تاریخ 1397/04/21 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4805 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 نگاه اديان گذشته به مقام مادر 

تمامي مکاتب و اديان، نظر خاصي به مادر و احترام به مقام او دارند و به اين امر تأکيد داشته‌اند! انبياي الهي نيز توصيه‌هاي فراواني درباره تکريم مادر کرده‌اند! در اين نوشتار به اختصار به بررسي جايگاه مادر در دين حضرت موسي، حضرت ابراهيم، حضرت عيسي و حضرت محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و سپس جايگاه مادر در قرآن و سنت معصومين(عليهم السلام) خواهيم پرداخت! بي‌ترديد در همه اديان، مادر مقام رفيع و ارجمندي داشته و همگان به عظمت و بزرگي از او ياد مي‌کنند! همانگونه که دين، نسبت به همه پديده‌هاي عالم اظهار نظر مي‌کند، جهان را آنگونه که هست به ما معرفي مي‌کند و ارزش‌ها را مي‌آموزد، عنوان مادري را نيز جايگاه ارزشمندي دانسته و مقام او را گرامي مي‌دارد! اديان مختلف با همه اختلافاتي که با يکديگر دارند در اين زمينه اتفاق نظر دارند و همه با ديد احترام به مادر مي‌نگرند!

جايگاه مادر در اديان گذشته

انبياء الهي و پيشوايان ديني ضمن آن که به احترام نهادن به مادر توصيه مي‌کردند، قبل از همه خود در مقابل مادر تکريم نموده و برايش طلب رحمت و مغفرت مي‌کردند!

1- حضرت ابراهيم(عليه السلام)

براي پدر و مادرش دعا مي‌کند و از خدا مي‌خواهد که آن‌ها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد: «ربنا اغفرلي و لوالديّ و للمومنين يوم يقوم الحساب؛ پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مومنان را، در آن روز که حساب بر پا مي‌شود، بيامرز»(1)

اين دعا نه تنها نشان دهنده بزرگي شأن و مقام مادر است، بلکه جنبه تربيتي نيز دارد و به پيروان مکتب توحيد مي‌آموزد که براي پدر و مادرشان چگونه دعا کنند!

2- حضرت موسي(عليه السلام)

آن حضرت، هنگام مناجات با خدا، درخواست کرد که همنشين وي در بهشت را معرفي کند تا او را بشناسد! خطاب آمد،‌اي موسي! در فلان ناحيه، فلان مغازه برو، کسي که در آنجا مشغول کار است رفيق تو در بهشت خواهد بود!

حضرت موسي(عليه السلام) سراغ او رفت، ديد جواني است قصاب! از دور مراقب بود تا ببيند او چه عمل شايسته‌اي دارد! اما چيز فوق العاده‌اي از او مشاهده نکرد!

شب هنگام که جوان محل کار را ترک مي‌کرد، موسي بدون آن که خود را معرفي کند، نزد جوان آمد و از او خواست تا شب را مهمانش باشد! حضرت موسي مي‌خواست بدين طريق راز و رمز کار او را بشناسد و ببيند آن جوان چه عبادت‌هايي انجام مي‌دهد که اين قدر درجه پيدا کرده و همنشين پيامبر خدا شده است!

جوان وارد منزل شد، قبل از هر چيز غذايي آماده کرد، آن گاه سراغ پيرزني از کار افتاده رفت که دست و پايش فلج بود و قدرت حرکت نداشت! با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد و لباسش را عوض کرد! موسي هنگام خداحافظي خود را معرفي کرد و پرسيد اين زن کيست! پس از آن که به وي غذا مي‌دادي نگاهي به سوي آسمان مي‌انداخت و کلماتي بر زبان جاري مي‌کرد، چه بود؟

گفت: اين زن مادرم است و هر بار که به او غذا مي‌دهم و او را سير مي‌کنم درباره من دعا مي‌کند و مي‌گويد: خدايا او را همنشين موسي بن عمران در بهشت برين قرار بده!

موسي به جوان مژده داد که دعاي مادر درباره تو به اجابت رسيده است!

