تاریخ 1392/06/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3455 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 گفت گو با مصطفي صبوري فيلمساز و منتقد سينما به مناسبت 21 شهريور روز ملي سينما 
نويسنده : ميثم دهرويه

مصطفي صبوري متولد 21 شهريور 1358 مي باشد و 21  شهريور  روز ملي سينما نيز است. به دو بهانه سراغ اين هنرمند برتر استانمان رفتم 1-تولد وي در اين روز است 2- وي از سينماگران موفق استان سمنان است.  
وي فعاليت سينمايي  اش را در سال 74 با گذراندن دوره يک  ساله فيلم سازي در انجمن سينماي جوانان ايران دفتر سمنان آغاز کرد و در سال75، اولين فيلم کوتاه خود را با نام   «سفيد سياه خاکستري» ساخت. علاوه بر اين، فيلم هاي کوتاه «قايق سفيد»،  «شهر خاموش»، «سرخ و زرد» و چندين فيلم کوتاه ديگر را در کارنامه خود دارد. وي غير از ساخت فيلم کوتاه منتقد سريال هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي نيز مي باشد.

***************************

يک بيوگرافي کوتاه از خودتان برايمان بگوييد؟

مصطفي صبوري هستم 34 سال سن دارم و از سال 1374 تا کنون  به عنوان نويسنده، کارگردان و تهيه کننده فعاليت سينمايي دارم.
ورود شما به دنياي فيلم چگونه رقم خورد  و کار را از کجا آغاز کرديد؟
به هر حال هر انساني از وجود ذوقي در خود باخبر مي شود من از کودکي کار نمايش کردم از همون دبستان و بعد از آن در مقاطع ديگر هم اين کار را ادامه دادم تا اين که در سال 74 در انجمن سينماي جوانان ايران دفتر سمنان يک دوره يک ساله فيلم سازي گذراندم و اين سرآغاز و عامل پيوند من با فعاليت هاي سينمايي شد و تا امروز هم ادامه دادم البته متاسفانه در اون سال ها هنرجوهاي با ذوقي در انجمن بودند اما تعداد انگشت شماري از آن جمع اين هنر را ادامه دادند و اکثرا به سراغ کارهاي ديگر رفتند.
از کارنامه هنري تان بگوييد چه فيلم هايي ساخته ايد؟
خوب من خيلي وقت است که فيلم مي سازم و بالتبع فعاليت هاي زيادي در اين زمينه داشته ام اما اولين فيلمي که ساختم فيلم کوتاهي بود در سال 1374 به نام  سفيد، سياه، خاکستري  و بعد از اون هم فيلم قايق سفيد رو کارگرداني کردم از فيلم هاي ديگري که ساختم فيلم مستند زرد وسرخ، مستند شهر خاموش، فيلم کوتاه به نام ندامت، ساخت 30 قسمت مجموعه مستند  تلويزيوني معبري به آسمان و دستياري کارگردان در دو تله فيلم و کارگرداني چند انيميشن بوده است.
آيا فيلم هاي شما موفقيت هايي را نيز کسب کرده اند؟  
بله در سال 1379 فيلم قايق سفيد به جشنواره فيلم وارش راه پيدا کرد و تقدير شد همين فيلم در سينماي جوانان دفتر اصفهان و نجف آباد نيز نمايش داده شد پس از آن فيلم مستند زرد و سرخ بود که در سال 1386 به جشنواره فيلم پليس راه پيدا کرد و نامزد دريافت جايزه هم شد. مستند معبري به آسمان در سال 88 به جشنواره کشوري ققنوس راه پيدا کرد و مستند خادم الشهدا» در سال 1390ضمن دريافت لوح تقدير در استان به  جشنواره کشوري نيز راه پيدا کرد. اين اواخر فيلم کوتاه ندامت را تهيه کنندگي و کارگرداني کردم که در جشنواره دانشگاه پاک  در کشور در بخش فيلم کوتاه مقام اول رو کسب کرد.  

ايده فيلم هاي شما از کجا شکل مي گيرد؟

معمولا نگاه متفاوت به موضوع ها ايده را مي سازد من سعي کرده ام و خودم را عادت داده ام نگاه ديگري نيز به غير از آنچه که مي بينم به اطرافم داشته باشم و اين خود جرقه هايي را هميشه در ذهن من شکل مي دهد که سر فرصت به سراغشان مي روم و طرح يا فيلمنامه را از آن استخراج مي کنم.
انجمن سينماي جوانان سمنان امروز را با آن سال که شما وارد  آن شديد چطور مي بينيد؟
خيلي متفاوت است آنچه که در انجمن سينماي جوانان سمنان، امروز من مي بينم علي رغم اين که رئيس خوش ذوقي دارد اما هنرجويان آن علاقه مند واقعي نيستند در دهه 70 براي تدوين يک فيلم هفته ها بايد منتظر مي مانديم تا به قول خودمان ست تدوين خالي شود تا بتوانيم تدوين بزنيم آن هم با دو دستگاه ويدئو که حتي يک ديزالو هم نمي شد با آن زد،  اما حالا امکانات سينمايي در شهر خودمان از مرحله پيش توليد تا نهايي شدن يک فيلم آن قدر پيشرفته شده که دغدغه هاي فيلمساز را از نظر تکنولوژي مرتفع کرده است. اما بي انگيزگي را من به عينه در بين هنرجويان جوان مي بينم. البته عوامل زيادي در اين قضيه دخيل است که فرصت مغتنمي براي پرداختن به آن مي طلبد.
چرا نگاه به فيلم کوتاه جدي نيست يا بهتر بگويم چرا تماشاگر تمايلي براي ديدن فيلم کوتاه ندارد؟
به نظرم اينطور نيست که فيلم کوتاه جدي گرفته نميشه حقيقتش اين هست که فيلم کوتاه علي رغم نگاه آماتوري که بهش است کاملا حرفه اي است و متاسفانه چون کارگردان هاي حرفه اي علاقه اي به ساخت فيلم کوتاه ندارند آنچه که ما نسبت به فيلم کوتاه مي بينيم ساخت فيلم هاي آماتوري هست که باعث شده نگاه اشتباهي به اين نوع از سينما داشته باشيم.
اين که مي گويم فيلم کوتاه حرفه اي تر از فيلم بلند است دليلش اين است که شما در فيلم بلند زمان مناسبي براي شخصيت پردازي و پردازش داستان را داريد اما در فيلم کوتاه زمان براي پردازش و شخصيت پردازي بسيار کم است و کارگردان يا حتي نوسينده تا بيايد حرفش را بزند وقت فيلم تمام است لذا فيلم کوتاه دکوپاژ حرفه اي تري از فيلم بلند مي خواهد تا تاثيرگذار باشد و شما هر فيلم کوتاهي را  که از کارگردان برجسته اي ديده ايد لذت برده ايد پس نتيجه اين که نگاه به فيلم کوتاه بايد عوض شود.

يه سوال اساسي; سينما چيست؟
  
شايد بهترين جمله از قول يه سياستمدار تعريف جامع سينما باشد وآن اين است سينما وسيله خوبي براي تبليغ و ارائه ديدگاه ها و انديشه هاي سياسي و اجتماعي و حتي اقتصادي است...، سينما، اين وسيله سمعي و بصري جذاب، بزرگترين کارکردش در خلق رويا است.
حقيقت اين است که شايد هنوز هم مردم سينما را  يک تفريح بدانند اما سينما براي تفريح نيست در اصل يک فيلم ساز حرفه اي يک مولف است حرف خود را مي زند و  مي آموزد به طوري که همواره علاقه مندان سينما در پي اين هستند که نشانه هاي آشکار و پنهان سينمايي يک فيلم ساز را دريابند و به زبان ساده تر بدون توجه به تيتراژ يک فيلم دريابند که اين فيلم با ساختارهاي کدام فيلمساز تطابق دارد و متعلق به کدام سينماگر مي باشد اين همان تعريف سينماي مولف و رسالت سينما است. البته مي دانم  که سينما ژانرهاي مختلفي دارد و نگاه تفريحي نيز به سينما وجود دارد وحتي به نظر من هم لازم است اما نه هر جذابيت و تفريحي که به بدنه اين هنر آسيب رساند.
شما غير از ساخت فيلم، نقد فيلم هم انجام مي دهيد،  نقد فيلم چيست؟ چگونه فيلم ها را نقد مي کنيد؟
هر فردي پس از تماشاي فيلم برداشت هايي از پيام فيلم و نقاط قوت و ضعف فيلم دارد که غالبا در نگاه غير حرفه اي نقد فيلم  اين برداشت ها سليقه اي  است. اما در واقع نقد فيلم حرفه اي مي کوشد برداشت ها را جهت دار کند و نظام مند و فني نقد کند و متعاقبا درک و فهم سينمايي بينندگان فيلم را افزايش دهد.
لازمه نقد فيلم شناخت عناصر مهم فيلم از قبيل فيلمنامه، کارگرداني، نور، تصوير، موسيقي و بازيگرداني، شخصيت پردازي و... است.
اصولا وجه تمايز هنر ششم يعني تئاتر و هنر هفتم  با ساير هنرها در شخصيت پردازي است در ساير هنرها عناصري ديگر در خلق و جذابيت يک اثر دخيل هستند اما  در تئاتر و سينما عنصر شخصيت پردازي است که قصه و خط سير داستان را جان مي دهد و باعث ميشود بيننده با اثر ارتباط محکمي برقرار کند البته به شرطي که شخصيت پردازي درست و اصولي انجام شده باشد.
به طور کلي نقد به دو صورت انجام مي شود  نقدي که منتقدان مطبوعات و سايت ها  مي نويسند که هدف آن تحليل سريع فيلم هاي در حال اکران است و نگاه عميقي بر فيلم ندارد و دوم يه نقد يک  تحليل گر که شايد بارها و بارها فيلم را مي بيند و سپس نقد مي کند.
من سعي کرده ام در نقد فيلم نگاه عميقي داشته باشم چند بار فيلم را مي بينم و سپس نقد  مي کنم حتي بعضي وقت ها کارهاي قبلي کارگردان را نيز مي بينم تا نگاه روانشناختي نسبت به شخصيت و تفکر کارگردان داشته باشم تا در تحليل فيلم کمکم کند.
فيلم هايي را که خودتان ساخته ايد، هم نقد مي کنيد؟
بله يعني بهتر بگويم از مرحله پيش توليد کارهاي خودم را نقد مي کنم يعني قسمت نقاد مغز من مثل يک ناظر کيفي در تمامي مراحل فيلم وارد مي شود و روي کار نظارت دارد که البته بدي هايي هم دارد چون گاهي باعث مي شود تصميم درست گرفته شده را حذف و تصميم اشتباه جايگزين کنم و خودسانسوري اتفاق افتد و کلا از خلوص کار گاها مي کاهد.  
برخي مي گويند منتقدان کمتر از ديدن يک فيلم لذت مي برند. چون دائما در فکر ايراد گرفتن هستند.
براي من که اين طور نبوده چون من يکبار به عنوان تماشاگر عادي فيلم را مي بينم و سپس براي نقد آن معمولا چند روز بعد مجدد به تماشاي فيلم مي نشينم.
بهترين فيلمي که ديديد چه بوده است؟  
اين که بگوييم بهترين فيلم اين است يا آن، به نظر من خيلي صحيح نيست چون هر فيلم  بايد بر اساس نوع نگاهش به موضوع، تاريخ ساخت آن و تکنولوژي استفاده شده در آن طبقه بندي شود.
به نظر من هر فيلم  يک مبدا تاريخ هست يعني اين که وقتي شما اسم فيلم گاو يا قيصر رو مي شنويد ناخودآگاه به ياد دهه چهل مي افتيد يا وقتي فيلم هامون را به ياد مي آوريد دهه شصت براي شما تداعي ميشه اين يعني اين که فيلم خودش زمان سازه و حال  چطور ميشه يک فيلم 1392 يا 2013 اي رو با فيلم 1360 يا 1960 اي داخل يه طبقه بندي قرار داد. ولي به هر حال انجمن ها، مجلات و سايت هاي معتبر معمولا چند سال به چند سال يه طبقه بندي از بهترين فيلم هاي سينما ارائه مي دهند که بر اساس نظر جمعي با چاشني تاثير گذاري فيلم و سليقه انتخاب مي شوند که خوب من هم با خيلي از انتخاب ها موافقم.
اگر برگردم سر سوال شما با يک کمي تقلب (با خنده  چند تا رو ميخام انتخاب کنم) چند تا فيلم خيلي خوب از بهترين فيلم هايي که ديدم، در سينماي ايران; گاو داريوش مهرجويي، مادر مرحوم علي حاتمي و کلوز آپ عباس کيارستمي  بوده و در سينماي جهان  فيلم هاي رستگاري در شاوشنگ به کارگرداني فرانک دارابونت، سرگيجه به کارگرداني آلفرد هيچکاک و بي خوابي به کارگرداني کريستوفر نولان  بهترين فيلم هايي بوده که ديدم البته در همين فيلم بي خوابي سه تا بازيگر اسکاري  (آل پاچينو، رابين ويليامز، هيلا ري سوانک) بازي مي کنند که پيشنهاد مي کنم اگه نديده ايد حتما ببنيد.
وضعيت سينماي ايران را چطور ارزيابي مي کنيد؟
زماني که فيلم خوب و استخوان دار بر پرده سينما باشه يعني وضعيت خوبه ولي الان معمولا  فيلم ها قوي نيستند يعني سينما  وضعيت مناسبي رو نداره. سينماي ما داستان قرص و محکم نداره حتي بعضي از کارگردان هاي به نام هم سفارشي ساز شده اند يا کار نمي کنند آنچه که اکران مي شود معمولا در ژانر کمدي است که آن هم اکثرا ضعيف هستند.
من قصد سياه نمايي در سينما را  ندارم اما واقعيت اين است که ضعف فيلمنامه در سينماي ما موج مي زند ديالوگ ها سطحي و خيلي کوچه بازاري هستند ما شخصيت سازي نمي کنيم الان من و شما چند تا شخصيت ماندگار سينما رو بياد مياريم اگه خواسته باشيم بشماريم جز شخصيت مفتش شش انگشتي آن هم در سريال هزار دستان تا پسر عقب مانده فيلم مادر و يا حاج کاظم آژانش شيشه اي شخصيت ديگري را مي توانيم بياد بياوريم؟! چند نفر ديگه ميشه به اين ليست اضافه کرد؟
سينما خشت  هاي خودش رو داره اگه خشت هاش رو درست بنا نکني اثر نهايي خوب در نمياد. به هر حال من فکر مي کنم بايد برنامه ريزي در اين زمينه انجام بشه يا حداقل اگه برنامه کاربردي وجود داره عملياتي بشه. ضعف از ارگان خاصي نيست همه سينماگراها در اين امر دخيل هستند از تهيه کننده و کارگردان و بازيگر گرفته تا تماشاگري که براي فيلم که مي خواهد ببيند ارزش قائل نمي شود و خود همين انگيزه را براي ساخت فيلم هاي ضعيف از طرف سينماگران افزايش مي دهد.
نظر شما درباره خانه سينما چيست اين مشکل پيش آمده به کجا مي رسه؟  
به هر حال خانه سينما بزرگترين نهاد صنفي سينماگران ايراني است و هدفش هم بهبود وضعيت رفاهي سينماگران، صيانت از حقوق مادي و معنوي، ايجاد امنيت شغلي و تامين اجتماعي و ارتقاي سطح آموزشي و حرفه اي دست اندرکاران سينما است.
من به شخصه فکر مي کنم اختلاف در بودن و يا نبودن موجوديت خانه سينما نيست. شايد نگاه متفاوت مسئولين وزارت ارشاد و سينماگران خود عامل اين اختلاف شد و  در اين ميان کج سليقگي شد و اين مشکل از مسير راه حل خود خارج شد.
اهميت وجود خانه سينما بر کسي پوشيده نيست چون سينما در حال حاضر اگر چه با حمايت هاي دولتي همراه است اما براي ابراز موجوديت خود نيازمند چنين صنفي است تا بدور از بروکراسي اداري و با نگاه خاص و برنامه ريزي مدون خود اهالي سينما به هدفش برسد که فکر مي کنم اتفاقات خوبي در راه باشد.
 سخن آخر
من ضمن تشکر از خانواده ام اجازه مي خواهم از دو نفر در اينجا تشکر ويژه داشته باشم يکي از آقاي عليرضا همتيان تشکر کنم چرا که آقاي همتيان کسي بود که در سال هاي اول دهه هفتاد با تلاش خود انجمن سينماي جوانان ايران دفتر سمنان را احيا» کرد و اين فرصت را براي امثال من ايجاد کرد تا بتوانم فيلم بسازم شايد اگر آن سال ها ايشان اين زحمت را نکشيده بودند من نيز نمي توانستم فيلم بسازم و من خود را مديون آقاي همتيان مي دانم و نفر دوم يکي از دوستان بزرگوارم آقاي صلواتي فر است که ايشان از مديران فرهنگي و از داوران جشنواره فجر هستند که هميشه هم در مسير زندگي و هم در مسير کار هنري ام مرا راهنمايي کرده اند. از شما و همکارانتان نيز تشکر مي کنم که اين وقت را به بنده داديد.


