تاریخ 1397/12/14 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4994 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 نقد و تحليل خبر هفته  

استعفاي ظريف!

استعفاي نيمه‌شب دکتر محمد‌جواد ظريف، بزرگ‌ترين سياستمدار دوران انقلاب و وزير امور خارجه‌ي ايران، که دشمنان امريکايي، وي را دشمن دانا مي‌نامند و به کياست و درايت او اذغان دارند، موجي از شگفتي را در ايران و جهان برانگيخت و خيل عظيم را به تعجب و تاسف و گروهي اندک از داخلي‌ها و خارجي‌ها را شاد کرد چون عرصه را از رنداني همانند او خالي ديدند. مخالفان برجام در داخل و نتانياهو و مايک‌پمپئو در خارج نتوانستند که خوشحالي خود را آشکار نکنند. در داخل، خيل عظيمي از نمايندگان خانه‌ي ملت و بزرگان اهل هنر و قلم و آنان که سرشان در حساب است از روحاني خواستند که با استعفايش موافقت نکند و اين بار برخلاف دوران استعفاي وزير بهداشت، دکتر روحاني از انفعال اطرافيان خارج شد و نپذيرفت و استعفايش را مخالف مصالح نظام گفت.

موازي‌کاري و دولت در دولت، مخالف توسعه‌ي کشور

شايد هيچ عاملي مخرب‌تر و بازدارنده‌تر از کارهاي موازي در کشور نباشد چون برخلاف دو خط موازي که در هيچ نقطه‌اي همديگر را قطع نمي‌کنند در اين مورد، در مسير خود دچار تزاحم مي‌کنند و توان هم را خنثي مي‌سازند و در هر کشوري هم که چنين است، سودي عايد آن کشور نشده است. از جمله‌ي اين موازي‌کاري، در سياست خارجي ايران است که اگرچه شرح وظايف هرکس طبق قوانين کشور و نيز به قولي مصالح نظام، کارها را تقسيم کرده‌اند اما گاهي ناخواسته موجب تداخل در امور مي‌شود و علي‌رغم ميل باطني، همديگر را ناديده مي‌گيرند که همين امر موجب وادادگي وظايف و سرخوردگي در مسئوليت مي‌شود که بزرگان کشور بايد با پادرمياني، تفاهم و تعامل را جايگزين تخالف و تضارب کنند.

ثبات نسبي در بازار ارز

در اين روزها که طلا و ارز دوباره اوج گرفته و بازار را تحت تاثير قرار داده است، رئيس کل بانک مرکزي از «ثبات نسبي در بازار پول و ارز» سخن مي‌گويد و تصريح مي‌کند که به جز جو رواني که دشمن ايجاد مي‌کند، مشکل ديگري نداريم و در بهترين شرايط ارزي به سر مي‌بريم و اين که روند رشد نقدينگي در دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم، کاهش داشته است و...

با اين همه و تاييد تدبير مدبرانه‌ي بانک مرکزي، به نظر مي‌رسد که علاوه بر توطئه‌هاي خارجي به کمک عوامل داخلي، سياست سود بانکي که از روزانه به ماهانه تبديل شد، سيل نقدينگي به سمت ثبت نام خودرو و طلا و سکه آمد و اوضاع اقتصادي را تحت تاثير قرار دارد که لازم است به سمت توليد و مسکن سوق داده شود.

مسافرت «اسد» به ايران و پيام روشن به امريکا

يکي از عوامل اختلاف بين ايران و امريکا و از آن سو دو رقيب حاضر در بحران سوريه، يعني ترکيه و روسيه که بيش از همه رژيم تل‌اويو را نگران کرده، حضور مستمر ايران در سوريه است و در ادامه‌ي اين سياست، سفر غيرمنتظره‌ي «بشاراسد» بعد از هشت سال به ايران که خود پيام روشني به امريکاست و نيز به روسيه که اطمينان حاصل کند به اين که دو کشور، مايل به حضور ايران در زمينه‌هاي سازندگي و دفاعي در سوريه هستند و از آن سو نتانياهو، با اين وحدت سياسي و رويه‌ي نظامي، آب در هاون مي‌کوبد و مراوده‌اش با پوتين، چندان تاثيري در اين امر بسيار مهم منطقه‌اي نخواهد داشت و گوش ايران، بدهکار نيست. به هرحال، آينده بسياري از مسائل را روشن خواهد ساخت.

