تاریخ 1397/06/07 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4844 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 تهمينه ميلاني:
  نگذاشتند درباره‌ي «ايدز» فيلم بسازم  

تهمينه ميلاني گفت: درباره ايدز 6 فيلمنامه نوشتم که مانع از ساخت آن شدند. توجيه‌شان هم اين بود که آبروي ما در دنيا مي‌رود و قبح آن مي‌ريزد.

کارگردان فيلم سينمايي «سوپراستار» با انتقاد از اينکه در حوزه سلامت اجتماعي حمايتي از سينما نمي‌شود، معتقد است: در کل مسوولان ما به سلامت و روان جامعه اهميت چنداني نمي‌دهند.

تهمينه ميلاني فيلمسازي است که معروف است از نخستين ساخته‌هاي خود، همواره دغدغه سلامتي جسمي و رواني زنان را در ذهن داشته است و تا به امروز دو بار جايزه جشنواره سلامت را از آنِ خود کرده است، در ادامه گفت‌وگوي ايسنا با اين کارگردان را مي‌خوانيد:

- خانم ميلاني، به نظر شما آيا سينما مي‌تواند فارغ از هشداردهي و نشان دادن معضلات حوزه سلامت فردي و عمومي، به بيان راهکار در اين حوزه نائل آيد و به‌طور کلي، در حوزه سلامت نقشي تعيين‌کننده‌اي داشته باشد يا اينکه فقط مي‌تواند راوي مشکلات باشد؟

من سال‌ها در حوزه سلامت رواني زنان کار کرده‌ام و به همين دليل مي‌گويم سينماي ايران نمي‌تواند راهکاري ارائه دهد. تلاش‌هاي ما به قيمت جان‌کندن ما تمام مي‌شود. ما با پول خودمان اين کار را مي‌‌کنيم که سرآخر هم به توقيف و تحقير فيلم مي‌انجامد. همين فيلم «ملي و راه‌هاي نرفته‌اش» که جايزه جشنواره سلامت را گرفت، نتوانست در جشنواره فجر راه پيدا کند، در واقع اجازه ندادند که حضور پيدا کند. خب اين مشخص مي‌کند که فضا کاملا سياسي است. اينجاست که مشخص مي‌شود دکترها و متخصصان ما آدم حسابي بودند، چون فهميدند من دارم درباره چه چيزي حرف مي‌زنم. من دو بار جايزه جشنواره سلامت را گرفتم هم براي «آتش بس» و هم براي «ملي و راه‌هاي نرفته‌اش» اما اين اتفاق در جامعه ما اهميتي ندارد، چون مسوولان ما به سلامت و روان جامعه اهميتي نمي‌دهند.

-بنابراين معتقد هستيد نقش سينما تنها يک تلنگر به آسيب‌هاي فردي و اجتماعي براي مسوولان است؟

الان مگر کودکان کار اهميت دارند؟ اگر مساله سلامت جامعه براي مسوولان جامعه مهم بود همين الان جلوي کودکان کار را مي‌گرفتند. آنان خودشان مي‌دانند که اين بچه‌ها هر شب مورد تجاوز قرار مي‌گيرند و اين را هم مي‌دانند که اين بچه‌ها در خيابان بزرگ مي‌شوند و چه حرف‌هايي مي‌شنوند و چه برخوردهاي زشتي را مي‌بينند و در نهايت هم به اراذل و اوباش تبديل مي‌شوند. بعدا هم ما آفتابه مي‌‌اندازيم گردن‌شان تا درس عبرتي براي سايرين شوند. خب ساده‌ترين راه اين است که ما جلوي تمام اين اتفاقات بد را در همان شروع کار بگيريم.

من مي‌توانم همينطوري «آتش بس» بسازم و کلي پول دربياورم، اما مي‌روم و فيلمي مانند «ملي و راه‌هاي نرفته‌اش» را مي‌سازم، چون دارم مي‌بينم چه اتفاق فجيعي در جامعه‌ام در حال رخ دادن است. من به شدت نگران آينده اين جامعه هستم. از ازدواج سفيد بگيريد تا خيانت زنان شوهردار که الان عام و عادي شده است، اما چون فکر مي‌کنند آبرو مي‌رود، خيلي اذيت مي‌کنند و اجازه نمي‌دهند مسائل اجتماعي باز شود. عنادي وجود دارد که درباره مسائل اجتماعي حرف زده نشود.