3- حضرت عيسي(عليه السلام)

مقام مادر در آيين عيسي روح الله، به حدي است که حضرت در آغاز زندگي شکر خدا مي‌گويد و نخستين بار اين نکته را يادآور مي‌شود و از خدا تشکر مي‌کند که او را نسبت به مادرش نيکو کار قرار داده است؛ چون او مي‌داند که نيکي به مادر بالاترين ارزش را دارد: «و برّاً بوالدتي و لم يجعلني جبّارا شقيا؛ مرا نسبت به مادرم نيکوکار قرار داده و جبار و شقي قرار نداده است»!(2)

حضرت مسيح نيکي به مادر را از امتيازات خود بر مي‌شمارد و اين دليل روشني است بر اهميت مقام مادر در نزد وي، وگرنه عيسي به عنوان فرستاده خدا افتخارات بسياري داشت و مي‌توانست آن‌ها را در مقام شکرگذاري متذکر شود!

جايگاه مادر در دين اسلام

هر چند همه اديان الهي مقام ارزشمندي براي مادر قائل بوده و به او احترام مي‌گذارند، اما اسلام بيش از ديگر مکاتب به اين مسئله توجه نموده و به مادر عظمت بخشيده است!

حقوقي را که اسلام براي مادران مشخص کرده، بسيار فراتر ازحقوقي است که براي ديگران حتي پدر قايل شده است، چرا که مادر، مربي و پرورش دهنده انسان و جامعه است و اوست که مي‌تواند فرد و جامعه را به سعادت رسانده، يا به شقاوت و بدبختي بکشاند!


 مادر ترزا که بود؟ 

اگنس گونجا بوياجيو معروف به مادر ترزا (Mother Teresa) زاده 26 اوت 1910 در اسکوپيه امپراطوري عثماني - درگذشته 5 سپتامبر 1997 راهبه کاتوليک آلبانيايي و تأسيس کننده ماموران امور خيريه در هند بود.

وي در سال 1928 به هندوستان رفت و به گروه «tas” درپيوست. به‌خاطر ارادتي که به «تِرِزا اهل آويلا»، راهبه اسپانيايي و بنيانگذار يکي از جريان‌هاي رهبانيت و خدمات خيرخواهانه بود، نام ترزا را براي خود برگزيد. در سال 1948 صومعه را ترک گفت تا پرستاري بياموزد.

مادر ترزا به خاطر خدمات انسان‌دوستانه‌اش سال 1979، جايزه نوبل صلح را به خود اختصاص داد و در سال 2003 از طرف پاپ ژان‌پل دوم آمرزيده شناخته شد.

زندگينامه

اگنس گونجا بوياجيو در سال 1910 متولد شد. او کوچکترين فرزند خانواده بود. پدرش که در مسائل سياسي آلباني درگير بود. در 1919 يعني زماني که او 9 سال داشت درگذشت. پس از مرگ پدر، مادرش او را بر اساس تعاليم کليساي کاتوليک آموزش داد. اگنس از همان ابتدا مجذوب داستان‌هايي در مورد زندگي مبلغين و خدمات آنها بود. در دوازده سالگي متقاعد شده بود که بايد عمر خود را صرف يک زندگي معنوي بکند. در 18 سالگي خانه را ترک و به عضويت گروه خواهران لورتو درآمد و ديگر هرگز مادر و خواهرش را نديد.

آگنس در ابتدا به لورتو ابي در ايرلند براي يادگيري زبان انگليسي رفت. زباني که خوهران لورتو از آن براي آموزش به کودکان در هند استفاده مي‌کردند. او در سال 1929 وارد هند شد و مراحل کارآموزي خود را در دارجلينگ آغاز کرد. او در 24 مي1931 به عنوان يک راهبه قسم ياد کرد و نام ترزا را از «تِرِزا اهل آويلاً، راهبه اسپانيايي و بنيانگذار يکي از جريانهاي رهبانيت و خدمات خيرخواهانه داشت، براي خود برگزيد. او مراسم قسم خود را به عنوان راهبه به صورت رسمي در 14 مي‌1937 هنگامي که به عنوان معلم در يکي از مدرسه‌هاي صومعه لورتو در شرق کلکته مشغول به تدريس بود به جاي اورد. هر چند که ترزا از آموزش دادن لذت مي‌برد اما فقر گسترده حاکم بر کلکته به شدت او را آزار مي‌داد.

امور خيريه

در دهم سپتامبر 1946 ترزا چيزي را هنگام سفر به دير لورنتو در دارجلينگ تجربه کرد که خود ان را ندايي در درون ندا خواند. ترزا مي‌گويد: من مي‌خواستم تا دير را ترک کنم و به مردم فقير در حالي که در ميان آن‌ها زندگي مي‌کنيم کمک کنم.اين يک وظيفه بود. ترزا کار مبلغي خود را در سال 1948 با به تن کردن ردايي با خط‌هاي آبي شروع کرد او شهروندي هند را دريافت نمود و به زندگي در ميان فقرا روي آورد. در ابتدا به تدريس در مدرسه موتجهيل پرداخت و سپس به پرستاري از افراد بينوا و قحطي زده روي آورد. کارها و تلاش‌هاي او خيلي زود توجه مقامات رسمي زيادي از جمله نخست وزير هند را به خود جلب کرد.

ترزا در خاطرات خود مي‌نويسد که 5 سال اول کار او مملو از دشواري‌ها و مشقات زيادي بوده ‌است.او درامدي نداشت و از حامي‌ براي دريافت غذا و مايحتاج برخوردار نبود. ترزا در اين مدت دچار احساس تنهايي و شک و ترديد و وسوسه‌اي براي بازگشت به زندگي نسبتاً آسوده در دير شد.

امور خيريه در سطح جهاني

در سال 1982 مادر ترزا در اوج محاصره بيروت توانست 37 کودک را که در بيمارستان خط مقدم گرفتار شده بودند با آتش بسي موقت ميان ارتش اسرائيل و چريک‌هاي فلسطيني نجات دهد. وي همراه با کارکنان صليب سرخ به آن منطقه سفر کرد و توانست کودکان بيمار را نجات بخشد.

در اواخر دهه 1980 ميلادي با بازتر شدن فضا در کشورهاي اروپاي شرقي، که قبلاً به خاطر کمونيست مبلغان مذهبي را رد کرده بودند، وي تلاش‌هايش را معطوف به گسترش مذهب در اين کشورها کرد. او با موضعي محکم با مخالفت در برابر سقط جنين و طلاق پرداخت و شعارش اين بود که: «مهم نيست آنها چه مي‌گويند، شما بايد آنها را با لبخند و کار خود تغيير دهيد.»

مادر ترزا براي همکاري و کمک به جاهاي مختلفي سفر کرد. از جمله براي مبارزه با گرسنگي به اتيوپي، در حادثه چرنوبيل براي کمک به آسيب ديدگان تشعشات هسته‌اي، و همچنين براي کمک به قربانيان زلزله در ارمنستان به اين مناطق سفر کرد. در سال 1991 در اولين بازگشت به وطنش خانه خيريه برادران مبلغ را در تيراناي آلباني تاسيس کرد. تا سال 1996 او 517 مأموريت را در بيش از 100 کشور جهان انجام داده بود.

بيماري و مرگ

ترزا در سال 1983 در رم هنگامي که قصد ديدار با پاپ را داشت دچار يک حمله‌ي قلبي شد. پس از دومين حمله قلبي وي يک ضربان‌ساز دريافت نمود. در 1991 پس از جدال با بيماري ذات‌الريه در مکزيکو او دچار مشکلات قلبي بيشتر شد. به او پيشنهاد شد تا از مقام خود به عنوان مدير امور خيريه کناره‌گيري کند اما راهبه‌هاي گروه‌هاي مذهبي در جلسه‌اي سري راي به باقي‌ماندن او در سمت خود دادند. مادر ترزا تصميم آنان را مبني بر باقي‌ماندن در سمت خود پذيرفت.

در سال 1996 مادر ترزا در سانحه‌اي به زمين خورد و استخوان ترقوه‌اش شکست.در ماه اگوست همان سال او به بيماري مالاريا دچار شد و بطن چپ قلب خود را از دست داد. او يک عمل قلب انجام داد اما واضح بود که وضع جسماني او دارد رو به وخامت مي‌گذارد. هنگامي که بيماري او شدت گرفت و مجبور به بستري شد درخواست نمود تا همانند بقيه‌ي مردم عادي در بيمارستاني در کاليفرنيا مورد معالجه قرار گيرد. اسقف اعظم کلکلته به کشيشان دستور داد تا بر روي مادر ترزا مراسم جن‌گيري انجام گيرد زيرا که تصور مي‌کرد او مورد حمله شيطان قرار گرفته‌ است.

مادر ترزا در 13 مارس 1997 از مقام خود استعفا کرد و در 5 سپتامبر همان سال زندگي را بدرود گفت. هنگام مرگ امور خيريه داراي بيش از چهار هزار راهبه و در 123 کشور جهان مبلغ داشت. دولت هند به منظور قدرداني از زحمات مادر ترزا براي او مراسم رسمي ويژه‌اي به عمل آورد.

