تاریخ 1396/03/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
رئيس بنياد نخبگان استان سمنان:
اظهار نظرها در خصوص بالا بودن ضريب هوشي ايرانيان دقيق نيست

لطفا در خصوص بنياد ملي نخبگان توضيح دهيد.

فيض- پيشنهاد دهنده اين بنياد شخص مقام معظم رهبري بودند و اساسنامه بنياد ملي نخبگان با پيگيري هاي شخص ايشان در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد. به هر صورت هر نهادي بايد حالتي قانوني پيدا کند و لذا در سال 85 و در دولت نهم رسما تاسيس شد. حوزه ماموريت هاي اين مجموعه هم شناسايي، حمايت و هدايت نخبگان و استعدادهاي برتر است. درست است که عنوان اين بنياد مربوط به نخبگان است، اما بخش عمده‌اي از فعاليت هاي بنياد ملي نخبگان به قبل از نخبگي مربوط مي‌شود. يعني 90 درصد افراد تحت پوشش ما افرادي هستند که طبق در تعريف نخبگي قرار ندارند. چرا که به کسي نخبه مي‌گويند که در يک حوزه تخصصي جريان‌ساز و اثرگذار باشد، لذا مثلا کسي که در المپياد جهاني و يا کنکور سراسري رتبه هاي ممتاز و عالي دارد، نخبه نيست، بلکه صاحب استعداد برتر است اما مي‌تواند نخبه بشود. ماموريت بنياد ان است که اين فرد تحت حمايت‌هاي متنوع قرار بگيرد به اين اميد که به فردي جريان ساز تبديل شود.

بنابراين حمايت‌هاي شما صرفا مالي نيست؟

فيض- بله، ما جدولي از تسهيلات مختلف شامل تسهيلات نظام وظيفه تا خدمات فرهنگي اجتماعي، آموزشف مشاوره، مسکن و اشتغال را در اختيار داريم که طيفي از حمايت هاي مالي و غيرمالي را دربر مي‌گيرد و البته نوع خدمات بر اساس نوع گروه‌ها متفاوت است.

چه تعداد افراد صاحب استعداد برتر در استان شناسايي شده‌اند؟

فيض- افرادي نظير مخترعين و صاحبان استعدادهاي برتر در استان حدود 200 نفر هستند، اما نخبگاني که شناسايي شده‌اند، اندک هستند و تعدادشان کمتر از 10 نفر است.

نخبگان استان سمنان را نام ببريد.

فيض- پروفسور اعواني در فلسفه، پروفسور کردواني در کويرشناسي، پروفسور جلالي در IT، آقاي داود ميرباقري در هنر، آقاي دکتر طباطبايي در پزشکي و مغز و اعصاب، دکتر اسحاقي در رياضيات و آقاي معلم دامغاني در ادبيات

به عبارتي مي توان گفت در حال حاضر جوان نخبه نداريم؟

فيض- طبق تعريف افراد نخبه بايد در سطوح گسترده جريان ساز باشند که اين موضوع معمولا شامل جوانان نمي‌شود. به عنوان مثال آقاي پروفسور جلالي و يا پروفسور اعواني تاثيرگذاري بين المللي دارند.

در حوزه مخترعين وضعيت چطور است؟

فيض- متاسفانه وضعيت مخترعين در کشور چندان روشن نيست و متولي مشخصي ندارد به گونه اي که مخترعين پس از ثبت اختراعات ابهامات فراواني دارند. به هر صورت ماموريت روي زمين مانده‌اي در اين خصوص وجود دارد که بنياد تلاش مي‌کند به اين موضوع توجه کند، لذا مخترعان آثار خود را در جشنواره‌اي به نام رويش ارائه مي‌دهند. اين جشنواره ها به طور منطقه‌اي در کشور برگزار مي شود که استان سمنان در کنار استانهاي گلستان، قزوين و مازندران حضور دارد. البته اين منطقه‌بندي بعضا دچار تغييراتي نيز مي‌شود.

در خصوص جشنواره اختراعات رويش بيشتر توضيح دهيد.

فيض- اين جشنواره با اين هدف برگزار مي شود که آن دسته از اختراعات که از لحاظ علمي پيشرفته هستند و پتانسيل تجاري سازي نيز دارند مورد حمايت ويژه قرار بگيرند، لذا نوع تسهيلات بر اساس تجاري‌سازي ارائه مي شود. معمولا در دنيا از هر هزار اختراع و يا سه هزار اختراع يک مورد آن تجاري مي شود. خوشبختانه در کشور ما با تلاش‌هاي صورت گرفته اين نسبت به يک صدم رسيده است، يعني تقريبا از هر صد اختراع يک مورد پتانسيل تجاري شدن دارد.

