تاریخ 1392/02/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 3356 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 اعتياد ; جرم يا بيماري 
 مشاوره در زمينه اعتياد با کارشناس جامعه

آيا اعتياد يک بيماري است؟
متاسفانه بسياري از افراد جامعه، اعتياد را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم مي دانند. اين مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر ميزان جرم و جنايت بيشتر از افراد عادي جامعه است شکي وجود ندارد; وليکن هر فرد معتادي مجرم نيست و بسياري از موارد جرم در افراد معتاد مستقيما در ارتباط با مشکل تهيه مواد مخدر و نياز بدني و رواني ايشان است. در واقع فردي که مصرف مواد مخدر نيازش را برطرف مي کند ; يک بيمار رواني محسوب مي شود. 

 چه افرادي مستعد اعتياد به موادمخدر هستند؟
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادي که به مصرف مواد مخدر وابستگي جسمي و رواني پيدا مي کنند از نظر ژنتيکي مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند و غالبا در نزديکانشان اعتياد به مواد مخدر شايع است. البته اين مطلب دليل آن نيست که هر شخصي که در بين نزديکانش اعتياد به مواد مخدر وجود ندارد، از نظر ژنتيکي مستعد ابتلا به بيماري اعتياد نيست; زيرا اولا ممکن است نزديکان شخص از نظر ژنتيک مستعد اين مشکل باشند ولي تاکنون اين استعداد به ظهور نرسيده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ; ثانيا اعتياد به مواد مخدر فقط در زمينه ژنتيکي نيست و تيپ شخصيتي افراد نيز نقش تعيين کننده دارد.  
افرادي که شخصيت هاي خودشيفته، پرخاشگر و ضد اجتماعي دارند، مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند; زيرا مصرف مواد مخدر نيازهاي رواني ايشان را کاملا برطرف مي کند. از سوي ديگر افرادي با شخصيت هاي افسرده و اصطلاحا افراد با شخصيت هاي زودرنج و احساساتي نيز کاملا مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند. زيرا در اين افراد نيز مصرف مواد مخدر نيازهاي دروني و رواني را برطرف مي  کند. 
به طور خلاصه مي توان گفت هر شخصي مي تواند مستعد اعتياد به مواد مخدر باشد. فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشي مي کند به گونه اي که احساس مي کند نيازهاي رواني يا ژنتيکي او را برطرف نموده است. بدين ترتيب از نظر رواني معتاد به مواد مخدر مي شود و به مرور با استفاده هاي مکرر از مواد به آنها وابسته مي شود. در اين مرحله اين شخص، بيماري است که به مواد مخدر معتاد شده است.  

اعتياد به موادمخدر چيست ؟
اعتياد به مواد مخدر داراي دو جنبه جسمي و رواني مي باشد.  
منظور از اعتياد جسمي آن است که علايمي چون: درد عضلاني، پرش عضلات، آب ريزش بيني، عطسه، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بيمار بروز مي کند که اين علائم با گذشت زمان( 7-21 روز، بسته به نوع ماده مخدر مصرفي) برطرف مي شود. در پايان اين دوره است که بيمار سم زدايي شده و ترک بدني انجام داده است.  
اعتياد رواني همان تمايل بيمار به استفاده از مواد مخدر مي باشد که در دوره سم زدايي و تا مدت طولاني بعد از ترک ، شايد سال ها طول بکشد. بيمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زيرا متاسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتي نظير فشارهاي رواني،افسردگي، اضطراب، مشکلات جنسي و... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراين فردي که اعتياد کرده است در برخورد با هر يک از اين مشکلات ممکن است که مجددا به مواد مخدر روي آورد. 
 
آيا اعتياد به مواد مخدر قابل درمان است؟
بيماري اعتياد به مواد مخدر، تقريبا يک بيماري مهلک است که به درمان طولاني نياز دارد و درمان آن با سم زدايي شروع شده و با ادامه درمان و ايجاد محيطي امن و عاري از فشارهاي رواني، قدم هاي بعدي درمان برداشته مي شود. اين اعتقاد که اعتياد درمان ندارد کاملا بي اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمان اعتياد طولاني مدت و سخت باشد; اما اميد به درمان و بهبودي ، بسيار بالاست.  

