تاریخ 1397/08/12 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4896 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 فروپاشي ديوار اعتماد اولين نتيجه خيانت همسران 

واکنش زنان و مردان در مواجهه با روابط فرازناشويي متفاوت است. براي برخي خط قرمز زندگي مشترک است و براي عده‌اي نه؛ اما آنچه در تمام موارد اتفاق مي‌افتد، فروپاشيدن ديوار اعتماد است. صحبت‌هاي زن که با لحني آرام شروع شده بود حالا کم‌کم جاي خود را به داد و فرياد مي‌داد. جملات و کلمات مبهم تبديل به جملاتي واضح شده بودند که براي شنيدن آن نياز به تلاش خاصي نبود. بعد از دقايقي نيز داد و فرياد او تبديل به عجز و ناله شد و صداي هق‌هق زن فضا را در برگرفت. کمي که آرام شد، با لحن صدايي غم‌انگيز صحبت‌هايش را ادامه داد. صدايش آنقدر بلند و واضح بود که حالا ديگر همه اهالي ساختمان متوجه شده بودند زن از زندگي پنهاني به ستوه آمده است. تنهايي‌هاي طولاني او و عدم حضور همسر در روزهايي که بايد در کنارش مي‌بود، عرصه را بر زن تنگ کرده و او را به ستوه آورده بود. «تو به من گفتي مادرت تو را به زور مجبور به ازدواج با همسرت کرد اما اکنون او را به من ترجيح مي‌دهي، ديگر از تنهايي خسته شدم... يک روز مي‌روم همه چيز را به او مي‌گويم.» شايد روزي که مرد، بدون در نظر گرفتن عواقب تشکيل يک زندگي پنهاني، اقدام به اين کار کرده و بعد از رابطه‌اي موقت آن را دائمي کرده بود، هيچگاه فکر نمي‌کرد اين رابطه پنهاني روزي او را پشيمان کند و روزهايش با ترس از دست رفتن آبرو بگذرد. رابطه‌اي که ديگر نه راه پس داشت و نه راه پيش.

خانواده مهمترين نهاد اجتماعي در همه دنيا و ريشه همه بايدها و نبايدها، تربيت‌ها، پرورش‌ها و... در سراسر جهان است. هيچ نهادي را نمي‌توان مهمتر از خانواده بر سرنوشت بشريت تاثيرگذار دانست چرا که افرادي که در کسوت‌هاي مختلف بر سراسر گيتي حکمراني مي‌کنند هر يک ريشه در خانواده‌اي دارند و بسياري از آموزش‌هايي که در آنجا ديده‌اند را در عرصه اجتماعي به منصه ظهور مي‌رسانند. در جامعه ما نيز با توجه به فرهنگ حاکم بر آن که آميزه‌اي از رويکردهاي ايراني اسلامي است، خانواده جايگاه ويژه‌اي دارد. سياستگذاران تربيتي براي استحکام آن تلاش مي‌کنند و مربيان نيز مي‌کوشند افراد را با رويکردي خانواده محور تربيت کنند. اما گاهي دلايلي موجب سست شدن بنيان اين نهاد اجتماعي مي‌شود که يکي از مهمترين آنها روابط فرازناشويي يکي از زوجين است.

در اين بين آقاي مهدي جعفريان مي‌گويد:«در اسلام براي تشكيل خانواده، استانداردهايي معرفي شده است. هرقدر اركان تشكيل دهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند به همان مقدار از شايستگي، برتري و استحکام برخوردار خواهند بود. از اين رو، به طور اجمال مي‌توان گفت خانواده مستحکم از نظر اسلام، آن است كه اركان آن شايسته و منطبق با استانداردهاي اسلامي باشد، مناسبات و روابطي منطبق با آموزه‌هاي ديني بر آنها حاكم باشد، خروجي آن انسانهايي شايسته و موثر در ساخته شدن جامعه ايده‌آل اسلامي باشد. و اما ملاك برتري، از نظر اسلام، مال و ثروت و مانند آن نيست كه كسي به آنها ببالد. برتري خانواده به انطباق آن با استانداردهاي اسلامي و برخورداري از ويژگيهاي ارزشي و فضيلت‌هاست.»

آقاي جعفريان در ادامه توضيح داد: «زندگي ايده‌ال در عبوديت و بندگي خداوند است و عبوديت اطاعت كامل از امر و نهي و دستورات الهي و عمل كردن به آن‌ها است كه موفقيت در كسب زندگي ايده‌آل را در پي خواهد داشت. يكي از خصايص بارزي كه مي‌تواند احساس رضايتمندي را در كانون خانواده حاكم كند، قناعت است. قناعت ابعاد وسيعي دارد كه يكي از نمودهاي آن قناعت مالي و اقتصادي است. قناعت مالي علاوه بر اين كه آرامش رواني در پي دارد مي‌تواند در تنظيم دخل و خرج زندگي و برقراري تعادل اقتصادي تاثير مستقيم داشته باشد. قناعت در زندگي باعث مي‌شود تا انسان نسبت به داشته‌هاي خود راضي باشد و در راستاي شكر براي داشتن آنها اقدام كند. ساده‌زيستي و زهد يكي از فضائل اخلاقي است كه مورد تشويق و ترغيب آيات قرآن و روايات اهل بيت(ع) است. چنانچه در معناي زهد و ساده‌زيستي گفته‌اند: ضد‍ّ محبت دنيا و مال را زهد گويند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنيا و آستين فشاندن بر آن و اكتفاء كردن به قدر ضرورت از براي حفظ بدن كه تجلي عمليِ آن در زندگي ساده زيستي و قناعت خواهد بود.»

وي عامل انحراف خانواده‌ها از راه اصلي را، عدم شناخت و انحراف از هدف‌هاي ازدواج دانست و ادامه داد: «نهاد مقدس خانواده مانند هر نهاد ديگري در معرض تهديدها و عوامل آسيب‌زاي فراوان قرار دارد که هر يک متناسب به قدرت و ضعف مي‌توانند ستون‌هاي اين نهاد را مورد تهاجم قرار دهند وموجب بروز آشفتگي ها، ناسازگاري، عدم تربيت فرزندان، رهايي عاطفي و در نهايت به فروپاشي و طلاق منجر شوند پس بايستي در گام اول اين عوامل مورد شناسايي و دقت نظر قرار گيرند و تمامي زوجين نسبت به اين موارد آگاهي لازم را کسب نمايند تا در موارد ضروري واکنش مناسب را بروز دهند. در برخي از خانواده‌ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يکديگر، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه‌هاي ازدواج، بي‌انصافي‌ها، پيش‌داوري‌ها، فريبکاري‌ها، عدم احساس مسئوليت و بي‌توجهي به اصول اخلاقي، بنياد خانواده متزلزل مي‌شود. مهمترين عاملي که موجب آسيب پذيري خانواده مي‌شود، عدم شناخت و انحراف از هدف‌هاي ازدواج است.»

مهدي جعفريان در ادامه نيز بيان کرد:« انتقام گيري، بهانه‌گيري و عيب‌جويي از مهمترين عوامل آسيب‌زايي خانواده و روابط زن و شوهر به شمار مي‌آيند. طرح مکرر « دلخوري‌ها»، نقاط ضعف و نارسايي‌ها، ساختمان روابط زناشويي را تهديد و تخريب مي‌کند. بنابراين در مواقع اختلاف و خطا سعي کنيم همسرمان را عفو کنيم ؛ نقاط مثبت او را ببينيم و «کهنه قباله‌ها» را زنده نکنيم! همچنين سعي کنيم به قول معروف از «کاه» «کوه» نسازيد و با ديده اغماض به رفتار و گفتار يکديگر نگاه کنيم.»

