تاریخ 1398/04/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5081 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 دستاني که پاکيزگي را هديه مي‌دهند
  هدر رفتن تلاش نارنجي‌پوشان بدون فرهنگ‌سازي 

اشاره:

يکي از دغدغه‌هاي اصلي شهروندان هر شهري مسئله نظافت شهر است و مهمترين شاخص نظافت يک شهر نيز جمع‌آوري به موقع زباله است.

قدر مسلم مسئوليت‌پذيري در قبال شهري كه در آن زندگي مي‌كنيم نشانه سلامت شخصيت هريك از ماست و در مقابل مشاهده صحنه‌هاي پرتاب زباله از داخل خودروها به بيرون، خالي كردن سطل‌هاي زباله داخل نهرها يا رها كردن كيسه‌هاي زباله در سطح معابر اصلي يا كوچه‌پس‌كوچه‌ها نشان‌دهنده ناهنجاري‌هاي اجتماعي از سوي برخي شهروندان به اين معني است كه شهر سمنان حتي درصورت تلاش 3 شيفته پاکبان‌ها براي جمع‌آوري زباله و صرف هزينه‌هاي هنگفت باز هم به نتيجه مطلوب كه نظيف ماندن شهر است، منجر نخواهد شد.

در چنين شرايطي همچنان نهرهاي شهر، مركز تجمع زباله توسط آن دسته شهرونداني خواهد بود كه به راحتي با ناديده گرفتن سطل‌هاي زباله‌اي كه در چند قدمي آنهاست، زباله‌هاي خود را به داخل نهرها يا سطح معابر پرتاب مي‌كنند.

البته عواقب اين‌گونه رفتارها فقط به نازيبايي نماي شهرمان، هزينه‌هاي بسيار سنگين جمع‌آوري زباله يا دردسرهاي آبگرفتگي معابر در هنگام بارش برف و باران ختم نمي‌شود، بلكه قضيه اين است كه زنگ خطر سلامت و بهداشت شهروندان عزيزمان در اين حيطه کاري به صدا آمده است.

کار، عار نيست. اين شعار، براي برخي‌ها فقط شعار است و در حد حرف باقي مي‌ماند. اما قهرمان قصه ما، از آن‌هايي است که لذت عرق جبين و خوردن نان حلال را به‌همه‌چيز ترجيح داده و براي گذران زندگي‌اش، لباس پاکباني را انتخاب کرده است. پاکبان‌هايي که قلب شهرمان هستند و کمتر توجهي به آنها مي‌شود.

رفتگران زحمت‌کشاني در جامعه هستند که سال‌ها کوچه‌هاي عمرشان را با جارو سپري کرده و با عشق زمين را مي‌سايند و مي‌سابند و بيش از پيش معناي ثروت و فقر را فهميده‌اند ولي چه کنيم از دست انسان‌ها که عادت به وزن کردن انسان با مدرک دارند در حالي که بي‌شمارند افرادي که بدون هيچ مدرک و سندي سرشار از انسانيت هستند.

هر جامعه‌اي براي پيشبرد امور خود، نيازمند اقشار مختلف مردمي براي فعاليت در صنف‌هاي گوناگون است که رفتگران يکي از اين اقشار تأثيرگذار و پرتلاش جامعه هستند که البته توجه چنداني نيز به آنان نمي‌شود.

به طور قطع بهداشت عمومي شهر مديون زحمات اين قشر از جامعه است که بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد. با نگاهي هر چند گذرا به زحمات اين قشر از جامعه متوجه مي‌شويم که با وجود در صحنه بودن هميشگي آنان دردها، رنج‌ها و دغدغه‌هاي آنان کمتر ديده مي‌شود.

وقتي يک روز برفي يا در گرماي تابستان در خياباني در حال گذر باشي، افرادي با لباس‌هاي زرد يا نارنجي را مي‌بيني که جارو به دست در حال جمع‌آوري زباله‌هاي خيابان‌ها هستند.

عابران بدون توجه به آنان و بدون اينکه به خود زحمتي بدهند و به آنان خدا قوت بگويند، بي‌اهميت از کنار آنان عبور مي‌کنند، غافل از آن‌که اگر آنها نبودند معلوم نبود چه بر سر خيابان‌ها و پياده‌رو‌ها و چهره شهرمان مي‌آمد؟

اگر آنان نبودند فضاي شهر را زباله و بوي نامطبوع فرا مي‌گرفت و ديگر نمي‌شد در شهر زندگي کرد.

به درستي که همه آدم‌هاي موفق آن کارهايي را مي‌کنند که هيچ فرد ديگري حاضر به انجام آن نبوده است! نمي‌گويم آسان است ولي ارزش دارد، انسان بودن به ميزان سواد نيست بلکه به ميزان درک و شعور است.

بر اين اساس کافي است در شلوغي‌هاي روزمره نگاهي به اطرافمان بکنيم، آن وقت است که متوجه افرادي مي‌شويم که در همه شرايط مشغول تميز نگه‌داشتن شهر هستند و اصلاً فرقي نمي‌کند ماه محرم و صفر است يا زمان انتخابات و يا يک روز عادي و حتي تعطيل است.

آنها در همه حال بي‌ادعا و شبانه‌روزي کمر خم کرده و پسماند نذري‌ها و بقاياي تبليغات کانديدها را جمع مي‌کنند و شايد فقط چند دقيقه‌اي را در کنار پارک چند هکتاري خوش نقش و نور روزنامه را مچاله کرده و زير سرشان مي‌گذارند و با سمفوني صداي کلاغ‌هاي خيابان آرام مي‌گيرند و بعد از اندک مدتي دوباره کار خود را از نو شروع مي‌کنند! آخر زباله‌هاي شهر تمام شدني نيست و يک دقيقه کوتاهي چهره شهر را عجيب تغيير مي‌دهد.

بدون کوچک‌ترين چشمداشتي حتي به واژه‌هاي «خسته نباشي» و «سلامي» و حتي نگاهي... نارنجي‌پوشيده و لباس‌هايش کهنه است اما زيبايي را به ارمغان مي‌آورد.

صبح‌ها پا به پاي خورشيد به خيابان مي‌آيد، اما ديرتر از خورشيد مي‌رود، با دست‌هاي پينه بسته‌اش، جاروي دسته بلند را بر سطح کوچه مي‌کشد و گرد و غبار نگاه‌ها و قدم‌هاي خسته عابران را جارو مي‌کند، گاهي کنار جوي مي‌ايستد و به جارويش تکيه مي‌دهد تا خستگي‌اش برطرف شود.

به اميد که رسيدم، سلام کردم خيلي يواش جواب سلامم را داد. از وي خواستم چند لحظه‌اي بنشيند تا مصاحبه رو شروع کنيم. متني که پيش رو داريد صحبت‌هاي آقاي اميد محبي کارگر پرتلاش شهرداري و يکي از پاکبانان مهربان و البته کمي خجالتي شهرمان است.

خودتان را معرفي کنيد.

اميد محبي هستم.

چند سال داري؟ چقدر درس خوانديد؟

35 سال، تا کلاس پنجم درس خواندم.

چرا ادامه ندادي؟

اول راهنمايي ديگه معلم نبود.

کمي در مورد خود و شرايط کارتان صحبت کنيد.

هميشه فکر مي‌کردم خدمت به جامعه يعني معلم بودن، دکتر بودن، مهندس بودن و هيچ وقت به اين فکر نبودم که اگر همه دکتر، مهندس و معلم شوند، روزگارمان بدون کارگر، بنا، نجار، مکانيک و رفتگر چگونه خواهد گذشت تا اينکه خودم را بعد از خدمت سربازي به جبر زندگي در اين لباس ديدم. 11 سال است در اين لباس نوکري مردم را مي‌کنم و به آن افتخار مي‌کنم چون نان حلال شغلم بسيار دلچسب و پربرکت بوده اما شغلم مثل همه شغل‌ها دردسر‌ها و مشکلات خودش را داشته و دارد و نمي‌توان هيچ شغلي را بي دردسر و بي‌مشقت تصور کرد و باز هم مي‌گويم همين که مي‌توانم لقمه‌اي نان حلال براي خانواده‌ام تهيه کنم راضي هستم.

ازدواج کردي؟

نه.

چرا؟

چون تا حالا موقعيت فراهم نشده.

همه ما در هر کاري که مشغول هستيم، بايد رضايت مجموعه کاري و مردم رو به دست بياريم، در کار خودت چه کارهايي مي‌تواني انجام دهي که شهرداري و مردم از شما راضي باشند؟

من و بقيه کارگران بايد تلاش کنيم که تمام خيابان‌هاي شهر تميز باشد.

تا حالا شده وقت‌هايي که مشغول کار هستي کسي از شما تشکر کند؟ براي رفع خستگي يه چايي، شربتي، چيزي بياورد؟

تشکر کردند. کوچه‌ها را که تميز کاري مي‌کنم بعضي همسايه‌ها بهم مي‌گفتند دستت درد نکند، گفتند کارت خوب است.

برخورد مردم با قشر پاکبان چگونه است؟

در مجموع برخورد مردم با ما بسيار بهتر شده و آنها حرمت نگه مي‌دارند و از اين موضوع خوشحالم، البته تعداد محدودي هستند که هنوز نامهرباني مي‌کنند، هر چند غمگين مي‌شويم اما ديگر عادت کرده‌ايم.

بهترين کمکي که مردم مي‌توانند به شما کنند، چيست؟

تفکيک زباله در منازل بهترين کمک مردم به ما است، اما مشکل اين است برخي افراد که البته آنها هم روزي‌اشان از اين راه است، نايلون زباله‌ها را پاره مي‌کنند، قوطي و مواد پلاستيکي و به درد بخور آن را برمي‌دارند و بقيه آشغال‌ها را در خيابان‌ها مي‌ريزند.

