تاریخ 1392/03/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3381 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 نماينده ايران در مذاکرات با آمريکا، ادعاهاي کروکر را تکذيب کرد  

رييس هيات مذاکره کننده ايران با آمريکا درباره عراق، ادعاي رايان کروکر، همتاي آمريکايي اش در مورد مشورت هيات ايراني در حين مذاکرات با فرمانده سپاه قدس را تکذيب کرد.  
به گزارش ايسنا شبکه خبري بي بي سي هفته گذشته در مستند «مردي با کاپشن بهاري» جايگاه رياست جمهوري محمود احمدي نژاد در هشت سال گذشته را به چالش کشيد. در بخشي از اين مستند تلويزيوني، موضوع مذاکرات سه جانبه ايران و آمريکا درباره عراق مورد اشاره قرار مي گيرد و رايان کروکر، سفير وقت آمريکا در عراق و رييس هيات آمريکايي در گفت وگو با اين شبکه ادعا مي کند که "رييس هيات ايراني دائما تقاضاي تنفس مي کرد. نمي دانستيم چرا؟ بعدا متوجه شديم که هر وقت من مطلبي مي گفتم که در دستور کار او نبود براي کسب تکليف با تهران تماس مي گرفت. او شديدا تحت کنترل بود و قاسم سليماني، فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران که بخش عمليات هاي خارجي اين نيرو را هدايت مي کند مستقيما به آيت الله خامنه اي گزارش مي دهد; نه محمود احمدي نژاد.
حسن کاظمي قمي، سفير پيشين ايران در عراق که رياست هيات ايران در دو دور مذاکرات با آمريکا درباره عراق را برعهده داشته است، در گفت وگو با ايسنا، با بيان اين که مذاکرات در چارچوب دستورالعملي از قبل تنظيم شده و با حضور مقامات رسمي عراقي انجام شد، گفت: اين طور نبود که در چند دور مذاکرات با آمريکا درباره مسايل عراق ما جلسه را براي مشورت با مقامي ترک کنيم. اين ادعا با واقعيت هم خواني ندارد و اين مساله مي تواند از سوي مقامات عراقي حاضر در جلسات مورد تاييد قرار گيرد.   او گفت: در طول مذاکراتي که انجام شد، هيات ايراني در جلسه حضور داشته است و جلسه را ترک نکرده است.  
کاظمي قمي تاکيد کرد: مذاکرات از سوي ميزبان ضبط و ثبت شده است و اين ادعا صحت ندارد. اساسا نيازي هم نبوده است که جلسه را ترک کنيم، از اين رو بحث اين که ايران در همين جلسه با چه کسي مشورت مي کرده است هم منتفي است.  
رييس هيات ايراني در مذاکرات با آمريکا درباره ادعاي سفير وقت آمريکا در عراق اظهار کرد: اين گونه مسائل در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي مورد بحث قرار مي گيرد و به تبع رييس شوراي عالي امنيت ملي رييس جمهور است.  
وي خاطرنشان کرد: به طور کلي در مذاکرات گاهي مسائلي مطرح مي شود که لازم است به اطلاع وزير يا رييس جمهور برسد و اين موضوعي طبيعي است.  
به گزارش ايسنا، هدف ايران از پذيرش مذاکرات با آمريکا درباره عراق، حمايت از ملت عراق و شکل گيري و ثبات يافتن موسسه ها و نهادهاي قانوني و منتخب در عراق بوده است.  
مذاکرات ايران و آمريکا به ميزباني دولت عراق به ترتيب در 7 خرداد 1386 (28 مي (2007 ،  2 مرداد 1386 (24 جولاي 2007) و 15 مرداد 1386 (6 اوت 2007) برگزار شد. دو دور اول اين مذاکرات در سطح سفير ايران و آمريکا و با حضور هوشيار زيباري و دور آخر در سطح کارشناسي بود.  
در جريان سه دور مذاکره، موضوعاتي از جمله تروريسم و راه هاي ثبات و امنيت براي رسيدن به يک چارچوب مشخص براي کمک به ملت و دولت عراق بررسي شد.  
هم چنين رضا اميري مقدم، عضو هيات مذاکره کننده ايران با آمريکا درباره عراق، با اشاره به ادعاي رييس هيات آمريکا مبني بر اين که طرف مشورت ايراني ها محمود احمدي نژاد نبوده است به خبرنگار ايسنا گفت: مذاکرات مذکور در سطحي نبوده است که نياز باشد درباره مسائل مطرح در آن به طور مستقيم با رييس جمهور تماس گرفته شود. هر موضوع سلسله مراتب خاص خود را دارد و طبيعي است در همان چارچوب رفتار مي شود.  
او در پاسخ به ادعاي رايان کروکر خاطرنشان کرد: در رابطه با مذاکرات سه جانبه ايران - عراق - آمريکا، وزارت خارجه و دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي درگير بودند و طبيعي است اگر مشورت با مقام يا مسوولي درباره مسايل مطرح در مذاکرات نياز بود در همين چارچوب صورت گيرد. برداشت سفير وقت آمريکا در عراق که رياست هيات آمريکايي را در آن مذاکرات بر عهده داشت، نشان مي دهد او از ساختار تصميم گيري در ايران مطلع نيست.  
اميري مقدم تاکيد کرد که سطح مذاکرات مذکور و اهميت آن در حدي نبوده است که رييس جمهور مستقيم آن را هدايت کند و اظهارات کروکر منطقي نيست.  

