تاریخ 1397/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4856 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 تاثيرات اجتماعي – فرهنگي سينما بر جامعه 

بيست و يکم شهريور در تقويم جمهوري اسلامي روز سينما نامگذاري شده است به همين مناسبت اندکي از تاثير سينما بر جامعه در اينجا مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

گفته‌اند و به حق هم گفته‌اند كه سينما سه ضلع دارد: هنر، صنعت و تجارت، از اين سه ضلع، ضلع اول با فرهنگ به طور كلي و با فرهنگ هر قوم به نحو اخص سر و كار دارد. صنعت و تجارت سينما نيز زير مجموعه‌اي از كل ساختارهاي صنعتي و تجاري هستند كه فرهنگ در نحوه عمل، تعبير و تفسير و شيوه ارتباط نهادهاي آنها با هم تاثير مي‌گذارد. بنابراين براي فهم سينما به طور كلي و سينماي يك كشور به نحو خاص نمي‌توان از عناصر و وي‍ژگي‌هاي فرهنگي غفلت كرد.براي فهم بهتر چيستي‌ها و چگونگي‌هاي سينماي امروز ايران نيز مي‌بايست سينما را به عنوان يكي از عناصر فرهنگي در اين كشور در نظر‌آورد و بعد در چارچوب فرهنگ ايران، به فهم مولفه‌ها و وي‍ژگي‌هاي سينماي اين كشور دست يافت.

تكنولوژي سينما در ايران از آغاز كاملاً وارداتي بوده و هنوز هم اين چنين است.بدين ترتيب بسياري از مشخصه‌هاي فرهنگي ناشي از تكنيك و صنعت سينما در سينماي ايران نيز به همان طريق وارداتي بروز كرده است. محدوديت‌ها و امكانات دوربين‌هاي گوناگون، عدسي‌ها، فيلم خام، لابراتوار و...در اينجا نيز همان است كه در ديگر كشورها، البته با اين تفاوت كه ما هنوز توان بهره‌گيري درست و بهينه از همين امكانات موجود را كمتر داريم.

تاثير سينما بر زندگي مردم

روزانه صد‌ها فيلم در سينماهاي مختلف دنيا به روي پرده مي‌رود و حاصل آن ميلياردها دلار درآمد براي شرکت‌هاي فيلم‌سازي و سرگرمي ميليون‌ها انسان در سراسر اين کره خاکي است.ديگر امروزه فيلم و سينما جزء جدايي ناپذيري از زندگي آدمي است وبه عبارت ديگر بشر را وابسته خود کرده است.در دنياي امروز خيلي از ماها شايد تصور يک روز بدون فيلم وسينما بودن را هم نتوانيم بکنيم.در کشورهاي توسعه‌يافته که مردم برنامه مشخصي براي سينما رفتن و فيلم ديدن دارند اين وابستگي بيشتر مشهود و ملموس است.در کشور ما نيز به تبع سينما مخاطبان خاص خود را دارد اگر چه نسبت به گذشته و همچنين نسبت به سايرکشورها مخاطبان بسيار کمتري دارد ولي به هيچ وجه نمي‌توان تاثير عميق سينما را بر زندگي مردم و روابط اجتماعي ناديده گرفت.

کافي است کمي در اطراف خود دقت کنيم آن وقت تاثير رسانه به ويژه سينما و تلوزيون را بر زندگي و اجتماع خود خواهيم ديد.مثلا در هنگام پخش طنز شب‌هاي برره اصطلاحات و الگو‌هاي اين سريال به وضوح در جامعه ديده مي‌شد يا مثلا بسياري از مدها و مدل‌ها ابتدا در سينما نمايش داده مي‌شوند و سپس مردم از آنها الگوبرداري مي‌کنند. البته اين موضوع به کشور ما محدود نمي‌شود در همه جاي دنيا نشانه‌هايي از اين تاثير وجود دارد. کافي است کمي به تاثير انيميشن‌هايي مانند شرک، عصر يخبندان و بن‌تن بر روي بچه‌ها فکر کنيد آن وقت متوجه عمق اين تاثير مي‌شويد. پس از گذشت چند سال از پايان فيلم مرد عنکبوتي هنوز هم لباس مرد عنکبوتي در اسباب بازي فروشي‌ها يافت مي‌شود. يا عروسک شخصيت‌هاي اين فيلم‌ها از پرطرفدارترين و پر‌فروش‌ترين عروسک‌ها به شمار مي‌آيد.

