تاریخ 1392/11/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3571 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 داستان زندگي دختري نگون بخت
 «کاخ آرزو هايم فرو ريخت» 

سخن نخست:  
بررسي علل بزهکاري زنان فريب خورده نشان مي دهد که در ارتکاب جرم، بيشتر تحت تاثير ويژگي هاي زيست محيطي خود هستند و سعي دارند مسير مجرمانه خود را براساس توانايي هاي جسماني و استعداد خود تعيين کنند. نوع آسيب پذيري اين زنان بر اساس گنجايش آن ها هم در شکل گيري رفتار مجرمانه بي تاثير نيست.  
در مورد روانشناختي بزهکاري اين زنان طبق بررسي هاي انديشمندان و پژوهشگران مشخص شد که دو مقوله افسردگي و پرخاشگري در روش زندگي آنها تاثير گذار است. اينک سرگذشت زن جوان فريب خورده را با هم مي خوانيم که چگونه در گرداب گناه سقوط کرد .
مشخصات:  
سن: 24  
تحصيلات: ديپلم  
نام: يلدا  
وضعيت ازدواج: مجرد (در حال حاضر)  
در چه سالي از زندان آزاد شدي؟  
اوايل سال 89 .  
 بار اول به چه جرمي دستگير شده بودي؟  
اولين سابقه که سالهاي قبل به زندان افتادم رابطه نامشروع و درگيري بود.  
با چه کسي درگير ميشدي؟  
با برخي از مردان بوالهوس که چشم ناپاک داشتند. 
چگونه اين مردان هرزه را شناسايي مي کردي؟  
از نگاه آنان معلوم بود که چشم طمع دارند.  
 مگر چگونه نگاه مي کردند؟  
برخي ها با چشمان از حدقه درآمده که گاهي اوقات حرف بي ربط و رکيک از دهان آنها خارج مي شد.  
چرا تو را با آن حالت غير عادي مي نگريستند؟  
چون پوشيدن لباس هايم و طريقه آرايش غليظ، آنچناني بود.  
به چه دليل با اين طرز از منزل خارج مي شدي؟  
البته هدف مشخصي داشتم.  
مي توانيم بپرسيم مقصودت چه بود؟  
مي خواستم مردان پولدار را شناسايي و سپس در تله اندازم. 
يعني با اين طريق امرار معاش مي کردي؟  
برايم عادت شده بود.  
مگر کسي را نداشتي که متحمل هزينه زندگيت شود؟  
پدرم از عهده پرداخت دو همسر و دو زندگي مجزا برنمي آمد.  
چگونه مخارج دو منزل را اداره مي کرد؟  
با ازدواج مجدد ناتوان بود. 
 چرا از خانواده شما فاصله گرفته بود؟  
اکثرا مادرم بدخلقي مي کرد که همان ناسازگاري در محيط منزل به درگيري فيزيکي و فحش و دعوا مي انجاميد.  
آيا مادرت دچار بيماري بود؟  
مشکل اعصاب و روان به صورت خفيف داشت. 
 امکان مداوا و معالجه برايش فراهم نبود؟  
تحت پوشش هيچ نوع بيمه درماني نبوديم .  
شغل پدرت؟  
کارگر ساده ساختمان.  
 مگر در مکاني مشغول به کار نبود؟  
در اثر سقوط از داربست ، برايش امکان فعاليت نداشت.  
پس چگونه جوابگوي دو خانواده مجزا بود؟  
هر کدام از فرزندان به سوي خود رفتند.  
 تعداد برادر و خواهران؟
پدرم از دو همسر يازده فرزند دارد.  
از مادر شما چند برادر و خواهر هستيد؟  
من فرزند بزرگ خانواده هستم. دو برادر و سه خواهر کوچکتر از خود دارم.  
از اين يازده فرزند هيچ کدام نان آور نيستند؟  
خير. يکي از برادرانم در زندان به سر مي برد.  
جرمش چيست؟  
اعتياد و خريد و فروش مواد.  
 تکليف يازده فرزند در اين جامعه بدون هر گونه درآمد چيست؟  
خدا مي داند.  
آيا در معرض آسيب هاي اجتماعي قرار نمي گيرند؟  
امري است طبيعي و عادي . 
  تا کنون ازدواج کرده اي؟  
در سن 18 سالگي با مردي آشنا شدم که آن روابط به ازدواج انجاميد. پس از مدت 3 سال از وي طلاق گرفتم.  
آيا دليل خاصي داشت؟  
شغل ثابتي نداشت اکثرا خلاف مي کرد.  
 صاحب فرزندي هم بودي؟  
خداوند يک دختر به ما عطا فرمود.  
در حال حاضر نزد چه کسي نگهداري مي شود؟  
به خانواده اي ثروتمند سپردم که از نعمت داشتن فرزند ساليان سال محروم بودند.  
با آن خانواده رابطه اي هم داري؟  
آدرس دقيقي از آنها ندارم سال قبل در تبريز زندگي ميکردند ولي به گفته يکي از اقوام آنها به تهران بازگشتند.
آدرس يا شماره تماس آن خانواده را داري؟  
خير.  
آنها آدرس تو را دارند؟  
