تاریخ 1398/08/01 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5167 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



  عمل صالح وقف 
نويسنده : محمد عليان

از قرون گذشته در فرهنگ غني ايرانيان کلمه «وقف» در بين مردم خيرانديش بسيار مقدس و گرامي بوده و اين سنت اصيل تا به امروز جايگاه ارزشمندي دارد ولذا افراد نيکونهاد و آينده‌نگر براي اجر دنيوي و اخروي قسمتي از مال و اموال خويش را در قيد حيات بر اساس سفارش بزرگان دين به صورن وقف هديه نموده تا با آن صفت پيامبرگونه، صالحات و باقيات به جاي مانده مورد استفاده عام و خاص قرار گيرد. برخي خانواده‌ها به ويژه سادات ملک و املاک، آب، زمين‌هاي مزروعي و ديگر مستغلات از اجداد روشن ضمير خود به عنوان « موقوفه » در اختيار دارند که داراي شرايط و ضوابط خاص بوده و متولي وقت طبق وصيت‌نامه موظف به اجراي مفاد آن مي‌باشد که درآمد حاصله ساليانه چگونه و در کجا مصرف امور خيريه شهر و روستا يا در مناسبت‌هاي مختلف، نذورات ائمه اطهار‌(ع) شود که در ماه‌هاي محرم و صفر در مراسم عزاداري و سوگواري هزينه مي‌شود که اين عمل خداپسندانه بسيار گرانبها از ديرباز تاکنون از نسل‌هاي گذشته به امروز و سپس به آيندگان خواهد رسيد که لازم است عينا اين امانت بدون کم و کاست محفوظ بماند.

امروزه با توجه به پيشرفت علم، فرهنگ، انديشه والاي عصر حاضر و تفاوت فاحش درآمدها و سرمايه‌ها در جامعه، جمع کثيري از قشر نيکونهاد و خيرخواه مبادرت به ساخت و ساز مراکز عام‌المنفعه از قبيل آزمايشگاه، مدرسه، خوابگاه، مراکز خيريه، درمانگاه، کتابخانه و. . . به صورت وقف نموده تا مورد استفاده عموم شهروندان قرار گيرد. هر چند که در سال‌هاي دور خيرين خوشنام هم‌استاني و ديگر شهرهاي کشور براي رفاه حال مردم در نقاط مختلف شهر يا روستاها آب‌انبار، گرمابه، آسياب، سقاخانه، مدرسه و. . . به هزينه شخصي خود به صورت وقف مي‌ساختند که امروزه به دليل مرور زمان مثل گذشته چندان کاربردي ندارد ولي هنوز نامشان در اذهان عمومي به نيکي ياد شده و همچون ستاره‌اي تابناک مي‌درخشد. حتي بخشي از محصولات باغي و کشاورزي اعم از ميوه، گندم و. . . را به صورت رايگان در اختيار مستمندان قرار مي‌دادند که هم اينک در برخي خانواده‌ها طبق رسم و رسوم اجدادشان هنوز پابرجا و متداول است که قسمتي از توليدات باغ‌ها و حتي بخشي از آب مزروعي استخرهاي شش‌گانه وقف مي‌باشد، طبق وصيت‌نامه واقف به ويژه هزينه مخارج دانش‌آموزان بي‌بضاعت و بيماران فرودست و افراد مستمند به صورت محرمانه از طريق امين و معتمد درآمد آن مصرف مي‌شود که اينگونه فرهنگ و عمل صالح قابل تحسين پس از سال‌هاي سال همچنان استوار است.

به راستي چه نيکوست افرادي که استطاعت مالي دارند براي عاقبت بخيري در اين شرايط تنگناهاي معيشتي مردم و آشفتگي اقتصادي جامعه يعني جنگ و جدل وراث در دادگاه‌ها به بيان ساده وکيل‌کشي، از اين کردار نيک و شيوه خيرخواهانه مشتاقانه استقبال کرده تا بار سفر آخرت را سبکبال و آسوده خيال با کوله‌باري از نيکنامي بسته و راه بهشت را با با توشه‌اي از ثواب و دعاي خير بپيمايند.

متاسفانه در اين زمان بلواي اجتماع و چشم و هم‌چشمي که زرق و برق و تجملات زندگي جاي انسانيت و معرفت را پر کرده و حرص، طمع و ولع عده‌اي هر روز بيشتر از روز گذشته مي‌شود، نامي از عاطفه و محبت ديده نمي‌شود، پس از فوت پدر که سرمايه‌ي هنگفت و کلان مغازه‌ها، منازل، زمين و. . . از وي به جاي مانده آغاز تهمت‌ها، فحاشي، ناسزا، درگيري فيزيکي فرامي‌رسد که نمونه آن شکايات و پرونده‌هاي قطور زيادي از ميراث‌خواران در محاکم قضايي سراغ داريم که براي رسيدن به ثروت و اموال بيشتر در هر جلسه بررسي دادگاه، وکيل تازه‌نفس و زبردست ديگري با پرداخت حق‌الوکاله چشمگير از پايتخت کشور براي محکوم کردن وراث به دادگاه معرفي کرده که اين کشمکش‌ها پس از گذشت سال‌ها ادامه دارد که غير از توهين و جسارت و. . . همديگر، سودي عايدشان نشده است. املاک و ساختمان‌هاي نيمه‌تمام بدقواره رها شده در مرکز شهر، باغ‌هاي خشک شده، مغازه‌هاي توقيف شده حکايت‌هايي است که اکثر مردم به ويژه ساکنين و اهالي محل خاطرات تلخ در ذهن دارند که نه در قيد حيات بي‌ثمر آنها سودي به نيازمند مي‌رسيد نه بعد از فوت نامشان يادآور خاطرات خوش است.

به راستي در اين دنياي فاني و زودگذر که زمان عين برق و باد مي‌گذرد و در اين جامعه که فقر و نداري و تنگدستي بيداد مي‌کند آيا شايسته نيست بخشي از اموال و املاک مازاد خود را در حد توان براي مستمندان بهشت بسازيم تا به بهشت برسيم؟!