تاریخ 1397/10/20 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4951 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 شناخت انواع کودک‌آزاري و علل مختلف آن 

کودک‌آزاري شامل رفتارهايي است که توسط افراد ديگر، خصوصا بزرگسالان، نسبت به کودکان انجام مي‌گيرد و به نوعي به سلامت جسمي و رواني آنان آسيب مي‌رساند.

اگر بدانيد بيماري وجود دارد که ابتلا به آن در کودکي منجر به افسردگي، اختلال شخصيت، ناتواني در يادگيري، پرخاشگري، احساس گناه، کاهش اعتماد به نفس مي‌شود، چه مي‌کنيد؟ غير از اين است که تمام تلاش خود را براي پيشگيري کودکتان از اين بيماري مي‌کنيد؟ آيا سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي را براي ريشه کن کردن اين بيماري به کمک نمي‌طلبيد؟ متاسفانه اين بيماري موجود است و به طور وحشتناکي شايع است و نام آن " کودک‌آزاري " است.

کودک‌آزاري چيست؟

به هرگونه رفتار يا کوتاهي در انجام عملي که سلامت جسمي، رواني و رشد کودک را به مخاطره اندازد کودک‌آزاري مي‌گويند. اين آزارها مي‌تواند صدمه‌اي جدي به کودکان وارد کند و يا حتي باعث مرگشان شود. آزار کودکان مي‌تواند جسمي، عاطفي، لفظي و يا جنسي باشد. حتي ناديده انگاشتن و توجه نکردن به کودکان نيز مي‌تواند به نوعي در رده اين اختلال قرار گيرد.

کودک‌آزاري بحث بسيار گسترده و پيچيده‌اي مي‌باشد که در سال‌هاي اخير بيشتر مورد توجه خانواده‌ها قرار گرفته است.

در مورد کودک‌آزاري تعاريف متفاوتي ذکر شده است.

طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني: آسيب يا تهديد جسم و روان يا سعادت و رفاه و بهزيستي کودک به دست والدين يا افراد که نسبت به او مسئول هستند کودک آزادي مي‌باشد. در اصطلاح متخصصين هرگونه آسيب جسمي، رواني، سوءاستفاده جنسي يا بهره کشي و عدم رسيدگي به نيازهاي انساني افراد زير 18 سال توسط افراد ديگر کودک‌آزاري تلقي مي‌گردد.

کودک‌آزاري را به چند گروه تقسيم مي‌کنند.

کودک‌آزاري جسمي:

مثل شلاق زدن، هل دادن، لگد زدن، پرت کردن، جراحت جسمي به کودک وارد کردن، حمله فيزيکي، بريدگي، کبودي، شکستگي استخوان و. . . که براي کودک قبل از سن 18 سال توسط افراد بزرگسال ايجاد گردد.

کودک‌آزاري عاطفي:

بي‌توجهي به نيازهاي عاطفي کودک، طردکردن کودک، اعمال خشونت خانوادگي در حضور کودک، تشويق نکردن کودک، خوردن الکل توسط والدين در حضور کودک، استفاده از مواد در حضور کودک و. . . که کودک را از نظر عاطفي مورد آسيب قرار مي‌دهد.

مسامحه عاطفي:

بي‌توجهي و غفلت نسبت به کودک، فراهم نکردن بهداشت، مسکن، مراقبت طبي مناسب، و تحصيل مي‌تواند همان کودک‌آزاري تعريف گردد.

کودک‌آزاري جنسي:

هرگونه آزار جنسي درگير کردن کودک در فعاليتي که باعث ارضاي فرد بزرگسال گردد، تحميل جنسي بر عليه کودک که فاقد تحول شناختي، هيجاني و جسمي است. لمس، بوسيدن، وادار کردن کودک به ديدن روابط دو فرد بزرگسال، اجبار به برهنه شدن، عکس گرفتن از بدن کودک، نشان دادن عکس از افراد برهنه به کودک را مي‌توان از انواع کودک‌آزاري جنسي نام برد.

