تاریخ 1393/02/13 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3630 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 محمدرضا سوقندي:
 برقراري پيوند قرارگاه هاي فرهنگي و اقتصادي با يکديگر ضروري است 

مديرکل فرهنگ وارشاد اسلامي استان سمنان در نخستين جلسه نشست هم انديشي متوليان فرهنگي شهرستان دامغان پيرامون برنامه هاي فرهنگي سالجاري در محل کانون فرهنگي تربيتي حاج اکبر تقوي دامغاني برگزار شد، پيوندقرارگاه هاي فرهنگي و اقتصادي با يکديگر را ضروري دانست.
به گزارش  روابط عمومي  اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي  استان  سمنان، سوقندي افزود: متوليان فرهنگي و اقتصادي در جامعه از مسئوليت خطير و ارزشمند در جامعه برخوردارند و بايد با تلاش و همفکري به نيازهاي فرهنگي و اقتصادي جامعه پاسخ و به گسترش فرهنگ و اقتصاد مطلوب جامعه کمک کنند.
دبير شوراي فرهنگ عمومي استان سمنان در ادامه بر ضرورت فراهم سازي زمينه ايجاد استقلال فرهنگي و اقتصادي در جامعه تاکيد کرد.
محمدرضا سوقندي يادآور شد: بايد در حوزه هاي فرهنگي و اقتصادي يک قرارگاه ايجاد کنيم چون دشمن در اين دو حوزه برنامه  ريزي نموده است.
  وي اظهار داشت: عزم ملي در بسيج اقتصادي و فرهنگي محصول مديريت جهادي است.


 راه يافتگان چهارمين جشنواره فيلمنامه نويسي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان اعلام شد 

با پايان يافتن داوري اوليه چهارمين جشنواره فيلمنامه  نويسي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، اسامي راه يافتگان به بخش مسابقه اين جشنواره اعلام شد.
هيات انتخاب اين جشنواره متشکل از منوچهر اکبرلو (مدرس دانشگاه، منتقد، پژو هشگر و نويسنده)، سارا خليلي (فيلمنامه  نويس و انيماتور) و ليلا ميرهادي ( نويسنده و کارگردان) پس از بررسي 589 فيلمنامه در بخش هاي مختلف، اسامي  فيلمنامه هاي راه يافته به مرحله پاياني را اعلام کردند.
اين جشنواره در سه محور «خليج فارس»، «سنت هاي قومي و بومي  سرزمين مادري» و «آزاد» در دو بخش «داستاني» و «پويانمايي» کوتاه و بلند (سينمايي) برگزار مي شود.
هيات انتخاب در بخش «خليج فارس» هشت اثر و در بخش «سنت هاي قومي و بومي  سرزمين مادري» 21 فيلم نامه و در بخش کوتاه داستاني (زنده) 70 اثر را معرفي کرد.
هم چنين بر اساس راي هيات انتخاب در بخش «آزاد» پويانمايي بلند 2 اثر، داستاني بلند 17 فيلمنامه و در بخش پويانمايي کوتاه  21 اثر به مرحله پاياني راه يافتند. 


 برگزاري نمايشگاه نقاشي طبيعت بي جان در نگارخانه سيب مجتمع فرهنگي هنري مهر شاهرود  

نمايشگاه  نقاشي طبيعت بي جان در نگارخانه سيب مجتمع فرهنگي هنري مهر شاهرود برگزار شد.   اين نمايشگاه عصر روز شنبه 6 ارديبهشت ماه با حضور رئيس اداره، مدير مجتمع فرهنگي هنري مهر و جمعي از مسئولان انجمن هاي فرهنگي هنري افتتاح گرديد.  