الان نه .  
چگونه راضي شدي جگر گوشه ات را به خانواده اي بسپاري که هيچ نشاني از آنها نداري؟  
مجبور بودم.  
 چرا به اين کار اجبار داشتي؟  
شرايط زندگي من بسيار دشوار بود.  
علت دشواري؟  
تازه از زندان آزاد شده بودم کسي  راضي نبود مرا همراه فرزندم بپذيرد.  
به چه دليل واژه ي «مادر» مقدس است؟  
چون بهشت زير پاي اوست.  
آيا شامل حال همه ي مادران مي شود که حتي فرزند خردسال خود را مي فروشند؟  
( سکوت مي کند).  
در قبال سپردن طفل کوچک مبلغ دريافتي تو چقدر بود؟  
سه ميليون تومان.  
امکان دارد که تا آخر عمر فرزندت را نبيني؟  
شايد.  
مبلغ سه ميليون تومان پول دريافتي را چي کار کردي؟  
هزينه زندگي دو يا سه ماه بلعيد.  
چرا اکثر اوقات در مترو پاتوق داشتي؟  
فرنگيس از من مي خواست تا در حين شلوغي به خواسته شيطاني خود برسيم که جيب بري بود.  
با فرنگيس چگونه آشنا شدي؟  
در همان داخل مترو.  
چند سال داشت؟  
کمتر از 30 سال.  
 ميان مسافران مترو چي کار مي کرديد؟  
او در جيب بري مهارت داشت در صف خانم ها مي ايستاد به محض پياده يا سوار شدن به هدف خود مي رسيد.  
تو در آن ماجرا چه نقشي داشتي؟  
به نوعي همکاري يا مشارکت داشتم.  
 بيشتر توضيح ميدي؟  
در مواقعي که فرنگيس کيف خانمي را به سرقت مي برد پس از چند روز با مالباخته تماس مي گرفتم و به بهانه پيدا کردن مدارک وي، مژدگاني درخواست مي کردم. به اين هدف مدارک را تحويل و مبلغ مژدگاني دريافت مي کردم و ...
آيا از اين ماجرا کسي اطلاع داشت؟  
محرمانه بود.  
کسي به تو شک نمي کرد که هزينه زندگي تو از چه راهي تامين مي شود؟  
آنهايي که مرا مي شناختن فکر مي کردند در يک شرکت خصوصي مشغول به کار هستم.  
در آن لحظه که داخل مترو کيف خانمي به سرقت مي رفت چه احساسي داشتي؟  
در هر صورت عذاب وجدان داشتم، ناراحت مي شدم.  
پس چرا اين کار ننگين و ناشايست را ادامه مي دادي؟  
فرنگيس دست بردار نبود . 
 مگر تعهد يا زمانت کتبي داشتي که اين کار خلاف شرع را انجام دادي؟  
البته ناگفته نماند ترک عادت موجب مرض است.  
از درگيري با مردان بگو؟  
با ترفند خاصي در شکار مردان بوالهوس مهارت پيدا کرده بودم. پس از اينکه آنان را به دام مي انداختم تقاضاي پول کلان مي کردم اگر از پرداخت آن امتناع مي ورزيدند آغاز درگيري و ... بود.  
يعني به اين طريق اخاذي مي کردي؟  
حالا اگر در قانون اخاذي است نمي دانم .  
در اين رابطه فرنگيس هم نقشي داشت؟  
آن موقع با او آشنا نبودم.  
عاقبت آن زن تبهکار به کجا ختم شد؟  
غير از زندان مگر راهي برايش مانده بود.  
يلدا، چند مدت است که فرزندت را نديدي؟  
از اين جريان بگذريم که داغ من تازه مي شود تحمل شنيدن اين حرف را ندارم.  
دوران تحصيل دبيرستان چه آرزويي داشتي؟  
متاسفانه کاخ آرزوهايم فروريخت.  
در زندگي شخصي تو چه کسي را مقصر مي داني؟  
تا کنون فکر نکردم شايد خودم را.  
دوست داشتي به کدام دوران از زندگي برگردي؟  
اي کاش به دنيا نمي آمدم.  
از آشنايان خود چه انتظاري داري؟  
طرد و فراموش شدم برخي ها چنين تصور مي کنند که من سالهاست مرده ام.  
در حال حاضر چگونه ميخواي با زندگي کنار بيايي؟ 
 عين پر کاه روي امواج درياي پر تلاطم سرگردانم. 
از آنهايي که سرگذشت تو را مي خوانند چه توقعي داري؟  
خدا توبه کنندگان را دوست دارد و به درگاه خداوند بزرگ با شرمساري بازگشتم آرزو دارم صالح و سالم ، ميان مردم کوچه و بازار خيلي عادي زندگي کنم . به ايزد منان توکل خواهم کرد شايد بتوانم گذشته هاي تلخ را جبران نمايم و از ديگران حلاليت بطلبم که رو سياهم. شايد ايزد تبارک و تعالي قلم عفو و بخشودگي بر اعمال گذشته ام بکشد. خدا رحيم است و بزرگ.  بزرگتر از آن است که به وصف درآيد. در طول تاريخ اسلام حربن رياحي هم به آغوش اسلام بازگشت. يلدا راه مسجد را در پيش گرفت و از ما خداحافظي کرد.   

