تاریخ 1392/06/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3455 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 پيشگيري از اعتياد 
نويسنده : محمد عليان

سخن نخست: سو» مصرف مواد مخدر به عنوان يک معضل بزرگ دست و پاگير اجتماعي خصوصا در نسل جوان و تحصيل کرده، توجه سياستمداران، جامعه شناسان، حقوقدانان، و حتي روان شناسان را به خود جلب نموده است. اين موضوع که زنگ خطري براي خانواده ها مي باشد، نشان دهنده آن است که پديده اعتياد يا سو» مصرف مواد، داراي ابعادي چند گانه در اجتماع است و عوامل فردي، خانوادگي، اجتماعي، فرهنگي، قانوني، سياسي، اقتصادي در بروز و شيوع آن تاثير مي گذارند.  
اين عوامل نه تنها به صورت انفرادي در ايجاد و تداوم مشکل اعتياد دخيل هستند، بلکه روي يکديگر تاثير منفي دارند. اگر در مبارزه با اعتياد تنها يکي از عوامل فوق مد نظر قرار گيرند و از ساير عوامل ديگر چشم پوشي شود، به فرض آن که عامل تاثير مثبتي نيز در جلوگيري از اعتياد داشته باشد، عوامل ديگر تاثير عامل مورد نظر را کاهش خواهد داد.  

مواد مخدر به عنوان يکي از معضلات جامعه ما از اولويت خاصي برخوردار است. نمود اين معضل اجتماعي حجم عظيم معتادان است که طي سال هاي اخير وارد زندان هاي کشور شده اند و هر روز سن آنها کاهش مي يابد و نظام زندان و اجتماع و جمع کثيري از خانواده ها را دچار مخاطره نموده اند. سير فزاينده ورودي به زندان به گونه اي است که امکان هر فعاليت سازنده را جهت بازپروري آنان از سيستم زندان سلب نموده و حتي باعث بروز مشکلات و آشنايي زندانيان مرتکب جرائم غير مواد مخدر با مقوله اعتياد و فرهنگ ناميمون آن شده است. با عنايت به مطالب مطرح شده بايستي در مبارزه اين مواد خانمانسوز در مبارزه با مواد مخدر به همه ابعاد پديده اعتياد توجه نمود. آنچه مسلم است مبارزه عليه توليد و توزيع مواد مخدر به تنهايي باعث کاهش مصرف مواد مخدر نخواهد شد تنها روش موثر براي کاهش اعتياد، بکارگيري برنامه هاي پيشگيري و درمان همگام با مبارزه با عرضه مواد افيوني است. از سوي ديگر پيشگيري از اعتياد، کاري گروهي است که حمايت مسئولان جامعه و سرويس هاي خدماتي کارآمد و داراي امکانات وسيع دولتي را به جاي برگزاري سمينارها، کنفرانس ها، همايش هايي که بي ثمر است مي طلبد. از اين جهت مي توان گفت اگر يک فرد معتاد، دوره ترک را مي گذراند، تنها وابستگي جسمي فرد رفع خواهد شد و براي رفع مسائل رواني و ريشه هاي اصلي گرايش فرد به اين مواد دوره هاي روان درماني، گروه درماني و مشاوره خانواده ضروري است تا از اين راه بي انتها و مرگ آفرين جلوگيري شود.  
پيشگيري از اعتياد عبارت است از بکارگيري اقداماتي که احتمال ابتلاي افراد به اعتياد را کاهش مي دهد. پيشگيري شامل اقداماتي است براي کاهش عواملي که افراد را در معرض خطر و نابودي قرار مي دهد و افزايش عواملي که افراد را از مصرف مواد مخدر محافظت کند. به عبارت ديگر پيشگيري از اعتياد شامل کليه اقداماتي است که به هر شکل از مصرف يا سو» مصرف مواد اعتياد آور جلوگيري مي کند و از طريق بازگو کردن خطرات و عوارض مصرف، بر عدم استفاده از مواد اعتيادآور به طور مطلق تاکيد دارد. در اين روش هدف اصلي بازداري از مصرف و جلوگيري و اجتناب از سو» مصرف مجدد است. به طور کلي بازگشت به حالت قبلي يا الگوي رفتاري، ابتدايي تر در زمينه هاي اخلاقي، رواني و جسمي به کار برده مي شود. خصوصا در مورد بيماري که بهبود يافته و مجددا علائم بيماري در وي ظاهر گرديده است.  

اعتياد نه يک واقعه که به سياهي و ظلمت و نابودي منجر مي شود بلکه مي تواند کبريت نيم افروخته را به جامعه اندازد که عين انبار باروت يک شهر را در حلقوم آتش خود بسوزاند.  
هر نوع وابستگي رواني و جسمي نسبت به يک دارو فرد ناگزير است مصرف آن را به طور مستمر ادامه دهد. به نظر مي رسد در فرد معتاد وجود ماده اعتيادآور براي حفظ کار کرد طبيعي الزامي گرديده و قطع آن موجب دگرگوني فرآيندهاي منفي در جامعه و در نتيجه علائم محروميت در فعاليت هاي اجتماعي مي شود.
وابستگي به اعتياد بر دو نوع است: 
1- وابستگي روحي، به اين صورت که بيمار با اصرار به دنبال مواد مخدر مي رود تا حالات روحي و شخصي خود را خوشايند کند که موقتي است و عواقب شومي به دنبال دارد.  
2- وابستگي بدني، يعني حالتي که قطع مصرف مواد باعث به وجود آمدن علائمي مي شود که خوشايند بيمار نيست. اصطلاح اعتياد، يک اصطلاح علمي نيست و امروزه از اصطلاح «وابستگي دارويي» به جاي اعتياد استفاده مي شود.  

مصرف اين ماده افيوني ولع اشتياق براي توصيف به کار مي رود. به عبارت ديگر ولع بيانگر افکار  وسواسي درباره مصرف مواد است. ولع شامل دو بخش است:  
1- ولع نمادين که در زمان قطع مصرف مواد آن حالت ظاهر مي شود. اين نوع ولع با علائم جسمي نظير افزايش ضربان قلب، تعرق، تهوع، اضطراب، بي قراري و لرزش همراه است که اين حالت تا کنون قرباني زيادي را به سوي مرگ کشاينده است که آمار مرگ و مير گواه اين ادعاست.  
2- ولع نمادين که جنبه روان شناختي دارد و در طول فرآيند بهبودي در مواجهه با نمادهاي مصرف مواد رخ مي دهد و احتمال باز گشت را افزايش مي دهد.  
امروزه شواهد قابل توجهي مبني بر وجود سيستم فعال سازي و تقويت در مغز اثبات شده است که متعاقب مصرف مواد يک پاداش ذهني يعني نشاط پوشالي و پوچ ايجاد را به همراه دارد که همان نشاط و شادابي لحظه اي اثرات سو» به دنبال خواهد داشت.  

اين سيستم توسط غذا خوردن و هيجان تقويت مي شود که اين نظريه قاطع ترين فرضيه براي توجيه زيست شناختي اعتياد است.  
با توجه به اين که اعتياد به مواد مخدر يک بيماري مزمن و خطرناک است و عوامل و شرايط زيستي- رواني- اجتماعي منجر به گرايش مجدد مصرف مواد مخدر پس از درمان مي شود، ضروري است که مراکز درمان اعتياد پس از تکميل دوره «سم زدايي» براي مدتي که احتمال اعتياد افزايش مي يابد ارتباط با معتادان به طور کلي قطع شود و مراجعان را تحت کنترل قرار دهند.  
مطالعات و تحقيقات مختلف نشان داده که حدود سه چهارم افرادي که دوره درمان را کامل نموده اند، در فاصله يک سال پس از تکميل درمان، باز گشته اند و بيشترين آمار در فاصله سه ماه بعد از تکميل دوره درمان، اتفاق مي افتد. نتايج مطالعات، ضرورت پيگيري افراد درمان شده را نشان مي دهد و به نظر مي رسد که پيگيري در طول يک سال پس از تکميل دوره درمان مي تواند به موفقيت بيشتر مراجعان در پرهيز از مصرف مواد مخدر منجر شود. 
از آنجا که سه ماه پس از درمان احتمال بازگشت به اعتياد افزايش مي يابد، مراجعان در اين دوره بايد ارتباط بيشتري با درمانگر خود داشته باشند و تماس با معتادان به طور جدي خودداري نمايند. به همين دليل مواجهه با موارد و پيشگيري از آن بايد به عنوان يکي از هدف هاي عمده درمان اعتياد تلقي شود.  به دليل اهميت عوامل رواني و اجتماعي در ايجاد پديده اعتياد، طبيعي است که مسئوليت اصلي مقابله با اين مسئله با کادر روان شناسي و مددکار اجتماعي و تيم درماني مي باشد که شخص معتاد را با اين خطر و بلاي خانمانسوز آگاه و آينده اي روشن را در ذهنش ترسيم نمايند.  

اصلاح و تربيت سال دهم شماره 130 ص 35  

 


  پشت ميله هاي ندامت
  باند علي پلنگ متلاشي شد  

در 28 دي ماه 1390 گزارش مردمي به ماموران پليس آگاهي يکي از شهرهاي استان... رسيد که آثاري از خون در يک منطقه گردشگري ديده شده است; بلافاصله ماموران براي بررسي موضوع حساس، به محل مورد نظر اعزام شدند. علاوه بر مشاهده خون با رد لاستيک چرخ يک خودرو روبرو شدند. با رديابي و هوشياري کامل به محلي خلوت رسيده که در آن مکان يک مانتوي مشکي، يک جفت کفش و لباس زنانه، آثار شکستگي شيشه خودرو و خون ريخته شده به زمين معماي پليس را پيچيده تر کرد. اين تحقيقات وسيع در حالي بود که در آن منطقه با چند مورد شکايت مشابه در خصوص «تجاوز به عنف» روبه رو شدند. 

دادستان به علت حساسيت پرونده به اکيپي از ماموران خبره دستور مي دهد که هر چه سريع تر عامل يا عاملين اين جنايت هولناک را شناسايي و دستگير نمايند. ماموران آگاهي در حال گشت زني در آن منطقه خلوت، داخل خودروي شخصي با شيشه دودي مشغول جستجو بودند; سه نفر از شياطين و متجاوز تصور مي کردند که داخل خودرو، طعمه هاي جديد ديگري را مي توانند شکار کنند تا به هدف شيطاني خود برسند. وقتي که با چوب و چماق و قمه به خودروي شيشه دودي حمله ور مي شوند، ناگهان با ماموران مسلح و آماده تيراندازي مواجه شده که بلافاصله موتورسيکلت هاي خود را در گوشه اي از جاده رها کرده و متواري مي شوند; ولي قبل از فرار همچون موش صحرايي در تله مي افتند. سه نفر از اراذل اوباش که فضاي رعب و وحشت را در جاده هاي خلوت در يک منطقه گردشگري ايجاد مي کردند، در مقابل چشم همسران به آزار و اذيت زنان جوان مي پردازند، پس از به محاصره در آمدن پليس آگاهي، به ناچار لب به اعتراف گشودند.  

پس از مدت کوتاه سه تن از مجرمان سابقه دار که در اين فجايع کم نظير غير انساني وحشيانه مشارکت داشتند معرفي و سرانجام 6 عضو اين باند تبهکار محاکمه و با تاييد ديوان عالي کشور به اعدام محکوم مي شوند. رسيدگي اين پرونده ننگين متهمين، پس از يک سال و نيم به طول انجاميد و در اين مدت روند قضايي، تحقيقات گسترده اي بر اعمال ضد بشري هر يک از آنها انجام شده بود. اينک با يکي از عوامل اين پرونده سياه و قطور که متهم رديف هفتم است گفت و گوي کوتاهي انجام داده ايم که با هم مرور مي کنيم: 

**************************************************************************

نام: پرويز.
سن: 24 سال.
تحصيلات: سوم راهنمايي.
سابقه محکوميت قبلي: يکبار به جرم اعتياد و...

از باند وحشت که گرفتار شدي بگو؟  
هيچ اطلاعي از جرم اين افراد نداشتم.  
پس چرا به دادگاه احضار شدي؟
فقط با آنها رفاقت داشتم.
چرا رفاقت تو، به جنايت خونين و مرگ آفرين پيوند خورد؟
در آن ماجرا بي گناه بودم.
آيا نمي دانستي که به آزار و اذيت زنان در جاده هاي خلوت مشغول بودند؟
به اين صورت که خودشان در بازجويي اعتراف کردند، آگاه نبودم.  
پس تا چه اندازه مطلع بودي؟
اطلاعات بسيار کمي داشتم.  
چرا به ماموران گزارش ندادي؟
مي ترسيدم.
علت وحشت تو؟
تهديد به مرگ شده بودم.
يکي از موتورسيکلت ها در حين فرار متعلق به تو بود؟
براي انجام کاري از من گرفته بود.  
روزانه چند بار از طريق تلفن همراه با تو در ارتباط بودند؟  
مي خواستند مرا به قربانگاه بکشانند.
تو که از جرم آنها اطلاع داشتي؟
بعدها فهميدم که خيلي دير شده بود.  
پس چرا در منزل مجردي تو مخفي بودند؟
( جواب نمي دهد)
چگونه توجيه مي کني که در اين جنايت بي گناه هستي؟
بستگي به تحقيقات و تشخيص دادگاه دارد.
به چه دليل روزهاي اول دستگيري اظهار داشتي اين افراد را نمي شناسم؟
اشتباه کردم.
پس بنابراين تحقيقات و تشخيص دادگاه عادلانه است؟
(سکوت مي کند)  
ميداني که 6 نفر از دوستان صميمي و وفادار تو به اعدام محکوم شدند؟
بله.
فهميدي که در تشريح صحنه هاي وقوع جرم اشک همه سرازير شد؟
وحشت آور است.
اطلاع داري، يکي از دختران جوان شاکي پس از روبه رو شدن با مجرمان دچار شوک عصبي شد و بلافاصله در بيمارستان بخش آي،سي،يو بستري گرديد؟  
از ديگران شنيدم.  
آيا خواهر داري؟
بله.  
چند سال دارد؟
20 سال.
اگر خواهر تو در چنگال اين شيادان بي رحم در جاده خلوت قرار گيرد جرمشان چيست؟
اعدام.
اگر کسي با اين گرگ هاي وحشي و خون آشام که نام انسان را يدک مي کشند به هر نوعي همکاري کند، جرمش چيست؟
نمي دانم، نفهميدم، هزار بار به خودم نفرين فرستادم.
دفاع يک دختر بي پناه از ناموس خود در مقابل افرادي رذل و قمه به دست که شرب خمر کرده اند به نظر تو بايد چگونه باشد؟  
در آن موقع کاري از دستش برنمي آيد.
اگر از چشم قانون و عدالت بگريزند يا در منزل شخصي مخفي شوند؟  
دير يا زود گرفتار خواهند شد.
يکي از شاکيان پرونده ادعا کرده است که پس از انجام وحشيانه، گلويم را فشردند تا خفه شوم آيا از اين موضوع اطلاع داري؟  
علي پلنگ واقعا بي رحم و جسور بود.  
چرا نام مستعار پلنگ داشت؟
چون اندامي قوي و تنومند داشت، عين پلنگ قسي القلب بود از کسي نمي ترسيد.
مي داني که علي پلنگ عين موش فاضلاب ها در گوشه اي از سلول انفرادي خزيده بود و گريه مي کرد؟  
قانون با کسي تعارف يا شوخي ندارد.  
چند روز قبل علي پلنگ را از نزديک ديده بودي که چگونه زانو مي زد و ضجه مي کشيد؟  
صداي عجز و ناله اش را چند بار شنيدم که التماس مي کرد.  
پس پلنگ نبود؟
سري از تاسف تکان مي دهد.  
آيا آن گريه ها، عجز و ناله ها، التماس ها سودي داشت؟  
بي تاثير بود.  
اگر باند علي پلنگ که تو اعتقاد داري متلاشي نمي شد چه اتفاقي رخ مي داد؟ آيا نواميس تو در خطر تجاوز نبود؟  
آن لحظاتي که مواد مخدر يا مشروبات الکلي استفاده مي کردند از حالت طبيعي خارج بودند.  
