تاریخ 1397/07/19 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4878 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 راهکاري براي افزايش اميد در زندگي 

بعضي اوقات ممکن است فرد همه‌ي اميدش به زندگي را از دست بدهد. اين اتفاق ممکن است به دليل شکست‌هاي متوالي در زندگي باشد. نتيجه‌ي آن ايجاد دردي وصف‌ناپذير است. طلاق، شکست در فعاليت اقتصادي، اخراج از کار، از دست دادن عزيزان و. . . از جمله اتفاقاتي هستند که مي‌توانند اميد در زندگي را از بين ببرند. در نهايت شما احساس مي‌کنيد به آخرخط نزديک شده‌ايد و انگيزه‌اي براي ادامه دادن نداريد.

زماني که ما دچار شکست بزرگي مي‌شويم، بخش اعظم اميدي که کم‌کم در زندگي به دست آورده‌ايم را از دست مي‌دهيم. مانند قدرت اراده، چشمه‌ي اميد ما هم مي‌تواند به راحتي خشک و نابود شود. وقتي تنها کاري که پس از يک شکست بزرگ انجام مي‌دهيد دچار نگراني و استرس شدن و فکر کردن به ترس‌هايتان است، از دست دادن همه‌ي اميدتان اتفاق محتملي خواهد بود.

شکست بخشي از چرخه‌ي زندگي است. شکست به ما مي‌آموزد که ما انسان‌هاي کاملي نيستيم. حتي اگر در اثر تصميمات غلط يا اتفاقات بد احساس شکست کنيم، باز هم نبايد همه‌ي اميدمان را از دست بدهيم. شکست‌ها ما را براي زندگي بهتر و درخشان‌تر آماده مي‌کنند. شايد اين موضوع در همان روزها احساس نشود، ولي گذر زمان براي ما اتفاقات خوبي رقم خواهد زد.

با تمام اين اوصاف وقتي که احساس مي‌کنيم کل دنياي ما ويران شده است، چه اتفاقي مي‌افتد؟ چگونه اميد را در دل‌مان زنده نگه داريم؟ چگونه در آينده در مقابل از دست دادن تمام اميدمان مقاومت کنيم؟ 5 راه ساده

و سرراست براي زنده نگه‌داشتن اميد وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره مي‌کنيم.

1. ارزيابي مجدد شرايط

زندگي شبيه لنز دوربين است. هر چيزي که بر روي آن تمرکز کنيم، براي ما واضح‌تر و واقعي‌تر به نظر مي‌آيد. اگر بر روي نقاط منفي تمرکز کنيم، فقط نقاط منفي را مي‌بينيم. ولي وقتي تمرکز خود را بر روي نقاط مثبت منعطف کنيم، چيزهاي مثبت بهتر ديده مي‌شوند. ما همان چيزي را درو مي‌کنيم که کاشته‌ايم.

وقتي که در زندگي با شکست بزرگي مواجه مي‌شويد، بايد نسبت به شرايط موجود ارزيابي مجددي انجام بدهيد. توجه کنيد که بسياري از افراد موفق هم بارها در زندگي طعم شکست را چشيده‌اند.

صحبت ما فقط در مورد موفقيت مالي نيست. اگر شما در پي شکست تسليم نشويد، موفقيت در تمام زمينه‌ها براي شما امکان‌پذير خواهد بود. به شکست به چشم مانعي نگاه کنيد که با پريدن از روي‌ آن مي‌توانيد به سمت موفقيت حرکت کنيد. اجازه ندهيد موانع سد راه شما بشوند.

کل زندگي براي شما مثل يک سفر ماجراجويانه است. فقط مقصدتان نيست که اهميت دارد. در اهداف خود بازنگري کنيد تا ببينيد دقيقا هدف‌تان چيست و چرا چنين هدفي داريد. اگر دلايل شما محکم و قانع‌کننده بود، نگذاريد هيچ شکستي مانع راه شما بشود.

2. قلب خود را سرشار از قدرداني و شکرگزاري کنيد

شايد به نظر شما اين حرف شعارگونه بيايد. اما بهتر است ما به جاي حسرت چيزهايي که نداريم، قدردان داشته‌هاي خود باشيم. ذهن‌تان چيزي را درو مي‌کند که خودتان در آن کاشته‌ايد. شکرگزار باشيد تا ببينيد زندگي‌تان چگونه تغيير مي‌کند و اميدتان دوباره زنده مي‌شود.