جعفريان در آخر نيز افزود: « اولين قدمي که افراد بايد در صورت مواجهه با خيانت انجام دهند يک رفتار منطقي است، يعني سعي کنند کنترل خود را حفظ کنند و سريعا اقدام به تصميم گيري نکنند. بعد از آن به دنبال يک مشاوره خوب باشند تا بتوانند اين مشکل را با آن در ميان بگذارند. مسئله بعدي ريشه‌يابي علت خيانت است، چرا که در برخي اوقات ممکن است در بروز چنين مشکلي هر دو نفر مقصر باشند. خودش هم، در اين خيانت مقصر بوده باشد؛ زيرا خيانت در بيشتر مواقع يک رابطه دو طرفه است و هر يک از زوجين در بروز آن به اندازه خود مقصرند. براي همين بهتر است با کمک يک مشاوره خوب بررسي شود. اول بايد تصميمي عاقلانه گرفت. گاهي اوقات فرد تصميم مي‌گيرد از همسر خود جدا شود و طلاق بگيرد. گاهي هم فرد تصميم مي‌گيرد ميدان را خالي نکند. با اين حال درنهايت يک مشاوره و رفتار سنجيده مي‌تواند از آسيب‌هاي احتمالي جلوگيري کند.»

خانم مهسا مهدوي يکي ديگر از همشهريان سمناني در اين زمينه گفت:« نقش جامعه، به خصوص در آموزه‌ها و تربيت‌هاي گذشته، بسيار زياد است. به عنوان مثال اين فرهنگ در جامعه ما جا افتاده که خيانت مردان قابل قبول تر از خيانت زنان است. اگر مردي خيانت کند، گفته مي‌شود شيطنت کرده است اما در مورد زن مي‌گويند مشکل اخلاقي دارد. در جامعه‌اي که به طور ضمني تعدد زوجات را تاييد مي‌کند آن هم بدون مسئوليت و تعهد، مسلم است به رواج خيانت کمک مي‌شود. فشارهاي اجتماعي در جامعه نيز سبب استرس مي‌شود و اين استرس بر روي زندگي تاثير مي‌گذارد و منجر به اختلالات زناشويي و تعارضات مي‌شود. برخي از افراد براي رها شدن از اين استرس‌ها مي‌خواهند آرامش را در رابطه ديگر جستجو کنند. وقتي جامعه آستانه تحملش را نسبت به اين دسته از رفتارهاي غيرمعقول بالا مي‌برد و هيچ راهکاري براي جلوگيري از آن ارائه نمي دهد، زشتي اين مسئله از بين مي‌رود و ما خيانت را چه در دوران پيش از ازدواج يا بعد از ازدواج مي‌بينيم.»

خانم مهدوي در ادامه گفت:« زماني که مردان در گذشته خيانت مي‌کردند، زنانشان براي مقابله با نارضايتي شوهر، خود را وقف امور خانواده مي‌کردند و از اين طريق تحملشان را بالا مي‌آوردند و پيش خود مي‌گفتند واقعيت زندگي همين است، مردان همه اينگونه‌اند اما امروزه با توجه به اطلاعاتي که از رسانه‌هاي مختلف کسب کرده‌اند و اينکه در جامعه حضوري پررنگ دارند، درصدد تغيير تابوهاي گذشته برآمده‌اند. برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره نيز به اين وضعيت دامن زده است. اين برنامه‌ها که معمولا با توجه به فرهنگ‌هاي کشور ديگر است، براي بالا بردن جذابيت و هيجان، به پخش فيلم و سريال‌هايي مي‌پردازند که تمرکز اصلي بر روي خيانت است، همه به هم خيانت مي‌کنند و هيچ اتفاقي نمي‌افتد و تبعاتي نيز ندارد و نشان دادن اينگونه از برنامه‌ها سبب مي‌شود خيانت، زشتي خود را در خانواده از دست بدهد.»