معجزات و شناخته شدن

به عنوان قديس

پس از مرگ مادر ترزا واتيکان تحقيقات خود را در رابطه با قديس بودن او آغاز کرد.

در سال 2002 واتيکان شفا يافتن زني هندي را که توموري در شکم خود داشت و با نگاه کردن به عکس ترزا بر روي يک يادگاري بهبود يافته بود را به عنوان معجزه به رسميت شناخت. مونيکا بسرا زن شفا‌يافته در اين رابطه مي‌گويد که پرتوهايي از نور از سمت نگاره مادر ترزا تشعشع يافت تومور سرطاني وي را درمان نمود هرچند شوهر او و منابع بيمارستاني اصرار داشتند که معالجات پزشکي او را شفا داده است. نقدها و صحبت‌هاي زيادي پيرامون اين امر شده ‌است. دکتر مصطفي در اين رابطه به نيويورک تايمز گفت که در واقع کيست برسا سرطاني نبوده‌است علاوه بر اين او به مدت تقريباً يک سال تحت درمان بوده‌است و اين نمي‌تواند يک معجزه باشد.

انتقادات

با وجود نگرش مثبت بيشتر افراد به عملکرد مادر ترزا، برخي چون کريستوفر هيچنز و اروپ چترجي (پزشک هندي تبار‌زاده کلکته) ديدگاهي متفاوت نسبت به او دارند. هيچنز در سال 1995 ميلادي کتابي به نام مقام تبليغ گري: مادر ترزا در فرضيه و عمل نوشت و درآن کتاب به انتقاد شديد از مادر ترزا پرداخت. او پيش از آن نيز در برنامه مستندي به نام فرشته دوزخ (محصول سال 1994) که از کانال 4 انگليس پخش گرديد، به انتقاد از عملکرد مادر ترزا پرداخته بود.

از جمله انتقادات هيچنز مي‌توان به ارايه خدمات ناکافي و نادرست به بيماران بستري در مرکز خيريه مادر ترزا در کلکته اشاره کرد. او در کتاب خود به گزارش دکتر رابين فاکس در مورد استانداردهاي درماني در مرکز خيريه کلکته اشاره مي‌کند. دکتر رابين فاکس يکي از ويراستاران مجله معتبر پزشکي لانست است و گزارش او در سپتامبر سال 1994 ميلادي در مجله لانست منتشر گرديد. در بخشي از گزارش، دکتر فاکس اشاره مي‌کند:» مرد جواني با وضعيتي نابسامان در مرکز پذيرفته شده بود. او از تب بالايي رنج مي‌برد. داروهاي تجويز شده براي وي تتراسايکلين و استامينوفن بودند. مدتي بعد يک پزشک داوطلب در معاينه خود با تشخيص احتمالي مالاريا، داروهاي بيمار را به کلروکين تغيير داد. آيا کسي نمي‌توانست براي تشخيص درست نگاهي به نمونه خون بيمار بيندازد؟ آنگونه که به من گفته شد در آن جا به ندرت اجازه هرگونه ارزيابي داده مي‌شد. آيا خواهران روحاني نمي‌توانستند از يک الگوريتم ساده براي افتراق بيماري‌هاي درمان پذير و بيماري‌هاي درمان ناپذير بهره برند؟ پاسخ باز هم منفي است. مادر ترزا دخالت الهي را به هرگونه برنامه ريزي ترجيح مي‌داد. اصول وي براي مقابله با هرگونه پيشروي به سوي ماده گرايي و ماترياليسم طراحي شده بودند.»

در مستند فرشته دوزخ يکي از داوطلبان بنام مري لودن که مدتي در مرکز خيريه کلکته مشغول به خدمت داوطلبانه بوده است، از استفاده مکرر سرسوزن‌ها و سرنگ‌ها دچار حيرت گرديده بود. هنگامي که وي دليل اين که چرا خواهران روحاني بدون ضدعفوني کردن، تنها به آب کشيدن سوزن‌ها بسنده مي‌کنند را جويا گشت، يکي از خواهران روحاني به او پاسخ داد که شستن کافي است و نه دليلي و نه زماني براي ضد عفوني کردن وجود دارد.