نقش رسانه‌ها در تغيير تفکرات جوامع بشري

يکي از موارد و محورهاي اصلي مطالعات جامعه شناسان وسايل ارتباط جمعي (رسانه‌هاي گروهي) بررسي آثار و کارکرد اين وسايل در دو سطح خرد و کلان مي‌باشد.

در مورد تاثير رسانه‌هاي گروهي بر زندگي فردي و اجتماعي انسان‌ها به طور عمده سه نظريه‌ي جامعه شناختي وجود دارد که عبارتند از:

1 - برخي بر اين باورند که ميزان تاثيرگذاري رسانه بر زندگي انسان نامحدود است.

2 - گروهي ديگر کارکرد رسانه‌هاي گروهي را بي‌تاثير مي‌دانند.

3 - عده‌اي معتقدند که تاثير رسانه‌هاي گروهي مشروط است و ميزان تاثيرگذاري آن را در محدوده‌ي شرايط محيطي ارزيابي مي‌کنند.

البته ديدگاهي افراطي در برخورد با رسانه‌هاي گروهي مطرح بوده است که از زمينه‌ي خاص فکري و تجربه‌هاي اجتماعي ويژه منبعث مي‌شود.برخي بر اين باورند که وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند که مي‌توانند نسلي تازه را براي اولين بار در تاريخ انسان پديد‌آورند. نسلي که با نسل‌هاي پيشين بسيار متفاوت است.

« لازار سفلد» در تبيين اين ديدگاه مي‌نويسد: «بسياري تحت تاثير همه جايي بودن وسايل ارتباط جمعي و قدرت بالقوه‌ي آنان به سختي هراسان شده‌اند. در سمپوزيومي، يکي از شرکت‌کنندگان نوشت: قدرت راديو را مي‌توان با قدرت بمب اتم مقايسه کرد».

برخي ديگر بر اين عقيده‌اند که وسايل ارتباط جمعي تاثير چنداني بر مخاطبين خود ندارد. به نظر اين دسته از انديشمندان «دوران سبع » وسايل ارتباطي و با آن دوران رواج عقايد تند و اسناد اثرات جادويي و خارق‌العاده به وسايل ارتباط جمعي پايان يافته است.

برآيند نهايي و دوري از افراط‌گرايي اين است که وسايل ارتباط جمعي و ابزار اجتماعي - فرهنگي به معناي عالي آن است و از اين جهت اثرات چشمگيري بر جاي مي‌گذارند، اما اين آثار نه آن چنان است که هيچ محدويتي نشناسد، يا آن که چنان ناچيز است که هيچ اعتنايي را شايسته نباشد، بايد ديد حدود تاثير اين وسايل چيست و در چه شرايطي اين تاثيرات محدوديت مي‌يابند يا قوي‌شدني هستند؟

با تمام اين اقوال، آن چه بديهي به نظر مي‌رسد، آن است که به دور از آثار مثبت و منفي آن بايد اذعان داشت که پيدايش دگرگوني‌هاي اجتماعي و تغيير ارزش‌هاي اجتماعي از مواردي است که در نتيجه‌ي کارکرد رسانه‌ها صورت تحقق به خود مي‌گيرند.از سوي ديگر اين وسايل در فرايند تهاجم فرهنگي و مقابله با آن، جنگ رواني، استعمار ملت‌ها در امر باز‌سازي و دستيابي به توسعه يافتگي، تحقق هدف‌هاي آموزشي به سرگرمي و غيره کاربرد مؤثري دارند.

امروزه در عصر انفجار اطلاعات ديگر اين حقيقت به خوبي اثبات شده است که از نظر کارکردهاي آموزشي، رسانه‌ها سهم و نقش قابل ملاحظه‌اي در انتقال ميراث فرهنگي و فکري بشري در ميان ملل و انسان‌ها دارا هستند.