افراد زيادي در دنيا فقر، جنگ، قحطي، ظلم حاکمان و انواع معلوليت‌ها را تحمل مي‌کنند. وقتي که ما بر روي چيزهايي خوبي که در زندگي داريم تمرکز کنيم، مي‌توانيم به جاي نااميدي، شکرگزار داشته‌هاي خود باشيم.

زماني که احساس مي‌کنيد هيچ چيزي در زندگي نداريد که به خاطرش شکرگزار باشيد، تلاش کنيد تا فهرستي از داشته‌هاي خود تهيه کنيد. همين که زنده‌ايد، مي‌توانيد بخوانيد، حرف بزنيد، غذايي براي خوردن داريد و افرادي شما را دوست دارند، دلايل خوبي براي شکرگزاري هستند.

ما هميشه مي‌توانيم دليلي براي قدرداني داشته باشيم. قدرداني خصلتي است که با تمرين مي‌توانيم کسب کنيم. وقتي که ما خوبي‌هاي دنيا را ببينيم، اميد در زندگي در ما دوباره زنده مي‌شود و منتظر اتفاقات خوب در زندگي خود خواهيم بود.

3. بي‌طرفانه به شرايط موجود نگاه کنيد

سخت‌ترين قسمت شکست و نااميدي، ناتواني ما در نگاه بي‌طرفانه به شرايط است. چه ما مسبب مصيبت يا اتفاقي باشيم چه نباشيم، نگاه بي‌طرفانه به وضعيت مي‌تواند تفاوت زيادي ايجاد کند. خيلي سخت است که احساسات دروني و اميال خود را از شرايط موجود حذف کنيم.

اما وقتي که بي‌طرفانه و بدون تعصبات به شرايط نگاه کنيم، مي‌توانيم علت و تأثير شرايط را بر روي رفتارمان‌شناسايي کنيم. در اين زمان بايد اصلاحات لازم را بر روي خودمان انجام بدهيم تا بتوانيم به هدفي که داريم، نزديک شويم. اگر ما بتوانيم خودمان را اصلاح کنيم و نااميد نشويم، در نهايت به رؤياهاي خود مي‌رسيم و موفق مي‌شويم.

4. به حمايت ديگران تکيه کنيد

از دست دادن همه‌ي اميدمان مي‌تواند ما را ويران‌ کند. وقتي که ما قدم در مسير آرزوهاي خود مي‌گذاريم، سختي‌هاي زيادي براي ما پيش خواهد آمد. ولي وقتي به افرادي تکيه کنيم که از ما حمايت مي‌کنند، کمي از مشکلات ما کاسته مي‌شود.

ديگران مي‌توانند چشم‌اندازي از شرايط را به ما نشان بدهند که خودمان از آن غافل بوده‌ايم. هنگامي که با شرايطي بسيار سخت مواجه مي‌شويم، خانواده، دوستان، همکاران و ساير افراد مي‌توانند از ما حمايت کنند.

5. باور داشته باشيد

گاهي اوقات بايد ايمان داشته باشيم که اتفاقات خوبي در راهند و به اين درک برسيم که هر اتفاقي دليل و حکمتي دارد و همه چيز تحت کنترل و قدرت ما نيست. اگرچه ممکن است ما هميشه حکمت يک اتفاق را درک نکنيم ولي قطعا دليلي براي رخ دادنش وجود دارد.

هر ديني که داشته باشيد، ايمان داشتن نشان دهنده‌ي اعتماد و اطمينان‌تان به رخ دادن اتفافات خوبي است که در راهند. تکيه بر ايمان‌تان به شما کمک مي‌کند تا اميدتان افزايش يابد.

شايد گفتنش ساده‌ باشد، ولي مي‌توانبم به مرور زمان اميد را دل‌مان تقويت کنيم تا در مواجهه با بزرگترين مصيبت‌ها هم به طور کامل از بين نرود. چيزي که ما را نکشد، قوي‌ترمان مي‌کند. ما بايد به خلقت هوشمندانه‌ي جهان اعتماد داشته باشيم. انسان‌ها فقط براي زنده ماندن آفريده نشده‌اند، بلکه هدف خلقت آنها کمال است.


