تاریخ 1398/06/11 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5126 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 کارگران در سخت‌ترين وضعيت معيشتي به سر مي‌برند 

کارگران کشورمان در چند سال اخير با کاهش شديد قدرت خريد خود مواجه بوده‌اند که ناشي از سوء مديريت دست اندرکاران اقتصادي و مالي دولت‌ها بوده است.

به گزارش اقتصاد نيوز، حميدرضا امام قلي‌تبار، بازرس مجمع عالي نمايندگان کارگران کشور با اشاره به کاهش قدرت خريد کارگران گفت: کاهش قدرت خريد يقيناً رکود فراگير را با خود به همراه خواهد داشت، اما تبعات منفي اين موضوع از چند منظر قابل بررسي است.

وي ادامه داد: کاهش قدرت خريد کارگران کشور و يا بهتر بگوئيم آحاد جامعه در شرايطي به وجود آمده که حجم نقدينگي کشور طي پنج شش سال اخير از 800 هزار ميليارد تومان به بالاي 2000 هزار ميليارد تومان رسيده است. يعني افزايش بيش از دويست درصدي را تجربه نموده است.

اين موضوع در حالي به وجود آمده که به رغم اين افزايش، با کاهش قدرت خريد جامعه مواجه بوده‌ايم. اين موضوع بيانگر اين واقعيت است که توزيع ناعادلانه ثروت در کشور صورت گرفته که باعث افزايش فاصله طبقاتي شده و اکثريت جامعه را به سوي دهک‌هاي پايين‌تر سوق داده است.

امام قلي‌تبار افزود: اگرچه که ره‌آورد اين موضوع، رکود بوده است اما نکته مهم‌تر و قابل تأمل‌تر افزايش تورم و بالطبع افزايش سطح معيشت خانوارهاست که آنها را مجبور نموده تمامي درآمد خود را براي جبران هزينه‌هاي اجاره مسکن و پوشاک و آموزش فرزندان و درمان اختصاص دهند و هيچ بودجه‌اي بابت تأمين مواد غذايي حداقلي براي جذب فقط 2100 کالري روزانه خود و خانوادهايشان نداشته باشند.

ادامه‌دار شدن اين موضوع تبعات سنگين اجتماعي و غيره را با خود به همراه دارد که به اعتقاد نمايندگان کارگران، جامعه‌ي زيرمجموعه‌ي آنان در شرايط فعلي به شکل محسوسي درگير همين موضوع هستند.

نماينده کارگران بيان کرد: پيگيري اين موضوع و حل اين دغدغه از مطالبات به‌حق نمايندگان کارگران و جامعه زيرمجموعه آنهاست. به همين منظور موضوع در جلسات شوراي عالي کار مطرح شده است تا دولت و کارفرمايان را مجاب نمايند که کاهش قدرت خريد کارگران را جبران نمايند که متأسفانه تاکنون اين پيگيري‌ها بي‌نتيجه مانده است.

وي گفت: نکته حائز اهميت اينجاست که شايد کارفرمايان به واسطه مشکلاتشان علاقه‌اي به اين کار نداشته باشند، اما در اين ميان چرا دولت از اين موضوع‌ شانه خالي کرده و خود را پشت کارفرمايان مخفي مي‌کند؟

اينکه براساس اصل 43 قانون اساسي، دولت موظف به تامين مسکن، شغل، امکانات کار، درآمد متناسب با هزينه‌هاي خانوارها و چندين موارد خوشايند ديگر مي‌باشد. سوال اينجاست چرا دولت هيچ اقدام عملي براي حل اين معضل بزرگ اجتماعي انجام نداده و کارگران و خانواده‌هاي آنان را به امان خود رها کرده است؟

امام قلي‌تبار ادامه داد: شايد گفتن اين واقعيت دردناک باشد در هياهوي سقوط وحشتناک دهک‌هاي پاييني جامعه‌(عمدتاً کارگر) که بسوي فقر مطلق هدايت شده‌اند، دولت برخلاف زمان انتخابات، کارگران و خانواده‌هاي آنان را جزئي از جامعه نمي‌داند زيرا صرفاً به دنبال افزايش قدرت خريد و جبران هزينه‌هاي زندگي کارمندان خود مي‌باشد.

بدون توجه به اين نکته که اين رويداد از محل بيت‌المالي که کارگران هم در آن سهيم هستند پرداخت مي‌شود.

انتظار ميرود مسئولين ذيربط ذره‌اي از مشکلاتي را که به واسطه‌ي سوء‌مديريت خودشان به وجود آورده آن را جبران نموده و براي حل اين معضل اجتماعي قدمي درخور‌ شان و منزلت کارگران بردارند.