کريستوفر هيچنز ذکر مي‌کند که مادر ترزا به جاي استفاده کردن از صدقات در جهت کاهش فقر و بهبود شرايط مراکز نگهداري بيماران در حال مرگ، آن پول‌ها را براي باز گشايي صومعه‌هاي تازه و گسترش فعاليت‌هاي تبليغي اش بکار مي‌گرفت. از ديگر اشکالاتي که بر مادر ترزا گرفته مي‌شود دريافت پول از افرادي مستبد ( چون خانواده دواليه ديکتاتور‌هائيتي) و فاسد (چون چارلز کيتينگ، محکوم به فساد شديد مالي) بود. مادر ترزا مبلغ 1?4 ميليون دلارصدقه از چارلز کيتينگ دريافت داشت و پيش و پس از دستگيري کيتينگ به حمايت از وي ادامه داد. پل ترولي داديار منطقه‌اي لس آنجلس، در نامه‌اي به مادر ترزا، از وي برگرداندن مبلغ صدقه دريافتي از کيتينگ را در خواست کرد. دليل وي استرداد پول سرقت شده از سوي کيتينگ به صاحبان اصلي آن (که برخي خود بسيار فقير بودند) ذکر شد. ترولي هرگز پاسخي دريافت نکرد و پول صدقه داده شده هرگز به صاحبان اصلي‌اش بازنگشت.


 زنان 

آثار عفاف و حجاب

از فوايد و آثار مهم حجاب، ايجاد آرامش رواني است! بد حجابي زن در جامعه آتش هوس را در اندرون مرد مي‌افروزد، مردان کم اراده و سست عقيده را به چشم چراني که خود منشا بسياري از مفاسد است وا مي‌دارد چنان که امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «نگاه تيري از تيرهاي زهرآگين شيطان است چه بسا يک نگاه که حسرت طولاني در پي دارد!» بنابر اين حجاب زمينه بسياري از مفاسد را بر مي‌چيند!

قوانين الهي، قوانيني است از آفريدگار، براي بهترين آفريده که با احاطه کامل بر ابعاد وجودي انسان و ارزيابي همه جانبه و همسو با سير تکامل هستي وضع مي‌گردد و سعادت انسان را تامين مي‌نمايد! مسلماً پيروي از قوانين الهي فوايد بي‌شماري را براي جامعه به ارمغان خواهد آورد و ناديده گرفتن هر يک از آن‌ها زيان‌هاي بي‌شماري را به دنبال خواهد داشت! يکي از اين قوانين، قانون حجاب است که از احکام ضروري اسلامي مي‌باشد و فقهاي شيعه آن را از ضروريات دين شمرده اند! ما در اين نوشتار به بعضي از فوائد و آثار حجاب اسلامي مي‌پردازيم!

آثار رواني

الف) دل آرام و مطمئن

از آن جا که حجاب يکي از احکام الهي است، انسان با عمل کردن به دستورات خداوند متعال به مقام قرب الهي نائل مي‌شود! در جوار امن و قدس ربوي قرار مي‌گيرد و در نتيجه به يک طمأنينه و اطمينان قلبي در رعايت احکام اسلامي دست مي‌يابد و به کمال رضايت مندي مي‌رسد علاوه بر اين سبب اظهار دوستي به خداوند متعال و ائمه و در نتيجه محبوب خدا شدن مي‌شود چنان که آيه شريفه مي‌فرمايد: اگر خدا را دوست مي‌داريد از من پيروي کنيد که خدا شما را دوست بدارد و گناه شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است!

دوست داشتن و محبوب ديگران بودن يک نياز فطري و رواني انساني است با حفظ حدود شرعي و اطاعت از خداوند و محبوب خدا و اوليا شدن نياز را ارضاء نموده و به اطمينان خاطر مي‌رسد! و در پرتو اين امر احساس ارزشمندي، اعتماد به نفس پيدا مي‌کند چيزي که نبود آن باعث جلوگيري‌هاي خياباني و مشکلات ارتباطي مي‌شود!