درگيرهاي نگران‌کننده‌ي هند و پاکستان

واقعيت اين درگيري‌ها به حسب ظاهر، جاخوش کردن گروه‌هاي تروريستي در پاکستان است که از جانب نيروهاي نظامي و سياسي پاکستان حمايت مي‌شوند و در مورد ايران و «جيش العدل» از امارات و عربستان، تغذيه مي‌شوند. در مورد کشمير هم که مورد تعارض پاکستان و هند است، ايجاد مزاحمت «جيش المحمد» مطرح است که در برخورد اخير با حمله‌ي هوايي به کشمير پاکستان، هند بعد از سال 1971، نيروهاي دو کشور مقابل هم ايستادند و به نوعي هند از پاکستان، انتقام گرفت و با انداختن بمب 450 کيلوگرمي به اردوگاه تروريست‌ها بيش از 300 نفر آنها را کشت و از آن سو، پاکستان با ساقط کردن يکي از هواپيماهاي هندي خلباني را به اسارت گرفت که جهت آرام کردن اوضاع وخيم و نشان دادن حسن نيت، پاکستان اين خلبان را بدون هيچ پيش‌شرطي به هند تحويل داد.

ديدار دوم ترامپ با «اون» در هانوي، بي‌نتيجه بود

ديدار دوم ترامپ با رهبر کره‌ي شمالي مثل ديدار اول، بيش‌تر نمادين و با تعارضات عاميانه همراه شد و منتج به نتيجه‌اي نگرديد. عامل آن هم، زياده‌طلبي ترامپ است که نابودي تسليحاتي را از کره‌ي شمالي مي‌خواهد که تمامي سرمايه‌ي اين کشور است و به ازاي اين نابودي حاضر به دادن هيچ امتيازي به دولت کره نيست و حتي حاضر نيست که از تحريم‌هاي اين کشور بکاهد. عاملش هم، سياست تماميت‌خواهي و قلدر‌مآبانه و کاسب‌کارانه ترامپ است که همه چيز را براي خود مي‌خواهد و طرف مقابل در برابر خواسته‌ها، به طور کامل، مطيع و منفعل باشد. نکته‌ي مهم در اين دو ملاقات آن است که جنبه‌ي تبليغي آن براي ترامپ مهم است وگرنه هيچ برنامه‌ي مدوني در ميان نيست.

مرگ برآمريکا و دل در آمريکا!

محمود علوي، وزير اطلاعات گفت: کساني که در زمان انتخابات رياست جمهوري آمريکا، خداخدا مي‌کردند که ترامپ راي بياورد تا دولت ايران را دچار مشکل کند، امروز تلاش مي‌کنند تا دولت را ناکارآمد جلوه دهند تا مردم و مسئولين، رودرروي هم قرا بگيرند. و نيز رئيس جمهور هم نجابت مي‌کند که اين‌ها را نمي‌گويد.

در اين زمينه، نکته‌اي را از بيان يک ساواکي به خاطر مي‌آورم که مي‌گفت اگر نام من در ساواک است در عوض، دل شما با سازمان «سيا»‌ي آمريکاست. و اما نکته‌ي ديگر کوبيدن اين «دل سيايي»‌هاست که اقتدار و پس‌کوب و زور اينها بيش از حد‌نصاب جناب علوي است و انفعال ظاهري روحاني هم توجه به کنه قدرت چالش‌برانگيز آنهاست که به صلاح نمي‌داند.

خلاصه کدام راست مي‌گويند؟

دکتر روحاني درباره‌ي FATF مي‌گويد که رهبري چند بار به من گفته‌اند که با لوايح چهارگانه FATF مخالفتي ندارند دولت و مجلس هم با آن مشکلي ندارند! پس چه کسي مخالف است. از آن‌سو، حداد عادل مي‌گويد: رهبري هيچ نظري در اين مورد نگفته است و در اين مورد برخي نيز با انتقاد گفته‌اند که مگر حداد عادل، سخنگوي رهبري است؟

نکته آنجاست که حداد عادل نمي‌بايست با اظهارنظر خود به اين صراحت، تصريح رئيس‌جمهور را زير سوال ببرد. چون اگر هم چنين موضوعي در ميان نبود در عوض هتک حرمت رئيس‌جمهور مملکت بر هيچ‌کس حتي حداد عادل که در حد دکتر روحاني در هيچ زمينه‌اي نيست، جايز نبود.

