تاریخ 1398/04/17 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5080 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 دبيرکل حزب مردم سالاري در شبکه افق:
 پارلمان غيرحزبي آنطور که بايد در راس امور قرار نمي گيرد 

«مصطفي کواکبيان»، نماينده مردم ري، تهران و شميرانات در مجلس شوراي اسلامي شنبه شب ميهمان برنامه جهان‌آرا در شبکه افق بود.

به گزارش مردم سالاري آنلاين، کواکبيان در اين برنامه در خصوص مسائلي از جمله برجام، اصلاحات مجلس و انتخابات پيش رو صحبت کرد. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي خوانيد:

بخش اول:

شما عناوين زيادي داريد، اما عنواني که به حال و هواي امروز مي‌خورد رئيس گروه دوستي پارلماني ايران و انگليس است، حالا با توقيف نفتکش ايراني در تنگه جبل الطارق، سوال اين است که اساسا مگر ما با انگليسي‌ها دوستي هم داريم که شما رئيس اين گروه دوستي هستيد؟

بله. در مجلس شوراي اسلامي ما 28 گروه دوستي پارلماني داريم. پارلمان‌هاي دنيا مي‌توانند با يکديگر ارتباط داشته باشند ولو اينکه دولت‌ها با يکديگر ارتباط نداشته باشند. هر گروه دوستي 5 يا 6 کشور را شامل مي‌شود. در اين گروه دوستي ها زيمباوه، اتيوپي، ايرلند، انگليس و پرتغال حضور دارند.

بعضي تصورشان اين است که وقتي از گروه دوستي صحبت مي‌کنيم يعني قرار است که همه روابط در حد دوستي باشد، اما در واقعيت بناي اين گروه اين است که از لحاظ پارلماني روابط خوبي با پارلمان ديگر کشورها داشته باشيم.

با برخوردهايي که دولت انگلستان به خصوص در اقدامي که با نفتکش ايراني در تنگه جبل الطارق صورت گرفت عملا نشان داد که نمي‌خواهند هيچگونه رابطه مسالمت آميزي وجود داشته باشد.

من در توئيتي هم عنوان کردم که اين اقدام با اهدافي که در بحث برجام دنبال مي‌کنند و روابطي که مي‌خواهند با ايران داشته باشند منافات دارد، از طرف ديگر نشان مي‌دهد که اين اقدام چون به دستور آمريکا انجام شده اين کشور تابع آمريکا است. اقدام انگلستان محکوم است و بايد پاسخ مناسبي دريافت کنند.

پاسخ مناسب از ديد شما چيست؟ يعني جمهوري اسلامي مقابل به‌مثل کند و در تنگه هرمز کشتي انگليسي توقيف کند يا در سطح ديگري بايد کاري کرد؟

لزوما اين نيست. بالاخره شوراي عالي امنيت ملي کشور وجود دارد و تصميماتي گرفته مي‌شود. آنها به خاطر اين کار بايد توبيخ شوند و هرچه زودتر بهتر. اگر بتوانند کشتي را آزاد کنند اين گام مهمي است.

اين توبيخ از نظر شما بايد از چه جنسي باشد؟

بنظر مي‌رسد بايد در سطحي پاسخ داده شود که نشان دهنده درگيري خصومت آميز و غيرحقوقي نباشد. ولي آنها هم بايد کاملا متوجه شوند که اين کارشان درست نبوده و جواب بگيرند.

اگر شما از اعضاي شوراي عالي امنيت ملي بوديد پيشنهادتان چه بود؟ در چه سطحي رفتار با انگليسي ها باز دارنده است؟

من فکر مي‌کنم در بحث برخورد با اين موضوع آنها بايد به اشتباهشان پي ببرند و بپذيرند که اين کار درستي نبوده است. متاسفانه هنوز اين مرحله طي نشده و آنها از موضع بالا صحبت مي‌کنند که مثلا اين اقدام در چارچوب مقررات اتحاديه اروپا بوده است. اما اگر ديديم که آنها قصد اظهار ندامت و پشيماني و آزاد سازي کشتي را ندارند شايد هم ضرورت پيدا کند که ما هم مقابله به مثل کنيم.

پس منظور شما اين است که اگر اعلام پشيماني کنند لازم نيست مقابله به مثل کنيم؟

نمي‌گويم لزوما لازم نيست، منظورم اين است که آزادسازي کشتي در ابتدا گام مهمي است.

شما در يکي از آخرين توئيت‌هاي که منتشر کرديد که خيلي توئيت انقلابي هم بود نوشتيد: «به عنوان رئيس گروه دوستي پارلماني ايران‌ و انگليس مي‌گويم؛ اقدام انگلستان در توقف نفتکش ايراني در جبل الطارق اولا: نوعي راهزني دريايي. ثانيا: خصومت غير قانوني باايران ثالثا: بي‌حيثيتي مجدد انگليس در فرمانبري از آمريکا و رابعا: پوچي ادعاي اروپايي‌ها براي تداوم برجام را به اثبات رساند.» خيلي‌ها اينگونه برداشت کردند که آقاي مصطفي کواکبيانِ اصلاح طلب حامي برجام اين توئيت را منتشر کرد که بگويد من هم موافق خروج ايران از برجام هستم. اين برداشت درست است؟

خير اينطور نيست. من همچنان معتقد هستم که اگر اروپا به تعهداتش عمل کند بايد برجام را نگه داريم. همين برنامه شما در شبي واقع شده که فردا قرار است ما گام دوم را در کاهش تعهدات برجامي برداريم و آن افزايش سطح غني سازي اورانيوم است.

ما مايل هستيم که برجام حفظ شود اما اگر به اين نتيجه برسيم که اروپا هيچ پايبندي به تعهدات خود ندارد ضرورتي ندارد که ما اينکار را بکنيم.

