تاریخ 1397/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4856 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 نقش مادر در تربيت کودک 

در محيط خانه و اجتماع برجسته‌ترين نقش مادر نقش تربيتي است. اهميت اين نقش از آن جا روشن مي‌شود که کودک نخستين بار در آغوش مادر قرار مي‌گيرد و آداب و رسوم اجتماعي را از او مي‌آموزد. کودک از دامن مادر ياد مي‌گيرد که چگونه با ديگران رفتار نمايد و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگي رفتار مادر با کودک در شکل‌دهي ساختار شخصيتي او تأثيري چشمگير دارد. از اين رو، کارشناسان مسائل تربيتي بر نقش مادر در تربيت فرزند همواره تأکيد داشته و دارند.

الف) تربيت جسماني:

وجود فرزند در روايات به «گل» تشبيه شده است. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «الولد الصالح ريحانة من رياحين الجنّة»؛ «فرزند صالح گلي است از گل‌هاي بهشت.» وجه تشبيه فرزند به گل اين است که فرزند در سال‌هاي نخست زندگي، مخصوصا نوزادي از نظر ظاهري و جسماني همانند گلِ بهاري، جسمي دارد بس لطيف و نازک و روحي دارد با عاطفه و طراوت که نياز شديدي به حفظ و نگه داري دارد و اگر از او مواظبت نشود هر لحظه ممکن است لطافت و جذابيت خود را از دست داده به پژمردگي و زردي بگرايد. همان گونه که در جهان متمدن امروز شاهد از بين رفتن بسياري از کودکاني هستيم که بر اثر بي‌توجهي والدين و نرسيدن به آن‌ها، رشد کمّي و کيفي خود را از دست داده، دچار نارسايي جسمي و رواني مي‌شوند. از اين رو، هم از نظر وجدان و شرع و هم بر اساس عرف مردم، توجه جدي به تربيت فرزند و تأمين نيازهاي او در اين شرايط حساس ضروري مي‌نمايد.

مادر با دست خود کودک را نوازش مي‌دهد و با يک زمزمه و لالايي خواندن طفل را به خواب مي‌برد.‌تر و خشک کردن بچه در سال‌هاي اول زندگي کاري است بس مشکل و طاقت فرسا که تنها با مهر مادري امکان پذير خواهد بود.

تربيت جسماني کودک از ديگر ابعاد تربيت اهميت کمتري ندارد، و به همين دليل گفته شده عقل سالم در بدن سالم است. اگر بدن انسان سلامت نداشته باشد و جسم رشد کافي نکند، فرد به لحاظ روحي و رواني، آدم سالم و نرمالي نخواهد بود. نقش مادر در تربيت جسمي و ظاهري کودک بر کسي پوشيده نيست و مادران بايد در زمينه رشد جسماني فرزند بسيار حساس بوده و شرايط لازم را فراهم آورند.

ب) تربيت ديني:

تربيت ديني از نظر اسلام و قرآن از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است و از آغاز زندگي فرزند بايد بدان توجه کرد. نقش مادر در پرورش ديني و مذهبي فرزند روشن است. مادر هم پيش از تولد مي‌تواند ايفاي نقش کند و هم پس از آن در دوره‌هاي کودکي، نوجواني و جواني. چون هدف از اين نوشتار بررسي نقش مادر در تربيت ديني فرزند در اين دوره‌هاست، به تفصيل به اين بحث خواهيم پرداخت.

ج) تربيت عاطفي:

مادر به لحاظ رواني - عاطفي سرشار از مهر و محبت و صفا و صميميت است. چون ساختار وجودي مادر به گونه‌اي آفريده شده که قدرت جذب و انجذاب فوق‌العاده‌اي دارد و در ابراز احساسات و عواطف از توان بالايي برخوردار است. قدرت گيرايي مادران در سطح بسيار عالي قرار دارد که اگر درست استفاده شود در ايجاد پيوند خانوادگي و چگونگي شکل‌گيري روابط اجتماعي و تربيت اولاد نقش سازنده‌اي خواهند داشت. مادر مي‌تواند با رعايت اصول و قوانين اسلامي در سامان‌دهي امور خانواده و پرورش فرزند نقش مهمي ايفا نمايد؛ چرا که ويژگي عاطفي زنان بستر مناسبي است براي ايفاي نقش مادري و تربيت اولاد و مهم‌ترين نقشي که از يک مادر انتظار مي‌رود چيزي جز نقش تربيتي او نمي‌تواند باشد. يکي از جنبه‌هاي مهم نقش تربيتي مادر، نقش وي در پرورش عواطف فرزند است که آثار آن در اعمال و رفتار وي به زودي نمايان مي‌گردد.

