تاریخ 1397/11/18 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4975 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 يک مبارز انقلابي:
 حضرت امام(ره) برجسته‌ترين نقش را در پيروزي انقلاب داشتند 

چگونه وارد فعاليت‌هاي مبارزاتي شديد؟

زمينه مذهبي من و آشنائيم با دانشجويان مومن و انقلابي بين سال‌هاي 48 تا 52 مرا به مسير اسلام انقلابي هدايت کرد.

با توجه به سوابقتان در مبارزه و نهضت امام خميني(ره)، علت شما براي مبارزه با رژيم پهلوي چه چيزي بود؟

پس از پايان تحصيلات دانشگاهيم در دوره ليسانس در سال 52، براي خدمت سربازي عازم کاشمر شدم. در دهه محرم، يکي از طلاب امام خامنه‌اي(شهيد کامياب که بعد از انقلاب کانديداي مجلس شده بود و قبل از ورود به مجلس توسط منافقين ترورشد) در يکي از حسينيه‌ها يک سخنراني انقلابي با عنوان "تقيه" کرد. به دنبال اين سخنراني و در پايان منبر، من چند سوال از ايشان کردم و طرح اين چند سوال زمينه دوستي ما را فراهم کرد. ايشان مرا به مسجد کرامت که پايگاه امام خامنه‌اي براي تفسير قرآن بود، و پس از آن با تعطيل شدن اين مسجد توسط ساواک، به مسجد امام حسن(ع) که پايگاه معظم له براي تفسير نهج البلاغه بود و همچنين به منزل ايشان بردند. خميرمايه مذهبي من و در مقابل آن مفاسد رژيم شاه از يک طرف و اين آشنايي‌ها و ملاقات‌ها از طرف ديگر، زمينه مبارزه با رژيم پهلوي را در من تشديد کرد.

در سال‌هاي مبارزه، اولين اقدامي که انجام داديد چه بود و همراه چه افرادي اين اقدامات را انجام مي‌داديد؟

با توجه به استخدامم در سال 54 در آموزش و پرورش به عنوان دبير، فرصت خوبي برايم پيدا شد که بتوانم ماهيت رژيم شاه را براي دانش‌آموزانم افشا کنم. البته اين افشاگري من به دليل پرهيز از برانگيخته شدن حساسيت ساواک، به هيچ وجه شعاري نبود بلکه سعي مي‌کردم به طور غيرمستقيم با دادن معيارهايي به آنان، به تفکر وادارشان کنم تا خودشان به نتيجه مورد نظر برسند.

آيا توسط توسط نيروهاي ساواک دستگير هم شديد؟

خير.

فعاليت انقلابي شما بيشتر در سمنان بود يا شهرهاي ديگر؟

درسمنان بود.

جرقه‌هاي تظاهرات انقلابيون در سمنان از چه زماني زده شد؟

در نيمه مهرماه سال 57، فرهنگيان سمنان دست به اعتصاب زده از رفتن به کلاس خودداري کردند. ضمن اعتصاب، جلسات منظمي در سالن اجتماعات مدرسه پهلوي آن زمان و پرديس الزهراء (دانشگاه فرهنگيان دختران) کنوني واقع در ميدان ارگ برگزار و عليه رژيم شاه افشاگري مي‌شد تا جايي که من به خاطر دارم، تظاهرات گسترده سمنان از سوي فرهنگيان برگزار مي‌شد و ساير اقشار مردم به آن مي‌پيوستند و از سوي روحانيت آگاه سمنان مورد حمايت و پشتيباني جدي قرار مي‌گرفت.

اولين شعار انقلابي مردم سمنان را به خاطر داريد؟

اگر اشتباه نکنم اين بود: "برق بشا، برق بشا، مرگ برشاه".

به خاطر داريد اولين شهيد چه کسي بوده است؟

خردسالي به نام "بهروز بهروزي".

به عنوان کسي که در انقلاب حضور داشتيد از خودتان و هم نسل‌هايتان بگوييد، چرا انقلاب کرديد؟