کودک‌آزاري آسيب‌هاي جدي روحي و رواني براي کودک دارد

دوران کودکي مهم‌ترين مرحله رشد و تکامل جسمي و رواني کودک مي‌باشد و آسيب در اين دوران پيامدهاي طولاني مدت در آينده را در پي خواهدداشت و خصوصا آسيب‌ها و آزارهاي جنسي به کودکان چون کمتر قابل‌شناسايي مي‌باشد و براي کودکان معمولا قادر به بيان آسيب نمي‌باشند مي‌توان گفت پيامدهاي غيرقابل جبران در حال و آينده براي کودک اتفاق مي‌افتد.

براي همين از انواع کودک‌آزاري در اين مطلب سعي مي‌کنيم در مورد آزار جنسي کودکان و پيامدهاي آن مطالبي مهم را ارائه کنيم تا والدين با شناخت انواع کودک‌آزاري، علائم و نشانه‌ها، پيامدها، راه کارهاي مناسب برخورد با کودک، بتوانند در ابتدا با يادگيري مهارت‌هاي مناسب جلوي اين آسيب مهم را بگيرند و چنان چه کودک مورد آسيب قرار گرفته با نوع برخورد مناسب از پيامدهاي آسيب زاي آن در بزرگسالي جلوگيري کنند

(همان طور که تعريف شد کودک‌آزاري جنسي طيف وسيعي را در بر مي‌گيرد و صرفا ارتباط کامل جنسي با کودک به معني آسيب جنسي در کودکان نمي‌باشد).

پژوهش‌ها علل متفاوتي براي کودک‌آزاري جنسي بيان کرده اند:

علل خانوادگي: معمولا در خانواده‌هايي که والدين مهارت‌هاي اجتماعي پايين‌تري دارند، مهارت‌هاي فرزندپروري را به خوبي نمي‌دانند، تحصيلات مادر و پدر در حد پايين‌تري قرار دارد، سابقه بازداشت و يا سوءپيشينه کيفري در والدين وجود دارد، سابقه‌اي از بيماري‌هاي رواني در والدين ديده مي‌شود. طلاق و جدايي بين والدين اتفاق افتاده است به نظر مي‌رسد آسيب‌هاي جنسي بيشتري مي‌شود.

علل فرهنگي:

معمولا پژوهش‌ها نشان مي‌دهد زندگي در گروه‌هايي که از نظر اجتماعي و اقتصادي در حد متوسط و پايين قرار دارند آسيب جنسي بيشتر مي‌باشد.

علل رواني مربوط به کودک:

ويژگي‌هاي خاص رواني برخي کودکان احتمال آزار نسبت به آنها را افزايش مي‌دهد مثل کودکان غيرطبيعي، کودکان دشوار، کودکان طردشده.

کودکان غيرطبيعي:

نارس بودن کودک هنگام تولد، ناهنجاري‌هاي مادرزادي، نقايص هيجاني و عاطفي، اختلال تکلم، نقص در بينايي و شنوايي، فلج، عقب ماندگي خيلي اوقات احتمال آسيب جنسي در کودکان افزايش مي‌دهد.

کودکان دشوار:

کودکاني که از نظر جسمي سالم بوده ولي والدين آنها را غيرطبيعي مي‌دانند را کودکان دشوار مي‌نامند. مثل کودکان بدخلق، کودکان بيش فعال، کودکاني که دچار بي‌اختياري ادرار و مدفوع هستند. کودک تحريک پذير، کودک سازش ناپذير، پژوهش‌ها نشان داده اين گروه از کودکان نيز بيشتر از سايرين در معرض آسيب‌هاي جنسي قرار دارند.

کودک طرد شده:

کودکي که حاصل حاملگي ناخواسته، حاملگي پيش بيني نشده است يا با انتظارات والدين همسو نمي‌باشد، اصطلاحا کودک طردشده ناميده شده و احتمال آسيب جنسي در اين کودکان نيز بيشتر از کودکان سالم مي‌باشد.

علائم کودکي که مورد آزار قرار گرفته است

در مورد علائم کودکاني که آسيب جنسي ديده‌اند ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد اما مي‌توان علائم زير را در کودکان مشاهده کرد (البته همه نشانه‌ها هم زمان مشاهده نمي‌شود بلکه فقط تعداد يا حتي گاهي فقط يک يا دو نشانه وجود دارد).