 تشکل‌هاي غيردولتي؛
  کارآمد‌ترين الگوي مشارکت اجتماعي  

تشكل‌هاي غيردولتي به‌عنوان نهادهايي توانمند در تحقق الگوي مشاركت اجتماعي، از آن رو در دنياي امروز اهميت پيدا كرده‌اند كه مي‌توانند الفباي نقش مردم را در قالب شهروند مقتدر و حلقه واسط بين حكومت و مردم تا شعاع حضور در صحنه‌هاي زنده اجتماعي و سياسي جامعه بتابانند. اين در حالي است كه جلوه‌هاي تحول يافته زندگي در جامعه، افزايش نقش مردم را در امور مربوط به خود اجتناب ناپذير كرده است. وجود فاصله و شكاف عميق بين نگرش و باورهاي نسل‌هاي ديروز و امروز در بسياري از كشورها، دسترسي فعال و سازنده نسل‌هاي امروز را به سطوح مديريت جامعه با دشواري مواجه مي‌سازد. براي جبران اين نقصان بوده كه طي نيم قرن گذشته، سازمان و مؤسسات مختلفي با هدف جلب مشاركت نسل‌هاي امروز در امور اجتماعي، صنفي و سياسي يكي پس از ديگري شكل گرفته‌اند. برخي نظريات جامعه‌شناسي، سابقه شكل‌گيري و ايجاد نهادهاي مدني و تشكل‌هاي غيردولتي را در لابه‌لاي اسناد به جامانده از شش هزار سال پيش جست وجو مي‌كنند.

زماني كه افراد به دليل غلبه همبستگي مكانيكي و وجدان جمعي براي حل مسائل و مشكلات خود در زمينه آبياري، كشاورزي و دامپروري به صورت گروهي و غيررسمي، سازمان‌هايي را تشكيل دادند. روي ديگر سكه در جايي نقش مي‌بندد كه با توسعه صنعت در جامعه مدرن، دموكراسي شكل مي‌گيرد و بسترشكل‌گيري سازمان‌هاي غيردولتي به موازات دموكراسي در كشورهاي مختلف جهان، پي‌ريزي مي‌شود. مهم‌تر اينكه، بسترسازي و ايجاد نهادهاي مدني و تشكل‌هاي غيردولتي در جوامع مدرن و دموكراتيك به منظور تبيين مباني جامعه مدني بسيار حايز اهميت شمرده مي‌شود. ارتقاي مشاركت نهادهاي غيردولتي و مؤسسات خيريه در برنامه‌هاي فقرزدايي و‌شناسايي كودكان يتيم و خانواده‌هاي زير خط فقر در كليه مناطق كشور توسط مديريت‌هاي منطقه‌اي و اعمال حمايت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي براي افراد ياد شده و توسط آنان و دستگاه‌ها و نهادهاي مسئول در نظام تامين اجتماعي از جمله سياست‌هاي كلي كه اجراي آنها براساس ماده 95 برنامه چهارم توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي به دولت واگذار شده است. براساس اين ماده، دولت مكلف است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعي، كاهش نابرابري‌هاي اجتماعي و اقتصادي، كاهش فاصله ميان دهك‌هاي درآمدي و توزيع عادلانه درآمد در كشور، كاهش فقر و محروميت و توانمندسازي فقرا از طريق تخصيص كارآمد و هدفمند منابع تامين اجتماعي و يارانه‌اي پرداختي، برنامه‌هاي جامع فقرزدايي و عدالت اجتماعي را به اجرا بگذارد. در ماده 95 قانون برنامه چهارم توسعه، آنجا كه بحث توانمندسازي جوامع محلي به ميان مي‌آيد، مستقيماً از نهادهاي غيردولتي به عنوان شركاي دولت در پروژه‌هاي فقرزدايي نام برده شده است. علاوه بر مشخص كردن جايگاه همكاري آنها، تعامل آنها با بدنه دولت به طور مشخص با نهاد نظام تامين اجتماعي است.

تشكل‌هاي غيردولتي در بستر جامعه مدني

تشكل‌هاي غيردولتي در قالب گروه‌هاي خيرخواهانه و داوطلبانه مردمي، سال‌هاست كه در حيات اجتماعي ايران حضور داشته‌اند. قديمي‌ترين اين گروه‌ها، تشكل‌هاي مذهبي و مهم‌ترين آنها تشكل‌هايي هستند كه در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي شكل گرفته‌اند و تا ثيرات مهمي را در مناسبات سياسي و اجتماعي ايران بر جاي گذاشته‌اند.

