تاریخ 1398/02/26 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 5040 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 خليج فارس درهياهوي نافرجام 
نويسنده : علي‌اکبر مختاري

اين روزها منطقه خليج فارس يکي از روزهاي پر تنش خود را سپري مي‌کند. خبرهايي که از سخنان دولتمردان دو دولت ايران و آمريکا و تشديد رويارويي بين اين دو کشور در رسانه‌ها مخابره مي‌شود خليج فارس را به کانون توجه سياستمداران و رسانه‌هاي جهان مبدل ساخته است و اظهار نظرها و حرکات دو طرف با دقت و حساسيت توسط دولت‌ها و مجامع بين‌المللي رصد مي‌شود.آغاز اين وضعيت حساس و خطرناک از تشديد تحريم‌هاي دولت آمريکا بر عليه ايران به خصوص تروريستي خواندن سپاه پاسداران و عدم تمديد معافيت خريد نفت ايران شروع شد و در مقابل دولت ايران با عدم دسترسي به مزاياي برجام و بي‌اثر بودن نقش اروپاييان در اين معاهده، تصميم به خروج مرحله‌اي از برجام گرفت. در کنار اين تصميمات ديپلماتيک، تحرکات ميداني و آرايش جنگي دو طرف به‌خصوص حرکت ناو جنگي آبراهام لينکن به سوي خليج فارس نگراني از وقوع درگيري نظامي و وقوع جنگ بين دو طرف را افزايش داده است. طرفين به طور مستقيم و غير‌مستقيم اعلام کرده اند که در پي جنگ و درگيري نيستند ولي تحرکات و خرابکاري‌هاي مشکوک در جنوب خليج فارس موجب نگراني است و تحليل‌هاي متفاوت در رسانه‌ها و شبکه‌هاي مجازي افکار عمومي مردم ايران را در وضعيت ترديد و استيصال قرار داده است و نگران‌تر از قبل به آينده‌اي نامعلوم و وضعيتي نافرجام چشم دوخته‌اند. در ميان مردم هر روز اين سوال تکرار مي‌شود که جنگ رخ مي‌دهد يا نه و در اين هياهو عاقبت چه سرنوشتي براي سياست و اقتصاد مملکت ما رقم خواهد خورد؟

عده‌اي از رسانه‌ها که اکثرا در جبهه مخالف جمهوري اسلامي هستند به شرايط وقوع جنگ و فروپاشي با استدلال‌هايي همچون تندخويي و تعصب تيم جمهوري‌خواه آمريکا در به کار بردن زور براي تغيير، همچنين مقايسه شرايط جنگي در حملات قبلي دولت آمريکا به عراق و افغانستان با شرايط کنوني، به حتمي بودن مداخله نظامي دولت آمريکا استدلال مي‌کنند و برخي اشخاص و چهره‌هاي سياسي به وقوع جنگ بعد از ماه رمضان اشاره دارند. با ارزيابي دقيق‌تر شرايط پيش‌رو و خسارت‌هايي که از وقوع درگيري‌هاي نظامي به طرفين و اقتصاد انرژي جهان وارد مي‌شود احتمال وقوع جنگ بين طرفين پايين است و نتيجه‌اي جز جنگ لفظي و هياهو و تهديد در پي نخواهد داشت.

ايالات متحده در مقايسه با مداخلات نظامي پيشينش در کشورهاي منطقه با شرايط کنوني وضعيت متفاوت و پيچيده‌اي را پيش رو دارد و عوامل و مولفه‌هايي زيادي وجود دارد که احتمال وقوع جنگ بين ايران و آمريکا را بسيار پايين مي‌آورد. اولين موضوع انگيزه دولت آمريکا براي حمله نظامي است که در سطح پاييني قرار دارد. اگرچه تيم مشاوره و حلقه پيرامون ترامپ تندرو و جنگ طلب هستند ولي آنچه از ابتداي انتخابات رياست جمهوري آمريکا تاکنون از شخصيت دونالد ترامپ برداشت مي‌شود، اين است که ترامپ شخصي تاجر مسلک و معامله‌گر است و بيشتر به دنبال آن است با هياهو و بر هم زدن معاهدات از هزينه مسئوليت بين‌المللي ايالات متحده بکاهد و به روش‌هاي غيرمتعارف کسب درآمد بيشتري از ديگران داشته باشد. لذا اينگونه تفکر هرگز تمايل ندارد در تله جنگ و افزايش بودجه نظامي گرفتار شود مسلما درگيري نظامي با ايران همانند گرفتار شدن در جنگ ويتنام است.

نکته ديگر اينکه نزديک شدن ترامپ به اسرائيل و خوش‌خدمتي‌هايي که نسبت به اين رژيم داشته است نشان مي‌دهد موضوع امنيت اسرائيل بيش از پيش از عناصر اساسي سياست خارجي ايالات متحده و همچنين دولت ترامپ است. لذا دولتمردان آمريکا خوب مي‌دانند که موشک‌هاي ايران و حزب‌الله لبنان بر روي اسرائيل هدف‌گذاري شده است و شروع درگيري موجب از بين رفتن موجوديت اسرائيل است. در جنگ عراق و افغانستان چنين اهرم مقابله‌اي هرگز براي طرف‌هاي مغلوب وجود نداشت.

موضوع مهم ديگر توان نظامي و موقعيت ژئوپولتيک ايران است. درگيري و جنگ با ايران که تنگه هرمز را در اختيار دارد به آساني جنگ‌هاي قبلي نيست. بسته شدن شاهراهي که روزانه 18 ميليون بشکه نفت يا نزديک به 30 درصد نفت جهان از اين گذرگاه عبور مي‌کند اقتصاد انرژي جهان را مختل خواهد کرد. کوچکترين آتش‌بازي در اين منطقه به افزايش قيمت نفت و افزايش نرخ انرژي و تورم در اقتصاد جهان منجر خواهد شد.

لذا با اين توصيف هزينه‌ها و مخاطرات جنگ در خليج فارس بالاست و هيچ قوه عاقله‌اي به طرف درگيري و جنگ نخواهد رفت و تمامي هياهو و غوغا براي امتياز گرفتن بيشتر است. ادامه اين روند گرچه تغييري به حال دولت و مردم آمريکا ندارد ولي بلاتکليفي و تحمل فشارها مردم رنجور ايران را در وضعيت نااميدي و فرسايشي قرار داده است. شايسته است حاکمان سياستي اتخاذ کنند تا مردم از مشقت و رنج دايمي و سرنوشت نافرجام رهايي يابند.