اسلام، ويژگي عاطفي - رواني مادران را مورد توجه خاص قرار داده و براي اين جنبه از ابعاد وجودي آنان اهميت فراوان قائل شده است. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: خداوند به زنان و مادران مهربان‌تر از مردان است. اين توجه ويژه خداوند به عواطف مادران، مسئوليت آنان را در برابر فرزندان‌شان نيز زيادتر مي‌کند؛ چه اين که ايشان بايد فرزند را با تعادل عاطفي پرورش دهند و اين حالت را در آن‌ها تثبيت و حفظ نمايند. بي‌مهري مادر مهم‌ترين عامل از بين بردن تعادل عاطفي فرزند است و چه بسا موجب افسردگي و پريشاني وي مي‌گردد.

د) تربيت اخلاقي:

نقش مادر در تربيت اخلاقي فرزند بر همگان روشن است و چندان نيازي به تبيين ندارد؛ چرا که مادر الگوي رفتاري و اخلاقي براي فرزند است، هر کار ريز و درشتي که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او با ديگران تأثير مي‌گذارد. مادر با رفتار الگويي خود انسان مي‌پروراند، فرزند را از عالم ناپاکي‌ها، حسدها، کينه‌ها و رذائل اخلاقي دور مي‌سازد و در دلش مهر و صفا و خيرانديشي نسبت به همنوعان پديد مي‌آورد. مادر، سرچشمه فضيلت‌ها و خوبي‌هاست، او در محيط خانه مي‌تواند درس تقوا و خداترسي به فرزند دهد و از کودکي ضعيف و ناتوان شخصيت بزرگ علمي و اخلاقي بسازد و تحويل جامعه دهد.

در مقابل اگر مادر به وظيفه خويش عمل نکند و در برابر چشمان کودک دست به رفتارهاي نامناسب و ناشايست بزند، طبيعي است که کودک از او تبعيت مي‌کند و در نتيجه پست و منحرف تربيت خواهد شد. امام خميني (ره) در اين زمينه مي‌فرمايد: «مادرِ خوب بچه خوب تربيت مي‌کند و خداي نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بيرون مي‌آيد و چون بچه‌ها آن علاقه‌اي که به مادر دارند به هيچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چيزهايي که دارند، آرزوهايي که دارند خلاصه مي‌شود در مادر و همه چيز را در مادر مي‌بينند.»

ه) تربيت عقلاني:

عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که اگر شکوفا گردد، توان آن را دارد که خوب را از بد و خير را از شر تشخيص دهد و صاحبش را به سعادت و خوش بختي برساند. تربيت اين بخش از نيروي دروني انسان وظيفه اوليا و مربيان است که بايد بدان توجه کنند و در درجه اول اهميت قرار دهند. انبياء الهي همه براي تربيت عقلاني آمدند و در اين مسير حرکت کردند و تا آن جا که توانستند به وظيفه‌شان عمل نمودند. امام علي (عليه‌السلام) در خطبه اول نهج البلاغه مي‌فرمايد: «و يثيروا لهم دفاينً العقول»؛ «خداوند پيامبران خود را پي در پي اعزام کرد تا توانمندي‌هاي پنهان عقل‌ها را آشکار سازند.»

از کلام حضرت چنين برمي‌آيد که عمده هدف انبياء تربيت عقلاني بشر بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کريم مکرر به اين مسئله اشاره فرموده و تربيت عقلاني را در آيات متعدد مورد تأکيد قرار داده است. «کذلک يبين الله لکم آياته لعلّکم تعقلون»؛ «اين چنين، خداوند آيات خود را براي شما شرح مي‌دهد، شايد انديشه کنيد.» ماده «عقل» به هيئت‌هاي مختلف در قرآن کريم به کار رفته و در همه آن‌ها به تفکر و انديشه‌ورزي انسان تأکيد و مواد تعقل نيز ذکر شده است. در آيه ياد شده آيات الهي متعلَّق تأمل و تفکر بيان شده که به دو بخش انفسي و آفاقي تقسيم مي‌گردد. هر يک از اين آيات خداوند زمينه مناسبي براي عقل‌ورزي و تدبر و تفکر مي‌باشد.

