تاریخ 1398/09/12 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5197 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 چرا تخريب؟ 
نويسنده : فرزامي

دو روز پيش (10/9/1398) آغاز ثبت‌نام آن عزيزان واجد شرايط نمايندگي يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي بود و تا چند روز هم ادامه دارد. شماري نيز با احساس تکليف جهت اداي خدمت براي حوزه‌هاي انتخابيه‌ي استان ما که به اخلاق و مهد علما و فرهنگ و علم و کتاب شهرت دارد، ثبت‌نام کرده‌اند و در روزهاي بعد نيز تا فرصت قانوني که پايان هفته است، افراد ديگري ثبت‌نام خواهند کرد. اين واجدان شرايط، کساني هستند در حد خود شناخته شده و در نوع خود و در جايگاه اجتماعي خويش، اهل خدمت. حال خود را به مردم عرضه مي‌کنند مردم هم با توجه به ‌شان آنها و مقايسه‌ي قابليت‌هاشان با وزن و‌ شان خود قياس مي‌کنند و برنامه‌هاي مدون آنها را مي‌خوانند و مي‌آزمايند و اگر صلاح دانستند به خانه‌ي ملت مي‌فرستند تا منويات آنان را در آن خانه که ان‌شاءالله بايد در راس امور باشد، منتقل کنند و به ظهور برسانند و اگر صلاح ندانستند به اين عزيزان براي آن جايگاه، راي اعتماد نمي‌دهند و مصلحت آن مي‌دانند که در همين منصب و مسئوليتي که هستند به خدمت ادامه دهند. همين و بس. بنابراين، تخريب و خداي ناکرده تکفير و لعن اين عزيزان چرا؟ اگر وزن‌شان متناسب به جايگاه نمايندگي نيست، خب! مي‌توان به آنها راي نداد اما اخلاق اسلامي حکم مي‌کند که آنها را براي اين تصميم که حق قانوني آنهاست، تخريب نکنيم و بگذاريم که با راي نياوردن، آن روحيه‌ي خدمت در آنان باقي بماند. در حقيقت، تخريب آنان در روابط متقابل اجتماعي، تيشه به ريشه خودمان است چون موجب مي‌شويم که اين‌ها خانه‌نشين شوند و از ادامه‌ي خدمت و اداي دين خود به جامعه‌اي که به آن مديون‌اند، باز بمانند. تجربه‌هاي تلخي که تاکنون، ما را بسيار متضرر کرده است. گويي نمي‌خواهيم در آينه‌ي گذشته، اعمال نسنجيده‌ي خود را مرور کنيم و زيان‌هاي مستمر آن را به خاطر‌ آوريم و پيش چشم بگذاريم و عبرت بگيريم. چون با نهايت تاسف با ثبت‌نام نخستين نامزد نمايندگي، آن چنان که مي‌بينيم و مي‌شنويم، سيل غيبت و بهتان و تکفير و ناسزا در حق اين افراد، افرادي که به هر حال، به قصد خدمت، احساس تکليف کرده‌اند، شروع شده است و بر سر آنان و خانواده‌ها و منسوبان و دوستداران‌شان آوار شده و مي‌شود. بايد بپذيريم که آنچه در فضاهاي مجازي مطرح مي‌شود، در بخش تخريب‌شان، عين بداخلاقي است. از طرفي، اهانت هم به مردم شريف استان است چون داريم به هم خانه‌ي خود آسيب مي‌رسانيم و براي آخرت خود هم برگ عيش خيري ذخيره نمي‌کنيم.

بدتر و مصيبت‌بارتر اين که نامزد انتخاباتي، خود در کانون و مرکز تخريب ديگران قرار گيرد و هواداران خود را بدين امر ترغيب نمايد يعني، با فعل حرام بخواهد بر مسند حلال بنشيند آن گاه، در برابر کلام الهي سوگند ياد کند که از ارزش‌هاي اخلاقي و اسلامي و ايراني، دفاع خواهد کرد! در حالي که نماينده‌ي مردم ما بيش از همه بايد به منش و اخلاق انساني آراسته و متخلق به اخلاق الهي باشد. چون کسي که بد مي‌کند، نمي‌تواند مانع اشاعه‌ي بدي‌ها باشد. متاسفانه يکي از مسائلي که ما را به بيراهه برده است و اعتماد عمومي از ما سلب شده براي اين است که در عين خوردن رطب، آن را براي ديگران جايز نمي‌دانيم.

البته مردم استان آن قدر درايت و بصيرت دارند که اهل تخريب را از خود برانند و تبليغات منفي را بر ضدشان به کار گيرند. اما مقصود نگارنده از نوشتن اين يادداشت اين است که انتخابات و تبليغات، عامل وفاق و بيانگر مردمي و منش ما باشد نه اينکه موجب تفرقه شود چنان که نتوانيم بعد از انتخابات همديگر را تحمل کنيم.

در اينجا لازم به بيان است که داوطلبان انتخابات بايد ضمن رد هرگونه تخريب رقيب انتخاباتي از دوستداران خود بخواهند که با عقل جمعي در زمينه‌ي مسائل موجود کشور که نماينده بايد در آن وارد شود راهکارهايي ارائه کنند تا اين نامزد بتواند در بحبوحه‌ي تبليغات، به مردم، پاسخ‌هاي قانع‌کننده بدهد. تا آنها بتوانند به توان‌مندي‌هاي او اعتماد کنند. نکته‌اي که در اينجا بايد به کانديداها و اطرافيان‌شان يادآوري کرد اين است که بنا به تجربه‌ي ساليان اين مردم فهيم و فرهيخته، از هر ستادي که بوي تخريب ديگران به مشام برسد، بيزاري مي‌جويند چرا که معتقدند ذهنيت تخريب ديگران نمي‌تواند خود تفکر سازنده داشته باشد.