تاریخ 1392/10/25 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3553 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 خودم را نمي بخشم 
نويسنده : محمد عليان

  سخن نخست:  
سلامت روان، يکي از مهم ترين شاخصه هاي سلامت و بهداشت يک جامعه به ويژه خانواده قلمداد مي شود. برخورداري از اين نعمت الهي در ايجاد زندگي آسوده و مطمئن و دستيابي به اهداف عاليه، جايز اهميت است; و لذا محروميت از اين موهبت، انسان ها را دچار مشکلات عديده اي خواهد کرد که عواقب شومي به دنبال خواهد داشت; يکي از مشکلات افسردگي است که گاهي حالت هيجاني است و گاهي با غمگيني، نگراني که اين اختلالات متناسب با سبب شناسي، شيوه هاي درماني گوناگوني توسط روانپزشکان توصيه شده است و بيمار بايد تحت درمان و معالجه قرار گيرد.
در اين شماره از روزنامه پيام استان سمنان سرگذشت زن جواني 21 ساله را مي خوانيم که به جاي درمان افسردگي و اعتياد همسرش، در يک لحظه مرتکب جنايتي هولناک شد.  
مشخصات  فريب خورده  
جنسيت: زن  
سن: 21 سال  
تحصيلات: ديپلم  
جرم: قتل عمد  
مقتول با تو چه نسبتي داشت؟  
همسرم بود.
چرا همسرت را به قتل رساندي؟  
او اعتياد شديد به مواد مخدر از نوع صنعتي داشت.  
مگر هرکس معتاد است جرمش قتل است؟  
البته ناگفته نماند فرد معتاد زماني که به مواد افيون و خانمانسوز اعتياد دارد همان روز مرگش فرا رسيده است که او نمي داند.  
چرا اقدام به درمانش نکردي؟  
بارها و بارها او را به مراکز اعتياد که مجوز رسمي دارند معالجه و مداوا کردم سه بار وي را به کمپ درمان سپردم اما سودي نداشت.  
آيا قبل از ازدواج معتاد بود؟  
به قول خودش از سن 17 سالگي معتاد بود.
در چند سالگي ازدواج کرديد؟  
او 22 سال داشت من کمتر از هجده سال داشتم.  
چرا تحقيق نکرديد که اعتياد دارد؟  
اشتباه ما اين بود که به حرفهايش اعتماد کرديم.  
چند سال با هم زندگي کرديد؟  
حدود چهار سال.  
ثمره ازدواج شما؟  
يک دختر.  
آيا غير از اين که همسرت را به قتل برساني راه ديگري به نظرت نمي رسيد؟  
مي گويند: توبه گرگ مرگ است. باور کنيد عين مرد در زندگي همدوش و همگام بودم تا از منجلاب بدبختي رهايي يابد و به زندگي سالم برگردد ولي افسوس...
چرا از بزرگان فاميل کمک نخواستي؟  
امان همه را بريده بود مخصوصا پدر و مادرش را که از وي بيزار بودند.  
آيا نمي توانستي از او جدا شوي؟  
تقاضاي طلاق دادم ولي دلم براي دختر کوچک که تازه به دنيا آمده بود سوخت; پس از چند روز منصرف شدم.  
شغل همسرت چه بود؟  
تعميرکار گوشي همراه و کامپيوتر.  
حرفه پر درآمد و آب  و نان دار داشته مگر نه؟  
اوايل کار که هنوز بين مردم کوچه و بازار انگشت نما نشده بود زندگي ما پر رونق بود ولي بعدها اعتيادش بر ملا شد از اعتبار اجتماعي ساقط شد.  
زماني که معتاد بود زندگي براي شما چگونه مي گذشت؟ 
باور کنيد عين جهنم دره اي بود که اوقات تلخ را مي گذرانيديم به نان شب محتاج بوديم.  
نقش پدر و مادرت در اين ماجرا؟  
پدر و مادرم بارها به من گفته بودند که از امير جدا شوم چون که کوچکترين مسئوليت يا تعهدي در زندگي نداشت.  
چرا پيشنهاد آنها را نپذيرفتي؟  
براي حفظ آبرو که نزد ديگران سرافکنده مي شدم.  
با ارتکاب قتل از چاله درآمدن و به چاه افتادن نيست؟  
وسوسه شدم.  
از چه کسي تحريک شدي؟  
از بهروز اغفال شدم.  
بهروز کيست که تو را اغفال کرد؟  
جواني بود که با او آشنا شده بودم.  