مهدوي آينده خيانت در جامعه را نيز اينگونه تشريح کرد:« با توجه به شرايط خاص جامعه‌مان، آينده درخشاني را در زمينه ازدواج نخواهيم داشت چرا که سياستمداران و سياستگذاران و متخصصان به اين مسئله از ديدگاه علمي نگاه نمي‌کنند و آسيب‌شناسي دقيقي انجام نمي‌دهند که برمبناي آن راهکار ارائه دهند. فقط روش‌هاي ضربتي مقطعي است که نمي‌تواند عملکرد موفقي داشته باشد. چيزي که روي زمين است به زير زمين خواهد رفت و از بين نمي‌رود و پنهاني‌تر خواهد شد.»

وي در آخر به عنوان راهکار براي مقابله با اين موضوع توضيح داد:« اول اينکه زن و مرد بايد در انتخاب همسر دقت کنند و فقط بر اساس يک بعد مانند زيبايي يا پول ازدواج نکنند چرا که در طول زمان اين ابعاد در نظر زن و شوهر عادي مي‌شود. پس بايد حتما يکسري اصول در انتخاب شريک زندگيشان در نظر بگيرند. دوم اينکه زماني که زن و شوهر ازدواج کردند نبايد فکر کنند حالا همه چيز درست است. زندگي مشترک نياز به توجه و تقويت دارد. ازدواج مانند گياهي است که بايد به آن رسيد تا رشد پيدا کند. وقتي دختر و پسر با يکديگر ازدواج کردند مثل آن است نهالي را کاشته باشند و اگر آبياري نشود، خشک مي‌شود. توصيه‌ام اين است که افراد پس از ازدواج خاطرات خوب خود را با يکديگر مرور کنند و اينکه ازدواجشان براساس عشق و علاقه بوده است هميشه زنده نگهدارند.»

آقاي شهرام شاهي در مورد خيانت گفت:« خيانت کردن مي‌تواند يکي از مخربترين رفتار هايي باشد که در يک رابطه مرتکب مي‌شويد. خيانت، اعتماد و اطمينان را نابود کرده و معمولا ديگر نمي‌توان اين اعتماد از دست رفته را ايجاد کرد. همه اين حقيقت را مي‌دانند، اما هميشه عده‌اي هستند که خيانت مي‌کنند. عده‌ي بسيار معدودي اصلا اهميتي به اين موضوع نمي‌دهند؛ به راحتي فقط به نياز‌هاي خودشان فکر مي‌کنند و توجهي به احساسات و نياز‌هاي کسي که آن‌ها را دوست دارد ندارند. اما بيشتر افراد نمي‌خواهند اعتماد في مابين را از بين ببرند و همه چيز را در رابطه شان ويران کنند.»

شهرام شاهي در ادامه افزود:« بسياري از افراد سال‌هاي زيادي از زندگي خود هوسباز هستند. هوسبازي مخصوصا وقتي پاي رابطه‌ي جنسي به ميان مي‌آيد، بسيار شايع است و بازهم مخصوصا اين اتفاق بيشتر در مورد افرادي روي مي‌دهد که اهل الکل هستند يا از ساير مواد روانگردان استفاده مي‌کنند. اگر فرصتي براي اين اشخاص پيش بيايد، به عواقب رفتار خود فکر نمي‌کنند و فقط عمل مي‌کنند. گاهي هوسبازي علامتي از يک مشکل عميقتر است. مثلا در برخي از بيماري‌هاي رواني، هوسبازي يک علامت محسوب مي‌شود. در چنين مواردي هوس‌بازي فرد در بسياري از جنبه‌هاي زندگي اش ديده مي‌شود.»

