تاریخ 1397/10/11 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4943 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 مقاله مبناي تاريخ ميلادي چيست؟
 چرا عيد کريسمس چند روز قبل از آغاز سال ميلادي است؟ 

بر اساس سنتي ديرينه، مسيحيان ابتداي سال را اول ژانويه مي‌دانند. (همانگونه که ما ايرانيان ابتداي سال خود را روز اول فروردين مي‌دانيم و اعراب ابتداي سال خود را ماه محرم مي‌دانند) و شروع سال، غير از مبدأ سال است. مبدا تاريخ نزد مسيحيان تولد حضرت عيسي مسيح است(ع) که اتفاقا در روز 25ماه دسامبر واقع شده يعني يک هفته مانده به تحويل سال (همانگونه که مبدا تاريخ شمسي ما ايرانيان و سال‌هاي قمري: 12ربيع الاول مصادف با هجرت پيامبر از مکه به مدينه است اما ابتداي سال، فروردين ماه در سال شمسي و محرم در ماه‌هاي قمري است).

ولادت حضرت عيسي مسيح(ع)

بيست و پنجم دسامبر سالروز تولد پيامبر صلح و دوستي، مهرباني و مودّت عيسي مسيح(ع) است. پيامبري که به تصريح قرآن، بي‌پدر و از مادري باکره چون مريم که تمام عمر خويش را به عبادت و بندگي خداوند صرف کرد و سرانجام با زادن فرزندي پاک و مبشّر روح القدس اجر و مزد عبادات خويش را در دنيا و آخرت گرفت.

مريم مادري پاک

اضطرابي عجيب درونش را فرا گرفته بود؛ امّا گام هايش را محکم و استوار برمي داشت، کودکي را که در آغوش داشت به نزد قومش آورد. گفتند: ‌اي مريم، کار بسيار عجيب و بدي انجام دادي! ‌اي خواهر هارون! نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت زن بدکاره‌اي! «مريم» که روزه سکوت داشت به کودکش اشاره کرد؛ يعني از او بپرسيد.

گفتند: چگونه با کودکي که در گاهواره است، سخن بگوييم؟! ناگهان کودک زبان به سخن گشود و گفت: «من بنده خدايم، او کتاب (آسماني) به من عطا کرده و مرا پيامبر قرار داده است و مرا هرجا که باشم موجودي پر برکت خواسته و تا زماني که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات امر فرموده است. سلام خدا بر من، در آن روز که متولد شدم و در آن روز که مي‌ميرم و آن روز که زنده برانگيخته خواهم شد».

مسيح

کلمه «مسيح» که به معناي نجات دهنده است، به زبان يوناني به «کريستوس» ترجمه شده. پيروان عيسي را مسيحي و به زبان‌هاي اروپايي «کريستيان» گويند. عيسي(ع) که از پيامبران الوالعزم و صاحب کتاب انجيل است، در «بيت اللحم» در جنوب اورشليم، از مادري پاک به نام مريم زاده شد.

مسيح پيامبري الوالعزم

رسالت همه پيامران جهاني و عمومي نبوده است. بسياري از پيامبران تنها براي گروه يا قوم خاصي برانگيخته شده‌اند. در ميان انبيا تنها پنج پيامبر صاحب شريعت، کتاب آسماني و احکام اجتماعي بوده‌اند. اين پنج تن عبارتند از نوح(ع)، ابراهيم(ع)، موسي(ع)، عيسي(ع) و پيامبر عظيم‌الشأن اسلام. اينان همان کساني هستند که در قرآن به نام «الوالعزم» ناميده شده و رسالتي جهاني داشته‌اند. دعوت آنان به گروه خاصي محدود نمي‌شده است و دعوتي عام و رسالتي فراگير و جهاني داشته‌اند.

مسيح انسان است

همه پيامبر الهي از جنس بشر بوده، درميان مردمان مي‌زيسته‌اند. همانند آنان غذا مي‌خوردند، مي‌آشاميدند و همانند ديگران مي‌خفتند. اين سنت پايدار الهي است که پيوسته از ميان انسان‌ها، کسي به رسالت برانگيخته شود. مسيح نيز پيامبري والا با معجزات و کراماتي بي‌نظير، امّا انساني همانند همه انسان‌هاست.