(والدين در اين مرحله لازم است به اين نکته دقت کنند که هرگونه تغيير نشانه‌هاي جسمي و رفتاري کودک را مد نظر قرار دهند).

اگر والدين تربيت جنسي کودک را بياموزند آسيب‌هاي جنسي در کودکان کاهش مي‌يابد.

علائم:

بدخلقي و گوشه‌گيري/ پرخاشگري

اضطراب

کودک کمتر بازي مي‌کند يا اکنون کمتر مي‌خندد

اشکال در خوابيدن

ناخن جويدن، انگشت مکيدن

افت تحصيلي

کابوس شبانه

رفتارهاي غيرعادي

ترس از لمس

خشم بي‌دليل نسبت به والدين

ترس‌هايي که تاکنون نبوده است

کودک‌آزاري

والدين بايد اطلاعات خود را درباره کودک‌آزاري افزايش دهند

گاهي هم نشانه‌هاي زير (البته نشانه‌هاي زير کمتر ديده مي‌شود چون معمولا آسيب جنسي در کودکان به صورت لمس بيشتر اتفاق مي‌افتد).

ادرار همراه با خون- کبودي و تورم ناحيه تناسلي- تغيير رنگ در لباس زير- اشکال در نشستن روي صندلي.

به نظر مي‌رسد وقتي کودکان مورد آسيب قرار مي‌گيرند ترس از بيان آسيب به والدين خود دارند. شايد به اين دليل که توسط فردي که مورد آسيب قرار گرفته‌اند تهديد شده‌اند يا خودشان را مقصر مي‌دانند و يا اين که والدين به گونه‌اي با کودک ارتباط برقرار نکرده‌اند که کودک بتواند با آرامش و احساس امنيت مشکلاتش را براي آنها بازگو کند.

(در دختران به نظر مي‌رسد ترس از سرزنش و متهم شناخته شده دليل اصلي پنهان آسيب مي‌باشد).

اما کودکاني که ارتباط مناسب‌تري با والدين خصوصا مادر خود دارند نيز هنگام بيان آسيب، ترس، خجالت، اشک، مشت گره کرده و ساير علامت‌هاي رفتاري را تجربه مي‌کنند.

پژوهش‌ها نشان داده قشر خاکستري مغز کساني که آسيب جنسي را تجربه مي‌کنند نسبت به افراد سالم نازک‌تر مي‌شود (قشر خاکستري مغز مخصوص تجزيه و تحليل، قدرت تصميم‌گيري منطقي مي‌باشد که در صورت آسيب جنسي در بزرگسالي قشر آن نازک‌تر شده و نمي‌توانند به راحتي با جهان اطراف خودشان را وفق دهند و خيلي اوقات با اختلالات مواجه مي‌شوند)

اما طبق تحقيقات صورت گرفته آسيب‌هاي کودک‌آزاري جنسي اثرات و نتايج زيادي در بزرگسال به همراه دارد که اين پيامدها عبارتند از:

ديوارسازي بين خود و ديگران همراه با محدود کردن روابط

ترس شديد از صميميت

خاطرات و يادآوري آنها به صورت کابوس‌هاي شبانه

خشم‌هاي بي‌دليل نسبت به اطرافيان خصوصا والدين

احساس گناه، شرم، تقصير

از دست دادن اعتماد نسبت به اطرافيان

اعتياد به الکل و مواد

سردمزاجي جنسي و اختلال در روابط جنسي پس از ازدواج

ازدواج‌هاي ناموفق

توان همدلي با ديگران کاهش مي‌يابد

افسردگي

اضطراب

ترس‌هاي مرضي

دوري گزيني و انزواطلبي

اجتناب از مردان

تاخير رشدي

اختلالات جنسي

کاهش عزت نفس

گاهي خودشان کودک آزار مي‌شوند

اختلال شخصيت ضداجتماعي

پرخاشگري بي‌دليل نسبت به مردان

مشکلات ارتباطي

افکار خودکشي

نکات مهمي که به نظر مي‌رسد ذکر آنها ضروري است. هرچه سن بالاتر باشد تجارب سخت‌تر مي‌شود

هرچه سن متجاوز بالاتر باشد آثار آن شديدتر است

طول زمان آسيب هرچه بيشتر باشد آثار منفي‌تري ديده مي‌شود

هرچه رابطه فرد آسيب زننده، نزديک‌تر باشد پيامدهاي آن منفي‌تر است

هرچه سن کودک کمتر باشد پيامدهاي آسيب جنسي سخت‌تر مي‌شود.

