تاریخ 1393/02/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3639 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 رازهاي موفقيت در زندگي زنانه 
نويسنده : ناهيد ابراهيمي نسب

به مردان قدرت دهيد، تا صميميت فوران کند. مرد موجودي عاشق قدرت است. مرد از اين که قدرتمند باشد حظ مي کند. در آسمان اوج مي گيرد و شما را نيز همراه خود بالا مي برد.
از اينکه توانا باشد يا احساس توانايي کند لذت مي برد. تا وقتي که مشغول کشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد که تنها مي توانيد خواب خوشبختي را ببينيد.  
 اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاد کنيد بدانيد که ديگر پري روياهايش نخواهيد بود. او دنبال کسي است که به قدرت هايش ايمان داشته باشد و حتي ضعف هايش را در جهت تقويت توانايي هايش مثبت جلوه دهد. پس بدانيد که: 
1- اگر خودتان داراي درآمد هستيد، هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشيد. حتي اگر درامد بيشتري داريد هرگز به روي خودتان هم نياوريد. بگذاريد همسرتان فکر کند که همه چيز در دست اوست و اداره امور خانه به دست قدرتمند او اداره مي شود. 
2- مطلقا او را با کسي مقايسه نکنيد. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فکر مي کنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق کنيد. انتقاد دشمن صميميت است. 
3-  تو بي عرضه اي، فاتحه خواندن بر صميميت است. تو بي عرضه اي يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه " تو بي عرضه اي " فاتحه اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است. 
4-  شوهر خود را حلال مشکلات بدانيد. مشکل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل کند و تاييد کنيد که تنها او قادر به حل اين مسئله است. 
 5- به مردان اندرز ندهيد. مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهايي حل کنند و اگر به شما چيزي نمي گويند يعني به تنهايي قادر است موضوع را حل کند و در صورت لزوم با شما در ميان مي گذارند. با نصيحت نکردن زندگي خود را عاشقانه کنيد. 
 6- سکوت مردان را نشکنيد. اين اشتباه خانم هاست که وقتي مرد ساکت است مدام به سمت آنها مي روند و با آنها حرف مي زنند. اگر او ساکت است به سکوت نيازمند است و احترام به اين سکوت يعني صميميت بيشتر. سکوت طولاني در زنان ممکن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها اين طور نيست.
7- مرد دوست دارد که از او قدرداني شود. تشکر به مرد قدرت پرواز مي دهد.از هر کار کوچکي که براي شما انجام مي دهد تشکر و قدرداني کنيد. تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد. 
8- مرد بايد تاييد شود. توانايي هاي مرد را تاييد کنيد و تاکيد کنيد او صاحب بهترين توانايي ها و شايسته ترين همسر ( شوهر) است. 
9-  بايد مورد اطمينان باشد. به او اعتماد کنيد با اطمينان خاطر از اينکه او مي تواند، شما ميتوانيد به راحتي بسياري از کارها را به بسپاريد. 
10- مردها را تشويق کنيد مرد عاشق تشويق است. کف زدن ها را فراموش نمي کند.. مرد، آفرين شما را تا عمر دارد به خاطر مي سپارد. 

منبع:اينترنت


 تربيت و ترتيب سني فرزندان  

مهارت هاي فرزندپروري در واقع اطلاعات و دانشي است که والدين بايد براي تربيت صحيح فرزندان آن را فراگيرند; به اعتقاد کارشناسان، افزايش اين دسته از مهارت ها مي تواند به والدين در به کارگيري شيوه هاي صحيح تربيتي کمک بسياري کند. هرچند طي سال هاي اخير آگاهي عمومي جامعه نسبت به مسائل تربيتي افزايش پيدا کرده است و والدين امروزي بيش از گذشته به مسائل تربيتي اهميت مي دهند، اما هنوز تا علمي شدن بسياري از مباحث تربيتي و به کار گرفتن آن در خانواده ها فاصله زيادي داريم. از اين رو در صفحه خانواده و سلامت بارها به مسائل تربيتي کودکان پرداخته ايم و اين بار نيز به موضوع پراهميت ترتيب تولد و تاثير آن بر شکل گيري شخصيت افراد مي پردازيم که بحث جديدي است. 