ولادتي چون آدم

گروهي از مسيحيان به شهر مدينه آمدند و به حضور پيامبر رسيدند. آنان در گفتگو با پيامبر(ص) ولادت بدون پدر حضرت عيسي(ع) را نشانه الوهيت او عنوان مي‌کردند. در اين هنگام آيه نازل شد و جواب آنان را اين چنين بيان نمود: «ولادت و خلقت حضرت عيسي ابن مريم(ع) همانند خلقت حضرت آدم(ع) [و بلکه خلقت آدم مهم‌تر و والاتر] است»؛ يعني اگر دليل الوهيت ولادت بدون پدر باشد، پس درباره حضرت آدم که خلقت وي بدون پدر و مادر بوده نيز بايد قائل به الوهيت شويم و حال آن‌که کسي چنين نگفته است.

نام حضرت مسيح در قرآن

در قرآن نام 25 نفر از پيامبران آمده است. از ميان اينان، پيامبر اسلام(ص) با بيشترين اشاره و با قرينه‌هاي بسيار مورد خطاب واقع شده است؛ اگر چه نام حضرت موسي بيش از همه انبيا برده شده است.

در قرآن، نام حضرت مسيح بيست و سه مرتبه با اسم «عيسي»، يازده بار با نام «مسيح» و دو مرتبه با وصف «ابن مريم» آمده است.کثرت استعمال نام اين انبيا به سبب وقايع مهمي است که در زمان آنان رخ داده و مي‌بايد مورد عبرت مسلمانان قرار گيرد.

ايمان به همه پيامبران

در قرآن کريم آمده است که خداوند متعال از همه انبيا ميثاق گرفت که انبياي ديگر را تاييد کنند و به پيامبر قبلي ايمان داشته باشند. مؤمنان نيز بايد به انبياي گذشته و اوامري که بر آنان وحي شده ايمان داشته باشند. اعتقاد به نبوت حضرت مسيح(ع) و ارتباط او با منشأ وحي از اعتقادات راسخ ما مسلمانان است.

پيام همه پيامبران

همه پيامبران معبود را خداي يگانه، غير محسوس، نامتناهي و برتر از انديشه‌هاي بشري معرفي مي‌کرده‌اند و آدمي را به انتخاب کمال مطلوبي که درواقع همان خدا و مبدأ کمال، فضيلت و سرچشمه همه اصول و ارزش‌هاي عالي است، فرا مي‌خواندند.

تثليث در قرآن

اسلام عقيده «تثليث» (پدر، پسر و روح القدس) را نمي‌پذيرد و آن را مخالف روح توحيد مي‌داند. در قرآن و انجيل، حضرت عيسي پيامبر خدا معرفي شده، نه خدا يا فرزند خدا.

همچنين آفرينش غير طبيعي عيسي نشانه خداست. در قرآن مجيد به اين عقيده مسيحيان اعتراض شده و آمده است: «عيسي خود را بنده خدا مي‌داند؛ چرا شما او را فرزند خدا مي‌شناسيد؟».

انجيل

«انجيل» کلمه‌اي يوناني به معناي بشارت و جمع آن به زبان عربي «اناجيل» است. زندگي نامه عيسي مسيح و بيانات اخلاقي ايشان در اناجيل آمده است که مجموعه آنها را «عهد جديد» مي‌گويند. از اين انجيل‌ها، چهار انجيل «متي»، «مرقس»، «لوقا» و «يوحنا» در پيش همه مسيحيان جهان معتبر است و انجيل‌هاي ديگري را که شمار آنها از 114 انجيل فراتر مي‌رود، کليسا خارج از کتب آسماني دانسته است.

انجيل «برنابا»

يکي از اناجيل غير رسمي کليسا، انجيل مربوط به قديس «يوسف برنابا» است. وي از رسولان و حواريون بزرگ مسيح بودو انجيل وي حلقه گمشده مسيحيت و اسلام است. اخبار قرآن مجيد درباره حضرت مسيح و داستان‌هاي آن، موافقت زيادي با اين انجيل دارد.

در انجيل برنابا چنين آمده: «آدم همين که آفريده شد، جمله «لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه» را ديد که در فضا نوشته شده و روشنايي آن از آفتاب بيشتر است. از خدا خواست آنها را بر انگشتان او نقش کند و پروردگار نيز «توحيد» را بر شست راست او و «نبوت» را بر شست چپ او نگاشت».

بشارت مسيح به نبوت حضرت محمّد(ص)

پيامبران الهي اهدافي مشترک دارند و پيام الهي را به مردمان زمانه خود ابلاغ مي‌کنند و بعد از خويش، نويدبخش پيامبري هستند که بعد از آنان راه توحيد را پرچمداري مي‌کند. اين داستان از حضرت آدم آغاز و به پيامبر خاتم(ص) ختم شد. در سوره «صف» آيه شش آمده است: «به ياد آوريد هنگامي را که عيسي بن مريم گفت:‌اي بني اسرائيل من فرستاده خدا به سوي شما هستم؛ و کتاب تورات را که قبل از من فرستاده شده تصديق مي‌کنم و به رسولي که بعد از من مي‌آيد و نام او احمد است، بشارت دهنده هستم».