با توجه به اينکه امکان آسيب جنسي براي کودکان وجود دارد و خيلي اوقات آسيب جنسي توسط افراد نزديک به کودک اتفاق مي‌افتد نياز است والدين در اين خصوص حتما اطلاعات کافي داشته باشند.

در لحظه‌اي که با اين مورد برخورد مي‌کنند سوال نپرسند، توضيح نخواهند، کودک را مقصر ندانند و حتما در اولين فرصت براي درمان به متخصص روان‌شناسي کودک مراجعه کنند.

(ذکر اين نکته ضروري است که پيشگيري خيلي مهم‌تر از درمان مي‌باشد و چنانچه والدين تربيت جنسي کودک را بياموزند و از سنين 4-3 سالگي آموزش‌هاي مخصوص کودکان را شروع کنند، امکان آسيب‌هاي جنسي در کودکان بسيار کاهش‌يافته و از پيامدهاي سخت و طاقت‌فرساي آن در کودکي و بزرگسالي جلوگيري مي‌شود).

معمولا متخصصين با ارزيابي دقيق از نقاشي‌ها، بازي‌ها و شيوه‌هاي تخصصي مي‌توانند ميزان آسيب را مشخص کرده و درمان به موقع را شروع نمايند.

توصيه مي‌شود والدين عزيز با توجه به اهميت مسئله کودک‌آزاري جنسي تمام تلاش خود را به کار گيرند تا قبل از وقوع حادثه مهارت‌هاي لازم را کسب کرده و از اين آسيب شديد جلوگيري نمايند و چنانچه آسيب ايجاد شده، به جاي سرزنش خود در اولين فرصت بدون ترس از قضاوت به مشاورين متخصص مراجعه کرده و از آسيب‌هاي شديد آن جلوگيري کنند.


 تحصيل علم در سنين خردسالي 

چرا بايد تحصيل علم را از سنين خردسالي شروع کرد؟ بهتر نيست که اجازه دهيم کودکانمان به سن بلوغ برسند و بعد به مدرسه بروند؟

انسان در سنين کودکي و خردسالي زمينه‌هاي زيادي براي يادگيري و نگهداري مطالب آموخته شده دارد. هنوز قواي شهواني بر او چيره نشده تا موجب وسوسه، شيطنت و نافرماني او شود. هنوز شيطان بر جسم و روح او سوار نشده است؛ تا روحيه تسليم پذيري را از دست بدهد

کودکان به دليل عدم وابستگي به دنيا و نداشتن فکر تصاحب آن، بيشتر به سمت و سوي خوبي‌ها تمايل دارند. يکي از بهترين خوبي‌ها، کسب علم است. لذا تمايل به حفظ قرآن، حفظ شعر و دسترسي به علوم فنآوري روز دنيا، بيشتر در کودکان است تا جوانان و يا پيرمردان.

پيرمردان به دليل انحلال بعضي از قواي يادگيري و ضعف جسماني، قدرت دريافت علم و نگهداري آن در وجودشان بسيار پايين است. جوانان به دليل حضور پررنگ قواي شهواني، داراي کمي، حواس‌پرتي هستند و توجه به کسب علم در آنان کمتر است. جوانان درصدد کسب چيزهايي هستند که بازدهي زودتر داشته باشد. اما کودکان و نوجوانان، چون روحيه تسليم پذيري بيشتري دارند؛ زودتر مطالب را ياد مي‌گيرند و به دليل نداشتن مشغله‌هاي ذهني و کاري، مطالب آموخته شده را ديرتر از دست مي‌دهند و يا شايد بشود گفت اصلا از دست نمي‌دهند.

براي همه بزرگ ترها اين تجربه به دست آمده است که آموخته‌هاي سنين خردسالي و نوجواني، کمتر فراموش مي‌شود. همه اين افراد به زيردستانشان سفارش مي‌کنند که قدر ايام نوجواني و جواني خود را بدانيد؛ که ما هر چه داريم از اين دوران است.

حضرت عليّ عليه‌السلام مي‌فرمايد: «تعلّموا العلم صغارا، تسودوا به کبارا؛ در خردسالي علم بياموزيد تا در بزرگسالي به برتري و سيادت و آقايي نائل شويد». (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص 267)

و در روايت ديگري فرموده است: «من لم يتعلّم في الصّغر لم يتقدّم في الکبر؛ کسي که در کوچکي تحصيل علم نکند؛ در بزرگسالي، تقدّم اجتماعي نخواهد داشت». (غرر الحکم و درر الکلم، ص 649)

آري هر انساني فقط از طريق علوم انساني و الهي رشد و به مقامات عالي دنيوي و اخروي مي‌رسد. لذا براساس فرمايش امام علي عليه‌السلام اگر کسي آقايي و بزرگي مي‌خواهد در سنين خردسالي به فکر کسب علم و دانش باشد.

رئيس مذهب جعفري، در خصوص کسب علم در خردسالي مي‌فرمايد:«الْغُلَامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْکِتَابَ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِينَ؛ طفل، تا هفت سال بازي کند. هفت سال بعدي به کسب علم و آموختن کتاب بپردازد و هفت سال بعد حلال و حرام خدا را بياموزد». (الکافي، ج 6، ص 47)

در اين روايت امام صادق عليه‌السلام بهترين زمان کسب علم را از هفت سالگي مي‌دانند. ايشان که از اولياي خدا و به اذن‌الله به همه ابعاد زندگي انسان، احاطه دارند، بهترين زمان علم آموزي انسان را، هفت سالگي بيان مي‌کنند. لذا حضرت به مبلغيني که به نقاط اسلامي اعزام مي‌کردند، نسبت به نوجوانان و جوانان سفارش بيشتري داشتند.

«امام صادق عليه‌السلام يکي از يارانش (احول) را جهت تبليغ، به بصره دين فرستاد. وقتي از ماموريت برگشت؛ حضرت فرمودند: تو به بصره رفتي؟ عرض کرد: آري. امام عليه‌السلام فرموند: شتاب مردم را در پذيرش شيعه چگونه يافتي؟ او در پاسخ عرض کرد: به خدا سوگند آنها اندکند و اگر چه کوشش هم مي‏کنند؛ ولي کوشش آنها هم ناچيز است. حضرت عليه‌السلام فرمود: به جوانان روي‌آوريد که آنها به هر کار خيري شتابان‌‏ترند. امام عليه‌السلام فرمود: مردم بصره پيرامون اين آيه:«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي»(شوري، 23) چه مي‏گويند؟ گفت: قربانت گردم آنها مي‏گويند: ايشان نزديکان پيامبر خدا هستند. امام عليه‌السلام فرمود: دروغ مي‏گويند اين آيه مخصوصا در باره ما اهل بيت، علي، فاطمه، حسن و حسين که اصحاب کسا هستند نازل شده است‏»(الکافي، ج 8، ص93)

آري همانگونه که امام صادق عليه‌السلام فرمودند؛ جان و دل جوانان براي پذيرش حق آماده‌تر است. جوان براي درک مسائل ديني شبيه يک زميني است که آماده کشت مي‌باشد. برخلاف زمين شوره‌زار که هر بذري در آن پاشيده شود؛ ضايع مي‌گردد.

در دوران کودکي، تمام کودکان يک آمادگي کاملي براي يادگيري و آموزش دارند. از همه مهمتر اين است که هر آن چه را که ياد مي‌گيرند؛ به خاطر مي‌سپارند و زود از دست نمي‌دهند. لذا ضريب ماندگاري علم در سنين خردسالي بسيار بالاست.

