تاریخ 1396/04/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
مدارس گوناگون با مقررات متفاوت
   نويسنده : ابوالقاسم کواکبيان

آموزش و پرورش غيررسمي از ابتداي پيدايش انسان روي کره زمين آغاز شده است تا آن‌جا که که برخي را عقيده بر اين است، معلمي و يا مربيگري دومين پيشه انسان بوده است گرچه در جوامع بدوي يعني قريب پانزده هزار سال قبل آموزش به شکل رسمي وجود نداشته است ولي در همه مراحل زندگي نقش معلم را بزرگتر‌ها براي کودکان داشته‌اند البته در آن زمان بزرگترها براي تعليم و تعلم مشکلات امروز کشور ما را نداشتند چون همه امور ساده بود.

در اين سال‌ها با پايان يافتن يک سال تحصيلي پدر و مادرها بايد براي اوقات فراغت فرزندان خود برنامه ريزي کنند و بخشي از درآمد خود جهت شهريه‌هاي کلاس‌هاي جورواجور و اياب و ذهاب آنان در نظر بگيرند، هنوز از اين بابت آسوده نشده‌اند که دغدغه ديگري همانا ثبت نام در مدرسه براي کلاس بالاتر به سراغشان مي‌آيد به ويژه اينکه هر سال دستورالعمل جديدي از سوي آموزش و پرورش صادر و تنوع مدارس بيشتر مي‌شود، براي مثال طبق دستوري که براي ثبت‌نام سال جاري صادر شده است و ضرب الاجلي که تا پايان مرداد ماه تعيين گرديده به بهانه اينکه مسئولين وقت داشته باشند در شهريور ماه براي مسايل مختلف از جمله مسايل مالي و هزينه‌اي برنامه ريزي کنند. از طرفي در حال حاضر وجود 47 نوع مدرسه که مشکل انتخاب براي خانواده‌ها و استرس دانش آموزان را در پي دارد و اين تنوع و تفاوت که موجب فخرفروشي عده‌اي مي‌شود. از طرفي باعث رنجش و احساس حقارت ديگران خواهد شد و اين آپارتايد آموزشي که بي‌عدالتي را نيز در پي دارد گريبان والدين را مي‌گيرد، براي مثال مدارس دولتي که خود طيف گسترده‌اي دارند از مدارس کپري که با سقف حصيري و ديوار گلي درست شده اند تا مدارس عادي دولتي، يا مدارس خيرساز، مدارس هيئت امنايي، مدارس نمونه مردمي و غيره که از سوي ديگر مدارس پولي و يا همان غيرانتفاعي که به ظاهر با مشارکت مردم و نظارت آموزش و پرورش اداره مي‌شود و قرار است درآمد حاصله عمدتا صرف هزينه‌هاي جاري شود البته در برخي از اين مدارس برخلاف اسم غيرانتفاعي آن فرزندان افراد پولدار به اين مدارس مي‌روند و حاصل آن سودجويي است چون شنيدهمي‌شود شهريه فلان عزيز دردانه در بخش‌هاي اعيان نشين تهران چند برابر کل درآمد يک کارگر و يا يک کارمند است.

البته تنوع مدارس صرفا مدرسه‌هاي دولتي و غيرانتفاعي نيست همانگونه که ذکر شد حدود 47 نوع مدرسه داريم که از جمله مي‌توان مدارس ملي، مدارس استاندارد، استثنايي که توضيح همه آنها در حوصله اين بحث نمي‌گنجد.

گرچه ثبت نام در مدارس دولتي هم مشکلات و مضايق خود دارد از اثبات محل سکونت گرفته تا شرط معدل يا سطح هوش دانش‌آموز و از همه مهم‌تر داشتن يک پارتي در آموزش و پرورش و يا با صف بستن طولاني در پشت برخي از مدارس.

گذشته از مشکلات ثبت‌نام اشکالات ديگري که بر شيوه آموزش و پرورش ما وارد است اين که زيربناي اصلي و عمده‌ي شخصيت و ابعاد وجود آدمي در آموزش و پرورش شکلمي‌گيرد ولي متاسفانه هنوز آموزش و پرورش ما با شيوه‌هاي کم اثر به کار خود ادامه مي‌دهد هنوز معلم حرف اصلي مي‌زند و متعلم بايد مطيع باشد هنوز کتاب محور اصلي است و انتقال معلومات به حافظه سپردن اطلاعات، هنوز باورهاي ذهني نادرست معلمان و حتي خانواده‌ها حاکم است هنوز نظام ديوان سالاري با تاکيد و قواعد سازماني با کتاب‌هاي درسي ثابت اعمال مي‌شود.

البته صدها مشکل و گير ديگر سر راه آموزش و پرورش است از کمرنگ بودن مشارکت مردم تا بي‌توجهي به نقش معلم از نبود يا کمبود دانش در زمينه‌هايي که نياز به تغيير دارند تا اصرار کساني که از وضعيت موجود سود مي‌برند به همين دلايل دست اندرکاران هرازگاهي اقدام به تغيير سيستم آموزشي مي‌کنند ولي شوربختانه چون روش‌هاي آنان علمي و کارشناسانه نيست راه با مقصود نمي‌برند براي مثال آموزش قبل از انقلاب يعني تا سال 1346 به دو دوره 6 سال ابتدايي و 6 سال متوسطه بود تا آن که پس از آن به پنج سال ابتدايي سه سال راهنمايي و چهار سال متوسطه تبديل شد. سال 1370 دوره متوسطه به سه سال و يک سال پيش دانشگاهي تبديل گرديد با اين حال به علت عدم ثبات تصميم‌گيري هم اکنون مجددا به شش سال ابتدايي و شش سال متوسطه روي آوردند يعني نقطه سرخط و يا به عبارتي به سال‌هاي قبل از 1346بازگشتند.

در پايان نگارنده از دست اندرکاران اين امرتقاضا دارد ‌اي کساني که با يک بخش نامه و يا يک دستور العمل سرنوشت ميليون‌ها انسان را تغيير مي‌دهيد از تعدادي استاد مجرب در زمينه آموزش و پرورش با توجه به برنامه‌هاي کشورهايي که در اين امور پيشرفت کرده‌اند و با توجه به رعايت عدالت و عدم تبعيض يک برنامه کارآمد تهيه و اجرا کنيد تا ضمن پيشرفت سطح آموزش و آسودگي خيال والدين طوري شود که ديگران ما را سرمشق قرار دهند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان