تاریخ 1398/08/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5179 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 نبايد بگذاريم خويشاوندگماري در استان شکل بگيرد 
نويسنده : فرزامي

آناني که تاريخ خوانده‌اند و از وقايع دو قرن اخير آگاهند، مي‌دانند که علت انحطاط و انقراض سلسله‌ي قجري جز «شازده»‌ها و عوامل وابسته نبودند و نيز عامل ناخشنودي و وقوع انقلاب اسلامي هم هزار فاميلي بود که نقش اصلي را در سياست، قدرت و اقتصاد ايفا مي‌کرد و بدين سبب بايستگان و شايستگان از مراکز تصميم‌گيري و تدبير در امور کشورداري باز داشته مي‌شدند. بدين سبب، تمرکز نامتوازن قدرت و ثروت، کار دست هر دو سلسله‌ي حکومتي داد.

در روزهاي اخير، لبنان و عراق هم به سبب همين تمرکزي که موضوع فقر و غنا و فاصله‌ي طبقاتي، پيش آورده، به خيابان‌ها آمده‌اند چرا که جامعه‌ي چاق و لاغر، محکوم به ناآرامي و فروپاشي است. علت هم تغافل اهل بيان و قلم در تبيين آن چيزي بوده است که در پوست جامعه مي‌دويده و نه اين‌ها خواسته‌اند که هشدار بدهند و نه اهل گوشي بوده است که اين هشدارها را بشنود و نيش‌دار تلقي نکند.

واقعيتي که در کشورهايي گفتن و شنيدن به صورت يک امر طبيعي، نهادينه شده است و در برخي تا نهادينه شدن، صدها فرسنگ راه است به همين علت وقايعي که در بهار عربي في‌المثل شکل مي‌گيرد، در شرايط کنوني در نروژ و سوئد و سوئيس و. . . احتمال وقوع آن صفر است. بنابراين نبايد مثال حکيمانه‌ي برف و کبک در جامعه‌ي ما و در مقياسي کوچک‌تر در استان ما احتمال و امکان وقوع داشته باشد چون چنين وقوعي و احتمالي که نامش خويشاوندگماري است، آتش به زير خاکستر است که هميشه نمي‌توان آن را پنهان کرد و اما موضوع اصلي اين يادداشت، اول انتقال نقدها و اعتراض‌هاي خاموش و دوم تعهد و رسالت قلم است که بايد گوش خواباند و صداها را شنيد و آنها را گفت تا انباشت خواسته‌ها و بايدها و نبايدها، فردا روز، کار دست استان و جامعه‌ي ما ندهد. به عنوان مثال، دولت و رده‌هاي فرودين آن به جهات مختلف يا به قابليت و يا با شرايط، مسئولي را به استان روانه کرده‌اند تا امور محول شده را به نص قانون و به شرح وظيفه، مديريت کند و از عوامل موجود جهت اداره‌ي امور، به صورت اصولي و منطقي به بهترين وجه استفاده نمايد. آن هم در استاني که از استان‌هاي درجه‌ي اول مطالعه و سواد است و سابقه‌ي مسئوليت‌هاي اجرايي و امور ديواني‌اش به قرن‌ها مي‌رسد و دليل بارزش هم آن است که در دهه‌هاي اخير دو رئيس جمهور و يک رئيس قوه‌ي قضايي به تصدي امور آمده‌اند يعني اين استان، نخبه‌هاي علمي، زبده‌هاي اخلاقي و سرآمدان مديريتي نه تنها کم ندارد بلکه توان صدور هم دارد. عرصه‌هاي اجرايي و علمي هم، خود گواه اين امر است. بنابراين مسئول و مامور اعزامي از خرد تا کلان، وقتي موفق است که از نيروهاي بومي استفاده کند، ضمن آن که از نيروسازي هم غافل نشود. نه آن که با انتصابش، ريسه‌اي از اعوان و انصارش را به حکم اينکه با اين‌ها بهتر مي‌توانم کار کنم، به محل مسئوليت و ماموريت خود بياورد ريسه‌اي که با خود ريسه‌ها مي‌آورد. اين ضعف مديريت است و نمود بي‌اعتمادي است و خود ايجاد طبقه‌ي برتر و فروتر در امر و محل ماموريت و مديريت ايجاد خود کرد و البته بدون عارضه هم نيست و بدتر و مصيبت‌بارتر آن که به جهت قدرت و ارتباط شبهه‌ي به کارگماري منسوبانش مطرح باشد. اينجاست که نهادهاي ذي‌ربط نظارتي به خواست قانون و با توجه به نارضايتي‌هاي مردم مسئوليت دارند که آنچه در افواه عموم نقل مي‌شود و موجب حساسيت افکار عمومي شده است، اقدام نمايند. ما بايد ياد بگيريم و سرمشق قرار بدهيم که به چه علت هم بنيان‌گذار کبير انقلاب و هم مقام معظم رهبري از فرزندگماري و انتصاب خويشاوند و قرابت‌هاي سببي و نسبي پرهيز کردند چون آن حکايت شازده‌ها و هزار فاميل پيش نيايد و اگر اطرافيان از اين سنت پسنديده پيروي نکردند، به جهت آن بود که مسئولان و اهل قلم و بيان جهت هشدار و انذار و نقد به وظيفه‌ي خودشان عمل نکردند.

در اينجا بهترين راه جهت تنوير افکار عمومي و صحت و سقم حرف‌ها و شايعات، لازم است که مسئولان محترم استان، نشست مطبوعاتي ماهانه‌ي عام و آزاد داشته باشند تا مسائل روشن شود و قبل از اينکه شکوه‌ها و گله‌مندي‌ها و اعتراض‌ها به مرکز کشور و مقامات بالا برسد، با آگاهي از کنه قضايا در استان حل و فصل شود و چنانچه عدول از مباني و اصول صورت گرفته باشد، مي‌توان اقدام قانوني کرد و خاطي را از ادامه‌ي راه و کار بازداشت تا درس تنبه و عبرتي براي همه باشد تا بدانند که در عدل و قسط اسلامي هر کسي بايد آن جايي بنشيند که شايسته است.