 


 عارف انصراف داد  

محمدرضا عارف از ادامه حضور در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري انصراف داد.  
به گزارش ايسنا عارف با انتشار بيانيه اي دلايل خود براي اين انصراف را اعلام کرده است.  
متن بيانيه انصراف عارف به شرح زير است:  
ملت شريف ايران  
با اهدا سلام و درود  
غروب دوشنبه بيستم خرداد ماه، مرقومه اي از جناب آقاي سيد محمد خاتمي دريافت نمودم. ايشان طي اين نامه در مقام رهبري اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري به مصلحت ندانسته اند.  
از آنجا که از ابتداي ورودم به عرصه انتخابات بارها بر موضع تمکين از اجماع با محوريت جناب آقاي خاتمي تاکيد نموده ام و همچنين بر اساس منشور اخلاق انتخاباتي منتشر شده توسط اينجانب، خود را متعهد به رعايت اخلاق و انجام تعهداتم مي دانم. لذا با عنايت به نظر صريح جناب آقاي خاتمي و تجارب انتخابات دو دوره گذشته رياست جمهوري، انصراف خود را از ادامه رقابت هاي انتخاباتي اعلام مي دارم.  
خلق صحنه هاي به ياد ماندني توسط شما مردم سربلند در دوره فعاليت هاي انتخاباتي ام، عامل موثري براي حرکت در مسير تحقق حماسه سياسي و نشاني از شکل گيري يک پايگاه و سرمايه بزرگ اجتماعي است. 
اينجانب گذشتن از حق خويش به نفع ملت بزرگ و ايران سربلند را مصداق روشن اصلاح طلبي واقعي مي دانم. از آنجا که اعتقاد دارم شرکت در انتخابات، هم حق و هم تکليف است، از مردم همراه سرافراز ايران صميمانه مي خواهم با حضور پر شور در انتخابات 24 خردادماه، عزت و بقاي جمهوري اسلامي و عظمت ايران و خلق حماسه سياسي را تداوم بخشند.   در پايان از همه مردم عزيز کشورم براي همراهي بزرگوارانه شان تشکر مي کنم و اعلام مي دارم در همه شرايط در کنارشان خواهم ماند.  

 


