تاریخ 1399/03/01 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5325 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 سوره‌ي قدر، برهان قاطعِ امامت و ولايت 

براساس اصلي‌ترين متون اسلامي‌؛ قرآن، نهج البلاغه، روايات مستند اهل بيت (ع) و بنا بر اعترافات دانشمندان شيعه و همه‌ي فرق اسلامي، پيامبراکرم‌(ص) از نخستين روزهاي بعثت خويش، در جريان انذار خويشاوندان و در صحنه‌هاي مختلف دوران رسالتشان، تا آخرين روز‌هاي عمر شريفشان، در واقعه‌ي غدير، بحث ولايت و امامت و خلافت اهل بيت‌(ع) را پس از خود بيان فرمودند و براين نکته اصرار و پافشاري داشتند. براي اثبات حقّانيّت اهل بيت‌(ع) و خلافت بلافصل آنان و امامت و ولايت و زعامت آن‌ها، مدارک مستند و محکم، از همه‌ي فرق اسلامي در اختيار هست و پيروان مخلص امامان‌(ع) در طول تاريخ بيش از هزار و چهارصد سال، در شرايط و موقعيّت‌ها‌ي خطير و گوناگون برهان‌هاي قاطع خود را ارائه کرده‌اند.

در زمان امامان، در خطابه‌ي معروف فدک، با بيان تاريخي صدّيقه‌ي کبري‌(ع) و با احتجاجات و سخنان نافذ خود ائمّه‌(ع) و صحابه و شاگردان معروفشان و حتّي از زبان دشمنانشان، همه‌ي حقايق روشن بود و در دوران طولاني غيبت، توسّط علماي بزرگي، چون شيخ صدوق، علّامه‌ي حلّي، علّامه شرف‌الدين، علّامه‌ي اميني و... با قدرت تمام و برهان‌هاي قوي، اين اصل اساسي دين تثبيت شد.

امّا متأسّفانه، دشمنان به جاي پاسخ منطقي از حق‌خواهي اهل بيت‌(ع)، همه‌ي آن‌ها را از جامعه و مقام و موقعيّت اجتماعيشان طرد کردند، کشتند و يا مسموم نمودند و با اين ترتيب بشريّت را از هدايت و نورانيّت آن‌ها محروم ساختند و آخرين بازمانده‌ي خاندان ولايت را به پس پرده‌ي غيبت فرستادند.

به هرترتيب، يکي از نمونه برهان‌هاي قاطعي که در بحث امامت و براي اثبات امامت و ولايت اهل بيت مطرح شده، سوره‌ي قدر است، که با توجِّه به آن، شايد بتوان ادّعا کرد که اگر برهان ديگري براي اثبات اين مدّعا وجود نداشت، همين سوره‌ي قدر کافي بود.

استدلال بر سوره‌ي قدر:

امام باقر‌(ع) به شيعيان خود مي‌فرمايند: «‌اي گروه شيعه، با مخالفانتان، با سوره‌ي‌(اِنّا اَنزَلناه) استدلال و مخاصمه کنيد. بر آن‌ها پيروز مي‌شويد. به خدا قسم سوره‌ي قدر حجّت خداوند متعال بر انسان‌ها بعد از رسول خدا است و اين سوره آقا و سرور دين شما و نهايت علم و دانش ما است.

و ‌اي گروه شيعه به وسيله‌ي آيه‌ي اوّل سوره‌ي دخان‌(... ما قرآن را در شب مبارکي نازل کرديم و ما هشدار‌دهنده هستيم) زيرا اين آيه ويژه‌ي واليان امر بعد از رسول خدا آمده است. »‌(کافي1/ 249)

امام صادق‌(ع) در سخنان مفصّلي‌(ظاهراً با ادريس پيامبر که از آسمان فرود آمده بودند) در مکّه، در نوع استدلال به اين آيات مطالبي را فرموده‌اند که به بخشي از آن اشاره مي‌شود:

« شيعيان ما، اگر به مخالفان بگويند که: همانا خداوند بزرگ به رسول خود مي‌فرمايد‌(اِنّا اَنزَلناهُ في لَيلَةِ القَدرِ) و... آيا رسول خدا‌(ص) چيزي از علم مي‌داند که در آن شب نمي‌دانسته و يا جبرئيل در غير آن شب براي او آورده باشد؟ مسلّماً مخالفان خواهند گفت: خير.