-پس شما معتقديد نبود حمايت‌ها، پاشنه آشيل بهبود وضعيت سلامت فردي و اجتماعي در ايران است؟

در حال حاضر، تلاش سازمان‌هاي مردم نهاد است که محيط تا حدودي در سلامت است. يعني اين‌ها هستند که مثلا مي‌روند پاک‌سازي محيط انجام مي‌دهند و بطري‌ها و پلاستيک‌ها را جمع مي‌‌کنند يا اينکه کمپين‌هاي جلوگيري از تجاوز به کودکان راه مي‌اندازند و زنان سرپرست خانوار را حمايت مي‌کنند. من با خيلي از آن‌ها کار مي‌کنم و مي‌دانم حتي يک ريال هم به آن‌ها نمي‌دهند. حال اگر اين‌ها نباشند وضع خيلي خراب‌تر از آن چيزي مي‌شود که بخواهيم در موردش فکر کنيم و حرف بزنيم.

- به نظر مي‌رسد در آن طرف مساله کاستي‌هايي وجود داشته باشد، حالا به اين سمت موضوع نگاه کنيم و اينکه آيا مردم و مخاطب با الهام‌گيري از همين فيلم‌هاي حوزه سلامت، مي‌توانند به بهبودي زندگي خود کمک کنند؟ از آن‌رو که تاثير اشاعه اين مساله بر بهبود کلي سلامت اجتماعي کشور دور از ذهن نيست.

به نظر من مردم الهام مي‌گيرند. مثلا براي همين فيلم آخر من خيلي از مردها و زنان جوان براي من پيام مي‌گذارند. مردها مي‌گويند «من شبيه سيامک فيلم هستم و نمي‌دانستم که آخر کارم به اينجا مي‌کشد و ممنون از اينکه من را هوشيار مي‌کني؛ يا دختران جوان به من مي‌گويند «خوب شد اين فيلم را ساختي چون نشانه‌هايي که در فيلم وجود دارد، در نامزدم مي‌بينم و مي‌فهمم که امکان دارد اين زندگي نتيجه مطلوبي نداشته باشد». يا وقتي «آتش بس» را ساختم چقدر دکترها و روان‌شناس‌ها به من زنگ زدند و تشکر کردند. منظورم قدرداني از خودم نيست اما به من مي‌گويند تا پيش از ساخت «آتش بس 1» که آن را هم در فجر راه ندادند، مردم فکر مي‌کردند که فقط ديوانه‌ها بايد پيش مشاور بروند. اگر زندگي مدرن امروز تو را از زندگي سنتي دور کرده، عوضش براي تو راهکار گذاشته؛ و آن اينکه برو بنشين و مسائلت را بدون رودربايستي بگو و راه چاره‌اي جستجو کن. خب اين يک حرکت است. اما شما ببينيد آيا براي اين حرکت تشويقي وجود داشته؟ من به شما مي‌گويم که هرگز وجود نداشته است. اما ما با باورمان اين کار را انجام مي‌دهيم. معتقدم آدم‌هايي که شبيه ما فکر مي‌کنند در حال نجات جامعه هستند و اگر واقعا به مسوولان سپرده مي‌شد، اينجا ويرانه‌اي بيش نبود. البته هستند وزراي خوبي مانند دکتر‌ هاشمي که دست‌شان مي‌رسد و مي‌آيند فيلم‌هايي که شبيه فيلم‌هاي ما هست را مورد تشويق قرار مي‌دهند.

- آيا فيلمنامه يا طرح خاصي در حوزه پزشکي داشته‌ايد که موفق به ساخت آن نشده باشيد؟

بله، درباره ايدز 6 فيلمنامه نوشتم که مانع از ساخت آن شدند. توجيه‌شان هم اين بود که آبروي ما در دنيا مي‌رود و قبح آن مي‌ريزد. حالا اين درحالي‌ست که شما مي‌بينيد ايدز بيشتر هم شد.


 ميثم دهرويه تهيه‌کننده کنسرت پرواز هماي در نشست خبري با اصحاب رسانه سمنان:
 مسوولين کنسرت‌هاي سنتي را دريابند 

ميثم دهرويه يکي از تهيه‌کنندگان کنسرت‌هاي موسيقي در استان سمنان در خصوص مشکلات برگزاري کنسرت در سمنان طي سال‌هاي گذشته گفت: برگزاري کنسرت نبايد صرفا با ديدگاه درآمدزايي و اقتصادي دنبال شود چراکه کارکرد موسيقي بسيار فراتر از مباحث اقتصادي است.

اين تهيه‌کننده کنسرت‌هاي موسيقي در استان با بيان اينکه برگزاري کنسرت‌هاي سنتي در کنار کنسرت‌هاي پاپ ضروري است، اظهار کرد: شخصا تا سال 95 تلاش زيادي براي اجراي کنسرت‌هاي موسيقي سنتي در سمنان انجام دادم اما حمايت لازم در اين بخش صورت نگرفت و ادامه اين امر دشوار شد لذا تصميم گرفتم از ظرفيت موسيقي کنسرت‌هاي پاپ بيشتر استفاده کنم اما باز هم به خاطر علاقه ويژه‌ام به موسيقي سنتي و شهرم به دعوت از استاد هماي پرداختم و اين استاد فرهيخته يازدهم شهريور در سمنان بر روي صحنه مي‌رود.

دهرويه با يادآوري برگزاري کنسرت مرحوم پاشايي در خرداد سال 93 در سمنان گفت: پس از آن کنسرت جريان جديدي در برگزاري کنسرت‌هاي موسيقي در سمنان ايجاد شد و بعد از آن همايون شجريان سمنان را آورديم و در ادامه سعي کرديم در کنار موسيقي‌هاي پاپ به اجراي موسيقي سنتي نيز بپردازيم اما متاسفانه هيچ کس حامي ما براي اجراي موسيقي سنتي نيست.

وي به مشکلات متعدد برگزاري کنسرت‌هاي موسيقي براي تهيه‌کنندگان اشاره کرد و افزود: تهيه‌کنندگان در کنار موضوع دريافت مجوزهاي لازم براي برگزاري کنسرت، استرس بسيار زيادي را در خصوص فروش يا عدم فروش بليط تحمل مي‌کنند.اين تهيه‌کننده کنسرت‌هاي موسيقي در استان، يکي از چالش‌هاي پيش روي تهيه‌کنندگان کنسرت را عدم وجود بازه زماني مناسب در برگزاري کنسرت‌ها برشمرد و گفت: به مسئولان امر پيشنهاد مي‌کنم با برنامه ريزي دقيق، فواصل زماني حداقل يک ماهه را براي برگزاري کنسرت‌هاي موسيقي در سمنان درنظر بگيرند تا تهيه‌کنندگان با مشکل عدم فروش بليط مواجه نشوند.

دهرويه با ابراز خرسندي از انتصاب مدير کل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اظهار کرد: به مسئولان ارشاد پيشنهاد مي‌دهم براي ترويج موسيقي سنتي و اصيل ايراني، تهيه‌کنندگان را ملزم کنند تا به ازاي برگزاري هر کنسرت پاپ، يک کنسرت سنتي نيز برگزار کنند

وي همچنين در خصوص لغو کنسرت ماکان بند مهديشر در چند روز گذشته گفت: تهيه‌کنندگان اين کنسرت را لغو کردند و پيش بيني آن هم مي‌شد چون گروه ماکان بند توسط گروه ما به سمنان ?مده بود و فاصله کوتاه سمنان و مهديشهر دليل بر جدا بودن اين دو شهرستان نمي‌باشد و قطعا علاقه‌مندان اين گروه براي ديدن اين کنسرت به سمنان رفته بودند و دليل ديگر لغو اين اجرا از نظر اين جانب افراد فرهنگي و هنري بايد به برگزاري برنامه‌هاي موسيقي بپردازند نه اينکه يک فرد فعاليتش فروش مواد غذايي و يا آرايشي و بهداشتي و يا يک کارمند دستگاه اجرايي است اما براي به دست آوردن شهرت و يا مالي به اين کار بپردازد.

و قبلا هم گفته‌ام مسوولين اداره ارشاد بايد به افراد فرهنگي و هنري که سابقه اجرايي برگزاري کنسرت را دارند مجوز دهند نه به موسسات و اين طور نباشد هر فردي وارد اداره شد بتواند به اجراي برنامه بپردازد.