 يادداشت
 در انتخابات شوراها، به چه کساني بايد راي بدهيم 
نويسنده : فرزامي

 شش سال پيش در چنين روزهايي، نوشتم که امور شهر را به چه نمايندگاني بسپاريم که کار از آنها بزرگ تر نباشد. نمايندگاني که در سختي هاي اجرايي ، تجربه هاي مفيد و موثر داشته باشند و نتايج نيکوي مديريت صحيح آنان در شهر به اثبات رسيده باشد، کساني که جرات و شهامت احقاق حقوق مسلم مردم در مديريت هاي پيچيده را داشته باشند و غيرت کاري آنان معرف حضور همه باشد. منتخباني که نشست هاي شوراي شهر براي آنان، جلسه  خواب و روزمرگي و انفعال و بي برنامگي و تزاحم در امور نباشد و به جاي خدمت به مردم و پيشرفت شهر به ياران و منسويان نينديشند و در تنگناهاي حقوق شهر، عافيت طلبي، پيشه نکنند و باري بر بارهاي سنگين موجود نيفزايند.
امروز هم بعد از گذشت آن شش سالي که دو سالش «هبه»  مجلس بوده است نه راي مردم، بر سر همان عقيده ام که کيان مردم و وزانت شورا و سمنان بالاتر از آن است که کار را به هر کسي بسپاريم. بنابراين، محفلي راي دادن، تحريک احساسات مردم ، بايسته شهر و سنت ها و اصول پذيرفتني ما نيست و هر گاه که چنين کرده ايم، در پشيماني بي فايده  آن ، زيانش را ديده ايم و شهر باستاني خود را سال ها به عقب برده ايم!  
پس لازم است که مردم با فرهنگ و اهل تحليل سمنان براي سربلندي خود و شهر زندگي خويش به کساني راي بدهند که از عنوان هاي دهان پرکن و بي پشتوانه، مبرا باشند و اگر عنواني دارند، حقيقي و قابل اثبات باشد و براي مردم آگاه به عينيت رسيده باشد. ما هرگز منکر توانمندي و شوق خدمت جوانان نيستيم و مشوق آنان در پذيرش مسئوليت ها هم هستيم اما تاکيد بر اين است که به فرموده  مولاي متقيان علي (ع) هر کس حد خود را بداند. اگر تبليغي هست که بايد باشد، به افراط نپردازد و تلاش ها در خور شهري باشد که «شهر اخلاق» اش نام گذارده اند. وانگهي تبليغات غير متعارف، نه شرعي است و نه به مصلحت اوضاع اقتصادي و اجتماعي ماست.  
مردم برنامه مي خواهند طرح ها و برنامه هاي کيفي عزيزان کجاست؟ اينکه عنوانهاي استاد و مهندس و دکتر را پيشوند اسم خود کنند يا ليست بدهند اگر چه خوب است. اما کافي نيست. گمان نگارنده آن است که مردم آگاه و فرهيخته سمنان، قابليت ها، خوش نامي ها، خدمات موثر و ايمان به کار داوطلبان را مورد دقت قرار خواهند داد و کار به ائتلاف و غيرائتلاف نيست. مردم مي دانند که چه وظايف سنگيني در انتخاب افراد دارند و نيک آگاهند که انتخاب نادرست، چه پيامدهاي ناگوار و غير قابل جبراني را در پي داشته و خواهد داشت و غير از بازخواست آيندگان و تاريخ، مواخذه دنياي باقي هم در پي خواهد بود.  
اهل نظر مي دانند که سمنان هر گاه که در انتخاب، خطا کرده ، چه خسارات سنگيني را پرداخته است. نگذاريم که سمنان عزيز ، تکه گوشتي باشد که هر تکه اش در غفلت ما ، به غارت برود و آن همه سرمايه هاي انساني خبير و دلسوز و آن همه مواهب طبيعي و زيرساخت هاي قابل توجه به علت نداشتن مدافعان مخلص و دردآشنا و مجرب، عاطل و باطل بماند.  

 