اين نمايشگاه با 45 اثر از آثار هنري  استاد  وثيقي و خانم بياتي از هنرمندان مجتمع فرهنگي هنري مهر با تکنيک رنگ روغن و گچ پاستل به تماشا گذاشته شد.   به گفته استاد وثيقي نکته حائز اهميت در اين نمايشگاه، نقاشي از طبيعت اطراف شاهرود است که در واقع موضوع کار قرار گرفته است.  لازم به ذکر است: اين نمايشگاه به مدت يک هفته از 7 الي 11 ارديبهشت ماه  همه روزه عصرها از ساعت 16 تا 20 شب براي بازديد علاقمندان داير بود.


 گردهمايي هنرمندان هنرهاي تجسمي در گرمسار 

گردهمايي هنرمندان هنرهاي تجسمي در شهرستان گرمسار برگزار گرديد.
عصر روز شنبه مورخ 93/2/6 برنامه اي  با حضور رئيس و مسئول امور هنري اداره، مسئول انجمن هنرهاي تجسمي  و هنرمندان فعال در اين حوزه در سالن جلسات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي تشکيل گرديد. در اين نشست دوستانه به بررسي موانع و راه کارهاي موجود در چگونگي فعال تر کردن انجمن از جمله  مواردي شامل حضور کم رنگ هنرمندان در برنامه هاي تجسمي، برگزاري ورک شاپ ها، نمايشگاه ها، جشنواره ها، امکانات موجود، حمايتهاي مالي و... بحث و گفتگو شد.
در اين راستا رئيس اداره ضمن تبريک سال جديد با محوريت اقتصاد و رهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي، هنرمندان را به اقتصاد هنر و همچنين تلاش وافر جهت حضور در برنامه ها تشويق و بيان داشتند اين اداره تمام تلاش و سعي خود را جهت حمايت از هنرمندان خواهد نمود.   در ادامه مسئول انجمن نيز هنرمندان را به همکاري بيشتر در تقويت برنامه ها و حضورشان جهت معرفي فرهنگ و هنر اين جامعه فرا خواند تا با يک همبستگي بيشتر اين امر مهم به ثمر نشيند و همچنين در خصوص ساماندهي انجمن و آئين نامه انتخاباتي و عضو گيري انجمن و حمايت از هنرمندان با کمک خود هنرمندان نفس تازه به فعاليتهاي تجسمي دهند.  


 نشست هم انديشي معاون هنري اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان در جمع پيشکسوتان شاهرود  

نشست هم انديشي با حضور سرپرست معاون هنري اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سمنان در جمع پيشکسوتان، هنرمندان و کارشناسان امور هنري و تئاتر شهرستان در رابطه با جشنواره ارديبهشت تئاتر برگزار شد.  
محسن اميري رئيس اداره عصرروز يکشنبه 7 ارديبهشت ماه حضور سرپرست معاون هنري، کارشناسان همراه  از استان و پيشکسوتان و هنرمند ان تئاتر شهرستان شاهرود در جلسه هم انديشي برپايي جشنواره ارديبهشت تئاتر ضمن عرض  خير مقدم،  گفت: ارديبهشت تئاتر فصلي جديد براي آشنايي هنرمندان استان با هم و  انگيزه هاي گروه ها در زمينه هاي تئاتر را مهيا مي سازد.  
سرپرست معاون هنري اداره کل هم در اين نشست در جمع پيشکسوتان و هنرمندان تئاتر شهرستان شاهرود گفت: ارديبهشت تئاتر ايجاد فرصتي براي اهالي تئاتر استان است تا يک روز گروه ها تئاتر در کنار هم باشند.  
قنبري نيکدل افزود: برگزاري جشنواره ارديبهشت تئاتر طبق دستورالعمل اجرا مشود و ما هم سعي و تلاش  مي کنيم درشوراي برنامه ريزي اداره کل در اين مورد با نگاه مثبت شورا در برگزاري جشنواره ارديبهشت تئاتر تصميم گيري شود تا انشاا... آن طور که در خور و شان هنرمندان و تئاتر استان است برگزار گردد.  
سرپرست معاون هنري اداره کل بيان کرد: ارائه برنامه هاي تقويت اقتصاد هنر در بخش نمايش، طرح پيشنهاد فراخوان نمايشنامه نويسي و راهکارهاي ارتقا» کيفي جشنواره تئاتر استان هم از مواردي است که در معاونت هنري استان در دستور کار است. 