شاهي همچنين بيان کرد: «براي حل مشکل خيانت زوج‌ها نکته مهم اين است که اين مشکل را يک طرفه نمي‌توان حل کرد و براي ريشه‌يابي و حل اين مشکل هر دو زوج بايد حضور داشته باشند. بايد دو طرف را وارد حل مسئله کرده و به زن و شوهرها کمک کنيم تا نيازهاي رواني و جسماني خود را شناسايي کنند و آن را با شريک زندگي خود در ميان بگذارند و آنها نبايد تنها از جنبه احساسي نگاه کنند. به علاوه اگر فردي خيانت کند، نمي توانيم بگوييم که فقط به دنبال تفريح بوده است چراکه ممکن است پشت اين رفتار او علت‌هاي زيادي باشد. مثلا در برخي موارد، احساس افسردگي و نياز به توجه بيشتر مي‌تواند منشا اين رفتار باشد. براي همين ريشه‌يابي مي‌تواند تاثيرگذار باشد. برخي تصور مي‌کنند بايد طعم تلخ دارويي را که به آنها خورانده شده، به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه بر سر همسرشان آمده، شوند. غافل از اينکه اين کار قبل از هر کسي خودشان را از پا درمي آورد.»

وي در آخر نيز توضيح داد:« مساله خيانت کردن در همه دنيا هست در جامعه ما نيز اين مساله هر روز بيشتر مي‌شود پس اين موضوع ازاهميت زيادي برخوردار است که بايد علل آن را بررسي کنيم. و زماني که دلايل اين مشکل شناخته شود به راحتي مي‌توان از آن جلوگيري کرد.»

در آخر دکتر مجيد احمدي در اين خصوص توضيح داد:« وقتي دو نفر پيمان وفاداري مي‌بندند و قسم مي‌خورند که روحشان يکي شود اما در ميانه راه اين يکي پيمان را فراموش مي‌کند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا مي‌کند، طوفان عاطفي شروع مي‌شود که نتيجه‌اش معمولا جز فروپاشي بنيان زندگي نيست. خيانت و بي‌وفايي، زن و مرد نمي‌شناسد و مشکلات خانوادگي را پيش مي‌آورد. بسياري از طلاق‌ها و قتل‌هاي خانوادگي به خاطر همين موضوع است.»

دکتر احمدي در ادامه تصريح کرد:« من موافق نيستم که خيانت مهمترين عامل طلاق است، اما در سال‌هاي اخير خيانت ميان زن و شوهر افزايش يافته است. همه پديده‌هاي اجتماعي محصول کليت نظام اجتماعي است و نمي‌توان فرد يا گروه خاصي را مقصر دانست.به نظر من نظام اجتماعي ما مستعد توليد خيانت است. البته مي‌توانيم واژه خيانت که رنگ و بوي حقوقي دارد و مقابل وفاداري خانواده است را روابط نامشروع متاهلي بناميم تا بار قضيه را کمتر کنيم. متاسفانه خيانت يک واقعيت در دنياي جديد است. اما عواملي که منجر به خيانت مي‌شود را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد، يک دسته تحولات کلان و يک دسته عوامل ميانه هستند.»

وي همچنين بيان کرد: «در حوزه کلان ما شاهد پيدايش مدرنيسم، تجدد خواهي و دگرگوني در مناسبات اجتماعي هستيم. در اين تجدد گرايي تقدس زدايي از امور يک امر مهم و ضروري است، مثلا خانواده و ازدواج که مهم هستند با گسترش تجددگرايي تقدس‌زدايي مي‌شوند. يا در مدرنيسم بعد فردگرايي که فرد بر جامعه مهم است. در اين جامعه ازدواج به مصلحت خانواده و جامعه نيست، بيشتر مصلحت خود فرد مهم است. عقل حسابگرا حساب سود و زيان مي‌کند و براي ازدواج تصميم مي‌گيرد. موضوع سکولاريسم هم که امروز در جامعه ما بسيار رشد کرده همين توجه به امور دنيوي است. نکته ديگر اين است که در طول ساليان گذشته در سياست‌گذاري فرهنگي بر روي نفي مسائل جنسي تاکيد کرديم که عملا باعت توجه بيش از حد به آن شده است.به نظر من در سياستگذاري فرهنگي ما بچه گانه عمل کرديم

و با کم‌توجهي به اين موضوع، جامعه ما به شکلي جنسي شده است و گفتمان روابط جنسي در مناسبات اجتماعي ديده مي‌شود و آلوده اين نگاه هستيم.»

