تاریخ 1397/06/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4856 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 تعارض به حقوق شهروندي و حريم خصوصي «قسمت اول»  
نويسنده : محمد عليان

سخن نخست:

حق خلوت يا تنهايي از جمله حقوق طبيعي بشر در هر جامعه‌اي محسوب مي‌شود. که در گذرا جوامع ابتداي انساني به جوامع دموکرات و حکومت‌هاي مردم‌سالار و در تحول مفاهيم به حقوق بشر حاوي تلقي‌هاي به روز کارآمد‌تري شده است که يکي از انواع برجسته آن تحت عنوان حق حريم حقوق خصوصي شناخته مي‌شود. امروزه يکي از عوامل بنيادين تغيير در نگرش نسبت به حريم خصوصي و به طور کلي زندگي انسان، ظهور رسانه‌هاي عمومي و ارتباطي به عنوان پديده ‌ترين بشري است که با رشد انفجارگونه‌اي در حال گسترش و نفوذ به ارکان مختلف زندگي وي مي‌باشد. لذا در اين شماره از روزنامه پيام استان سمنان به نقل از ماهنامه دادرسي سازمان قضايي نيروهاي مسلح شماره 126 ص 45 ضمن بررسي نقش و جايگاه حريم خصوصي در ميان رسانه‌هاي ارتباطي نوين تزاحم‌هاي پيش روي حريم خصوصي در ارتباط با مصالح اجتماعي طرح و تحليل شد. انسان پس از اينکه خود و تفاوت‌هايش را از ديگران بازشناخته حتي با وجود زندگي جمعي خواستار حريمي شخصي و غير قابل تعرض بوده است اما گاه مسائلي روي داده و مي‌دهد که پاسداشت حريم خصوصي افراد، در تعارض و تقابل با مصالح اجتماعي قرار مي‌گيرد.

تشخيص اينکه حفظ و صيانت از کدام يک (حريم خصوصي يا مصالح اجتماعي) اولويت و مشروعيت دارد، کار دشوار و پيچيده‌اي است. شناخت جزئيات و مسائل مبتلا به حريم خصوصي، دامنه‌ي آزادي‌ها و اقتضائات آن راهکاري است که جامعه فقهي و حقوقي را در تفسير و تحليل آن ياري مي‌کند و لذا در اين نوشتار تلاش شده تا خلاء اطلاعاتي در اين زمينه را پر کرده و براي پيشگيري و حل تزاحم‌هاي احتمالي بين حريم خصوصي و مصالح اجتماعي معياري بجويد که برخي‌ها به حقوق شهروندي و خصوصي ديگران تعارض نکنند.

اساساً انسان‌ها همواره نيازمند خلوتي هستند که در سايه‌ي آن با آرامش و امنيت به فعاليت‌ها و برنامه‌هاي خصوصي زندگي خود بپردازند و از مخاطرات و آسيب‌هايي که زواياي پنهان اين حوزه از زندگي آنان را تهديد مي‌کند، در امان باشند؛ بنابراين ايجاد امنيت و اطمينان خاطر و مصونيت اشخاص از هر گونه تعرض به حريم خصوصي‌شان توسط دولت، به عنوان نهاد قدرت عمومي از جمله مهم‌ترين حقوق اساسي و شهروندي است. از جمله موارد ضروري در حفظ حريم خصوصي ارتقاء صلح فرهنگي جامعه از طريق آموزش، براي صيانت از حريم خصوصي توسط خود، به ويژه در قبال فناوري‌هاي نوين، ياري جستن از مباني اعتقادي در کاهش تعرض به حقوق ديگران، استفاده از روش‌هاي پيشگيري و قوانين جامع و گسترده و در نهايت حمايت‌هاي کيفري براي اعمال اهداف مجازات در جامعه است. گسترش فناوري‌ها و ازدياد ابزارهاي پيشرفته که امکان تجسس در امور ديگران را به راحتي فراهم مي‌سازند، نگراني فراواني درباره‌ي از ميان رفتن برخي انتظارات مشروع از حريم خصوصي ايجاد کرده است که قبلاً مسلم فرض مي‌شدند.

