تاریخ 1396/05/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
جوانان جوياي کار...

اشتغال مهم‌ترين مشکل و دغدغه جوانان است.اهميت اين مقوله آنچنان در زندگي جوان نمود پيدا مي‌کند که اگر نتوانيم چاره‌اي براي حل آن پيدا کنيم براي هميشه آن را به دغدغه‌اي بزرگ تبديل کرده‌ايم. در کنار مشکل اشتغال، بحث مسکن و اشتغال جوانان هم دو موضوع بسيار حائز اهميت و قابل تامل است. اگر مشکل اشتغال مرتفع گردد قطعا دو مشکل ديگر(مسکن و ازدواج) هم به خودي خود حل خواهد شد، چرا که اشتغال اولين ضرورت در زندگي جوانان است.

سال‌ها درس خواندن و تحصيل کردن و علم آموزي به اميد روزي سپري مي‌شود که جوانان، به ويژه جوانان تحصيلکرده را به وصال کار مورد علاقه‌شان برساند. بديهي است که استخدام و داشتن يک کار مطلوب دولتي روياي اول جوانان براي کار است.اين توقع از خود، در مورد آن دسته از جواناني که از سدهاي محکم آزمون‌هاي ورودي دانشگاه‌هاي معتبر عبور کرده‌اند، قوي‌تر رخ مي‌نمايد.

متاسفانه به دليل نبود امنيت شغلي در بسياري از مشاغل تعريف شده در کشورمان، جوانان تمايل به تصدي کارهاي دولتي با شرايطي امن و داراي آتيه و عاقبت دارند.

داشتن تحصيلات عالي و کسب دانش لازم براي يک حرفه، جوان را به جستجوي کاري که در خور شان و منزلتش باشد وا‌مي‌دارد، در چنين شرايطي نخستين اقدام به اصطلاح «رو انداختن» به دوست و آشنا و فاميل است.

گاهي ياري جستن از دوستان و اقوام مثمرثمر مي‌شود و جوان جوياي کار موفق به يافتن کاري متناسب با تخصص و روحيه‌اش مي‌شود، اما هميشه اينگونه پيش نمي‌رود و همه از شانس برابر براي يافتن کارمناسب برخوردار نمي‌شوند،.در چنين شرايطي جوان جوياي کار به اجبار تن به کارهايي مي‌دهد که نه مطابق با دانشش مي‌باشد و نه اساسا ميل و گرايشي به انجامش دارد اما به دليل تامين هزينه‌هاي زندگي خود و قطع وابستگي‌هاي مالي از خانواده به ناچار مي‌پذيرد.

بي‌هيچ تعارف و ملاحظه‌اي بايد بگوييم که در چنين شرايطي قطعا روحيه تعهد و تاهل از جوان گرفته مي‌شود و نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم که کارها به درستي و به دور از هرگونه خطا و اشتباهي انجام پذيرد.

اگر بخواهيم کشوري را به لحاظ ميزان توسعه يافتگي مورد بحث قرار دهيم بايد ببينيم سهم نيروي انساني به ويژه نيروي کار متخصص و حرفه‌اي آن چقدر بوده است.در اين زمينه بايد به سه مورد مهم توجه شود نخست اينکه کار فرد با علايق و توانمندي‌هايش همسو باشد.دوم با استعداد او سازگار باشد و سوم اينکه با دانش و آموزش او منطبق شود.اينجاست که مي‌توانيم به داشتن نيروي کار خلاق و با‌استعداد و البته دلسوز و متعهد اميدوار باشيم.چه بسا که از پس آن هم مي‌توانيم الگوهايي براي شناسايي استعدادها و هدايت آنها در مشاغل مرتبط معرفي نماييم.

يادمان باشد جوانان طلايي ترين دورا ن زندگي خود را در مدارس و دانشگاه‌ها سپري مي‌کنند و تفاوت کشورهاي پيشرفته و صاحب علم هم در همين بخش است بنابراين اگر بتوانيم جوانانمان را در مسير دستيابي به مشاغلي متناسب با توان و تخصص و استعدادشان قرار دهيم، حتما ثروت آفريني هم اتفاق مي‌افتد، چه ثروتي بالاتر از نيروي کار جوان، عالم، مستعد و متعهد؟!