صهيونيسم جهاني، بنا به اقرار خودشان، از بيش از 2000 سال پيش نقشه تسلط برکل جهان را داشته‌اند و دارند. آنان در پروتکل‌هاي دانشوران صهيون که شامل 24 پروتکل است، مي‌گويند: " روزي تاج حکومت جهاني بر سر يهود گذاشته خواهد شد". مطابق اعتقاد آنان که خود را يهودي مي‌دانند، غير‌يهود حيوان ‌اند و خدا آنان را به شکل انسان خلق کرده تا بتوانند به يهود خدمت کنند. آنان مي‌گويند که صهيونيسم بايد تمام اديان را از بين ببرد و مرام خود را بر همه جهان حاکم کند و بر همه مردم جهان مسلط شود. صهيونيسم دين نيست بلکه يک اعتقاد سياسي است که هدفش دين‌زدايي است. يکي از عمده‌ترين دلايل اين مدعا ترويج شيطان‌پرستي و بي‌بند و باري اخلاقي و محو حيا توسط آنان است. امام‌(ره) در سايه بصيرت و هوشمندي الهي که به مصداق " و من يتق الله يجعل له فرقانا " يعني هر کس تقوا پيشه کند،خداوند قوه تشخيص حق و باطل را به او عطا مي‌کند، اين توطئه را کشف کرد و با انقلابش پرچم مبارزه با دين ستيزي و پرچم احياء نام خدا و دين را در ايرا ن برافراشت و همه دنيا را دعوت کرد که به اين انقلاب بپيوندند تا اين انقلاب مقدمه‌اي بشود براي احياء مجدد دين و برچيدن بساط کفر و استکبار جهاني به سرکردگي صهيونيسم جهاني و مقدمه‌اي بشود براي پيوستن به انقلاب جهاني ولي عصر (عج). مردم ايران با هشياري که داشتند به اين نداي امام پاسخ مثبت دادند و به انقلاب پيوستند.

تا چه اندازه به خواسته‌هايتان رسيديد؟

رضاخان ميرپنج که بعدا نام پهلوي را به زور از صاحب چنين نامي گرفت و برخود نهاد، با پا درمياني فراماسوني به نام محمدعلي فروغي که بعدا نخست وزير او شد حکومت را غصب کرد. اين کودتا با طراحي فراماسونري، تشکيلات سري صهيونيستي داشت و به دست انگيسي‌ها اجرا شد. در سال 1320 همان گونه که او را به سر کار آورده بودند عزل و به جزيره موريس تبعيد کردند. روشن است کسي که با طراحي و دستور ديگران بيايد و با ذلت و خواري به دست همان‌ها برود، از خود هيچ اراده‌اي ندارد. اگر به او بگويند عزاداري امام حسين(ع) را ممنوع کن، مي‌گويد چشم و اگر به او بگويند حجاب را، که از احکام مسلم الهي است، از سر زنان مسلمان بردار، باز مي‌گويد چشم. پسرش، محمدرضا هم با هدايت آمريکايي‌ها که دست‌نشانده صهيونيست‌ها هستند بر سر کار آمد. به هنگام روي کار آمدنش به او گفتند که به ما خبر داده‌اند راديوي آلما ن را گوش مي‌دهي. اگر مي‌خواهي شاه بشوي بايد قول بدهي که ديگر به اين راديو گوش نکني. او هم گفت، چشم. او در تمام طول حکومتش نوکر حلقه به گوش آمريکايي‌ها و اسرائيلي‌ها بود و جرات نداشت قدمي بر خلاف رضاي آن‌ها بردارد. اولين قدم در انقلاب اسلامي ما برداشتن اين مانع بزرگ يعني حکومت پهلوي از سرراه اسلام و مسلمانان بود. در اين مرحله ما با موفقيت کامل به خواسته‌مان رسيديم و اين مانع را از سر راه برداشتيم. اما اين تازه اول کار بود و مي‌بايست قدم‌هاي بعدي را باصلابت و استحکام بر مي‌داشتيم که برنداشتيم.

امروز به آن آرمان‌ها چه اندازه پايبنديد؟ مردم امروز تا چه اندازه به آرمان‌هاي مردم آن زمان اعتقاد دارند؟

چون آن آرمان‌ها الهي بود، خود من صد درصد به آن پايبندم. من معتقدم مردم ما هم به آن آرمان‌ها چون الهي است پايبند هستند. اگر مردم حرفي دارند و فريادي مي‌زنند، اين است که چرا به آن آرمان‌هاي مقدس عمل نمي‌شود.

به نظر شما علل موفقيت و پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 چه بوده است؟

الف- دشمني آشکار استکبار جهاني با مردم ايران و حمايت روشن آنان از حکومت فاسد پهلوي

ب- ايمان محکم، توحيد ناب، توکل صد درصد، اخلاص و ساده‌زيستي امام (ره) و انطباق عمل و حرفشان

ج- وحدت مردم

نقش امام خميني در پيروزي انقلاب را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

با توجه به ويژگي‌هايي که در پاسخ به سوال قبلي برشمردم، و با توجه به ارزش و اهميت بي‌نظيري که ايشان براي مردم قائل بودند و تبعيتي که مردم از ايشان کردند، حضرت امام(ره) برجسته‌ترين نقش را در پيروزي انقلاب داشتند.

