تاریخ 1397/04/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4807 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 سهم بيکاري تحصيل‌کردگان رو به افزايش است 

به گزارش مشرق، اين روزها آمار و ارقام رسمي کشور حال و روز خوشي را براي اشتغال به عنوان مهم‌ترين مطالبه و دغدغه جوانان نشان نمي‌دهد. اين آمار زماني نگران‌کننده‌تر مي‌شود که بدانيم سهم بيکاري تحصيلکردگان بيکار رو به افزايش است و مطابق با آمارهاي ارائه شده نرخ بيکاري جوانان تحصيل‌کرده از 35درصد هم گذشته است.

سالي که در آن گام نهاديم با شعار «اقتصاد مقاومتي؛ توليد- اشتغال» از سوي رهبر معظم انقلاب آغاز شد و به دنبال آن تأکيدات معظم له در راستاي اشتغال‌زايي براي جوانان در اولين روز از بهار 96 در جمع زائران حرم رضوي مهر تأييدي بر اين امر شد که يکي از مهم‌ترين معضلات فعلي کشور در بخش اشتغال و بازار کار خلاصه مي‌شود.

براساس آخرين گزارش مرکز آمار ايران از وضعيت بازار کار، نرخ بيکاري سال95 در حالي با 1/4 درصد افزايش نسبت به سال94 به عدد 12/4 درصد رسيده است که در همين دوره زماني، نرخ بيکاري جوانان 15تا 24سال 3/1 درصد افزايش داشته و رقم 29/2 درصد را ثبت کرده است. نرخ بيکاري جوانان 15 تا 29 سال نيز با 2/6 درصد افزايش به 25/9 درصد رسيده است.

طبق آمار سرشماري نفوس و مسکن سهم جوانان 15تا29سال از جمعيت کشور در سال95 معادل 25/1 درصد است. اين سهم در سال90 معادل 31/5 درصد بوده است. براساس اين آمارها در شرايطي که سن جمعيت کشور به‌طور ميانگين افزايش و سهم جمعيت جوان از کل جمعيت کاهش يافته، نرخ بيکاري در جوانان رو به رشد بوده است.

هر چند که مسئولان دولتي از اشتغالزايي 700 هزار نفري در سالي که گذشت، سخن گفتند اما آخرين آمار از تعداد بيکاران در سال 95 نشان داد که 3 ميليون و 203 هزار نفر از جمعيت فعال کشور، شغلي نداشتند. از آنجايي که ورودي به بازار کار سالانه بيش از يک ميليون نفر خواهد بود، بنابراين هر ساله باز هم بر تعداد بيکاران افزوده مي‌شود، چراکه مطابق با آمار سال 94، تعداد بيکاران بر پايه 2 ميليون و 700 هزار نفر بود.

آمار بيکاري جوانان تصيلکرده بخشي از مرثيه پرغصه است

البته اين کلي‌گويي بخشي از مرثيه پر غصه است؛ چراکه بخش مهم‌تر اين ماجرا به بيکاري جوانان و قشر تحصيل‌کرده برمي‌گردد، چنانچه بمب نرخ بيکاري در قشر جوان و دانش آموختگان به انفجار نزديک شده است و مطابق با آمار ارائه شده از سوي رئيس کميسيون ويژه حمايت از توليد ملي مجلس شوراي اسلامي، نرخ بيکاري جوانان تحصيل‌کرده از 35درصد هم گذشت. روزي روزگاري افراد با تحصيلات بالاتر شانس بيشتر و بهتري براي حضوري مؤثرتر در بازار کار داشتند و خانواده‌ها پرش يک جوان از ديوار دانشگاه و ورود به آن را ابتداي موفقيت و پيروزي مي‌دانستند، اما امروزه تحصيل جوانان در دانشگاه‌ها خود معضلي براي ورود آنان به اجتماع و يافتن شغلي متناسب با رشته تحصيلي شده است که افسردگي حاصل از آن، قشر جوان و خانواده‌ها را بي‌تمايل به به ادامه فراگيري علم‌آموزي کرده است.