در روايتي از امير المومنين عليه‌السلام آمده است:«الْعِلْمُ مِنَ الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِي الْحَجَرِ؛ يادگيري در کودکي مانند نقاشي و اثر گذاشتن بر روي سنگ است». (بحارالانوار، ج1، ص 224)

همانطور که اگر بر روي سنگي نقاشي بکشي تا مدت‌هاي زيادي باقي مي‌ماند؛ علم و دانش در سنين کودکي تا مدت‌هاي زيادي در وجود فرد محفوظ مي‌ماند. اگر کسي بر روي خشتي نقاشي بکشد؛ زود از بين مي‌رود. لذا تحصيل علم در سنين پيري مثل نقاشي بر روي خشت است که ماندگاريش کم است.

حال که ضريب ماندگاري علم در سني خردسالي بسيار بالاست؛ اولا بايد تلاش کنيم که کودکانمان در سنين خردسالي به مدرسه بروند و ثانيا مواظب باشيم مسائلي را ياد بگيرند که براي دنيا و آخرتشان مفيد باشد. از يادگيري هر نوع مسئله‌اي که زيان دنيوي و اخروي دارد و يا فايده دنيوي و اخروي ندارد؛ پرهيز کنند. بخصوص سعي کنيم با احکام و مسائل ديني آشنا شوند و با زندگي معصومين عليهم‌السلام مانوس گردند. کودکانمان را با قرآن و روايات آشنا کنيم تا از همان کودکي بفهمند که راه نجاتشان در ارتباط با قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام است.

فرزندان خردسالمان را با ارزش‌هاي اخلاقي و انساني آشنا کنيم تا در مدرسه در ارتباط با هم کلاسي و معلم مشکلي نداشته باشد. آن مقداري که بر يادگيري دروس روزمره‌شان تاکيد و حساسيت داريم؛ به مراتب بر يادگيري مسائل ديني و اخلاقي، حساسيت بيشتري داشته باشيم. اگر پايه‌هاي عقايد و اخلاقيات را در کودکانمان تقويت کنيم؛ اين را بدانيم که فرزندمان از حوادث دوران جواني مصون، خواهد ماند.


 اجتماعي 

ازدواج کودکان در ايران همچنان

يک معضل اجتماعي است

نگاهي به آمار‌هاي رسمي

فرشيد يزداني، دبير شوراي عالي برنامه‌ريزي راهبردي سازمان تامين اجتماعي ايران گفته که ازدواج دختربچه‌ها طي ده سال گذشته افزايش‌يافته است. سايت رسمي سازمان ثبت احوال کشور ازدواج زوجين کمتر از 15 سال را در 6 ماه اول سال جاري نزديک به 20 هزار نفر و براي گروه سني بين 15 تا 19 سال حدود 106 هزار نفر اعلام کرده است. اين سازمان در سال 93 آمار ازدواج‌هاي زير 15 سال را نزديک به 40 هزار و پانصد نفر و ازدواج سنين 15 تا 19 سال را حدود 200 هزار نفر اعلام کرده بود. اين آمار نسبت به سال 92 تغيير محسوسي نکرده است. در عين حال کل اين آمارها ازدواج‌هاي ثبت شده را نشان مي‌دهد و آماري در مورد ازدواج‌هاي ثبت نشده وجود ندارد. يکي از علل عدم ثبت ازدواج نداشتن‌شناسنامه است.

طراوت مظفريان، مدير طرح مادرانه جمعيت امام علي به سايت الفبا مي‌گويد: «آنها ازدواجشان را ثبت نمي‌کنند، چون نه خود‌شناسنامه دارند و نه ازدواج پدر و مادرانشان ثبت شده است. کودکان بي‌شناسنامه، بي‌کتاب، بي‌غذا. آنها در خانه‌هاي کوچک زندگي مي‌کنند. والدينشان اکثرا معتادند. به همين دليل زود به بلوغ جنسي مي‌رسند. در ميان خانواده‌هاي اين کودکان فرهنگ تجاوز وجود دارد. اين اتفاق ممکن است از 5 سالگي بيافتد. اين موارد فقط مربوط به کودکان محله شوش و دروازه غار نيست، اطراف شهر ري خيلي از دختران در سن 12 سالگي ازدواج مي‌کنند. »