مادران، در تربيت عقلاني فرزندان‌شان نقشي به‌سزا دارند. آن چه مهم است، شيوه اجراي فرايند تربيت عقلاني است که بايد مورد توجه مادران قرار گيرد. اتخاذ روش مناسب در شکوفا‌سازي نيروي انديشه و تعقل فرزندان بسيار اثر‌گذار مي‌باشد. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشويق، تفريح و گردش و بازديد از باغ و بوستان و گل‌ها و شکوفه‌هاي رنگارنگ و توجه دادن فرزندان به آفريدگار جهان از روش‌هاي مؤثر در پرورش عقل و انديشه آنان است.

و) تربيت جنسي:

تربيت جنسي عبارت است از فراهم آوردن زمينه رشد متناسب غريزه جنسي همراه با رشد ديگر جنبه‌هاي جسمي و معنوي انسان و نيز پيشگيري از انحرافات و لغزش‌هاي مربوط به آن. طبيعي است که پرورش درست فرد در حيطه گرايش‌هاي جنسي مستلزم آموزش و ارائه اطلاعات کافي در اين زمينه مي‌باشد. چون رفتار جنسي انسان مبتني بر آگاهي‌ها و نگرش‌هايي است که وي در حوزه رفتاري مربوطه دارد، بر اين اساس مربيان بايد شرايط فردي و اجتماعي را به گونه‌اي فراهم آورند که ضمن رشد و نمو متعادل و طبيعي اميال جنسي بر معلومات متربي در اين مورد افزوده گردد و او به انتخاب خود از خطاهاي جنسي اجتناب نمايد.

از آن جا که حيات جنسي انسان از بدو تولد شروع مي‌شود و به تدريج رشد و نمو پيدا مي‌کند و کم کم خود را نشان مي‌دهد، مادر مي‌تواند نقش مؤثري در اين زمينه ايفا کند و روش‌هايي را در تربيت فرزند به کار گيرد که رشد جنسي وي به صورت طبيعي و توأم با افزايش شناخت ديني و اخلاقي باشد.

وظيفه مادر نسبت به تربيت فرزند، به ويژه تربيت جنسي او بسيار سنگين است؛ چرا که از کودکي اگر مواظبت‌هاي جنسي و آموزش‌هايي در مورد آن داده نشود، ممکن است با فرا رسيدن دوران بلوغ کار از کار بگذرد و توصيه‌هاي تربيتي ديگر اثري بر او نداشته باشد. مادر از همان آغاز بايد به اين امر توجه داشته باشد و فضاي خانه را به گونه‌اي آماده سازد که کم‌ترين نشانه‌اي از تحريکات جنسي در آن مشاهده نگردد.

ز) تربيت سياسي:

تربيت سياسي تربيت مهمي است که در تحقق هدف‌هاي مادي و معنوي جامعه نقش اساسي دارد. هر ملتي بر اساس اصول و معيارهاي مورد قبول خود، از زندگي، يک سلسله هدف‌هايي در نظر مي‌گيرد و در تحقق آن‌ها مي‌کوشد. اما دست‌يابي به اين اهداف، تأمين نيازها و پيشرفت جامعه در همه ابعاد، مستلزم وجود فرهنگ سياسي قدرتمندي است که متناسب با اوضاع و احوال سياسي - اجتماعي روز باشد. وجود چنين فرهنگي مبتني بر انديشه‌هاي ديني، در ميان نسل جوان جامعه از اهميت خاصي برخوردار است. از اين روست که تربيت سياسي براي آگاه ساختن مردم، به ويژه جوانان و نوجوانان، از مسائل سياسي، اجتماعي و انديشه‌هاي اساسي نظام حاکم ضرورت دارد؛ زيرا تربيت سياسي فرايندي است که طبقات گوناگون جامعه را با معيارها و اصول بنيادين حکومت آشنا ساخته، فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي را چنان به هم نزديک مي‌سازد که هيچ گونه اصطکاک و برخوردي بحران زا روي ندهد.

تربيت سياسي فرايندي است فراگير که زمان و مکان معين ندارد و در هر محيط و شرايطي قابل اجراست. شايد مناسب‌ترين مکان آموزش و پرورش نيروهاي سياسي همان فضاي خانه‌هاي کوچک و محقر مردم باشد که سياست‌مداران بزرگ از آن جا بيرون مي‌آيند و تحولي در جامعه ايجاد مي‌کنند.

اگر تاريخ زندگي رهبران و شخصيت‌هاي بزرگ دنيا را در گذشته و حال مطالعه کنيم، خواهيم يافت که اغلب آن‌ها از همين خانه‌هاي به ظاهر محقر ظهور کرده اند، نه از خانه‌هاي ثروتمندان که نقش مادران در تربيت چنين افرادي جاي ترديد ندارد.