استقرار ادارات کل در سمنان

با تلاش مجدانه‌ي نماينده‌ي سمنان و مهدي‌شهر و سرخه، به قولي بعد از 70 سال، ادارات کل راه و مسکن و شهرسازي و نيز اداره‌ي کل حمل و نقل جاده‌اي در سمنان مستقر شد و اداره‌ي کل محدودي نيز ويژه‌ي شاهرود و ميامي در مرکز شاهرود، ماند و بعد از سال‌ها اختلاف با اين تدبير، اين معارضات از بين رفت. نکته‌ي مهم در اين ميان همراهي و وحدت رويه‌ي نمايندگان شاهرود و سمنان و دامغان است که با همگاني در مورد انتقال آب از خزر به استان، بعينه ديده شد که جاي قدرداني دارد و مي‌تواند در توسعه‌ي متوازن استان، بسيار اثرگذار باشد. نمونه‌اش آن تلاشي بود که دکتر حسيني، حسن‌بيگي و دکتر همتي در صحن مجلس از خود نشان دادند و مردم استان هم در‌به‌در دنبال نماينده‌ي چهارم استان مي‌گشتند که کجاست؟

حکايت FATF و ني‌زن!

نگارنده با جو موجود در مجمع تشخيص، هيچ انتظار ندارد که آن طرف سال خورشيدي هم اين لايحه به تصويب برسد. و مي‌رسد به داستاني که کوروش هخامنشي به پادشاه شکست‌خورده مي‌گفت. پادشاه ايران، کوروش به پادشاهي پيغام داد که چنانچه با مردمش رفتار درستي نداشته باشد به آنجا حمله خواهد کرد و همين هم شد. دشمن شکست خورده پس از شکست راي کوروش فاتح را پذيرفت اما کوروش نپذيرفت و اين قصه را حکايت کرد که ني‌زن به کنار دريا رفت، به ماهي گفت که با ني زدن من برقصيد! اما چون گوش نکردند، توري به دريا انداخت و ماهيان بسياري به دام آورد و در خشکي انداخت آن‌گاه ماهي‌ها به رقص درآمدند. ني‌زن گفت که ديگر رقص شما را که به سبب شکست حاصل شده، خواست من نيست!

و متاسفانه در خيلي از موارد رقص ما بعد از شکست بوده است و...

سينه سپر کردن در عرصه‌هاي دشوار

سخن رهبري در ديدار مسئولان کنگره‌ي بزرگداشت شهداي کرمان، سينه سپر کردن در عرصه‌هاي سخت ملت است. البته اين سينه سپر کردن فقط در عرصه‌ي جنگ نيست بلکه در علم و اقتصاد و هنر و جامعه‌شناسي و فرهنگ هم هست؛ يعني با مجاهده در زمينه‌هاي مختلف است مي‌تواند عقب‌ماندگي‌ها و ندانم‌کاري‌هاي خود را جبران کند. ايشان، راز اقتدار يک ملت را وجود جوانان دلير دانستند که در مراحل مختلف و در بزنگاه‌هاي تاريخي، استوار و بي‌باک، مي‌ايستند و مانع دشمن از نفوذ به خاک وطن مي‌شوند و با اين بيان، سخن شيخ‌محمد خياباني زنده مي‌شود که مي‌گويد: ملتي که از مرگ نترسد، هرگز نمي‌ميرد. به قول استاد دکتر حميد شيرازي:

بلي آنان که از اين بيش بودند

چنين بستند راه ترک و تازي

از آن اين داستان گفتم که امروز بداني قدر و بر هيچش نبازي

در قالب تبصره‌هاي بودجه 98 انجام شد

نمايندگان مجلس تصويب کردند حقوق همه‌ي کارکنان دولت و بازنشستگان در سال آينده، 400 هزار تومان افزايش يابد. اين مصوبه البته با مخالفت رئيس برنامه و بودجه، جناب نوبخت روبه‌رو شد مبني براينکه قضات و اعضاي هيئت‌هاي علمي دانشگاه متضرر مي‌شوند که نکته ي درستي هم هست اما بايد به ايشان متذکر شد به اينکه زيان قاطبه‌ي کارمندان و بازنشستگان، کشور را به جايي مي‌رساند که نوبخت و هيچ خوشبخت ديگري برمسند نماند. وانگهي، دولت که نوبخت از جانب آن سخن مي‌گويد، مجري قوانين است نه آن مخالفت خود را در خوش آمد و بد آمد اعلام کند. و نکته‌ي ديگر آن که نمايندگان بايد به موکلان خود پاسخ دهند و کساني نيستند که مثل خيلي‌ها در به روي خود ببندند و بي‌اعتنا و به خود‌انديش باشند.

