تاریخ 1397/03/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4783 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 آسيب‌هايي که نوجوانان را تهديد مي‌کند 

نوجوانان و جوانان گمشده‌ها و کمبودهاي عاطفي خود را در بازي‌هاي پرهيجان و بي‌محتواي رايانه‌اي، موسيقي‌هاي مبتذل غربي و فضاي پرخطر و مجازي اينترنت جست و جو مي‌کنند؛ آنها در يک گمان واهي بر اين باور‌اند که کامپيوتر و اينترنت دروازه ورودشان به دنياي اطراف است.

دغدغه هر پدر و مادري داشتن فرزند يا فرزنداني سالم و تندرست است. والدين بيش از هر چيز نگران خورد و خوراک، پوشاک، درس و مشق بچه‌ها هستند و براي برآورده کردن اين نيازها است که شب و روز تلاش مي‌کنند و لحظه‌اي آرام و قرار ندارند، اما آيا هيچ با خود انديشيده‌ايد که دلبندان‌مان علاوه بر غذاي جسم به غذاي روح و روان هم احتياج دارند که اگر چنانچه اين غذا در فضاي گرم و صميمي و در محيط خانواده برايشان فراهم نشود خود را براي تهيه اين غذاها به هر در و ديواري مي‌زنند يا با هر طناب پوسيده‌اي به قعر چاه مي‌روند و آينده خود را تباه مي‌سازند.

امروزه با گسترش وسائل ارتباط جمعي متأسفانه نوجوانان و جوانان گمشده‌ها و کمبودهاي عاطفي خود را در بازي‌هاي پرهيجان و بي‌محتواي رايانه اي، موسيقي‌هاي مبتذل غربي و فضاي پرخطر و مجازي اينترنت جست و جو مي‌کنند. آنها در يک گمان واهي بر اين باور‌ هستند که کامپيوتر و اينترنت دروازه ورودشان به دنياي اطراف است و ما به عنوان والدين اگر لحظه‌اي، فقط لحظه‌اي غفلت کنيم فرزندان خود را غرق در خطر مي‌بينيم و اگر مديريتي صحيح و نظارتي دقيق بر کارها و رفتار آنها نداشته باشيم نوجوانان‌مان همچون ماهي از دست‌مان سر مي‌خورند و در درياي پرتلاطم امواج ماهواره و اينترنت غرق مي‌شوند. آن موقع است که رهايي آنها از اين دام‌ها کاري بس دشوار خواهد بود.

رايانه، اعتياد جديد قرن

امروزه دنياي رايانه هويت‌يابي و هويت‌جويي نسل جوان را تا جايي در ابعاد فکري و اخلاقي تحت تأثير قرار داده که آسيب‌هاي اجتماعي رابطه تنگاتنگ با مقوله فناوري اطلاعات، انفجار اطلاعات و جهاني شدن پيدا کرده است.

"رضا نباتي"، کارشناس فرهنگي در گفت وگويي با بيان اين موضوع که رايانه موجب بروز پديده جديد "اعتياد نو و مدرن" و افزايش آسيب‌هاي اجتماعي شده است، خاطرنشان مي‌کند: «استفاده خارج از حد متعارف از اينترنت باعث وابستگي شديد رواني و فکري کاربر مي‌شود. به طوري که بعضي از کاربران به يک فضاي غيرواقعي پناه برده و در آن زندگي مي‌کنند. در اين ميان سودجويان نيز از طريق اينترنت به راحتي کالاهايشان را تبليغ مي‌کنند، خبرهاي دروغين و پيام‌هاي مورد نظرشان را براي جوامع مي‌فرستند، ابهت فرهنگي و ديني خانواده‌ها را مي‌شکنند و زمينه‌هاي آشفتگي هويت را براي نوجوانان فراهم مي‌کنند.»

اين کارشناس تأکيد مي‌کند: «آنان در اين بين با کوچک‌ترين غفلت و ناآگاهي والدين، راه را براي انواع انحرافات و آسيب‌هاي اخلاقي، فرهنگي فرزندان جامعه باز کرده و موجب سقوط آنان از درجات بلند معنويت خواهند شد.»

