تاریخ 1397/09/15 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4921 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 جنبش دانشجويي از آرمان تا واقعيت 
نويسنده : علي اکبر مختاري

جنبش دانشجوي بخشي از جنبش‌هاي اجتماعي است که توسط دانشجويان به صورت خودجوش و داوطلبانه در جهت تغيير يا تحول در انديشه و رفتار در حوزهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه، در پويش‌هايي غير‌رسمي پيگيري مي‌شود. جنبش دانشجويي اگرچه در چالش با قدرت سياسي حاکمه به دنبال اهداف و آرمان‌هاي انساني و حمايت و آگاهي بخشي جامعه است ولي هيچگاه به دنبال کسب قدرت و ماندگاري در سپهر سياسي نيست. سابقه فعاليت جنبش‌هاي دانشجويي در ايران به فعاليت گروه‌هاي چپ و به ويژه شاخه دانشجويي حزب توده در دانشگاه تهران در دوره پهلوي دوم مربوط مي‌شود. يکي از تاثير‌گذارترين جنبش‌هاي دانشجويي مربوط به 16 آذر سال 1332 در دانشگاه تهران است که سه تن از دانشجويان مبارز در اعتراض به ورود نيکسون به ايران و در مخالفت با پيوند حکومت پهلوي با امپرياليسم و سرمايه‌داري به شهادت رسيدند و به همين مناسبت در اين ايام براي پاسداشت اين فداکاري در دانشگاه‌ها مراسم يادبود به همراه سخنراني انديشمندان و اجراي پرسش و پاسخ برگزار مي‌گردد. لذا سوال اين است با توجه به تاثير‌گذاري حداکثري جنبش دانشجويي در دوران مبارزه و دگرگوني رژيم گذشته چرا اکنون از اين پتانسيل و ظرفيت اجتماعي به نحوه شايسته در جهت اصلاحات و آگاهي بخشي جامعه استفاده نمي‌شود و اهداف و آرمان‌هاي جنبش دانشجويي چه بوده است و اکنون اين جنبش چه جايگاهي در سپهر سياسي اجتماعي ايران دارد؟ بيان چند نکته در اين باب ضروري است.

قشر دانشجو به لحاظ اينکه از دوران کودکي و نوجواني رها شده و در دوران جواني بسر مي‌برد و هنوز به دوران ميانسالي و کهولت نرسيده و از نظر سني جايگاه ميانه‌اي دارد به همراه توان جسمي، انرژي و قدرت تفکر و کنش عمل بالا، همچنين پرهيز از محافظه‌کاري جايگاه ويژه‌اي به او داده است. بنابراين همه اين خصوصيات جسمي و روحي مثبت در اين قشر، پتانسيلي است براي مساعدت به دولت و جامعه در مسير توسعه و اصلاحات جامعه. بنابراين شايسته است براي شادابي و نشاط و بهره‌گيري از اين پتانسيل عظيم نيروي انساني برنامه منسجم و بلندمدتي توسط نخبگان و دولت تدوين شود و به برنامه‌هاي نمادين بسنده نشود. همچنين اين قشر به لحاظ اطلاعات و آگاهي از شرايط علمي و تکنولوژيک روز از ديگر اقشار و طبقات به‌روزتر و آگاه‌تر است و اين خود منبع مهمي جهت رجوع و روشنگري جامعه است که بايد مورد توجه برنامه‌ريزان و تصميم‌گيران قرار گيرد.

جنبش دانشجويي در دوران مبارزه و در دوره پس از انقلاب در رخدادهايي همچون تسخير سفارت آمريکا و انقلاب فرهنگي نقش برجسته و تاريخي داشته است ولي پس از آن فراز و فرودهايي را تجربه کرده است که مسير طي شده تاکنون به سوي انزوا و خاموشي است و اين فرآيند معلول بدرفتاري با دانشجويان در حوادثي که در دهه70 و 80 در ايران رخ داده است همچنين بي‌اعتمادي حاکميت به انجمن‌هاي دانشجويي و امنيتي شدن فضاي دانشگاه و ستاره‌دار شدن دانشجوها است. لذا همان‌گونه که در سطور بالا اشاره شد نبايد از دانشجو و جنبش دانشجويي به لحاظ جواني و تند بودن هراس داشت بلکه اين قشر بايد رسالت اصلي خود که هم اکنون ديده باني انقلاب و افشاي پلشتي‌ها و فسادها در جامعه است را به شايستگي و با قدرت پيگيري کند و بگفته شهيد بهشتي: «دانشجو موذن جامعه است اگر خواب بماند نماز امت قضا مي‌شود».

موضوع ديگري که به نظر نگارنده مهم است رسالت جنبش‌هاي دانشجويي در مقابل آسيب‌ها در حوزه صنفي است.جنبش‌هاي دانشجوي تاثير‌گذار در خصوص کيفيت نظام آموزشي در آموزش و پرورش و آموزش عالي شکل نگرفته است و چندان حساسيت و واکنشي ديده نمي‌شود. چنانچه دولت در نقش‌آفريني جنبش دانشجويي در سپهر سياسي اعتقادي ندارد، حداقل مي‌تواند به پويايي و تقويت اين قشر در خصوص مطالبات صنفي و مبارزه با تبعيض‌ها و بي‌عدالتي‌هاي آموزشي در دانشگاه‌ها و سيستم آموزش عالي مساعدت کند.

دانشجو داراي نيروي انديشه و عمل بالايي هست و با اهداف و آرمان‌هاي انساني و متعالي مي‌تواند تغييرات و تحولات اساسي را در مقابله با آسيب‌ها و بحران‌هاي جامعه و حرکت به سوي شرايط مطلوب به وجود آورد ولي متاسفانه کم‌توجهي نخبگان و دولت و بي‌اعتمادي به پتانسيل بزرگ جنبش‌هاي دانشجويي موجب بي‌هويتي و انزواي اين بخش از جامعه شده است و دانشجويان که بايد به عنوان گروه مرجع و فعال در جامعه‌پذيري سياسي باشند اکنون به گروه آسيب‌پذير و وابسته تبديل شده‌اند و حمايت دولت به اين حوزه به مجوزهاي نيم‌بند در بعضي از دانشگاه‌ها در مراسم روز دانشجو ختم مي‌شود. لذا شايسته است همگان براي رهايي از شرايط نامطلوب سياسي اجتماعي کنوني از ظرفيت‌ها و پتانسيل اين بخش بهره گيرند و تعامل با دانشجو و جنبش‌هاي دانشجويي را مورد تجديد نظر قرار دهند.