پرداخت‌هاي عادلانه

مجلس دهم مصوب کرد که پرداخت هرگونه تسهيلات به مقام‌هاي بالا، مديرعاملان و اعضاي هيئت‌هاي مديره شرکت‌ها و مديران دستگاه‌هاي اجرايي از محل اعتبارات و منابع داخلي و درآمدهاي اختصاصي هر دستگاه بايد مانند ساير کارکنان دستگاه ذي‌ربط باشد. در اينجا بايد گفت که مجلس با توجه به شناخت در دستگاه‌هاي اجرايي، تصميم گرفته است چون پرداخت‌هاي غيرمتعارف و يک‌جانبه، تاکنون آسيب‌هاي فراوان و عديده‌اي بر نهادهاي اجرايي وارد کرده و موجب بي‌ميلي در انجام وظيفه شده است که خود نوعي فاصله‌ي طبقاتي است بين آن مديري که فلان مبلغ پاداش و فلان مي‌گيرد و دون‌پايه فقط بايد به دستش نگاه کند و حسرت بخورد.

خوي استعماري انگليس

عمل غيرمنطقي و غيرحقوقي دولت انگليس در مورد حزب‌الله که اين گروه مقاوم و عضو مقاومت را در زمره‌ي گروه‌هاي تروريستي قلمداد کرده هم خوي استعماري خود را نشان داد و هم به همه هشدار داد آن غده‌ي سرطاني را که در 1948 به جاي فلسطيني‌ها و در گستره‌ي وسيع‌تر به جان منطقه و مسلمان‌ها انداخته، در هر شرايطي حمايت خواهد کرد.

در واکنش به اين عمل ننگين که دنباله‌روي سياست آمريکا را بارزتر از هميشه نشان داد، دولت‌هاي مسلمان و غيرمسلمان و همه‌ي کساني که حمايت از ستمديده و مخالفت با ستمگر را سرلوحه‌ي کار خود قرار داده‌اند، بايد مثل دولت ايران اين بيانيه دولت «مي» را محکوم کنند.

دولت انگليس، شريک جنايات

سعودي در يمن

رئيس کميته‌ي عالي انقلاب يمن وابسته به انصارالله گفت: انگليس هم مثل امريکا و اسرائيل، شريک جنايات رژيم سراسر وابسته‌ي سعودي است وي در پاسخ «جرمي هانت» وزير امور خارجه‌ي انگلستان، در صفحه توئيتر خود نوشت که ملت يمن به خوبي آگاهند که انگليس در حمله به يمن، دخالت مستقيم داشته و شريک مهاجمان ائتلاف و آمريکا به ملت فقير اما مقاوم يمن است. بنابراين نمي‌تواند در مذاکرات آتش‌بس ميانجي بي‌طرفي باشد.

نيروي طالبان به ارتش افغانستان مي‌پيوندند اگر...

سخنگوي دفتر سياسي طالبان در قطر اعلام کرد: نيروهاي ما در صورتي که نظاميان امريکايي از افغانستان خارج شوند، به ارتش اين کشور مي‌پيوندند. وي اضافه کرد که گفت‌و‌گو با دولت افغانستان، موضوع داخلي است در حالي که اکنون، خروج اشتغال‌گران امريکايي مورد مذاکره‌ي ماست. ما خواهان حکومت فراگير در کشور خود هستيم و به صلح و پايدار مي‌انديشيم.

در مورد گفته‌هاي «سهيل شاهين» بايد گفت که ما به عنوان همسايه‌ي غربي آن کشور، بيش از هر کشوري، خواهان صلح پايدار آن دولت و ملت هستيم و حسن همجواري آنها را طالبيم و مشتاق هستيم که ميليون‌ها افغاني مهمان ساليان دراز ما هرچه زودتر جهت آباداني و زندگي مطلوب به وطن خود بازگردند. اين غايت ما و بالطبع، همسايگان و مسلمانان خواهد بود.