ريشه‌يابي معضل بيکاري

اگر از باز شدن پاي دانشگاه‌هاي شبانه، آزاد غيرانتفاعي، ‌پيام نور و علمي و کاربردي و تبديل اين دانشگاه‌ها به مرکزي براي درآمدزايي از آموزش هم بگذريم، بخش اعظم ديگر اين معضل به ناکارآمدي نظام آموزش عالي يعني ناهماهنگي ميان آموزش عالي و بازار کار بر مي‌گردد. به گونه‌اي که رشته‌هاي دانشگاهي و ظرفيت پذيرش و آموزش در آنها بدون توجه به اولويت‌‌هاي بازار کار کشور هر ساله موجب انباشت فارغ‌‌التحصيل در برخي رشته‌‌ها مي‌شود؛ ‌افرادي که اين بار حتي در صورت داشتن مهارت هم نمي‌‌توانند شغل متناسب با رشته تحصيلي خود را بيابند، چراکه بازار کار در برخي رشته‌هاي تحصيلي اشباع شده است. ارتباط نداشتن رشته‌هاي دانشگاهي با نياز بازار کشور يکي از مسائلي است که طي سال‌هاي اخير و با افزايش نجومي ظرفيت دانشگاه‌‌ها در مقاطع تحصيلات تکميلي به يکي از بحران‌هاي جدي دولت تبديل شده است، به طوري که به نظر اکثر کارشناسان مهم‌ترين دليل بيکاري فارغ‌التحصيلان دانشگاهي همين مرتبط نبودن رشته‌هاي تحصيلي با نيازهاي بازار کار است.

مسئله بيکاري و ارتباط آن با رشته‌هاي تحصيلي حتي تا آنجايي پيش رفت که رهبر انقلاب در ابلاغيه سياست‌هاي کلي برنامه ششم توسعه و در بند 78 اين سند که در ذيل محورهاي علم و فناوري تنظيم شد، از دستگاه‌هاي اجرايي خواستند «رابطه متقابل تحصيل با اشتغال و متناسب‌سازي سطوح و رشته‌هاي تحصيلي با نقشه جامع علمي کشور و نيازهاي توليد و اشتغال» مشخص شود.

اين مسئله نشان از يک مشکل ريشه‌اي در نظام آموزشي کشور مي‌دهد که خود گواهي مي‌دهد تا اين مسئله اصلاح نشود، نمي‌توان با وعده‌هاي اشتغال‌زايي براي فارغ‌التحصيلان در فلان سال و فلان ماه ابراز اميدواري کرد. اين در حالي است که همواره در اين زمينه شاهد بازي با ارقام و آمارها از سوي مسئولان هستيم و به رغم موج رخوت و خمودگي تحصيل‌کردگان به خصوص در رشته‌هاي مهندسي و پزشکي که عمده تمرکز کشورهاي پيشرفته دنيا بر آن معطوف شده است، (صادرات آموزشي براي برخي از دولت‌ها اهميت بسياري دارد و کشورهايي همچون امريکا براي جذب استعدادها به ويژه در گروه مهندسي و رياضيات تلاش مي‌کنند) اما در کشور ما ادعاي بازگشت روزانه نخبگان مطرح مي‌شود.

افزايش ميليوني بيکاران تحصيل‌کرده در هر سال

وقتي عنوان مي‌شود بيکاري تحصيل‌کردگان از 35 درصد هم گذشت يعني اينکه، حدوداً از هر سه جوان تحصيل‌کرده يک نفر بيکار است که با اين فرض که سالانه يک ميليون جوان ايراني فارغ‌التحصيل مي‌شوند، (که يقيناً تعداد فارغ‌التحصيلان سالانه بيش‌تر از اين است) چيزي حدود 500 هزار جوان تحصيل کرده ايراني هر سال به جمعيت ميليوني بيکاران اضافه مي‌شود.

روند مذکور از افزايش بيکاران خود حکايت از اين دارد که با انفعال موجودي که از سوي دولت ديده مي‌شود، در سال جاري بايد منتظر بيش از 4 ميليون بيکار باشيم. مي‌گوييم انفعال، چراکه طبق گفته رئيس دولت يازدهم دولت تواني براي ايجاد شغل بيش از آنچه آمارها نشان داد، نخواهد داشت چنانچه نيمه دوم سال 95 حسن روحاني اظهار داشت: «توان ما براي اشتغال چقدر است؟ ما با امکانات فعلي نمي‌توانيم پاسخگوي اين تعداد متقاضي کار باشيم.»