من مي‌خواستم به خود انگليسي‌ها بگويم که دروغ مي‌گوييد که مي‌خواهيد در برجام باقي بمانيد، اگر حرف‌هايي که ميزنيد صادقانه است چرا اين کارها را انجام مي‌دهيد؟ اينکارها نشان مي‌دهد که با گفته خود ضديت داريد و نقض بحث‌هايي است که مطرح مي‌کنيد.

پيش بيني شما چيست؟ بالاخره اروپايي‌ها به طور خاص انگليسي‌ها پايبند به برجام مي‌مانند يا نه؟

همين امشب رئيس جمهور ما با رئيس جمهور فرانسه گفت‌وگوي تلفني داشت که امر مثبتي است. آنها به شدت نگران هستند که ما از برجام خارج شويم، اما براي جبران اين نگراني خودشان بايد اقدام کنند.

پيش بيني شما چيست؟ اقدام مي‌کنند؟

من تصورم اين است تصميماتي که هم در مرحله اول که ما گفتيم به بالاي 300 کيلو مي‌رسيم و حالا که سطح غني سازي را مي‌خواهيم افزايش بدهيم در چارچوب برجام است و چيزي نقض نمي‌شود. اميدوارم اروپا مقداري متنبه شوند و بخشي از تعهداتي که داده‌اند را عملي کنند.

متاسفانه من خيلي خوشبين نيستم که اروپايي‌ها در اين مرحله بتوانند روي پاي خودشان بايستند. البته در مباحثشان مي‌گويند که ما ملاحظه آمريکا را داريم و آنجا هم مهم است. اما بالاخره يک جايي بايد پاي تعهدي که داده‌اند بايستند و بعد هم توقع نداشته باشند ما يکجانبه همه تعهدا را انجام دهيم و آنها هيچ تعهدي نداشته باشند!

تحليل شما چيست؟ چرا اروپايي‌ها انقدر گستاخ‌تر از قبل شده‌اند؟ يک تحليل وجود داشت در سال 92 وقتي فضاي سياسي ايران تغيير کرد و يک دولتي سرکار آمد که شعار اصلي آن تعامل با دنيا و به طور خاص آمريکا و اروپا بود، خيلي‌ها تحليلشان اين بود که اين جواب خواهد داد و ما با مذاکره با آمريکا و اروپا و حتي دادن برخي امتيازها مي‌توانيم تنش زدايي کنيم و تعامل با آنها را در سطوح بالاتر کليد بزنيم. اما الان سوال بسياري از مردم به عنوان ناظر بيروني اين است که ما در برجام تعهداتمان را انجام داديم آنها انجام ندادند و يکطرفه به ما مي‌گويند در برجام بمانيد. و از طرف ديگر کارهايي مي‌کنند که با روح برجام در تعارض است که قرار بود اين خصومت‌ها را کم کند. تحليل شما چيست؟

من به سه نکته اشاره مي‌کنم. اول اينکه حقيقتا خود اروپايي‌ها هم دل خوشي از اقدامات ترامپ ندارند اما اين که جرات اين را داشته باشند که در برابر اقدامات امريکا ايستادگي کنند اين را در خودشان نمي‌بينند.

نکته دوم اينکه واقعيت اين است که اروپايي‌ها تصورشان اين است که ما به هر قيمتي شده دوست داريم در برجام بمانيم.

فکر نمي‌کنيد اين برداشت اشتباه از عملکرد دولت ما بوده؟ آنها برجام را نقض کردند رئيس جمهور ما مي‌گويد ما تحت هر شرايطي در برجام مي‌مانيم.

ما بايد در عرصه ديپلماسي از کساني که فعاليت مي‌کنند حمايت کنيم تا آنها دلگرم باشند. اما من مي‌خواهم بگويم اين تصور نابجاي آنهاست که فکر مي‌کنند اگر ما تاکنون پايبند به تعهدات بوده‌ايم پس در برجام مي‌مانيم.

اينطور استنباط کنند درست است؟ يعني شما معتقد هستيد که ما همان سال قبل بايد شروع مي‌کرديم به انجام اقدامات متقابل؟ يعني روزي که ترامپ از برجام خارج شد رئيس جمهورما به جاي اينکه مهلت بدهد بايد مي‌گفت ما هم از امروز غني سازي را افزايش مي‌دهيم.

اجازه بدهيد من نکته سوم را هم عرض بکنم. غير از اين‌ها ما گرفتار مشکلات معيشتي و اقتصادي شديم و آنها به همين دليل احساس کردند که ما يک پاشنه آشبل داريم و با اين دليل بايد کوتاه بيايم.

اتفاقا من معتقد هستم که ترامپ وقتي از برجام خارج شد هدفش اين بود که اروپا را هم دور بزند و به دنبال خودش بکشاند. ما الان جلوي اروپا زبانمان دراز است که ما به خاطر اينکه تعهدي داديم يکسال هم تحمل کرديم و دقيقا در سالروز خروج آمريکا از برجام به شما پيغام داديم که دوماه وقت داريد که به تعهدات خود عمل کنيد. لذا به نظر من اگر ما از اول مي‌گفتيم از برجام خارج مي‌شويم ممکن بود آنها باز هوس کنند که پرونده را به شوراي امنيت ببرند و بحث فصل هفتم منشور را مطرح کنند.

من خلاصه عرضم اين است که اروپائي‌ها الان هيچ انگيزه و سوژه‌اي براي اين بحث‌ها ندارند. در اين يکسال به آنها ثابت شد که ايران همچنان به تعهداتش پايبند است و اين دو اقدام کاهش آن تعهدات است و باز ما تعهدات خود را زير پا نگذاشته ايم. ما دوست داريم برجام باقي بماند به شرط اينکه اروپا بتواند ما را متقاعد کند که به بخشي از تعهداتش پايبند است.

