تاریخ 1397/04/27 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4810 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 مهاجرپذيري در ميدان ورزش 
نويسنده : حسين زياري

صحبت‌هاي اخير آقاي علي مطهري نايب رييس محترم مجلس مبني بر بي‌عدالتي تيم‌هاي حاضر در جام جهاني روسيه 2018 در استفاده از ورزشکاران ديگر کشورها از چند منظر قابل تامل و بررسي است.

بايد در ابتدا به اين نکته اشاره کرد که اغلب ستاره‌هاي ورزشي از سنين کودکي به همراه خانواده و با نارضايتي از وضع موجود کشور خود به کشور مقصد مهاجرت کرده و يا در کشور مقصد به دنيا آمده‌اند.

کشورهايي که اغلب از مسير توسعه دور مانده‌اند و به انحاء مختلف طرد و رانده شدن شهروندانشان از مدار اصلي جامعه را موجب شده‌اند و در پي آن کوچ اجباري را بر استعدادهاي ورزشي خود تحميل مي‌نمايند.

محروميت‌ها و محدوديت‌هاي گسترده در کشورهاي توسعه نيافته به همراه فقدان عزم جدي براي رفع آن‌ها، مولفه‌هاي مخاطره آميز بر ارزش‌هايي چون حس ميهن دوستي و احساس تعلق و بالندگي ملي است که انگيزه، تلاش و تعاملات اجتماعي را در جهت توسعه‌مندي به شدت تضعيف و مضمحل مي‌سازد. از طرفي انسان نيازمند، براي تامين نيازهاي اوليه زندگي خود، تحقق اهداف و شکوفايي استعدادهايش همواره در تلاشي مستمر و در پي يافتن راهي براي رهايي از کمبودها و گذر از مرزهاي‌هاي مختلف محصور‌کننده از جمله مرزهاي جغرافيايي است.

در اين بين و بر اساس نظريه ديالکتيک محلي و جهاني آنتوني گيدنز جامعه شناس مطرح انگليسي، کشورهاي پيشرفته مهاجر پذير با علم به اين موضوع، فرصت خود عرضگي جهاني و هويت بخشي ورزشکاران محلي و گمنام را مهيا و زمينه‌هاي استعداديابي و استعداد پروري آن‌ها را فراهم مي‌سازند.

حقوق ناديده گرفته شده و امکانات دريغ شده از نوجوانان، سردرگمي و بي‌آيندگي را پديد مي‌آورد تا کشورهايي با سطح زندگي بالا و امکانات ورزشي استاندارد به جذب و کشش نوجوانان مستعد اهتمام ورزيده و برنامه‌ريزي نمايند. از منظري ديگر اين اقدام را مي‌توان در ذيل رفتارهاي بشردوستانه قلمداد کرد، چرا که فرصت زندگي با کيفيت، رشد و منزلت اجتماعي و هويت‌يابي ورزشي براي جواناني که از فقر امکانات و فقدان بسترهاي توسعه مندي رنج مي‌برند، ايجاد مي‌گردد.

از کرانه ديگر، انگشت انتقاد را بايد به سوي همان کشورهاي مبدا نشانه رفت که نمي‌تواند و گويي نمي‌خواهد عرصه‌هايي چون ورزش تالار تحقق روياها و خاستگاه آرزوهاي جوانان باشد.

ستاره‌هاي ورزشي سرمايه‌هاي نمادين هر جامعه محسوب مي‌شوند و افتخار آفريني آنان به مثابه "پاسخي متقابل" به خدمات کشوري است که با گسترانيدن چتر حمايتي و هدايتگري؛ شکوفايي، پيشرفت و رهايي از گمنامي را برايشان ميسر مي‌سازد.

بديهي است استعدادها و نخبگان هر ميداني بدون مولفه‌هاي حمايتگرايانه و امکانات و شرايط مناسب در جامعه از مدار مفيد بودن اجتماعي خارج و دچار فرسايش و کج روي مي‌شوند.

به کارگيري و استفاده ساير کشورها از استعدادهاي ورزشي مي‌تواند تلنگري باشد بر آن دسته از حکومت‌هايي که نسبت به سرنوشت و زندگي مردمانش و نيز آينده جامعه‌شان بي‌تفاوت بوده و نقش مهمي در رهاشدگي استعدادها، کوچ اجباري نخبگان و رانده شدن آنان از موطن خود دارند.زين الدين زيدان از نوابغ دنياي فوتبال مصداق مناسبي است بر اين موضوع، زماني که وي علاقه مند به حضور در تيم ملي المپيک الجزاير (محل تولد والدينش) بود از سويي سرمربي وقت آن تيم حتي دعوت به همکاري نشد تا فرانسوي‌ها از اين فرصت تاريخي نهايت بهره را برده و با بهره جستن از مهارت‌هاي او در تيم ملي بزرگسالان خود، بتوانند نقش مهمي در اعتبار بخشي فوتبال فرانسه و تعلق هويتي جوانانشان ايفا نمايند.اين کنش متقابل، معامله‌اي برد- برد و راضي الطرفين براي ورزشکاران و کشورهاي بهره‌مند از آن‌هاست، چرا که از يک سو ورزشکار با رويکرد "آرزو انديشي" تحت نظام آموزشي مناسب پرورش‌يافته و فرصت خودارزشمندي، تحرک اجتماعي و تبديل از "هيچ کس" به "کسي" را پيدا مي‌کند و از کرانه ديگر کشور مقصد (کشور برنده) با سرمايه گذاري و به کارگيري چنين نخبگاني مي‌تواند در چشم اندازهاي جهاني ورزش خودنمايي و يکه‌تازي کند.در اين ميان بازنده اصلي، کشور مبدا است که آن را مي‌توان "کشور شرمنده" نام نهاد، حاکماني که داشته‌هايشان را فداي نداشته‌هايشان کرده و شرايط جامعه را براي رشد و شکوفايي استعدادها، زيست پذير نساخته‌اند، توجه و اهتمام به خودانتقادي و ريشه يابي و حل مسائل را ناديده گرفته و به مسئله گريزي روي آورده‌اند.در سال‌هاي اخير، مهاجرت نخبگان واقعيت تلخ و جامعه آزار کشورمان به شمار آمده که روند روزافزون آن در حال دربرگيري تمام بخش‌ها و نهادهاي جامعه از جمله نهاد ورزش است.بي‌شک تهي شدن سرمايه‌هاي جامعه در اثر ضعف عملکرد و غفلت مسئولان علاوه بر تباهي فرهنگي، مانع از تحقق فرصت‌هاي جهاني و بين‌المللي در ساحت‌هاي ملي و فردي مي‌شود.