بشارت به حضرت محمّد(ص) در انجيل

در قرآن مجيد در سوره «اعراف» آيه 157 آمده است: نام پيامبر امّي را يهوديان و مسيحيان در تورات و انجيل نوشته مي‌يابند. از اين آيه روشن مي‌شود که در عصر پيامبر، نام آن حضرت در تورات و انجيل بوده والاّ يهوديان و مسيحيانِ بسياري که در اطراف مدينه و مکّه بودند، کتاب خود را آورده و مي‌گفتند: اسم خود را به ما نشان بده و اگر پيامبر از چنين کاري عاجز مي‌ماند، موضوع را آن افراد نشر مي‌دادند. همچنين بسياري از آنان بر وجود نام حضرت در کتب خويش اعتراف داشتند. در تورات و انجيل کنوني نيز هنوز اشارات روشني بر ظهور آن گرامي مي‌يابيم.

عقيده به موعود آخرالزمان در مسيحيت

عقيده به مهدي و مصلح بزرگ جهاني از حوزه اعتقادات مسلمين فراتر رفته، در اديان ديگر چون دين زرتشت، اديان هندي، يهود و مسيحيت، به عنوان اصل مسلم و قطعي مطرح است. مسيح نيز چون انبياي گذشته به پيروانش، آمدن مصلح غيبي و تشکيل دهنده حکومت واحد جهاني را بشارت داده و به مظلومان و ستمديدگان از سپري شدن فصل چپاولگران و ستم پيشگان و فرا رسيدن فصل شکوفايي عدالت و برپايي قانون مقدس الهي در سراسر گيتي نويد داده است. شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاريخ پرفراز و نشيب مسيحيت موج مي‌زند.

فرقه‌هاي مسيحيت

مسيحيت به سه فرقه بزرگ «کاتوليک»، «اُرتدکس» و «پروتستان» تقسيم شده است. مهم‌ترين فرقه مسيحي فرقه کاتوليک است که امروزه مهم‌ترين و بزرگ‌ترين مذهب مسيحي جهان و «پاپ» پيشواي مذهبي آنان است. کاتوليک‌ها خود را نماينده حقيقي کليساي مسيح مي‌دانند. مراسم مذهبي آنان عبارت از تعميد، قرباني، توبه، اعتراف، تناول، ازدواج و مسح بيماران در حال مرگ است، کاتوليک‌ها خطبه، ادعيه و نماز را به زبان لاتيني مي‌خوانند.

تواضع مسيح

عيسي(ع) به حواريون گفت: «من خواهش و حاجتي دارم؛ اگر قول مي‌دهيد آن را برآوريد، بگويم». حواريون گفتند: «هرچه امر کني اطاعت مي‌کنيم.». عيسي از جا حرکت کرد و پاهاي يکايک آنها را شست. حواريون در خود احساس ناراحتي مي‌کردند، ولي چون قول داده بودند خواهش عيسي را بپذيرند، تسليم شدند و عيسي پاي همه را شست. همين که کار به انجام رسيد. حواريون گفتند: «تو معلم ما هستي؛ شايسته اين بود که ما پاي تو را مي‌شستيم، نه تو پاي ما را».

عيسي فرمود: «اين کار را کردم براي اينکه به شما بفهمانم که از همه مردم سزاوارتر به اينکه خدمت مردم را برعهده بگيرد، عالم است. اين کار را کردم تا تواضع کرده باشم».

حق الناس

حضرت عيسي(ع) از قبرستاني مي‌گذشت، صاحب قبري را صدا زد و به امر خدا او را زنده کرد. حضرت عيسي(ع) از او پرسيد: تو کيستي؟ گفت: من بارکش بودم. روزي پشته هيزمي حمل مي‌کردم. از آن هيزم خلال چوبي جدا کرده، با آن، دندانم را پاک کردم. يا عيسي، از هنگامي که مرده‌ام به سبب آن خلال چوب مرا مؤاخذه مي‌نمايند که چرا به مال مردم بي‌اجازه دست درازي کردي.

عروج عيسي

«مسيح نه کشته و نه بر دار آويخته شد؛ بلکه خداوند او را به سوي خود بالا برد، امّا امر به آنان مشتبه گشت.»

معاد از ديدگاه مسيح

عيسي مسيح(ع) نه تنها در تعاليم الهي خود به مسئله معاد و رستاخيز اشاره کرده است، بلکه در عمل با احياي مردگان سيمايي روشن از رستاخيز را براي پيروان خود به تصوير کشيده است.