امام خميني (ره) مي‌فرمايد: «يک مادر ممکن است يک بچه را خوب تربيت کند و آن بچه يک امت را نجات بدهد و ممکن است بد تربيت کند و آن بچه موجب هلاکت يک امت بشود». اين کلام امام دليل روشني بر اهميت نقش مادران در شکل دادن انديشه‌هاي سياسي فرزندان است. همان گونه که خود ايشان نيز از خانواده مؤمن و طبقه متوسط جامعه ظهور کرد و معادلات سياسي و نظامي جهان را به هم ريخت.


 نگاه اديان آسماني و دين اسلام به جايگاه مادر 

تمامي مکاتب و اديان، نظر خاصي به مادر و احترام به مقام او دارند و به اين امر تأکيد داشته‌اند. انبياي الهي نيز توصيه‌هاي فراواني درباره تکريم مادر کرده‌اند.

در اين نوشتار به اختصار به بررسي جايگاه مادر در دين حضرت موسي، حضرت ابراهيم، حضرت عيسي و حضرت محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و سپس جايگاه مادر در قرآن و سنت معصومين(عليهم‌السلام) خواهيم پرداخت.بي‌ترديد در همه اديان، مادر مقام رفيع و ارجمندي داشته و همگان به عظمت و بزرگي از او ياد مي‌کنند. همانگونه که دين، نسبت به همه پديده‌هاي عالم اظهار نظر مي‌کند، جهان را آنگونه که هست به ما معرفي مي‌کند و ارزش‌ها را مي‌آموزد، عنوان مادري را نيز جايگاه ارزشمندي دانسته و مقام او را گرامي مي‌دارد. اديان مختلف با همه اختلافاتي که با يکديگر دارند در اين زمينه اتفاق نظر دارند و همه با ديد احترام به مادر مي‌نگرند.

جايگاه مادر در اديان گذشته

انبياء الهي و پيشوايان ديني ضمن آن که به احترام نهادن به مادر توصيه مي‌کردند، قبل از همه خود در مقابل مادر تکريم نموده و برايش طلب رحمت و مغفرت مي‌کردند.

1- حضرت ابراهيم(عليه‌السلام)

براي پدر و مادرش دعا مي‌کند و از خدا مي‌خواهد که آن‌ها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد: «ربنا اغفرلي و لوالديّ و للمومنين يوم يقوم الحساب؛ پروردگارا! من وپدر و مادرم و همه مومنان را، در آن روز که حساب بر پا مي‌شود، بيامرز»

اين دعا نه تنها نشان دهنده بزرگي‌شان و مقام مادر است، بلکه جنبه تربيتي نيز دارد و به پيروان مکتب توحيد مي‌آموزد که براي پدر و مادرشان چگونه دعا کنند.

2- حضرت موسي(عليه‌السلام)

آن حضرت، هنگام مناجات با خدا، درخواست کرد که همنشين وي در بهشت را معرفي کند تا او را بشناسد. خطاب آمد،‌اي موسي! در فلان ناحيه، فلان مغازه برو، کسي که در آنجا مشغول کار است رفيق تو در بهشت خواهد بود.حضرت موسي(عليه‌السلام) سراغ او رفت، ديد جواني است قصاب. از دور مراقب بود تا ببيند او چه عمل شايسته‌اي دارد. اما چيز فوق‌العاده‌اي از او مشاهده نکرد.

شب هنگام که جوان محل کار را ترک مي‌کرد، موسي بدون آن که خود را معرفي کند، نزد جوان آمد و از او خواست تا شب را مهمانش باشد. حضرت موسي مي‌خواست بدين طريق راز و رمز کار او را بشناسد و ببيند آن جوان چه عبادت‌هايي انجام مي‌دهد که اين قدر درجه پيدا کرده و همنشين پيامبر خدا شده است.

جوان وارد منزل شد، قبل از هر چيز غذايي آماده کرد، آن گاه سراغ پيرزني از کار افتاده رفت که دست و پايش فلج بود و قدرت حرکت نداشت. با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد و لباسش را عوض کرد. موسي هنگام خداحافظي خود را معرفي کرد و پرسيد اين زن کيست. پس از آن که به وي غذا مي‌دادي نگاهي به سوي آسمان مي‌انداخت و کلماتي بر زبان جاري مي‌کرد، چه بود؟

گفت: اين زن مادرم است و هر بار که به او غذا مي‌دهم و او را سير مي‌کنم درباره من دعا مي‌کند و مي‌گويد: خدايا او را همنشين موسي بن عمران در بهشت برين قرار بده.