محمد عليان  


 آسيب شناسي بزهکاري نوجوانان و انحراف 
نويسنده : محمد عليان

مقدمه:  
بزهکاري پديده اي اجتماعي جهاني است که در همه کشورهاي دنيا رواج دراد; معمولا براي جرايم نوجوانان زير 18 سال به کار برده مي شود. در کشور ما بزهکاري به مجموعه کل جرايمي گفته مي شود که در صورت ارتکاب مجازات هايي از قبيل قصاص، ديات، حدود و تعزيرات را در پي دارد.  
آيا تا کنون با خود انديشيده ايم چه عواملي در به وجود آوردن فرد بزهکار موثر است؟ 
انواع نابساماني هاي اقتصادي و اجتماعي از قبيل فقر، تورم و تکدي گري، بيکاري، فقدان امنيت مالي و حقوقي و ساير عوامل محروميت زا، زمينه مساعد براي ارتکاب جرم را فراهم مي کنند. لذا پيچيدگي عوامل موثر در پديده بزهکاري باعث شده که هر گروه از محققان آن را از ديدگاهي خاص بررسي کنند.  
روانشناسان و روان پزشکان از ديدگاه روان شناختي ، حقوقدانان از نگرش جرم شناسي و مسايل کيفري، پزشکان و زيست شناسان از نظر عوامل موثر زيستي و بالاخره جامعه شناسان از نگاه آسيب شناسي نظرات متفاوت ارائه مي دهند. کودکان و نوجوانان سرمايه هاي معنوي جامعه مي باشند و سلامت روح و جسم آن ها تضمين کننده سلامت جامعه در آينده است; بنابراين مسائل آنان از جمله مواردي است بسيار مهم که بايد به آن ها توجهي ويژه مبذول داشت.  
عمده ترين بزه در ميان کودکان، سرقت است. در ميان برخي از انواع کج روي ها و وضع اقتصادي مانند تکدي گري و برخي دزدي ها و بيماري هاي روحي رابطه وجود دارد.  
روان شناسان بر اين باورند که کودکي از لحاظ عاطفي رشد نيافته، توانايي تحمل رنج و عذاب يا به تعويق انداختن ارضاي مستقيم تمايلات خود را ندارد و اين محروميت عاطفي از مهم ترين علل بزه است.  

تعريف بزهکاري  
بزهکاري يکي از عوامل اجتماعي است که در محيط هاي اجتماعي مختلف به شکل هاي متفاوتي ديده مي شود. تعريف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجارهاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي شود. اگر چه در بيشتر جوامع، بزه به عنوان رفتارهاي قابل تنبيه از طرف قانون تعريف شده است; اما صرفا در تبيين آن مفهوم حقوقي مسئله کافي نيست. بزهکاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتکابي عليه احکام قانوني که مي تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد، وجه مشترک تمام جوامع انساني است. بزهکاران به طور کلي قرن هاست اعمالي مانند قتل، دزدي، نزاع، تخريب، کلاهبرداري، تجاوز، عارت، وحشي گري و آتش افروزي و ...  
به عنوان رفتار بزهکارانه پذيرفته شده است و تقريبا همه جوامع براي آن تعريف مشخصي دارند. تنها تفاوت مشهود ميزان و نوع آن تنبيه است که براساس قوانين حقوقي آن کشور تعيين و اعمال مي شود.  

مراحل شناسايي سن بزهکاران از ديدگاه قانون  
1- مراحله اول از دوران خردسالي تا رسيدن به 12 سالگي  
2- مرحله دوم از ابتداي سيزده سالگي تا پانزده سالگي  
3- مرحله سوم از ابتداي شانزده سالگي تا هيجده سالگي  
4- مرحله چهارم از ابتداي نوزده سالگي به بعد (مرحله کبر جزائي)  

خصوصيات شخصيتي افراد بزهکار  
- وابسته  
- تنها  
- منزوي  
- نا ايمن  

ويژگي هاي افراد بزهکار  
- درصد بالايي از بزهکاران تمايل شديد خويش را به فعاليت هاي ماجرا جويانه ابراز ميدارند.  
-  معمولا تا دير وقت بيدار هستند.  
- سرقت ها را در تاريکي شب و خلوتي محيط انجام مي دهند.  
- گاهي اوقات شب را در کنار خيابان ها به صبح مي رسانند.  
- حالت دفاعي شديد دارند.  
- کمتر به اطاعت و تسليم در برابر بزرگسالان به ويژه صاحبان قدرت دارند.  
- کمتر به ديگران وابسته هستند.  
- کمتر احساس بي پناهي، اضطراب و ترس از شکست در وجود خويش احساس مي کنند.  

عوامل بزهکاري

عوامل خانوادگي:  
محيط خانواده اولين محيطي است که فرد در آن رشد مي کند و هنجارها را مي آموزد. عليرغم اينکه بسياري از عوامل در وقوع بزهکاري اطفال و نوجوانان دخيل اند . اما در گام نخست اين خانواده است که نقش تعيين کننده اي در سرنوشت اطفال دارند.  

از عوامل خانوادگي:  
 تبعيض: تبعيض در خانواده و توجه بيشتر والدين به برخي از فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخي ديگر، سبب ايجاد عقده و احساس نفرت و بدبيني در کودک مي شود.  
خشونت: پاره اي از روان شناسان معتقد هستند که ريشه اصلي جنايات و خشونت ها در جامعه اعمال خشونت و تنبيه بدني است که باعث ايجاد عقده هاي رواني در آنان مي شود.  
مهر و علاقه زياد: محبت بيش از اندازه همان اثر و نتيجه را دارد که بي مهري و بي توجهي اثر مي گذارد.  
سن والدين: بالا بودن سن والدين و عدم انطباق آنان با کودک و نوجوانان نديده گرفتن نيازها و تمايلات کودک و نوجوان مي تواند عوامل بزهکاري باشد.  
عقب ماندگي والدين از اجتماع: خانواده هايي که با زمان و پيشرفت زندگي پيش نمي روند و به روزگار گذشته بر مي گردند و رفتار مي کنند و فرزندان خود را نيز با راه و رسم قديمي و کهنه سوق مي دهند و موجبات ناسازگاري رواني کودکان را فراهم مي آورند و آنان را در امور اجتماعي سهيم نمي کنند به همان ميزان در بزهکاري کودک مشارکت دارند.  
يتيم بودن: يتيمي ناشي از مرگ پدر يا مادر يکي از مهم ترين علل ناکامي، ولگردي عقب افتادگي در مدرسه و اجتماع و ارتکاب بزه و تبهکاري و ساير بيماريهاي رواني است.  
طلاق و کشمکش و درگيري ها: گسستگي خانواده تاثيري مسلم و قطعي در بروز رفتارهاي ضد اجتماعي در کودکان دارد و از علل استثنايي ارتکاب جرم به شمار مي آيد.  
 غيبت والدين از خانواده: وجود والدين در منزل، به خصوص مادر نقش موثري در تربيت عاطفي، رواني کودکان دارد و عدم حضور هر يک از والدين باعث ايجاد مشکلات تربيتي و اختلالات عاطفي در کودک مي شود.  
 انحراف والدين: انحراف والدين يا يکي از اعضاي خانواده و زوال اخلاقي آنان ، ارتباط مسلمي با انحراف کودکان و نوجوانان دارد.  
بي سوادي والدين: بيسوادي والدين و پائين بودن سطح فرهنگ و ادب و عدم آگاهي به مسايل روز پرورشي و علمي کودکان و نوجوانان، زمينه ساز ارتکاب جرم و ديگر انحرافات به شمار مي رود.  
 انحراف جنسي: تربيت نادرست و کمبودهاي عاطفي و علل اجتماعي ديگر، باعث انحراف جنسي در کودکان به ويژه نوجوانان مي شود.  

عوامل اجتماعي  
جامعه اي که از يک ثبات و پايداري اجتماعي برخوردار نيست و هر روز دچار هرج و مرج، بي نظمي از قبيل جنگ و خونريزي، شورش و غارت، اختلافات طبقاتي، آلودگي هوا، وضع بد محل سکونت، افزايش جمعيت و... باشد.  
قطعا شرايط و بستر مساعدي را براي ارتکاب بزه فراهم مي آورد و بالعکس جامعه اي که از يک ثبات و نظم اجتماعي واقعي برخوردار است، مي تواند به مرور زمان ريشه هاي بزهکاري و عوامل آن را در خود بخشکاند.  

عوامل اقتصادي  
فقر يکي از عوامل اصلي و مهم بزهکاري است. کمبود امکانات رفاهي از قبيل بهداشتي، ورزشي، تفريحات سالم و ديگر کمبودها از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن، شغل و درآمد باعث مي شود نيازهاي اجتماعي نوجوان برطرف نشده و موجب تحريک و ترغيب وي به بزهکاري شود; در چنين شرايطي برخي از والدين از کودکان  خود براي ارتکاب جرائمي همچون سرقت استفاده مي کنند يا با وادار کردن فرزندان خود به تکدي گري براي امرار معاش مورد استفاده قرار مي دهند.  

عوامل رواني  
نوجوانان بزهکار، خود را از افرادي نامطلوب مي دانند و گرايش و تمايلي براي دوست داشتن ارزش گذاري و احترام به خود ندارند; عموما افرادي آشفته، پريشان نامطمئن هستند.  
روان شناسان مي توانند افراد بزهکار آينده را در درون کودکي پيش بيني کنند. اين گروه از کودکان از مشکلات رفتاري مشکل در تمرکز و مشکلات تحصيلي برخوردار بوده که در واقع بازتاب مشکلات عاطفي آنان است.  

