجاي نيست

جمله در تغيير و سير سرمدي است

ذره‌ها پيوسته شد با ذره‌ها

تا پديد آمد همه ارض و سما

3: طي الارض مفهومي مشابه با تله پورت کوانتومي دارد تله پورت کوانتومي بر پايه ماهيت عجيب فيزيک کوانتوم است که مي‌گويد اجزاي سازنده اساسي عالم مانند ذرات زير اتمي مي‌توانند در يک زمان در دويا چند مکان وجود داشته باشد در حال حاضر دو گروه تحقيقاتي مستقل در چين وکانادا توانسته اندحرکت چندين مايل را در شبکه‌هاي فيبر نوري خود گزارش دهند و در 19 سپتامبر 2016 در دو مقاله منتشر کرده اند. (11)

4: آنچه شيخ علاءالدوله سمناني در رساله نوريه به شرح و توضيح آن مي‌پردازد امروزه با علم چاکراشناسي و ‌هاله‌شناسي مشابهت و مطابقت دارد او رنگ‌هاي ساطع شده از جسم مادي انسان را بدون وجود دستگاه طيف سنجي و از طريق علم لدني مشاهده کرده است.

5: حرکت اسپيني الکترون، گردش الکترون گرد خودش و سماع حضرت داوود و مولاناي بزرگ با هم مشابهت دارد ذرات وجود انسان در گردش و چرخش هستند و يک لحظه هم از حرکت نمي‌ايستند وقتي انسان با شعور کيهاني و کائنات يکي مي‌شود و دل به خالق اين عظمت مي‌سپارد با موسيقي ناشنيدني و موزون هستي هم گام و هم رقص مي‌شود و ذکر حضرت حق را با طنين وجودش هماهنگ مي‌کند و هم صدا با ذرات وجود خويش و ذرات هستي، او را که منشا خير است و سراسر لطف، خالصانه مي‌خواند و به وصل او نايل مي‌شود چگونه چنين انساني که چشم حقيقت بين دارد و از کنه ذرات آگاه است پايکوبي و دست افشاني نکند؟ چگونه آرام بنشيند وقتي در جوشش است و طرب عالم را درک مي‌کند؟ چگونه بي‌قرار نباشد وقتي مي‌داند جز بي‌قراري چيزي در عالم نيست؟

6: دل هر ذره را که بشکافي

آفتابيش در ميان بيني

آنچه که ‌هاتف اصفهاني در اين بيت بيان کرده است و آفتابي که در دل ذره مي‌گنجد در واقع همان انرژي هسته‌اي ست. در حال حاضر علم بشر فقط قادر به شکاف هسته‌اي عناصر پرتوزاست در صورتي که ممکن است در آينده به جايي برسد که بتواند ساير عناصر را نيز بشکافد.(12)

ذکر مواردي اين چنيني که هريک بحث برانگيز است و بايد جداگانه مورد بررسي قرار گيرد ثابت مي‌کند که علم لدني سال‌ها جلوتر از علم روز بوده و تنها مشکلي که براي بروز اين مباني وجود داشته سطح درک انسان‌هاي آن زمان بوده است.رسيدن به روزي که درک انسان‌ها قابليت پذيرش اين حقيقت را داشته باشند که به کمک پاکسازي روح و طهارت نفس مي‌توانند به انرژي عظيمي دست يابند ساليان سال طول مي‌کشد ولي هر چه هست چه در حال حاضر و چه در آينده انرژي حرف اول را مي‌زند و دستيابي به انرژي‌هاي عظيم دروني هم مي‌تواند بسيار مفيد و کارآمد باشد و هم بسيار مضر و هولناک!

کاش روزي برسد که ما انسان‌ها با عشق و صلح و دوستي در کنار هم زندگي کنيم و دردهايي که درمانشان همه در وجودمان است، مرهم بخشيم.

دست و پا بسيار زد تا عشق مارا پاک سوخت

شعله خون‌ها خورد تا اين هيزم نمناک سوخت

عاشقان پاکدامن پرده دار آفتند

بي سبب پروانه را آن شعله بي‌باک سوخت

(صائب)

سميرا عين علي با نظر منصور فرزامي

فهرست منابع:

1: کتاب علم خدا مايکل ريگان ترجمه فرناز فرود

2: همان

3: علم چيست؟ فلسفه چيست؟ دکتر سروش با کمي تلخيص و تصرف

4: علم نا آموخته کريمي عبدالعظيم

5: کريم زماني شرح جامع مثنوي

6: مشکاه الانوار ص325

7: احيا علوم دين جلد 4 ص322

8: http://www.godgetnews.ir

9:http://sarzaminhayedoor.ir

01: آينده ذهن ميچيو کاکو ترجمه دکتر ماني منوچهري

11:www. Bigbang.com

12:http://inhnew.ir/fa/news/2669


نسخه چاپي ارسال به دوستان