مگر با وي رابطه داشتي؟  
در چند ماه اخير در حوالي پارک... با هم آشنا شديم.  
آيا رابطه با جواني غريبه خيانت به همسر نيست؟  
گفتم شايد به من کمک کند.  
چه کمکي از مرد غريبه در زندگي اشتراکي بر ميآيد؟  
براي نجات امير از مواد.  
از نظر هر کس اين رابطه نامشروع، حرام است و خلاف شرع اسلام مگر چنين نيست؟  
گناهي بود نابخشودني.  
آن روزهايي که با بهروز رفت و آمد داشتي آيا عذاب وجدان به سراغ تو نميآمد؟  
اشتباه بزرگي بود که به قتل همسرم ختم شد.  
تاوان آن اشتباه چه بود؟  
مرا وادار کرد که امير را از سر راه زندگيم بردارم.  
آيا فکر عاقبت کار را نمي کردي؟  
اصلا فکر نمي کردم که در محاصره پليس قرار گيرم.  
چرا به قانون متوسل نشدي که همسرت به زندگي عادي و سالم برگردد؟  
ديگر از او سير شده بودم، نفرت داشتم.  
اذيت و آزار امير در محيط خانه چگونه بود؟  
او بايد به گونه اي هزينه سنگين مواد مخدر را به دست ميآورد حالا با فروش اشياي گران قيمت يا قرض گرفتن از اقوام و آشنايان هر روز طلبکاري جديد به سراغش مي آمد که بايد من با وي صحبت مي کردم. بعضي ها ناجوانمردانه تقاضاي مسايل غيراخلاقي داشتند و... مگر يک زن جوان در زندگي تا چه اندازه تحمل و ظرفيت و خواهش هاي بي جا و بي مورد برخي از جوانان هرزه و معتاد را دارد و در مقابل سکوت اختيار کند؟ امير موقعي که مواد لعنتي را مصرف مي کرد در آرامش کامل به سر مي برد، زماني که از ساعت مصرف آن مواد افيون مي گذشت من و کودک خردسال را تهديد به مرگ مي کرد. يک بار نزديک بود زندگي را به آتش بکشد که صاحبخانه، جان ما را خريد و با دخالت پليس جنگ رواني خانوادگي خاتمه يافت ولي فرداي آن آغاز ماجرا و زد و خورد و تهديد بود.  
اگر به منزل پدر و مادرت برمي گشتي بهتر از وسوسه بهروز و قتل همسرت نبود؟  
دقايقي قبل گفتم که نفهميدم.  
از آغاز درگيري با امير تا لحظات قتل مختصري توضيح مي دهي؟  
امير شب تا سحر بيدار بود و پاي برنامه کانال هاي ماهواره اي خودش را سرگرم مي کرد; فرداي آن شب تا ظهر بيدار بود غروب براي تهيه مواد از منزل خارج مي شد ولي خيلي سريع بر مي گشت، يعني به مواد صنعتي سريع و بدون دردسر، نزديک منزل دسترسي داشت که اين زنگ خطري است در جامعه براي جوانان. آن روز غروب حلقه طلاي نامزدي ام را که خيلي دوست داشتم فروخته بود و براي مصرف خود کراک خريداري کرده بود.  
وقتي که وارد منزل شد هوا تاريک شده بود پيش خودم گفتم: امشب ديگر بايد من او را تهديد به مرگ کنم که نحوه تهديد را بهروز به من ياد داده بود. لحظاتي که به وي پرخاش کردم از جسارت من تعجب کرد سيلي محکمي به گوشم زد، منم در حين درگيري و دعوا کم نياوردم. مرگ يکبار، شيون هم يکبار. در يک لحظه امير نقش زمين شد و... بلافاصله با بهروز تماس گرفتم وقتي که به منزل ما رسيد امير بي حرکت گوشه اطاق افتاده بود. نيمه هاي شب جسد بي جان او را در بيابان ... رها کرديم و با هم به منزل برگشتيم و...
چند ساعت طول کشيد شما دستگير شديد؟  
کمتر از 12 ساعت.  
چگونه شناسايي شديد؟  
پس از اين که جنازه را به بيابان انداختيم شب را در منزل خودمان به سر برديم فردا نزديک ظهر با صداي زنگ تلفن از خواب بيدار شديم صداي مردي از آن طرف به گوش مي رسيد که آدرس دقيق منزل را مي پرسيد; منم بدون کم و کاست به وي گفتم; کمتر از يک ساعت طول کشيد که ماموران زن و مرد با هماهنگي مقامات قضايي وارد منزل شدند با اولين نگاه و بررسي لکه هاي خون را مشاهده کردند. اول من و بهروز حاشا کرديم ولي به ناچار لب به اعتراف گشوديم.  
شماره تلفن منزل شما چگونه به دستشان رسيده بود؟  
در لباس هاي خونآلود بهروز کشف کرده بودند.  
لحظه اي که دستگير شديد، نسبت بهروز با تو سوال نشد؟  
در همان دقايق اول همه مسايل ريز و درشت ماموران آگاه شدند.  
پس از آن وقايع دلخراش پدر و مادر امير را نديده اي؟  
پدر همسرم در دادگاه گفت: اگر با جواني غريبه رابطه نامشروع نداشتي امکان داشت رضايت بدهيم ولي با اين شرايط هرگز نمي بخشيم زيرا رابطه نامشروع هم کمتر از قتل و جنايت نيست.  
دختر خردسال تو نزد چه کسي نگهداري مي شود؟  
نزد خانواده ام که شب و روز بي قراري مي کند.  
آخرين حرف امير يادت هست؟  
او در آخرين لحظات عمر بي ثمرش مي گفت: مي خواهم زنده بمانم.  
پاسخ تو چه بود؟  
من همان طوري که حرص مي خوردم به او گفتم: زماني که اعتياد به سراغ تو آمده بود و معتاد شدي همان روز اول مرده بودي که خود نمي دانستي.  
در زندگي خودش مقصر بود; خانواده يا جامعه؟  
زماني که عين نقل و نبات در گوشه و کنار مواد خانمانسوز خريد و فروش مي شود خانواده چه نقشي مي تواند داشته باشد. آيا بيکاري و نداشتن شغل براي جوانان دخيل اين ماجرا نيست؟ ساليانه براي کاهش اين معضلات اجتماعي مگر دولت هزينه کلان پرداخت نمي کند؟ اگر در توليد و فرهنگ سازي و پيشگيري صرف شود، بهتر نيست؟ اين همه مضرات اعتياد، دستگيري، زندان، شلاق و جريمه نقدي و تبعيد براي ديگران کافي نيست که درس عبرت بياموزند؟ بايد درمان هم در کنار اين مجازات ها باشد.  
خودت، چند بار همسرت را در مراکز اعتياد دولتي يا کمپ هاي خصوصي درمان کردي؟  
شخص معتاد هم بايد توانمندي و همت داشته باشد. 
اگر هم اکنون هم سن و سالان تو پيامت را از طريق روزنامه پيام استان سمنان بخوانند حرفت چيست؟  
ازدواج يعني يک عمر زندگي کردن زير يک سقف در انتخاب همسر دقت کنيد به حرف هاي فريبنده برخي ها اعتماد نکنيد.  
از چه کسي خجالت مي کشي؟  
از وجدان خودم که موقع تنهايي نهيب مي زند.  
مجازات کسي که در زندگي خيانت مي کند چيست؟  
بايد بدانند دست انتقام قوي است دير يا زود حلقومشان را تا سر حد مرگ مي فشارد.  
آخرين سخن ؟  
خودم را نمي بخشم. خود کرده را تدبير نيست.  
به پايان رسيديم، عقربه هاي ساعت هر دو روي دوازده چسبيده بودند. صداي اذان ظهر در محوطه طنين انداز شد موذن با صداي رسا مي گفت: حي علي خير العمل...  

 


 عوارض مواد مخدر در جامعه جوان 
نويسنده : محمد عليان

اعتياد واژه ي قديمي است که امروزه به دليل کاستي هاي آن از اصطلاح وابستگي به مواد مخدر استفاده مي شود. مواد همه ترکيباتي مي باشد که کارکرد شخص را تغيير مي دهد و باعث ايجاد هيجان و افسردگي و بروز عصبانيت و رفتارهاي نابهنجار مي شود و در قضاوت و شعور، اختلال ايجاد مي کند. وابستگي نيز تمايل شديد فرد به ادامه مصرف يک ماده است. وابستگي باعث بروز برخي رفتارهاي غير عادي در فرد مي شود; لذا براي رسيدن به آن حالت شخص مجبور است به تدريج مقدار ماده مصرفي اش را هر روز بيشتر از روز قبل افزايش دهد و در صورت مصرف نکردن ماده مخدر به عوارض ناراحت کننده اي دچار مي شود که به اين حالت غير عادي مي گويند.  
فرد وابسته، به تدريج نسبت به آداب و مسئوليت و تعهدهاي خانوادگي و اجتماعي خود بي تفاوت مي شود. گاهي به ترک اعتياد تمايل پيدا مي کند، اما نمي تواند آن را از خود دور نمايد. يکي ديگر از کلماتي که در ادبيات مواد مخدر به کار مي رود سو» مصرف است. سو» مصرف به اين معناست که فرد نسبت به مواد اعتياد ندارد، ولي آن را مصرف مي کند. او معمولا مي داند که مصرف مواد مخدر غير قانوني است و باعث بروز تغييرات روحي مي شود و به خود او و ديگران آسيب فراوان اجتماعي ميرساند. فراگير شدن اعتياد در ميان جوانان خطر بزرگي براي جامعه به ويژه نسل جوان محسوب مي شود. مهم ترين عامل مشخص کننده اين فراگيري، پايين بودن سن اعتياد در جامعه است. کارشناسان معتقدند که عوامل اجتماعي، فرهنگي، مانند خشونت در منزل با مصرف مواد مخدر رابطه نزديکي دارد. بر پايه آمارهاي موجود، مصرف مواد مخدر توسط جواناني که در خانواده هاي داراي خشونت زندگي مي کنند بيش از پنج برابر جواناني بوده که در خانواده بدون خشونت سکونت دارند.  
طبق آمار غير رسمي، سن اعتياد اکنون به 15 تا 18 سال رسيده که بسيار نگران کننده است (ماهنامه اصلاح و تربيت سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي کشور)
علاوه بر اين مصرف سيگار که با اعتياد رابطه تنگاتنگي دارد و زمينه ساز است اکنون در بين نوجوانان 13 و 14 ساله به شدت افزايش يافته است.  
دکتر سام آرام مي گويد: مهم ترين عامل شيوع اعتياد در ميان جوانان، پايين آمدن سن ياس و نااميدي است. متاسفانه اين مسئله سبب شده که در برخي از دبيرستان ها نيز شاهد افزايش تمايل به مواد مخدر باشيم. بايد توجه داشته باشيم وقتي که دختر يا زن جواني سيگار کشيدن را عادت خود دانسته خيلي زود مي تواند به حشيش نيز معتاد شود، چون انگيزه و نيازهاي اوليه او با کشيدن سيگار برطرف نمي شود در حالي که حشيش دقيقا وسيله رفع آن نيازهاست. 
مصرف شديد مواد مخدر، الکل يا ساير مواد، مشکلاتي را براي سلامتي عمومي فرد به وجود مي آورد گر چه بسياري از افراد پيامدهاي جدي يا شديد ناشي از علائم ترک را تجربه نکرده اند ولي مصرف الکل يا مواد به بروز مشکلاتي در آنها منجر شده است. شواهدي وجود دارد مبني بر اين که بسياري از مداخلات درماني کوتاه مدت مي توانند براي افرادي که وابستگي کمي به الکل يا ساير مواد دارند و حتي براي آنان که قبل از درمان، مهارت هاي کافي براي عملکرد موثر داشته اند، پيامدهاي مثبتي به دنبال داشته باشند; بنابراين کارکرد اصلي درمان ممکن است جنبه انگيزشي آن باشد که به مراجعان کمک مي کند. مطالعات اخير نشان مي دهند که متاسفانه ميزان شيوع مصرف مواد، در 30 سال گذشته در کشورمان روند رو به افزايشي داشته است که به صورت مرگباري جوانان ناآگاه را در کام خود مي بلعد و شيرازه بسياري از خانواده ها پاشيده مي شود. بدين منظور آگاه نمودن هرچه بيشتر اقشار مختلف مردم به ويژه نسل جوان در هر کشوري از وظايف اصلي دولت، محققين و دانش پژوهان عصر مي باشد که تا شايد بدين گونه بتوان از مصرف آن کاهش داد. زيرا علاوه بر زشت نمودن چهره اجتماع سلامت جامعه اسلامي را به خطر انداخته و باعث از بين رفتن بودجه هاي عظيمي براي نگهداري و درمان معتادين خواهد شد که ساليانه صدها ميليارد تومان از درآمدهاي کشور را بلعيده است بايد براي بهبودي شيوه هاي درمان تدابيري جدي انديشيد.