 توصيه‌هايي از چند کارآفرين موفق براي شروع کسب و کارتان  

از چند کارآفرين موفق دنيا اين سوال مهم پرسيده شد: ” آرزو مي‌کرديد قبل از شروع کسب و کارتان چه تجربه‌هايي کسب کرده بوديد؟ “

1. آرزو مي‌کردم مي‌دانستم چقدر همه چيز ميتواند غيرقابل پيش بيني باشد. قبل از شروع کسب و کارم مطالعات زيادي داشتم و اتفاق‌هاي غير منتظره را در حد امکان پيش بيني کردم اما هيچ وقت پيش بيني نکردم با چه شدتي اتفاق خواهند افتاد!، شما واقعا نياز داريد تمرين کنيد چگونه هرروز با وقايعي که تاحالا پيش بيني نکرده بوديد، رو در رو شويد. اسکات فاينآت

2. قبل از ورود به دنياي تجارت کاش اهميت داشتن “تابلوي مشورت” را ميدانستم. داشتن يک مربي يک چيز است، مشورت کردن با آدم‌هايي گوناگوني که نتها در کار مربوط به خودشان متخصصند بلکه يک مشوّق براي موفقيت شما نيز هستند چيز ديگري است. کلي ال. پسِي

3.آرزو مي‌کردم ارزش شعار “ساده بگير” را مي‌دانستم.يک شروع جوان و پر انرژي و ايده‌هاي فراوان من را به بيراهه هدايت مي‌کرد. در عوض، با تمرکز بر چه چيزي فروخته خواهد شد،چرا و به چه قيمت، مرا از تلف کردن وقت، انرژي و سردرد‌هاي بي‌مورد دور نگه ميداشت. دبورا آسگود

4. تنها چيزي که آرزو مي‌کردم قبل از شروع کسب و کارم مي‌دانستم مقدار مطالعه‌اي بود که بايد مي‌کردم -البته دايمي است- براي پيشرفت شخصي، اصول اوليه کسب و کار تا رسانه اجتماعي. من عاشق يادگيري چيزهاي جديدم اما هيچ‌وقت فکر نمي‌کردم اينطوري بشه. شما بايد رفتارهاي جديد را يادبگيريد، چطوري رونمايي کنيد، چطوري اختتاميه برنامه را اعلام کنيد، چطور در ارتباط باشيد، چطور مسايل را بررسي کنيد و چطوري مشتريانتان را نگه داريد. ميشل مورتون

5. روي خودتون به اندازه محصولتان وقت بگذاريد. سرآشپز غذا به اندازه دستورالعمل‌ غذا مهم است. جاناتان وکسمن

6. هزينه استارتاپم هرچقدر که پيش‌بيني کرده باشم... بايد ضرب در 3 کنم!. آليا جيوا

7. مهم‌ترين و پرهزينه‌ترين درسي که بايد مي‌آموختم اين بود که هرچقدر اوضاع اقتصادي خوب باشد يا بد، لازم است ياد بگيريد يک نفر نمي‌تواند همه کارها را به تنهايي انجام دهد. نياز به تلاش تيمي دارد (فروش، حسابداري، حمل و نقل، مديريت و ...) تا موثر باشد.خيلي از کارآفرين‌هاي جوان-يکي هم خودم-احساس ميکنند ميتوانند همه کارها را به تنهايي انجام دهند، اين اشتباه را نکنيد. تام کولسان

8. از نظر مالي، من ياد گرفتم شما بايد برند شرکتتان را ثبت کنيد و يک حسابدار خوب داشته باشيد در محاسبات ماليات‌هاي کسب و کار‌هاي کوچک. من فهميدم که موفقيت آسون‌تر مي‌شود اگر از آدم‌هايي که بهتر از شما هستند در کارها ياد بگيريد تا اينکه خودتون به تنهايي راه را برويد. ادي سالامون

9.من آرزو مي‌کردم مي‌دانستم سخت‌ترين قسمت داشتن و اداره کردن کسب و کارم اين نخواهد بود چگونه ماهانه سودي به حساب شرکت ريخته شود. آرزو مي‌کنم يک مهندس‌ اي‌تي به صورت تمام وقت استخدام مي‌کردم و يک مدير پرقدرت براي مديريت نيروي فروشم. برادلي دبليو. اسميت

10. من واقعا آرزو مي‌کردم قبل از شروع کسب و کارم يا حتي بعدش ! وقت بيشتري بر روي تقويت مهارت‌هاي ارتباطاتي‌ام ميگذاشتم و شبکه‌هاي انساني امروزه به يکي از کليدهاي اصلي موفقيت در دنياي تجارت تبديل شده براي آوردن مشتري به کسب و کارتان. علي آلِج

11. بهترين کاري که کردم، برون سپاري کارهاي اجرايي شرکتم بوده است... الان وقت بيشتري دارم به کارهاي مهمترم اختصاص دهم. گاگان

12.هرچيزي را که مي‌خواهيد بخريد براي استارتاپتان هيچ‌وقت هزينه کامل را نپردازيد، هميشه در گوگل کوپن‌هاي تخفيفي پيدا مي‌شود. بيل ايون