مو ضوعي که بسيار مهم و ناراحت‌کننده است عدم تطابق رشته‌هاي دانشگاهي با نياز بازار کار در آينده مي‌باشد.چالشي که بايد مسئولان امر را به چاره انديشي و اتخاذ تصميم‌هاي درست و آينده‌‌ساز وادارد.

براي بسياري از رشته‌هاي پرطرفدار دانشگاهي هيچ بازارکاري وجود ندارد و تحصيل‌کرده‌هاي اين رشته‌ها گاهي به ناچار در مشاغلي فعاليت مي‌کنند که کوچک‌ترين تخصص و سر رشته‌اي از آنها ندارند، نا گفته نماند که اين ضعف بايد در سطوح عالي مديريتي کشور بررسي و مورد توجه قرار بگيرد چرا که نوک اين پيکان بدون هيچ واسطه‌اي متوجه مديران و مسئولان است.

اينکه اغلب دانشجويان در شرف فارغ‌التحصيلي انتخاب اولشان اين است که بروند فرمي پر کنند و ميزي باشد و استخدام شوند فقط به دليل آسوده خاطر شدن از آينده شغلي خودشان است.شايد هم دليل اصلي آن اين باشد که از ميان الگوهاي شغلي ديگر اين مورد را بيشتر از بقيه (کارآفريني، خوداشتغالي و...) برجسته نموده‌اند.

معضل مشاغل کاذب و به دور از شان و تخصص افراد از ظواهر ناخوشايند و نامبارک جامعه ماست که متاسفانه قشر زيادي از جوانان تحصيلکرده کشورمان را آلوده خود نموده است.

ضعف برخي از دستگاه‌هاي اجرايي کشور در اجراي قوانين مربوط به کار و اشتغال باعث شده تا برخي صاحبان و مديران شرکت‌ها و کارخانه‌ها نيروي جوان جوياي کار را در موقعيت پذيرش اجباري شرايط تحميلي خود قرار دهند.

امتناع از تامين شرايط بيمه‌اي و عدم پرداخت حقوق تعريف شده قانون کار، از بارزترين تخلفات کارفرمايان و مديران است.

جوان به ناچار مجبور به پذيرش اين شرايط و دريافت حقوق توافقي که مغاير با قوانين کاربوده، مي‌گردد.

شواهد حاکي از آن است که نظارت‌ها و بازرسي‌ها در اينگونه موارد تقريبا در حد صفر بوده است در غير اين صورت راه براي تخلفات اين‌چنيني هموار نمي‌شد.

مطالبه سابقه کار و ارائه معرفي‌نامه معتبر هم يکي ديگر از سنگ‌اندازي‌ها و مانع‌تراشي‌ها براي جوانان جوياي کار است، جواني که بعد از ميز دانشگاه هيچ ميز و منصب ديگري را تجربه نکرده است قطعا نمي‌تواند به پشتوانه سابقه کار و معرفي نامه و چه و چه ، به يافتن کاري اميدوار باشد، مگر اينکه نگاه و رويکرد مديران و مسئولان قدري تغييرکند و به پرورش و آموزش جوانان در حين کار همت گمارند، چه بسا که از اين رهگذر سرمايه نيروي انساني کشور به ثروت‌هاي ملي مملکت بدل گردد.

مهارت‌آموزي جوانان تحصيل‌کرده و جوياي کار ضامن اشتغال پايدار است و براي موفقيت در اين زمينه همکاري دستگاه‌هاي مرتبط لازم و ضروري است.

امروزه بازار کار، نيازمند بهره‌مندي از مهارت‌هاي تخصصي و فني است و جواناني که داراي تخصص و مهارت‌هاي حرفه‌اي باشند مشکل کمتري براي ورود به بازار کار دارند به شرط آنکه به درستي در جايگاه خود قرار گيرند.

کار باعث اميد، نشاط و پويايي در زندگي جوانان و همچنين در سطح اجتماع مي‌گردد و به تبع آمار ناهنجاريهاي اجتماعي نيز پايين مي‌آيد.اميد است دفع مشکل اشتغال جوانان بيش از پيش در راس کار مسئولان و دولت قرار گيرد چرا که امنيت و اقتدار جوانان در گرو حل معضل اشتغال است.

مهين ملک‌زاده


نسخه چاپي ارسال به دوستان