نکته بعد اين که مي‌گفتند بين اروپا و آمريکا شکاف ايجاد شده است، الان با اين اتفاقاتي که افتاده شما همچنان معتقد هستيد که شکاف ايجاد شده بوده يا يک تقسيم کار ميان اروپا و آمريکا صورت گرفته؟ مثلا بازي اروپاي خوب آمريکاي بد.

در مقام تحليل رفتار اروپايي‌ها بايد بيشتر دقت کرد. اما در جلساتي که با مقامات ديپلماتيک ما دارند خيلي به حفظ برجام ادامه ارتباط ابراز علاقه مي‌کنند، اما مي‌گويند که ناگزير هستيم از ترس برخي تحريم‌ها هواي آمريکا را هم داشته باشيم.

خودشان هم اعلام مي‌کنند که تا جايي با ما هستند که به خودشان ضربه وارد نشود. لذا اين تحليل هم وجود دارد. بدبينانه آنچيزي است که شما مي‌فرماييد خوشبينانه اين است که اروپا واقعا عرضه ايستادگي در برابر آمريکا را ندارد.

شما اين خوشبيني را قبول داريد يا بد بيني؟

من مي‌گويم هر دو قابل توجه است يعني ما در حين اينکه گفت‌وگو مي‌کنيم نبايد به طور کلي آنها را بد بينانه نگاه کنيم، اما در پس زمينه ذهني ما بايد اين باشد که اينها بايد خودشان هم يک شيطنت‌هايي داشته باشند.

اين سوال را از اين جهت پرسيدم که عده‌اي معتقد هستند رفتار خصمانه اروپايي‌ها بدتر از آمريکايي‌ها است. مثلا توقيف نفتکش، سوخت ندادن آلمان به هواپيماي دکتر ظريف و حتي ايتاليا و يونان مي‌توانستند از ما نفت بخرند، اما قبل از پايان ضرب الاجل ترامپ خود را کنار کشيدند و از ما نفت نخريدند که آقاي زنگنه گفتند:«آنها حتي جواب تلفن‌هاي ما را هم نمي‌دهند» يعني يک پازلي از رفتارهاي اروپا نشان مي‌دهد که آنها خط مقدم پليس بد شده‌اند.

يک مقدار بيش از حد خوش خدمتي براي کارهاي خودشان دارند و من قبول دارم که آنها اگر مي‌خواستند رفتاري منطبق با تعهداتشان داشته باشند نگاه اروپا با الان خيلي فرق مي‌کرد.

فکر مي‌کنيد با اين وضعيت برگشت به مذاکره با آمريکا به صلاح است يا خير؟

رهبري فرمودند که «اگر وقتش برسد بنده خودم اعلام مي‌کنم.» ولي نبايد تصور بشود که ما تحت هيچ شرايطي ديگر اصلا نمي‌خواهيم مذاکره کنيم. ما بارها سر مسائل مختلف مذاکره کرده‌ايم. اما واقعيت اين است که دستاوردي که ما از مذاکره داريم به نفع ما باشد، اگر آنها بخواهند يک جانبه بيايند بگويند يا مذاکره يا جنگ ما آن را نمي‌پذيريم. ما معتقد هستيم اگر شرايطي باشد در بحث مذاکره که ما به اهداف خودمان بهتر برسيم به طور کلي منتفي نيست و رهبري هم منتفي ندانسته‌اند.

در شرايط فعلي تحليل شما به عنوان يک نماينده مجلس چيست؟

الان من مذاکره را به صلاح نمي‌دانم و معتقد هستم ما بايد به آنها بفهمانيم که اگر آنها مي‌خواهند مذاکره کنند آورده آنها براي اين بحث چيست؟ حداقل تحريم‌ها را بردارند. هم تحريم و هم مذاکره نمي‌شود.

مگر زماني که مذاکرات برجام شروع شد اينگونه بود؟

واقعيت اين است که برجام در زمان ترامپ انجام نشده است، قبل از ترامپ بود و اوباما به نحوي ديگري صحبت مي‌کرد. ممکن است در ذات يکي باشند اما طوري صحبت مي‌کرد که دنبال اين تهديد‌ها و تحريم‌ها نيستم و به دنبال يک مذاکره عقلاني بود.

شديدترين تحريم‌هاي بعد از برجام هم در زمان اوباما بود مثل تحريم قانون آيسا، ويزا و ...

قبول است، اما من عرض مي‌کنم که در آن زمان که ما وارد برجام شديم شرايطي فراهم شد که بالاخره «جان کري» هم دو تا سه ماه معطل اين حرف‌ها بود. اينطور نبود که مثل ترامپ شلاقي رفتار کنند. برخوردها حداقل در خصوص مذاکره متفاوت بود.

يعني صرف تفاوت در ادبيات را مدنظر داريد؟

نه رفتار هم فرق مي‌کرد.

به لحاظ ظاهري هم کسي باور نمي‌کرد، بعد از اينکه ما پهپاد آمريکايي را زديم ترامپ از ما تشکر هم بکند، مي‌خواهم بگويم اينها وقتي جاي قدرت ما را مي‌بينند هيچ ابايي ندارند که تشکر کنند و نرم‌تر رفتار کنند.

شما نگاه کنيد که چرا ترامپ اين همه از برجام ناراحت است، شما ممکن است بگوييد دليلش اين است که ترامپ ميخواهد بيشتر از اينها ايران را تحت فشار قرار دهد.

همين که او ناراحت است يعني ما در راستاي خوشحالي او حرکت کنيم سياست معقولي نيست. واقعا ترامپ ده‌ها مصاحبه و توئيت داشته و به برجام بد و بيراه مي‌گويد. اين ناراحتي ترامپ از برجام نشان مي‌دهد که خيلي نتوانسته‌اند در موضوع برجام منافع يک طرفه داشته باشند و ما هم منافع خودمان در برجام را داشته‌ايم.