از عوامل ديگر بزهکاري  
از عوامل ديگر که سبب افزايش بزهکاري اطفال و جوانان مي شود مي توان به مهاجرت از روستا به شهر و مشکلات مربوط به حاشيه نشيني و فرهنگ آن اشاره کرد. 
بعضي از جرم شناسان معتقد هستند که امروزه مهاجرت هاي داخلي و همين طور بين المللي يکي از دلايل عمده افزايش نرخ بزهکاري مخصوصا در ميان نسل اول مهاجران است. همچنين پيشرفت و گسترش مسايل ارتباط جمعي و فيلم هاي جنگي وارداتي و برخي فيلم هاي سريالي يا تلويزيوني خارجي مي تواند از ديگر عوامل بزهکاري باشد.  

رويکرد شناخت علل و عوامل بزهکاري رويکرد زيستي  
بعضي از صاحب نظران، نظير لومبروزو مي گويد: بزهکاري از عوامل ارثي منشا مي گيرد، آسيب هاي مغزي، نارسايي غده ها، عدم توازن کوروموزم ها و يا ساخت ناموزون بدني علل آن است.  

رويکرد روانشناختي  
نظريه زيستي در تبيين بزهکاري به پيدايش نظريه هاي روانشناختي انجاميد، در اين رويکرد در شناخت انواع بزهکاري، ناسازگاري، شخصيت، انواع عقده ها و ..... عنوان شد اين راه با روانپزشکي و روانشناسي باليني در ارتباط است.  

رويکرد جامعه شناسي  
بسياري بزهکاري را معلول نظام اجتماعي پيرامون مي دانند، از اين رو فقر، فرصت هاي مسدود شده، خرده فرهنگ هاي مشوق بزهکاري که جوان در آن جاي يافته و... را عامل اصلي در تبيين آن مي دانند. در اين ديدگاه حتي عوامل رواني نيز از محيط پيرامون ناشي شده اند.  

عوامل موثر در پيشگيري جرايم نوجوانان 
-  احتراز از رقابت در جلب محبت والدين  
-  عدم ايجاد ناسازگاري در محيط خانواده  
 - عدم پرخاشگري والدين  
- پرورش حسن اعتماد به نفس در فرزندان  
- تامين محيط و مسکن مناسب  
- تامين نيازهاي مادي و معنوي  
- تامين آموزش و پرورش مناسب از طريق عملکرد موثر مدرسه و معلم.  
- که موارد فوق در پيشگيري جرائم نوجوانان موثر و مفيد خواهد بود.  