13.مکان، مکان، مکان. واقعا مهم است در کسب و کار!! تانيا پيلا

14.با صراحت، پيدا کردن يک حسابدار و مدير مالي بزرگترين درس و بزرگترين اشتباه ما بود. به کلي عملکرد اقتصادي ما را تغيير داد و باعث شد به مانعي برخورد کنيم که نبايد مي‌کرديم. مايک کلري

15.من آرزو مي‌کردم مي‌دانستم چقدر اطلاعات اوليه نياز دارم و چقدر اين پروسه زمان‌بر خواهد بود. تقريبا سه سال بعد من هنوز در فاز “آمادگي” هستم براي کسب و کارم و هنوز دارم آموزش مي‌بينم راجع به وب‌سايت‌ها، طراحي‌هاي گرافيک، قانون کسب و کار و ... لسلي بودرو

16.يکي از مهمترين بخش‌هاي کسب و کار جلب رضايت مشتري است. امکان دارد پيشرفته‌ترين تکنولوژي را داشته باشيد، قشنگ‌ترين وب‌سايت و خدمات را داشته باشيد اما کاملا بي‌معني خواهد بود اگر هيچ مشتري‌ براي کارتان نداشته باشيد. آدام رادنيزکي

17.شراکت در کار مانند ازدواج است و بايد با همان دقت واردش شد. مانند ازدواج پر از فرضيات راجع به اينکه مشارکت چي هست، چي نيست است و ارتباطات موثر فقط شما را به سمت رابطه‌اي موفق پيش خواهد برد. جي. کيم رايت

18.اي کاش ميدونستم چه تعداد کارآفرين واقعي اون بيرون هست. هروقت احساس کردم با کسي داراي احساس مشترکم و خواستم به اشتراک بزارم، تکيه کنم براي پشتيباني کاشف به عمل اومد که فقط دنبال پول هستند. يک همکار مورد اعتماد و داراي احساسات مشترک پيدا کنيد “قبل” شروع کسب و کارتان. تام رايد

19.صاحبان کسب و کارهاي کوچک بايد بدانند چگونه با دقت با مشتريان ارتباط برقرار کنند و چگونه از آن‌ها به عنوان يک دارايي استفاده کنند براي سودآوري بيشتر. بايد ياد بگيرند چگونه از شبکه‌هاي اجتماعي بيشترين استفاده را ببرند، نهايت استفاده را از منابع بي‌پايان اينترنت ببريد، براي ساختن پايه و اساس قوي يک کسب و کار مشتري مدار. جي وينبرگ

20.اي کاش مي‌دونستم چقدر مهمه تا به کسي تکيه نکنيد. من سال‌ها وقتم را هدر دادم به شبکه سازي به اميد افرادي که نمي‌توانستند هيچ کاري بکنند. هيچوقت جواب نداد. کسب و کار من وقتي پا گرفت که خودم مسوليت آن را به دست گرفتم و اقدام کردم. راب فرانکل


 اوقات فراغت جوانان امروزي در جامعه ايراني 

گذراندن اوقات فراغت، يکي از نيازهاي اساسي و پايه‌اي انسان‌ها و مخصوصا جوانان است.چگونگي گذراندن اوقات فراغت مانع از گسترش بزهکاري جوان شده و استفاده نادرست آن مي‌تواند سرنوشت جوانان را تهديد کند.

اوقات فراغت چنان در پديده جواني تنيده است که بايد آن را منشاء شناخت و به رسميت شناخته شدن دوران جواني و هويت دانست. تأثيرات مهمي که گذران اوقات فراغت در دوران معاصر بر فضاي سياست فرهنگ، اقتصاد و بر جوامع و خانواده و جوانان گذاشته است نه تنها مصرف کنندگان صنعت اوقات فراغت بلکه توليدکنندگان کالاهاي فراغت را نيز به تنوع طلبي و ساختارشکني بنيادها وادار کرده است.

به جرأت مي‌توان گفت اوقات فراغت امروز بيش از هر زمان ديگري است؛ چرا که ساعات رسمي کار در مراکز کاري کشورهاي مختلف تقليل يافته است. بنابراين هر فردي، چند ساعت فارغ از کار در اختيار دارد که بايد براي استفاده از آنها طبق نظر ميل و امکانات خود برنامه ريزي کند. بديهي است همان گونه که استفاده صحيح از اوقات فراغت هم بر زندگي فرد و هم بر جامعه تأثير مثبت خواهد داشت، استفاده نادرست از آن نيز در هر دو سطح ياد شده مي‌تواند باعث بروز مشکلات و خسارات جبران ناپذيري شود.اين مسأله به خصوص در مورد جوانان و نوجوانان از حساسيت بيشتري برخوردار است؛ زيرا اين قشر آينده ساز، خود و نسل بعدي اجتماع را خواهند ساخت و بنابراين سرنوشت آنها با سرنوشت جامعه گره خورده است.