موسي به جوان مژده داد که دعاي مادر درباره تو به اجابت رسيده است.

3- حضرت عيسي(عليه‌السلام)

مقام مادر در آيين عيسي روح الله، به حدي است که حضرت در آغاز زندگي شکر خدا مي‌گويد و نخستين بار اين نکته را يادآور مي‌شود و از خدا تشکر مي‌کند که او را نسبت به مادرش نيکو کار قرار داده است؛ چون او مي‌داند که نيکي به مادر بالاترين ارزش را دارد: «و برّاً بوالدتي و لم يجعلني جبّارا شقيا؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده و جبار و شقي قرار نداده است».

حضرت مسيح نيکي به مادر را از امتيازات خود بر مي‌شمارد و اين دليل روشني است بر اهميت مقام مادر در نزد وي، و گرنه عيسي به عنوان فرستاده خدا افتخارات بسياري داشت و مي‌توانست آن‌ها را در مقام شکر‌گذاري متذکر شود.

جايگاه مادر در دين اسلام

هر چند همه اديان الهي مقام ارزشمندي براي مادر قائل بوده و به او احترام مي‌گذارند، اما اسلام بيش از ديگر مکاتب به اين مسئله توجه نموده و به مادر عظمت بخشيده است.

حقوقي را که اسلام براي مادران مشخص کرده، بسيار فراتر ازحقوقي است که براي ديگران حتي پدر قايل شده است، چرا که مادر، مربي و پرورش دهنده انسان و جامعه است و اوست که مي‌تواند فرد و جامعه را به سعادت رسانده، يا به شقاوت و بد بختي بکشاند.

جايگاه مادر از منظر قرآن و حديث

1- قرآن کريم

کلمه مادر، به صورت جمع و مفرد مانند: «ام» و «والدتي»، «امّ موسي»، «والدات» و «امهات» و امثال آن در قرآن آمده است.

ام: «قال ابن امّ اِن القوم استضعفوني؛ گفت فرزند مادرم اين گروه مرا در فشار‌گذاردند».

والدتي: « و براًبوالدتي؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده است».

ام موسي: «و اوحينا الي ‌امّ موسي؛ ما به مادر موسي الهام کرديم».

والدات: « والوالدات يرضعن اولادهن حولين کاملين؛ مادران فرزندان خود را دو سال کامل شير مي‌دهند».

امهات: «و امهات نسائکم؛ مادران زنان شما».

هم چنين مادر و پدر به شکل‌هاي «والدين» و «ابوي» مکرر در قرآن کريم به کار رفته است.

اگر به اين موارد دقت کنيم، مي‌بينيم که خداوند در هر يک از آن آيات، با عظمت از مادر ياد کرده و به نوعي از مقام او تمجيد نموده است. چرا که وحي و الهام مستقيم خدا به مادر موسي، اظهار ارادت و نيکويي عيسي به مادر، بيان زحمات و رنج‌‌هاي مادر در قرآن کريم و همچنين دستور حق تعالي به احسان و نيکي نسبت به پدر و مادر، همه گواه بر رفعت جايگاه مادر است.

خداي متعال در آيه 14 از سوره لقمان و هم چنين سوره احقاف پس از توصيه به احسان والدين، در بيان تحمل رنج و زحمت‌هاي مادر را مي‌فرمايد: «مادرش او(فرزند) را با ناراحتي حمل مي‌کند و با ناراحتي بر زمين مي‌گذارد و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سي ماه است تا زماني که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگي بالغ گردد».

بيان رنج و تلاش مادر با اين که پدر نيز در اغلب سختي‌هاي تربيت فرزند شريک است، خود دليل بر اهميت و ارزش کار مادر است. چرا که کسي نزد حق تعالي مقام بالاتر دارد که کار ارزشمند‌تري انجام دهد.

پروردگار متعال در آيات قرآن، ابتدا به نيکي کردن نسبت به پدر و مادر هر دو دستور مي‌دهد، سپس بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و ناراحتي‌هاي مادر را بيان مي‌کند. گويي، مادر عامل اصلي در لزوم نيکي به والدين بوده و کار او آن قدر ارزشمند است که احسان به پدر را نيز بر فرزند واجب مي‌سازد. صبر و پايداري مادر در برابر سختي‌هاي دوران بارداري و پذيرش ناگواري‌هاي طاقت فرساي دوره شير‌دهي و تربيت فرزند، موجب شده تا به احسان والدين به صورت مطلق حکم شود. تا آن جا که مسئله نيکي به پدر و مادر در قرآن کريم هم طراز با عبادت خداي متعال به حساب آمده است.

