تاریخ 1397/07/09 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4869 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 چند تن از هم‌استاني‌ها در گفتگو با روزنامه پيام استان سمنان:
 با کاهش ارزش پول ملي، خط فقر در کشور روز به روز پررنگ‌تر مي‌شود 

خط فقر يا آستانه فقر حداقل درآمدي است که براي زندگي در يک کشور خاص در نظر گرفته مي‌شود.

با اين وجود، در تعريف خط فقر آمده که خط فقر يا آستانه فقر حداقل درآمدي است که براي زندگي در يک کشور خاص در نظر گرفته مي‌شود و هزينه کل و درآمد کل نيز دو شاخص بسيار مهم آن است.

به عبارت ديگر، ممکن است خط فقر اندکي از ميزان هزينه‌هاي اعلام شده توسط مراجع آماري کمتر باشد و توجه به آن بخش از هزينه‌ها دارد که ديگر امکان حذف آنها وجود ندارد. به بيان ساده تر، خط فقر مي‌گويد ديگر نمي‌توان چيزي را از مخارج و سبد معيشت خانوار کم کرد و ميزان تعيين شده حتما بايد وجود داشته باشد.

در سال‌هاي اخير اين خط از سوي مراجع رسمي در ايران اعلام نشده و کارشناسان بازار کار مي‌گويند نگراني دولت‌ها از بيان اين خط اين است که برخي مقايسه‌ها در جامعه صورت گيرد.

اين مسئله درباره ميزان درآمد کارگران در سال‌هاي گذشته مطرح بوده و مقامات کارگري مي‌گويند ميزان درآمد و حداقل مزد مشمولان قانون کار بسيار کمتر از خط فقر قرار دارد.

در حالي که سال جاري قيمت دلار بيش از ده هزار تومان افزايش پيدا کرد و در حقيقت خط فقر هم از ابتداي سال تا کنون که بيش از 6 ماه از سال مي‌گذرد افزايش يافته و درصد زيادي از مردم در کشور زير اين خط قرار گرفته‌اند.

بر اساس گزارش بانک جهاني فقر درآمدي ايران در اوايل انقلاب، 40 درصد از خانوارهاي ايران را شامل مي‌شد.

در سال 76 و با اتمام دولت سازندگي، فقر مطلق به 8/ 19 درصد کاهش يافت. اقداماتي که جهاد سازندگي در روستا‌ها انجام مي‌داد، سياست‌هاي دولت‌ها و نگرشي که در اثر ارزش‌هاي انقلاب به مناطق محروم و فرودستان شد، موجب کاهش شديد فقر مطلق در آن زمان شد.

پس از پايان دولت اصلاحات در سال 84، فقر مطلق به 5/ 10 درصد رسيد به‌طوري که جزو کشورهايي با فقر متوسط قرار گرفتيم و پس از آن آمار فقر مطلق يا انجام نشد يا اعلام نکردند. در سال 92که دولت يازدهم روي کار آمد، شاخص‌هاي فقر در سال 91و 92 را مطالعه کردند.

در اين سال‌ها، با استفاده از هزينه‌هاي خانوار در اين دوره خط فقر تعيين شد. بر اساس هزينه خانوار‌ها، در سال 91 و 92، معادل 4/ 33 درصد از خانوارهاي شهري و 1/ 40 درصد از خانوار‌هاي روستايي زير خط فقر بوده‌اند.

فقر مطلق در دولت نهم و دهم کاملا افزايش پيدا کرد و روستاها دوباره به آمار قبل از انقلاب برگشتند. اين افزايش ناشي از سوءمديريت‌هاي اقتصادي و تحريم‌ها بود و از همه مهم‌تر 3 تا 4 سال اقتصاد کشور رشد منفي داشت.

در رشد اقتصادي منفي، فعاليت‌ها کمتر مي‌شود و فقرا بيشتر جا مي‌مانند. اين يک قاعده اجتماعي و سياسي است.

به نظر مي‌رسد در حال حاضر آمار جديدي درخصوص فقر مطلق و فقر نسبي وجود ندارد، اما مطابق آخرين بررسي‌ها در سال گذشته 11‌ درصد مردم ايران زير خط فقر مطلق و 30 درصد زير خط فقر نسبي قرار دارند.اما در حال حاضر اين رقم قطعا افزايش يافته زيرا از اواخر سال گذشته قيمت دلار روند صعودي شديدي به خود گرفت و شايد بتوان گفت اين رقم‌ها چند برابر شده‌اند و بيش از نيمي از جمعيت کشور زير خط فقر قرار گرفته‌اند.

در گزارش امروز به موضوع خط فقر و کاهش درآمد خانوارها پرداختيم و اينکه افراد در اين شرايط بحراني اقتصادي کشور چطور مي‌توانند زندگي خود را سپري کنند.