بيش و پيش از هر چيز بايد توجه داشت که اوقات فراغت در جوامع صنعتي کاملا با «ساعات خالي» در جوامع سنتي متفاوت است. گذران صحيح اوقات فراغت بر بازدهي کار مي‌افزايد و از اين رو «صنايع تفريحاتي» در جهت متنوع تر کردن و پربارتر کردن اوقات فراغت و گذران آن، مانند هر رشته صنعتي ديگري به وجود آمده است.

اهميت موضوع

در مورد اهميت و نحوه گذران اوقات فراغت بحث‌ها و بررسي‌هاي فراواني صورت گرفته و پيشنهادهاي متنوعي ارايه شده است. در اين بين توجه به مسائل نوجوانان و جوانان که دغدغه‌اي هميشگي به حساب مي‌آيد، به دليل ورود ناگهاني آنان به اجتماع و در نتيجه افزايش احتمال بروز رفتارهاي نامتعادل بسيار حائز اهميت است.

نيمي از جمعيت ايران را جوانان تشکيل مي‌دهند؛ جمعيتي که با برنامه ريزي صحيح از انرژي‌هاي فراوان و متراکم آنها مي‌توان براي سازندگي کشور استفاده کرد و در عين حال بي‌توجهي به آنها تشديد انحرافات و آسيب‌هاي اجتماعي را در پي خواهد داشت. به همين جهت غني سازي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان مسأله مهمي است و نبايد آن را به برنامه‌هاي محدودي خلاصه کرد که معمولا ادارات آموزش و پرورش پس از پايان سال تحصيلي و آغاز تعطيلات تابستاني تدارک مي‌بينند. پرکردن بهينه اوقات فراغت بحثي فرابخشي تلقي مي‌شود و تمام مجموعه‌هاي فرهنگي در اين کار دخيل هستند. بارزترين ويژگي اوقات فراغت آزادي انتخاب و نوع فعاليت است؛ ولي والدين به تصور اين که بايد وقت نوجوان و جوان فارغ شده از درس و مدرسه را لزوما پر کنند، بدون توجه به علايق آنها کلاس‌هاي درسي، هنري، ورزشي، اردو و غيره را براي آنها تجويز و فرزندانشان را ملزم به شرکت در آن مي‌کنند که اين خود باعث عدم استقبال نوجوانان و جوانان مي‌شود.اين درحالي است که اگر فراغت از جهتي زيرسلطه و عقيده افراد ديگري غير از خود جوانان باشد، ديگر فراغت محسوب نمي‌شود؛ چرا که افراد در اين ساعات دست به گزينش مي‌زنند و در برابر فرصت‌هاي پيش روي خود انتخاب مي‌کنند.

دانستن اين نکته که جوان در اوقات فراغت خود دست به چه انتخاب‌هايي مي‌زند از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ واقعيت اين است که در طول تابستان آمار بزه و رفتارهاي ناهنجار اجتماعي در بين قشر جوان افزايش مي‌يابد که اين مسأله نشأت گرفته از نبود برنامه براي غني سازي اوقات بيکاري است؛ به طوري که همنشيني با دوستان ناباب و حضور در برنامه‌هاي محفلي آنان به بروز ناهنجاري کمک و در نهايت برخي از جوانان را در دام خود گرفتار مي‌کند و اين مسأله باعث مي‌شود که چنين جواني قيد ادامه تحصيل را بزند و به دنبال کسب درآمدهاي کاذب و نامشروع براي خود باشد و اوقات فراغتي که مي‌توانست براي او منشاء پيشرفت و ترقي باشد، باعث تباهي و سقوط وي مي‌شود. به همين دليل در تکميل بحث به بررسي عوامل انساني غير دروني (خانوادگي و اجتماعي) آسيب‌هاي اجتماعي مي‌پردازيم تا با ريشه يابي، مسير درستي را براي چاره انديشي طي کنيم.

عوامل محيطي آسيب‌هاي اجتماعي

به نظر بسياري از کارشناسان، عوامل اجتماعي موثر در ايجاد آسيب‌هاي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي‌شود؛ افزايش جمعيت، عدم ثبات و پايداري اجتماعي، بيکاري، تورم و فقر در شمار يک گروه از عوامل اجتماعي به شمار مي‌رود و خانواده، محيط مدرسه و گروه همسالان جزو دسته‌اي ديگر است.