در واقع با ظهور وسايل ارتباط جمعي پيشرفته، فرايند آموزش از انحصار مدرسه و آموزش گاه‌ها خارج شده و جهان پهناور به عرصه‌ي آموزش تبديل گرديده است.در اين فرايند وسايل ارتباط جمعي، محدوديت‌هايي از قبيل مکان و زمان، محدوديت سني، محدوديت‌هاي اقليمي و...از ميان برداشته شده و در زمينه‌ي سياست و حکومت، همان گونه که رسانه‌ها بر تصميمات سياست‌مداران و هيات حاکمه اثر مي‌گذارند، به منزله‌ي ابزاري در دست حکومت‌ها داراي کاربرد و کارآمدي محوري هستند.

با مراعات و لحاظ کردن جنبه‌هاي مثبت و منفي کارکرد رسانه‌هاي گروهي، اين پديده مي‌تواند از يک سو سبب وحدت، همبستگي و وفاق ملي شود و از سوي ديگر حکومت‌ها مي‌توانند از اين پديده در ايجاد همگوني، جهت‌دهي افکار عمومي و هماهنگ‌سازي نظريات توده‌ي مردم و جامعه نسبت به نظام سياسي و کارکردهاي آن استفاده کنند، به طوري که در نظام‌هاي استکباري، صدا و سيما و مطبوعات، ابزاري قوي و مؤثر براي بيعت گرفتن از مردم و جامعه مي‌باشند تا آن جا که از مطبوعات که مهم‌ترين و بارزترين وسايل ارتباط جمعي است به عنوان « رکن چهارم » ياد مي‌شود.

بنابراين در تقسيم سه‌گانه مي‌توان کارآمدي اين پديده‌ها را در موارد ذيل مشاهده کرد:

1 - عامل انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي

2 - ساماندهي ارتباط خانواده و فرد با دنياي خارجي

3 - تاثيرگذاري بر نهادهاي سياسي اجتماعي جامعه

بر اين اساس حيات سياسي اجتماعي بشر امروز به شدت تحت تاثير رسانه‌هاي گروهي قرار دارد. با در نظر گرفتن اين واقعيت مسلم که پيام‌هاي رسانه‌ها هرگز از جنبه‌هاي سازنده و مخرب خالي نبوده، ضروري است به مطالعه و بررسي پديده‌ي ارتباطات و آثار و کارکردهاي آن بيش از پيش پرداخته شود.

اهميت اين کار از آن جهت است که رسانه‌هاي گروهي با کارکرد خود، و با استقاده از دو عنصر اطلاعات و پيام، به صورت امواج صوتي تصويري و غيره با هم در نورديدن مرزها بر افکار و اذهان انسان‌ها اثر نهاده و به کنش‌ها و رفتارهاي فردي و اجتماعي آن‌ها جهت مي‌دهند. پيام‌هايي که در قالب امواج صوتي، تصويري و يا کتاب و يا مجله در جهان امروز انتشار مي‌يابد در برخي موارد سبب ظهور و شکل‌گيري حوادث، رخدادها و رويدادهاي سياسي مهمي در واحدهاي سياسي و در عرصه‌ي کشورها و حتي جهاني مي‌گردند. به عنوان مثال توليد و نمايش يک فيلم سينمايي، يا يک مقاله و يا يک کتاب که جنبه‌ي توهين به اعتقادات و باورهاي ديني يک آيين را دارد، در فاصله‌ي کوتاهي به يک پديده‌ي سياسي مهم تبديل مي‌گردد.


 گمشده‌اي به نام نشاط اجتماعي 

كارشناسان به طور جدي نسبت به كاهش ميزان شادي و نشاط به خصوص در جوانان هشدار مي‌دهند.آمار نشان مي‌دهد 11 ميليون بيمار رواني در سطح كشور وجود دارد كه بيشتر آنان جوان هستند.ديدن چهره‌هاي غمگين، افسرده، عصباني و اخمو چيز جديدي نيست.اگر چه هيچ گاه شادي بدون غم معنا ندارد و مانند شب و روز غم و شادي به هم پيوسته است، اما استمرار روحيه افسرده و غمگين افراد، نشاط اجتماعي و انگيزه‌هاي كاري را از بين مي‌برد. متأسفانه در كشور ما هيچ آماري از ضرر و زيان‌هاي مالي اين گونه پديده‌هاي اجتماعي وجود ندارد و خيلي مرسوم نيست؛ چه اينكه شايد اگر اين آمار به دست مي‌آمد به طور جدي‌تري مسأله را درك مي‌كرديم و به فكر چاره جويي مي‌افتاديم.آخرين باري كه از ته دل خنديديد كي بود؟ يادتان مي‌آيد؟ البته اين فراموشي ربطي به آلزايمر ندارد. بسياري از افراد هستند كه نمي‌توانند به اين سؤال پاسخ صحيحي بدهند.