با اشاره به مطلب فوق گزارش اقتصادي امروز را به همين موضوع اختصاص داديم، موضوعي که امروزه قشر وسيعي از هموطنان‌مان را در سطح استان سمنان درگير کرده و مشکلات اقتصادي و پررنگ شدن فقر مطلق در جامعه در حال افزايش است.

نظرات چند تن از کارگران و هم‌استاني‌ها در اين خصوص از منظرتان مي‌گذرد؛

رضا الف کارگري که در يکي از کارخانجات سمنان مشغول به فعاليت است، مي‌گويد: متاسفانه هر روزه در رسانه‌ها خبرهاي مختلفي درباره قشر کارگر و مشکلات معيشتي آنها مطرح مي‌شود. بخشي از اين اخبار مربوط به حقوق معوقه آن‌هاست و بخش ديگر مربوط به اين واقعيت است که درآمد‌ آنها کفاف زندگي و معيشت ‌خانوار را نمي‌دهد.

وي افزود: اين موارد موضوعاتي است که ما کارگران سال‌ها با آن دست و پنجه نرم مي‌کنيم و به تعبيري نه راه پس داريم و نه راه پيش.

وي افزود: ما کارگران نگران اين امر هستيم که به دليل شرايط اقتصادي، بنگاه‌هاي محل کارمان ممکن است در آستانه تعطيلي و يا کاهش نيروي کار قرار گيرند که نتيجه اين شرايط، بيکاري بيشتر و اسباب نگراني براي ما و خانواده‌هايمان خواهد بود.

وي اضافه کرد: در اين ميان مسائلي نيز در ارتباط با حداقل دستمزدي كه دولت هر سال تعيين مي‌کند، مطرح مي‌شود و برخي ادعا مي‌کنند که اين مبلغ کمتر از خط فقر است و در واقع اکثر نيروي کار کشور براي تأمين معاش اوليه خود در تنگنا هستند.

اين جوان که داراي تحصيلات فوق‌ليسانس است، ادامه داد: نيروي کار سرمايه با ارزش هر کشور است و مشکلات آن مشکل همه جامعه تلقي مي‌شود.

وي افزود: شرايط معيشت نيروي کار کشور به صورت عام وقتي مي‌تواند بهبود يابد که شرايط اقتصادي کشور بهبود يابد.

وي در پايان گفت: روز به‌روز شرايط تامين خوراک مورد نياز خانوارها با توجه به افزايش قيمت مرغ، گوشت و ساير محصولات سخت‌تر مي‌شود و معيشت کارگران در اين زمينه به خطر افتاده است.

عباس که از شهرستان نکا به سمنان آمده و حدود 10 سال است به عنوان کارگر در اين شهر کار مي‌کند هم گفت: مشكلات معيشتي كارگران همچون بسياري ديگر از اقشار جامعه هر روز بيشتر مي شود. گروه‌هاي زيادي از كارگران در تنگناهاي معيشتي قرار دارند و اين مساله زندگي شهري آن‌ها را از كيفيت انداخته است.

وي افزود: به حدي در چند سال اخير در تنگنا بودم که بارها تصميم گرفتم به روستاي خودمان در شهرستان نکا بروم و در آنجا اقدام به کارهاي کشاورزي کنم اما متاسفانه همسرم رضايت ندارد و مجبور هستم با اين وضعيت زندگي خود را بگذرانم.

وي افزود: پايين بودن سطح حقوق و دستمزد و قدرت كم خريد در كنار تاخيرهاي چندين ماهه در پرداخت حقوق و مزاياي بسياري از واحدهاي توليد و خدماتي مزيد بر علت شده تا تحمل فشار زندگي سخت‌تر از هميشه شود.

وي گفت: در اين ميان كارفرمايان نيز مشكلات عديده‌اي را در تامين حقوق و مزاياي كارگران دارند تا همه چيز دست به دست هم داده تا شرايط كارگري در ايران شرايط نامطلوبي شود.

عباس ادامه داد: مسئولان بهتر است با واقعيت کنار بيايند و بپذيرند نتيجه سال‌ها سرکوب مزدي، باعث شده زندگي 60 درصدِ مزدبگيرانِ شاغل و بازنشسته در حوالي خط فقر متوقف شود. حقيقت جز اين نيست که برنامه‌هاي تورم‌زدايي چندان فايده نداشته بلکه باعث رکود اقتصادي نيز شده است.

دولتي‌ها بايد قبول کنند اگر فشارهاي اقتصادي بر مزدبگيران متوقف نشود، ممکن است گرفتاري‌هاي معيشتي، مردم را نسبت به همه مسائل بدبين و بي‌اعتقاد کند.