ترتيب سني  
از آن جا که ترتيب تولد يکي از عوامل مهم و موثر در شکل گيري شخصيت فرزندان، هوش آن ها، تعيين آينده شغلي و تحصيلي و ايجاد رقابت در فرزندان است، والدين بايد نسبت به خصوصيات مرتبط با ترتيب سني آگاهي داشته باشند و با فرزندان مطابق با اين خصوصيات رفتار کنند تا بتوانند روش هاي موثري را در برقراري ارتباط با فرزندان و تربيت آن ها به کار گيرند. يکي از مهم ترين اين تمهيدات، مديريت رقابت بين فرزندان است; اين مديريت بايد به نحوي باشد که رقابت به تعارض منجر نشود. متاسفانه گاه والدين به گونه اي رفتار مي کنند که باعث ايجاد رقابت منفي و سپس تعارض بين فرزندان مي شود. در واقع والدين با تبعيض، بدرفتاري با يکي از فرزندان و توجه نکردن به خصوصيات شخصيتي، ناخواسته به رقابت منفي بين فرزندان دامن مي زنند.در حالي که بايد با توجه به خصوصيات شخصيتي، سرشتي و ترتيب و توالي سني، رفتارهايي متناسب با فرزندان را در پيش بگيرند. يکي از نکته هايي که بيشتر والدين نسبت به آن بي اطلاع هستند، خصوصيات سرشتي کودکان است. خصوصيات سرشتي همان ويژگي هاي ذاتي است که کودک با آن به دنيا مي آيد و اکتسابي نيست. هر کودکي يک سري خصوصيات شخصيتي و رفتاري دارد که مربوط به ذات اوست و او را از کودکان ديگر متمايز مي کند. 

کودکان آسان، کودکان دشوار  
کودکان از نظر سرشتي «خوب» يا «بد» نيستند بلکه «آسان » يا «دشوار» هستند. اين خصوصيات به ترتيب تولد ربطي ندارد.«کودک دشوار» ممکن است بدقلق، بداخلاق، ناسازگار و پرخاشگر باشد، غر بزند، گوشه گير باشد و مدام با ديگر بچه ها درگير شود. «بچه آسان» نقطه مقابل «بچه دشوار» است و آرام، سازگار، خوش اخلاق و خوشخوست. بار ديگر تاکيد مي کنيم که اين خصوصيات سرشتي است و والدين بايد با شناسايي سرشت کودک خود با او رفتار کنند. والديني که کودک دشوار دارند بايد صبر و تحمل و سازگاري زيادي داشته باشند، با کودک مدارا کنند تا بتوانند روش هاي موثر تربيتي را اعمال کنند. دقت کنيد که تمامي اين عوامل اعم از خصوصيات سرشتي، ترتيب تولد، سن و جنس فرزندان، روي کيفيت رقابت آن ها تاثيرگذار است. به اين ترتيب به نظر مي رسد در موضوعي مثل رقابت بين فرزندان تفاوت سني نکته بسيار مهمي است.  
فاصله سني ايدهآل بين فرزند اول و دوم 5 سال است. با اين فاصله فرزند اول مي تواند لذت تک فرزند بودن را بچشد و آمدن فرزند دوم را بپذيرد. در واقع هرچه فاصله سني بيشتر باشد، تعارض ها کمتر است زيرا فرزند بزرگ تر متکي به خود است و چون به سن مهد کودک يا مدرسه نزديک شده است، در خارج از منزل حضور دارد و با همسالان خود بهتر ارتباط برقرار مي کند. در حالي که کودکان کوچک تر کم تحمل، کم ظرفيت و متکي به والدين هستند.  