حدود 15 درصد اختراعاتي که در اين جشنواره شرکت مي‌کنند، انتخاب مي‌شوند که از اين ميزان حدود 5 درصد تجاري مي‌شوند. با بررسي‌هاي دقيق متوجه شديم فعاليت هاي بنياد در نرخ تجاري سازي اختراعات اثر زيادي داشته است.

تجاري سازي اختراعات چه کمکي به اقتصاد مقاومتي دارد؟ بنياد ملي نخبگان چه اقداماتي براي اين موضوع انجام داده است؟

فيض- در بخش اختراعات، چون حمايت هاي بنياد مستقيما بر روي تجاري سازي متمرکز است طبيعتا اين امر به طور مستقيم بر روي اقتصاد مقاومتي اثر مي‌گذارد. اما اقدام اصلي ما ان بود که در نشست هاي مشترک با صاحبان ايده و فکر اقدام به جمع‌آوري نظرات آنها کرديم. اين ايده‌ها پس از پالايش و انتخاب نهايي در همايشي در استان مازندران مطرح و مورد ارزيابي قرار گرفت و نهايتا به مقامات عالي کشور ارائه شد.

بنياد همچنين رويدادهاي کارآفريني را در دانشگاه‌ها مورد حمايت جدي قرار مي‌دهد که اين امر هم به ايده‌يابي و عملياتي سازي ايده‌ها کمک شاياني مي‌کند.

به لحاظ ساختاري ارتباط بنياد با معاونت علمي و فناوري ريئيس جمهور چگونه است؟

فيض- در ساختار ارتباط خاصي وجود ندارد اما چون رياست بنياد و معاونت علمي فناوري رئيس جمهور يک نفر است. اين موضوع بسيار اثربخش بوده و کمک زيادي به روند کار کرده است. در بنياد ساختاري شامل کارگروه هاي تخصصي با توجه به استعدادهاي هر استان فعال است که معادل آن در معاونت فناوري نيز وجود دارد. به عنوان مثال در استان سمنان کارگروه تخصصي گياهان دارويي تشکيل شده است که امکان ارتقاي تعداد کارگروه ها تا 5 مورد هم در هر استان وجود دارد.

وقتي اين کارگروه ها تصويب مي شود در يک فرآيند کوتاه توسط ستادهاي مذکور مورد پشتيباني قرار مي‌گيرد. در دولت قبل کانوني به عنوان کانون هماهنگي دانش و صنعت با همکاري بنياد و معاونت شکل گرفته بود که همه اين تلاش‌ها براي آن است که حوزه فکر و اجرا با يکديگر مرتبط باشند.

تفاوت اصلي بنياد ملي نخبگان با معاونت علمي و فناوري و يا پارک‌هاي علم و فناوري آن است که بنياد بر روي افراد مستعد متمرکز است، اما معاونت علمي و پارک ها در حوزه شرکت ها فعاليت مي‌کنند. لذا اين امر حوزه ماموريت ما را کاملا از هم تفيکيک مي‌کند.

تيم ارزياب ايده ها و اختراعات براي اعطاي تسهيلات تجاري‌سازي چگونه است؟

فيض- ابتدا اين داوران به تيم هاي تخصصي تقسيم مي شوند. از سويي ديگر هيات داوري تخصصي ترکيبي از داوران استاني و کشوري است.

در خصوص فرار نخبگان چه نظري داريد؟

فيض- از فرار نخبگان يا فرار مغزها تعابير مختلفي وجود دارد. عده اي از آن با عنوان گردش افکار و يا مهاجرت نخبگان تعبير مي‌کنند. دو نظر عمده در اين خصوص وجود دارد. عده اي اين موضوع را خطر مي‌دانند و برخي نيز آنرا پديده‌اي عادي و حتي مفيد و مثبت و قابل مديريت مي‌دانند. چيزي که در بنياد حاکم است ديدگاه دوم است، چرا که مهاجرت نخبگان را به معناي گردش نخبگان در دنياي کنوني مي دانيم. يعني فرد مي‌تواند در هر نقطه‌اي تحصيل کند و درصدي از انها به کشور بازگردد. قطعا اگر بتوانيم نرخ بازگشت افراد را افزايش دهيم مثبت است. اين را در نظر بگيريد که هيچ گاه نمي توانيم خروج نخبگان را به صفر برسانيم. طبيعتا ما بايد در کشور امکانات و فضايي را فراهم کنيم که اگر فرد مستعدي خواست ارتقاي علمي پيدا کند بتواند. قطعا ما نمي‌توانيم به اجبار فردي را نگه داريم اما وظيفه داريم که شرايط مناسب را فراهم کنيم. قطعا نبايد طوري کار کنيم که افراد براي رفتن ترغيب شوند.