افسردگي دشمن درجه يك نشاط

افسردگي چيست؟ افسردگي مشكلي است كه امكان دارد در هر زمان به وجود آيد.اين بيماري موجب رنج انسان‌ها، زيان‌هاي اقتصادي و حتي مرگ مي‌شود.ميزان شيوه افسردگي امروزه به اندازه‌اي است كه آن را در بيماري‌هاي طب عمومي، با سرماخوردگي مقايسه مي‌كنند. افسردگي؛ زندگي خانوادگي، شغلي و اجتماعي فرد مبتلا را تحت تأثير قرار مي‌دهد.با وجود شيوع گسترده اختلال افسردگي بسياري به دليل ناآشنايي با علايم اين بيماري، درصدد درمان آن برنمي‌آيند، اين در حالي است كه عوارض افسردگي از جمله كاهش كارايي افراد، افزايش وقت هدر رفته، نقصان كارايي شغلي، غيبت‌هاي مكرر، به خطر افتادن امنيت شغلي، ايجاد آشفتگي در خانواده، در موارد بسياري باعث ايجاد مشكل براي اعضاي خانواده و همكاران در محيط كار مي‌شود.علايم افسردگي هم احساس عميق غم و خستگي و نااميدي شديد است و در پنج گروه عاطفي، جسمي، شناختي و اجتماعي و ارتباطي طبقه‌بندي مي‌شود. البته دليل كاهش نشاط اجتماعي، افسردگي‌هاي گسترده نيست، بلكه مي‌توان گفت افسردگي يكي از مهمترين دلايل افت شادي جمعي و نشاط اجتماعي است.در بسياري از موارد افراد نمي‌خواهند تظاهر به شادي كنند.

اشتغال، ازدواج و اضطراب

فيروزه اسحاقيان، دانشجو، معتقد است: بيكاري مهمترين دغدغه جوانان است كه نشاط را از آنان دور كرده است. وي مي‌افزايد: جوانان نگراني‌هاي زيادي در خصوص آينده شغلي خود دارند و طبيعي است اين نگراني و افسردگي ناشي از آن را به ساير اعضاي خانواده خود منتقل كنند و به دنبال آن، نشاط در خانواده‌ها و اجتماع كمرنگ مي‌شود. حامد بختياري، داراي شغل آزاد نيز بر اين نكته تأكيد مي‌كند و مي‌گويد: گاهي اوقات هيچ دليلي براي ناراحتي ندارم، ولي نمي‌توانم بخندم و شادي كنم. به نظر مي‌رسد اين رفتارم مورد سرزنش ديگران قرار مي‌گيرد.وي مي‌افزايد: البته اگر همين ظاهر آرام و بدون ناراحتي را واشكافي كنيم، مي‌بينيم ممكن است ديدن يك منظره در يك هفته قبل، ديدن يك فيلم يا حتي شنيدن اخبار موجب اين ناراحتي شده باشد ولي بايد پرسيد چرا اين ناراحتي‌ها در وجود انسان‌ها اين قدر رسوب مي‌كند و هفته‌ها او را درگير مي‌سازد؟ وي اضافه مي‌كند: به نظر من جوانان بستر مناسبي براي بزرگ كردن غم‌ها و ناراحتي‌ها دارند و در مورد اين بايد چاره‌جويي كرد.

يلدا شجاعي، حسابدار يك شركت نيز معتقد است: وقتي ازدواج و كار دو معضل بزرگ جوانان به صورت اميدي واهي برايشان تبديل شده و تازه پس از رسيدن به اين دو هدفشان، نگران حفظ آن هم هستند، نمي‌توان از قشر جوان كشور انتظار شادي داشت.