خوشحالي اوباما چي؟ اين نشان نمي‌‌دهد که آنها امتيازات زيادي از ما توانسته بودند بگيرند؟ مثلا جمله «جان کري» که گفته بود: «ما با برجام امتيازاتي از ايران گرفتيم که در جنگ نظامي نميتوانستيم بگيريم» ما نبايد با اين جمله ترديد کنيم که چه اتفاقي افتاده است؟

اينها رجزخواني عليه همديگر است. ما هستيم و سندي‌که در اختيار داريم. ما يک محدوديت‌هايي را پذيرفته‌ايم و در قبالش منافعي را دريافت کرده‌ايم. شما مي‌گوييد سبک و سنگين کنيد مثلا محدوديت‌ها بيشتر بوده منافع کمتر، من ميگويم الان بحث اين است که همه اين اتفاق نظر را دارند که در برخورد اروپايي‌ها ما نبايد آن خوشبيني قبلي را داشته باشيم و بايد جدي‌تر باشيم.

شما همچنان از برجام دفاع مي‌کنيد؟

من معتقد هستم که ما تا زماني که احساس کنيم که منافع ملي ما در حفظ برجام است بايد دفاع کنيم. رهبري هم در آخرين صحبت‌هايشان نگفتند بايد از برجام خارج بشويم. ولي همين امشب اگر ايشان اراده بکنند ما برجام را کنار بگذاريم هم مجلس، هم شوراي عالي امنيت ملي و هم وزارت خارجه و دستگاه ديپلماسي همه قبول دارند.

فکر مي‌کنيد مسئولين ما انجام هم مي‌دهند؟

اين که خيلي بد است. يعني رهبري دستوري بدهند و مسئولين بخواهند تخطي کنند!؟ من اين موضوع را قبول ندارم.

از اين خصوص پرسيدم که رهبري در جريان برجام شروط متعدد گذاشتند و بعد ازآن خودشان اعلام کردند که دکتر ظريف گفته‌اند من نتوانستم اين خطوط قرمز را رعايت کنم.

شما نگفتيد که بحث امشب برجام است قرار بود در خصوص مجلس و اصلاحات مجلس صحبت کنيم. گرچه من حرفي ندارم و تا آخر برنامه هم بخواهيد در مورد برجام صحبت مي‌کنم. ولي عرض من اين است که اگر منظور شما اين است که مسئولين فعلي چه در مجلس و چه قوه مجريه و دستگاه ديپلماسي در مقابل فرامين رهبري مقاومت مي‌کنند، اصلا قبول ندارم.

بحث مقاومت نيست بحث ناتواني است در اجراي آن خطوط قرمز. سوال آخر من خصوص برجام؛ آقاي دکتر شما يک موضع گيري معروف داشتيد در زمان تصويب برجام که گفتيد «انقدر با برجام مخالفت نکنيد بگذاريد تصويب شود من قول ميدم قيمت دلار گرانتر نشود» الان دلار 3 هزارتوماني به 13 هزار تومان رسيده!

شما قسمت اول حرف من را مي‌گوييد شرط من را نمي‌گوييد. من همانجا هم گفته ام اگر دلواپسان دست از مخالفت بکشند با اجماع داخلي بحث دلار هم درست مي‌شود. مگر عزيران دلواپس دست کشيدند؟

مثلا چه کاري کردند که دلار 3 هزار توماني شد 13 هزار تومان؟

به هرحال اينکه بخواهيد من فهرستي از آن کارها را ارائه کنم اينجا جايش نيست. در خصوص سفارتخانه‌ها، مسائل مختلف که من نمي‌خواهم اينجا مطرح کنم. واقعيت است که دوستان دلواپس داخلي خيلي کمتر از آقايون مخالف خارجي عمل نکردند. من مشروط گفتم.

شما نقش بانک مرکزي را بيشتر ميدانيد يا مخالفان؟ نقدينگي در عرض 5 سال 4 برابر شده است بيشتر به اقتصاد ما ضرر زد يا چند تجمع مخالفت؟

اين که همه چيز را به پاي تحريم‌ها بنويسيم درست نيست. من اين تذکر را در مجلس هم دادم که قيمت سيب زميني و هويج را به پاي تحريم نگذاريد. قطعا ناکارآمدي‌هايي وجود داشته است.

من چون شما را فرد صادقي ميدانم عنوان مي‌کنم، در يک برآورد منصفانه ما عملکرد داخلي و بي برنامگي افزايش نقدينگي باعث مشکلات اقتصادي شده يا واقعا فکر مي‌کنيد تجمعات دلواپسان باعث شده است؟

من مي‌خواهم بگويم همه چيز تاثير داشت. واقعيت اين است که من از اول با نرخ دلار 4200 تومان مخالف بودم. بعد هم با اين موضوع که ما پول هنگفت را به عده‌اي بدهيم که بروند کالايي را وارد کنند، آنها هم پول را بگيرند و کالا وارد نکنند. همه اينها دست به دست هم داده است. قطعا تحريم‌ها تاثير خودشان را داشته است.

مثلا سفر نخست وزير ژاپن در بازار ارز ما تاثير مي‌گذارد. اقتصاد ما متاسفانه مربوط به اين دولت نيست ما بايد 40سال بحث اقتصادي کنيم. اقتصاد ما يک حالت بيمارگونه دارد که به همه چيز واکنش نشان مي‌دهد. اتفاقا در برخي از مباحث بعد از تهديدات اخير بازار واکنش نشان نداد. حتما بهتر عمل کرده‌ايم که اين اتفاق افتاده است.