وي گفت: امسال طرح و بحث ارتقا» جشنواره هاي هنري در سطح استان بايد بازنگري گردد.  
همچنين در اين نشست پيشنهاداتي از طرف پيشکسوتان، هنرمندان و کارشناسان هنري مطرح شد تا  با توجه به شرايط فعلي  جامعه و مردم و جذب  و استقبال آنها به خصوص جوانان و استعداد يابي آنها، روش ها اجراي فعاليت هاي فرهنگي هنري،   زمينه هايي ايجاد شود تا  اين برنامه ها در دل جامعه و مردم برگزار گرددو اکتفا به مرکز شهر نباشد.   


 اردوان کامکار: از بازگشت به موسيقي سنتي هراس دارم 

اردوان کامکار در سال 1347 در سنندج به دنيا آمد. وي کوچک ترين عضو خانواده کامکارها است. او آموزش سنتور را نزد پدر و از سن 4 سالگي آغاز کرد و کنسرت هاي فراواني با گروه کامکارها در ايران، اروپا و آمريکا اجرا کرده است. اردوان در جواني به همراه برادرش هوشنگ، کنسرتينو سنتوري تصنيف کرد که در کاستي به نام «بر تارک سپيده» (همراه با يک کنسرتينو کمانچه از برادرش، اردشير) به بازار عرضه شد. وي در سال 1359 به تهران آمد و فعاليت در عرصه موسيقي را به طور جدي آغاز کرد و با کمک برادرانش هوشنگ و ارسلان، درس هاي هارموني، کنترپوان و اصول آهنگسازي را فرا گرفت.
اردوان، نواختن سنتور را به سطح خوبي از لحاظ تکنيکي رساند و در زمينه نوازندگي، رديف موسيقي، گروه نوازي، اصول و مباني موسيقي و آهنگسازي هم به درجه اي رفيع رسيد. او پيش از سال 1364، «دريا» را ساخت. در سال 1369 آن را اجرا کرد و به فاصله اي کم آن را در تالار وحدت به روي صحنه برد. اردوان غير از آثاري که براي تکنوازي سنتور خلق کرد، قطعات ديگري هم براي گروه نوازي سازهاي ايراني تصنيف کرده که مورد توجه اهالي موسيقي قرار گرفته است.
وي دومين کنسرتينو سنتور خود را که با ارکستر زهي و پيانو همراهي مي شد با نام «ماهي براي سال نو» روانه بازار موسيقي کرد که يک کنسرتوي مشکل با فضايي رازآلود و باز با لحن و ريتم هاي کردي  است. او در کنسرت خانوادگي شان که با خوانندگي «شهرام ناظري» در سال 1376 اجرا شد، در ميان برنامه، قطعه «رقص باد» از آلبوم «بر فراز باد» را با مهارت زيادي اجرا کرد و در آلبوم «شب، سکوت، کوير» استاد شجريان و کيهان کلهر نيز به عنوان نوازنده سنتور همکاري کرده است. موسيقي متن فيلم «سنتوري» داريوش مهرجويي را نيز اردوان کامکار ساخته  است. جديدترين ساخته او «ريزدانه هاي الماس» نيز مورد توجه قرار گرفته و به گفته خودش، المان هاي موجود در موسيقي بلوچي او را در ساخت اين آلبوم ياري داده اند.
دريا اولين ساخته مستقل شما در سنين جواني است که خيلي از مخاطبان هم با نغمه هاي آن آشنايي دارند. لطفا درباره خلاقيت هاي موجود در آن کار صحبت کنيد؟
بايد بگويم کاري مثل «دريا» کاملا حسي و ذوقي بود. اگر هم کار جديد و نويي را در اين آلبوم مي شنويد، من بعدا از آن المان ها استفاده کردم و همان ويژگي ها را برجسته تر کردم. اگر قرار بود آن موقع به من مي گفتند درباره نحوه بيانت صحبت کن، شايد نمي توانستم بيش از چند خط صحبت کنم; چون هنوز نمي دانستم با چه چيزي مواجهم. اصلا نمي دانستم چه مي خواهم بکنم. بايد اين فکر پرورش پيدا مي کرد و پخته تر مي شد.
