تاریخ 1396/02/11 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره برو جستجو جستجوی پیشرفته  
مناظره اول انگار نمي‌شود، انگار نمي‌توانيم
   نويسنده : حسين زياري

بالاخره و پس از حرف و حديث و حاشيه‌هاي فراوان، مناظره اول کانديداهاي دوازدهمين دوره رياست جمهوري برگزار شد.

تحليلگران و منتقدان سياسي از زواياي مختلفي به تائيد و يا تکذيب جريان مورد نظر خود دست زده‌اند و سعي در القاي پيروزي در اردوي خود را داشتند.

اما فارغ از همه موارد مطرح شده و سواي از درست يا غلط بودن موضوعات، نکته جالبي در رفتار کانديداها به چشم مي‌خورد و آن هم عدم توجه به زمان و عدم توانايي هماهنگ شدن با زمان بود.

هيچکدام از کانديداها نتوانستند مديريت زمان را به درستي انجام دهند، به شکلي که سه نفر براي حرف‌هايشان وقت کم آوردند و سه نفر ديگر با وقت اضافي مواجه شدند.

مشکلي که سال‌ها در کشور با آن دست به گريبان هستيم و بنظر مي‌رسد هيچ کدام از مردم جامعه به ياد ندارند جلسه و يا مراسمي در ساعت اعلام شده شروع و همچنين در زمان مقرر خاتمه يابد.

مشکلي که در همه ارکان جامعه نفوذ و فعاليت‌هايمان را با مشکل مواجه کرده است، برنامه نامنظم حرکت قطارها، هواپيماها، وسايل نقليه، تاخير و تعجيل مديران و کارکنان و... مواردي است که روزانه با آن به کرّات مواجه‌ايم و ديگر به امري عادي بدل شده است.

در کشورهاي پيشرفته و صنعتي اما موضوع به شکل ديگري پيش مي‌رود، بر حساسيت روي زمان بسيار تاکيد مي‌شود، کمتر کسي است که تجربه سفر به فرنگستان را داشته باشد و از نظم حاکم و دقت به زمان متعجب نشده باشد و با خود خاطره‌اي به همراه نياورده باشد، در واقع در چنين ممالکي مدعي برابري وقت با پول هستند، که پر بيراه هم نيست.

چنين ادعايي ريشه در توليد دارد، پرواضح است که نمي‌توان ماشين آلات گران قيمت صنعتي را به حال خود رها کرد و انتظار داشت تا با ريتم خودشان کار کنند.

گسترش توليد و قيمت بالاي ماشين‌آلات، نياز به هماهنگي بين کارها را افزايش مي‌دهد، اگر گروهي از کارگران راس زمان مقرر کاري را در کارخانه به اتمام نرسانند، ساير کارها در خط توليد به تعويق مي‌افتد و اين امر به سلسه مراتب بالاتر نيز تسري پيدا مي‌کند و در نهايت ضررهاي جبران‌ناپذيري را به همراه دارد.

وقتي محصول به موقع توليد نشود، کارگران بسته بندي، حمل ونقل، فروش، مديران مياني، مديران ارشد، سهام داران و در سطح کلان دولت‌ها و حکومت‌ها با مشکلات جدي و بعضا بحران‌هاي اقتصادي مواجه خواهند شد.

اينکه در مدارس براي اعلام شروع و پايان زمان کلاس‌ها از زنگ استفاده مي‌شود امري تصادفي و اتفاقي نيست، در واقع اين آموزشي است که در کشورهاي پيشرفته به کودکاني که بعدها قرار است چرخ کارخانه‌ها را بچرخانند داده مي‌شود تا از الان اهميت توجه به زمان و لزوم شروع و پايان کارها راس يک لحظه مقرر و تعيين شده را ياد بگيرند.

هر چند که در کشور ما بدون دانستن فلسفه بسياري از امور فقط دست به تقليد و کپي‌برداري از کشورهاي پيشرفته به جاي تفکر و طراحي سيستم مورد نياز و بومي مي‌زنيم که مثال فوق يکي از آن‌هاست، که در آينده به طور مفصل به اين موضوع خواهم پرداخت.

تنها زندگي شغلي در کشورهاي پيشرفته وابسته به دقت در زمان نيست، بلکه زندگي اجتماعي نيز وابسته به وقت و همگام سازي زمان است.

بيمارستان‌ها راس يک ساعت مشخص بيماران را براي خوردن صبحانه بيدار مي‌کنند، کانال‌هاي راديويي و تلوزيوني در ساعت خاصي برنامه‌هاي پرمخاطبشان را پخش مي‌کنند، فعاليت‌هاي تفريحي و اوقات فراغت در روزهاي خاصي و ساعت‌هاي مشخصي از روز انجام مي‌پذيرد، حتي عادات روزمره زندگي نيز با زمان هماهنگ شده است، خانواده‌ها راس يک ساعت مقرر از خواب بيدار مي‌شوند، صبحانه مي‌خورند، به مدرسه و محل کار مي‌روند و برمي‌گردند، به رختخواب مي‌روند و... همه اين‌ها و اين‌ها با يک ريتم مشخص اجتماعي به پيش مي‌رود.

شايد بتوان يکي از دلايل رشد اقتصادي جوامع پيشرفته را همين توجه به زمان و هم‌زمان سازي اجتماعي دانست.

موضوعي که سال‌هاست در کشورمان، نتوانسته‌ايم انجامش دهيم، هميشه مدعي هستيم که منابع زيادي در اختيار داريم اعم از معادن، نفت، گاز، نيروي انساني جوان و متخصص، اما چرا نمي‌توانيم از آن‌ها بهره‌برداري درستي انجام دهيم، چرا بهره‌ور نيستيم؟

"هافتسد" نظريه‌پرداز هلندي در تحقيقات وسيعي به اين موضوع دست يافته است که در سازمان‌ها و جوامع فرهنگ از لايه‌هاي بالايي جامعه به اقشار پايين‌دست جريان مي‌يابد و تسري پيدا مي‌کند، حالا چه مي‌شود که حتي در بالاترين سطح و نخبگان کشور (کانديداهاي رياست جمهوري) هم قادر به مديريت زمان نيستيم، چگونه انتظار توليد، اشتغال و رشد اقتصادي را داشته باشيم، انگار نمي‌شود، انگار نمي‌توانيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان