تاریخ 1392/03/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3382 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 هنر عذرخواهي 

معذرت خواهي و ابراز ناراحتي از اينکه شايد ديگران را ناراحت کرده باشيم ; هنر و در واقع مهارتي است که کسب کردني مي باشد و با تمرين مي توان آن را تقويت کرد.
موقعيتي را در نظر بگيريد که به دليل يک اشتباه که از جانب شما سر زده است، دوست تان يا همسرتان ناراحت شده است.
در اين حالت چند انتخاب وجود دارد:
1 - ابتدا اينکه با خود بگوييد  چرا غرورم را بشکنم و عذرخواهي کنم؟ انسان جايز الخطاست...، شده که شده...  و امثال اين نوع جملات که در سر مي پرورانيم که کاملا غلط و مردود است و کاري دور از انسانيت است .
2- انتخاب دوم شما اين است که در همان لحظه عذرخواهي نمي کنيد اين کار را به بعد و موقعيتي ديگر واگذار مي کنيد. مثلا با خود مي گوييد "تا شب از او عذرخواهي مي کنم " و يا اينکه " در ميهماني بعدي از دلش در خواهم آورد ... " که راه درستي نيست.
3 - انتخاب سوم اين است که تصميم مي گيريد که موضوع را با يک هديه در اسرع وقت جبران کنيد که اين موضوع شايد موکول به وقتي شود که ديگر کار از کار گذشته و اين هم تصميم مناسبي نيست اما در نوع خود مي تواند کارساز باشد.
4 - انتخاب آخر، هماني است که حدس زده ايد; عذرخواهي در همان لحظه. دقيقا چند ثانيه و يا حداکثر چند دقيقه پس از اينکه به اشتباه خود پي برديم، عذرخواهي مي کنيم و موضوع را تمام مي کنيم. اين روش بسيار کار ساز است.
چه مسائلي باعث مي شود که عذرخواهي نکرده و يا با تامل عذرخواهي کنيم؟
- مسئله اول اين است که گاهي اوقات غرور بر ما غلبه کرده و جلوي اين کار ما را مي گيرد. گويي دهنمان قفل شده و نمي توانيم چيزي بگوييم. چاره هم اين است که کمي به اشتباه خود فکر کرده و سپس با منطق انساني آن را بپذيريم و در نتيجه از فرد مقابل عذرخواهي کنيم.
- دوم اينکه گاهي اوقات فرد مقابل از نظر ما ارزش عذرخواهي ندارد که اين مسئله هم از خودبزرگ بيني ما سرچشمه مي گيرد که انديشه اي غيرانساني است و بايد آن را از خود دور نمود. چاره اين است که به حداقل احترامي که فرد براي خودش دارد فکر کنيم و ارزش خودمان را بالا ببريم. عذر خواهي تخليه نفس است از غرور و تکبر.
- دليل سوم اين است که اشتباه خود را کوچک تلقي کرده و در نتيجه نيازي به عذرخواهي نمي بينيم . اما بايد به خاطر داشت که کوچکترين اشتباه در نظر ديگران بايد بزرگترين اشتباه در نظر ما باشد. در اين صورت است که درصد خطاها و اشتباهات ما در زندگي به حداقل مي رسد.

پشيماني و عذرخواهي
چرا بعضي افراد اشتباه خود را نمي پذيرند؟
زيرا عقل ندارند! سر از منطق در نميآورند. پس منتظر عذرخواهي آنان نباشيم .
چرا بعضي ها هميشه عذرخواه هستند؟
زيرا شخصيتي خوار و خفيف دارند. هميشه با خود اينطور مي انديشند که شايد کاري اشتباه انجام داده اند. ضعف اعتماد به نفس در آنها فوران مي کند و نشانه آن عذرخواهي هاي بي جاست. انسان ارزش بالايي دارد و نبايد بي دليل خود را حقير کند .
نهايتا وقتي اشتباهي را مرتکب شده و باعث ناراحتي فرد يا افرادي مي شويم، چه  کنيم ؟
سريعا عذرخواهي کرده و بدون دليل و منطق آوردن هاي بي اساس، اشتباه خود را بپذيريم. بدون غرور، بدون تکبر.
منبع: وفاق

عذرخواهي نمادي از صداقت و جسارت
عذرخواهي موثر، آداب و آييني دارد که شنيدنش خالي از لطف نيست. چگونه عذرخواهي کنيم؟ معذرت خواهي ( در عمل) آن اندازه که فکر مي کنيم، ساده نيست. عذرخواهي درست راه و رسم خودش را دارد که در صورت ادا نشدن احتمال شکست خوردن و پذيرفته نشدن معذرت مان کم نيست.
نخست بايد بپذيريم که اشتباه کرده ايم و مسووليت اشتباهمان را قبول کنيم. پس از اين، نکته هاي عيني ديگري هم هستند که به کار بستن آنها، تاثير عذرخواهي را دو چندان مي کند. مثلا چنين عباراتي براي يک معذرت خواهي مناسب نيستند: اگر باعث آزارتان شدم، ببخشيد، اگر به هر دليلي از دست من دلخور شدي، معذرت مي خواهم ... ، بهتر است که اشتباهتان را هم بگوييد. مثلا: من واقعا اشتباه کردم که پشت سرت حرف زدم يا عملي که از من سر زده، اشتباه بوده و من عذرخواهي مي کنم.
نبايد بگذاريم ابهامات ذهني فردي که از ما رنجيده است سرجايش باقي بماند. گاه يک توضيح خوب و صادقانه مي تواند بسياري از اين ابهامات ذهني را براي هميشه رفع و رجوع کند.
عذرخواهي، چرا و به چه علت؟! بازسازي يا حفظ رابطه تعاملي که در حال ويراني است، رايج ترين انگيزه براي يک عذرخواهي به شمار مي رود. گاه اين خدشه بر تعامل ما با اعضاي خانواده، همکاران، همکلاسي و يا همسايه وارد مي آيد و  همين که کسي را آزار مي دهيم نيرويي از درون ما را وا مي دارد تا از آن شخص عذرخواهي کنيم و انگيزه ما در اين مواقع از بين بردن نگراني و رنجش آن فرد است. به واقع اين انگيزه والايي است. معمولا دو دليل ديگر هم براي عذرخواهي وجود دارد که البته شان و منزلت انگيزه هاي پيش گفته شده را ندارند.
يکي تخفيف در مجازات است و ديگري، رهايي از عذاب وجدان. برخي از مردم فقط براي فرار از تنبيه، عذرخواهي مي کنند. گذشته از اين که انگيزه و علت عذرخواهي چه باشد، موردي که سبب مي شود يک معذرت خواهي اثر بگذارد، جابه جا شدن احساس شرم و احساس قدرت بين طرفين است. ما با عذرخواهي شرم و يا کوتاهي را که در وجود فرد ديگري رسوخ کرده، پس مي گيريم و آنها را متوجه خودمان مي کنيم و برعکس به کسي که مورد رنجش و آزارمان قرار گرفته است اين قدرت را مي دهيم که ما را ببخشد يا نبخشد.
چرا عذرخواهي ام پذيرفته نشد؟ بزرگ ترين مانع بر سر راه پذيرش يک عذرخواهي، غرور شخصي است. گاه غرورمان نمي گذارد معذرت خواهي مان را درست بيان کنيم. براي عذرخواهي موثر بايد در وهله نخست به خود بقبولانيم که ما ارزشي از ارزش هاي انساني را زير پا گذاشته ايم. آدم هاي مغرور، عموما توجه چنداني به دلخور شدن ديگران، نشان نمي دهند. آنها حتي اگر متاسف شوند از اين بابت است که چرا ديگر مانند قبل مورد احترام و علاقه فرد رنجيده نيستند! نه اين که چرا باعث رنجش او شده اند. نوع معذرت خواهي يک آدم مغرور معمولا اينگونه است: متاسفم که اين قضيه پيشآمد. به جاي اين که من بابت کاري که کردم، متاسفم.
يکي ديگر از دلايل شکست در عذرخواهي، اين است که اشتباهمان را به هنگام عذرخواستن، خيلي کوچک و ناچيز جلوه بدهيم. در چنين مواردي، حتي خود معذرت خواهي هم سبب رنجش دوباره مي شود. چه موقع عذرخواهي کنيم؟ براي يک رنجش ساده، مثلا وقتي که حرف کسي را قطع مي کنيم و اصطلاحا وسط حرفش مي پريم، چنانچه عذرخواهي نکنيم ممکن است ديگر دير شود و عذرخواهي مان تاثيرش را از دست بدهد.
بزرگ ترين و بدترين مانع بر سر راه يک عذرخواهي موثر، اين است که ما به غلط تصور مي کنيم که معذرت خواهي نشانه اي از ضعف شخصيت است و سبب سرشکستگي مان مي شود. اين که وقتي کسي را رنجانده ايم، اصلا به روي خودمان نياوريم و بگذاريم زمان همه چيز را حل کند، خام ترين تصميم ممکن است.
عذرخواهي نمادي از استحکام شخصيتي است، نمادي از صداقت است چرا که صادقانه اعتراف مي کنيم ما اشتباه کرديم، نمادي از سخاوت است چرا که مي خواهيم با شکستن خودمان يک تعامل ويران شده را بازسازي کنيم. نشانه جسارت است زيرا اين ريسک وجود دارد که طرف مقابل مان اصلا عذرمان را نپذيرد و حرمتمان را بشکند.
آموزه هاي ديني به ما آموخته اند تا زماني که از خاطر نبريم ما انسان ها، جايز الخطا هستيم، همواره نشانه هايي از خير و صلاح در ما وجود دارد. در بحث عذرخواهي، تصوير و تصوري که آدم ها از خودشان دارند بسيار مهم مي نمايد. هر زمان که اين دو مورد، به گونه اي مخدوش شود معمولا رنجشي به وجود ميآيد که اگر بخواهيم آن را از بين ببريم، چاره اي جز عذرخواهي وجود ندارد.
منبع : جوان امروز

 


 بعضي ها اينجوري هستند، بعضي ها اون جوري، شما چه جوري هستيد!؟ 

بعضي ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،
بعضي ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو،
بعضي ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،
بعضي ها يک عمر زندگي مي کنند براي رسيدن به زندگي،
بعضي ها زمين ها را از خدا مجاني مي گيرند و به بندگان خدا گران مي فروشند.
بعضي ها حمال کتابند،
بعضي ها بقال کتابند،
بعضي ها انباردارکتابند،
بعضي ها کلکسيونر کتابند
بعضي ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به کيفشان و بعضي به کارشان،
بعضي ها اصلا قيمتي ندارند،
بعضي ها به درد آلبوم مي خورند،
بعضي ها را بايد قاب گرفت،
بعضي ها را بايد بايگاني کرد،
بعضي ها را بايد به آب انداخت،
بعضي ها هزار لايه دارند
بعضي ها ارزششان به حساب بانکي شان است،
بعضي ها همرنگ جماعت مي شوند ولي همفکر جماعت نه،
بعضي ها را هميشه در بانک ها مي بيني يا در بنگاهها.
بعضي ها در حسرت پول هميشه مريضند،
بعضي ها براي حفظ پول هميشه بي خوابند،
بعضي ها براي ديدن پول هميشه مي خوابند،
بعضي ها براي پول همه کاره مي شوند.
بعضي ها نان نامشان را مي خورند،
بعضي ها نان جوانيشان را ميخورند،
بعضي ها نان موي سفيدشان را مي خورند،
بعضي ها نان پدرانشان را مي خورند،
بعضي ها نان خشک و خالي مي خورند،
بعضي ها اصلا نان نمي خورند،
بعضي ها با گل ها صحبت مي کنند،
بعضي ها با ستاره ها رابطه دارند.
بعضي ها صداي آب را ترجمه مي کنند.
بعضي ها صداي ملائک را مي شنوند.
بعضي ها صداي دل خود را هم نمي شنوند.
بعضي ها حتي زحمت فکر کردن را به خود نمي دهند.
بعضي ها در تلاشند که بي تفاوت باشند.
بعضي ها فکر مي کنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست.
بعضي ها فکر مي کنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.
بعضي ها براي سيگار کشيدنشان همه جا را ملک خصوصي خود مي دانند.
بعضي ها فکر مي کنند پول مغز ميآورد و بي پولي بي مغزي.
بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي کشند.


 خواب 

من خواب مي بينم شبها.....
آزاد و رها    
روي جدول خيابان هاي پير مي دوم و مي خندم  
و کسي نيست مرا محکوم کند.....
گيسوان تاريک دخترکي را خواب مي بينم         
که با باد گلاويز است
و سرمست و مغرور شعر مي خواند                      
و کسي نيست او را اهل جهنم بنامد.......  
و کاغذهايي را در خواب مي بينم                       
که در باد آزاد مي رقصند....
و باد بادکي که هر وقت دلش خواست پرواز ميکند....
من خواب مي بينم...
پدرم بعد از سال ها پاي تخته سياه                   
دنيا را به خاطر جبر زمانه محکوم نمي کند...
و من از رنج هايش ديگر انشا» نمي نويسم         
من خواب مي بينم...
مادرم را که پشت خنده هاي آسمانيش غم ها را فرو نمي خورد...
من خواب مي بينم زيباترين عروس دنيايم  
و شاهزاده من تکيه گاه آرزوهاي من است....
من خواب مي بينم شب ها...
مترسک ها همه حرف مي زنند      
و در هيچ مزرعه اي کلاغ ها بد يمن نيستند...
بي شک مرداد هر تابستان  شعرهايم باراني مي شود  
و من خواب مي بينم
تو در آستانه باريدن هوايي گرفته مي آيي        
از پشت ابرهايي که دور نيست...
و آزاد و رها مرا صدا خواهي زد...
و من تکيه به قامت بلند تو داده ام
من خواب مي بينم شبها...                    
 چشم هاي مهربان تو را...
گندم زار دست هايت...
باران را...
گيسوان پيچيده در اندوه رهايي باد ...
قلم  و کاغذهاي خسته و مچاله..
خنده هاي بدون ترس و  ترديد        
رنگ هاي تند يک تابلوي سفيد  
و... آه  مفهوم بلند آزادي را              
 من خواب مي بينم شب ها...             
افسوس اين فقط خواب است...               
نسيم فهيمي