وي در خصوص راهکارهاي برخورد با اين مشکلات و مناسب‌ترين برخورد والدين با نوجوانان و جوانان با شروع تعريفي از آسيب، مي‌گويد: «عواملي که موجب دور شدن فعاليت‌هاي اجتماعي نوجوانان از مسير تربيت و حضور در رفتارهايي که مي‌تواند به او در پيدا کردن مسيري مناسب صدمه بزند، آسيب ناميده مي‌شود. همچنين آسيب‌هاي نوپديد هم آسيب‌هايي هستند که از ارتباط نوجوانان با ابزار و تکنولوژي‌هاي جديد ممکن است براي او پيش آيد و مسير تحصيل، تربيت و آينده او را از جهت اصلي دور کند. بنابراين يکي از راه‌هاي پيشگيري از بروز اين گونه آسيب‌ها در نوجوانان توجه ويژه به تربيت و تقويت مسائل ديني و مذهبي آنها از سوي مسئولان آموزشي و تربيتي و مخصوصاً خانواده‌ها است. ضمن اين که نقش مديريتي والدين را هم در نحوه استفاده صحيح از اين ابزار نبايد ناديده گرفت.»

نباتي با اشاره به اين که خودباوري ضعيف در نوجوانان و عدم توجه به نيازهاي عاطفي و احساسي در سنين بلوغ از سوي خانواده زمينه گرايش آن‌ها را به سوي اعتياد فراهم مي‌کند، مي‌گويد: «اگر اوليا و مربيان آموزشي اين اجازه را به نوجوان بدهند که هر کدام با توانمندي‌هايي که دارند به موقعيت‌هاي مناسب و صحيحي دست يابند و اين احساس "من مي‌توانم خوب باشم" را در خود ببينند، اعتماد به نفس و باور جوان و نوجوان از خودش در سطح بسيار خوبي قرار مي‌گيرد و اگر نوجواني خود را باور داشته باشد و ارزش خاصي براي خود قائل باشد کمتر تحت تأثير ديگران، عوامل بيروني و فضاي مجازي قرار مي‌گيرد.»

جواني، دنيايي سرشار از تحرک

دنياي جواني و نوجواني، دنياي هيجان و تحرک، شور و نشاط و شادي است. امروزه در برخي از خانواده‌ها اين هيجانات و تحرکات با شنيدن موسيقي‌هاي غربي از طريق ماهواره و سي‌ دي، تخليه مي‌شود. البته موسيقي به خودي خود آسيب‌زا نيست، اما وقتي موسيقي با چاشني زيرزميني و آهنگ‌هاي غربي مثل رپ، متال و... همراه شود، آن وقت است که بايد گفت خطري جدي خانواده‌ها را تهديد مي‌کند؛ چرا که گرايش نوجوانان به موسيقي‌هاي مبتذل زمينه ورود آنها را به انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد و گرفتار شدن در دام‌هاي مصيبت بار را فراهم مي‌سازد.

حال اين که چگونه موسيقي به عنوان يکي از ابزارها باعث اعتياد در نوجوانان و جوانان مي‌شود، سؤالي است که حسين سيراني، روان شناس و مدرس دوره‌هاي مهارت‌هاي زندگي به آن پاسخ مي‌دهد. وي در گفت وگويي با اشاره به اينکه افراد در موقعيت‌هاي متفاوت واکنش‌هاي مختلفي از خود نشان مي‌دهند، مي‌گويد: «هر وقت تعادل جسمي، رواني و اجتماعي نوجوانان در برابر موقعيت‌ها به هم بريزد، آسيب شروع مي‌شود. گوش انسان و حس شنوايي او يکي از حواسي است که اگر تعادل آن از بين رود، آسيبي جدي متوجه فرد مي‌شود. مقدار صدايي که قرار است هر کس بشنود مي‌تواند به او آرامش دهد يا اين که آسيب ايجاد کند و اگر در اين بين سيستم عصبي هوشمند خود را به خوبي بشناسيم و کارايي آن را بدانيم، قطعاً کمتر دچار آسيب‌هاي متعدد مي‌شويم.»

اين روان شناس با بيان اين که به طور متوسط ميلياردها سلول عصبي هوشمند در بدن و مغز انسان‌ها وجود دارند، مي‌گويد: «اين سلول‌هاي عصبي هوشمند وظايف متعددي را برعهده دارند که از جمله انتقال پيام‌هاي عصبي به سيستم عصبي خودکار يا مغز مي‌باشد که به طور طبيعي يک سرعت زماني خاص براي انتقال اين پيام‌ها در نظر گرفته شده است، چنانچه اين زمان کاهش يا افزايش يابد، سيستم عصبي دچار اختلال مي‌شود و فرد براي رفع اين اختلال نياز به کمک‌هاي حمايتي دارد که گاهي محرک بيشتر يکي از آنها مي‌باشد که اين محرک مي‌تواند موسيقي باشد.»