2- سنت نبوي(صلي الله عليه و آله و سلم)

سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) همان گفتار و سيره آن حضرت مي‌باشد که در قالب کلام و رفتار از ايشان به يادگار مانده است. شخصيت، مقام و رعايت حقوق مادر در احاديث و سيره نبوي(صلي الله عليه و آله و سلم) به خوبي بيان شده است. در مذهب تشيع به لحاظ حجيت و سنديت هيچ تفاوتي ميان سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) و قول و سيره ائمه اطهار(عليهم‌السلام) وجود ندارد،

پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) در تبيين مقام مادر مي‌فرمايد: «الجنه تحت اقدام الامهات؛ بهشت زير پاي مادران است».

اين حديث حاکي از اين است که بدون رضايت مادر نمي‌توان به بهشت و نعمت‌هاي بهشتي دست يافت. اگر کسي بخواهد به درجات عاليه نايل گردد، بايد به مادر احترام بگذارد و به او خدمت کند. خداوند در قبال صبر و بردباري مادر، اجر و مزد بي‌پايان به او عنايت مي‌کند.

امام صادق(عليه‌السلام) مي‌فرمايد: جواني خدمت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) رسيد، عرض کرد: يا رسول الله! به چه کسي نيکي کنم؟ فرمود: به مادرت. دوباره سوال کرد، فرمود: به مادرت. مرتبه‌ سوم پرسيد. فرمود: به مادرت. مرتبه‌ چهارم سوال نمود پس از آن به کي نيکي کنم؟ فرمود به پدرت.

جايگاه مادر و ارزش نقش مهم مادري از اين گفتار پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) به خوبي قابل درک و فهم است و اين که حضرت سه بار به نيکي کردن مادر دستور مي‌دهد و نوبت چهارم به احسان پدر سفارش مي‌کند، بهترين دليل بر عظمت‌شان مادر است.

سيره و رفتار نبي مکرم اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به مادر و دايه‌هاي‌شان که به نوعي حق مادري به عهده آن حضرت داشتند، نيز نشان دهنده‌ احترام ويژه ايشان از مقام مادر است.

به نوشته مورخين، پيامبر بيش از سه روز از شير مادر ننوشيد و پس از آن طبق سنت عرب به دايه سپرده شد و در دامن دايه‌هايي چون ثوبيه(کنيز ابوجهل) و حليمه سعديه پرورش يافت. حضرت در طول زندگي هميشه به ياد مادران رضاعي خود بود و از هر جهت به آنان کمک مي‌کرد. پس از بعثت پيامبر کسي را فرستاد تا ثوبيه را از ابوجهل بخرد، ولي او حاضر به فروش وي نشد. اما او تا آخر عمر از کمک‌هاي حضرت بهره مند بود. زماني که پيامبر خبر مرگ ثوبيه را شنيد، آثار تألم و اندوه در چهره مبارکش نمايان شد.

سيره پيامبر در احترام نسبت به مادرش آمنه و احترام فوق‌العاده نسبت به وي، بهترين دليل بر عظمت مقام مادر است. هنگامي که پيامبر همراه مادر جهت زيارت تربت پدرش عبدالله به سفر يثرب رفتند، در سرزمين ابواء- نزديک مدينه-، آمنه بيمار شد و به تدريج وضعش رو به وخامت نهاد و کم کم آثار مرگ در وي پديدار گشت. پيامبر در آخرين لحظات زندگي مادر، صورت خود را به صورت او گذاشت و با غم و اندوه به چهره‌ مادر نگاه مي‌کرد و مي‌گريست.

3- سيره و گفتار اهل بيت(عليهم‌السلام)

امام سجاد(عليه‌السلام) در باب حق مادر و عظمت و منزلت او مي‌فرمايد: «حق مادر بر تو اين است که بداني او تو را حمل نمود، آن گونه که هيچ کس، ديگري را حمل نمي‌کند واز ميوه‌ قلبش به تو داد که احدي به ديگري نمي‌دهد؛ تو را با جميع اعضا و جوارحش در آغوش گرفت و… و خواب را به خاطر تو ترک نمود و تو را از سرما و گرما محافظت نمود و تو در برابر اين همه خدمت، کجا مي‌تواني شکر‌گزار او باشي، مگر به کمک و ياري و توفيق پروردگار».