 تريبون آزاد
 بازار داغ تبليغات و اعتماد سازي 
نويسنده : محمد عليان

در چند روز اخير، چهره هر شهر و روستايي براي انتخابات رئيس جمهوري و اعضاي شوراي اسلامي شهر با روزهاي قبلي با نصب پوسترهاي رنگارنگ بزرگ و کوچک،  رنگ و بوي خاصي به خود گرفته است. هر يک از نامزدها براي رسيدن به کرسي خدمت به مردم و آباداني ميهن اسلامي شعارهاي گوناگون سر مي دهند که چنان و چنين خواهم کرد; البته مردم فهيم ما نمونه هاي آن را در مناظره تلويزيوني از طريق تريبون ملي، از سوي کانديداهاي رياست جمهوري بارها و بارها شنيده اند و براي انتخاب اصلح، خود را به پاي صندوقهاي راي آماده و مهيا مي سازند تا در اين  بحبوحه حساس سرنوشت ساز تحريم و تهديدها، هر ايراني با اقتدار، با شور و شعور وصف ناشدني چون خاري در چشم دشمن برخيزد و با درک و شناخت عميق خويش در سرنوشت ميهن عزيز خود بي تفاوت نباشد و براي فردايي  بهتر و مقتدرتر بکوشد.  
اما چرا برخي از کانديدا ها، شعارهاي جديد با شيوه اي اعتماد سازي با احساسات خاصي با وعده وعيد و اجراي طرح هاي نوين را به مردم مي دهند؟ چرا تا کنون با داشتن امکانات وسيع دولتي و ديگر رسانه هاي گروهي داخلي و خارجي چنين تفکر و انديشه اي را براي پيشرفت ميهن اسلامي و رفع معضلات اجتماعي دست و پا گير و بهتر زندگي کردن از خود ارائه نداده اند؟  
به عنوان مثال يکي از عزيزان مدعي است که در آينده نزديک مشکل مسکن را از بين خواهد برد، ديگري دغدغه بيکاري و اعتياد جوانان، آن يکي معضلات تورم و گراني و به گردش در آوردن چرخ اقتصاد و توليد، هموطن ديگري از تعادل سرمايه ها و انتقاد از کابينه خود و حاکميت مردمسالاري ديني و... سخن مي گويد که بحمدا... هر کدام آزادانه و شفاف انديشه والاي خويش را که بسيار اميدوار کننده است به اطلاع مردم عزيزمان رسانيده که پس از انتخاب شدن و رسيدن به قدرت جامه عمل خواهند پوشاند ولي هيچ خبري از بيمه همگاني براي معالجه و مداواي دردمندان به خصوص بيماران حاد و سرطاني که تحت پوشش هيچکدام از نوع بيمه اي نيستند نبود، گويا از قشر فراموش شدگان جامعه هستند.
سوال اينجاست برخي از اين بزرگواران که اخيرا بيش از پيش خيال خدمت به ملت و ميهن عزيزمان دارند و ما هم هيچ شک و شبهه اي در صداقت، امانتداري و درستکاري آنان نداشته و نداريم آيا پس از گذشت 34 سال پيروزي انقلاب اسلامي مگر تا کنون در نظام مقدس جمهوري اسلامي هيچ پست و سمتي نداشته اند که اين روزها طرحهاي نوين را براي رشد و استقلال و شکوفايي اين ميهن پر گهر ارائه مي دهند؟  
حتما بايد در مقام رياست جمهوري براي حل مشکلات مسکن، بيکاري، اعتياد، تورم و گراني، انتقاد از کابينه و... خلاقيت و ابتکار از خويش نشان دهند؟ 
اخيرا يکي از کانديداهاي رياست جمهوري به استان محروم کشور مسافرت و ديدن نمود و در سفر چند روزه يا چند ساعته با يکي از شهروندان (پدر جانباز جنگ تحميلي) ديدار کرد که ماحصل گفتگوي ايشان همان درد سنگيني گراني، بيکاري و .... بود که به دوش مي کشيد و همانند ديگران مي ناليد.   وي در سخنراني هاي خود که صحبت هاي آن سالمند ملکه ذهنش شده بود بارها و بارها تکرار کرد که چرا چنين است و در جامعه عدالت رعايت نمي شود؟   به راستي چرا تا کنون با اين هموطن که اشک مي ريخت همدردي نشد و کسي صداي رنج او را نشنيد؟ مگر تا به حال وضعيت معيشتي بسياري از مردم نگران کننده نبوده است؟
نمونه اين افراد فرودست در ميهن اسلامي، ميليون ها نفر را در هر کوي و بر زني ميتوان به سهولت يافت. اگر نگاهي عميق و دقيق بياندازيم در هر کوچه و محله و در هر شهري، هزاران نفر از داشتن اين درد اجتماعي نا آشنا نيستند.  
و يا از گراني کمرشان خم شده يا از فساد اجتماعي مي گويند، يا از بيکاري ناله سر مي دهند يا از پرداخت کرايه منزل گلايه دارند يا از اعتياد عزيزان جوان خود آه مي کشند.