آيا براي اعتياد روش هاي گوناگوني وجود دارد؟
از زماني که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پديده اعتياد گرديد، درمان هاي گوناگوني نيز براي برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نيز اين روش هاي درمان پيشرفته تر و کامل تر مي شود. از درمان و ترک کردن در اردوهاي معتادان گمنام و درمان با داروي متادون گرفته تا جديدترين شيوه درماني که (D.O.R.U  سم زدايي فوق سريع) است.  
بيماران، ترک جسمي را شروع مي کنند و همانطور که قبلا اشاره شد مرحله دوم درمان و يا به عبارتي مرحله تکميلي آن آغاز مي شود که درمان قسمت رواني آن است.  

درمان هاي رواني چيست و اصول آن بر چه پايه اي استوار است؟
بيماري اعتياد علاوه بر اين که از نظر جسمي، فرد را ناتوان و وابسته مي کند، يک نوع وابستگي رواني نيز در او ايجاد مي کند که حتي در مواقعي که از نظر جسمي هيچ گونه مشکلي ندارد و نياز جسماني ندارد هوس و ميل به مصرف موادمخدر در او مي تواند دليلي بر شروع مجدد مصرف شود و اينجاست که نياز بيمار به درمان هاي رواني کاملا احساس مي شود.  
بنابراين بايد نگرش و باورهاي بيمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر رواني ، تنفر و انزجار جايگزين عشق  و علاقه به مواد مخدر گردد.  

آيا خانواده و محيط بيمار در درمان اعتياد نقش دارند؟
ايجاد انگيزه در خانواده و همراهان بيمار و اين که خانواده چه نقش مهمي در درمان بيمار معتاد دارد، يکي از اهداف مهم درمان اعتياد است. 
 پس از سم زدايي جسمي، بيماران احتياج به حمايت هاي بسيار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که اين حمايت شامل حمايت رواني و برخورد صحيح و مناسب با بيمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بيمار معتاد را يک مجرم مي دانند و متاسفانه در مسير تلاش در جهت بهبود بيمار خيلي سريع مايوس مي شوند و به اصطلاح، بيمار را غير قابل اصلاح مي دانند که اين نااميد شدن يکي از بزرگترين علل شکست در سير درمان است. در حقيقت اعتياد فقط يک بيماري عصبي - رواني مي باشد که احتياج به درماني طولاني مدت شامل حمايت هاي رواني بسيار دقيق از بيماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدايي، خانواده بايد اغلب رفتار و برخوردهاي لازم با بيمار را با توصيه هاي متخصصين روان پزشک و روانشناس انجام دهند زيرا کوچکترين حرکت اشتباه در مسير درمان مي تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بيماري شود.  

آيا به راستي اعتياد قابل درمان است؟
هم اکنون اعتياد به مواد مخدر يا ساير مواد روان گردان صرفا به عنوان يک بيماري مزمن عصبي رواني شناخته مي شود که با يک درمان سم زدايي، مرحله درمان شروع مي شود و با روان درماني براي مدت حداقل شش ماه ; شامل شرکت در کلاس هاي گروه درماني و مشاوره فردي و حمايت بسيار دقيق و کامل خانواده و اطرافيان، ادامه مي يابد. بايد توجه داشت زماني بيمار ترک کامل رواني را انجام مي دهد که بعد از سير درمان، به طور کامل از موادمخدر، به معناي واقعي متنفر شده باشد، اگر بدين صورت مراحل درمان ادامه يابد به طوري که کليه فعاليت هاي درماني بيمار تحت نظارت گروه پزشکي و متخصص و در مراکز ترک اعتياد معتبر و مجرب صورت پذيرد، بدون شک اعتياد درمان مي شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بيمار به اعتياد به حداقل مي رسد.  