دكتر حسين آقاجاني، جامعه‌شناس معتقد است: شكل‌گيري تشكل‌هاي غيردولتي، آنجا كه حلقه واسط بين حكومت و مردم به شمار مي‌روند، نتايج بسيار مطلوبي را براي نظام‌هاي اجتماعي به همراه خواهند داشت. از اين رو كليه نظام‌هاي اجتماعي در تلاش هستند كه تعداد تشكل‌هاي غيردولتي را در محدوده خود افزايش دهند يا زمينه‌هاي ايجاد آنها را فراهم كنند. وي مي‌گويد: با توجه به استقبال عمومي از قالب‌هاي امروزين مشاركت اجتماعي، تنوع اهداف و موضوعات فعاليت تشكل‌هاي غيردولتي ديگر مانند مؤسسات خيريه سنتي تنها در حيطه موضوعات محدودي از قبيل رسيدگي به محرومان و نيازمندان، امور درماني و قرض الحسنه و. . . خلاصه نمي‌شود و به مواردي از قبيل دين، آموزش، بهداشت، محيطزيست، اشتغال، توسعه، فرهنگ، هنر، جوانان، كودكان، زنان، سالمندان، موضوعات تخصصي و عملي اشاعه يافته است.

اين جامعه‌شناس با اشاره به تغييرات ناگزير جامعه انساني و خيزش از همبستگي مكانيكي به سمت همبستگي ارگانيكي مي‌گويد: در دنياي امروز، توسعه‌يافتگي فرآيندي است كه بايد دولت‌ها و ملت‌ها با يكديگر آن را طي كنند. در عمل ثابت شده است دولت‌ها توانايي بسط يك توسعه پايدار و مداوم را بدون مشاركت كامل مردم ندارد و حتي در مسير توسعه يافتگي، جوامع نقش مهم تري نسبت به دولت‌ها دارند. ديدگاه توافقي با اين عقيده كه بر ضرورت ايجاد تشكل‌هاي غيردولتي در بستر جامعه پافشاري مي‌كند، انديشه را به سمت تلاشي هدايت مي‌كند كه نهادهاي جامعه مدني به صورت غيردولتي، آگاهانه و داوطلبانه، صرف كسب قدرت براي حوزه عمومي و در اختيار گرفتن مديريت و ابتكار عمل زندگي اجتماعي خود مي‌كنند.

دكتر كيان تاج بخش، جامعه‌شناس در تكميل اين ديدگاه مي‌گويد: جامعه مدني عبارت از مجموعه‌اي از انجمن‌ها، گروه‌ها، نهادها و سازمان‌هايي است كه به صورت غيردولتي، آگاهانه و داوطلبانه و بدون كسب قدرت سياسي و جاي گرفتن در نهاد قدرت نسبت به برآوردن خواست‌ها و نيازهاي خود و ذينفعشان تلاش مي‌كنند. وي همچنين مي‌گويد: انجمن‌ها و نهادهاي جامعه مدني نسبت به اداره امور و برآوردن نيازها و ضروريات جامعه و نيز تحكيم دموكراسي و بسط آن به ديگر حوزه‌ها مبادرت مي‌كنند. از اين روست كه ارتباط محكم تشكل‌هاي غيردولتي با ضعف و تقويت پايه‌هاي جامعه مدني آشكار مي‌شود. البته بايد اين نكته را هم افزود كه گسترش تشكل‌هاي غيردولتي معادل تحقق جامعه مدني نيست. يعني جامعه مدني،شرط لازم براي گسترش اين تشكل‌ها به شمار مي‌رود نه شرط كافي. اين جامعه‌شناس در توجيه اين كه چرا تشكل‌هاي غيردولتي در ايران به لحاظ آماري پا نمي‌گيرند، مي‌گويد: يك علت به ميزان انگيزه مردم برمي‌گردد كه به طور داوطلبانه، تمايل به تلاش براي ايجاد تشكل‌هاي غيردولتي و گسترش آنها دارند يا خير. مردم شايد انگيزه زيادي براي مشاركت در گروه‌هاي قومي، فراقومي و فرامنطقه‌اي نداشته باشند كه اين ما را به علت دوم هدايت مي‌كند. اين كه افرادي كه انگيزه كافي براي شكل‌گيري و گسترش تشكل‌هاي غيردولتي دارند و در اين گروه‌ها مشاركت مي‌كنند، با مشكلات زيادي مواجهند. بخشي از اين مشكلات هم به موانع و محدوديت‌هاي دولتي برمي گردد. در اين ميان، بسياري از جامعه‌شناسان ادعا مي‌كنند كه پيشبرد برنامه‌هاي جامعه مدني در جهت توسعه پايدار به صورت قطعي نيازمند همكاري و مشاركت دولت‌هاست. اين مشاركت از يك سو از ممانعت دستگاه‌هاي دولتي جلوگيري مي‌كند و از ديگر سو، دولت مي‌تواند تسهيل كننده فعاليت‌هاي جامعه مدني باشد. در جوامع توسعه يافته، دولت نه تنها حامي جدي فعاليت‌هاي غيردولتي است بلكه بسياري از كارهايي كه نيازمند جلب مشاركت مستقيم مردمي است، به اين سازمان‌ها واگذار مي‌شود.