احترام به حريم خصوصي افراد در مجموع حفظ اسرار ناشي از زندگي خصوصي اشخاص قرار مي‌گيرد و راز داري از پايه‌هاي تشکيل و استحکام عنصر اعتماد و امنيت رواني و سلامت و تعادل در روابط جمعي است.در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گرچه اصطلاح حريم خصوصي به کار نرفته است، اما برخي مصاديق واجزاي آن مورد توجه واقع شده وتعدي ونقض آن ممنوع شمرده شده است. چنان‌که اصول 22، 23، و 25 قانون مزبور به اين مسئله اختصاص يافته‌اند با وجود اين قانونگذار عادي توجه شايسته‌اي به اين مقوله نداشته است و در قوانين عادي از حريم خصوصي حمايت کافي صورت نگرفته است و تنها به صورت پراکنده در قوانين و مقررات مختلف مصاديقي از اين حق، مورد حمايت است. قانون مجازات اسلامي، قانون آئين دادرسي کيفري، مقررات مربوط به ارتباطات پستي، تلفني و اينترنتي و قانون مطبوعات در زمره قوانيني هستند که برخي از اين مصاديق را ذکر نموده و مورد حمايت قرار داده‌اند. وجود ابزار پيشرفته فني و الکترونيکي، تجسس و سهولت استفاده آنها از سوي دولت‌ها، خطري بسيار جدي عليه حرمت زندگي خصوصي افراد به شمار مي‌رود. از اين طريق عملاً امنيت و آزادي‌هاي فردي سلب، اسرار مردم فاش و خلوت و شئون خانوادگي افراد به راحتي در معرض ديد و شنيد قدرتمندانه کارگزاران قرار مي‌گيرد. در زمان حاضر، ورود به حريم خصوصي مردم، از طريق استماع مکالمات تلفي بسيار آسان‌تر از ورود بدون اجازه به خانه اشخاص است ارتکاب چنين اعمالي به طور قطع و يقين، سلب امنيت حقوقي افراد و تجاوز بي‌پرواي حکومت بر حقوق شهروندي مردم تلقي مي‌شود؛ اما بي‌گمان اينک حريم خصوصي شاخه‌ي نويني از حقوق محسوب مي‌شود که اهميت و حساسيت آن دست‌کم از حيث رسانه‌هاي نوين ارتباطي بر کسي پوشيده نيست. مفهوم حريم خصوصي، مصاديق و موارد آن و نيز اسباب و عوامل ناديده گرفتن آن از سوي دولت‌ها و هيات حاکمه و اينکه چه چيزهايي داخل در آن يا خارج از آن قرار مي‌گيرند و شرايط و موارد ورود به حريم خصوصي در زمره مهم‌ترين مسائلي است که تا کنون پاسخ نيافته‌اند به ويژه در نظام حقوقي ايران که کمتر به اين مباحث مهم پرداخته شده است از ديگر سو متأثر بودن نظام حقوقي ما از فقه اماميه، ضرورت تبيين مسئله حريم خصوصي از منظر استنباط فقهي و به خصوص منابع اصلي استنباط چون قرآن کريم و سنت را امري انکار ناپذير مي‌نمايد. اصطلاح حريم خصوصي در سيستم حقوق غرب اصطلاح جديدي است و حقوق‌دانان غربي نيز با دشواري تعريف و ذکر آن روبه رو شده‌اند. سوالي که در اين زمينه مطرح مي‌باشد اين است که راه حل تعارض حريم خصوصي با مصالح اجتماعي چيست؟ و يا ضابطه اهم و مهم در بحث حريم خصوصي و مصالح اجتماعي امروزه چيست؟ و چه راهکار علمي و حقوقي بايد ارائه داد؟

مفاهيم و حوزه‌هاي حريم خصوصي:

مفاهيم تعريف حريم در لغت:

حريم در اصل، واژه‌اي عربي و از ريشه «حرم» است که به معناي من و تشديد است. اين واژه در عربي به دو صورت استعمال شده است:

حريم به صورت مفرد. در اين صورت به معناي شريک دوست و همچنين به معناي چيزي است که مس آن حرام باشد و نبايد به آن نزديک شد. چون عرب جاهلي به هنگام طواف کعبه، لباس خود را درآورده و برهنه طواف مي‌کردند و بدين سبب که در آن لباس‌ها گناه کرده بودند تا پايان طواف به آن‌ها نزديک نمي‌شدند. حريم به صورت مرکب در اين صورت کلمه‌ي حريم، گاه به مال، اضافه مي‌شود و گاه به انسان، در صورتي که کلمه « حريم» به مال اضافه شود و به معناي « اطراف» و « پيرامون » است؛ همانند حريم چاه که به معناي زمين اطراف آن است که خاک چاه را در آن مي‌ريزند يا براي آب دادن به حيوانات و مانند آن مورد استفاده قرار مي‌گيرند و حريم خانه که به زمين اطراف آن گفته مي‌شود که استفاده کامل از خانه بدان نيازمند است. در صورتي که واژه حريم به انسان اضافه شود به معناي چيزي است که بايد از آن دفاع کرد و به خاطر آن جنگيد. در تعريف حريم خصوصي مي‌توان گفت: «حريم خصوصي آن بخشي از زندگي هر انسان است که در آن از آزادي در برابر باز خواست و کيفر حقوقي برخوردار مي‌باشد و هر گونه تصميم‌گيري درباره آن و نيز اطلاع ورود و نظارت بر آن منحصرأ در اختيار اوست و مداخله ديگران در آن با دسترسي به آن بدون اذن مجاز نيست». در نهايت برخي حريم خصوصي را اين چنين توصيف کرده‌اند: « حريم خصوصي، گستره‌اي از عقايد اعمال، رفتارها، ويژگي‌ها و مختصات هر شخصي است که براي عموم مردم آشکار نيست و وي به افشاي آن رضايت ندارد و به ورود و نظارت ديگران عکس‌العمل نشان مي‌دهد ». در قرآن مجيد، سوره‌هاي نور و الحجرات و در کلام حضرت محمد (ص) بر ضرورت احترام به حريم خصوصي تأ کيد شده است. در انجيل نيز اشاره‌هاي فراواني به حريم خصوصي شده است. در احکام يهوديان نيز از دير باز مفهوم رهايي از مراقبت به رسميت شناخته شده است. در يونان باستان و چين هم حمايت‌هايي از اين حريم وجود داشته‌اند. در ماده دوازدهم متن اعلاميه جهاني حقوق بشر مي‌خوانيم: « احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله‌هاي خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسم آن نبايد مورد حمله قرار گيرد. هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد ».

ادامه دارد...


 آنچه بايد درباره ارث و ميراث بدانيد 

ارث از حقوق مالي و اقتصادي است که زن در مواقعي از مرد کمتر يا حتي نصف بهره‌مند مي‌شود و شايد اين امر دليلي جز اين که مديريت و خرج و مخارج زندگي برعهده مرد بوده و جايي براي پس انداز شخصي باقي نمي‌ماند، نداشته باشد، البته هميشه اين گونه نيست؛ در جايي نيز ممکن است زن به طور مساوي با مرد ارث برده يا حتي در مقاطعي صاحب ارث بيشتري از مرد شود. در اين نوشتار به بحث ارث پرداخته و اين که آگاهي کافي نسبت به قوانين و مقررات، چه بسا که نصيب بيشتري را شامل حال زنان کرده که همان حق واقعي آنان است.

سهم ارث زن پس از فوت شوهر

ماده 861 قانون مدني موجبات ارث بردن از متوفي را دو امر بيان کرده است که نسبت و سبب است. زن پس از آن که به عقد دائم مرد درآمد سببيت آن که همان زوجيت است حاصل مي‌شود، البته ماده 864 بيان مي‌دارد که «از جمله اشخاصي که به موجب سبب ارث مي‌برند هر يک از زوجين است که هنگام فوت ديگري زنده باشد».

قسمت دوم، شرط زنده بودن زن را هنگام فوت همسر بيان مي‌دارد که اگر چنين نباشد هيچ ارثي از بابت سهم زن به فرزندان و بستگان وي از مال شوهر تعلق نمي‌گيرد.

شرط عمومي بعدي براي ارث بردن زن که براي ديگر وراث بايد رعايت شود ماده 941 قانون مدني است که اعلام مي‌دارد: «زن نبايد ممنوع از ارث باشد.» ماده 880 قانون مدني قتل را از موانع ارث دانسته است، يعني اگر زن، شوهر را که مورث آن است عمدا بکشد از ارث او ممنوع مي‌شود.

ديگر محروميت آن است که در ماده 881 مکرر قانون مدني آمده که کافر شدن زن (همسر مسلمان) پيش از مرگ شوهر مسلمان خود است.