علل خانوادگي

خانواده نخستين نهاد اجتماعي است که براي برطرف کردن نيازهاي ريشه‌اي و حياتي انسان و بقاي جامعه ضروري است. انسان‌ها پس از تولد تحت تأثير افکار، عقايد و رفتار اعضاي خانواده خود قرار مي‌گيرند؛ لذا خانواده نخستين جايگاه و عاملي است که بر روند رفتار آدم تأثير مي‌گذارد؛ آنچه بيشتر مورد توجه ما است تأثير منفي نواقص و کمبودهاي خانوادگي بر فرد است که تحت شرايط خاصي وي را در معرض نامتعادل شدن قرار مي‌دهد.

آموزش و پرورش

کيفيت آموزش نوجوانان و جوانان و موفقيت يا عدم موفقيت در تحصيل و طي کردن دوره‌هاي آموزشي در سازگار شدن و جامعه پذيري آنها موثر است. دانش آموزي که در محيط مدرسه منظم بوده و مراحل آموزشي را طبق برنامه و با موفقيت طي مي‌کند، آسيب پذيري کمتري خواهد داشت.

همسالان

معاشرت با دوستان ناباب نيز نقشي مهم در روي آوردن افراد به آسيب‌هاي اجتماعي ايفا مي‌کند. ممکن است برخي خانواده‌ها از فرزندان خود غافل شده و زمينه را براي گرايش به دوست ناباب فراهم کنند که نتيجه اش روي آوردن آنها به کارهاي خلاف است. همچنين آسيب پذيري نوجوانان بد سرپرست، بي‌سرپرست و در بعضي موارد تک سرپرست بيشتر از ساير گروه‌هاست. وقتي نوجوان پايگاه عاطفي خود را از منزل به ميان همسالان مي‌برد، براي پذيرش در گروه همسالان ناچار است که تن به خواسته‌هاي آنها بدهد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که فشار همسالان و داشتن دوستان ناباب درگرايش به يکي از مولفه‌هاي آسيب‌هاي اجتماعي از عوامل بسيار مهم بوده است؛ در اين موارد مشاهده مي‌شود که افراد از دوستان خود حرف شنوي بيشتري دارند تا والدينشان.

بحران هويت

يکي از آسيب‌هاي دنياي ماشيني امروز اين است که نهاد خانواده در گذشته کارکرد موثرتري داشت؛ ولي هم اکنون به دليل ايجاد تفاوت‌هاي جدي بين دو نسل قديم و جديد، تمام پل‌هاي موجود بين نوجوانان و والدين از بين رفته و زبان گفت وگو و تفاهم بين آنها تضعيف شده است.

در مورد بحران هويت جوانان مي‌توان گفت که ريشه اين موضوع را بايد در دوران نوجواني که دوران هويت يابي افراد است، جست وجو کرد. همراه با تغييرات جسمي دوره بلوغ، نوجوانان در جست وجوي هويت خويش هستند؛ اگر نهادهاي موثر بر رشد شخصيتي نوجوانان و جوانان مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانند کارکرد خود را به درستي ايفا کرده و بستر مناسبي را براي هويت بخشي به نوجوان و جوان مهيا کنند، آنها دچار بحران هويت نخواهند شد.

نابرابري‌هاي اجتماعي

به دليل محدوديت درمنابع، ناتواني در اجراي يک مديريت فراگير، نبود توزيع عادلانه و کارآمد و برخي دلايل ديگر فرصت‌هاي تحصيلي، اشتغال، ازدواج، امکانات رفاهي و تفريحي و... به صورت مساوي در اختيار همه جوانان قرار نگرفته و نيازهاي برخي از جوانان در جامعه بي‌پاسخ مانده است. اين مسأله باعث ايجاد سرخوردگي و ناکامي در آنها شده و اين ناکامي به خشم منجر مي‌شود. جوانان با اين سرخوردگي‌هاي عديده، جايي براي تخليه خشم و انرژي‌هاي مخرب ناشي از شکست و ناکامي را ندارند. جواني که نتواند خشم خود را تخليه کند، مجبوراست آن را به درون خود بريزد.