در اناجيل نيز سخن از قيامت و چگونگي آن بسيار است. در انجيل متي باب 125 بنا بر روايت انصار آمده است: «وقتي که ستم و فساد و کفر بر روي زمين گسترش يافت، آنگاه عيسي بن مريم بازخواهد گشت تا با فساد و تباهي نبرد نهايي کند و پس از آن قيامت فرا خواهد رسيد که پايان جهان است. آنگاه نيکوکاران پس از عبور از پل صراط به بهشت در ملکوت اعلي خواهند رفت و ستمکاران در قعر جهنم جاي خواهند يافت».

تولد مسيح؛ عيد ميلاد با نشان يلداي ايراني

گفته مي‌شود کليساي روم در تعيين زادروز مسيح در سال 354 ميلادي از روز ولادت ميتراي ايراني – خدايگان مهر و آفتاب شکست‌ناپذير- الهام گرفته است.

25 دسامبر به عنوان زادروز عيسي مسيح در بيشتر کشورهاي جهان جشن گرفته يا گرامي داشته مي‌شود. هر چند اين روز که کريسمس ناميده مي‌شود عيدي مسيحي است اما نزد مسلمانان و ايرانيان نيز بسيار گرامي است.

گفته مي‌شود پس از رسميت يافتن دين مسيح در 400 سال بعد بود که روزي را به عنوان زادروز او تعيين کردند و در تعيين آن از يلداي ايراني يا آيين مهر يا ميتراييسم بهره يا وام گرفتند.

در قرآن مجيد اشاره‌اي به زمان تولد مسيح نشده هرچند 35 بار واژه عيسي يا مسيح آمده است. جالب اين که در هر 35 بار که نام «عيسي» آمده به صورت «عيسي بن مريم» است تا روايت برخي از فرقه‌هاي مسيحي ‌درباره وجود پدري به نام «‌يوسف نجار» يا داعيه الوهيت را رد کند. در اين باور محل تولد عيسي نيز يک آغل ذکر مي‌شود اما قرآن، محل تولد را «مکان شرقي» معرفي مي‌کند:

«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا»

در ايران تولد مسيح از اين نظر هم جالب است که اين باور وجود دارد که تعيين 25 دسامبر و تنها 4 روز پس ازشب يلدا به خاطر اين است که تاريخ ولادت قطعي نبوده و اين روز بر اساس باور ايرانيان باستان روز ولادت ميترا- خدايگان مهر و آفتاب- تعيين شده است.

دکتر عبدالحسين زرين کوب مي‌نويسد: « آن گونه که از انجيل متي و انجيل لوقا برمي آيد ولادت عيسي بايد يک يا دو سال قبل از تاريخ رسمي ميلاد رخ داده باشد. تاريخ ولادت او هم از روي قطع معلوم نيست. تاريخ 25 دسامبر را که کليساي روم در سال 354 ميلادي براي روز ولادت او تعيين کرده بر وفق اسناد مصادف است با روز ولادت ميترا – خدايگان مهر و آفتاب شکست ناپذير- يا از آن ماخوذ بود. بر وفق روايات متي و لوقا وي در بيت لحم نزديک اورشليم به دنيا آمد اما در جليل نزديک ناصره و شمال فلسطين بزرگ شد و عنوان ناصري و نصارا که منسوب بدان پنداشته مي‌شود از همين جاست.»- [‌در قلمرو وجدان/ از فلسطين تا روم، ص 198]

آيين شب يلدا که به تازگي پشت سر گذاشتيم نيز در واقع شب زنده داري براي استقبال از تولد خورشيد است و اين که تاريکي و سرما غلبه پيدا نکرده‌اند. نه اين که خود يلدا را چنان که برخي مي‌پندارند جشن بگيريم. بلکه بيدار مي‌ماندند تا شاهد تولد خورشيد در آغاز فصلي باشند که بدون آن سرما و تاريکي بر زندگي غلبه مي‌کرد. يلدا به معني ميلاد است و مسيحيان نزديک به 400 سال بعد اين روز را به عنوان تولد مسيح قرار دادند و از اين رو نيز ايرانيان عيد کريسمس را ادامه يلدا مي‌دانند؛ عيد ميلاد يا عيد يلدا.

راز ديگر محبوبيت فراوان عيسي مسيح در ميان مسلمانان و خصوصا ايرانيان مادر اوست. تا جايي که در سوره آل عمران آيه 42 اين تعبير درباره حضرت مريم آمده است:

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ» فرشتگان گفتند:‌اي مريم، همانا که الله تو را برگزيد و پاکيزه گردانيد وسرامد همه زنان عالم قرار داد. در آيه‌اي هم (‌مائده - 75) او را «صديقه» معرفي مي‌کند «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ».