اين کلام امام سجاد(عليه‌السلام) نشان دهنده عظمت و بزرگي مقام مادر است. چرا که حضرت با بيان اين نکته که فرزند بدون استعانت وکمک از خداي متعال قادر به اداي حقوق مادر نخواهد بود، در حقيقت خواسته به نوعي رفعت مقام مادر را براي فرزند تبيين کند و آنان را در خدمت کردن به مادر ترغيب نمايد. چرا که مادر، فرزند را به مراتب بيش از جانش دوست مي‌دارد و تمام مشکلات را به جان مي‌خرد تا او در آسايش باشد. طبيعي است که اين همه عشق و علاقه به فرزند و تحمل سختي‌هاي فراوان براي تربيت فرزند حق بزرگي به عهده فرزند مي‌گذارد که مي‌بايست در جهت اداي آن تلاش کرد. از اين جاست که خداوند مي‌فر مايد: «فلا تقل لهما اف؛ در برابر آن‌ها(پدر و مادر) اف مگو»

جايگاه مادر در اديان الهي به ويژه دين مقدس اسلام بيان شد. مقام مادر در بينش ديني مقامي است رفيع که در آيات قرآن هم رديف اطاعت و عبادت خدا ذکر شده است. بر اين اساس بر فرزندان و همه نسل جوان لازم است که به اين امر مهم توجه کنند و تا آن جا که مي‌توانند به مادر احترام بگذارند و به او خدمت نمايند. به خصوص در دوران پيري که نياز به کمک بيشتري دارند، وظيفه عقلي و ديني فرزندان است که به والدين در هر شرايطي ياري رسانند.


 نقش و جايگاه مادر در ادبيات ايران 

متون تاريخي بر اين حقيقت يک‌زبانند که جوامع ابتدايي، جوامع مادرسالار يا مادر‌شاه بوده‌اند. با گذشت زمان گرچه از نفوذ اجتماعي مادر کاسته شد، اما ارزش مقام مادر همواره بر ادبيات ملل مختلف سنگيني کرده و مي‌کند.

نخست بايد بين دو مفهوم زن در ادبيات تفکيک قائل شد؛ اول اين‌که زن در جايگاه مادر که در ادبيات همه ملل به ويژه ايران‌ ستايش شده و جز از نيکي بر قلم‌ها و زبان‌ها نرفته است و دوم اين‌که زن در جايگاه همسر يا معشوق که اين جنبه، پهنه پر طمطراقي را در ادبيات ملل به خود اختصاص داده است.

فردوسي پاکزاد‌ براي زن و مادر جايگاهي فراتر از پرورش فرزند و عشق به همسر قائل است و آن، احترام به خرد مادر است. اين نوع نگاه به زن را در کمتر متون ادبي و تاريخي مي‌توان يافت.

در شاهنامه، زنان، مردان را راهنمايي مي‌کنند، برخي بر مسند سياست تکيه مي‌زنند و برخي در ميدان کارزار مي‌جنگند. زن داراي هويتي مستقل است و هويت اجتماعي زن و مادر کاملا پذيرفته شده است.

به‌طور کلي در سراسر شاهنامه، ستايش خرد به چشم مي‌خورد؛ چه از آنجا که فردوسي «به نام خداوند جان و خرد» شاهنامه را آغاز مي‌کند و چه در آنجا که «هرآن کس که دارد هُش و راي و دين پس از مرگ بر من کند آفرين» شاهنامه به پايان مي‌رسد، همواره خرد ستوده مي‌شود.

مادران در شاهنامه مادراني خردمند و دنيا ديده‌اند. فرانک همسر آبتين، فرزندش فريدون فرخزاد را از بيم گزند ضحاک به مزرعه داري مي‌سپارد و از او عهد مي‌گيرد تا او را چون فرزند خويش بپرورد و هنگامي که فريدون مي‌خواهد عجولانه عليه ضحاک شمشير بکشد، مادر او را پند مي‌دهد: «جهان را به چشم جواني مبين» او پند مادر را مي‌شنود و تا هنگام مناسب شکيبايي مي‌کند.

تهمينه مادر سهراب، او را از لشکرکشي به ايران برحذر مي‌دارد اما سهراب پند مادر خردمند خود را نمي‌شنود و همين خيره‌سري و غرور، زمينه‌هاي مرگش را فراهم مي‌کند.

بهمن هنگام مرگ، پادشاهي کشور را به دخترش هماي مي‌بخشد و اين نشانه ارزش و احترامي است که ايرانيان بر مقام و خرد زن قائل بودند.