پس به آن‌ها بگوئيد: آيا پيامبر‌(ص) ناچار است آن چه را که مي‌داند، آشکارکند؟

آن‌ها خواهند گفت: خير.

از آن‌ها بپرسيد: آيا در آن چه از رسول خدا از علم الهي آشکار شده اختلافي وجود دارد؟

اگر گفتند: خير. به آن‌ها بگوئيد: پس کسي که ادعا مي‌کند که به حکم الهي حکم مي‌کند اگر در او اختلافي وجود داشته باشد آيا مخالف رسول الله نيست؟ خواهند گفت: بله.

اگر بگويند، خير، سخن اوّلشان را نقض کرده‌اند.

به آن‌ها بگوئيد: خداوند در قرآن مي‌فرمايد: (تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمي‌دانند – 7 آل‌عمران)

اگر پرسيدند راسخان در علم چه کساني هستند؟ به آن‌ها بگوئيد: کساني هستند که در علمشان اختلاف ندارند.

اگر پرسيدند: اين راسخ در علم کيست؟ بگوئيد رسول خدا‌(ص) صاحب اين مقام است. آيا به آن رسيده يا خير؟ اگر گفتند: آري رسيده است. از آن‌ها بپرسيد: آيا بعد از رحلت پيامبر‌(ص)، جانشين او علمي را که در آن اختلافي نباشد، مي‌داند؟

اگر گفتند: خير. به آن‌ها بگوئيد: خليفه و جانشين رسول خدا‌(ص) بايد مورد تأييد باشد و رسول خدا جز کسي را که حکم کند به حکم خدا خليفه‌ي خود قرار نمي‌دهد و او کسي نخواهد بود جز مثل او مگر در مقام نبوّت.

و اگر رسول خدا در زمينه‌ي علم خود هيچ کس را خليفه قرار ندهد، آن چه را که در پشت مردان بوده و مقرّر بوده که به انسان‌هاي بعد برسد، ضايع کرده است.

و اگر گفتند: علم و دانش رسول خدا از قرآن است. به آن‌ها بگوئيد: قرآن در اول سوره‌ي دخان مي‌فرمايد:

« حم – قسم به کتاب روشنگر، ما آن کتاب را در شب با برکتي فرو فرستاديم و ما انذار‌کننده هستيم و در آن کتاب ، شرايط هر کار باحکمتي مشخّص و تفکيک شده است. فرماني از جانب ما است که ما فرستاديم. »

اگر گفتند: خداوند اين امر حکيم را جز به پيامبر خود نازل نمي‌کند، به آن‌ها بگوئيد: اين امر حکيمي که مشخص شده و توسّط فرشتگان و روح نازل مي‌شود، آيا از آسمان به آسماني ديگر نازل مي‌شود، يا از آسمان به زمين؟

اگر گفتند از آسمان به آسماني ديگر نازل مي‌شود، بگوئيد در آسمان کسي نيست که از اطاعت خدا به معصيت و گناه بازگردد و اگر گفتند که از آسمان به زمين نازل مي‌شود و اهل زمين بيش از همه نيازمند به آن امر حکيم هستند؟ به آن‌ها بگوئيد: پس بايد در زمين سيّد و سروري باشد که مردم از او حکمشان را بخواهند.