دكتر آقاجاني، جامعه‌شناس مي‌گويد: به طور قطع، مشاركتي كه از سوي سازمان‌هاي غيردولتي در زمينه‌هاي متعدد رفاه اجتماعي انجام مي‌شود، مي‌تواند نوعي پويايي در جامعه به وجود بياورد. جرا كه در جامعه مدني، گروه‌ها و سازمان‌هايي هستند كه مي‌توانند در پيشبرد برنامه‌هاي ديگر سازمان‌هاي جامعه مدني، همكاري كنند. اين همكاري ممكن است به صورت مشاركت مستقيم يا در قالب تبادل تجربيات و توانمندسازي صورت بگيرد.

ناهيد حسيني


 انهدام پيش‌رونده
 انفجار 

خرابي پيش‌رونده عبارت است از آسيب اوليه ناشي از يک واقعه آغازگر، از يک جزء به اجزاي ديگر که عموما در بخش نسبتا کوچکي از سازه اتفاق مي‌افتد. متاسفانه در دنياي امروزي با افزايش گروهک‌هاي تروريستي و انجام عمليات‌هاي انتحاري، انفجار وسايل گازي، برخورد ماشين به اجزاي سازه‌اي ساختمان و. . . . باعث رخداد انهدام پيش رونده و خسارت مالي، جاني و امنيتي جدي مي‌شود که اين امر باعث اهميت بيشتري براي پيشگيري از وقوع حوادث از اين قبيل مي‌شود. در ساختمان و برج پس از ارزيابي و آزمايشات متعدد دريافتيم که کاربري سازه در حساسيت آن در خرابي پيش رونده نقش مهمي ايفا مي‌کند.

عموما هنگام برخورد يک خودرو به ستون يک سازه مهندسي و حذف ستون، بار اصلي که به ستون وارد مي‌شود به بقيه تيرها وستون‌ها تقسيم مي‌شود حال اگر ستون باربر و اصلي يک ساختمان بلند‌مرتبه که نزديک به فونداسيون باشد بي‌شک حياتي‌ترين عضو آن مجموعه در اثر حذف، خسارت ناشي از آن را غيرقابل جبران مي‌کند و باعث انهدام پيش رونده و تخريب از جز کوچک تا تخريب اجزاي بزرگ‌تر و کلي پيش مي‌رود ولي اگر اتفاق در طبقات بالاتر رخ بدهد خسارت و آسيب جدي کمتري وارد مي‌شود و مي‌توان به بازسازي و استفاده مجدد پرداخت.

با توضيحات گفته شده اگر اين برخورد با يک وسيله نقليه که به همراه چندين کيلوگرم مواد منفجره باشد صورت بگيرد موج انفجار و حذف چندين ستون و تير همزمان بي‌ترديد باعث تخريب سازه مي‌شود و جان هزاران انسان بي‌گناه به خطر مي‌افتد و قرباني چنين حوادث جنايت کارانه مي‌شوند و تمامي کشور‌ها آن را به شدت محکوم مي‌کنند و به همين دليل با اهميت موضوع مبحث مقررات ملي ساختمان شماره 21 به صورت اختصاصي به نام پدافند غير عامل در ساختمان در فصل ششم انهدام پيش رونده به صورت مفصل در مورد ضرايب اطمينان و دستورالعمل‌ها و شيوه‌هاي مختلف را براي طراحي، افزايش بازدارندگي و کاهش آسيب پذيري ارتقاي پايدار ملي و غيره در برابر تهديدات و اقدامات نظامي دشمن را مورد بررسي قرار داده است.