در مقدار سهم ارث زن از اموال همسرش ماده 913 قانون مدني مي‌گويد: «هر يک از زوجين که زنده باشند فرض خود را مي‌برد و اين فرض عبارت است نصف ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صورتي که ميت اولاد يا اولاد اولاد نداشته باشد. و از ربع ترکه براي زوج و ثمن آن براي زوجه، در صورتي که ميت اولاد يا اولاد اولاد داشته باشد. مابقي ترکه بر طبق مقررات بين ساير وراث تقسيم مي‌شود.پس مي‌توان گفت که اگر شوهر در زمان فوت هيچ فرزندي چه از اين زن و چه در صورت ازدواج قبلي از زن قبلي نداشته باشد و همين طور نوه (اولاد اولاد) نيز نداشته باشد، زن از اموال مرد يک چهارم ارث مي‌برد ولي اگر اين شرط محقق نشود و مرد در هنگام مرگ فرزندي داشته باشد، زن يک هشتم از اموال مرد ارث مي‌برد.

زن چه اموالي را به ارث مي‌برد؟

دانستيم که زن به عنوان همسر متوفي مستحق يک چهارم يا يک هشتم از اموال مرد است.حال اين که چه مالي را مي‌تواند به ارث ببرد بسيار مهم است، زيرا که در مقدار سهم زن موثر است. در گذشته يعني قبل از بهمن 87 ماده 946 قانون مدني چنين بيان مي‌کرد که زوجه فقط از اموال منقوله (از هر قبيل که باشد) و دوم از ابنيه و اشجار ارث مي‌برد، يعني در اين ماده هيچ حقي از اموال غيرمنقول که همان زمين (به طورمعمول) است براي زن فرض نشده بود و به قول معروف فقط از هوايي يک چهارم يا يک هشتم ارث مي‌برد. اما اين رأي پس از 70 سال در مجلس هشتم تغيير کرد و بدين صورت شد که زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، يک هشتم از عين اموال منقول و يک هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان، ارث مي‌برد. در صورتي که زوج هيچ فرزندي نداشته باشد سهم زن يک چهارم از همه اموال است. در اينجا قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه (که در قبل نيز همين طور بوده) و نيز اعيان (که زمين است و قبلا چنين نبود) به اين ماده افزوده شد.

پس بايد بعد از مرگ شوهر علاوه بر اموال منقول که تقسيم مي‌شود، اموال غيرمنقول قيمت گذاري شده و يک چهارم يا يک هشتم از اين قيمت به زن داده شود.

نکته: اگر شوهر در زمان فوت هيچ فرزندي چه از اين زن و چه در صورت ازدواج قبلي نداشته باشد و همين طور نوه نيز نداشته باشد، زن از اموال مرديک چهارم ارث مي‌برد.‏در مواقعي امکان دارد که ورثه ديگر متوفي از قيمت گذاري مال غيرمنقول امتناع بکنند، ماده 948 قانون مدني اين امکان را به زن داده است که حق خود را از عين اموال استيفا کند، پس وي مي‌تواند در مرحله اول، ورثه را از طريق دادگاه اجبار به قيمت گذاري و دريافت سهم خود کرده؛ در غير اين صورت و ادامه امتناع ورثه، براساس رويه قضايي موجود، زن مي‌تواند سهم مشاع خود را از عين يعني خود زمين و خانه تملک کند.

ازدواج موقت بدون هيچ ارثي

همان‌طور که بيان شد شرط اصلي براي ارث بردن زن از همسرش وجود زوجيت دائمي بين آنها است. از مفهوم ماده 940 قانون مدني که قيد زوجيت دائمي را ذکر کرده مي‌توان چنين فهميد که در نکاح منقطه (متعه) هيچ ارثي براي زن راه ندارد؛ حتي زن مثل مورد نفقه که مي‌توانست آن را در عقد شرط کند، ديگر نمي‌تواند شرط توارث را در نکاح منقطع (موقت) بگنجاند و اگر چنين شود شرط باطل است.

ارث بردن زن حتي در طلاق

اگر شوهر، زن خود را به صورت رجعي (طلاقي که به طور معمول انجام مي‌يابد) مطلقه کرده و در زمان عده فوت کند، زن از اموال شوهر ارث مي‌برد ولي اگر فوت شوهر بعد از انقضاي مدت عده بوده يا طلاق بائن باشد يعني طلاقي که قبل از نزديکي بوده يا طلاق زن يائسه، طلاق خلع و مبارات (مهرم حلال.... جونم آزاد) يا همان سه طلاقه باشد، ديگر زن از مرد در صورت فوت هيچ ارثي نمي‌برد. ماده 943 قانون مدني اين امر را ابراز داشته است.