اگر يکي از مسئولين اکنون اينجا بود از او چه مي‌خواستيد؟

از او مي‌خواستم تا توجه بيشتري به اين قشر شود، حقوق ماهيانه کمي افزايش پيدا کند و به موقع پرداخت شود، تسهيلاتي براي ما قائل شوند تا بتوانيم خانه و يا زمين براي خود فراهم کنيم.

پيامبر اکرم در حديثي مي‌فرمايد: هرکسي که کاري را به عهده مي‌گيره، بايد درست انجام بده. تو حيطه‌ي کاري شما درست انجام دادن کار شامل چه چيزايي ميشه؟

خب بايد درست انجام بديم، کوچه‌هايي که کثيفه خوب تميز بشه، کوچه‌هايي هم که تميزتره بي‌جهت طولش نديم تا زمان بگذره. طوري کار کنيم که به همه جا برسيم.

از شغلي که داري راضي هستي؟

آره، راضي‌ام.

اگر تو شهرداري کار نمي‌کردي دوست داشتي کجا کار کني؟

اگه مي‌خواستم دوباره شغل انتخاب کنم بازم مي‌آمدم شهرداري، چون اين کارو دوست دارم. جاهاي ديگه هم رفتم واسه کار، ولي نموندم، يه کارگاه لوله هم بود رفتم چند روزي وايستادم ولي طاقت نياوردم.

چرا؟

چون هم کارش خيلي برام سنگين بود، هم علاقه نداشتم.

به نظرت چرا خدا آدماي بيکارو دوست نداره؟

آدم بيکار فکرش هزار جا ميره، هزار تا فکر خراب مي‌کنه.

آقاي محبي وجدان کاري به چي ميگن؟

يعني کاري که بهم سپردن خوب انجام بدم. ازش کم نزارم. يه جوري کار کنم که ازم راضي باشن، بايد خوب انجام بدم تا پولم حلال باشه.

روزي حلال چقدر مهمه؟

خيلي مهمه. بايد مردم و شهرداري ازم راضي باشن.

چرا روزي حلال مهمه؟

چون تو زندگي تاثير داره، بايد پولم حلال باشه، پول حرام خوردن نداره، زندگي آدما خراب مي‌کنه. بايد خوب کار کنم تا کسي زنگ نزنه بگه فلان کوچه تميز نشده، چرا کارگر شهرداري تميز نکرده.

آيا ميزان درآمدت کفايت زندگي را مي‌کند و يا به غير از پاکباني مشغول کار ديگري هم هستي؟

خير شغل ما جوري هست که سخت مي‌شود به فکر کار ديگري باشي چون اکثريت کار ما موقع استراحت شهر است و بعد از آن هم ما نياز به استراحت داريم، براي همين شرايط را براي اشتغال به کار ديگر سخت است.

سخت‌ترين لحظه کاري شما چه زماني بوده است؟

جلو بيمارستان يکي از بيمارها بالا آورده بود، آفتاب داشت مي‌زد و من براي اينکه مردم با آن صحنه روبه‌رو نشوند، مجبور شدم با دست و تکه‌اي کارتن سريع آنجا را تميز کنم.

اين که مي‌گويند "شهر ما خانه ماست" منظورشان چه بوده است؟

شعاري است که اگر به آن عمل کنند ديگر هيچ جاي شهرمان کثيف نخواهد بود و هميشه شهرمان تميز مي‌ماند. متأسفانه بعضي از شهروندان هم نه تنها انتظارات خارج از وظايف ما دارند، بلکه با ريختن ظروف يک‌بار مصرف به کوچه و خيابان در مراسم و مناسبت‌هاي مختلف با رفتگران همکاري نمي‌کنند. سطح شهر پس از برگزاري مراسم‌ زشت و بد شکل مي‌شود چرا که ظروف يک‌بار مصرف شهر را کثيف مي‌کند و کار ما در اين ايام چندين برابر مي‌شود.

نظر خانواده شما در خصوص اين شغل چيست؟

خانواده من مشکلي با کار من ندارند، آنها همه‌جوره من را حمايت مي‏کنند.

نظرت در مورد حديث "النظافه من الايمان" چيست؟

بايد بگويم نظافت پايه ايمان است و اسلام به نظافت و بهداشت بسيار اهميت مي‌دهد، به همين دليل ما مسلمانان بايد به اهميت آن فکر کنيم، تا جايي که شايد گفت: فضاهاي شهري پس از مسجد و مدرسه اهميت زيادي دارند اين موضوع کمک همه را مي‌طلبد تا فضاهاي سبز و عمومي خوبي در شهر داشته باشيم.

سخن آخر؟

آرزوم اين است که خدا تندرستي بهم بده تا بازنشسته بشوم و بتوانم راحت‌تر زندگي کنم. از همه همشهريان و عزيزاني که مطالب شما را مي‌خوانند خواهش مي‌کنم، در تميزي شهر کوشا باشند و با همت بالاي خود کمک کنند تا همان طور که سمنان به شهر اخلاق معروف شده است در مسئله پاکيزگي شهر هم معروف شود.