وي در پايان گفت: مسئولان بايد به‌جاي آن‌که از تريبون‌هاي رسمي براي ارائه آمار غيرواقعي استفاده کنند، بايد براي سخن‌گفتن صادقانه با مردم استفاده کرده و از برنامه‌هاي واقعي خود، براي ترميم درآمد خانواده‌هاي مزدبگير سخن بگويند.

علي رضا جوان ديگري که در يک اداره مشغول به خدمت است هم گفت: کارمندان قراردادي دولت هم بدبخت‌تر از همين کارگران هستند باز کارگران يک کانوني دارند که حرفشان را بزنند.

وي ادامه داد: حقوق کارمند 15 ساله قراردادي يک ميليون و 800 هزار تومان است و بيشترين حجم کاري نيز در ادارات دولتي مربوط به همين نيرو‌ها مي‌باشد دولت‌ها هم هيچگونه اظهارنظري در خصوص قانون حاکم بر اين نيرو‌ها ندارند؟

وي ادامه داد: مگر مي‌شود کسي کار کند ولي مشخص نشود تابع کدام قانون است. موقع پرداخت عيدي ما شامل قانون مديريت خدمات کشوري هستيم و موقع پرداخت حقوق و مزايا شامل قانون کار، اين بالاترين ظلم يک دولت در حق کارکنان خود مي‌باشد خواهشمندم ترتيبي براي اين نيرو‌ها اتخاذ شود.

رمضان م کارگر ديگري هم گفت: من تبعه افغان هستم و براي کارکردن مشکلات بسياري در ايران دارم. وي افزود: خدا را بابت همين پولي که مي‌گيرم شاکرم ولي ايران کشور بسيار گراني شده و از همه بدتر شهر سمنان است. وي ادامه داد: برخي از دوستان من در شهرهاي ديگر زندگي مي‌کنند و اينقدر از گراني‌ها گلايه ندارند متاسفانه در سمنان هنگامي که مي‌خواهند به من کارگر حقم را بدهند، با ناراحتي پرداخت مي‌کنند و از آن طرف تورم و گراني‌ها را نمي‌بينند.

وي افزود: برخي مواقع وقتي گلايه مي‌کنيم، به لحن بد برخورد مي‌شود و به ما مي‌گويند به کشور خودتان برگرديد شما جاي هم‌وطنان ما را گرفته‌ايد، مگر ايران کشور مسلمان نيست و همه معتقد بر اين نيستيم که روزي هر کس دست خداست پس چرا با ما که تبعه هستيم اين طور برخورد مي‌شود؟

آقاي همتي جوان ديگري هم گفت: تا زماني که يکسان‌سازي حقوق ماهانه دريافتي در کليه وزارتخانه‌ها سازمان‌ها و شرکت‌ها مخصوصا دولتي‌ها که قابل کنترل مي‌باشند با توجه به مدرک تحصيلي، شغل و سابقه کار به طور اصولي و واقعي انجام نپذيرد، هيچ نوع عدالتي برقرار نخواهد شد.

وي افزود: موارد بسيار زيادي وجود دارد که در طول سال‌هاي اخير بازنشستگان تامين اجتماعي در مقايسه با بازنشستگان کشوري در شغل يکسان ولي با مدرک تحصيلي به مراتب پايين‌تر تقريبا دو برابر حقوق دريافت مي‌کنند.

رحمان احمدي کارگر ديگري که به قول خودش از 6 صبح تا 6 شب مشغول به فعاليت است و درآمدش کمتر از قانون کار است، گفت: برخي‌‎کارشناسان بر اين باورند که دستمزد، حداکثر بايد 3 الي 5 درصد بيشتر از نرخ تورم باشد، به اين دليل که افزايش دستمزد بر انتظارات تورمي دامن مي‌زند.

وي تصريح کرد: به اين کارشناسان همين درآمد ما را بدهيد با يک خانه اجاره‌اي که ماهي 800 هزار تومان پول اجاره آن مي‌شود آن‌وقت از آنها نظر بخواهيد، اينکه کارشناسان در بهترين شرايط زندگي درباره وضعيت نگران‌کننده و زير خط فقر کارگران نظر مي‌دهند، بسيار خنده‌دار است.

وي ادامه داد: از قديم گفته‌اند سير از گرسنه خبر ندارد. زياد کردن حقوق بر اساس تورم براي کشوري هست که در طول تمام ادوار عدالت در آن برقرار بوده نه يک کشوري که حقوق کارگر و بازنشسته‌اش سال‌هاي سال زير خط فقر هم جاي نمي‌گرفته است.

مهدي جوان ديگري هم گفت: در حال حاضر کشور ما يکي از پايين‌ترين سطوح حقوق و دستمزد را دارد، خط فقر و حتي خط بقاء چند برابر حداقل دستمزد است و مدام گفته مي‌شود افزايش بيشتر دستمزد باعث تورم و ورشکستگي کارفرمايان مي‌شود ولي دست آخر برخي از همين کارفرمايان با دريافت وام ميلياردي و عدم بازپرداخت آن صاحب کلي ثروت و مکنت مي‌شوند و يا از کشور خارج مي‌شوند.

