تاریخ 1398/09/06 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5192 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 پرداخت يارانه دولتي به 60 ميليون نفر 
نويسنده : محمد عليان

همان‌طوري که همه‌ي دولت‌ها و مردم دنيا آگاهي کامل دارند، ايران به شکرانه درگاه لايزال خالق هستي يکي از کشورهاي ثروتمند جهان محسوب مي‌شود که اين سربلندي براي هر شهروند ايراني در اقصي‌نقاط کره زمين افتخاري بس عظيم و باعث مباهات ماست، و لذا به سرافرازي ايران زمين به خود مي‌باليم زيرا با توجه به داشتن معادن، مخازن، ذخائر نفت، گاز و مضافا اقلام صادراتي و... در صدر جدول کشورهاي پرقدرت و ثروتمند دنيا قرار گرفته‌ايم، اما به دليل جنگ اقتصادي دولت‌هاي متخاصم ابرقدرت، هرچه تمام‌تر شعله‌هاي آتش اين جنگ افروخته‌تر و تورم داخلي و نرخ کالا، اجناس و ديگر مايحتاج روزانه مردم هم ده چندان افزايش مي‌يابد که در اين وضعيت ناهمگون اقتصادي، پايداري و مقاومت هموطنان شجاع و بيدار همچنان پابرجاست ولي هر ساعت گراني اين معضل اجتماعي حداکثري، ابعاد گسترده‌اي به خود مي‌گيرد که در نتيجه وضعيت نابسامان معيشتي خانواده‌ها به ويژه اقشار ضعيف و تهي‌دست جامعه بحراني‌تر و حادتر از روز قبل مي‌شود که اينگونه فقر عمومي و تنگناهاي اقتصادي شهروندان، در شان و شوکت کشوري همچون ايران توانمند نمي‌باشد که از اين وضعيت ناخوشايند اقتصادي جمع کثيري هموطنان از تهيه ابتدايي‌ترين احتياجات روزمره در تنگدستي و مضيقه هستند که دولت در اين چند روز اخير اعتراضات خياباني مجبور شد در يک طرح فوريتي براي يکسان‌سازي معيشت نسبي مردم، مبلغ اندک يارانه را به حساب سرپرست خانواده در سه مرحله واريز نمايند.

بنا به گفته سخنگوي دولت در رسانه‌هاي گروهي، واريزي نوبت اول تعداد 20 ميليون نفر و نوبت دوم و سوم به ترتيب 40 ميليون نفر اعلام که ما‌به‌التفاوت نرخ افزايش بنزين يا همان «سوبسيد» به زودي واريز خواهد شد.

به راستي آيا تاکنون با خود انديشيده‌ايم که چرا در کشور ثروتمند و غني همچون ايران که همه دولت‌هاي فقير در کشورهاي عربي از حمايت‌هاي همه‌جانبه کشورمان سال‌ها بي‌نصيب نمانده‌اند از يک جمعيت 85 ميليون نفري 60 ميليون نفر زير خط فقر زندگي مي‌کنند و محتاج به حمايت يارانه دولت هستند؟ چرا 75 درصد از جمعيت کشورمان بايد هر ماه چشم منتظر خود را به سخاوت و گشاده‌دستي دولت از طريق پيامک بدوزند تا مبلغ اندک واريز شود که در اين شرايط وانفساي گراني و تورم و هرج و مرج اقتصادي قابل بحث و گفتگو نيست؟ آيا درد اجتماعي امرار معاش خانواده‌ها حل و فصل خواهد شد؟ آيا اقتدار ايران و ايراني تصويب اين طرح اخير يعني پرداخت 50 هزار تومان يارانه در يک ماه است که در رسانه‌هاي داخلي و خارجي در بوق و کرنا سروصدا ايجاد کرده‌اند که دشمنان ايران زمين با نيشخند مي‌نگرند؟ اين مبلغ ناچيز مرهم کدامين زخم عميق زندگي است و گراني شهروندان را پوشش مي‌دهد که در اين روزها شاهد افزايش نرخ اجناس، کالا و مواد خوراکي و مصرفي در بازار فروش هستيم؟ آيا مي‌توان به جنگ غول تورم رفت و لباس رزم پوشيد؟ اگر مردم هر کشوري دچار حوادث غير‌مترقبه‌اي اعم از سيل، آتش سوزي، زلزله، جنگ و... مي‌شوند اهدايي کشور عزيزمان به آسيب‌ديدگان و انسان‌هاي سانحه ديده خارجي در راس همه کشورهاي دنيا قرار مي‌گيرد چون همه دولت‌ها از فرهنگ ارزشمند انسان دوستي ايران با توجه به سرمايه‌هاي بي‌شمار داخلي و درآمدهاي نفتي و غيرنفتي انتظار و توقع ويژه‌اي دارند که انصافا تاکنون کمک‌هاي مردمي و دولتي ايران اسلامي از ديگر کشورها اگر در جدول بالاترين نبوده لااقل هم رديف کشورهايي بوده که شاخص بوده‌اند. پس چرا مردمان داخل کشور آن هم به ميزان 75 درصد از جمعيت محتاج کمک‌هاي دولتي هستند؟ آيا توجيه اقتصادي دارد؟ در کجاي برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري پس از چهار دهه هنوز اشکال مديريتي داريم و به نتيجه رضايتبخش نرسيده‌ايم و نيمه‌راه هستيم؟

فراموش نکنيم که پديده فقر و غني در همه کشورهاي جهان بلااستثنا وجود داشته و دارد و امري است طبيعي و عادي و تحت هيچ شرايطي نمي‌توان اختلافات طبقاتي را در تمام دولت‌هاي دنيا کتمان کرد اما کشورمان دره عميق فقر عمومي و فرودستي و از طرفي ثروت‌اندوزي تعدادي خاص در بطن زندگي روزمره مردم رواج داشته و کاملا قابل لمس است و اين رنج اجتماعي بزرگترين معضل جامعه کنوني ما قلمداد مي‌شود.

آيا کشورهاي فقير و محتاج از سرمايه‌هاي داخلي همچون نفت، گاز و... بهره‌مند هستند؟ يکي از راه‌هاي ريشه‌کني يا حداقل کاهش فقر، کوتاه کردن دست‌هاي پليد افرادي است که ميلياردها دلار سرمايه‌هاي ملي را با دريافت وام‌هاي بانکي آنچناني با بهره کم طويل‌المدت دريافت داشته و سال‌هاست از بازپرداخت آن مي‌گذرد و هنوز معوق مانده گويا در پرده ابهام و سکوت است که وابسته به قدرت‌هاي سياسي هستند. به ياد داشته باشيم با شيوه اختلاس بايد با قاطعيت و اقتدار به ويژه دانه‌درشت‌ها برخورد کرد و راه پرنفوذ غارتگران به بيت‌المال و ثروت‌هاي ملي را بست و خاطيان سرکش را به قانون و عدالت سپرد تا مساوات نسبي در جامعه برقرار و تعادل زندگي نسبتا حاکميت داشته باشد.