بهترين راه درمان اعتياد به مواد مخدر کدام است؟
جهت درمان بيمار مهمترين مرحله، تحقيق خانواده و بيمار در جهت يافتن بهترين و موفق ترين مراکز درماني مي باشد که مسلما براي اين منظور بايد به مراکز مختلف مراجعه شود و با سيستم درماني، آشنايي حاصل  و اطمينان کامل ايجاد شود به طوري که با تماس مستقيم با بيماران درمان شده ، نظارت بر فعاليت هاي درماني مرکز ترک اعتياد و ميزان حمايت از بيماران مي توان تا حدود زيادي نسبت به ميزان موفقيت، اعتماد حاصل نمود.  
در پايان و به طور خلاصه لازم به توضيح است که در درمان اعتياد بايد توجه داشت که آن را فقط يک بيماري مزمن دانست و بيمار بايد با حمايت هاي کامل خانواده ، مرکز ترک اعتياد و اطرافيان و با اميد به روزي که اين بيماري در جهان ريشه کن شود و با کمترين فشارهاي رواني درمان شود.

ظرفيت شما چه قدر است؟
منظور از ظرفيت همان سعه صدر است که در فارسي بهتر از دو واژه گنجايش و تحمل، معادلي براي آن نمي توان يافت اين معنا براي ظرفيت، در لغت نامه معين هم آمده است. پس ظرفيت يعني گنجايش روحي براي تحمل کردن. آن هم نه تحمل درد، بلکه تحمل سختي ها و احساسات مختلف و بالاتر از آن، تحمل احساسات متضاد در کنار هم.
ظرفيت، همان چيزي است که براي گذشت کردن، عفو و اغماض و براي بسياري از لوازم خوش خلقي به آن احتياج داريم. ظرفيت که افزايش يابد کارهاي بزرگ هم کوچک جلوه مي کنند، اضطراب کم مي شود و آرامش پايدارتري به دست ميآيد.  
با افزايش ظرفيت، کمتر چيزي مي تواند شخص را ناراحت و رنجيده کند. انساني که آستانه تحملش بالاست و با هر حرف و سخني رنجيده نمي شود، به سهولت مي تواند به ديگران محبت کند و خود نيز دنياي شادي داشته باشد. اما وقتي ظرفيت کم باشد، هميشه چيزي براي ناراحت شدن، دليلي براي قهر کردن، مشکلي براي خجالت کشيدن و بهانه اي براي شرکت نکردن مخصوصا در فعاليت هاي جمعي و کارهاي خير وجود دارد.  
خوشبختانه ظرفيت نعمتي است که کاملا اکتسابي است. البته برخي از صفات خوب مثل شجاعت و خوش قلبي راه کسب ظرفيت را هموارتر و برخي از صفات همچون عجز و کم جراتي، تکبر و خودخواهي آن را دشوار مي کند. اما در هر حال سطح ظرفيت را مي توان با تمرين ارتقا داد.

 