تجربه والدين  
تبعيض بين فرزندان، محبت بيش از حد به يکي از فرزندان، مقايسه بين فرزندان، قضاوت نادرست درباره آن ها، سرزنش و تحقير فرزندان در مقابل خواهر يا برادر کوچک تر يا بزرگ تر، احترام نگذاشتن به شخصيت آن ها، تشويق نکردن و رفتارهاي توهين آميز مي تواند آثار مخربي روي نگرش فرزندان بگذارد و آن ها را به شدت به هم وابسته يا از هم دور کند.
نکته اين جاست که والدين آموزش مهارت هاي فرزند پروري را نمي بينند و طبيعي است که با مسائلي از قبيل خصوصيات سرشتي، شخصيتي و ترتيب تولد ناآشنا هستند و تصور مي کنند بايد با آن ها يکسان برخورد کنند. يکي از اولين قدم ها براي ارتقاي ارتباط بهتر با فرزندان اين است که با هر يک از آن ها به تناسب سن و خصوصياتش وقتي را بگذرانند. اين کار باعث مي شود فرزندان احساس خوبي داشته باشند و بدانند که والدين به آن ها علاقه مند هستند. دادن مسئوليت براي افزايش کارايي، خودارزشمندي و اعتماد به نفس در آن ها نيز مي تواند رابطه والدين با فرزندان را در طول زمان بهتر کند. براي مديريت رقابت نيز بهتر است والدين در درجه اول بپذيرند رقابت، بخشي از مرحله رشد طبيعي فرزندان است و بايد وجود داشته باشد و به شرط مديريت صحيح آن، مي تواند سازنده باشد. برخورد صحيح متناسب با سن، خصوصيات سرشتي و ويژگي هاي شخصيتي و ترتيب تولد، تبعيض قائل نشدن بين آن ها، توضيح درباره علت رفتارهاي متفاوت به فرزندان با دلايل منطقي و با اشاره به خصوصيات سرشتي آن ها، مداخله نکردن در دعواي بين فرزندان، اهميت ندادن به بدگويي فرزندان از يکديگر، مشاوره گرفتن از آن ها براي حل مشکلات بين خواهر و برادرها، استفاده از نظرهاي آن ها در تصميم گيري ها هر يک به تنهايي مي تواند بسيار کارساز باشد.

 مرکز مشاوره آرامش(نيروي انتظامي استان سمنان)


 عاق والدين، بوي بهشت را نمي شنود 
نويسنده : مصطفي عربي

سيزدهم رجب، افزون بر شادماني ميلاد شهريار خردورزي و عدالت، با احترام به ارجمندي مقام پدران و سپاس از مهر گسترده ايشان معطر شده است. انتخاب ولادت سرسلسله امامت و پدر دو پيشواي الهي، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام به عنوان روز پدر، حريم و حرمت مقام بلند ايشان و شعفناکي اين روز را يادآور مي شود
پدر و مادر، دو بنياد خانواده هستند و استوار ماندن خانواده و آفت زايي از آن، به پاس داشتن حقوق و حرمت آنان وابسته است. ازاين رو، دين اسلام، حقوق و وظايفي را که بايد در اين ارتباط ها رعايت شود، به زيبايي بيان کرده و سازنده ترين نظام ها را بر هم زيستي سالم و سرشار از نشاط و تعالي پيشنهاد داده است. بي شک، ژرف ترين نگاه ها و آموزنده ترين مفاهيم را بايد در انديشه هاي بلند اسلام جست.
در برخي روايات، واژه «اب» به معناي پدر، براي حضرت رسول صلي الله عليه و آله و حضرت علي عليه السلام و به معناي پدران معنوي امت اسلام آمده است. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: «انا وعلي  ابوا هذه الامه; من و علي دو پدر اين امتيم.» بنابراين، همان گونه که پدر، اسباب پديد آمدن مادي و فيزيکي ماست و حقوق بسياري بر ما دارد، آن دو بزرگوار، انگيزه پديد آمدن هويت ديني و معنوي ما هستند و ما وام دار حقوق عظيم معنوي آنان هستيم. همان گونه که در برابر پدران جسماني خويش وظايفي چونان فرمان پذيري، فروتني، محبت، سپاسمندي، احسان، بزرگداشت و...  
چه ارزشي و مقامي از اين بالاتر که فردي در رتبه امانت داري خدا قرار بگيرد و فرزند را که امانت خداوند است، بپروراند و رشد و پرورش دهد؟! مقام پدر، مقام مشارکت فعال در تعيين سرنوشت جامعه است. اگر خير و صلاحي نصيب امت و جامعه مي شود، به آن علت است که پدراني در امر تربيت و صلاح نسل، تلاش هايي هدفدار انجام داده اند و نسلي شايسته و پاک پرورانده اند و چه سزاوار و مبارک است که روز ميلاد مولاي پرهيزگاران، اميرمومنان علي(ع) که از سلسله بزرگ ترين، مهربان ترين و بهترين پدران امت است، به نام «روز پدر» برگزيده شده است.