نکته ديگر آنکه افرادي که از کشور خارج مي‌شوند، را رها نکنيم. در حال حاضر در بنياد ملي نخبگان بخشي وجود دارد که به ايرانيان نخبه مقيم خارج از کشور سرويس مي دهد. مثلا استادي علاقه‌مند است، در ايران حضور يافته و در دانشگاهي دوره‌اي برگزار کند، بنياد به تسهيل سفر کمک مي‌کند. همچنين معمولا تسهيلاتي براي نظام وظيفه به نخبگان داده مي‌شود که اين موضوع براي نخبگان خارج از کشور تا 6 سال پس از پايان تحصيل است. البته توجه کنيد که هرکس خارج از کشور تحصيل مي‌کند، لزوما نخبه نيست.

توجه کنيد، همانطور که رهبري فرمودند بايد زبان فارسي در دهه هاي آينده زبان علم و دانش و مرجع شود. ما بايد اين حرف را جدي بگيريم که نياز به برنامه ريزي دارد. چنانچه اين امر جدي گرفته شود، شاهد اتفاقات ديگري خواهيم بود. به عنوان مثال همين معاونت فناوري چنين ثمراتي داشته است. موضوع ديگر وجود چرخه علم و صنعت در کشور و توجه جدي به آن است. مثلا در حوزه هوا فضا و يا هسته‌اي اگر چرخه صنعتي آن مورد توجه قرار نمي گرفت قطعا تعداد زيادي از نخبگان اين حوزه از کشور خارج مي‌شدند. سرمايه‌گذاري بر روي خود علم اهميت بسيار ويژه دارد. در همين مورد يکي از نخبگان تعريف مي‌کرد در دوران تحريم نقش دانش خود را ديديم چرا که کشور مجبور بود بر روي پاهاي خود بايستد، لذا به ما توجه ويژه‌اي شد.

اساسا جنگ غرب با ما بر همين اساس است. آنها مي دانند اگر در حوزه‌هاي مختلف نظير هسته اي و نانو و... سرمايه گذاري جدي صورت گيرد دليلي براي خروج دانشمندان از کشور وجود نخواهد داشت و رشد علمي کشور چندين برابر خواهد شد.

آيا مي توان گفت يکي از دلايل سرمايه گذاري کشور بر روي دانش هسته اي همين بوده است؟

فيض- بله، يکي از علل سرمايه گذاري وسيع بر روي دانش هسته اي و ساير مرزهاي دانش همين بود که دانشمندان و دانشجويان و اساتيد نقش خود را پيدا کنند. همين تجهيزات هسته اي از قطعات بسيار زيادي تشکيل شده است که شرکت‌هاي دانش‌بنيان را فعال خواهد کرد.

به عنوان سوال پاياني گفته مي‌شود، هوش ايرانيان از متوسط جهاني بيشتر است. اين موضوع را قبول داريد؟

فيض- نقل هايي وجود دارد اما فکر نمي‌کنم چندان درست باشد. يکي از اساتيد ايراني که در آمريکا تدريس مي‌کرد به من گفت: ما زماني مي‌توانيم بگوييم هوشمان زياد است که بدانيم نوآوري‌ها و ايده‌پردازي‌هاي ملل ديگر چقدر است. در حقيقت ما بدون آنکه از دستاوردهاي علمي ساير نقاط جهان مطلع باشيم نمي‌توانيم اظهار نظر دقيقي داشته باشيم. اين استاد معتقد بود ساير ملل نوآوري‌هاي بيشتري دارند که نشان مي‌دهد ذهن خلاقي پشت ان وجود دارد. بسياري از تجيهيزات کشور ما مثل کولرآبي و... بعد از گذشت چندين دهه هنوز به روز نشده است. در مجموع معتقدم براي اثبات اينکه ايراني ها هوش بالايي دارند، مطالعات دقيق‌تري صورت گيرد. ضمن اينکه خود هوش شکل هاي مختلفي دارد و ضريب هوشي فاکتور مهمي محسوب نمي‌شود. در بسياري از مواقع آنچه که يک ملت را جلو مي‌اندازد هوش‌هاي ديگر نظير هوش اجتماعي و يا ارتباطي است. مثلا ما در هوش اجتماعي ضعف‌هاي جدي داريم و خروجي آنرا گاها در مناسبات اجتماعي مشاهده مي‌کنيم.

از اينکه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد ممنونم.

فيض- من هم از شما تشکر مي کنم و اميدوارم در حوزه رسانه اثربخش و مفيد باشيد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان