تاریخ 1392/12/03 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3583 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 تقويم آزموني کنکور 93 منتشر شد
 آغاز مرحله دوم ثبت نام کنکور 93 از امروز  

سرويس دانشجو:
مشاور عالي سازمان سنجش آموزش کشور از آغاز مرحله دوم ثبت نام آزمون سراسري سال 93  از امروز (سوم اسفند ماه) خبر داد.  
دکتر حسين توکلي با اشاره به ثبت نام 897 هزار و 508 نفر در مرحله اول ثبت نام کنکور 93 در آذر ماه، گفت: از اين تعداد 541 هزار و 904 نفر معادل 38.60 درصد داوطلبان زن و 355 هزار و 604 نفر معادل 62.39 درصد مرد هستند.  
وي با بيان اينکه مرحله دوم ثبت نام از داوطلبان اين آزمون که تاکنون ثبت نام نکرده اند از امروز از طريق سايت سازمان سنجش آغاز مي شود، اظهار کرد: ثبت نام از داوطلبان تا روز سه شنبه ششم اسفند ماه ادامه خواهد داشت.  
مشاور عالي سازمان سنجش افزود: داوطلباني که قبلا در آزمون ثبت نام کرده اند،  مي توانند براي ويرايش اطلاعات ثبت نامي، خود از امروز تا سه شنبه (ششم اسفند ماه) با مراجعه به سايت سازمان سنجش نسبت به اصلاح موارد مورد نياز اقدام کنند.  
توکلي درباره زمان توزيع کارت شرکت آزمون داوطلبان، گفت: کارت شرکت در آزمون سراسري سال 93 در روز يکشنبه (اول تير ماه 93) بر روي سايت سازمان سنجش قرار مي گيرد و اين آزمون در صبح و بعدازظهر روزهاي پنجشنبه و جمعه (پنجم و ششم تيرماه) و همچنين صبح شنبه (هفتم تيرماه) برگزار خواهد شد.  
وي با اشاره به اعلام نتايج اوليه آزمون سراسري سال 93 به صورت کارنامه در هفته دوم مرداد ماه سال آينده، اظهار کرد: داوطلبان مجاز به انتخاب رشته بايد پس از دريافت دفترچه راهنماي انتخاب رشته تحصيلي از سايت سازمان سنجش در هفته سوم مرداد ماه نسبت به انتخاب کد رشته محل هاي خود از گروه آزمايشي مجاز، اقدام و آنها را به ترتيب اولويت علاقه در فرم انتخاب رشته اينترنتي ثبت کنند.  
مشاور عالي سازمان سنجش درباره اعلام نتايج نهايي اين آزمون، خاطر نشان کرد: فهرست اسامي پذيرفته شدگان نهايي رشته هاي متمرکز در نيمه دوم شهريور ماه اعلام مي شود و کارنامه نهايي همه انتخاب رشته کنندگان در نيمه اول مهرماه روي سايت سازمان سنجش قرار مي گيرد.  
توکلي افزود: فهرست اسامي معرفي شدگان چند برابر ظرفيت رشته هاي نيمه متمرکز آزمون سراسري سال 93 نيز در نيمه اول مهرماه 93 اعلام شده و فهرست اسامي پذيرفته شدگان نهايي اين رشته ها اواخر دي ماه يا اوايل بهمن ماه سال آينده منتشر خواهد شد.

 


 رئيس دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي:
 خدمت پزشکي جايگزين سربازي شود 

سرويس دانشجو :
رئيس دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي گفت: وضعيت مطلوب در آموزش پزشکي اين است که خدمت پزشکي جايگزين خدمت سربازي شود و اين مسئله اي است که در نظر ما پسنديده است.  
دکتر پيوندي افزود: دانشجوياني که در نظام سلامت و سيستم پزشکي خدمت مي کنند وظيفه خود را خدمت به مملکت و رفع مشکلات پزشکي مي دانند.
وي با اشاره به طيف گروه درمان چه پزشکان باشند و چه پرستار، گفت: هدف تمامي اين افراد کسب رضايت مردم و در پي آن کسب رضايت خداست به همين دليل مي توان به نوعي خدمت پزشکي را جايگزين خدمت سربازي دانست.  
ريس دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تصريح کرد: امر سربازي فرمول و قوانين خاص خود را دارد به طوري که تاکنون برخي از اعضاي هيئت علمي توانسته اند با موافقت ستاد فرماندهي نيروي مسلح خدمت خود در دانشگاه را به عنوان نظام مقدس سربازي جايگزين کنند.  
دکتر پيوندي با بيان اينکه ما موافق اين جايگزيني هستيم و از اين طرح استقبال مي کنيم گفت: ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح نيز براي خود محدوديت هاي خاصي را دارد که شايد نتواند تمام افرادي که در نظام آموزش پزشکي هستند را براي خدمت به ما تحويل دهد.

 


 معرفي رشته هاي دانشگاهي
 رشته علوم قضايي 

در فرهنگ پربار اسلامي و از جمله در قرآن مجيد بر لزوم حکم قضايي، براساس آنچه خدا نازل کرده است، به دفعات تاکيد شده است.
رعايت اين دستور که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز مورد اشاره قرار گرفته است، ايجاب مي کند تا کساني که تصدي امر قضا را در محاکم کشور بر عهده مي گيرند ضمن آشنايي با آخرين تحولاتي که در عالم حقوق رخ مي دهد، تسلط کافي بر منابع فقه اسلامي داشته باشند، به طوري که مستقيما بتوانند با مراجعه به کتب فقهي، مرجع احکام مربوط را استخراج نمايند.
کارشناسي علوم قضائي در جهت دسترسي به اين هدف مهم تنظيم شده است و در آن تلاش شده که در عين رعايت دروس عمومي و دروس تخصصي مصوب رشته حقوق، با افزودن تعدادي واحد فقهي در برنامه درسي و تعدادي واحد عربي به عنوان دروس پيش نياز، دانش آموختگان تسلط نسبي بر موازين فقهي پيدا کنند.
فارغ التحصيلان اين رشته توانايي هاي لازم را براي تصدي امر قضا در محاکم جمهوري اسلامي ايران پيدا مي کنند. علاوه بر اين چون دانشجويان علوم قضايي، کليه دروس تخصصي رشته حقوق را نيز مطالعه مي کنند،  مي توانند موقعيت هاي شغلي فارغ التحصيلان حقوق را نيز داشته باشند. اين رشته از هر سه گروه آزمايشي علوم رياضي و فني، علوم تجربي و علوم انساني دانشجو مي پذيرد.

درس هاي اين رشته در طول تحصيل

دروس پايه
مقدمه علم حقوق، حقوق جزاي عمومي، حقوق اساسي، حقوق مدني اشخاص و حمايت از محجورين، عربي

دروس اصلي و تخصصي
حقوق سازمان هاي بين المللي، حقوق اداري، اصول فقه، متون فقه، حقوق تجارت اشخاص، حقوق تجارت شرکت ها، حقوق تجارت اسناد تجاري، حقوق تجارت ورشکستگي، حقوق مدني( اموال و مالکيت، کليات قراردادها، الزامات خارج از قرارداد، خانواده، عقود معين، شفعه، وصيت وارث)، آيين دادرسي مدني، متون حقوقي، آئين دادرسي کيفري، کار تحقيقي، حقوق بين الملل خصوصي، جرم شناسي، حقوق جزاي اختصاصي، قواعد نفقه، حقوق تطبيقي، ادله اثبات دعوي، حقوق کار، پزشکي قانوني

 


 چند راه حل براي دانشجويان امروزي  

افزايش و گسترش انواع مختلف دانشگاه ها- اعم از آزاد، سراسري، پيام نور، علمي و کاربردي، فني حرفه اي، پودماني، مجازي، غيرحضوري، غيرانتفاعي و...  و به تبع آن افزايش تعداد دانشجو در هر خانه، طايفه، کوچه و خيابان شايد مقداري از ذوق و شوق دانشجو شدن- در مقايسه با سال هاي پيش- کاسته باشد، ولي «دانشگاه» هنوز مکان ارزشمند، مقدس و بزرگي است که قداست آن را با چيز ديگري نمي توان عوض کرد و حرمت و اعتبار آن همچنان به عنوان محل علم آموزي و ادب اندوزي به قوت خود باقي است.
مي دانيم که يدک کشيدن يک يا چند «عنوان» نمي تواند به خودي خود براي کسي ارزش و اعتبار به دنبال داشته باشد; بلکه براي رسيدن به فضيلت اخلاقي و تعالي روح و در نهايت انسان شدن به معناي واقعي، در هر برهه اي از زمان و هر بخشي از عمر، انسان تکاليف و وظايفي دارد که در صورت پرداختن به آنها خواهد توانست به تعالي برسد.  
گذر از مرحله دانش آموزي و ورود به فصلي جديد از زندگي به نام «دانشجويي» مرحله اي بسيار مهم و حياتي در طول زندگي يک فرد به حساب ميآيد، چرا که دانشگاه محيطي است که فرد با استفاده از محضر اساتيد و بهره مندي از ساير پتانسيل هاي موجود در محيط دانشگاه مي تواند به اهداف برتر خود در زندگي دست يابد و يا احيانا در صورت عدم استفاده صحيح از امکانات موجود نه تنها به هدف خود نرسد، بلکه خود را در مرحله سقوط از انسانيت قرار دهد.
اين نوشته به دنبال آن است تا به دانشجويان مواردي را يادآور شود که اميد مي رود در صورت رعايت اين قبيل موارد، ضمن جلوگيري از اتلاف وقت و انرژي به اهداف بزرگ و ستودني زندگي خود نزديک و نزديک تر شوند.
هر کاري- من جمله درس خواندن- را براي رضايت خدا انجام دهيد. 
در هر حال کرامت انساني را حفظ کنيد. 
انسان ارزشي دارد و انجام بعضي کارها از اين ارزش و قدر انساني مي کاهد. 
انسان رسالتي را در پيش دارد که براي انجام آن بايستي تمام همت خود را به کار گيرد.
مانند تمبر باشيد، چون تا رسيدن به مقصد همراه نامه مي ماند، شما هم اين گونه به دنبال اهدافتان باشيد. 
افکارتان را تغيير دهيد تا زندگيتان تغيير يابد. 
اگر مي خواهي به دوستانت چيزي ياد بدهي، با اعمالت نشان بده نه با زبانت اين قانون را ياد  بگيريد، نه بار زمين بخوريد، ده بار برخيزيد. 
اگر دوستت تو را يک بار فريب داد، شرم بر او. ولي اگر دوستت تو را دو بار فريب داد، واي بر تو. 
هر چه قدر تلاش کنيد به همان ميزان آينده خود را رقم خواهيد زد. 
زياد بخوانيد و مطالعه کنيد. چون همچنان که جسم شما به غذا نياز دارد، روحتان نيز...
اگر دوستتان چيزي به شما تعارف کرد. مجبور نيستيد حتما قبول کنيد. 
دوستان عزيز بعضي چيزها را حتي براي يک بار هم، حتي براي يک بار هم تجربه نکنيد.
شما دانشجو هستيد، بايد جوينده دانش باشيد و تحقيق و پژوهش بايستي بخش مهمي از زندگيتان باشد. 
شما به اندازه اي که مي خوانيد و مطالعه مي کنيد و تفکر مي نماييد، ترقي خواهيد کرد.
از اين پس بيشتر مواظب رفتارتان باشيد، چون اين خود شما خواهيد بود که به ديگران مي گوييد چگونه با شما رفتار کنند. 
هم کلاسي هايتان همان گونه در مورد شما فکر مي کنند که خودتان خواسته ايد.  
ضد ارزش ها را براي خود ارزش به حساب نياوريد چون زود از اعتبار مي افتند.
به اساتيد خود زياد احترام قائل شويد، آنها تمام داشته هايشان را در اختيار شما قرار مي دهند.
داشتن عنوان «دانشجو» به شما اعتبار نمي دهد، اين شخصيت خود شماست که به هر عنواني ارزش و اعتبار مي بخشد. 
پدر و مادر شما فرشته هايي هستند که تمام وجودشان وقف شما شده است، پس شما هم...
کارکنان دانشگاه دوستان شما مي باشند که تلاش مي کنند مسائل و مشکلات شما را حل و فصل کنند، مواظب دوستان خود باشيد.
رشته اي که در آن تحصيل مي کنيد، از ضروري ترين رشته ها براي بهتر ساختن فرداهاي اين مرز و بوم است.
کاري نکنيد، حرکتي انجام ندهيد و لباسي نپوشيد که شما را انگشت نما کند.
درس هايتان را پاس نکنيد که پاس کنيد، بلکه آنها را ياد بگيريد و مهم تر اين که آنها را به کار گيريد.
تشکل هاي دانشجويي که در کنار شما هستند، براي اعتلا و پيشرفت شما و دانشگاهتان فعاليت مي کنند، به آنها بپيونديد و شما هم تلاش کنيد. 

 


 افزايش 20 درصدي کمک هزينه تحصيلي کارورزان، دانشجويان دوره تخصصي و فوق تخصصي  

سرويس دانشجو:
معاون توسعه مديريت و برنامه ريزي منابع دانشگاه علوم پزشکي تهران از افزايش 20 درصدي کمک هزينه تحصيلي کارورزان، دانشجويان دوره تخصصي و فوق تخصصي اين دانشگاه خبر داد.  
دکتر محمود بيگلر از افزايش 20 درصدي کمک هزينه تحصيلي کارورزان، دانشجويان دوره تخصصي و فوق تخصصي در عرصه هاي مختلف پزشکي خبر داد و افزود: در چهل و يکمين جلسه هيات امناي دانشگاه، کمک هزينه تحصيلي کارورزان، دانشجويان تخصصي و فوق تخصصي در عرصه هاي مختلف پزشکي تا 20 درصد افزايش يافت بطوري که افزايش اين کمک هزينه ها و مابه التفاوت آن از اول مهرماه تا پايان سال جاري محاسبه و به حساب دانشجويان واريز مي شود.  
وي در ادامه تصريح کرد: عيدي اين دانشجويان 503 هزار تومان است که با کمک هزينه بهمن ماه سال جاري به حساب آنها واريز مي شود که البته اسفند ماه نيز اين کمک هزينه ها در اسرع وقت پرداخت مي شود و در صورتي که دانشجويان در اين زمينه با مشکلي مواجه شوند مي توانند به دانشکده و بيمارستان محل خدمت خود مراجعه کنند.  
دکتر بيگلر در پايان يادآور شد: مراکز آموزشي و درماني دانشگاه علوم پزشکي تهران مجاز هستند به آن دسته از دستياران تخصصي که مازاد بر ساعات و کشيک هاي موظفي نقش موثري در افزايش درآمدهاي آن مرکز دارند با تشخيص رييس مرکز حداکثر تا سقف ريالي معادل کمک هزينه تحصيلي مصوب از محل درآمدهاي اختصاصي واحد ذي ربط تحت عنوان متمم کمک هزينه تحصيلي پرداخت کنند.

 


 به ياد داشته باش  

-  آنان که تجربه هاي گذشته را به خاطر نمي آورند محکوم به تکرار اشتباهند.
- از ميان کساني که براي دعاي باران به ميعادگاه مي روند تنها کساني که با خود چتر مي برند به کارشان ايمان دارند. 
- پيچ هاي جاده آخر جاده نيستند مگر اين که خودت نپيچي.
- وقتي به چيزي مي رسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشته اي. 
- آدم هاي بزرگ شرايط را خلق مي کنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت مي کنند.
- آدم هاي موفق به انديشه هايشان عمل مي کنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي انديشند.
-  گاهي خوردن لگدي از پشت برداشتن گامي به جلو است.
- هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قائل نيست، دل نبند.
- هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت مي دهد به راحتي دل بکني.
- با هر کسي مانند خودش رفتار کن تا نتيجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.
- هرگز به کسي که حاضر نيست براي تو کاري انجام بده، کاري انجام نده.
- به کساني که خوبي ديگران را بي ارزش يا از روي توقع مي دانند خوبي نکن اما اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.
- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.
- هرگاه با آدم هاي موفق مشورت کني شريک تفکر روشن آنها خواهي بود.
- وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.
- به خودت بياموز هر کسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

 


 به کتاب خواندن اهميت بدهيد  

دليل کتاب نخواندن را مي توان ساعت ها کش داد و تمام گناه و تمام بار حل اين درد را بر دوش مسئولان و ارگان ها فروريخت، اما خود چه کرده ايم؟ بايد از خود شروع کنيم، که شايد روزي مسئولي باشيم در يکي از همان ارگان ها! چقدر کتاب مي خوانيم؟ 
يک کتابخانه که کتاب هايش برچسب گردش مي خورند و دست من، تو و نفر بعدي و بعدي و بعدي ها مي گردند و مي گردند، تا وقتي که عمرشان به سر آيد! 
چشمداشتي نيز از هيچ کس ندارند جز استفاده شدنشان و خوانده شدنشان.
براي کمک کردن به فرهنگ کتابخواني هميشه نياز به پول نيست، شايد خواندن يک کتاب رايگان و اهدا کردنش به نفر بعدي فداکاري اي بس عظيم باشد در راه فرهنگ کتابخواني; که خود بايد از خود شروع کنيم...   
مدتي بود معطل مانده بوديم که اين درد را چگونه فرياد بزنيم، مانده بوديم کلماتي شق و رق را در کليشه فعل و فاعل و صفت و موصوف و غيره و ذلک، بيانيه وار و نطق وار بريزيم و چشمان مخاطب را متعجب در فهم نطق خود نگاه داريم، يا فرياد درد را به دل بسپاريم تا هرچه خواهد خود کند! و در نهايت نيز به استناد مثل معروف که هر آنچه از دل برآيد، بر دل نشيند، راه حل دوم را برگزيديم! البته اگر دردي بود، تفکري نيز براي درمانش بود و نتيجه اي نيز به دنبال داشت; نسخه ما، کتابخانه در گردش بود.
درد يک کلام است و آن، فرهنگ کتابخواني است... و مشکل بزرگتر از آن اين است که ما هنوز اين درد را نفهميده ايم، حال آن که ريشه بسياري از مشکلات جامعه ما است.  
مثل جامعه ما، فردي است که از درد کتف و دست و پا مي نالد و پزشکان فيزيوتراپ از حل مشکل او مي مانند و در آخر مشخص مي شود اين دردها از قلب اوست! سر آخر ما کي فرا مي رسد؟! وقتي که قلب جامعه از کار افتاد؟! با مسکن و آرام بخش شايد درد کاهش يابد اما آيا مشکل حل خواهد شد؟