و اگر بگويند خود خليفه براساس اين امر حکم مي‌کند، به آن‌ها بگوئيد: خداوند مي‌فرمايد: « خداوند وليّ کساني است که ايمان دارند آن‌ها را از تاريکي‌ها به سوي نور هدايت مي‌کند و کساني که کافر شدند، اولياي آن‌ها طاغوت هستند که آن‌ها را از نور به تاريکي‌ها مي‌کشانند و... 257بقره»

به جانم قسم در زمين و آسمان وليّ الله‌اي وجود ندارد مگر اين که تأييد شده از جانب خدا باشد و کسي که مورد تأييد باشد خطا نمي‌کند و در زمين هيچ دشمن خدا نيست مگر اين که از جانب خداوند رها شده و کسي که رها شده باشد، هرگز راه صواب را نخواهد پيمود. همان طور که فرمان از آسمان به زمين براي اهل زمين نازل مي‌شود، به ناچار بايد والي‌اي باشد که آن فرمان را به اجرا بگذارد.

و اگر گفتند که: اين والي را نمي‌شناسيم، به آن‌ها بگوئيد: آن چه ما به شما پاسخ مي‌دهيم بگوئيد.

خداوند ابا دارد که بعد از حضرت محمّد‌(ص) بندگانش را رها کند و حجتي براي آن‌ها قرار ندهد.

امام صادق‌(ع) دراين جا ادامه مي‌دهند که حضرت ادريس لحظه‌اي مکث کردند و سپس گفتند: ‌اي پسر رسول‌خدا در اين جا يک پرسش سخت است و آن اين است که: ببينيد، اگر بگويند: حجّت خدا قرآن است، آن گاه شيعيان تو چه بايد بگويند؟ فرمودند: به آن‌ها مي‌گويم که قرآن کتاب ناطق نيست که امر و نهي کند، ولي براي قرآن اهلي وجود دارند که امر و نهي مي‌کنند و آن‌ها حجّت خدا هستند...»‌(تفسير برهان 5/706)

بيان استدلال:

در تعبيرات فراوان ديگري، در تفسير سوره‌ي قدر و عظمت شب قدر، ارتباط سوره‌ي قدر با مسئله‌ي امامت و ولايت مشخّص‌تر مي‌شود، که در اين جا به چند مورد کوتاه از آن اشاره مي‌شود:

1 – امام باقر‌(ع) مي‌فرمايند:« زماني که رسول خدا به معراج رفتند، به زمين باز نگشتند تا اين که خداوند دانش گذشته و آن چه در آينده اتّفاق مي‌افتد به او آموخت و بيشتر علم او به صورت‌(جمعي و جُمَلي = مختصر) بود که تفسير آن در شب قدر برايش آشکار مي‌شد. به همين شکل، امام علي‌(ع) هم علم جملي را داشتند که تفسيرآن در شب‌هاي قدر برايشان روشن مي‌شود، مانند آن چه که براي رسول خدا‌(ص) اتّفاق مي‌افتد» (کافي 1/ 625)

2 – از امام باقر‌(ع) روايت شده که: « اگر زمين يک روز بدون امام معصوم از ما اهل بيت‌(ع) باقي بماند، زمين اهلش را فروخواهد برد» (دلايل الامامة 436)

تعبيرات ديگري هم در اين زمينه از امامان معصوم نقل شده است، مانند‌(اگر حجّت خدا نباشد زمين اهلش را فرو خواهد برد)

اين تعبيرات نشان مي‌دهد که بايد در دنيا در هر زماني امام معصوم‌(ع) باشد تا محلّ فرود فرشتگان در شب قدر، و مديريّت نظام هستي براساس مقدّرات الهي گردد.

3 – البتّه در متون روائي ديگر فرقه‌هاي اسلامي، ظاهراً چنين روايتي وجود ندارد، امّا در ارتباط با آيه‌ي 7 سوره‌ي هود، در کتب شيعه و سنّي رواياتي نقل شده که اين اعتقاد را تأييد مي‌کند.