وي افزود: واقعا چرا در کشور گراني ابزار افزايش ثروت شده است؟ چرا در هيچ کشور ديگري اينگونه نيست و فقط ايران اينگونه است؟ چرا خواص و از ما بهتران بايد به اسم کارفرما سود‌هاي نجومي ببرند و کارگران چندين برابر زير خط فقر حقوق بگيرند؟

خانم س قاسمي زن جواني که همسرش در يکي از کارخانجات شهرک صنعتي سمنان مشغول به فعاليت است هم مي‌گويد: بيشتر ماه‌ها با کمبود مواجه هستيم و حقوقي که همسرم دريافت مي‌کند بسيار ناچيز است.

وي افزود: خانواده همسر من در شمال زندگي مي‌کنند و هرازگاهي که به سمنان پيش ما مي‌آيند حتي نمي‌توانيم به خوبي از آنها پذيرايي کنيم.

وي ادامه داد: حتي برخي ماه‌ها هزينه رفت و برگشت به شمال را داريم تا خانواده همسرم را ملاقات کنيم، به طوري که گاهي بيشتر از دو الي سه ماه طول مي‌کشد تا بتوانيم نزد آنها برويم.

وي گفت: روزي که من و همسرم ازدواج کرديم همسرم براي کار به سمنان آمده بود و مجردي زندگي مي‌کرد و البته دو سال اول زندگي‌مان هم بسيار خوب بود و همه چيز به خوبي پيش مي‌رفت ولي رفته‌رفته اوضاع اقتصادي کشور طوري شد که بسياري از ماه‌ها پول هزينه خورد و خوراک خودمان را از پدر و مادرم مجبور مي‌شوم بگيرم.

اين خانم جوان اضافه کرد: همان‌طور که گفتم خانواده همسرم شمالي هستند و در واقع اکثر موادغذايي ما را آنها به ما مي‌دهند، از برنج و سبزي و مايحتاج ضروري بگير تا ميوه و غيره به طوري که هر بار به آنجا مي‌رويم به اندازه يک ماه خورد و خوراک خود را مي‌آوريم. وي افزود: ماهي حدود 350 هزار تومان فقط براي قسط وام مسکن مهر پرداخت مي‌کنيم و با وجود چندين قسط ريزو درشت ماهيانه حدود 1400 هزار تومان فقط قسط ميدهيم.

وي گفت: واقعا گذراندن زندگي با يک حقوق ساده کارگري بسيار سخت است و افرادي که مانند ما حقوق مي‌گيرند تنها درد من وامثال من را مي‌فهمند.

سعيد جوان شاهرودي هم گفت: با توجه به اينکه متاسفانه کشور درگير مشکلات فسادهاي عظيم‌الخلقه مي‌باشد صحبت منطقي از اين موضوع خيلي سخت است و اگر مشکلات مديريتي در کشور کمتر مي‌بود و شايسته‌سالاري به معناي واقعي کلمه مي‌شد به‌نظرم مي‌بايست حقوق کارگران آزاد مي‌شد که هرکس برمبناي توانايي و مثمرثمربودنش حقوق مي‌گرفت تا باعث پيشرفت کشور مي‌شد که با اين اوضاع اين شرايط دور از انتظار است.

علي طاهري هم اين طور نظر داد: در جامعه ما که دولت هزينه‌ها را با بين‌الملل مقايسه مي‌کند، دستمزد قطعا و بلاشک بايد بر اساس دلار يا يورو تعيين شود تا هم از اين‌که دستمزد از بين رود جلوگيري شود و هم مقايسه صورت پذيرد.

وي ادامه داد: اگر قرار است قيمت بنزين و گاز و برق و. . . بين‌المللي باشد بايد حقوق هم سالانه رشد کند تا به مقياس دلار براي کارگر ساده برسد، اگر مقايسه قرار است در مورد هزينه‌ها با دنيا باشد درآمد هم بايد با دنيا مقايسه شود در غير‌اين‌صورت فقط هزينه‌ها رشد مي‌کند و ريال هم که روز‌به‌روز بي‌ارزش‌تر شده و کارگر ضرر مي‌کند.

جوان ديگري هم گفت: من در حال حاضر با حداقل حقوق کار مي‌کنم و واقعا با اين مخارج حقوقم بسيار پايين است و با اين شرايط نمي‌توانم خرج خودم را بدهم چه برسد ازدواج کنم.