آقاي رنجبريان جوان 31 ساله سمناني گفت: وضعيت اقتصادي کشور واقعا خطرناک شده است در طول هفته گذشته قيمت دلار بين سه الي 4 هزار تومان افزايش يافت و همين امر باعث مي‌شود تا مردم روز به روز درآمدشان کمتر شود و با مشکلات اقتصادي بيشتري روبرو شوند.

وي افزود: چندي پيش خط فقر در تهران را 5 ميليون تومان اعلام کردند مطمئنا اين رقم در شهرستان‌ها حداقل 4 ميليون تومان است در حالي که من صبح‌ها در يک شرکت مشغول به کار هستم حدود 1ميليون و دويست هزار تومان دريافتي دارم و عصر‌ها هم در مغازه خودم کار مي‌کنم که تقريبا حدود يک ميليون هم از آن‌جا در مي‌آورم با اين وجود از صبح تا شب در حال فعاليت هستم نهايت درآمدم به دو ميليون و پانصد هزار تومان هم نمي‌رسد با اين وجود من هم زير خط فقر هستم.

اين جوان مجرد که به قول خودش هنوز نتوانسته در اين اوضاع اقتصادي تشکيل زندگي دهد، افزود: وضعيت کشور و حال روحي مردم واقعا نامساعد است و انتظار مي‌رود تا دولتمردان بيشتر به فکر مردم باشند زيرا با اين رويه‌اي که در پيش گرفته‌اند به زودي بيش از 80 درصد مردم دچار فقر نسبي خواهند شد و اين براي کشور سرمايه‌داري همچون ايران زنگ خطري جدي محسوب مي‌شود.

وي ادامه داد: صحبت همه محافل گراني‌هاي افسار گسيخته است، گراني‌هايي که تاب و توان مردم عادي را گرفته و تنها سرمايه‌داران هستند که به راحتي قيمت طلا و دلار را بالا مي‌برند.

اين جوان هم‌استاني اضافه کرد: مردم نگران فرارسيدن آبان ماه هستند که تحريم‌هاي جديد اگر اعمال گردد ديگر چيزي براي مردم باقي نخواهد.

طالب بيدختي کارشناس رشته اقتصاد هم گفت: در بررسي علت‌هاي بروز فقر سه عامل مطرح مي‌شود. نخستين علت فقر در سطح خرد است که به رفتارهاي فردي مربوط مي‌شود. دومين علت سطح مياني است که ناشي از رفتارهاي نهادي و سومين علت فقر به سطح کلان برمي‌گردد و بيشتر در حوزه اجتماعي است. در سطح فردي دو بخش خارجي و داخلي در ايجاد فقر تاثير دارد که نشان‌دهنده کاستي‌هاي شخصي در بروز فقر است.

دومين علت ايجاد فقر در جامعه مربوط به نهادهاي اجتماعي است که در دسته سطح مياني قرار مي‌گيرند. به‌طور مثال خانواده‌اي که سرپرست خود را از دست مي‌دهد و در جامعه، از اين خانواده حمايت اجتماعي نمي‌شود، اعضاي آن در دام فقر مي‌افتند و فرزندان اين خانواده دچار بزهکاري و مشکلاتي از اين قبيل خواهند شد. با اين حال وقتي آموزش و پرورش و آموزش عالي پولي مي‌شود، مسير طبيعي رشد آدم‌ها به خصوص گروه‌هاي درآمدي پايين براي خروج از فقر بسته مي‌شود. در حالي که آموزش عالي مي‌تواند مسيرهاي طبيعي افراد را براي خروج از تله فقر مهيا کند و با سرمايه‌گذاري در مسووليت‌هاي اجتماعي بازتوليد شدن فقر براي نسل‌هاي بعدي خود را از بين ببرد.

وي ادامه داد: از طرفي يکي ديگر از مهم‌ترين پيامدهاي خارجي فقر در سطح ميانه بدنام‌سازي و برچسب‌زني به افراد بزهکار است. زماني که اين افراد به دليل فقر در دام افيون اعتياد مي‌افتند، سيستم قضايي با برچسب زدن و ناميدن اين افراد به عنوان اراذل و اوباش يا معتادان متجاهر اين افراد را به زندان مي‌اندازند و رفتار کيفري با آنها مي‌کنند در حالي که اين افراد قربانيان نظام اجتماعي هستند و اين رفتار با آنها چندان شايسته نيست.

اين کار‌شناس اقتصادي علت‌هاي فقر در سطح کلان را ناشي از مشکلات ساختاري عنوان کرد و گفت: بررسي حوزه‌هاي مختلف اقتصاد نشان مي‌دهد که چرا اقتصاد ايران توان خلق شغل ندارد. يکي از شاخص‌هايي که مي‌تواند، اقتصاد کشور را به‌طور دقيقي بررسي کند، شاخص تشکيل سرمايه ناخالص در بخش‌هاي مختلف کشور است.