 مقصر "شهرياري" که معتاد به دنيا آمده، کيست؟  

"شهريار" نوزاد چهل و چند روزه اي است که مادرش وقتي فهميد کودک معصومش، معتاد متولد شده پا به فرار گذاشت و پدر معتادش نيز... 
به گزارش پايگاه خبري پليس، پدر با صورتي غرق در اشک، آنچنان مبهوت چهره اش شده که پلک برهم نمي گذارد، آنقدر چهره کودکانه اش، معصوم است که هر بيننده اي با شنيدن ماجرا، آه از نهادش برمي خيزد.  
شهريار نام نوزادي است که خداوند، چهل و چند روز است نصيبش کرده اما اين نوزاد با ديگر نوزادهاي هم سنش شرايطي کاملا متفاوت دارد...
پدر شهريار جواني است 32 ساله، نحيف و لاغر اندام، با موهايي خرمايي رنگ و چهره اي که مي توان آثار اعتياد به مواد مخدر را در آن به خوبي مشاهده کرد.  
شايد با شنيدن کلمه "ارث" همگي فکر کنيم فرزندي بدون هيچ گونه تلاش و مشقتي حاصل سالها دسترنج پدر و مادري را مالک گرديده است و درون دلمان بگوييم خوش به حالش که در عنفوان جواني با مال و املاک پدريش گذران زندگي را بيمه نموده است اما ارثي که امروز در بدو تولد به شهريار رسيده ارثي نيست که ديگران به آن چشم داشته باشند...  
ارثي که شهريار امروز مالک آن شده است حاصل سالها دسترنج پدر و مادر نيست حاصل سالها کج رويي و بي راهگي است.  
همواره در جامعه شنيده ايم که عوامل اعتياد به مواد مخدر مي تواند همنشيني با دوستان ناباب، عدم آگاهي نسبت به آثار سو» استعمال مواد مخدر و ده ها دليل ديگري که توسط کارشناسان و محققان اين حوزه شناسايي و بررسي شده، باشد اما "شهريار" نوزادي است که هيچگونه اختياري ندارد و فقط به واسطه 9 ماه وجودش در بدن مادري که به شدت معتاد به انواع مواد مخدر بوده امروز آلوده و اسير اعتياد گرديده است ، کودکي با چهره اي بي نهايت معصوم که معلوم نيست گناهش چه بوده که معتاد بدنيا آمده است؟!  
در اوج جواني با ديدن فرزندش در آن حال و روز توان ايستادن بر روي پاهايش را ندارد، لرزش شانه هايش تمام نمي شود شايد به ياد اشتباهات خود افتاده که امروز مجبور است نوزادش را در اين حال و روز ببيند.  
اما مقصر تنها پدر شهريار نيست...  
در جواب سوالم که «چگونه معتاد شدي؟» مي گويد:  
از زماني که چشم باز کردم پدرم اعتياد داشت و به همين دليل مادرم از او طلاق گرفت و من و تنها برادرم نزد مادرمان بزرگ شديم، طولي نکشيد که مادر هم به درد لاعلاج پدر مبتلا شد و او نيز به ورطه تباهي اعتياد گرفتار شد.  
اولين بار که مواد مخدر را تجربه کردم در سن 14 سالگي با استعمال ترياک بود اما افيون ديگر راه گريزي برايم نگذاشت تا جايي که مخدري نبوده که من تجربه نکرده باشم!!!  
در حالي که قطرات اشک از صورتش به زمين مي ريزد مي گويد: وقتي به صورت بچه ام نگاه مي کنم از خودم بدم مي آيد، روي نگاه کردن به چشمان خسته اش را ندارم شرمنده اش مي شوم ، شرمنده مي شوم که چرا بايد اين گونه وارد دنياي ما شود، دنيايي پر از اشتباهات من و مادرش.  
شب ها تا صبح در آشغال هاي مردم در پي ضايعات مي گردم تا شايد صبح شهريارم پوشک و شير خشک داشته باشد و صبح با وجودي سرشار از ذوق و شوق يک بسته پوشک را دوان دوان به شهريار مي رسانم.  
از آشنايي اش با مادر شهريار مي پرسم و اينگونه جواب مي دهد:  
از پاي بساط استعمال مواد با هم آشنا شديم و يک بار با هم به مشهد رفتيم و همانجا به صيغه محرميت هم درآمديم.  
مي گويد مادر شهريار از زماني که بچه را به دنيا آورده و فهميده است که نوزاد معتاد است فرار کرده و ما هم وقتي حال روز شهريار را وخيم ديديم به بيمارستان آورديم و هم اکنون در بخش مراقبت هاي ويژه (ICU)  بستري مي باشد که به سبب فداکاري هاي پرستاران امروز حالش بهتر است.  
اسفناک بودن ماجراي زندگي 42 روزه شهريار مرا وامي دارد، پيگير کارها شوم و با اداره بهزيستي هماهنگي هاي لازم را صورت دهم.
شهريار درخت سبزي بود که پدر و مادرش آن را با تبري آسيب رساندند که دسته اش از جنس همان درخت بود.  
با خودم فکر مي کنم چرا بايد چشمان شهريار 42 روزه اينقدر خسته باشد او که تازه اول راه است، آيا مي داند که امروز شير مادرش از هر سمي براي او بدتر است، مادري که خداوند بهشت خود را زير پاهايش گذاشته است اين بار چرا جهنمي را براي نوزادش هبه کرده است.  
فقط خدايا! تقدير شهريار و شهريارها را خودت رقم مي زني پس تو را به مقربان درگاهت و به ايوان بلند خداييت قسم، به اندازه تمام ناداشته هايشان در بدو تولد، ياريشان کن که هرگز غصه ي ندانم کاري هاي بزرگترهايشان را نخورند.

ستوان يکم امير يعقوبي- خبرنگار پايگاه خبري پليس سمنان