مضمون آيه اين است:

« وکساني که کافر شدند گفتند چرا بر پيامبر آيه و نشانه‌اي از جانب پروردگارش نازل نمي‌شود؟ همانا تو انذار‌کننده هستي‌(مُنذِر) و براي هر قومي هدايت‌گري هست‌(‌هادٍ) »

ابن عبّاس نقل مي‌کند که: « پيامبراعظم‌(ص) دست مبارکشان را روي سينه گذاشتند و فرمودند‌(من مُنذِر هستم) و آن گاه به عليّ بن ابيطالب اشاره کردند و فرمودند‌(تو ‌هادي هستي) که به دست تو هدايت‌طلبان بعد از من هدايت مي‌شوند. »‌(مفاتيه الغيب 19/ 14 – احقاق الحق 3/ 87)

و در کتاب درّ المنثور سيوطي 4/ 45 و کتاب شواهد التنزيل حسکاني 1/ 381 از کتب اهل سنّت آمده است:

« آن زمان که آيه‌ي‌(7هود – انّما انت منذر... ) نازل شد، حضرت رسول دستشان را به سينه‌شان گذاشتند و فرمودند: من منذر هستم و سپس دستش را به شانه‌ي علي‌(ع) اشاره کردند و فرمودند:‌‌ اي علي تو‌ هادي هستي و بعد از من هدايت‌طلبان به دست تو هدايت خواهند شد»

و امام صادق‌(ع) مي‌فرمايند: « منذر، رسول خدا‌(ص) و هادي، اميرالمؤمنين و ائمّه‌ي بعد از او هستند، و اين است معناي ‌(و براي هر قومي هدايت‌گري است) يعني در هر زماني امامي هدايت‌گر و روشن‌گر خواهد بود.» (تفسيرقمي 1/359)

4 – امام باقر‌(ع) مي‌فرمايند: «رسول خدا(ص) فرموده‌اند: کسي که بميرد و براي او امام زنده‌اي نباشد که او را بشناسد به مرگ جاهليّت مرده است. »‌(قرب‌الاسناد 351)

خوشبختانه مضمون همين روايت در بسياري از کتب فرقه‌هاي ديگر اسلامي به عنوان روايت متواتر نقل شده است. از جمله در کتاب‌هاي صواعق المحرقه ابن حجر و شرح نهج‌البلاغه‌ي ابن ابي الحديد معتزلي و صحيح مسلم و... به عنوان يک حديث مسلّم پذيرفته شده است.

روايت ديگري از رسول خدا‌(ص) نقل شده که:« کسي که منکر قائم، از فرزندان من در زمان غيبت او شود و بميرد به مرگ جاهليّت مرده است. » (کمال‌الدين 2/413)

پس براساس اين اسناد و مدارک، سوره‌ي قدر برهان قاطعي بر امامت و ولايت اهل بيت‌(ع) تا امروز و تا قيامت است و کسي که اين سلسله‌ي امامت را منکر شود و نشناسد به مرگ جاهليّت گرفتار شده است.

طرح يک سؤال:

در ارتباط با اين حديث متواتر، معروف است که علامه‌ي اميني، صاحب کتاب معروف الغدير، از طرف تعدادي از علماي اهل سنّت، دعوت به يک ضيافت شام مي‌شود، بعد از شام و پس از صحبت‌هاي علما، سؤالي را مطرح مي‌کند که آيا روايت‌(من مات و لم يعرف... ) را قبول دارند يا خير؟ همگي اعتراف مي‌کنند که اين روايت متواتراست. سپس مي‌پرسد: حال که حديث را تأييد کرديد، يک سؤال از شما دارم.

آيا حضرت فاطمه‌ي زهرا‌(س) امام زمان خود را مي‌شناختند يا نمي‌شناختند؟

اگر مي‌شناختند، امام زمان حضرت فاطمه چه کسي بودند؟

جلسه در حيرت فرو‌مي‌رود و تاکنون پاسخي به آن داده نشده است.