نگاه قرآن و انجيل‌ها به عيسي و مريم البته متفاوت و گاه عکس هم است و چون اينجا تنها بحث تولد در ميان است به اين موارد نمي‌توان پرداخت اما مهم‌ترين تفاوت تاکيد قرآن بر «عيسي بن مريم» است تا هم «‌فرزند خدا» نفي شده باشد و هم موضوع «يوسف نجار» و تاکيد بر اين که «الله» مريم را برگزيد و بر زنان ديگر سروري داد.

مفسران شيعه البته بر اين باورند که اين آيه زنان عالم تا زمان تولد عيسي مسيح را شامل مي‌شود و نه بعد از آن را و بر اين اساس دختر گرامي پيامبر اسلام برترين دانسته مي‌شود.

اشارات قرآن به عيسي مسيح با دقت فراوان و با مرزبندي کامل با پاره‌اي باورهاي مسيحيان است. هم با تاکيد بر انتساب به خداوند (‌الله) و نه هيچ خداي ديگري و هم با تعبير «عيسي بن مريم».

از جانب ديگر محبوبيت فراوان مسيح و مريم در ايرانياني که غالبا مسيحي نبودند و نيستند در ادبيات هزار ساله فارسي هم ريشه دارد. چرا که شاعران پارسي گو از استعاره‌هاي مربوط به عيسي و مريم بسيار بهره برده‌اند. سرآمد اين شاعران نيز خاقاني است که مادري مسيحي داشته است. در ادبيات فارسي البته بيش از هر موضوع ديگر درباره عيسي و مريم آبستني مريم عذرا در عين پاکدامني و بي‌تماس با هيچ مردي منشا بسياري از استعارات بوده است.

قرآن، مصلوب شدن عيسي مسيح را تاييد نمي‌کند هر چند که قصد يهوديان براي اين کار تاييد شده با اين تفاوت که اين باور وجود دارد که فردي ديگر به اشتباه به دار کشيده شده است. اما اين تمثيل را شاعران ايراني همواره به کار برده‌اند. فردوسي درباره «دار» عيسي مي‌گويد:

همان دار عيسي نيرزد به رنج

که شاهان نهادند آن را به گنج

سعدي اما از «مرکب» عيسي مي‌گويد:

خر عيسي گرش به مکه برند

چون بيايد، هنوز خر باشد

حافظ نيز از «دم» عيسوي:

جان رفت در سَرِ مي‌و حافظ به عشق سوخت

عيسي ‌دَمي کجاست که اِحياي ما کند

شاعران معاصر البته متاثر از شاعران مغرب زمين اشارات مکرري به صليب و مصلوب شدن دارند:

منوچهر آتشي مي‌گويد:

«او با صليب چوبي و دشنام دشمنان

با کوه سرنوشت گلاويز بود و من...

من خود صليب خويشتنم!»

فريدون مشيري هم سروده است:

«من مسيحا را بالاي صليبش ديدم

با سر خم‌شده بر سينه که باز

به نکوکاري پاکي خوبي

عشق مي‌ورزيد

و پسرهايش را

که چه سان پاک و مجرد به فلک تاخته‌اند

و چه آتش‌ها هر گوشه به پا ساخته‌اند»

مشهورتر از همه البته شعر احمد شاملوست که در «مرگ ناصري» شاهکاري بي‌نظير عرضه مي‌کند:

«شتاب کن، ناصري، شتاب کن!»

ز رحمي که در جان خويش يافت

سبک شد

و چونان قويي مغرور

در زلالي خويشتن نگريست

فروغ اما به سبب زن بودن سراغ وجه مادرانه مي‌رود:

شايد که عشق من

گهوارة تولد عيساي ديگري باشد

با اين اوصاف مي‌توان گفت عيسي مسيح نزد ايرانيان تنها پيامبر مسيحيان تلقي نمي‌شود.

جداي اشارات متعدد قرآن به عيسي مسيح و 30 بار نام «مريم عذرا» که مهم‌ترين دليل مذهبي است به لحاظ ملي هم نزديکي عيد ميلاد به شب يلدا و پيشينه نام مسيح در اشعار شاعران پارسي‌گو چه در شعر کلاسيک و چه در شعر معاصر موجب شده که در ايران نيز عيد کريسمس نه با اين نام که در قالب تولد مسيح بسيار گرامي داشته شود ولو تعطيل رسمي نباشد و هرچند غير مسيحيان آييني برگزار نکنند.