وي مي‌افزايد: كودكان، امروزه خيلي زود بزرگ مي‌شوند و بزرگترها خيلي سريع آنها را وارد بازي خود مي‌كنند و آنها را با مشكلات مالي، ارتباطي و خانوادگي خود درگير مي‌نمايند. يك كودك آماده است كه شادي نكند و نشاط نداشته باشد.اين نسخه در حقيقت از خيلي پيشتر براي او پيچيده شده است. وي اضافه مي‌كند: به نظر مي‌رسد تا دير نشده كارشناسان بايد براي اين معضل فكري بكنند و مسأله را ريشه‌يابي كرده و به فكر راه حل آن باشند.

شادي كاذب، شادي حقيقي

رضا عامري، دانشجوي هنر مي‌گويد: متأسفانه فرهنگ شادي در جامعه ما درست تبيين نشده است و حتي رسانه‌ها نيز به اين فرهنگ توجه چنداني نشان نمي‌دهند.وي مي‌افزايد: با اينكه در چند سال اخير رسانه‌ها بخصوص صدا و سيما سعي نموده‌اند فرهنگ شادي را در برنامه‌هايشان بيش از پيش افزايش دهند، اما هنوز خود به معناي واحدي از شادي و چگونگي آن دست نيافته اند، حتي خود جوانان در‌هاله‌اي از ابهام مانده‌اند كه شادي حقيقي چيست؟ كدام شادي گناه محسوب نمي‌شود؟ كدام شادي مورد توجه خانواده‌ها با عقايد مختلف قرار مي‌گيرد؟ وي اضافه مي‌كند: متأسفانه مسؤولان فرهنگي ما هنوز نتوانسته‌اند يك شادي حقيقي را از شادي كاذب بازشناسند تا جوان در بحبوحه سن خود و تخليه هيجانات دروني خود، راه را بي‌راهه نپيمايد و به خطا به شادي كاذب روي نياورد. صديقه نوريان، خانه‌دار نيز مي‌گويد: اگر شادي حقيقي از شادي كاذب بازشناخته مي‌شد، اين قدر جوانان به قرص‌هاي به اصطلاح انرژي‌زا و شادي‌آور روي نمي‌آوردند.

اسلام مانع شادي نيست

عباس نصيري‌فرد، استاد دانشگاه و روحاني با اشاره به آيات و روايات و آموزه‌هاي اسلامي و دستورات در خصوص پرداختن به شادي مي‌گويد: ما مطابق با ارزش‌هاي اسلامي، هم به شادي و هم به اندوه در جاي خود به حد معقول و نياز بشر نياز داريم.

وي در پاسخ به سؤال خبرنگار ما مي‌افزايد: اين شادي‌ها همان اعياد اسلامي موردنظر است و در روايات و دستورات بزرگان اسلام هم شادي در جاي بسيار ارزشمندي قرار دارد. امام صادق(ع) در اين مورد به مسلمانان مي‌فرمايد: در شادي ما شاد و در غم و اندوه ما اندوهناك باشيد. وي اضافه مي‌كند: حتي ائمه معصوم(ع) ما در ايام سرور، شادي خود را بروز مي‌دادند، در خانه‌هايشان را به روي مردم مي‌گشودند، لباس‌هاي نو مي‌پوشيدند، به يكديگر تبريك و تهنيت مي‌گفتند.وي مي‌افزايد: در جامعه مسايلي كه مي‌تواند به شادي‌هاي اسلامي و صحيح منجر شود؛ بسيار فراوانند، اما متأسفانه ما اين روش‌ها را مشاهده نمي‌كنيم ما بايد جوانان را با شادي‌هاي حقيقي اسلام در مناسبت‌ها آشنا و همراه كنيم.

فرهنگ‌سازي نشده

چگونه مي‌توانيم با شادي زندگي كنيم.گاه چنان فضا سياه و غم آلوده تصوير مي‌شود كه هيچ گاه جوانان به دنبال شادي نمي‌گردند، در حالي كه مي‌توان با فرهنگ‌سازي به جوانان ياد داد؛ چگونه ابتدا شادي‌هاي دروني‌شان را كشف كنند و پرورش دهند. بايد به جوانان نشان داد كه شادي نه در پول است و نه در آزادي‌هاي انحراف‌گونه؛ آنان بايد اين را با تمام وجود لمس كنند؛ آن گاه دنبال شادي‌هاي كاذب نمي‌گردند. يكي از راه‌هاي به وجود‌ آوردن چنين فضايي، فرهنگ‌سازي است.

شادي جمعي يا هنجارشكني

دكتر امان قرائي‌مقدم، جامعه شناس در گفتگو با يكي از روزنامه‌هاي عصر ايران با اشاره به اينكه مسؤوليت ايجاد شادي جمعي برعهده مديران ارشد جامعه است، مي‌گويد: تحقيقات نشان داده است كه در تمام جوامع، شاد بودن باعث افزايش كارايي مي‌شود. اين مسأله تقريباً از دهه 1930 ثابت شده و اصلاً تئوري روابط انساني در تشريح اين مسأله شكل گرفته است.وي مي‌افزايد: از نظر جامعه شناسي، شادي نه تنها در بعد اقتصادي بلكه در ابعاد سياسي، فرهنگي و تربيتي تأثير همه جانبه دارد.به همين دليل همه كشورها سعي مي‌كنند كه اگر نمي‌توانند همه عناصر لازم را براي بروز شادي فراهم كنند، حداقل ابتكارهايي براي سوق دادن جامعه به سمت شاد زيستن انجام دهند.

وي اضافه مي‌كند: من شادي جوانان ايراني را شادي واقعي نمي‌دانم، يعني اين رفتارها ظاهري است. به نظر من جوان ايراني به شادي پناه‌آورده، در حالي كه قلب و روحش واقعاً شاد نيست. دليل اين مدعا روي‌آوردن به شادي‌هاي جمعي است كه در درون خود سطحي از هنجارشكني را به همراه دارد.وي معتقد است: نگراني‌هاي برانگيخته شده از بروز شادي‌هاي اجتماعي، حاصل شناخت نداشتن از ويژگي‌هاي نسل جوان و كاركردهاي مثبت شادي در جامعه است. بايد پذيرفت شادي قابل تزريق و نفي نيست و بايد با مهيا كردن بسترهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي- فرهنگي شادي جمعي به يك فرهنگ عمومي تبديل شود. اين تنها گزينه‌اي است كه از بار آسيب‌هاي فردي و اجتماعي شادي مي‌كاهد.

محبوبه ناطق


 بايد از فقر و فلاکت مردم پيشگيري شود  

هنوز هم سختي معيشت و فقر و فلاکت مردم را قبول نداريد و نمي‌خواهيد چاره‌جوئي کنيد؟ معاش مردم از معاد آنها مهمتر و واجب‌تر است و گناهي بزرگتر از آن نيست که خانواده‌ها در فشار زندگي و گرفتاري‌هاي روزمره باشند هر روز بدتر و ناگوارتر از روز قبل و خوردن افسوس و دريغ از گذشته است آن هم نه گذشته‌اي دور و دراز گذشته‌اي در حد ماه و هفته و روز قبل قيمت‌هاي سرسام‌آور براي شما تقويم روز است که به شما نشان مي‌دهد چه بر سر مردم مي‌آيد. آيا اين مردم فداکار که اين همه در حق پايداري و بقاي اين آب و خاک غيرت و مردانگي به خرج داده در روزهاي حساس و سرنوشت‌ساز که کشور به حال و تار مويي بند بود و تنها غيرت و مردانگي در مقابله با نقشه‌هاي شوم دشمنان کارساز و سرنوشت ساز بود تنها اين مردم بزرگ و بلند مقدار اعتبار و اعتماد جامعه را رقم زدند و باعث حيثيت و عظمت جاودانه اين کشور شدند حال بي‌اعتنائي به اوضاع و احوال و بي‌توجهي به شرائط اقتصادي و معشيتي مردم که هر روز به درجه حادتر و سنگين‌تري مي‌شود بايد با عزمي استوار موقعيت کشور را رصد و با فراهم کردن امکاناتي که مقابله با اوضاع فعلي را داشته باشد بيش از اين نگذاشت که موقعيت ما به کلافي سر در گم که سر و ته آن را نشناسيم تبديل شود.