يکي از راه‌هاي مقابله با انهدام پيش رونده تقويت المان‌هاي سازه‌اي (تير،ستون) مي‌باشد که با توجه به مباحث و تحقيقات و پژوهش انجام شده و نمونه سازي سازه در برنامه‌هاي مهندسي مانند & SAFE ETABS، حذف يا تقويت بعضي ستون‌هاي داخلي و خارجي به همراه تقويت تير‌ها و استفاده از ديوار برشي داخلي و خارجي همزمان، استفاده از بادبند، ميراگرها و. . . به نتايج خوبي مي‌توان رسيد به طوري که تا حد زيادي از بروز هر نوع حادثه پيشگيري کرد.

نتايج نشان مي‌دهند در سازه‌هاي بلند مرتبه‌اي که به صورت Y شکل طراحي مي‌شوند از لحاظ تخليه باد،طراحي معماري،مقاومت در برابر زلزه و. . . . مقاوم‌تر هستند و در صورت به وجود آمدن مشکل عملکرد بهتري دارند و تخريب و خسارت کمتري را متحمل مي‌شوند و به همين ترتيب خسارت جاني آن نيز به حداقل مي‌رسد.

در مهندسي تخريب که بسيار گسترده و پيچيده مي‌باشد حذف ستون گوشه در ساختمان بتني بيشترين پتانسيل ايجاد خرابي پيش رونده و در عين حال کمترين عملکرد زنجيره‌اي را دارا مي‌باشد و پايداري سازه در رسيدن به جايگزيني پس از حذف ستون با تقويت و بازسازي تير و ستون مد نظر بهبود خواهد يافت.

امروزه براي جلوگيري از تغيير رفتار خمشي تير‌هاي بتن مسلح استفاده از پليمرهاي مسطح شده با FRPبراي تقويت و مقاوم سازي سازه‌هاي بتن آرمه به عنوان روشي متداول و مرسوم در بحث مقاوم سازي سازه‌ها تبديل شده است.

مقاوم سازي رفتار خمشي تير‌هاي تقويت شده با الياف نانو کربن، ميلگرد،GFRP،CFRP و تقويت مقاومت بتن و مصالح به کاررفته ازجمله سنگدانه‌ها مورد استفاده را مي‌توان مورد بررسي و استفاده قرار داد تا در صورت رخ دادن حادثه و انهدام پيش رونده، سازه تعادل خود را از دست ندهد تا اقدامات لازم توسط مهندسين صورت بگيرد .

مهندس نيما صفاييان


 اجتماعي 

پيشگيري و کنترل بيماري قلبي با خودمراقبتي

شما هم ممکن است مانند بسياري از مردم به سلامت قلب خود توجهي نداشته باشيد. بيماري قلبي عروقي مهمترين علت مرگ و ناتواني در دنيا است و سالانه سبب مرگ بيش از هفده و نيم ميليون نفرمي شود. لازم است آگاهي عمومي نسبت به تهديد بيماري قلبي و سكته مغزي و اهميت شيوه زندگي سالم افزايش يابد. يكي از مهمترين راه‌هاي پيشگيري و كنترل بيماري قلبي آموزش همگاني است. بيماري قلبي يكي از مشكلات و چالش‌هاي مهم سلامت در ايران و جهان به شمار مي رود. از هرپنج نفر ايراني،يك نفر دچار فشارخون بالا است. درجمعيت 15تا 64 ساله كشور 19 درصد فشارخون بالا وجود دارد. فشارخون بالا اولين عامل خطر سکته مغزي است. 6. 5 ميليون ايراني از ابتلاي خود به فشار خون بالا بي‌خبرند. بين 25تا35 سالگي سه درصد ايرانيان كلسترول بالا دارند. 88 درصد مردم عوامل خطر تغذيه ناسالم دارند كه روند هشداردهنده‌ بيماري‌هاي غيرواگير و اضافه‌وزن را به دنبال دارد. در سال 1390 مهم‌ترين علت380 هزار مرگ ثبت‌شده در كشور مربوط به دليل بيماري‌هاي قلبي و عروقي است. روغن، قند و شكر در كشور بالاتر از حد لازم مصرف‌ مي‌شود و مصرف ميوه، سبزي، شير و لبنيات كمتر از نياز هر فرد است. نتيجه اين نوع تغذيه، شيوع اضافه‌وزن و چاقي در كشور است به‌طوري‌كه در قشر جوان كشور هم50 درصد دچار اضافه‌وزن و چاقي هستند. 64 درصد زنان و 54 درصد مردان كشور چاق هستند. متأسفانه درايران دو برابرمصرف جهاني نمك مصرف مي‌شود. دركشور ما سرانه مصرف نوشابه‌هاي گازدار 42 ليتر در سال است كه يک ضرر آن اختلال در جذب كلسيم است كه يك عامل مهم براي بيماري‌هاي قلبي عروقي است. علائم هشدار دهنده حمله قلبي،احساس ناراحتي درقفسه سينه،احساس ناراحتي در ساير نواحي فوقاني بدن، تنگي نفس با يا بدون احساس ناراحتي در قفسه سينه، ساير علائم شامل عرق سرد، احساس سبکي سر يا تهوع است.