خانم رهايي جوان ديگري هم گفت: فقر عوامل مختلفي دارد که علت اصلي آن مشکلات اقتصادي مردم است، مشکل اقتصادي ناشي از وجود بحران‌هاي اقتصادي، سياست‌هاي اقتصادي داخلي و خارجي، و اجراي برنامه‌هاي تعديل مي‌‌باشد. زيرا اجراي اين برنامه‌ها، باعث كاهش درآمد، افزايش نابرابري، بيكاري و كاهش در پوشش نيازهاي اساسي و خدمات اجتماعي مي‌گردد كه هر كدام به طور مستقيم در ميزان فقر مؤثر است.

وي افزود: علل ديگر آن علل اجتماعي است عمدتاً شامل رشد جمعيت و مهاجرت است، اين دو پديده به شدت مي‌تواند يك جامعه را دچار فقر كند. مهاجرت روستاييان براي اشتغال به شهرها، باعث رواج شهرنشيني در شهرها شده و پيامدهاي ناشي از آن گريبان‌گير شهرنشينان نيز خواهد شد.

وي ادامه داد: فقري که امروزه گريبانگير بخش اعظمي از جمعيت استان و حتي کشور شده است ناشي از بي‌تدبيري دولت در ثبات بازار و در نتيجه بالارفتن بي‌رويه قيمت دلار و کاهش ارزش پول ملي ست که در نهايت کاهش قدرت خريد مردم را در پي دارد.

وي ادامه داد: اين فقر مي‌تواند بنيان خانواده‌ها را تحت تاثير قرار دهد و در نتيجه ادامه اين رويه فساد و روي آوردن به مشاغل کاذب را افزايش دهد.

اين خانم دانشجوي رشته روان‌شناسي ادامه داد: من در زمينه اقتصاد مطالعات بسيار زيادي دارم و معتقد هستم با رويه‌اي که دولت در پيش گرفته قطعا آينده‌اي سخت‌تر را پيش رو خواهيم داشت و دولتمردان بايد قبل از آنکه دير شود و مشکلات مردم بيشتر از پيش شود به فکر چاره باشند زيرا مردم ديگر توان تحمل مشکلات اقتصادي را ندارند که در صورت ادامه اين رويه مطمئنا شاهد مشکلات اجتماعي جبران ناپذيري خواهيم بود.

آقاي مرادي هم‌استاني ديگري هم گفت: رابطه عميقي بين فقر اقتصادي و فقر فرهنگي افراد وجود دارد. در دنياي امروز خانواده‌هاي زيادي براي تامين حداقل‌هاي زندگي خود با مشكل روبه رو هستند، حداقل‌هايي مثل مسكن، پوشاك و غذا كه تامين آنها، آرامش را براي خانواده همراه دارد.

وي افزود: با توجه به کاهش ارزش پولي ملي کشور در عرض کمتر از يک سال اين خانواده‌ها به باقي نيازهاي خود اهميت كمتري مي‌دهند و اولويتي در تامين باقي نيازهاي خود ندارند. نيازهايي مثل فعاليت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و هنري خانواده كه اگرچه در دسته ارزش‌هاي فردي و اجتماعي قرار مي‌گيرند اما افرادي كه از لحاظ اقتصادي در جايگاه خوبي قرار ندارند به اين بخش از نيازهاي خانواده خود اهميتي نمي‌دهند و آنها را كنار مي‌گذارند.

وي ادامه داد: به عنوان مثال خانواده‌هاي كم درآمد به ورزش، هنردوستي، سرگرمي‌هاي اوقات فراغت و حتي تحصيلات فرزندان خود اهميت نمي‌دهند و در بسياري موارد ما شاهد ترك تحصيل فرزندان خانواده‌هاي كم درآمد هستيم. موضوعي كه نه تنها به دليل مشكلات اقتصادي خانواده كم درآمد رخ داده كه از عدم آگاهي آن خانواده در اهميت سواد، علم و دانش خبر مي‌دهد. قطعا ترك تحصيل فرزندان اين خانواده‌ها در شكل گيري سطح فرهنگ آنها تاثير مهمي خواهد داشت. قطعا فردي كه حتي در پايان رساندن تحصيلات ابتدايي خود ناكام بوده از لحاظ فرهنگي مشكلات زيادي را براي جامعه به همراه مي‌آورد. مشكلاتي كه جامعه را به صورت جدي تهديد مي‌كند.