به نظر خودتان شما آدم کم کاري هستيد؟ منظورم در ارائه کارهاي تکنوازي است؟
در طول اين سال ها کار زيادي انجام نداده ام. از طرفي براي آدمي به سن من فکر مي کنم 5 کار تکنوازي کافي است و بيش از اين گوش حرفه اي قبول نمي کند. سعي کردم فواصل بين کارها را رعايت کنم تا به پختگي بيان برسم. فرض کنيد در کار «دريا» وقتي براي استاد «دهلوي» به عنوان استاد خودم کار را بردم، ايشان براي من صحبتي کرد که چندين سال فکر مرا به خود معطوف کرد.
استاد شما در مورد آن کار به شما چه گفت؟ آيا به دنبال راهنمايي هاي آقاي دهلوي رفتيد؟
ببينيد، نکته ظريفي که يک آهنگساز از آدم مي پرسد چقدر معنا دارد که اگر بخواهي دنبالش را بگيري، ممکن است چند سال طول بکشد. ايشان به من درباره آلبوم «دريا» گفت: «اين کاري را که در گام مينور انجام داده اي، آيا مي تواني در سه گاه هم انجام دهي؟» من هم گفتم تا حالا انجام نداده ام. گفت: برو دنبالش. من به خاطر اينکه ايشان را راضي کنم، يک سالي کار کردم و کاري انجام دادم و ايشان را دعوت کرديم تا به کنسرت بيايند و اين کار را بشنود. زير ميدان آزادي سالني بود که در آنجا کنسرت داديم و من تکنوازي کردم که در دستگاه شور بود. به ايشان گفتم آيا توانسته ام؟ ايشان گفت قالب هايي را که بايد مي شنيدم، در اين کار هم هست; ولي هنوز به آن پختگي که انتظارش را دارم نرسيده اي. خود من هم به دنبال آن پختگي بودم.
گويا از آقاي شهبازيان هم خاطره اي داريد که در سنين جواني تان رقم خورده است ؟ 
 من خيلي ممنون آقاي فريدون شهبازيان هستم. ايشان کمک بسيار زيادي به من کرد، براي اينکه من در سن و سالي بودم که اگر کسي در همان سن و سال همين الان به در خانه من بيايد، حتي اگر نابغه هم باشد، شايد جوابش را ندهم. ايشان در آن سن و سال کم من، به من لطف زيادي داشت که مي آمد کارهاي مرا با عشق و علاقه گوش مي داد. حتي ويلن دست مي گرفت. آقاي عسگري صدابردار استوديو به من مي گفت تا آنجا که من مي دانم، شهبازيان 30 سال است که ويلن دست نمي گيرد، حالا چطور به خاطر تو اين کار را مي کند؟ استاد شهبازيان وقتي به من مي گفت شما بايد اين کار را انجام دهي، من مي دانستم با جان و دل بايد همان کار را انجام دهم، چون امکان ندارد اشتباه گفته باشد. البته نمونه خط اشتباه دادن را در اساتيد قديمي تر سراغ داريم که به دلايلي شاگرد را گمراه مي کرد و مي گفت راه اصلي فلان است و شاگرد بعد از 30 سال مي فهميد استاد اشتباه به او آدرس داده است.
  اردوان کامکار در کار خود يعني موسيقي حرفه اي از چه چيزي هراس دارد؟
يکي از هراس هاي من اين است که نکند کاري بکنم که در کارم نوعي رجعت به موسيقي سنتي اتفاق بيفتد. من از اين کار متنفرم که بيايم کاري مثل «ماهي براي سال نو» انجام بدهم، بعد آلبومي بدهم و در آن ابوعطا بزنم. البته ابوعطا زدن به شيوه خودم اشکالي ندارد ولي نبايد صرفا به شيوه قدما کار کنم. اين براي من انتهاي انتهاي شکست است، چون شما يا نبايد راهي را انتخاب کني يا وقتي انتخاب کردي، بايد بروي و در موردش مطالعه کني. نمي تواني فقط از فرم هاي موسيقي سنتي استفاده کني و بايد به فکر ابداعات خودت باشي  
موسيقي ساير ملل را چگونه ديديد؟ از تاثيرگذاري آن کارها بر موسيقي خودتان هم بگوييد.
من موسيقي هند را خيلي مطالعه کردم. موسيقي عرب و شمال آفريقا را هم همينطور. خواستم ببينم الان که در آن نواحي نوازندگان به نامي داريم، اينها نسبت به قبل چه کرده اند. اصلا موسيقي آنها در دوره قدما چه بوده و الان چيست. حتي در مورد موسيقي ترک مطالعه مي کردم و مقداري از آنها تاثير مي گرفتم; چرا که موسيقي شان واقعا شبيه ما نيست، ولي از کارهايشان تاثير مي گرفتم. مثلا در کار «بر فراز باد» اينگونه عمل کردم. ملودي اي که مي شنويد، همان ملودي سنتي است که بارها و بارها شنيده ايم، اما قالب کاملا جديد و متفاوت است. پس دستمايه هماني است که پدربزرگ هاي ما هم داشته اند، منتها الان پرداختش عوض شده.
يکي از بدعت هاي شما شروع يک قطعه موسيقي با يک قطعه ضربي است.
پيش از آن ما اصلا چنين چيزي نداشتيم که موسيقي با يک قطعه ضربي شروع شود. در قديم بايد طبق چارچوب موسيقي ايراني کار مي کرديم، يعني ابتدا بايد يک پيش درآمد مي زديم و بعد زمان دهيم تا خواننده درآمد کند و... حتما بايد قاعده رعايت مي شد، ولي من اين قاعده را شکستم.
قاعده ديگري که توسط شما شکسته شد، ارائه کارهايي بود که تمبک نمي توانست با آنها همراهي کند من اسم آن را مي گذارم نظم هايي در دل بي نظمي آيا درست است
گفتم چه کسي مي گويد وقتي کاري را مي سازي، حتما بايد بيت کار مشخص و ثابت باشد. من يک قطعه اي مي زنم که نظم دارد و هيچ کس هم از آن احساس بي نظمي ندارد، ولي اصلا امکان ندارد يک تنبک بتواند با آن بزند; براي اينکه ريتمش مشخص نيست. کار «بر فراز باد» مرا که بشنويد، مي بينيد کار کاملا ريتميک است، ولي وقتي ميزان ها را نگاه مي کني، مي بيني يکي دوچهارم است، يکي هفت هشتم و... يعني اصلا نظم ثابت ندارد. در موسيقي ايراني تا پيش از اين ما چنين چيزي نداشتيم که يک فرم آزاد داشته باشد يا ريتم هاي ترکيبي به کار برده باشند. در قديم بيشتر بود و امروز هم هستند کساني که ريتم هاي هفت هشتم يا ده هشتم را اصلا نمي شناسند. يا خيلي از نوازنده هاي کلاسيک ما وقتي ريتم لنگ مي نوشتي، نمي دانست با چه چيزي مواجه است. يعني نديده بود ولي من در کارم خيلي اينها را به کار بردم.
آنگونه که از تجربه هاي مستقل اردوان کامکار برمي آيد، موسيقي نواحي خودمان يکي از علاقه مندي هاي شماست. درست است؟
من از موسيقي نواحي در موسيقي ام خيلي استفاده کردم. در «ريزدانه هاي الماس» خودم را مديون موسيقي بلوچي مي دانم. هر فضاي نويي که من خواستم به دست بياورم را از موسيقي بلوچي وام گرفتم، البته در يک قالب شيک تر و جذاب تر از بيان سنتي اش. ولي اصل کار و دستمايه اي که از آن صحبت کردم، همان موسيقي بلوچي است. هيچ کس اين کار را نشنيده. گاهي اوقات کارهايي مي کنم که همسر و بچه هايم خنده شان مي گيرد! گاهي مي بينم در همين تلويزيون خودمان يک تکه موسيقي بلوچي دارد پخش مي کند. فورا صداي تلويزيون را زياد مي کنم و گوش مي دهم. به من مي گويند اين را مي خواهي چه کني؟ مي گويم شما نمي دانيد من دنبال چه مي گردم. اگر بخواهم اصل اين کار را پيدا کنم، نمي توانم. در موسيقي نواحي شمال خراسان و آنجايي که به شمال افغانستان و تاجيکستان نزديک مي شود، هيچ منبعي نداريم که بخواهيم از روي آنها کار کنيم. چه بسا گام هاي ناشناخته اي هم هست که ايراني هم هست، اما ما آنها را گم کرده ايم و بايد دوباره پيدايشان کنيم.
با در نظر گرفتن نوآوري هايي که در شيوه نوازندگي سنتور از اردوان کامکار سراغ داريم، آيا همه بايد کار نو بيافرينند؟
اصلا و ابدا حرفم اين نيست که هر کسي هر کاري مي کند، حتما بايد نو باشد. نه. شما اگر در مورد کارت فکر کني و بگويي من مي خواهم يک کار نو انجام دهم، کاري خواهي کرد که با دستان خودت خودت را بدبخت کني! کار نو کردن به زور نيست. اگر شما آدم نويي باشي، مي تواني اين کار را انجام دهي. قبل از اين بحث کردم که خيلي از دوستان ديگر خود من هستند که خيلي نوگرا بودند و کارهاي نوي زيادي هم انجام دادند، ولي بعد از آن کار کاري ارائه دادند که کاملا بازگشت به گذشته بود. اينجاست که من مفهوم کار نوي اين دوستان را نمي دانم و به نظرم کاري بدون معني خواهد بود. به نظر من خود آدم مي تواند هر کاري که مي خواهد بکند، ولي براي اينکه بخواهد موسيقي را رشد و تعالي دهد، با اين نحو کار کردن به اشتباه رفته.
 چنين ديدي به موسيقي براي نهادينه شدن، احتياج به يک ارگان يا چيزي شبيه آن دارد. درست است؟
البته. من خوشبختانه از دوران جواني به فکر اين مرکز بودم و اين کار را انجام داده ام. جوانان بسياري را تربيت کرده ام که مي توانند اين کار را انجام دهند. الان آنها به نتيجه رسيده اند. منتظر باشيد تا ببينيد همان جوان ها در آينده چه مي کنند. هم باعث افتخار براي من مي شوند، هم براي خودشان و هم براي مملکت شان. اگر از من بپرسيد، خواهم گفت حداقل 800 نوازنده در سطح عالي تربيت کرده ام. هر کدام را که بخواهيد من برايتان معرفي مي کنم. اين براي من يک افتخار بزرگ و فراموش ناشدني است که چنين شاگرداني با اين سطح از استعداد داشته ام و اين شانس را داشته ام که با آنها کار کنم. آدم گاهي اوقات در مقابل آنها هراس دارد. از اين نظر که در ذهن مي گويم اينها ديگر چه اعجوبه هايي هستند. قبلا هم گفتم آن موقع که من ساز را شروع کردم، کسي نبود که با او رقابت کنم. الان با وجود اين آدم ها کار سخت است. شما فکر کنيد به اينکه يک دختر 16 ساله چه پيشينه اي دارد که اين قدر زيبا ساز مي زند. چطور مي شود در 16 سالگي آدم آنقدر پخته باشد. در هر سازي شما فکرش را بکنيد، برويد ببينيد چه استعدادهايي نهفته بوده و الان شکوفا شده. بايد از آنها استفاده شود و انشا»الله که مي شود.