يعني امکان داشت در آن لحظات که عقل نداشتند شر خودشان به خانواده شان برگردد؟  
امري طبيعي است چون نه هوش در سر دارند نه عقل.  
پس از آزار و اذيت دختران، چرا طلا و اشياي گران قيمت آنها را به سرقت مي بردند؟
صرف هزينه مواد مخدر و... مي شد.  
تو که به تمام جزئيات و کليات اين باند مخوف آگاه هستي؟ چرا موارد را به ماموران اطلاع ندادي؟
قبلا گفتم بارها و بارها تهديد به مرگ شده بودم.
مگر مردم در پناه قانون و پليس محفوظ و مصون نيستند؟
فکر نمي کردم که دستگير شوم.
آيا مي داني باند به اصطلاح علي پلنگ به چند فقره تجاوز به عنف اعتراف کرده اند؟
شايد بيش از ده مورد.
چرا در اولين فرصت دستگير نشدند؟
عين روباه مکار فرار مي کردند.  
مگر در منزل مجردي تو مخفي نمي شدند؟  
(جواب نمي دهد و عصباني مي شود)
در اين ده مورد که مرتکب جنايت شدند بي اطلاع بودي؟
من هيچ نقشي نداشتم.  
ما از اطلاع صحبت کرديم نه مشارکت؟
دقيقا به خاطر ندارم.  
آخرين بار که علي پلنگ را ديدي؟  
سحرگاه هفته قبل موقع اجراي حکم اعدام. 
به کدامين حيوان شبيه بود پلنگ يا....؟
قبل از اين که به مجازات اعمال ننگين خود برسد عين مرده متحرک راه مي رفت. پاهايش به جلو نمي رفت. او را به زمين مي کشيدند همان طوري که دختران را در بيابان خلوت به زمين مي کشيد تا ...
خودت در بازجويي اوليه، دلت به حال يکي از قربانيان جاده وحشت سوخت; چرا؟
در هر صورت نهيب وجدان انسان را آلوده نمي گذارد، پس از اعمال وحشيانه با دختري نگون بخت، گوشواره هايش را با قدرت درآوردند که گوش هايش جراحت شديد برداشت يعني پاره شد.  
وجدان چيست؟
( جواب نمي دهد)
چرا برخي از انسان ها از حيوان پست تر و کثيف تر هستند؟
عاطفه و وجدان ندارند.  
فرق انسان با حيوان مي داني؟
حيوان عقل، شعور، درک ندارد.
به راستي نبايد به ماموران جان بر کف آفرين گفت؟
(سکوت مي کند)  
نبايد به مقام قضايي که امنيت را به جامعه ارمغان مي دارند خدا قوت گفت؟
سري از تاسف تکان مي دهد.  
چند روز قبل اين شش نفر از تبهکاران حرفه اي و متجاوز به دار مجازات و مکافات آويخته شدند؟
هفته قبل بود که همگي اعدام شدند.  
آيا رقص اين مفسدان را بالاي دار ديدي؟  
از ديگران شنيدم.
آيا سرنوشت اين جرثومه هاي فساد و تباهي براي ديگران درس عبرت خواهد شد؟
اگر چنين نباشد گرفتار عواقب شومي خواهند شد.  
ديدي که چگونه گريه و نفرين دختران پاک و معصوم گريبان علي پلنگ و دوستانش را فشرد؟
پرويز به نقطه اي از زمين خيره مي شود و اصلا حرف نمي زند.  
ديدي گريه بي امان پروانه، شمع را مهلت نداد که شب را سحر کند؟  
اين جوان فريب خورده در فکر عزاي دوستانش سير و سياحت مي کند، ولي غافل از اين است که خيلي ها براي او ساليان سال بايد عزادار و ماتم زده باشند; زيرا بايد پشت ميله هاي ندامت اسير و گرفتار، بماند. شايد ديدارهاي او با نزديکترين اعضاي خانواده اش به روز قيامت انجامد.  
پرويز همان طوري که در سلول تنها بود، درب بزرگ آهنين برويش بستند تا به ياد و خاطر دوستانش اوقات تلخ خود را بگذراند و شب را از روز نفهمد.    

محمد عليان