روابط سوريه با ايران، قابل چانه‌زني نيست

«بشارالجعفري» نماينده‌ي دايم سوريه در سازمان ملل، در مصاحبه به شبکه‌ي «الميادين» گفت: ايران کشور متحد ماست و روابط دمشق با تهران قابل چانه‌زني نيست. وي در مورد روسيه هم اين سخنان را تکرار کرد وگفت: منافع دمشق ايجاب مي‌کند که با ايران و روسيه، روابط خوبي داشته باشيم و...

البته ادامه‌ي اين روابط به نفع ايران و روسيه هم هست چون سوريه در خط مقدم جبهه‌ي مقاومت است و امنيت منطقه را به نوعي تامين و تضمين مي‌کند. در اين ميان، بايد مواظب روسيه هم بود چون رابطه‌ي سنتي با رژيم تل اويو دارد و جز به منافع خود هم نمي‌انديشد.

واکنش ظريف به شکست

مذاکرات ترامپ و «اون»

وزير امور خارجه‌ي ايران، دکتر ظريف، پس از بي‌نتيجه ماندن مذاکرات «هانوي» گفت: «ترامپ بايد اکنون متوجه شده باشد که نمايش‌هاي پرسروصدا، عکس گرفتن‌ها و تغيير مواضع ناگهاني ديپلماسي جدي، متفاوت است» وي همچنين از محاسن برجام و تک‌تک واژه‌هاي معني‌دار اين معاهده‌ي بين‌المللي 150 صفحه‌اي گفت. چيزي که امثال ترامپ از مضامين آن سر در نمي‌آورند.

و اما نتيجه‌اي که مي‌توان از اين دوبار مذاکره با کره شمالي دريافت اين است که ظرافت‌ها و دقايق دانش سياسي، آن چيزي نيست که ترامپ مي‌فهمد. وي کاسب و برج‌ساز است، طرف مقابل را تا حد تعريف بالا مي‌برد تا بتواند بدون پرداخت هيچ امتيازي، فقط امتياز بگيرد. اين همان نکته‌اي است که «اون» فهميد ما هم بايد اين واقعيت را بفهميم که در صورت مذاکره، ترامپ هيچ امتيازي به ما نمي‌دهد فقط از قد و قامت و محاسن و چهره‌ي ما مي‌گويد. او سياستمدار نيست که بفهمد در دنياي سياست بايد به جا امتياز داد و به جا هم امتياز گرفت.

خوي دلواپسان!

اگر سريال‌هاي حملات بي‌رحمانه‌ي دلواپسان عليه دکتر ظريف ادامه دارد. ايشان بايد بداند که اين مخالفت‌ها و آزار دادن‌ها چه ماهيت و چه فلسفه‌اي دارد. در اين امر، دو موضوع قابل بحث و اعتناست: نخست قدرت و قوت بي‌بديل و بي‌نظير و احاطه‌ي ايشان در مسائل سياست بين‌المللي است، نکته‌اي که دوست و دشمن بر آن واقف‌اند و نبود وي در راس هرم سياست خارجي به سود مصالح نظام و منافع ملي نيست و دوم، به خوي و خصلت دلواپسان بازمي‌گردد که بيش‌تر اسير بافته‌ها و يافته‌ها و پندارهاي باطني خويش‌اند در نتيجه نبايد انتظار بهبود اوضاع از جانب آنان داشت چون:

خويي که از نخست، کسي را به سر نشست او را هماره تا به دم مرگ بر سر است

همه‌ي تلاش دشمنان

به تصريح رهبري معظم، همه‌ي تلاش دشمنان، عبارت از ترساندن و نااميد کردن ملت ايران است.

در تحليل اين سخن درست بايد گفت: ترس، متعلق به ملت‌هاي بي‌ريشه است نه ملتي سرافراز و از آب گل برآمده و آزمون‌هاي سخت را پشت سرنهاده همچون ايران است و ديگر، ملتي که در اعصار و فرون از نوميدي‌ها اميد ساخته، هرگز مرعوب نخواهد شد و همچو شمعي است که خود عين آتش است پس چرا از آتش بترسد»

در عاشقي گريز نبايد ز سوز و ساز استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم

فرزامي