 چند نکته درباره کنسرت سالار عقيلي و کيوان ساکت در سالن هلال احمر سمنان 
نويسنده : ميثم دهرويه

در چند روز اخير در سايت ها مطلبي را خواندم با عنوان حاشيه هاي جنجالي کنسرت ها و مطلبي مشابه در شماره 2772 به تاريخ 18 شهريور 92 در روزنامه اعتماد در ابتداي مطلب اشاره اي شده بود به کنسرت سالار عقيلي در برج ميلاد و سپس کنسرت ايشان به همراه کيوان ساکت در سمنان و آبروي هنرمندان موسيقي را به بازي نگيريد.
وظيفه خود مي دانم به چند نکته درباره اين کنسرت اشاره کنم.

1- اينجانب از ابتدا در جريان ماجراي برگزاري اين کنسرت بودم. قرار نبود کنسرت با حضور کيوان ساکت برگزار شود، بلکه قرار بود استاد مجيد درخشاني به همراه سالار عقيلي برنامه داشته باشند که به علت کمبود وقت آقاي عقيلي اين برنامه در اين تاريخ، آقاي عقيلي مجوز خود را گرفت اما کنسل شد و اگر درايت مسئولان فرهنگي استاني نبود برنامه بعدي مجوز نمي گرفت.

2- کيوان ساکت در جمعه اول شهريور ماه در سمنان برنامه اش را اجرا کرده بود. از آن جايي که قرار بود دوباره در 14 و 15 شهريور نيز برنامه داشته باشد، اگر تلاش مسئولان نبود برگزاري اين برنامه ممکن نبود. در تبليغات، پوستر و تراکت نام ايشان توسط برگزار کنندگان درج شده بود و اگر چنانچه در بيلبوردها به نام ديگري قيد شده بود اين موضوع مرتبت به برگزار کنندگان بود نه مسئولان فرهنگي  

3- درخواست براي مجوز با اين نام و برگزاري اين برنامه کلا با کانون موسيقي استان بود چون هنوز موسسه فرهنگي هنري براي اجراي کنسرت در سمنان نداريم پس دليلي نداشت مسئولان استاني از کانون موسيقي خود حمايت نکنند و با توجه به اين که برنامه کلا خصوصي بود و داراي بليط فروشي بود پس استاد کيوان ساکت دليلي نداشت مسئولين فرهنگي به سالن براي خوش آمدگويي مي آمدند مگر شما وقتي در برج ميلاد برنامه مي گذاريد وزير محترم ارشاد براي خوش آمدگويي به آن جا مي آمدند.

4- با وجود نبود ديدگاه اجتماعي براي برگزاري کنسرت در يک ماه گذشته در سمنان، کنسرت ها يکي پس از ديگري در استان برگزار شد و شايد هزينه آن براي يک خانواده در شهري چون سمنان زياد بود; اما مسئولان فرهنگي استان با حمايت خود از کنسرت ها نشان دادند ديد آن ها وسيع تر از آن چه ما تصور مي کنيم، مي باشد، دليل اينجانب براي نوشتن اين چند نکته اين مي باشد که روند خوبي در اجراي کنسرت هاي موسيقي در استان سمنان، پس از سال ها شکل گرفته که اميدواريم اين روند ادامه داشته باشد و با برخي مطالب مسئولان فرهنگي استان را دل زده نکينم و شايد تنها مشکل کنسرت اخير اين بود که بعضي از کساني که با همکاري کانون موسيقي استان برگزار کننده اين کنسرت بودند، دوستان قبلي اجراي کنسرت استاد درخشاني و سالار عقيلي را رنجانده بودند. 
استاد کيوان ساکت شما در يک ماه گذشته 3 برنامه در استان سمنان داشتيد و همه آنها به خوبي برگزار شد و هزينه خود را که مبلغي بالا بود را دريافت نموديد پس دور از انصاف بود که در برخي از سايت ها مطالبي را عنوان کنيد که دور از واقعيت بود.

اميدوارم اين اتفاقات ديگر نيفتد و بازهم مي گويم بايد از مسئولين فرهنگي اداره کل فرهنگ و ارشاد استان براي برگزاري کنسرت هاي موسيقي کمال تشکر را داشته باشيم تا شاهد کنسرت هاي پاپ نيز بعد از اين چند سال باشيم.  


 در آستانه پاييز; همراه با سهيل رزاقي و مهدي رستمي و با حضور مجيد درخشاني;
 حسين عليشاپور «برگ ريز» را روي سن مي برد 

حسين عليشاپور گفت: به زودي همراه با گروه فروزان و در کنار استاد مجيد درخشاني روي سن تالار انديشه حوزه هنري رفته و به اجراي برنامه خواهم پرداخت.
حسين عليشاپور; خواننده سنتي عرصه موسيقي ضمن اعلام خبر کنسرت خود گفت: 29 شهريورماه همراه با مهدي رستمي و سهيل رزاقي گروه خودم را تحت عنوان «برگ ريز» روي سن خواهم برد تا به اجراي قطعاتي از بداهه هاي خود بپردازيم.

اين خواننده در ادامه گفت: در اين اجرا من با همراهي مهدي رستمي (نوازنده سه تار) و سهيل رزاقي (نوازنده تنبک) کنسرتي را روي سن مي بريم که قرار بود ماه گذشته آن را برگزار کنيم که موفق نشديم و بنا به دلايلي لغو شد. وي افزود: در اين کنسرت به اجراي قطعاتي ساز و آوازي مي پردازيم و همچنين قطعاتي را به صورت بداهه اجرا خواهيم کرد. البته کنسرت ديگري را پيش رو داريم که همراه با استاد مجيد درخشاني اجرا خواهيم کرد که در تاريخ 21 و 22 شهريور ماه در تالار انديشه حوزه هنري برگزار مي شود.و ي خاطرنشان کرد: اين کنسرت را با گروه فروزان روي سن مي بريم که سرپرستي آن به عهده سياوش عبدي است و آهنگ هايي که اجرا مي کنيم، در مايه هاي چهارگاه ساخته شده است و آهنگسازاني همچون مينو اصحابي و سياوش عبدي سازندگان آن ها هستند. همچنين قرار است تصانيفي از استاد مجيد درخشاني را در اين کنسرت با گروه فروزان اجرا کنيم.

کنسرت «برگ ريز» با صداي حسين عليشاپور در روز 29 شهريور در تالار وحدت برگزار مي شود و کنسرت «فروزان» با حضور مجيد درخشاني در روزهاي 21 و 22 شهريور ماه و در تالار انديشه حوزه هنري به آهنگسازي و رهبري ارکستر سياوش عبدي برگزار خواهد شد.