دکتر مجيد احمدي با بيان اينکه جامعه ما به خاطر نهادينه نبودن امور اقتصادي و امور فراغت دچار مشکل شده است افزود:« ممکن است به گفته شما مردي زياد کار کند، از کارش هم راضي نباشد براي همين امور فراغت خوبي هم ندارد. اگر کشورهاي ديگر را نگاه کنيد حتي کشورهاي عقب مانده، فعاليت اقتصادي شديدتر از کشور ماست، اما اقتصاد ما رانتي و وابسته به نفت است، براي همين تربيت اقتصادي کار کردن نداريم. نه درست کار مي‌کنيم و نه درست تفريح و يک نوع آشفتگي ميان اين دو حوزه وجود دارد. اگر هم شرايط اقتصادي در يک خانواده زياد نباشد، احساس سرخوردگي اقتصادي و اجتماعي پيدا مي‌کند. بنابراين فرد دست به خيانت مي‌زند تا به لذت برسد. عوامل ميانه هم که به آن در سوال اول اشاره کردم در ساختار خانواده موثر هستند. زياده‌خواهي جنسي که به آن اشاره شد، بايد در درون خانواده جواب بگيرد اما در آن ظرفي که براي خانواده سنتي تعريف کرديم، خانواده کشش پاسخگويي به تنوع‌خواهي جنسي را ندارد. در خانواده غربي هم همينطور است. بنابراين خانواده با يک بار شديدي مواجه است که اگر نهادهاي اجتماعي ديگر تحميل کردند و شرايط فراغت و اقتصاد به فرد جواب درست مي‌داد اينگونه نمي‌شد.«

دکتر احمدي در ادامه اذعان نمود:« نبايد در سياستهاي اجتماعي و فرهنگي هميشه دولت نقش داشته باشد مانند پدر و مادر که گمان مي‌کند همه راهها را بلد است. ما پذيرفتيم که در طول اين سالها دخالت دولت در همه امور موفقيت‌آميز نبوده و دولت نمي‌تواند در تمام زمينه‌ها دخالت کند. بايد رشد اخلاقي را در جامعه گسترش دهيم که با پرورش عقل و خردگرايي همراه است تا افراد تصميم درست بگيرند. مردم بايد پرورش پيدا کنند و قدرت تصميم‌گيري درست داشته باشند تا اخلاقي ترين راه را انتخاب کنند، يعني به عقل و خردورزي انسان اعتماد داشته باشيم. مديريت ساختارمند هم مهم است. بايد شرايط را براي ازدواج فراهم کنيم و نيازهاي اقتصادي را فراهم کنيم در اين صورت نهادها ساختارمند هستند و فرد عاقل است و ديگر نبايد نگران بود.اگر الان مهمترين هنجار ايران که وفاداري در خانواده بود خدشه دار شده بايد مراقب بود که ساير بخشها دچار خدشه نشوند.«

وي در آخر نيز توضيح داد:« در دنياي امروز فرد با تجريباتي آشنا مي‌شود که قبلا شناختي نسبت به آنها نداشته و براي او جديد هستند. نوجواني که تا دبيرستان با هيچ جنس مخالف مواجه نبود، در دانشگاه يا در فضاي کاري با جنس مخالف آشنا مي‌شود. به نظر من شرايط اجتماعي ايجاد کننده يک سري شرايط هستند و جامعه بايد بپذيرد که مي‌خواهد اين تجربه شکل بگيرد يا نه، يا اينکه شناخت از جنس ديگر را چگونه بايد به وجود آورد. بايد يک تغييري در اين فضاي اجتماعي به صورت نظام‌مند به وجود آيد و گريزي از اين آموزش نيست.

گزارشگر اجتماعي: مائده شريفي