براي سلامتي قلبتان چند قول ساده بدهيد من قول مي‌دهم وزنم را کنترل کنم، جلوي افزايش وزنم را بگيرم. چاق نشوم. غذاهاي کم نمک، کم چرب وکم شيرين بيشتر استفاده کنم. غذاهاي سرخ شده کمتر استفاده کنم. غذاهايي که داراي سبزي و ميوه است، بيشتر مصرف کنم. غذاهايي که داراي حبوبات و غلات است، بيشتر مصرف کنم. به جاي غذاهاي سرخ شده بيشتر از غذاهاي بخارپز، آب‌پز و کبابي مصرف کنم. از غذاهاي آماده حاوي چربي و نمک زياد کمترمصرف کنم. بيشتر ورزش کنم. بيشتر پياده روي کنم. هر روز يا حداقل 5 روز در هفته، پياده‌روي کنم. دخانيات مصرف نکنم. بررسي‌ها نشان داده با ترک دخانيات خطر بيماري قلبي عروقي طي يک سال نصف خواهد شد و در طول زمان به ميزان طبيعي برمي‌گردد. زندگي سالم و دور از استرس در کنار خانواده يکي از بهترين کارها براي پيشگيري از بيماري قلبي است. اگر با اصلاح شيوه زندگي فردي و خانوادگي، عوامل خطر بيماري‌ها مانندکم تحرکي، رژيم غذايي ناسالم، مصرف الکل و دخانيات، استرس و رفتارهاي پرخطر را کنترل کنيم تا حد زيادي مي‌توانيم جلوي شيوع بيماري‌هاي غيرواگير را بگيريم. اثربخش‌ترين راه پيشگيري وحتي درمان بيماري‌هاي غيرواگير از جمله بيماري قلبي و ارتقاي سطح سلامت وکيفيت زندگي،داشتن سبک و شيوه زندگي سالم و رعايت سبک زندگي اسلامي ايراني با خودمراقبتي است. خودمراقبتي يعني مراقبت از خود. يعني ما ياد بگيريم خودمان از خودمان مراقبت کنيم با پرهيز از مصرف دخانيات و الکل،پيشگيري از استرس،افسردگي واضطراب،فعاليت بدني منظم و مستمر و تغذيه صحيح،داشتن خواب و استراحت کافي و خودمراقبتي رواني و عاطفي. افرادي که از نظر عاطفي ورواني سالم هستند قادرند با شرايط سخت مقابله کنند و نگرش مثبت به زندگي داشته باشند مثلا وقتي که لازم است نه مي‌گويند. مهارت نه گفتن دارند. با افراد مورد اعتماد مشورت مي‌کنند. درصورت بروز مشکل يا ناراحتي به روان‌پزشک يا روان‌شناس مراجعه مي‌کنند. مطالعه کتاب‌هاي مورد علاقه ودوري از کارها وشغل‌هاي پراسترس و رفتن به دامن طبيعت،مساجد و اماکن مذهبي را مدنظرقرار مي‌دهند. با خود وديگران مهربانند و وقتي که لازم است گريه مي‌کنند.