وي ادامه داد: از طرفي هم افزايش حقوق هميشه خوب نيست، بايد حقوق‌ها به ميزاني افزايش پيدا کند که کارفرما هم توان پرداختش را داشته باشد، در غير‌اين صورت منجر به تعديل نيرو مي‌شود و با اينکه در آن شرايط حقوق‌ها خوب مي‌شود، ولي کار پيدا نمي‌شود و همين باعث مي‌شود من و امثال من که با حداقل حقوق نون بخور و نمير داريم، همان را هم از دست بدهيم.

وي ادامه داد: منظور من اين است که بايد به ميزان معقولي افزايش پيدا کند و اونجوري که فکر مي‌کنيم موضوع افزايش حقوق تصميم ساده‌اي نيست. مهم حل کردن اين معادله است که کار سختي است.

محبوبه بانويي که سرپرست خانواده است هم گفت: به نظر من حقوق‌ها به حدي بايد باشد که معيشت يک خانواده در حد نرمال تامين کند ولي متاسفانه در کشور ما براي اجاره خانه‌ها درصد معيني تعيين نشده وهرسال با افزايش حقوق‌ها افزايش اجاره‌خانه‌ها حداقل دو برابر افزايش حقوقي هست که دولت مي‌دهد.

وي اضافه کرد: با اينکه دولت چند بار هم در سال برق و آب و گاز را افزايش مي‌دهد همچنين دانشگاه‌ها، ويزيت پزشکان و مخارج آزمايشگاه و عکسبرداري و بيمارستان، هزينه حمل و نقل، در واقع شهرداري، دولت، صاحبخانه‌ها، کارخانجات توليد موادغذايي، پوشاک، هزينه تلفن و. . . همگي افزايش پيدا مي‌کنند اما درصد اضافه حقوقي که دولت تعيين مي‌کند جوابگوي هزينه‌هايي يک خانواده با حقوق کارگري نيست.

وي در پايان گفت: اگر نظارت کامل بر همه امور بود شايد اضافه حقوق‌ها مکفي بود.

آقاي رمضاني مرد ميانسالي که به قول خودش سال‌هاي پاياني خدمتش را مي‌گذراند هم گفت: من سه فرزند دارم که يکي از آنها ازدواج کرده و دو دختر در خانه دارم و هر دو دم‌بخت هستند و متاسفانه با اين چندرغاز حقوقي که دريافت مي‌کنم نمي‌توانم براي آنها جهيزيه تهيه کنم. وي افزود: دختر‌هايم هر دو خودشان کار مي‌کنند و براي خرج خودشان از من پولي نمي‌خواهند و من تنها هزينه خورد و خوراک آنها را مي‌دهم.

وي افزود: متاسفانه براي همه موارد حقوقي همسان‌سازي صورت مي‌گيرد ولي به کارگران که مي‌رسد همه‌شانه خالي مي‌کنند چون اين قشر از جمله افرادي هستند که مديران تصميم‌گير هيچ وقت جاي آنها نبوده‌اند تا از نزديک مشکلات‌شان را لمس کرده باشند.

سلماز عرب عامري


 افزايش بي‌سابقه سطح خشونت در جامعه به خصوص در ميان نوجوانان هشداري جدي است  

سعيده موسوي در سخناني گفت: خشونت را اگر به معناي بروز رفتارهاي مبتني بر زور و قوه قهريه بدانيم، مي‌توان گفت که اين قبيل اعمال در ميان جوانان نسبت به ساير طبقات اجتماع شيوع بيشتري دارد. به عبارت ديگر، خشونت متضاد آرامش است و غالبا مرتکب آن، زماني مبادرت به يک رفتار خشن مي‌نمايد که راه‌هاي ديگر به ويژه روش‌هاي گفت‌وگو و مذاکره را براي رسيدن به اهداف خود کارساز نداند و يا امکان استفاده از آنها ميسر نباشد. بدين ترتيب، همان گونه که پيشتر هم اشاره کرديم، عوامل مختلف روحي، فيزيکي و بيولوژيک و شخصيتي افراد جوان، امکان توسل به روش‌هاي خشن و قهري را بيش از ساير افراد متصور مي‌سازد. در اين خصوص نظريات جامعه‌شناسي و آسيب‌شناختي اجتماعي نيز مي‌تواند مستند امر قرار گيرد. طبق نظريات مذکور، در ميان هر طبقه اجتماعي عمدتا جرائم خاصي انجام مي‌گيرد.

وي اضافه کرد: جوانان نيز عمدتاً دست به جرايم خاصي مي‌زنند که برخي از آنها مانند قتل، سرقت‌هاي مسلحانه، کيف‌زني و خودکشي، رواج بيشتري دارند و حاصل گرايش‌هاي خشونت‌بار هستند.