بخش دوم:

چرا بخشي از جريان اصلاحات معتقد است که آقاي لاريجاني با سابقه راست سنتي و موضع گيري‌هاي پررنگ در خصوص جريان اصلاح‌طلبي در دهه 70 بهتر از اقاي عارف است که يک زماني معاون اول دولت اصلاحات بوده و در سال 92 گزينه اصلي اصلاح‌طلبان براي رياست جمهوري؟

من هيچ حزب اصلاح‌طلبي را نديده‌ام که حرف شما را بزند.

کارگزاران.

اصلا نگفته‌اند که لاريجاني بهتر از عارف است. البته با عارف مشکل دارند. شما يک سند بياوريد که حزب کارگزاران مطرح کرده لاريجاني بهتر از عارف است. ممکن است به عملکرد فراکسيون اميد ايراد داشته باشند که ما خودمان هم ايراد داريم و نمي‌گوييم بهترين عملکرد را داشته‌ايم.

اصلي‌ترين ايراد شما چيست؟

اصلي ترين ايراد اين است که از اول ما افرادي را در ليست آورديم که با ما عکس يادگاري گرفتند اما زنبيلشان جاي ديگري بود.

50 و چند نفر بودند. 157 نفر در ليست ما بودند اما آقاي عارف در مرحله اول 104 راي آورد اين 50 نفر کجا رفتند؟ من از کساني بودم که از اول معتقد بودم که ما نبايد در آن مرحله با دولت هماهنگي مي‌کرديم. اينها در جلسات خصوصي عنوان شد. 5 نفر هم راي نمياوردند اتفاقي نمي‌افتاد، اما اينکه ما بخواهيم 30 بر صفر ببريم و هرکسي را درليست بياوريم که با ما که نباشند هيچ، بر ما باشند.

من از فراکسيون اميد در تمامي جنبه ها دفاع نمي‌کنم، اما ما بسياري از مسائلي که در درون مجلس هست را نمي‌خواهيم بپذيريم. يک زماني شوراي نگهبان خط قرمزي که براي مجلسي‌ها قائل بود شريعت و قانون اساسي بود. الان مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مصوبات شوراي عالي فضاي مجازي يا سياست‌هاي کلي رهبري و... اصلا قبل از اينکه شوراي نگهبان بررسي کند مي‌فرستند به مجمع تشخيص.

مجلس آنطور که بايد در راس امور نيست. مرم به ما مي‌گويند شما گفته بوديد ما خانه تکاني خواهيم کرد چه کرديد در مجلس؟ حق هم با مردم است. من اينجا اعتراف مي‌کنم ما به حرف‌هايي که زديم نتوانستيم عمل کنيم.

بعضي دوستان ما مي‌گويند بيايد لابي کنيم چند کرسي بگيريم، کميسيون مال ما باشد و ... ذات من اين را نمي‌پذيرد. ما يک هويت داشتيم به نام اصلاح‌طلبان و آن هويت را نبايد مخدوش کنيم. ما همچنان پايبندي به آن هويت خودمان را قائل هستيم.

ما اگر بخواهيم در انتخابات آينده فعال شويم نه ديگر ليستي ائتلافي با دولت خواهيم بست و نه بحثي خواهيم کرد که کانديداي رياست جمهوري بعدي ما «علي لاريجاني» باشد؛ اين را به صراحت اعلام مي‌کنم.

«علي لاريجاني» نه خود را اصلاح طلب مي‌داند و نه ما او را اصلاح‌طلب مي‌دانيم نه حتي اين قرار را گذاشته است که اصلاح‌طلب‌ها از او حمايت کنند. نه او مي‌خواهد و نه ما. چرا پس از الان اين بحث ها را عنوان مي‌کنيم.

به نظر من يک بخشي بحث‌هايي است که ديگران آن را القا مي‌کنند، الان مي‌گويند مردم شرکت نمي‌کنند و ليست اصولگرايي ما براي 290 کرسي آماده شده است. به نظر من 8 ماه باقي مانده و اين بحث‌ها فعلا زود است که به آن دامن بزنيم.

قطعا ما تحولاتي را در ماه‌هاي آينده خواهيم داشت و در آن بحث تحولات است که برخي آمده‌اند شروع کردند که اگر اين شرايط نباشد ممکن است ما نيايم در انتخابات. من هم که در اينجا اگر صحبتي ميکنم سخنگوي اصلاح طلبان نيستم، هر کسي مي‌تواند نظر بدهد جلوي اظهار نظرها که گرفته نشده است. مگر شوراي نگهبان با شوراي نگهبان 4سال قبل فرق کرده است؟ همان شوراي نگهبان است.

بعضي‌ها هم مي‌گويند بدون قيد و شرط ليست مي دهيم که ما اين را هم قبول نداريم. ما مي‌گوييم در مقطع انتخابات نگاه مي‌کنيم اگر در سبد کانديداهاي ما افراد به دردبخور بودند ليست مي‌دهيم و فعال مي‌شويم اگر هم نشد ما تحريمي نيستيم فقط ليست نمي‌دهيم. لذا از الان زود است که وارد اين بحث‌ها بشويم و بگوييم مجلس آينده قرار است صددرصد اصولگرا باشد.

مجلس آينده بر اساس راي مردم چيده مي‌شود ممکن است دست اصلاح طلبان باشد يا اصولگراها وشايد هم ميانه. اين الان محل بحث ما نيست. چيزي که مد نظر من است اين است که در آسيب شناسي اتفاقاتي که در اين مجلس افتاده بسياري معتقد هستند فراکسيون اميد با همه ضعف‌ها و قدرت‌هايي که دارد از بيرون هدايت مي‌شود. واقعا در مجلس دهم فراکسيون اميد که فراکسيون ضعيفي هم نيست، تصميماتش داخل مجلس گرفته مي‌شود يا از بيرون تحميل مي‌شود؟

من به عنوان يک عضو هيات رئيسه اين فراکسيون اعلام مي‌کنم که نه به کسي اجازه داده‌ام و نه کسي جرات کرده است که به من خط بدهد. اينطوري نيست.