اين شرايط تنها براي دختران وجود ندارد، پسران نيز در معرض اين فرهنگ قرار دارند. محيا واحدي، مدير خانه علم دروازه غار مي‌گويد: «مثلا پيمان پسر 13 ساله‌اي است و خانوداه اش به او مي‌گويند تو ديگر خيلي داري بيکار مي‌گردي و وقت زن گرفتن ات است. آنها به اين بچه مي‌گويند، برو ازدواج کن. »

قوانين ايران و سن ازدواج

ماده 1041 قانون مدني ايران مي‌گويد: عقد نکاح دختر قبل از رسيدن به سن 13 سال تمام شمسي و پسر قبل از رسيدن به سن 15 سال تمام شمسي منوط است به اذن ولي به شرط رعايت مصلحت يا تشخيص دادگاه صالح. در اين قانون با چند مقوله روبرو هستيم از جمله سن، رعايت مصلحت، تشخيص دادگاه و موضوع ولي. رايحه مظفريان، فعال حقوق زنان و جامعه‌شناس در مورد منشا سن شرعي که در قوانين ايران است، به يورونيوز مي‌گويد: «در قرآن سه نوع بلوغ داريم که يکي از اين بلوغ‌ها موضوع سن است که براي دختر 9 سال قمري و براي پسر 15 سال قمري است. به طور کلي سن ازدواج از اين موضوع آمده است. » اين درحالي است که پيمان نامه حقوق کودک که ايران نيز آن را امضا کرده است، تمامي افراد زير 18 سال کودک محسوب مي‌شوند و بر پايه اين پيمان نامه ازدواج کودکان زير 18 سال ممنوع است.

به طور متوسط هر سال در ايران 40 هزار نفر زير سن 18 سال ازدواج مي‌کنند. رايحه مظفريان به يورونيوز مي‌گويد: «اين پرسش مهمي است که آيا پرونده همه اين 40 هزار نفر طبق قانون در دادگاه از زاويه رسيدن به سن بلوغ بررسي مي‌شود؟ اين دخترها و پسر‌ها بايد به پزشک قانوني ارجاع داده شوند تا سه شرط بلوغ را برايشان بسنجد. پزشک قانوني بايد هم از نظر فيزيولوژي و هم از زاويه روان‌شناسي گواهي بدهد که اين فرد به رشد کافي رسيده است. خوب طبيعي است که اين اتفاق نمي‌افتد. زن نوجواني که باردار مي‌شود، هنوز از نظر رواني و رشد فيزيکي به بلوغ نرسيده است. فرزندش دچار کمبود وزن و مستعد بيماري‌هاي مختلف است. رشد استخوان‌هاي لگن خاصره زن هنوز تکميل و نهايي نشده است و جنين فضاي کافي براي رشد ندارد. » به گفته مظفريان، احتمال مرگ نوزادان متولد شده از مادران نوجوان بسيار بيش از مادران بالغ و بالاي 20 سال است.

نکته بعدي خلاء قانوني تعريف ولي و تشخيص مصلحت است. رايحه مظفريان مي‌افزايد: «در قانون مشخص نيست تعريف ولي چيست و اينکه تعريف کلي ولي براي قانون ازدواج صادق است يا نه؟ اگر بچه پدر نداشته باشد، آيا پدر بزرگ مي‌تواند حکم ولي را داشته باشد يا قيم مي‌تواند ولي باشد؟ دوم مصلحت چه تعريفي دارد آيا عرف اجتماعي است، آيا قانون به آن پرداخته است، مصلحت چيست که بايد در مورد آن تصميم گرفته شود؟»

علل ازدواج در خردسالي و نوجواني

علل ازدواج زودهنگام به دوعامل فقر اقتصادي و فرهنگي برمي‌گردد. فقر اقتصادي فقر فرهنگي را نيز با خود به همراه مي‌آورد. نبايد پايبندي به سنت‌ها را که در فقر فرهنگي نهفته است از نظر دورداشت. در محلات فقيرنشين آمار ازدواج خردسالان به مراتب بيشتر است. فرشيد يزداني، مشاور و دبير شوراي عالي برنامه‌ريزي سازمان تامين اجتماعي معتقد است، ازدواج کودکان ناشي از رويکرد سلطه‌گرايانه است.