البته در ماده 944 همين قانون آمده که اگر شوهر در حال اين که به مرضي مبتلا است زن را طلاق دهد و در ظرف يک سال از تاريخ طلاق به علت همان مريضي بميرد، زن از او ارث مي‌برد حتي اگر طلاق به صورت بائن باشد به شرط آن که زن در طول اين يک سال شوهر نکرده باشد.

ارث مرد چند زنه...؟

همان طور که مي‌دانيم قانون به مرد اين اجازه را داده است که تا چهارزن را به عقد دائم خود درآورد؛ پس هر يک از اين چهار زن در صورت وجود، از اموال شوهر ارث مي‌برند زيرا که عقد آنان دائمي و قانوني بوده است.

ارث بري فرزندان

به طور کلي براساس قانون بايد رابطه ورثه با متوفي که در اين مورد فرزندان هستند به صورت پدري يا مادري يا پدر و مادري باشد. هر فرزندي که رابطه نسبي با ميت داشته باشد، از او ارث مي‌برد، مثلا اگر شوهر فوت کند عملا چيزي به فرزند زن که از مرد ديگر است نمي‌رسد يا برعکس.

اگر مرد همسر دومي اختيار کند، همسر دوم براي فرزندان فقط زن پدر آنها بوده و در صورت فوتش فقط فرزندان خود او و شوهرش به واسطه سببيتي که دارد، به مقدار يک چهارم ارث مي‌برد. همچنين در صورت به نام کردن اموال به اسم زن، اگر مرد در قيد حيات باشد، عملي است قانوني حتي اگر تمام اموال باشد و بعد از مرگ وي کسي نمي‌تواند اعتراضي به مالکيت زن بکند.‏ولي اگر مرد پس از مرگ و در وصيت نامه خود، وصيت کند که خانه‌اي از آن زن شود موضوع متفاوت است.

قانون براساس ماده 843 به موصي (وصيت‌کننده) اجازه داده است که فقط تا ثلث اموال را وصيت کند و اگر وصيت بيش از اين مقدار باشد ورثه بايد اجازه دهند در غير اين صورت از مورد وصيت تا مقدار ثلث حذف مي‌شود.پس اگر در خانه‌اي که از سوي شوهر متوفي براي زن وصيت شده از لحاظ قيمتي بيش از يک سوم ترکه متوفي نباشد، وصيت صحيح است در غير اين صورت در مورد زياده از ثلث بايد ورثه متوفي اجازه دهند.

س معلميان


 نحوه جدا کردن يارانه بعد از طلاق و ازدواج  

در برخي شرايط مانند ازدواج يا طلاق و غيره اعضاي خانوار، تمايل به انتقال يارانه دارند و مي‌خواهند يارانه خود را از سرپرست خانوار جدا کنند که نياز به مراحل و شرايط خاصي دارد. اگر شما هم در چنين موقعيتي قرار گرفته‌ايد و تمايل به “انتقال يارانه” داريد جهت آشنايي با مراحل آن مطالب زير را مطالعه کنيد. انتقال يارانه پس از طلاق گرفتن به چه روش ممکن است؟ يکي از مشکلات اصلي در جامعه امروزي طلاق است که به دلايل مختلفي به زندگي زناشويي پايان داده مي‌شود. بعد از طلاق گرفتن مشکل ديگري که اکثر زوجين با آن مواجه مي‌شوند، انتقال يارانه است. در اصل زوج يا زوجه بعد از طلاق گرفتن بايد يارانه خود را از سرپرستي همسر قبلي خود جدا کرده و براي انتقال يارانه بعد از طلاق مدارکي را آماده و سپس به همراه مدارک خود به دفاتر پليس +10 مراجعه و تقاضاي جدا شدن از سرپرستي و خانوار همسر قبلي و ايجاد سرپرستي جديد کند. اين مدارک عبارتند از: شناسنامه کارت ملي سند طلاق کپي تمامي مدارک پس از انجام مراحل بالا، زوج يا زوجه بلافاصله بايد حساب يارانه‌اي جديدي در يکي از شعب بانکي براي خود ايجاد کند، در غير اين صورت يارانه وي پرداخت نمي‌شود. همچنين اگر افراد مطلقه براي انتقال يارانه به تفاهم نرسند و يکي از طرفين مشکل ايجاد کند، بايد به مرکز فرمانداري شهر يا استان خود مراجعه کنند.