ما نمي‌خواهيم بپذيريم که کشور حزب مي‌خواهد نه جناح و فراکسيون. ما بايد به اين سمت برويم. در همين بحث استاني شدن انتخابات ما وقت زيادي گذاشتيم و شوراي نگهبان آن را رد کرد، آن هم با اين عنوان که خلاف شرع است.

واقعيت اين است که مجلس ما که بايد برود به سمت توسعه سياسي، دولت ما که بايد به سمت توسعه سياسي حرکت کند نهادهاي حکومتي که بايد به سمت توسعه سياسي برود هيچکدام نرفته اند و نمي‌خواهند بروند.

مانع اصلي اين کار در مجلس چيست؟

به نظر من اراده‌اي وجود ندارد. از سطح رئيس گرفته تا بعضي از کميسيون‌ها که تحزب در کشور شکل بگيرد.

اگر به جاي آقاي لاريجاني، آقاي عارف رئيس مجلس بودند اين اراده شکل مي‌گرفت؟

اصلا بحث اشخاص نيست. من به عنوان دبيرکل حزب که ده نفر از اعضاي مجلس در فراکسيون مردم سالاري هستند ولي هيچوقت بروز و ظهور نداشته اند چرا؟ چون انقدر در اقليت هستيم که بيانش را براي خودمان هم مصلحت نمي‌دانيم. در نمايندگان ما پاسخگويي نمي‌بينيد چون وابسته به حزب نيستند.

نماينده‌هايي که عضو حزب بودند پاسخگو بودند؟ مثلا مجلس ششم مشارکتي ها بخش زيادي از مجلس بودند!

آن ضعف دوستاني بوده اگر که پاسخگو نبودند. بحث من اين است مجلس ما تا حزبي نشود اين بحث‌ها وجود خواهد داشت. اگر مي‌شد استاني شدن انتخابات يا حداقل بخش تناسبي بودن را اجرايي کرد نقطه اميدي بود. اگر به احزاب فرصت بدهيم به مردم پاسخگو خواهند بود. من معتقد هستم بزرگترين ضعف مجلس ما اين است که پارلمان غير حزبي و غيرپاسخگو است و لذا در راس امور نيست.

آقاي عارف چرا انقدر سکوت مي‌کنند؟

مگر من سخنگوي آقاي عارف هستم؟

به عنوان کسي که عضو فراکسيون است؟

ايشان مصلحت را اينگونه مي‌بينند، از دوستان هم اين انتقاد را دارند اما اشخاص روش‌هاي مختلفي دارند من گهگاهي گفته‌ام که شما بروز و ظهورتان کمرنگ است. شايد ملاحظاتي دارند بايد از خودشان بپرسيد.

ما دستمان به ايشان نرسيد. دعوتشان هم کرديم تشريف نياوردند!

من پاسخگو باشم؟

بخش زيادي از مردم که به آقاي روحاني راي دادند در سال 92 و 96 و سال 94 هم براي ليست اميد سنگ تمام گذاشتند، نهايتا دولت و مجلسي تشکيل شد که تا حد زيادي با هم همسو هستند. چرا وضع بدتر شد که بهتر نشد؟

دولت و مجلس را نبايد بگويم باهم همسو هستند. ممکن است دستگاه اجرايي در حد رئيس جمهور و معاونين با هيات رئيسه همسو باشند.

صراحتا بگويد، يعني آقاي روحاني و لاريجاني باهم همسو هستند؟

بله.

چيز کمي است رئيس دو قوه باهم همسو باشند؟

گاهي وقتي بدنه مجلس اين احساس همسويي را نمي‌کند، صراحتا بگويم، بسياري از وزرا به مخالفين دولت بيشتر از موافقين بها مي‌دهند. چه انگيزه‌اي مي‌ماند براي بدنه مجلس که بخواهند پاي کار دولت بايستند.

بالعکس آن هم هست. بسياري از چيزهايي که دولت خواسته مجلس همراهي نکرده است. هيجوقت دولت نيامده است پيگيري کند که چرا طرح‌هاي دولت راي نمي‌آورد.

من پيش از حوادث دي ماه 96 به آقاي روحاني گفتم که همشهري عزيز بجنب که به خاطر شما به ما اصلاح‌طلب‌ها فحش مي‌دهند

جالب اينجاست که اخيرا در دولت مطرح مي‌شود که اصلاح طلبان دولت را از بين مي‌برند. اين حرف خيلي بدي است. ما براي حمايت از آقاي روحاني شب و روز نداشتيم، پشيمان نيستيم و آقاي روحاني را در آن مقطع خير الموجودين مي‌دانستيم اما واقعا خيلي هم رويمان نمي‌شود بگويم تا اين اندازه حمايت کرديم.

اما الان که بحث انتخابات است مي‌گويم که مواضع بايد شفاف شود، ما با اصلاح طلبي که بخواهد لزوما زلفش با دولت گره بخورد خيلي قرار نيست باهم هماهنگ باشيم. اين را خيلي صريح مي‌گويم. بايد مرزبندي‌ها مشخص باشد در عين همکاري. ما از دولت تا آخر حمايت مي‌کنيم اما به شرطي که به برخي از حرف‌هاي ما هم گوش بدهند.

در صحبت‌هايتان به حمايت‌ها از دولت اشاره کرديد، زمان انتخابات صحبت‌هايي مي شد که اگر رقباي آقاي روحاني راي بياورد دلار 5 هزار تومان مي‌شود. و اين تاثير داشت که مردم از ترس يک آينده موهوم به کسي راي بدهند که مخالف اين روند است. واقعا فکر مي‌کنيد اگر رقباي آقاي روحاني راي مياورد وضعيت اقتصادي به اينجا مي‌کشيد؟

اولا که رجز خواني در انتخابات زياد است و نمي‌تواند مبناي تحليل باشد. اخلاقي هم نيست. من معتقد هستم يکي از پايه‌هاي انتخابات آينده حاکميت قانون و حاکميت اخلاق باشد. شما نظرتان در مورد رقيب آقاي روحاني اينگونه است، اما بعضي‌ها هم مي‌گويند اگه نتيجه انتخابات طور ديگري رقم مي‌خورد بحث برجام جابه جا مي‌شود و بحث شوراي امنيت به ميان مي‌آمد.