فرهنگ

فرهنگ از عوامل مهمي است که بر شخصيت فرد تاثير مي‌گذارد. هر فردي پس از روند کودکي در مسير جريانات فرهنگي قرار مي‌گيرد. نوجوان بايد با آداب و سنت‌هاي مذهبي و اخلاقي آشنا شود و آنها را بپذيرد. نفوذ فرهنگ جامعه در تغيير و تحول شخصيت او تاثير زيادي دارد و رفتارهاي بهنجار و نابهنجار را ايجاد مي‌کند.

شرايط پرتنش و نامناسب سبب پريشاني و اضطراب فرد شده و عقده‌هاي رواني و تضادهاي دروني در او ايجاد مي‌کند، همين طور احساس محروميت‌هاي گوناگون، کنش و واکنش فرد را از مسير طبيعي خارج مي‌کند.


 21 پند براي جوانان مشتاق کارآفريني 

1- خودتان را به چالش بکشيد

ريچارد برانسون معتقد است که بزرگترين محرک او به چالش کشيدن هميشگي خودش بوده است. او زندگي را همچون يک دانشگاه هميشگي مي‌بيند، جايي که هر روز مي‌تواند مطالب جديدي بياموزد. شما هم مي‌توانيد!

2- کاري را انجام دهيد که برايش اهميت قائل‌ايد

شکي نيست که راه‌اندازي يک کسب‌و‌کار زمان زيادي مي‌برد. استيو جابز گوشزد کرده است که تنها راه براي ايجاد حس رضايتمندي در زندگيتان اين است که کاري را انجام دهيد که واقعا به آن اعتقاد داريد.

3- ريسک کنيد

ما هيچ‌گاه پي به نتيجه تلاش‌هايمان نخواهيم برد، مگر اين که واقعا وارد عمل شويم. جف بزوس مي‌گويد دانستن اين نکته که او نبايد حسرت شکست‌ها را بخورد بلکه بايد حسرت تلاش‌هاي ناکرده‌اش را بخورد به او کمک بزرگي کرده است.

4- به خودتان ايمان داشته باشيد

جمله مشهوري از هنري فورد وجود دارد که مي‌گويد: “چه فکر کنيد مي‌توانيد و چه فکر کنيد نمي‌توانيد، در هر دو صورت حق با شماست.” ايمان داشته باشيد که مي‌توانيد موفق شويد و از ميان موانع مختلف راهي خواهيد يافت. اگر ايمان نداشته باشيد تنها به دنبال بهانه خواهيد بود.

5- چشم‌انداز داشته باشيد

موسس و CEO شرکت تامبلر، ديويد کرپ، معتقد است کارآفرين کسي است که چشم‌اندازي براي چيزي داشته باشد و خواهان ايجاد آن باشد. چشم‌اندازتان را هميشه جلوي چشمتان داشته باشيد.

6- افراد به‌دردبخور پيدا کنيد

شما شبيه به افرادي خواهيد شد که با آن‌ها معاشرت داريد. ريد‌هافمن، از موسسان لينکدين، گفته است که سريع‌ترين راه براي تغيير خودتان اين است که با افرادي که مي‌خواهيد شبيه به آن‌ها شويد بيشتر معاشرت داشته باشيد.

7- با ترس‌هايتان مواجه شويد

غلبه کردن بر ترس‌ها کار آساني نيست اما بايد اين کار را بکنيد. آريانا ‌هافينگتون زماني گفته بود دريافته است که نترس‌بودن شبيه به يک عضله است، هر چه بيشتر آن را تمرين دهيد ورزيده‌تر و قوي‌تر مي‌شود.

8- وارد عمل شويد

جهان پر از ايده‌هاي بزرگ است، اما موفقيت تنها از طريق وارد عمل شدن به دست مي‌آيد. والت ديزني زماني گفته بود که آسان‌ترين راه براي شروع يک کار خاتمه دادن به حرف زدن و شروع به عمل کردن است. اين فرمول براي موفق شدن شما هم جواب مي‌دهد!

9- به خودتان زمان دهيد

هيچ کس در لحظه به موفقيت نرسيده است و هر کسي زماني يک مبتدي بوده است. همان طور که استيو جابز به شيوه هوشمندانه‌اي گفته است: “اگر از نزديک نگاه کنيد اغلب موفقيت‌هاي يک‌شبه برايشان زماني طولاني صرف شده است.” از سرمايه گذاشتن از وقتتان هراس به خود راه ندهيد.

10- انرژيتان را مديريت کنيد نه زمان را

اين انرژي شماست که آن چه را در زمان کاريتان مي‌توانيد انجام دهيد محدود مي‌کند پس هوشمندانه آن را مديريت کنيد.