 خسارت را از چه کسي بگيريم؟ 

خسارت را چه کسي بايد بپردازد؟ پس از تصادف رانندگي و ورود خسارت، اولين سوالي که به ذهن زيان ديده مي رسد اين است که خسارت را بايد از چه کسي گرفت. با گسترش بيمه، پاسخ به اين سوال ساده شده است; معمولا خسارت را از بيمه مطالبه مي کنند. البته اگرچه بيمه ساده ترين راه رسيدن به خسارت است، اما راه هاي ديگري هم براي جبران زيان وجود دارد. 
«قانون بيمه اجباري وسايل نقليه» که به تازگي اصلاح شده، مقررات مربوط به جبران خسارت را در تصادف هاي رانندگي بيان مي کند. در ادامه با استفاده از مواد اين قانون به بررسي اين موضوع مي پردازيم که خسارت را از چه کساني مي توان مطالبه کرد. 
 در سوانح رانندگي کسي که حادثه مستقيما از فعل وي ناشي شده، مسئول بوده و قابل تعقيب است. قانون جديد هم مانعي بر سر اين مسئله ايجاد نکرده است. تبصره دو ماده يک قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مي گويد: «مسئوليت دارنده وسيله نقليه مانع از مسئوليت شخصي که حادثه منسوب به فعل يا ترک فعل او است نيست.» البته ضرورتي در تصويب اين تبصره نبود; چون بر طبق اصول کلي و ماده يک قانون مسئوليت مدني 1339 نيز مسئوليت مسبب حادثه، قابل استنباط بود. پس مي توان گفت: در حوادثي که مطالبه زيان ناشي از آن مشمول قانون اصلاحي است، مي توان عليه مقصر حادثه هم طرح دعوي کرد. مقصود از مسبب حادثه شخصي است که مرتکب فعل قابل سرزنشي شده است. در واقع ممکن است بدون ارتکاب تقصيرهم تصادفي رخ داده و زياني به بار آيد. در اين صورت احتمال دارد شخص بي گناه مسئول شناخته شود. پس مسئول جبران زيان وارده هميشه مقصر نيست. قانون مي گويد: «در صورتي که در يک حادثه، مسئول آن به پرداخت بيش از يک ديه به هر يک از زيان ديدگان محکوم شود، بيمه گر موظف به پرداخت تمامي ديه هاي متعلقه خواهد بود».
تبصره دو ماده يک قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مي گويد:«مسئوليت دارنده وسيله نقليه مانع از مسئوليت شخصي که حادثه منسوب به فعل يا ترک فعل او است نيست.
تبصره 1 ماده 1 «قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه موتوري زميني در مقابل شخص ثالث»، مي گويد: دارنده از نظر اين قانون اعم از مالک يا متصرف وسيله نقليه است و هرکدام که بيمه نامه موضوع اين ماده را تحصيل کند تکليف از ديگري ساقط مي شود. تعريف قانون رسا نيست. در مفهوم کلمه دارنده نوعي سلطه و اقتدار نهفته است و از همين معيار بايد در شناختن دارنده استفاده کرد. همين مفهوم از ماده 19 قانون جديد نيز قابل برداشت است. بر طبق اين ماده دارنده (اصولا) کسي است که از وسيله نقليه استفاده مي کند و بايد بيمه نامه وسيله را به همراه داشته باشد. بر اساس مفهوم ماده يک و صراحت تبصره دو همان ماده دارنده مسئول جبران زيان هايي است که در اثر وسيله نقليه يا يدک يا تريلر يا از محمولات آنها به اشخاص ثالث وارد مي شود. پس صرف اين که زيان در اثر وسيله نقليه به بار آمده باشد، کافي است و در اين صورت دارنده مسئول جبران زيان خواهد بود. پس دارنده شخص ديگري است که مي توان براي گرفتن خسارت، عليه او اقامه دعوا کرد.
به موجب ماده 16 قانون اصلاح قانون بيمه اجباري مسئوليت مدني دارندگان وسايل نقليه: «در حوادث رانندگي منجر به صدمات بدني غير از فوت، بيمه گر وسيله نقليه مسبب حادثه يا صندوق تامين خسارت هاي بدني حسب مورد موظفند پس از دريافت گزارش کارشناس راهنمايي و رانندگي يا پليس راه و در صورت لزوم گزارش ساير مقامات انتظامي و پزشکي قانوني بلافاصله حداقل 50درصد از ديه تقريبي را به اشخاص ثالث زيان ديده پرداخت کرده و باقي مانده آن را پس از معين شدن ميزان قطعي ديه بپردازند.»در حوادث رانندگي منجر به فوت، شرکت هاي بيمه مي توانند در صورت توافق با راننده مسبب حادثه و ورثه متوفي، بدون نياز به راي مراجع قضايي، ديه و ديگر خسارت هاي بدني وارده را پرداخت کنند.» از لحاظ اصولي نيز منعي در طرح دعواي مستقيم عليه بيمه گر مشاهده نمي شود. نکته درخور تامل اينکه ثالث مکلف به طرح دعوا عليه بيمه گر نيست و مي تواند عليه بيمه گذار يا ديگر مسئولان هم طرح دعوي کند. در حکومت قانون قديم مبناي قانوني تجويز طرح دعواي مستقيم عليه بيمه گر محل ترديد بود. تنها نص قانوني تبصره 2 ماده 66 قانون تامين اجتماعي بود. البته باوجود فقدان نص صريح در قانون قديم، ترديد قابل اعتنايي در امکان طرح چنين دعوايي وجود نداشت.
مطابق ماده10 قانون جديد: «به منظور حمايت از زيان ديدگان حوادث رانندگي، خسارت هاي بدني وارد به اشخاص ثالث که به علت فقدان يا انقضاي بيمه نامه، بطلان قرارداد بيمه، تعليق تامين بيمه گر، فرار کردن يا شناخته نشدن مسئول حادثه يا ورشکستگي بيمه گر قابل پرداخت نباشد يا به طورکلي خسارت هاي بدني خارج از شرايط بيمه نامه (به استثناي موارد مصرح در ماده  (7) توسط صندوق مستقلي به نام صندوق تامين خسارت هاي بدني پرداخت خواهد شد».
مطابق ماده10 قانون جديد: «به منظور حمايت از زيان ديدگان حوادث رانندگي، خسارت هاي بدني وارد به اشخاص ثالث که به علت فقدان يا انقضاي بيمه نامه، بطلان قرارداد بيمه، تعليق تامين بيمه گر، فرار کردن يا شناخته نشدن مسئول حادثه يا ورشکستگي بيمه گر قابل پرداخت نباشد يا به طورکلي خسارت هاي بدني خارج از شرايط بيمه نامه (به استثناي موارد مصرح در ماده (7) توسط صندوق مستقلي به نام صندوق تامين خسارت هاي بدني پرداخت خواهد شد.»
به نظر مي رسد حداقل در فرض فرار يا شناخته نشدن مسئول حادثه، صندوق مزبور است که طرف دعوا قرار مي گيرد. در اين دعوا ابتدا بايد مجهول بودن مسئول حادثه اثبات شود. ممکن است گفته شود که صندوق وارد آورنده زيان نيست تا بتواند ظرف دعوا قرار گيرد. ولي ضعف اين ايراد روشن است. شبيه چنين حالتي در مورد بيمه گر نيز مطرح مي شود در حالي که ترديدي در امکان طرح دعوي به طرفيت آن وجود ندارد (ماده 14 قانون جديد). به علاوه در ماده 12 و نيز در تبصره 1 ماده 10 قانون اخير از عبارت تعهدات صندوق استفاده شده است که به نظر مجوز طرح دعوي عليه صندوق خواهد بود. همين معني از ماده 16 قانون نيز قابل برداشت است.