به عقيده من نبايد اگري در ميان باشد. نتيجه به سود آقاي روحاني بوده ما هم به وضعيت معيشتي مردم معترض هستيم. از شرايط مردم هم کاملا باخبريم. در تلاش هستيم که بتوانيم کمي از فشار اقتصادي را کاهش دهيم.

حتي در بحث‌هاي بين المللي ما مقاومت، ايستادگي و... را قبول داريم، اما بايد مردم را نگاه کنيم که اگر باعث شود بيش از اين فشار بر آنها باشد بعضي از کارهاي که شعاري و تند است را انجام ندهيم. ما بايد خادم مردم باشيم.

تحليلهاي شعاري هنگام انتخابات را مبناي تحليل‌ها قرار ندهيم. بايد ببينيم قانون و اخلاق حاکم است؟ مشارکت گسترده مردم براي ما اصل است، رقابت واقعي نه نمايشي براي ما مهم است و بايد به دنبال آن باشيم. هرچيزي که مردم را پس ميزند از حضور کار ضد انقلاب است. مي‌خواهد اصلاح‌طلب باشد يا اصولگرا.

بخش سوم:

خسته که نشديد آقاي کواکبيان؟

خير. اما مي‌خواهم نکته‌اي را بگويم. شما که انقدر به اصلاح‌طلبان مي‌پردازيد شده در برنامه‌اي هم بگوييد در جريان اصولگرايي محمود آقا چه مي‌گويد، حاميان تحول شهردار سابق چه مي‌گويند؟ اصولگرايان سنتي چه مي‌گويند؟ نياز است. من الان مي‌توانم 5 جناح بندي اصولگرا براي شما نام ببرم که فعال هستند براي انتخابات مجلس. اميدوارم آنها هم به وحدت برسند که رقابت جدي‌تر باشد.

ما هم از شما خواهش مي‌کنيم از دوستان اصلاح طلب بخواهيد به برنامه ما بيايند، نگويند ما تريبون نداريم.

من اينجا لازم است يک نکته اضافه کنم، برنامه جهان‌آرا برنامه خوبي است. اما خيلي از کامنت‌هايي که من بعد از اعلام اين خبر که مي‌خواهم در اين شبکه حاضر شوم را براي شما بخوانم مي‌گويد آدم شجاعي هستي که با اين کامنت‌ها به اين برنامه آمده‌اي.

واقعيت اين است که صدا و سيما از مقوله تفکر مردم دور است. چرا مردم انقدر از فضاي مجازي استقبال مي‌کنند در کشوري مثل افغانستان بالاي 140 شبکه خصوصي وجود دارد. ما فقط صدا و سيما را داريم. قبول کنيم که اگر قرار است فضا و رقابت جديتر شود نبايد يکسويه باشد.

شما موافق حضور اصلاح‌طلبان در صدا و سيما هستيد يا خير؟

من موافق هستم. ولي معتقدم به احزاب شناخته شده امکان داشتن برنامه‌هاي ويديو داده شود. غير از اينکه شما آنها را به برنامه‌هايتان دعوت کنيد

خيلي از اصلاح طلبان که به تلويزيون نمي‌آيند معتقد هستند که برنامه يکجانبه است و سوالات از پيش طراحي شده است، بحث‌ها بايد جهت دار باشد اجازه بحث‌هاي ديگر را نمي‌دهند.

اگر شما معتقد هستيد که اين گفت‌وگوها به توسعه سياسي مي‌انجامد به ما کمک کنيد اصلاح طلبان در برنامه ما حضور داشته باشند.

شما هم بايد اين فضا را ايجاد کنيد که ما فقط صدا و سيماي انحصاري نداشته باشيم. انحصاري به معناي اينکه ديگر جريانات سياسي نمي‌توانند تلويزيون داشته باشند.

در مجلس حتي نحوه اداره صدا و سيما هم راي نياورد. من با شفافيت با دوستان بحث ميکنم و نگراني از رد صلاحيت ندارم. و اگر اين افتخار نصيب بنده شود خدا را شکر مي‌کنم که بار مسئوليت مردم از روي دوش ما کمتر مي‌شود.

بسياري از دوستان ما اينطور فکر نمي‌کنند و بسياري مي‌گويند ما اگر فلان موضوع را بگوييم قبل از اينکه پاسخگوي مردم باشيم بايد حواسمان به دستگاه‌هاي نظارتي باشد.

آقاي دکتر ما مثل آمريکا و انگليس نيستيم وعده نسيه نمي‌دهيم. از شما درخواست مي‌کنيم از همکارانتان در مجلس و دولت بخواهيد به برنامه ما بيايند و پاسخگوي عملکرد خود باشند. برنامه ما چالشي خواهد بود.

ما تلاش ميکنيم شما هم تلاش خود را بکنيد.