خودمراقبتي اجتماعي يعني روابط اجتماعي سالم براي حفظ سلامت روان و جسم ما بسيارحياتي است. اشخاص اجتماعي عمر طولاني‌تري دارند. ارتباط با خانواده، دوستان،بستگان و اقوام، شادي و خنده درکاهش استرس به ما کمک مي‌کند. (صله رحم) و خودمراقبتي معنوي با نماز خواندن، تلاوت و شنيدن آيات قرآن، ا نجام کارهاي خير و عام المنفعه، کمک به نيازمندان، شکرگذاري نعمت‌هاي الهي، شرکت در مراسم و مناسک ديني و مذهبي به سلامت قلب ما کمک مي‌کند. شما مي‌توانيد با دردست داشتن شماره ملي خود و مراجعه به نزديکترين پايگاه يا مرکزخدمات جامع سلامت از برنامه رايگان خطرسنجي سکته‌هاي قلبي و مغزي استفاده کنيد. براساس اين خطرسنجي براساس اصول علمي ثابت شده مشخص مي‌شود که فرد درده سال آينده چقدر ممکن است دچار سکته قلبي يا مغزي شود. کلام آخر، به قولي که براي سلامت قلب خود داديد،وفا کنيد.

فاطمه صرفي،کارشناس ارشد آموزش بهداشت

خدمتگزاري خاموش

13 مهر سالروز ارتحال واعظ شهير و خدمتگزاري مردمي آيت‌الله شيخ محمد مومني شهميرزادي در سال 1377 هجري شمسي است

همت‌اله معروف به محمد مومني شهميرزادي، سي و يکم فروردين ماه 1312 شمسي در شهميرزاد و در يک خانواده کشاورز به دنيا آمد.

پدرش کشاورز ديگران بود و از خود زمين نداشت، از طرف مادر نسب ايشان به دو آيت‌الله بزرگ مرحوم ملا مومن و ملا‌اکبر که از علماي فاضل و متقي و صاحب کرامت از طائفه معلم بودند، مي‌رسد.

مدت دو سال در حوزه علميه ي شهميرزاد سواد اوليه و آشنايي با قرآن را نزد پدرش معروف به ملارحمت فرا‌گرفت و راهي حوزه علميه قم شد و چهارده سال بي‌امان در محضر 27 استاد در رشته‌هاي گوناگون کسب دانش کرد تا حائز مدرک عدل دکتري از حوزه علميه قم در رشته علوم انساني شد.

ايشان بعد از انقلاب بيش از 25 مسووليت داشتند و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي مرکز و استاد رشته الهيات اين دانشگاه بودند.

رئيس واحد پيگيري در شورا نظارت ر صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و مسووليت اداره کل عقيدتي سياسي فرماندهي مر کز آموزش ناجا در سراسر کشور را بر عهده داشتند. فضيلت و احکام نماز جماعت، چهل ويژگي از امام (ره) و فقه الحديث از آثار منتشر شده اين استاد معظم دانشگاه بود.

ايشان در کميته استقبال از حضرت امام عضويت داشتند و نمايندگي حضرت امام را در بازگشايي بانک‌ مرکزي، ملي و مرکز و اداره گذرنامه و. . . برعهده داشتند. جانشيني عقيدتي سياسي نيروي انتظامي کشور، امام جماعت دفتر رياست جمهوري در زمان حضرت آيت الله خامنه‌اي و امام جماعت دفتر مقام‌معظم رهبري تا سال 77 بمدت 8 سال از مسووليت‌هاي اين عالم رباني بوده است. ايشان از علاقمندان و عاشقان به زادگاه خود شهميرزاد بود و در بسياري از امور اجتماعي و فعاليت‌هاي خيرخواهانه پيشتاز و پيشقدم بودند.

در توصيف شخصيت اين عالم رباني همين بس که مقام‌معظم رهبري در ديدار با خانواده اين واعظ شهير ايشان را خدمتگزاري خاموش ياد کرده‌اند.

سرانجام آيت‌الله مومني شهميرزادي در 13 مهرماه 1377 و در سن 65 سالگي و پس از چند سال تحمل درد و رنج بيماري سرطان دار فاني را وداع گفت و بنا ثبت ايشان در جوار بارگاه رهبر کبير انقلاب اسلامي به خاک سپرده شد.

روحش شاد