  شما جزو آن دسته از کامکارها هستيد که بيش از بقيه در گروه اجراي تکنوازي داريد. چرا؟
شايد 90 درصد قضيه برگردد به همان مسئله برادر و خواهري. آدم براي هرکس ديگري بخواهد هر کاري انجام دهد، خيلي فرق مي کند با وقتي که شما براي برادرت يا مادرت يا خواهرت همان کار را انجام دهي. در مورد اجراهايمان قبل از هر کدام از آنها گروه به اين نتيجه مي رسد. من در اين باره صحبتي نمي کنم. يکي بلند مي شود و مي گويد اردوان هم يک کاري انجام دهد. فرض کنيم که پشنگ، ارسلان و بيژن بيشتر به من فشار مي آوردند و مي گويند ما اگر اين کارها را نمي کرديم و به بهانه اين کارها تو تکنوازي انجام نمي دادي به بهانه اين کارها هيچ کس کارهاي تو را نمي شنيد. ما فشار آورده ايم تا تو بيايي اين کار را انجام دهي و اين شيوه را معرفي کني. حالا که معرفي کردي، اين کار بايد ادامه دار باشد. هرچند کوتاه و مختصر ولي بايد در هر کنسرت مقداري از اين شيوه را معرفي کني تا اين امر تدوام داشته باشد و بماند.
لطفا از هدف گذاري هاي پيش روي کامکارها و برنامه هايتان بگوييد
داريم بر روي کار گروه کامکارها فکر مي کنيم و در مورد پروژه بعدي آن کار مي کنيم تا نسل جديدي که مي خواهد به کامکارها اضافه شود را بهتر انتخاب کنيم. اولا بايد مقداري سوراخ هاي غربال مان را کوچک تر کنيم تا هر کسي که واقعا لياقتش را دارد بيايد، نه اينکه صرفا چون از اين موقعيت خاص برخوردار است. در مورد کارهاي جديدتر هم بايد بگويم قصد آن داريم که کارهاي جديدتر ارائه دهيم که فرم خاصي دارد اما به خاطر اينکه نمي خواهم آن را لو بدهم، نمي توانم بيشتر توضيح بدهم. به گمانم اين کار هم مورد قبول قرار بگيرد. چرا که روي آن زمان و انرژي زيادي گذاشته ايم و فکر کرده ايم .
 و حرف آخر؟
بعضي از جوان ها شايد اين فکرها را بکنند که اگر من بيايم در کنار آدم بزرگي قرار بگيرم، شايد من هم بزرگ شوم. اين پنبه را بايد از گوش درآورد، چرا که امکان ندارد گلي که از خودش بويي ندارد، در کنار يک گل ديگر عرض اندام کند. يعني شما بايد مطمئن باشي تا خودت نوازنده برجسته اي نباشي و تا خودت نتواني از مخاطبت آنچه را دلت مي خواهد بگيري، غيرممکن است با چسباندن خودت به فلان کس بتواني کار کني. ما در گروه کامکار خيلي از شاگردان مان را آورديم. آن شاگردان خودشان بايد جنم اين را داشته باشند که مردم را جذب کنند. شما فکر کن يک نفر با استاد شجريان روي صحنه بيايد. سايه ايشان آنقدر سنگين است که امکان ديده شدن را اتفاقا از جوان مي گيرد. اتفاقا مسئوليت ات دو برابر مي شود تا بتواني در آن جا نمو کني. بايد کار کرد. درست مثل ميدان کشتي. امکان ندارد در ميدان کشتي به کشتي گير رقيب بگويي تو را به خدا اين دفعه تو خودت را زمين بزن تا من برنده شوم. شايد يک بار دلشان بسوزد اين کار را بکنند، ولي هر دفعه اين گونه نيست. تو بايد کارت را درست انجام دهي. به هواي اينکه چون صرفا با من يا فلاني ساز بزني مردم تو را بخواهند، يک برداشت اشتباه است. هر کسي در هر سطحي که هست بايد تلاش خودش را بکند. انشا»الله که همه شما موفق باشيد.