در همه موارد يادشده، عنصر خشونت و استفاده از ابزار و آلات خشن و قوه قهريه کاملا مشهود است. با اين توصيف، اين موضوع بايد مورد بررسي قرار گيرد که رابطه بين جواني و خشونت چگونه است و آثار و ابعاد اجتماعي آن چه مي‌تواند باشد؟ به عبارت ديگر آيا نسبتي معقول و منطقي بين جواني جمعيت کشور ما با سطح رشد رفتارهاي خشونت آميز وجود دارد؟

وحيد فرخ‌منش از مهم‌ترين عوامل انحراف جوانان به موارد زير اشاره کرد:

1- کمبود محبت و فقر عاطفي:

اگر جوانان اين قشر فعال جامعه مورد کم‌لطفي و بي‌احترامي قرار بگيرند و با اين قلب‌هاي پاک و زلال رفتاري حکيمانه و کريمانه صورت نگيرد، آنان به تدريج مورد محبت افراد منحرفي و گروه‌هاي فريبنده قرار خواهند گرفت و هويت آنان در معرض جدي‌ترين آسيب‌هاي اجتماعي خواهد بود. هم چنان که امروزه در جوامع صنعتي فقر غالب فقر اقتصادي و فرهنگي نيست بلکه فقر غالب فقر عاطفي است. مهم‌ترين علت انحراف جوانان و نوجوانان امروزي در خانواده‌ها کمبود عشق، عاطفه و محبت است. انسان همان‌طور که به آب و غذا نياز دارد به «محبت» هم نيازمند است و حتي نيازهاي عاطفي و معنوي او به مراتب بيشتر از نيازهاي جسماني است. عمده‌ترين دليل ناسازگاري در خانواده‌‌ها و علت بسياري از انحرافات و ناهنجاري‌هاي جوانان تندخويي‌ها، خشونت‌ها، لج‌بازي‌ها، زورگويي‌ها، بدبيني‌ها، اعتيادها، افسردگي‌ها، گوشه‌گيري‌ها، نااميدي‌ها، ناسازگاري‌ها، طلاق و فرار از خانه و مدرسه و غيره - ريشه در کمبود محبت دارد.

مطالعه سيره تربيتي رسول گرامي اسلام(ص) ما را با اين حقيقت آشنا مي‌‌کند و متوجه مي‌شويم که آن رهبر آسماني چگونه با محبت قلب‌ها را صيد کرده و جوانان را جذب نموده و از انحرافات نجات داد و خداوند متعال هم به اين راز توفيق رسول الله(ص) اشاره کرده و مي‌فرمايد: به برکت رحمت الهي در برابر آن مردم نرم و مهربان شدي و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده مي‌شدند.

2- نداشتن روحيه اعتماد به نفس

بخشي از انحرافات و مشکلات نسل جوان ريشه در نداشتن روحيه اعتماد به نفس و عدم خود باوري دارد. ترس از ورود به اجتماعات و اظهار انديشه‌ها، عدم پذيرش مسئوليت‌ها بسياري از ناکامي‌ها و عدم موفقيت‌ها از جمله عوارض احساس حقارت و نداشتن عزت نفس است. بنابراين براي تقويت شخصيت جوان و به وجود آمدن بسترهاي مناسب براي ايجاد خصلت‌هاي نيکو و صفات ستوده در وجود آنان بايد از راه‌هاي مختلفي اقدام نمود. احترام به افکار جوانان، تقويت ارتباط صميمانه، سلام کردن با لحن دلنشين، هديه دادن مشورت کردن و عادت دادن جوانان بر اتکال به خداوند متعال در مشکلات، برخي از شيوه‌هاي تقويت عزت نفس و خودباوري در نسل جوان مي‌باشد. خداوند متعال در برخي آيات قرآن به اين شيوه‌ها اشاره کرده و به پيامبر بزرگوار خويش مي‌‌فرمايد: «پس آنها را ببخش و براي آنان طلب آمرزش کن و در کارها با آنان مشورت کن، اما هنگامي که تصميم گرفتي بر خدا توکل کن زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.»

يکي ديگر از شهروندان گفت: عموم جوانان و نوجوانان به ارتباط کلامي بسيار حساس هستند. لحن و صوت والدين مربيان و مبلغان در ارتباط کلامي بايد داراي بار عاطفي مثبتي باشد در غير اين صورت آنان از متوليان تربيتي جامعه جدا شده و به دامن افراد منحرف پناه خواهند برد.

نرگس ستاري ادامه داد: هر جواني فطرتا نيازمند ازدواج است و بايد به اين نياز خدادادي و طبيعي از طريق مشروع جواب داد. بقاي نسل، رسيدن به آرامش و سکون، تکميل و تکامل، تامين نياز جنسي، سلامت و امنيت اجتماعي و تامين نيازهاي روحي و رواني بخشي از دستآوردهاي امر مقدس ازدواج بر جوانان است. وجود مشکلات و موانع متعدد بر سر راه ازدواج جوانان اسباب انحراف آنان را فراهم خواهد ساخت.