 ظرفيت شما چه قدر است؟ 

منظور از ظرفيت همان سعه صدر است که در فارسي بهتر از دو واژه گنجايش و تحمل، معادلي براي آن نمي توان يافت اين معنا براي ظرفيت، در لغت نامه معين هم آمده است. پس ظرفيت يعني گنجايش روحي براي تحمل کردن. آن هم نه تحمل درد، بلکه تحمل سختي ها و احساسات مختلف و بالاتر از آن، تحمل احساسات متضاد در کنار هم.
ظرفيت، همان چيزي است که براي گذشت کردن، عفو و اغماض و براي بسياري از لوازم خوش خلقي به آن احتياج داريم. ظرفيت که افزايش يابد کارهاي بزرگ هم کوچک جلوه مي کنند، اضطراب کم مي شود و آرامش پايدارتري به دست ميآيد.  
با افزايش ظرفيت، کمتر چيزي مي تواند شخص را ناراحت و رنجيده کند. انساني که آستانه تحملش بالاست و با هر حرف و سخني رنجيده نمي شود، به سهولت مي تواند به ديگران محبت کند و خود نيز دنياي شادي داشته باشد. اما وقتي ظرفيت کم باشد، هميشه چيزي براي ناراحت شدن، دليلي براي قهر کردن، مشکلي براي خجالت کشيدن و بهانه اي براي شرکت نکردن مخصوصا در فعاليت هاي جمعي و کارهاي خير وجود دارد.  
خوشبختانه ظرفيت نعمتي است که کاملا اکتسابي است. البته برخي از صفات خوب مثل شجاعت و خوش قلبي راه کسب ظرفيت را هموارتر و برخي از صفات همچون عجز و کم جراتي، تکبر و خودخواهي آن را دشوار مي کند. اما در هر حال سطح ظرفيت را مي توان با تمرين ارتقا داد.