11- تيمي فوق‌العاده بسازيد

هيچ کس نمي‌تواند به‌تنهايي در کسب‌و‌کاري موفق شود و آن‌هايي که سعي بر اين کار دارند خود را از داشتن يک تيم فوق‌العاده محروم مي‌کنند. تيمي بي‌نظير براي خودتان بسازيد تا موفقيتتان قطعي شود.

12- افراد باشخصيت را استخدام کنيد

هنگام ساختن تيمتان به دنبال استخدام افراد باارزش و باشخصيت باشيد. همواره مي‌توانيد به افراد مهارت‌هايي را بياموزيد اما نمي‌توانيد کسي را ودارا به داشتن ارزش‌هاي متناسب با شرکتتان کنيد.

13- براي افزايش سرمايه برنامه‌ريزي کنيد

يک سرمايه‌گذار ريسک‌پذير، ريچارد ‌هاروک، پندي براي کارآفرينان تازه‌کار دارد: “تقريبا هميشه افزايش سرمايه از آن چيزي که فکرش را مي‌کرديد سخت‌تر است و هميشه زمان بيشتري مي‌‌گيرد. پس برايش برنامه‌ريزي کنيد.”

14- اهدافتان را بشناسيد

رايان آليس، از موسسان آيکنتاکت، اشاره کرده است که در ذهن داشتن هميشگي نقطه پايان به شما اين اطمينان را مي‌دهد که در حال حرکت به سمتش هستيد. اهدافتان را تنظيم کنيد و هر روز آن‌ها را به خودتان يادآوري کنيد.

15- از اشتباهاتتان درس بگيريد

بسياري از کارآفرينان از اشتباهاتشان به عنوان بهترين معلمانشان ياد مي‌کنند. وقتي که از اشتباهات خودتان درس مي‌گيريد به موفقيت نزديک‌تر مي‌شويد حتي اگر در آغاز شکست خورده باشيد.

16- مشتريانتان را بشناسيد

ديو توماس، موسس وندي، از شناختن مشتري به عنوان يکي از سه کليد موفقيت کارآفرينان موفق ياد مي‌کند. کساني را که به آن‌ها خدمات‌رساني مي‌کنيد بهتر از هر کس ديگري بشناسيد و در اين صورت است که قادر خواهيد بود به راه‌حل‌هاي مورد نياز آن‌ها دست يابيد.

17- از گله و شکايت‌ها درس بگيريد

بيل گيتس زماني گفته بود که ناراضي‌ترين مشتريانتان عظيم‌ترين منبع يادگيري شما بايد باشند. بگذاريد اين مشتريان ناراضي به شما بياموزند که کجاي کارتان ايراد دارد.

18- از مشتريانتان بازخورد بخواهيد

پيش‌فرض گرفتن اين که مشتريان چه مي‌خواهند يا به چه چيز نياز دارند از قبل هيچ‌گاه به موفق شدن منجر نخواهد شد. مي‌بايست اين موارد را مستقيما به آن‌ها بگوييد و سپس با دقت به پاسخ‌هاي آن‌ها گوش دهيد.

19- هوشمندانه خرج کنيد

وقتي پول خرج مي‌کنيد يا از کسب‌و‌کارتان مايه مي‌گذاريد مراقب باشيد که اين کار را هوشمندانه انجام دهيد. به سادگي مي‌تواند اتفاق بيفتد که براي چيزهاي احمقانه پول زيادي خرج کنيد و خيلي سريع سرمايه‌تان تمام شود.

20- صنعتتان را بفهميد

توني هسيه، موسس زاپو، زماني گفته بود: “وارد بازي‌ئي که درکش نمي‌کنيد نشويد حتي اگر مي‌بينيد که آدم‌هاي زيادي از آن طريق پول به‌دست‌مي‌آورند.” فهم حقيقي و کامل صنعتتان کليد رسيدن به موفقيت است.

21- بيش از آن چه از شما انتظار مي‌رود انجام دهيد

لري پيج، موسس گوگل، از کارآفرينان مي‌خواهد که بيش از آن چه مشتريان انتظار و توقع دارند به آن‌ها سرويس بدهند. اين راهي فوق‌العاده براي جلب توجه آن‌ها به صنعتتان و ساختن مشترياني وفادار است.

براي تبديل شدن به يکي از کارآفرينان موفق نياز به انجام انبوهي از کارها، ثابت‌قدم بودن و داشتن چشم‌انداز است. اين21 نکته از جانب کارآفريناني که خودشان به موفقيت دست يافته‌اند به شما کمک مي‌کند که اين راه را بسيار ساده‌تر طي کنيد.