و امروز هم هنوز جاي اين سؤال از تمام فرقه‌هاي غير‌شيعه باقي است که:

شيعه اين افتخار را دارد که بيش از چهارده قرن است امام زمان خود را مي‌شناسد و برنامه‌ي آينده‌ي جهان، تحت امامت و ولايت امام زمانش براي او روشن است. حال، جا دارد جداي از اختلافات فرقه‌اي و فارغ از وقايع تاريخي و براساس وحدت و همدلي، همه‌ي گروه‌هاي غير‌شيعه به اين پرسش پاسخ دهند که امروز: امام زمانشان کيست که هم او را بشناسند و هم به عنوان امام معصوم و خليفه‌ي خدا از او تبعيّت کنند، تا گرفتار مرگ جاهلي نباشند؟

به اميد وحدت حقيقي امّت اسلامي در سايه‌ي امامت معصوم که حضرت زهرا‌(ص) فرمودند: « امامت ما باعث جلوگيري از تفرقه خواهد شد و اطاعت از ما عامل نظام ملّت مي‌شود.» (خطابه‌ي فدک)

رسول خدا(ص) فرموده‌اند: کسي که بميرد و براي او امام زنده‌اي نباشد که او را بشناسد به مرگ جاهليّت مرده است. »‌(قرب الاسناد 351) خوشبختانه مضمون همين روايت در بسياري از کتب فرقه‌هاي ديگر اسلامي به عنوان روايت متواتر نقل شده است. از جمله در کتاب‌هاي صواعق المحرقه ابن حجر و شرح نهج‌البلاغه‌ي ابن ابي الحديد معتزلي و صحيح مسلم و... به عنوان يک حديث مسلّم پذيرفته شده است. روايت ديگري از رسول خدا‌(ص) نقل شده که: « کسي که منکر قائم، از فرزندان من در زمان غيبت او شود و بميرد به مرگ جاهليّت مرده است. » (کمال‌الدين 2/413) پس بر اساس اين اسناد و مدارک، سوره‌ي قدر برهان قاطعي برامامت و ولايت اهل بيت‌(ع) تا امروز و تا قيامت است و کسي که اين سلسله‌ي امامت را منکر شود و نشناسد به مرگ جاهليّت گرفتار شده است.

براساس اصلي‌ترين متون اسلامي؛ قرآن، نهج البلاغه، روايات مستند اهل بيت‌(ع) و بنا براعترافات دانشمندان شيعه و همه‌ي فرق اسلامي، پيامبراکرم‌(ص) از نخستين روزهاي بعثت خويش، در جريان انذار خويشاوندان و در صحنه‌هاي مختلف دوران رسالتشان، تا آخرين روز‌هاي عمر شريفشان، در واقعه‌ي غدير، بحث ولايت و امامت و خلافت اهل بيت‌(ع) را پس از خود بيان فرمودند و بر اين نکته اصرار و پا فشاري داشتند.

براي اثبات حقّانيّت اهل بيت‌(ع) و خلافت بلافصل آنان و امامت و ولايت و زعامت آن‌ها، مدارک مستند و محکم، از همه‌ي فرق اسلامي در اختيار هست و پيروان مخلص امامان‌(ع) در طول تاريخ بيش از هزار و چهارصد سال، در شرايط و موقعيّت‌ها‌ي خطير و گوناگون برهان‌هاي قاطع خود را ارائه کرده‌اند.

«‌اي گروه شيعه، با مخالفانتان، با سوره‌ي‌(اِنّا اَنزَلناه) استدلال و مخاصمه کنيد. برآن‌ها پيروز مي‌شويد. به خدا قسم سوره‌ي قدر حجّت خداوند متعال بر انسان‌ها بعد از رسول خدا است و اين سوره آقا و سرور دين شما و نهايت علم و دانش ما است.

و اي گروه شيعه به وسيله‌ي آيه‌ي اوّل سوره‌ي دخان‌(... ما قرآن را در شب مبارکي نازل کرديم و ما هشدار‌دهنده هستيم) زيرا اين آيه ويژه‌ي واليان امر بعد از رسول خدا آمده است. »‌(کافي1/ 249)

(حــاجيــان )