شما در صحبت‌هاي خود اشاره کرديد که ممکن است ليست ندهيد اما تحريم نمي‌کنيد، بعضي از افراد موثر جريان اصلاحات مثل آقاي سعيد حجاريان گفته‌اند ممکن است ما اصلا در انتخابات شرکت نکنيم و بستگي به شرايط دارد. شما اين منطق را قبول داريد يا نه؟

در حال حاضر اصولگراها کمتر اين مشکل را دارند، اما اگر در آن طرف دنيا کسي حرفي بزند خود را اصلاح‌طلب ميداند، اما ما اصلاح‌طلبي که نظام جمهوري اسلامي را قبول ندارد اصلاح‌طلب نمي‌دانيم. ما قبول کرديم نظام خوب است اما نياز به اصلاح دارد. عده‌اي هم معتقد هستند وضع موجود بسيار خوب است و هيچ تحول و تغييري نياز ندارد، اين افراد نيز اصلاح طلب نيستند. اصلاح طلب واقعي اين است که نظام را پذيرفته و در چارچوب نظام مي‌خواهد اصلاحاتي انجام دهد و بر همين مبنا معتقد هستم برخي افراد نظر خودشان را مي‌گويند. آنهايي که بدون قيد و شرط مي‌گويند بايد ليست بدهيم با آنها مشکل داريم آنهايي هم که مي‌گويند تحت هر شرايطي نبايد بيايم هم مشکل داريم. ما به وضع آينده نگاه مي‌کينم اگر افرادي مناسب براي کشور داشته باشيم ليست مي‌دهيم.

نکته ديگر اينکه طيف مشارکت معتقد هستند که مجلس فعلي و فراکسيون اميد حاصل رد صلاحيت‌ها بوده وگرنه مجلس قدرتمندتري شکل مي‌گرفت؟

من معتقد هستم اين که من از لحاظ نظري با نظارت استصوابي مخالف باشم حق من است. اما در عمل فعلا قانون است. ما اگر عرضه داريم اين را اصلاح کنيم اگر نمي‌شود صورت مساله را پاک نکنيم. واقعيت اين است که بعضي دوستان اقتدارگراي ما خوشحال مي‌شوند که ما اصلاح طلبان ليست ندهيم و مشارکت نکنيم.

شوراي شهر دوم يازده درصد مشارکت در انتخابات داشتيم. شورا حاصل 4 درصد بود، شهردار منتخب آن شورا حاصل 2درصد. اگر ما هم خداحافظي کنيم با دو درصد هم مي‌شود شهردار انتخاب کرد ولي اين به نفع نظام نيست.

من معتقد هستم شوراي نگهبان مي‌تواند در بحث نظارتي نقش مهمي داشته باشد. واقعا اگر4 مرجع قانوني وزارت اطلاعات، ثبت احوال، دادستاني و نيروي انتظامي يک نفر را بدون نقطه سياه دانستند، نگوييم مرجع ديگري هم بايد نظر بدهد.

تجربه آقاي نجفي به نظر شما چه چيزي را نشان مي‌دهد؟ نظارت‌هاي ما بايد بيشتر شود يا کمتر؟

بحث آقاي نجفي يک بحث ويژه‌اي است. من همان زمان اعلام کردم که کاش خود آقاي هاشمي شهردار مي‌شدند، اما نبايد يک مورد اينگونه را بکوبيم بر سر يک جناح. چند نفر از اصولگراها را نام ببرم که از کشور خارج شده‌اند و اينجا جانماز آب مي‌کشيدند.

همين که شما مي‌گوييد نشان مي‌دهد که بايد نظارت بيشتر شود.

نه من مي‌گويم اگر آن 4 نهاد سندي دارند حتما رو کنند و شوراي نگهبان هم توجه کند. اما اگر بحثي در اين نهادهايي که در قانون آمده است نبود موارد ديگر را وارد نکنيم. همه که 12 عضو شوراي نگهبان نيستند.

اعمال سليقه‌هاي فردي در هيات‌هاي نظارت شوراي نگهبان در سراسر کشور را بايد اصلاح کرد.

شما موافق شفافيت آرا در مجلس هستيد يا خير؟

بله. سخنراني کردم در اين خصوص.

چرا راي نياورد؟

نماينده‌ها دو دسته هستند. عده‌اي از مردم مي‌ترسند، مطالبات مردم چيز ديگري اما بعضي دوست دارند جور ديگري راي بدهند. بعضي هم از دستگاه‌هاي نظارتي مي‌ترسند. بالاخره اين جو سنگين وجود دارد.

پس اشکال از خود نماينده است که شهامت ايستادن روي حرف خودش را ندارد؟

ولي اين جو وجود دارد. ما بايد اين جو را بشکنيم. نماينده شفاف بگويد که در حوزه انتخابيه راهنماي به چپ ميزنم اما اينجا يواشکي به راست مي‌پيچم.

چرا براي مشکلاتي اقتصادي که واقعا مردم را تحت فشار قرار داده است و به نظر مي‌رسد نمايندگان مي‌توانند حداقل کاري انجام دهند، مجلس کاري نمي‌کند. مثلا در بحث مسکن اجاره خانه‌ها به مرحله‌اي رسيده است که مردم حاشيه‌نشين ما از حاشيه ‌ها هم دورتر شده اند.

مي‌توانم فهرستي از طرح هايي که خود من دست اند کار بوده‌ام را ارائه کردم اما راي نمي‌آورد. ما اکثريت نيستيم! اولا روندي دارد که بايد به کميسيون مربوطه برود و بعد در هيات رئيسه در دستور قرار گيرد. يکي از نگراني‌هاي من در مجلس فعلي اين است که بسيار وقت‌هاي باطلي مي‌گذارند براي يک جلسه غير علني.

يعني مردم به اصلاح طلبان بيشتر راي بدهند تا کار دستشان باشد؟

نه عرض من اين است که حزب بايد پاسخگو باشد قانون بايد تصحيح شود. بايد اجازه بدهند احزاب جا بيفتند. طرحي که من اصلاح طلب ارائه مي‌دهم آن اصولگراي مجلس اگر ديد به نفع مردم است به آن راي دهد و بالعکس.

يک خوش خدمتي يک جرياني در مجلس که اصلا با آقاي لاريجاني کارد و پنير بودند به آقاي لاريجاني راي دادند و آقاي لاريجاني هم فراکسيون‌ها را به آنها تحويل دادند.