تمرين هاي زير در جهت ارتقا» سطح ظرفيت موثر است:
1- توکل و دعا: ابتدائا بايد به خدا توکل کرد و همواره از او خواست. خواندن آيات 25تا 28 سوره طه در اين خصوص بسيار سودمند است.  
قال رب اشرح لي صدري و يسر لي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي
موسي عليه السلام گفت پروردگارا سينه ام را گشاده گردان. کارم را برايم آسان کن. گره از زبانم بگشا و گفتارم را به ديگران بفهمان (موثر قرار ده)
2- تحمل سختي ها:  ظرفيت انسان با تحمل سختي هاي زندگي زياد مي شود. امکان ندارد کسي که در زندگي اش با شدائد و نابساماني هاي زيادي دست و پنجه نرم کرده (به شرطي که از زير بار مسئوليت ها فرار نکرده باشد)، انسان کم تحملي باقي بماند. تفاوت هاي چنين شخصي با ديگران در موقعيت هاي مختلف، مشخص خواهد شد. بنابراين براي افزايش ظرفيت بايد به انجام کارهاي سخت رو کرد. اگرچه اين کارها کاملا جنبه جسماني داشته باشند. در پادگان هاي نظامي براي تمرين تحمل سختي هاي جنگ با دشمن، تمرين هاي سخت رزمي را با شدت و سخت گيري هاي زيادي انجام مي دهند. اين سخت گيريها واقعا تاثير زيادي در تحمل سختي هاي فوق العاده جنگي دارد. از اين رو مي توان ادعا کرد تحمل مرارت هاي مخصوص رشته هاي مختلف ورزشي هم مي تواند موجب افزايش تحمل اخلاقي افراد شود.
3- دانش: دانش ما هرچه بيشتر و جهلمان هرچه کمتر مي شود، قدرت تسلط ما بر زندگي بيشتر مي شود. و اين دقيقا لازمه ظرفيت اخلاقي است.
دانش مثل اشيا» مادي نياز به ظرف دارد. گاهي وقتها با يادگرفتن چيزهايي دور از انتظار به شدت هيجان زده يا سردرگم و متحير مي شويم يعني براي آن اطلاعات ظرف مناسب نداشتيم. اما از آنجا که دانش ذره ذره زياد مي شود، ظرف آن هم ذره ذره رشد مي کند.
4- تمرين هاي احساسي :  ظرفيت را با تمرين هاي احساسي هم مي توان افزايش داد. تمرين کنيد از يک احساس به احساس ديگر منتقل شويد. مثلا اگر مي توانيد تمرين کنيد وقتي عصباني هستيد با لبخند و آرامش سخن بگوييد. يا وقتي خجالت مي کشيد، با جرات رفتار کنيد.
اگر مي توانيد همان وقت که با همسرتان دعوا مي کنيد با فرزندتان با مهرباني سخن بگوييد. يا همان وقت که بسيار ناراحتيد با آرامش نماز بخوانيد.
تمرين کنترل خشم، تمرين کنترل رفتار در هنگام شرم و خجالت، تسلط بر اعصاب در هنگام ناراحتي هاي شديد، تقويت جرات با تمرين حرف زدن در حضور جمع سخنراني; آواز خواندن براي ديگران و ... همه از تمرين هاي عملي موثر در ارتقائ ظرفيت افراد هستند. اما اين تمرين ها بسيار سخت اند و خودشان نيازمند يک حدي از ظرفيت هستند. بسياري از افراد اگر در يک روز به شدت بترسند يا به شدت هيجان زده شوند ممکن است دچار سردرد، تپش قلب، افت فشارخون شوند يا ممکن است سکته کنند. اين در حالي است که يک احساس را در حد زياد تجربه کرده اند.  
اگر انسان در يک روز به خاطر ديدن يک حادثه تصادف دلخراش به شدت ناراحت شود و سپس مثلا در همان روز با نامزدش ديدار کند و احساسات عاشقانه او را هيجان زده کنند و در انتهاي همان روز با شنيدن يک انتقاد، حسابي خشمگين شود، آخرالامر چه حالي خواهد داشت؟ کسي که ظرفيت زيادي داشته باشد هيچ. اما آنکه هنوز ظرفيتش رشد نکرده باشد، قطعا تعادلش را از دست داده و ناهنجاري هاي رفتاري نشان خواهد داد.