از اين دست شاهان زن هنوز مواردي چون پوران‌دخت و آزرم‌دخت در شاهنامه است. همچنين زناني چون فرنگيس مادر کيخسرو و رودابه همسر زال به خردمندي ستايش شده‌اند.

در داستان هزار و يک‌شب نيز زني به نام شهرزاد به قهرمان اصلي داستان تبديل شده و با قصه‌هاي هر شبش جان زنان بسياري چون خود را از مرگ رهايي مي‌بخشد اما پس از دوره باستان، هويت اجتماعي زنان و مادران در ايران کم کم رنگ مي‌بازد و نقش و هويت آنها در نهاد خانواده و پرورش فرزند و عشق به همسر تعريف مي‌شود.

مولوي در مثنوي معنوي، مقام زن را ستوده و او را مايه نشاط، اميد، سرزندگي، پويايي و عشق مي‌داند. او در يک داستان به اين حقيقت پرداخته که هر مرد به اميد و عشق زنش به کار و پويايي مي‌پردازد:

اي بسا از نازنينان خارکش

بر اميد گلعذاره ماهوش

اي بسا حمال گشته پشت ريش

از براي دلبر مه‌روي خويش

سعدي نيز همچون مولوي، زن را مايه اميد مردان مي‌داند:

در گلستان، حرمت مادر را آنقدر ارج و ارزش مي‌نهد که حکايت مي‌کند:

وقتي به جهل جواني، بانگ بر مادر زدم. دل آزرده به کنجي نشست و گريان همي گفت: مگر خُردي فراموش کردي که درشتي مي‌کني؟

چه خوش گفت زالي به فرزند خويش

چو ديدش پلنگ افکن و پيلتن

گر از عهد خُرديت ياد آمدي

که بيچاره بودي در آغوش من

نکردي در اين روز بر من جفا

که تو شيرمردي و من پيرزن

شيخ اجل در کتاب بوستان نيز از ستايش مقام مادر غافل نبوده و از آزردن دل مادران شکوه مي‌کند:

جواني سر از راي مادر بتافت

دل دردمندش به آذر بتافت

بانوي شعر پارسي، پروين اعتصامي نيز در اشعار خود نسبت به مقام و منزلت مادر نيک مي‌نگرد و بزرگي مردان را همواره مرهون و مديون دامان مادران از خودگذشته مي‌داند:

به گاهواره مادر به کودکي بس خفت سپس به مکتب حکمت، حکيم شد لقمان

به اعتقاد پروين، شايسته است تا مقام دختران نيز که مادران فردا هستند، ارزشمند دانسته شود: «هميشه دختر امروز، مادر فرداست.»

و آنجا که اعتبار، مقام، ارزش، استقلال شخصيت و والايي زن و مادر ناديده يا فراموش انگاشته شده است، کساني چون فروغ فرخزاد همواره با اشعار جانسوز خود بر حقيرکنندگان شخصيت زن و مادر مي‌تازد. از جمله شعرهاي «دلم براي باغچه مي‌سوزد»، «حلقه» و «عروسک کوکي» بر اين حقيقت گواهي مي‌دهند.

مادر در ادبيات معاصر

ايرج ميرزا، شعري در وصف و ستايش مادر با به کار بردن زياد واژه آموخت دارد که دغدغه مادر را همواره آموختن رسم زندگي به فرزند مي‌داند و در آخر هستي خود را از هستي مادر مي‌داند:

پس هستي من زهستي اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

فريدون مشيري، لذت يک لحظه مادر داشتن را از همه لذت‌ها گواراتر مي‌داند و توضيح مي‌دهد‌ همه زيبايي‌ها و دارايي‌هاي قابل تصور و غيرقابل تصور جهان...

بر تو ارزاني که ما را خوشتر است

لذت يک لحظه مادر داشتن

اما شهريار، زيرکانه پرده‌دري و بي‌حرمتي برخي افراد را به نديدن محبت مادرانه در کودکي‌شان نسبت مي‌دهد:

اغلب کسان که پرده حرمت دريده‌اند

در کودکي محبت مادر نديده‌اند

مهدي سهيلي شاعر معاصر، نگاه مادر را برتر و ارزشمندتر از دولت عالم مي‌داند:

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نيست

جداي از جايگاه مادر در اشعار ايراني‌ شايسته است که در پايان اين نوشتار، از بانوي قلم ايران، سيمين دانشور ياد شود که با ايجاد جايگاه داستان‌‌نويسي زنان ايراني، توانمندي‌هاي خويش را با زبان قلمش جاري کرد.