او در نشست “ازدواج زود هنگام کودکان” مي‌گويد: «با تحکم و تشخيص مصلحتي مي‌توان کودکي را به ازدواج واداشت. دليل اين تحکم، فقر اقتصادي و فرهنگي خانواده‌هاست. ازدواج کودکان استمرار فقر است و مدام فقر را بازتوليد مي‌کند. » بسياري از اين کودکان براي رهايي از شرايط نابسامان خانواده مثل اعتياد و فقر تن به ازدواج‌هاي زودرس مي‌دهند و آن را به عنوان راه گريزي از موقعيت‌هاي اسفبار مي‌پندارند. افزون بر آن رايحه مظفريان براين باور است که برخي از خانواده‌ها به خاطر جلوگيري از آشنايي کودکانشان با مسائل جنسي يا در خطر افتادن آنان در روابط قبل از ازدواج، اين خردسالان را زودتر به ازدواج وادار مي‌کنند.

پيامدهاي ازدواج‌هاي زودهنگام براي دختران و پسران

کودک با ازدواج وارد يک چرخه جديدي مي‌گردد که آمادگي آن را ندارد، ازدواج در خردسالي شادي را در آنان ازبين مي‌برد و بسياري از اين کودکان دچار افسردگي مي‌شوند. فرشيد يزداني در ادامه نشست “ازدواج زودهنگام کودکان “مي‌گويد: «از بين رفتن شادي در اين کودکان به پيري جسمي، جنسي، روحي و رواني مي‌انجامد. از سوي ديگر جامعه را از افراد توانمند محروم مي‌سازد. » از ديگر پيامدهاي ازدواج زودرس مسئوليت‌هايي است که ناخواسته کودک بايد زير بار آن برود. رايحه مظفريان کارشناس ارشد جامعه‌شناسي، به يورونيوز مي‌گويد: «ازدواج کودک يک حلقه است و اورا در چرخه ناخواسته‌اي مي‌اندازد. مثلا ممکن است همسرش فوت کند و او مجبور شود تمام مسئوليت خانواده را به عهده بگيرد، پس يک “کودک سرپرست” شود. يا ممکن است همسرش از او طلاق بگيرد، و او يک کودک مطلقه شود. ممکن است بچه داشته باشد در حالي که هنوز آمادگي آن را ندارد و تبديل به کودک والد بشود، يا اينکه همسرش فوت کند و او کودک بيوه شود. آنچه از اين خانوده مي‌ماند، پدر و مادري جوان است که زود ازدواج کرده‌اند يا در معرض يک ازدواج تحميلي قرار گرفته‌اند، حالا مجبورند بچه‌ها را بزرگ کنند و اين چرخه دوباره باز توليد مي‌شود. »

پيامدهاي ازدواج زودرس تنها متوجه دختران نيست، به ازدواج پسران زير 18 سال بسيار بي‌توجهي مي‌شود. مظفريان معقتد است که پيامدهاي آن براي پسران فشارهاي اقتصادي، رفتن زير بار مسئوليت‌هاي قانوني که پدر براي پسر تصميم مي‌گيرد و پسر تا ابد زير بار اين مسئوليت‌هاي قانوني مي‌رود، بدون اينکه قبل از سن قانوني 18 سال تصميم گرفته باشد يا اصلا در مورد آن خبر داشته باشد. حدود 2000 نفر از آمار ازدواج‌هاي زير سن قانوني مربوط به پسران زير 15 سال است. وي مي‌افزايد: «يکي از اين مسئوليت‌ها موضوع مهريه است. شرط شرعي شدن عقد مهريه است. پدر بر اساس مصلحت با خانواده دختر توافق مي‌کند و مهريه‌اي را مي‌بندند. پس از اينکه پسر وارد ازدواج شد در قبال پرداخت مهريه اين پسر است که مسئول است و نه پدر. که اين مساله يکي از خلاء‌هاي قانوني است.