بايد قبول کنيم که تا به حال نيز ندانم‌کاري و قصور و تقصيري غيرقابل کتمان داشته‌ايم که اگر سر سيل مخرب گراني – قاچاق – احتکار و خيانت و بي‌مبالاتي را با تدبير و پيشگيري به منظور گرفتار نشدن در روزهاي فلاکت و ادبار عمومي را مي‌گرفتيم اينگونه امروز در مهار گرفتاري‌هاي بعضاً لاعلاج نبوديم باز هم فرجه‌ها و راه ها و راهکارهائي موجود است که با اراده و تصميمي محکم و استوار مي‌توان به آن رسيد و کشتي نشستگان را به ساحل نجات و رهائي رسانيد.رها کردن مردم و بي‌اعتنا به خواسته‌ها و اوضاع و روزگار فعلي آنها که همه خانواده‌ها را کلافه کرده است بيش از اين قابل تحمل نيست و نبايد به همين سياق وضعيت بازار و اجناس و ارزاق عمومي در دست کساني باشد که در آرزوي چنين روزهائي براي انتقام و ماجرا جوئي و خيانت به کشور و مردم و موقعيت‌هاي اجتماعي ما بوده و هستند که بايد هوشيار بود و بيش از اين نگذاشت که فلاکت و فقر و بينوائي دامن‌گير همه خانواده‌ها شود که به دنبال چنين اوضاع و احوال و....و نگراني‌ها، يأس و بدبيني و نا اميدي و دلسردي همه مردم جامعه را احاطه نموده ديگر روح کار و تلاش و سرمايه گذاري و ايجاد کار و توليد در کسي نمي‌ماند و کشور به سوي ضعف و نابودي پيش مي‌رود که گاه کمترين کورسويي از تدبير و تلاش و دلسوزي و نوع دوستي در کسي نمي‌ماند و همه با بي‌تفاوتي و نداشتن تکليف و اداي وظيفه در برابر ميهن و مردم کشور به بدترين وضع اجتماعي و فقر عمومي و هرج و مرج مي‌رود که در برابر چنين دشواري‌هائي نمي‌توان مقاومت و راه صلاح و فلاحي راه يافت.

خدا کند که همه ما به روزهاي بدتر و آشفته‌تري دچار نشويم و با ياري خدا و همت بلندپايگان وطن‌پرست از اين مرحله بحران بگذريم.

فرهنگ شکوهي


 تاريخچه سينما 

سينما با اختراع عکاسي و سپس ساخت تصاوير متحرک در حدود سال‌هاي 1880 تا 1889 در اروپا متولد شد.

برادران لومير در سال 1895 دوربين سينماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمي‌توان اين دو برادر فرانسوي را يگانه افرادي دانست که به پيدايش هنر سينما کمک کردند، به طوري که نمي‌توان قاطعانه از يک نفر به‌عنوان مخترع سينما نام برد.

برادران لومير خود ده‌ها فيلم کوتاه ساختند که همه آنها صرفاً از يک نما تشکيل مي‌شد.پس از لوميرها، ژرژ مه‌ليس باعث تکامل فن سينما شد.ديدگاه مه‌ليس نسبت به سينما يک ديدگاه تئاتري بود.

او پرده‌هاي گوناگوني از نمايش را فيلمبرداري مي‌کرد و سپس اين پرده‌ها را به يکديگر متصل مي‌کرد. ژرژ مه‌ليس همچنين پديدآورنده‌ فن تروکاژ در سينماست.

پس از مه‌ليس، ادوين اس پورتر باعث تکامل بنيادين و ساختاري سينما شد.او با ساختن چند فيلم‌، سينما را به عنوان پديده‌اي که امروزه مي‌شناسيم معرفي کرد.سينماي پورتر ديگر ارتباطي به تئاتر نداشت، بلکه هنري مستقل و جديد بود.پورتر، پيشگام فن تدوين فيلم نيز مي‌باشد.راهي که او در سينما آغاز کرد در نهايت به سينماي داستان‌گوي ‌هاليوود منجر شد.

پيدايش سينما در ايران

در سال 1900 سينما توسط مظفرالدين‌شاه پس از سفر به فرانسه به ايران‌آورده شد و اولين فيلمبردار، ميرزا ابراهيم خان عکاس‌باشي بود.

اولين سالن نمايش فيلم نيز در سال 1283 در خيابان چراغ گاز توسط ابراهيم خان صحاف‌باشي افتتاح شد.