راه حل بسياري از مسايل که امروز گريبان گيرمان شده است، مانند حجاب، جوانان و آرمان هاي امام راحل (ره) و دفاع مقدس، فريب فتنه هاي زمانه را خوردن! و بسيار حديث ديگر که مي توان از اين مجمل خواند، برگزاري همايش و نشست و گفت و گو و برخورد و بيانيه و غيره و ذلک نيست، راه حل فقط فرهنگ سازي است. بهترين وسيله اش، کتاب است. رهبرم فرمودند: «هيچ چيز جاي کتاب را پر نمي کند.»
تا کي هزينه تراشي و سازمان سازي براي حل مسائلي که تنها راهش، يا حداقل، تنها راه ميانبرش، کتاب و کتابخواني است؟ آري، راه ميانبر...; رهبرم فرمودند: «اگر خواهان يک ملت پيشرو، با فرهنگ و باسواد هستيم و اگر مي خواهيم عقب ماندگي ها را از راه هاي ميان بر جبران کنيم، ناگزيريم رو به سوي کتاب و کتابخواني آوريم» 
اين چند پاراگراف قبل را مي توان ساعت ها کش داد و تمام گناه را و تمام بار حل اين درد را بر دوش مسئولان و ارگان ها فرو ريخت. اما خود چه کرده ايم؟! از خود بايد شروع کنيم، که شايد روزي مسئولي باشيم در يکي از همان ارگان ها!  چقدر کتاب مي خوانيم؟ مقصود غير درسي است. چند ساعت در روز؟ براي دفاع از هر اعتقادي که داريم تنها به شنيده ها اکتفا مي کنيم يا مطالعه نيز داريم؟ چند ساعت در روز وقت خالي داريم و چند درصدش را مفيد مي گذرانيم؟ براي نخواندن دليل داريم يا توجيه و بهانه؟
سوالات تامل برانگيزي هستند که شايد لحظه اي درنگ، نتيجه اي جز سکوت به دنبال نخواهد داشت، سکوتي از جنس درد، دردي از سر کم کاري... بسياري از ما سال ها درس خوانده ايم، در تمام اين سال ها، اگر خوشبينانه بنگريم که در کنار جزوه استاد و معلم، کتاب درسي را نيز خوانده ايم، آيا جز کتاب درسي، کتاب ديگري مطالعه کرده ايم؟
بگذار خاطره اي تلخ بگويم از چندي قبل، خاطره اي که شايد نتوان به تمام نيروهاي حراست دانشگاه ها تعميم داد، اما به عنوان يک دانشجو به جرات مي توانم بگويم که اين درد نامانوسي با کتاب، در قريب به اتفاق دانشجويان کشور بيداد مي کند.
دانشجوي سال آخر کارشناسي يک رشته به اصطلاح مهندسي هستم، شايد بتوان گفت در يکي از بهترين دانشگاه هاي کشور که دانشجويانش را به علم و سواد سرشار مي شناسند ! 
مدتي بود يکي از نيروهاي حراست باشگاه نظرم را جلب کرده بود، هرگاه ديدمش، مشغول خواندن کتاب بود و سر در کتاب! برخلاف خيلي از همکارانش آرام بود و کم حرف... خلاصه بگويم که بناي آشنايي را با او گذاشتم اما باز هم کم حرف بود. وقتي فهميدم که دپيلم هم ندارد، کم حرفيش را به پاي کمرويي و اجتماعي نبودش گذاشتم و عجب فکر باطلي کرده بودم. 
اشتياقش به کتاب سبب شد، براي نزديکي بيشتر و تحکيم رابطه و تلطيف آن، هفته اي چند بار کتب مختلف برايش ببرم و در تمام مدت به اين فکر باشم که چطور مي خواند که مجبورم هر چند روز يک بار کتاب هاي جديدي برايش فراهم کنم! بگذار بگويم که حتي اين فکر نيز به ذهن درمانده ام خطور کرده بود که هيچ از خوانده هايش نمي فهمد... طولي نکشيد که آن روز تلخ فرا رسيد، روزي که بهانه صحبتمان شد و روشنفکرانه نطقي کردم و او نيز در تاييد گفته هايم شروع به صحبت کرد و تنها بهت و حيرت بود و صد البته شرمساري و خجالت... شرمساري از اين که او ديپلم هم ندارد و من دانشجوي سال آخرم... و شرمساري از افکاري که بيشتر در مورد خودم صدق مي کرد تا او... صحبت هايش تحليل وار بود و شمرده و زيبا و من تنها گوش کردم و در خود گريستم که چرا اين همه سال درس خوانده ام.    

به انتخاب: ريحانه يزدي فر