سلام و احترام پدر
اصل بر رعايت حکم پدر است و بي اجازه او جز در واجبات نمي توان گام برداشت.
فرزند، حق اهانت به پدر را ندارد و حتي نمي تواند به او «اف» بگويد.
فرزند، وظيفه دارد بال رحمت و عنايت خود را در زير پاي پدر و مادر بگستراند.
فرزند، در رابطه با پدر و مادرش وظيفه دعا و خيرخواهي دارد و بايد از خداوند براي آنها طلب رحمت کند.
فرزند، در صورت امر پدر متعهد و مومن حتي نمي تواند به عمل مستحبي مثل زيارت و نوافل بپردازد.
پدر در رابطه با امر تعيين سرنوشت براي فرزند، حق اولويت دارد.
عاق والدين، بوي بهشت را نمي شنود.
حرمت پدر چون حرمت خداست و نمي توان آبروي پدر را زير سوال برد و شخصيت او را خدشه دار کرد.


 شناخت شخصيت از روي خنده 

تبسم با دهان گشوده:
دندانهاي بالا نمايان شده و به شخصي که با شما گفتگو مي کند مي فهماند که مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.  
تبسم با لبان بسته:
اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاکت است.  
در هم کشيدن لب ها:
هرگاه فردي لب هايش را در هم کشيد به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.  
لبهاي سفت و جمع شده:
دال بر تنش و عدم پذيرش است.  
خنده زورکي:
اين نيشخند کنترل شده تا چشم ها گسترش نمي يابد.  
دهان کجي:
گوشه لب ها را مانند پوزخند به عقب برده و دندان ها را نمايان مي گرداند.  
جويدن لب ها:
وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تکان مي دهد نشانگر خشم فرد است.  
تماس با لب 1:
هرگاه انگشت اشاره به طور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد مي گويد: ساکت باش.  
تماس با لب 2:
ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا کند و دهان اندکي باز شود مفهومش چنين است: "مي خواهم با شما صحبت کنم" 

 


 پيغام خدا 

جغدي روي کنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا مي کرد. رفتن و ردپاي آن را و آدم هايي را مي ديد که به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند. 
جغد اما مي دانست که سنگ ها ترک مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شکنند و ديوارها خراب مي شوند. او بارها و بارها تاج هاي شکسته، غرورهاي تکه پاره شده را لابه لاي خاکروبه هاي کاخ دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فکر مي کرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدم ها، با اين آواز کمي بلرزد. 
روزي کبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را که شنيد، گفت: بهتر است سکوت کني و آواز نخواني. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي کني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري. 
قلب جغد پير شکست و ديگر آواز نخواند. 
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره هاي خاکي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدايا! آدم هايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل کندن مي دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز کوچک و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن که مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد. دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين کار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان که آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ. 
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره هاي دنيا مي خواند و آن کس که مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست.


 مناجات با خدا 

خطا از من است، مي دانم،
از من که سال هاست گفته ام " اياک نعبد""
اما 
به ديگران هم دل سپرده ام...
از من که سال هاست گفته ام " اياک نستعين""
اما 
به ديگران هم تکيه کرده ام
اما 
رهايم نکن
بيش از هميشه دلتنگم
به اندازه ي تمام روزهاي نبودنم...
خداوندا
دل به تو سپرده ام
مرا به حال خود وا مگذار...