ب) حجاب، نياز فطري

انسان‌ها يک نياز فطري دروني به نام حيا و شرم دارند! علاوه بر مطالعات مردم شناسي و روان شناسي جنسي، از مطالعات تاريخي نيز استفاده مي‌شود که انسان در هيچ مقطعي بدون پوشش زندگي نکرده است و اين مطلب حاکي از وجود شرم و حياي ذاتي انسان است! پرفسور اسوالد شوارتز، طبيب و روان شناس اتريشي مي‌نويسد: «علاوه بر مردم شناسي تجزيه و تحليل روان شناسي نيز ثابت مي‌کند که احساس شرم، يکي از صفات عمده نوع بشر است! هيچ قبيله‌اي هر قدر هم بدوي بوده باشد شناخته نشده است که از خود شرم بروز ندهد و بچه‌هاي کوچک نيز شرم دارند!»

از آيات مربوط به خلقت حضرت آدم و حوا نيز فطري بودن پوشش و حجاب استفاده مي‌شود! پس حجاب پاسخ مثبت به اين نياز دروني و فطري است که در نهايت به سلامت رواني فرد منجر مي‌شود!

ج) حفظ بهداشت رواني

يکي از فوايد و آثار مهم حجاب، ايجاد آرامش رواني است! فقدان حجاب و آزادي معاشرت‌هاي بي‌بند و باري ميان زن و مرد هيجان‌ها و التهاب‌هاي جنسي را فزوني بخشد و تقاضاي سکس را به صورت عطش روحي و يک درخواست اشباع نشدني درمي‌آورد!

استاد شهيد مطهري در اين زمينه مي‌فرمايد: «روح بشر فوق‌العاده تحريک‌پذير است، اشتباه است که گمان مي‌کنيم تحريک پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي‌گيرد!! هيچ مردي از تصاحب زيبا‌رويان و هيچ زني از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس سير نمي‌شود! از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام نشدني نيست و هميشه مقرون است با نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري‌هاي رواني مي‌گردد!»

د) بازيابي شخصيت

اگر زنان از حجاب بي‌بهره باشند هر گونه توجهي به آنان جنبه شهواني دارد، در نتيجه ارزش‌هاي راستين آنان فراموش مي‌شود! به همين جهت تا زماني که جاذبه ظاهري دارند مورد توجه هستند و وقتي اين جاذبه از بين مي‌رود، احساس غربت، پوچي و پشيماني مي‌کنند! هر قدر زن از شخصيت معنوي و زيبايي‌هاي دروني برخوردار باشد به همان ميزان خود را از به نمايش گذاشتن زيبايي‌هاي ظاهري بي‌نياز مي‌بيند و احساس ارزشمندي بدون شروط ديگران پيدا مي‌کند! پس حجاب رمز بازيابي شخصيت زن مسلمان است چنين زني در خود کمبودي احساس نمي‌کند و ارزش خويش را در تن‌آرائي و خودنمايي و حرکات هوس‌انگيز نمي‌داند!

آثار اجتماعي

الف) برچيدن زمينه فساد

بدحجابي زن در جامعه آتش هوس را در اندرون مرد مي‌افروزد، مردان کم اراده و سست عقيده را به چشم چراني که خود منشا بسياري از مفاسد است وا مي‌دارد چنان که امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «نگاه تيري از تيرهاي زهرآگين شيطان است چه بسا يک نگاه که حسرت طولاني در پي دارد!» بنابر اين حجاب زمينه بسياري از مفاسد را بر مي‌چيند!

ب) افزايش بهره وري و فعاليت‌هاي اجتماعي

اگر زنان و مردان در محيط‌هاي جداگانه‌اي مشغول تحصيل، کار و يا هر نوع فعاليتي باشند و يا اگر فرضاً در يک محيط مشغول هستند شئونات اسلامي را مراعات کنند، اين امر از توقف و رکود کارآيي مردان از سوئي و از سوي ديگر از ايجاد مانع از پرداختن زن به کار و فعاليت اجتماعي جلوگيري مي‌کند! مطالعات دانشمندان تربيتي نشان داده در آن مدارسي که دختر و پسر با هم درس مي‌خوانند، کم‌کاري، عقب‌افتادگي، عدم مسئوليت به خوبي مشاهده شده است!

ج) اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي به محيط خانواده

حجاب، جامعه را از بي‌بند و باري‌ها و لذت‌هاي جنسي پاک مي‌کند و التذاذهاي جنسي را به نهان خانه زناشويي و محيط خانواده مي‌برد و به اين ترتيب از بسياري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي از قبيل افزايش ميزان طلاق، بي‌علاقگي به ازدواج و... که مشکلات زيادي را براي جامعه فراهم مي‌کنند! جلوگيري به عمل مي‌آورد!