اين تهيه‌کننده کنسرت، حمايت مسئولان از برگزاري کنسرت‌هاي بزرگ در نقاط مختلف استان سمنان را ضروري دانست و اضافه کرد: در کنار کنسرت‌هاي پاپ، به کنسرت‌هاي سنتي نيز توجه مي‌کند لذا بايد از اين افراد حمايت بيشتري صورت گيرد به طوريکه امروز ما کار بزرگي را اتفاق زده ايم و استاد پرواز هماي را به سمنان آورده‌ايم و جز شهردار سمنان و مدير عامل هلال احمر هيچ کس از ما حمايت نکرده است و در همين‌جا از مدير عامل هلال احمر که خود يک فرد فرهنگي است خواهشمنديم با توجه به تک سانس بودن برنامه استاد هماي در سمنان، سالن هلال را به صورت رايگان در خدمت ما قرار دهد.

دهرويه درباره چه کساني مي‌توانند به اجراي برنامه بپردازند، با بيان اينکه مطابق قانون، موسسات ثبت شده در دفتر موسيقي وزارت ارشاد در هر شهري مي‌توانند کنسرت‌هاي خود را برگزار کنند، گفت: طبق قانون حتي سرپرستان گروه‌هاي موسيقي نيز مي‌توانند، کنسرت‌هاي تا جمعيت 500 نفر را برگزار کنند و چنانچه جمعيت بيش از 500 نفر باشند فقط موسسات فرهنگي و هنري ثبت شده در دفتر موسيقي مي‌توانند نسبت به برگزاري کنسرت اقدام کنند.وي با اشاره به در پيش بودن برگزاري کنسرت موسيقي گروه استاد هماي در سمنان اظهار کرد: به مردم عزيز استان قول مي‌دهم اين کنسرت تحت هر شرايطي حتي بليط فروشي کم نيز برگزار خواهد شد و هيچ گاه اين جانب برنامه‌هاي خود را لغو نکرده اما از تمام مسوولين سمنان مي‌خواهم در اين برنامه يار ما باشند و تنها توقع ما اين است مديران کل دستگاه‌ها از روابط‌هاي خود تبليغ برنامه را در دستگاه انجام دهند.

اين تهيه‌کننده کنسرت ادامه داد: در حال حاضر مسئولان استان فقط اجازه برگزاري کنسرت را در تالار هلال و نمايشگاه فجر را مي‌دهند که اميدواريم حداقل براي برگزاري کنسرت‌هاي سنتي در سالن غدير نيز اين مجوز داده شود چراکه اساتيد برجسته موسيقي سنتي نظير استاد شهرام ناظري در سالن‌هاي با جمعيت پايين برنامه اجرا نمي‌کنند.دهرويه با بيان اينکه در صورت مساعدت مسئولان تا پايان سال شاهد حضور شهرام ناظري در سمنان خواهيم بود گفت: مهمترين هدف ما از برگزاري کنسرت‌هاي موسيقي سنتي در سمنان، ارتقاي سطح فرهنگ موسيقي اصيل است. وي همچنين در خصوص حضور عکاسان خبري در کنسرت‌هاي موسيقي نيز اظهار کرد: آنچه که مرسوم است آن است که عکاسان خبري با هماهنگي و موافقت تهيه‌کنندگان مي‌توانند در اين برنامه‌ها حضور يافته و فعاليت خبري حرفه‌اي خود را دنبال کنند.تهيه‌کننده کنسرت موسيقي هماي با درخواست از مدير امور هنري ارشاد براي ساماندهي تبليغات کنسرت‌ها در فضاي مجازي گفت: اميدوارم اداره کل ارشاد به موضوع تبليغ کنسرت‌ها قبل از صدور مجوز نهايي ورود کند و ضمن تسريع در صدور مجوزهاي لازم، فرصت 15 روزه اي را براي تبليغات در اختيار تهيه‌کنندگان قرار دهد.


 کم‌کاري در عکاسي طنز
 حتي در جنگ هم مي‌توان عکاسي طنز کرد  

«در شرايطي که شادي در بين مردم مُرده و وجود خارجي ندارد، چگونه مي‌توان از يک عکاس انتظار داشت عکس‌هاي طنزگونه بگيرد و باعث شادي حال مردم شود؟»

اين‌ها اظهارات سعيد صادقي ـ عکاس خبري ـ درباره وجود عکاسي طنز در ايران است.