وي افزود: مشكلات مالي نه تنها در حوزه رفتارهاي اجتماعي افراد تاثير مي‌گذارد، بلكه در عدم پايداري روابط زناشويي آنها نيز تاثيرگذار است: موضوعي كه مشكلات زيادي را در جامعه كنوني ايران به وجود آورده است. افراد به اين دليل كه از پس مخارج زندگي بر نمي‌آيند تن به ازدواج يا ادامه زندگي زناشويي خود نمي‌دهند و خود اين موضوع مشكلات گسترده‌تري را در جامعه ايجاد مي‌كند. به تازگي، آمار طلاق‌هايي كه به دليل مشكلات مالي افراد ايجاد مي‌شود، بالارفته است.

وي در پايان گفت: با توجه به مواردي که مطرح کردم دولت بايد تمرکز خود را به اين سمت برده تا با کاهش فقر راهکاري براي مقابله با آسيب‌هاي اجتماعي فراهم کند.

محمد امين همتي جوان ديگري هم گفت: نخستين و مهم‌ترين تاثير فقر در جامعه، در خانواده پيدا مي‌شود.فرهنگ خانواده‌ها، فرهنگ جامعه را مي‌سازد و جامعه سالم نيازمند خانواده‌هاي سالم است و در صورتي که فقر در حانواده‌ها رخنه کند قطعا با مشکلات عديده‌اي روبرو خواهيم شد.

وي افزود: امروزه با کاهش ارزش پول ملي و افزايش بي‌رويه قيمت دلار خط فقر در ايران روز به روز پررنگ‌تر مي‌شود و همين امر زمينه‌اي براي ايجاد ساير مشکلات را فراهم مي‌کند.

اين جوان تصريح کرد: مشكلات اقتصادي، در روابط خانواد گي بيش از باقي رفتارهاي اجتماعي خودش را نشان مي‌دهد و جدي‌ترين آسيب‌ها را به شاكله خانواده وارد مي‌كند. رفتارهاي خشونت آميز، سردي روابط زناشويي و در بعضي موارد قطع روابط آنها مشكلاتي است كه ريشه بسياري از آنها در فقر نهفته است.

وي افزود: قطعا رشد فرهنگي فرزندان يك خانواده در گرو روابط سالم پدر و مادر است، در خانواده‌اي كه رفتارهاي خشونت آميز زن و مرد در آن ديده مي‌شود فرزندان پرخاشگري تربيت مي‌شوند.

اين جوان که در رشته روان‌شناسي نيز تحصيل کرده گفت: فقر مشكلات گسترده‌اي را در روابط خانواد گي بر جا مي‌گذارد: مشكلاتي كه جامعه امروزي را با بحران روبه رو كرده و نيازمند مديريت جدي است. تعاملات اجتماعي افراد ريشه در روابط خانواد گي آنها دارد، بنابراين اگر يك فرد رفتارهاي ناسازگارانه‌اي در روابط اجتماعي خود بروز مي‌دهد، قطعا بايد دليل آن را در سطح فرهنگي او جست وجو كرد.

مشكلات اقتصادي افراد بر سطح فرهنگ آنها اثر مي‌گذارد و نمي‌توان از افرادي كه با مشكلات اقتصادي دست و پنجه نرم مي‌كنند، انتظار داشت مرتكب ناهنجاري‌هاي اجتماعي نشوند يا بتوانند ادامه تحصيل بدهند. افرادي كه در تامين معمولي ترين نيازهاي زندگي خود با مشكل روبه رو هستند، قطعا مطالعه نمي‌كنند، تلويزيون نگاه نمي‌كنند، فرزندان خود را به خوبي تربيت نمي‌كنند و مديريت درستي بر رفتارهاي اجتماعي و شهري خود ندارند. بنابراين بدون شك فرزنداني كه اين افراد به جامعه تحويل مي‌دهند هم سرشار از ناسازگاري‌هاي اجتماعي هستند و نمي‌توانند از يك چارچوب فرهنگي صحيح تبعيت كنند.

فرزندان بدون هيچ اطلاعي از وظايف اجتماعي خود وارد محيط‌هاي اجتماعي مي‌شوند و مراحل مختلف زندگي‌شان را طي مي‌كنند. قطعا فردي كه به جز كسب درآمد به چيز ديگري نمي‌انديشد نمي‌تواند رفتارهاي اجتماعي خود را مديريت كند و اين انتظار اشتباهي است كه جامعه از اين افراد دارد. در حوزه ادبيات مربوط به فقر منابع زيادي درباره تاثير‌گذاري فقر بر فرهنگ يا فرهنگ بر فقر وجود دارد. همه اينها نشان‌دهنده اين مهم است كه فرهنگ تحت تاثير معيشت خانواده‌ها و وضعيت درآمدي آنها قرار دارد و اين موضوعي است كه مي‌توان در علل رشد بزهكاري و ناهنجاري‌هاي اجتماعي مورد بررسي قرار داد.

سلماز عرب عامري