اولين فيلمساز تحصيلکرده و حرفه‌اي، خان بابا معتضدي بود، که براي اولين‌بار فيلم خبري ساخت.معتضدي اولين لابراتوار ظهور فيلم را نيز در زيرزمين خانه‌اش داير کرد.

پس از ورود امکانات و ابزار توليد- به خصوص دوربين فيلمبرداري- آوانس اوگانيانس به همراه عده‌اي ديگر از دوستان خود نخستين پايه‌هاي سينماي ايران را بنا نهادند و با تشکيل گروهي در خيابان علاءالدوله (فردوسي کنوني) اقدام به توليد فيلم کردند.

نخستين فيلم سينمايي ناطق ايراني دختر لر به کارگرداني اردشير ايراني و توسط عبدالحسين سپنتا در سال 1312 ساخته شد.

21 شهريور ماه، روز ورود دستگاه سينماتوگراف و سرآغاز آشنايي ايراني‌ها با پرده سينما به عنوان روز ملي سينما نامگذاري شده است.

نگاهي به تاريخچه سينماي ايران از ابتدا تا افتخارات

بيست و يکم شهريور ماه مصادف است با روز ملي سينما و به همين جهت ميزان نگاهي انداخته به تاريخچه سينماي ايران انداخته است.

به گزارش ميزان، ورود نخستين دستگاه سينماتوگراف به ايران در سال 1279 هجري خورشيدي توسط مظفرالدين شاه سرآغازي براي سينماي ايران به حساب مي‌آيد.نخستين فيلم صدادار فارسي، فيلم دختر لر بود که در سال 1312 خورشيدي توسط اردشير ايراني ساخته شد.

نخستين سالن سينماي ايران در سال 1279 (5 سال پس از اختراع جهاني آن توسط برادران لومير) با نام «سينما سولي» که توسط کاتوليک‌ها در شهر تبريز تأسيس شده بود، آغاز به کار کرد؛ اما به دليل عدم دسترسي به فيلم‌هاي جديد، در سال 1295 تعطيل شد.)

تا سال 1309 هيچ فيلم ايراني ساخته نشد و اندک سينماهاي تأسيس شده به نمايش فيلم‌هاي غربي که در مواردي زيرنويس فارسي داشتند مي‌پرداختند.نخستين فيلم بلند سينمايي ايران به نام آبي و رابي در سال 1309 توسط اوانس اوگانيانس ساخته شد.

اولين‌هاي سينماي ايران

• اولين فيلمبردار ايراني: ميرزا ابراهيم خان عکاس باشي (1279)

• اولين سينماي ايراني: گراند سينما (1305)

• اولين فيلم صامت ايراني: آبي و رابي، اوانس اوگانيانس (1309)

• اولين فيلم ناطق ايراني: دختر لر، اردشير ايراني (1312)

• اولين فيلم دوبله فارسي: دختر فراري، اسماعيل کوشان (1325)

• اولين کارگردان زن ايراني: شهلا رياحي، فيلم مرجان (1335)

• اولين مجله سينمايي ايراني: ماهنامه سينمايي فيلم از (1361) تا به امروز

اولين فيلم ناطق

در سال 1312 خورشيدي اولين فيلم ناطق ايراني به نام دختر لر توسط اردشير ايراني در بمبئي ساخته شد.استقبالي که از اين فيلم شد، مقدمات ساخت چند فيلم ايراني ديگر را فراهم کرد.تغيير جو سياسي کشور طي سال‌هاي 1315 تا 1327 و اعمال سانسور شديد و مواجهه با جنگ جهاني دوم فعاليت سينماي نوپاي ايران را با رکود مواجه ساخت.هر چند نبايد از نظر دور داشت که تا اين دوره هنوز سينما در ايران جنبه عمومي نيافته بود و استفاده از معدود سينماهاي موجود در تهران و شهرهاي بزرگ، تقريباً مختص اشراف و قشرهاي خاصي از جامعه بود.از طرف ديگر در بين سازندگان فيلم نيز خط فکري خاصي وجود نداشت و به جز عبدالحسين سپنتا که به دليل ويژگي‌هاي فرهنگي وي عناصر ادبيات کهن ايران در ساخته‌هاي وي به چشم مي‌خورد، در بقيه موارد فيلم‌هاي ساخته شده عمدتاً اقتباسي ناشيانه از فيلم‌هاي خارجي بود.