دليل تداوم انقلاب اسلامي بعد از همه اين سال‌ها چيست؟

اين انقلاب سه رکن دارد: ايمان به خدا، رهبري ولي فقيه و وحدت مردم. تا زماني که اين سه رکن حفظ شود اين انقلاب هم حفظ خواهد شد. به شکر خدا اين ارکان حفظ شده و بايد براي تداوم انقلاب و استحکام هر چه بيشتر آن در تقويت اين سه رکن بکوشيم. هر صدايي که براي تضعيف اين سه رکن بلند شود، صداي شيطان است که از حلقوم يک شيطان به ظاهر انسان بيرون آمده.

نسبت امروز جمهوري اسلامي با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

در بخش داخلي، متاسفانه بخشي از اين آرمان‌ها از جمله عدالت اجتماعي، سياسي و اقتصادي، آن طور که مورد انتظار بود، محقق نشده است. انتظار اين است که مردم از فرصت‌هاي برابر براي رشد اجتماعي، سياسي و اقتصادي به دور از هرنوع رانت برخوردار باشند که با نهايت تاسف اين طور نيست. در بخش آزادي سياسي، منابع تاريخي نقل مي‌کنند که به هنگام انتخابات مجلس، ليستي از کانديداها در خانه "علم"، وزير دربارکنترل مي‌شد تا کانديداهاي مورد نظر تاييد و بقيه از ليست خارج شده و نام کانديداهاي تاييد شده از توي صندوق‌هاي راي بيرون بيايد. بيش از نود درصد از مردم حتي نام نماينده خود در مجلس شوراي ملي را نمي‌دانستند. اما اکنون از زمان پيروزي انقلاب تا کنون ما هر سال به طور متوسط يک انتخابات داشته ايم که شور و هيجان و جنب و جوش مردم در اين صحنه‌ها نشان‌دهنده آزادي عمل آنان در انتخابات و ارزش راي آنان است. اگر گاهي مردم دادشان در ي‌آيد که چرا فلان نماينده شوراي شهر يا مجلس يا رياست جمهوري بد عمل مي‌کند، بايد خود را زير سوال ببرند که چرا با چشم باز راي نداده‌اند. در بخش اقتصادي در داخل، رشد اقتصادي خوبي داشته‌ايم و به اعتراف منابع معتبر جهاني به سطوح بالاي اقتصادي دست يافته‌ايم، اما آن چيزي که مردم را آزار مي‌دهد، بي‌عدالتي اقتصادي، رانت‌خواري اقتصادي براي خواص و امثال آن است که بايد برايش فکري کرد. در بخش استقلال خارجي بايد بگوييم که امروز کسي جز خودمان نمي‌تواند براي ما تصميم بگيرد، مگر آن که خودمان با دست خودمان، با ترس از فشار بيشتر، استقلالمان را دو دستي تقديمشان کنيم.

آينده نظام برآمده از انقلاب اسلامي را چگونه مي‌بينيد؟

اگر مومن باشيم به مصداق صريح قرآن که مي‌فرمايد "و انتم الاعلون ان کنتم مومنين " برتر از همه خواهيم بود و اگرمطيع رهبر باشيم و چشم به بيرون ندوزيم و به نيروي داخلي خودمان و بخصوص جوانانمان تکيه کنيم و در انتخابات‌ها کساني را انتخاب کنيم که چنين ديدگاهي داشته باشند، مطمئنا آينده‌اي بسيار روشن و زيبا که الگوي همه جهانيان باشد، خواهيم داشت.

دهه فجر و 22 بهمن را در دو جمله بيان کنيد.

دهه فجر ياد آور ايامي است که بزرگ‌ترين مانع داخلي سر راه تکامل مادي و معنوي‌مان يعني حکومت پهلوي از ميان برداشته شد و روز 22 بهمن انفجار نور در دل تاريکي بود.

مهم‌ترين جناياتي که در دوران پهلوي صورت گرفت چه بود؟

کشتار بي‌رحمانه پانزده خرداد 42 با آمار تقريبي 15000 شهيد، آتش زدن سينما رکس آبادان و سوزاندن تماشاچيان و کشتارحدود 4000 نفر در ميدان ژاله آن زمان و ميدان شهداي کنوني.