وي تاکيد کرد: بيکاري نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني يک جوان مي‌شود و او را به فردي تن‌پرور و بي‌خاصيت تبديل مي‌کند، بلکه به عنوان يک معضل اجتماعي، يک جوان مسلمان را دچار انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي مي‌نمايد و يک نيروي انساني را که بايد به عنوان سرباز جامعه باشد سربار اجتماع نموده و گرفتار انواع انحرافات مي‌نمايد.

معصومه ميري نيز در اين مورد گفت: داشتن آرامش در طول زندگي يکي از مهم‌ترين مسائل و دغدغه‌هاي بشر است اما به دست آوردن آن در جواني بسيار حائز اهميت مي‌باشد چرا که اگر کسي در سن نوجواني و جواني که بهترين فرصت ساختن فردا و آينده است، مدام دچار نگراني و تشويش باشد، نمي‌تواند از توانايي‌هاي خود کمال بهره را بگيرد.

مهرنوش نظري نيز گفت: تبليغات ماهواره و اينترنت از مهم‌ترين عواملي هستند که برخي از جوانان امروز را به سوي کاستي ارتباط و بي‌هويتي مي‌کشاند و آنها را از برنامه‌ريزي و هدفمند بودن براي آينده باز مي‌دارد و باعث مي‌شود تا بيشتر دنبال ظواهر زندگي باشد. والدين به علت مشکلات اقتصادي کمتر فرصت صحبت و مشورت با فرزند خود را دارند و براي جلب وي سعي مي‌کنند خواسته‌هاي مادي او را تامين نمايند. به طور مثال جوان امروز شيوه پس‌انداز کردن از پول توجيبي را نياموخته و هر چه خواسته سريع به آن دسترسي پيدا کرده است.

هرگاه چيزي خواسته از سوي والدين بدون قيد و شرط در اختيار او قرار گرفته است، خرج او بيشتر در زمينه تنقلات و دوستان و اشياي زينتي مصرف مي‌شود. در خانواده‌هاي از هم گسيخته که والدين با هم زندگي نمي‌کنند اغلب طرف مقابل که از فرزند خود دور است براي جلب محبت وي امتيازات بيشتري به فرزند مي‌دهد که اين امر زمينه بسياري از بزه‌ها را فراهم مي‌کند. در فرهنگ ايران کمتر اعضاي خانواده جلسات هفتگي را تشکيل مي‌دهند تا در آن مشکلات و راه‌حل‌هاي مختلف را مورد بررسي قرار دهند تا مسووليت‌پذيري و قدرت حل مساله و اعتماد به نفس و قدرت نه گفتن به مسائلي که مخالفت با ارزش‌هاي خانواده و فرهنگ ما است را در فرزندان خود پرورش و رشد دهند. جوان امروز برخي از کمبودهاي خود را در خيابان‌ها و از طريق ارتباط ناسالم برآورده مي‌کنند که بعضا ارتباط با جنس متفاوت مي‌باشد. مدت اين دوستي‌ها بسيار اندک است و براي جلوگيري از افسردگي خود ديگري را جايگزين مي‌نمايند. اين دوستي به صورت عادي درمي‌آيد و اين امر براي جامعه ما بسيار خطرناک است و باعث گسستگي در فرآيند تشکيل خانواده خواهد شد و از اين روست که برخي از ازدواج‌ها بسيار ناپايدار و زودگذر است.

وي افزود: بعضا جوان به خاطر پذيرش در گروه‌هاي همسالان و جلب توجه بيشتر هر روز خود را به شکل‌ها و مدل‌هاي متفاوت و عجيب پيرايش مي‌کند که با هنجار جامعه ما همخواني ندارد. در بسياري از موارد احساس وي نسبت به بزرگتران و نزديکان و معلمان حالت طلبکارانه است و از دروغ و دليل‌تراشي زياد استفاده مي‌نمايد.

مجيد بهرامي نسبت به افزايش بي‌سابقه سطح خشونت در جامعه به خصوص در ميان نوجوانان هشدار داد.

وي پايين بودن سطح شادي در جامعه را از عوامل بروز رفتارهاي خشونت‌آميز در جامعه عنوان کرد و افزود: در شرايط حاضر اين رفتارها در ميان نسل نوجوان و جوان بسيار نمايان است.

اين اظهارات در حالي از سوي ابهري عنوان مي‌شود که مسئولان کانون اصلاح و تربيت از روند رو به رشد جرايم خشونت‌آميز در ميان کودکان و نوجوانان خبر داده‌اند.