او گفت: در سال‌هاي گذشته با تراژدي‌ و رنج‌هاي اجتماعي زيادي که فضايي خشم‌آلود را براي ما رقم زده‌اند روبه‌رو بوده‌ايم، قاعدتا زندگي در چنين وضعيتي ديگر مجالي براي فعاليت در حوزه عکاسي طنز و البته به‌ چشم خوردن نکات ظريف آن براي ما باقي نخواهد گذاشت.

او در عين حال گفت: اگر شم عکاسي طنز در کسي وجود داشته باشد حتي در جنگ هم مي‌تواند اين کار را انجام دهد.

اين عکاس بر اين باور است که مهم‌ترين عامل نبود شادي و نشاط در جامعه ما فقر است؛ فقري که باعث بروز خشونت در بين مردم شده است.

اين مدير فيلمبرداري سينما و تلويزيون در اين زمينه اظهار کرد: اين روزها مردم به خاطر شرايط سخت و دشوار زندگي تنها به‌ دنبال فرصتي هستند که براي مدت زماني هر چند کوتاه دغدغه‌هاي خود را فراموش کنند. به همين دليل طنز مخاطب بيشتري در جامعه ما دارد چرا که آنها را از دل‌مشغولي‌هاي روزمره‌شان دور مي‌سازد. با اين حال در فيلم‌هاي سطحي سينمايي همانند فيلم «هزار پا» که فروش بالايي هم داشت، شاهد بي‌اخلاقي‌ها و نکات زشتي هستيم که فيلم سعي دارد به وسيله آن‌ها به هر قيمتي باعث خنده مخاطب شود. گرچه بايد سعي کرد با ارائه طنز درست و درخور مخاطب و خانواده ايراني آنها را شاد کرد.

صادقي با اشاره به‌ اينکه طنز سازنده مي‌تواند نوع نگاه جامعه را تحرک بهتري ببخشد، تصريح کرد: طنز و يا شادي در کشور ما در غبار مشکلات سياسي و اجتماعي گم شده و به‌ ندرت شاهد پرداختن به موضوعات طنز اجتماعي هستيم به صورتي که اصول اخلاقي نيز در آن رعايت شده باشد. شرايط حاکم بر جامعه آکنده از غم و اندوه است و نسبت به افراد شاد و خوشحال، حتي دختران جواني که با صداي بلند در خيابان مي‌خندند، گارد مي‌گيرند.

اين عکاس خبري معتقد است در شرايطي که شادي در بين مردم مُرده و وجود خارجي ندارد، چگونه مي‌توان از يک عکاس انتظار داشت عکس‌هاي طنزگونه بگيرد و باعث شادي حال مردم شود؟ چراکه قطعا او در جامعه فعاليت خواهد کرد، جامعه‌اي که در آن بچه‌هاي ده ساله براي يافتن غذا بايد سطل‌هاي زباله را جست‌جو کنند و يا مادراني که براي سير کردن شکم فرزند خود بايد دست به گدايي بزنند.

او همچنين با بيان اينکه در کشور ما لذت فوتبال ديدن هم از دخترانمان گرفته شده است، گفت: در جاهاي ديگر دنيا ورزش فوتبال دست‌مايه‌اي براي شادي و هيجان ملت است و مردم مي‌توانند با حضور در استاديوم‌هاي ورزشي مقداري از تنش‌هاي روز خود را تخليه کنند. اما در ايران اين ورزش هم با خشونت و ناسزاگويي شرکت‌کنندگان توأم شده و زنان بايد با گريه پشت درهاي استاديوم بازي را تماشا کنند، چراکه به آنها اجازه حضور در ورزشگاه داده نمي‌شود.

او در پايان درباره راهکار موجود براي بهبود حال جامعه گفت: شايد بتوان با استفاده از افراد متخصص در حوزه طنز، اندکي به نشاط و شادي مردم اميدوار شد. اگرچه عده‌ زيادي از اين طنزپردازان نيز دچار افسردگي شده‌اند اما ممکن است در آينده با فرصت دادن به آنها شاهد اتفاقات خوبي در زمينه طنز بود.