انتقال يارانه بعد از ازدواج شامل چه مراحلي است؟

تمامي افراد بعد از ازدواج تمايل دارند يارانه خود را از خانواده خود جدا کنند و اين يک امر بسيار طبيعي است زيرا پسري که تا به حال تحت سرپرستي پدر بوده، حالا خود سرپرست خانواده است و با وجود مشکلات مالي فراوان تمايل به چنين کاري دارد. اما متاسفانه زوجين با روش‌هاي انتقال يارانه آشنا نيستند و ما سعي داريم در اين گزارش نحوه انتقال آن را بيان کنيم. براي انتقال يارانه بعد از ازدواج زوجين بايد به همراه مدارک زير به مراکز پليس +10 مراجعه و تقاضاي جدا کردن يارانه از سرپرستي پدر کنند: اصل شناسنامه اصل کارت ملي اصل شناسنامه و اصل کارت ملي والدين زوج اصل و کپي عقد نامه طبقه‌بندي يارانه و انواع آن يارانه را به چندين قسمت تفکيک کرده‌اند که هر يک از آنها تأثيرات و ويژگي‌هاي جداگانه و متفاوتي مي‌تواند در جامعه داشته باشد.

انواع يارانه‌ها عبارتند از: يارانه‌اي که بر اساس هدف‌هاي دولت پرداخت مي‌شود، شامل: يارانه اجتماعي، يارانه سياسي، يارانه اقتصادي، يارانه توسعه اي. يارانه‌اي برخي کالاها و يا اقدامات مشمول دريافت آن هستند که شامل: يارانه مصرفي، يارانه توليدي، يارانه توزيعي و …مي باشد. يارانه‌اي که بر اساس کالاي مورد نياز پرداخت مي‌شود، مانند گندم، سم، بذر، کود و …. يارانه‌اي بر اساس حساب‌هاي ملي داده مي‌شود که عبارت است از: يارانه مستقيم و يارانه غير مستقيم. يارانه‌اي که بر اساس انعکاس هزينه‌هاي آن در حساب‌هاي ملي پرداخت مي‌شود که شامل يارانه پنهان و يارانه آشکار مي‌باشد.

بعد از فوت سرپرست دريافت يارانه چگونه مي‌تواند انجام گيرد؟

يارانه همه افراد خانواده به حساب بانکي سرپرست خانواده ( پدر ) واريز مي‌شود مگر در مواردي که پدر خانواده فوت کرده باشد و در اين شرايط به حساب مادر خانواده واريز مي‌شود. يکي ديگر از مشکلات افرادي که يارانه دريافت مي‌کنند به هنگام فوت سرپرست است. در چنين مواردي به طور موقت يارانه اعضاي خانواده قطع مي‌شود و براي حل اين مشکل بايد مدارک زير را آماده و به نزديک‌ترين مرکز پليس +10 مراجعه کنند. اصل شناسنامه و اصل کارت ملي، کپي مدارک شناسايي، کارت ملي سرپرست قبلي، شناسنامه سرپرست قبلي گواهي فوت سرپرست همچنين بعد از ارائه مدارک به مرکز پليس +10 در برخي خانواده‌ها ديده مي‌شود که با فوت پدر خانواده، فرزند ارشد سرپرستي را به عهده مي‌گيرد و در چنين شرايطي انتقال يارانه به روش بالا انجام مي‌گيرد. انتقال يارانه در خانوارهاي بدسرپرست نيز، در مرکز پليس +10 انجام مي‌گيرد اما در اين موارد جهت تغيير در کفالت، حضانت و غيره افراد بايد ابتدا به مرکز فرمانداري استان مربوطه مراجعه و همراه با نامه رسمي فرمانداري به پليس +10 مراجعه کنند. در تمامي موارد بالا براي انتقال يارانه، يک تا دو ماه زمان صرف خواهد شد تا افراد بتوانند يارانه دريافت کنند. براي از دست ندادن يارانه در طول اين مدت مي‌توانند بين دهم تا بيستم هر ماه پيگيري کنند. در جامعه امروزي با وجود مشکلات اقتصادي، بيکاري و غيره يارانه کمک بسياري به خانواده‌ها و مخصوصا به زوج‌هاي جوان مي‌کند.

س. معلميان