وابستگي اقتصادي ايران به ساير کشورها در دوره پهلوي چگونه بود؟

قسمت اعظم گندم مورد نيازمان از آمريکا وارد مي‌شد. بخش کوچکي از نفتمان در داخل تصفيه مي‌شد و واردکننده عمده بنزين و محصولات پتروشيمي از خارج بوديم. سيلوهايمان را روس‌ها برايمان مي‌ساختند. جاده‌ها و تونل‌هايمان توسط خارجي‌ها ساخته مي‌شد و خلاصه اين که اجازه خودکفايي و رشد اقتصادي چشمگير به ما نمي‌دادند و اگر به ظاهر درآمدي خوبي داشتيم، حاصل خام‌فروشي نفت بود نه توليدات نفتي‌مان اما اکنون صادر کننده تکنولوژي‌هاي گوناگون از جمله تکنولوژي ساخت پالايشگاه‌هاي نفت هستيم.

آيا مي‌توان گفت پدر و پسر پهلوي وطن دوست نبودند؟

در مورد پدر که در پاسخ به يکي از سوالات قبلي اشاراتي داشتم. اين پدر و پسر خود را و درباريان و وابستگان خود را دوست داشتند. در مورد رضاخان يکي از نشريات خارجي آن زمان نوشته بود: در ايرا ن يک افعي پيدا شده که زمين مي‌بلعد. اصولا حکومت‌هاي وابسته به بيگانگان نمي‌توانند وطن دوست باشند چراکه اگر بيگانگان احساس کنند که اين حکومت‌ها مي‌خواهند وطن دوست باشند و به وطنشان خدمتي بکنند و آن را رشد بدهند همان طور که آن‌ها را آورده‌اند همان طور هم آن‌ها را مي‌برند.

آزادي بيان در دوره پهلوي چه جايگاهي داشت؟

در دوره پهلوي پدر، آزادي بيان هيچ مفهومي نداشت و سزاي حرف زدن در مقابل حکومت، مرگ بود. در دوران پهلوي پسر اداي آزادي را در مي‌آوردند اما آزادي‌هاي بسيار محدود و جزئي. وقتي محمدرضا حزب رستاخيز را تاسيس کرد با ژست متکبرانه‌اي در تلويزيون ظاهر شد و گفت هر کس مي‌خواهد عضو اين حزب نشود بايد از ايران برود. در دوران محمدرضا حرف زدن عليه سه چيز مطلقا ممنوع بود: آمريکا، اسرائيل و شاه.

آزادي و مشارکت در سرنوشت سياسي مردم تا چه حدي بود؟ آيا اين نوع آزادي وجود داشت؟

انتخابات مجلس شوراي ملي کاملا صوري بود و وکلايي به مجلس راه پيدا مي‌کردند که شاه و اربابانش به خصوص آمريکايي‌ها مي‌خواستند. و همان طور که قبلا اشاره کردم، اکثريت قريب به اتفاق مردم حتي نام نماينده شهرشان در مجلس شورا را نمي‌دانستند. در مجلس سنا نيز طبق قانون اساسي، سي تن از نمايندگانش انتصابي شاه و سي تن ديگر به ظاهر انتخابي بودند که اين مجلس درحقيقت مجلس اعيان و اشراف صد درصد وابسته به حکومت بود.

اوضاع جامعه و سطح زندگي مردم در دوران پهلوي چگونه بود؟

در دوران رضاخان، عمده تلاش حکومت صرف برقراري امنيتي مي‌شد که به دنبال سستي حکومت قاجار از بين رفته بود و همين امر بسياري از مردم را فريب داده بود که رضاخان منجي کشور است و عليرغم ديکتاتوري وحشتناکش او را تحمل مي‌کردند. اما مقابله او با مظاهر ديني غيرت ديني مردم را تحريک مي‌کرد اما به هيچ‌وجه جرات اظهارنظر نداشتند. بيشترين تلاش رضاخان در بخش اقتصادي صرف اين مي‌شد که هر چه مي‌تواند بهترين زمين‌هاي کشور و ديگر امکانات امکانات اقتصادي کشور را از آن خود کند. در دوران محمدرضا به خصوص در اواخر دهه 30 چنان رکودي بر کشور حاکم شد که او را با رهنمود آمريکايي‌ها وادار کرد در سال 41 به اصطلاح به اصلاحاتي اقتصادي دست بزند به نام انقلاب سفيد شاه و ملت که يک نمونه آن اصلاحات ارضي بود. براي تامين پول مورد نياز اين اصلاحات يعني دادن پول زمين‌هايي که از خان‌ها و اربابان گرفته و به کشاورزان داده بودند به فروش سهام کارخانجات دولتي دست زدند. اين اقدام از يک طرف موجب شد کشاورزي ايران به خاک سياه بنشيند و از طرف ديگر خان‌ها با پولي که از حکومت بابت زمين‌هايشان گرفته بودند به شهرها آمده و کارخانجات مونتاژ از جمله ايران ناسيونال (ايران خودروي کنوني) تاسيس کنند. نتيجه اين اقدام اين شد که کشاورزان دست از کشاورزي کشيده و براي تامين معاش و نجات از فقر به شهرها مهاجرت کرده و کارگر همان اربابان قبلي خودشان بشوند و چيزي جز فلاکت نصيبشان نشد. اين فقط يک نمونه از وضعيت اقتصادي آن زمان بود.

از شکنجه‌هاي وحشيانه‌اي که عوامل شاه و نظاميان عليه زندانيان و مبارزين داشتند، برايمان بگوييد.

من يک نمونه را ذکر مي‌کنم، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. يک نمونه: کشيدن ناخن شهيد آيت الله سعيدي، سوزاندن پاي ايشان در روغن داغ، سوراخ کردن استخوان و سوراخ کردن مغز ايشان با مته.

مجامع بين‌المللي به اين شکنجه‌هاي وحشيانه اعتراض نمي‌کردند؟

گاهي چرا، اما با توجه به پشتيباني آمريکايي‌ها، اسراييلي‌ها، اروپايي‌ها و حق‌السکوت و رشوه‌اي که شاه به دولت‌هاي حامي خود مي‌داد و خدماتي که به آنان مي‌کرد، آنان مانع افشاي آن درسطح جهاني مي‌شدند.

تصوير کلي از ايران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بازگو کنيد.

ايران قبل از انقلاب يعني ذلت و اسارت در دست ابر قدرت‌ها، اطاعت محض از آنان، عدم استقلال سياسي و اقتصادي، وابستگي کامل سياسي، اقتصادي به آنان و نمايندگي آنان در خاورميانه به عنوان ژاندارم منطقه. اخيرا در يکي از مساجد سخنراني داشتم. در بين سخنرانيم وقتي صحبت از وابستگي نظامي ايران به آمريکا کردم، يکي از حضار که به نظر مي‌آمد نظامي زمان شاه بوده باشد، نقل مي‌کرد که يکي از فني‌کاران داخلي قطعه‌اي از يک هواپيما را مخفيانه تعمير و نصب کرد. وقتي فرماندهان متوجه اين کار وي شدند او را به جرم تعمير آن قطعه بازداشت کردند. اما ايران بعد از انقلاب يعني تلاش براي استقلال در همه ابعاد و ايستادن روي پاي خود.

سخن آخر.

پيامبر اعظم (ص) به هنگام رحلت فرمودند: "اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي اهل بيتي. ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا..." يعني من دو چيز گران بها بين شما مي‌گذارم، کتاب خدا و عترتم يعني اهل بيتم را. تا زماني که به اين دو چنگ بزنيد هر گز گمراه نخواهيد شد. با عنايت به اين سفارش ارزشمند بايد قرآن را با تمام وجود بياموزيم و به محتواي آن عمل کنيم. در کنار قرآن آموزش تعاليم اهل بيت و پذيرش ولايت آنان ما را که ادعاي شيعه بودن را داريم از هر گزندي مصون خواهد داشت. انقلاب اسلامي ايران سه پايه داردکه اگر سعي کنيم اين سه پايه را حفظ کنيم هيچ خطري آن را تهديد نمي‌کند. اين سه عبارت است از:

الف - ايمان محکم به خدا و توکل صد درصد به او

ب - رهبري ولي فقيه به عنوان ادامه‌دهنده راه امامت و ضامن تداوم اين انقلاب و اتصال آن به انقلاب جهاني امام عصر(عج)

ج - وحدت و همدلي مردم با هم و اطاعت آنان از ولي فقيه به عنوان محور وحدت جامعه

در پايان به مردم توصيه مي‌کنم به هنگام حضور در صحنه‌هاي سياسي انتخابات، با عنايت به مشي زندگي کانديداها، چشمشان را خوب باز کنند و ببينند که اولا چقدر حرفشان با عملشان منطبق است و چقدر به ارکان اصلي اين انقلاب پايبند هستند و ثانيا چقدر ساده‌زيستند و دلشان براي توده مردم و به خصوص ضعفا مي‌سوزد يا اين که اصلا مفهوم چيزي به نام فقر را درک نمي‌کنند. اگر در انتخابات شوراهاي شهر، مجلس و رياست جمهوري اداره اين انقلاب را به دست اين چنين افرادي بسپاريم، آينده بسيار روشن در انتظارمان خواهد بود.