به اعتقاد اغلب کارشناسان، در صورت ادامه روند رو به رشد جرائم خشونت‌آميز در ميان نوجوانان، طي سال‌هاي نه چندان دور شاهد جرائم سنگين‌تر از سوي اين قشر خواهيم بود.

بهرامي همچنين گسترش بازي‌هاي رايانه‌اي را در بروز خشونت تاثيرگذار دانست و گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد بسياري از رفتارهاي خشونت‌آميز در ميان نوجواناني که علاقه بسياري به بازي‌هاي رايانه‌اي دارند، بروز مي‌کند.

وي در ادامه به عوامل بروز رفتارهاي خشونت‌آميز اشاره کرد و گفت: حضور والدين در خانه و کانون خانواده يکي از بسترهاي تربيتي و تحقق رشد فردي و اجتماعي فرزندان است که بررسي‌ها نشان مي‌دهد اکثريت نوجوانان بزهکار که به دليل رفتارهاي خشونت‌آميز مرتکب تخلف شده‌اند از وجود کانون خانواده محروم هستند.

بهرامي با بيان اين که نوجوانان تک سرپرست چهار برابر بيشتر از همسالان خود در معرض آسيب‌هاي اجتماعي و رفتاري هستند، گفت: در صورت وجود نامادري و ناپدري و ناسازگاري بين اين‌گونه خانواده‌ها که در اکثريت آنان مشهود است، فرزندان را در معرض آسيب‌هاي اجتماعي قرار مي‌دهد.

عباس لطفي نيز اظهار داشت: خشونت و پرخاشگري به يکي از مسايل اجتماعي مهم و درخور توجه جوامع تبديل شده است. افراد و گروه‌هاي زيادي به دلايل و بهانه‌هاي گوناگون با درگير شدن در فرآيندهاي خشونت‌آميز آسيب‌هاي فراواني را به خود و سايرين وارد مي‌کنند. در بسياري از درگيري‌هاي خشونت‌آميز، لاجرم نيروي انتظامي مداخله مي‌کند و خشونت و درگيري وارد مرحله متفاوتي مي‌شود. در مواردي نيز به دنبال مداخله پليس و خاتمه درگيري‌ها، پديده خشونت جمعي در زمان‌ها و مکان‌هاي ديگري و گاه در ابعادي بسيار گسترده‌تر بروز مي‌کند که نتيجه آن، تخريب اموال عمومي، صدمات جاني و مالي افراد ماجراجو و حتي بي طرف و يا عابران و غيره است. از اين رو، شناخت همه جانبه پديده خشونت، به ويژه از ابعاد روان‌شناسي اجتماعي و جامعه شناختي، به منظور دستيابي به راهکارهاي اصولي براي پيشگيري و نيز کنترل آن از دغدغه‌هاي اساسي جوامع دموکراتيک است.

وي ادامه داد: شناخت علمي اين عوامل به منظور رسيدن به يک درک جامع از ماهيت اين مساله بسيار مهم است. همچنين ضروري است عواملي که مي‌توانند بستري مناسب براي مراقبت و حمايت از جوانان در جهت احتراز از خشونت فراهم آورند به خوبي شناسايي شوند.

عواملي چون بيکاري و فقدان درآمد کافي براي زندگي، به ويژه براي تامين امکانات ورزشي، تفريحي و گذران سالم اوقات فراغت براي نوجوانان و جوانان که نياز مبرم و انکارناپذيري براي آن به مانند نياز گياه به آب، دارند و يا شرايطي چون غربتي بودن، طرد شدگي، اخراج از مدرسه و يا اجبار در ترک تحصيل، احساس بي‌عدالتي، بي‌قدرتي اجتماعي، نبود خانواده حمايت‌گر و قابل اتکا، احساس محروميت، ناکامي در برآورده شدن خواسته‌ها و آمال کوچک و بزرگ و عواملي نظير اينها مي‌توانند فرد را در مسير حوادث و شرايط نامطلوب و خطرآفرين قرار دهند. به ويژه اگر الگوهاي يادگيري اجتماعي و گروه‌هاي نقش آفرين مناسبي در اختيار نباشد، احتمال الگوپذيري و مدل‌سازي منفي و ناسالم براي جوان فراهم‌تر مي‌شود و زمينه مناسبي براي رفتارهاي نابهنجار و ضد اجتماعي فراهم مي‌گردد. عوامل حمايت کننده، از طرف ديگر، عواملي هستند که بالقوه احتمال درگير شدن در رفتار خطر آفرين را کم مي‌کنند. اين عوامل مي‌توانند در سطح و ابعاد خطري که يک فرد آن را تجربه مي‌کند، تاثيرگذار باشند و يا مي‌توانند رابطه بين ريسک و بازده يک رفتار را تعديل کنند. وجود دارد.

ريحانه يزدي فر