سيراني مي‌گويد: «گوش انسان به طور طبيعي با شنيدن صداي طبيعت آرامش پيدا مي‌کند، اما با شنيدن موسيقي‌هايي که صداي آنها از حد طبيعي خارج هستند همچون موسيقي زيرزميني که به سبک متال، هوي و رپ توليد مي‌شوند، باعث مي‌شود سرعت طبيعي درک صوتي از حد طبيعي خارج شده و شدت پيدا کند بر همين اساس است وقتي فرد به موسيقي تند گوش مي‌دهد احساس هيجان و نشاط پيدا مي‌کند، اين نشاط بيش از حد فقط براي مدت کوتاهي در وي هيجان دارد و بعد از تکرار سلول‌هاي عصبي از دريافت و انتقال اين پيام‌هاي زياد و سريع خسته مي‌شوند و حالت عصبي و پرخاشگري را به طور ناخودآگاه در فرد ايجاد مي‌کنند و به اصطلاح فرد جرقه‌اي مي‌شود و از کوره درمي‌رود. در ادامه فرد جرقه‌اي شده مدام خسته‌تر مي‌شود و واکنش‌هاي هيجاني يا خوشحالي ديگر از خود نشان نمي‌دهد و به مرور زمان براي درس خواندن و انجام کارهاي روزمره نيز به مشکل برخورده و با کم حوصلگي و عدم تمرکز بر روي کارها مواجه مي‌شود که شايع‌ترين آنها "پرش افکار" است.»

اين مدرس مي‌گويد: «در اين زمان است که فرد براي ادامه فعاليت‌هاي خود کما في السابق به محرک ديگري روي مي‌آورد تا بتواند به حالت نرمال گذشته برگردد. در اين موقع است که نياز به دوپينگ کردن پيدا مي‌کند. چنانچه براي اين شارژ شدن در محيطي قرار داشته باشد که اين شرايط به آساني براي او فراهم شود، به راحتي از آن استفاده خواهد کرد. در غير اين صورت با راهنمايي و کمک دوستان درصدد راه چاره‌اي برمي آيد و از همين جاست که پاي او به جاده خطرناک اعتياد باز مي‌شود.»

اين روانشناس خاطرنشان مي‌کند: «يک نوجوان يا جوان با يک بار مصرف مواد مخدر معتاد نمي‌شود، بلکه در وهله اول او نشاط بيشتري نيز مي‌يابد، در مرحله بعد جمع گراتر مي‌شود و به قول معروف سرحال مي‌شود، و شايد حوصله‌اش هم براي انجام کارها بيشتر شود، اما اين آغاز راه اعتياد است، چون تا زماني که اثر ماده در بدن فرد وجود دارد او قدرت و توانايي دارد و اين روند آرام آرام کاهش مي‌يابد تا جايي که او همان آدم قبلي نيازمند به محرک مي‌شود.» وي مي‌گويد: «با توجه به اين که فرد، تجربه خوشايندي را کسب کرده دوباره سراغ همان عمل مي‌رود تا انرژي مضاعفي بگيرد و چون سرعت حرکت سلول‌هاي عصبي انتقال پيام به صورت مصنوعي افزايش يافته است، اين دفعه تداوم آن شور و نشاط کمتر از دفعه قبل است و اين چنين است که فرد آرام آرام براي تأمين انرژي مورد نياز خود دز ماده را بالا برده و اين چرخه آن قدر تکرار مي‌شود تا فرد به مواد مخدر معتاد مي‌گردد.»

سيراني اضافه مي‌کند: «موسيقي مخرب غربي به گونه‌اي فرد را به هيجان مي‌رساند که درنهايت به سمت مواد مخدر سوق داده شود و افکار و عقايد مورد نياز استعمارگران را از فرد معتاد به دست آورند.»

وي با اشاره به استفاده بي‌رويه نوجوانان و جوانان از هندزفري براي گوش کردن آهنگ‌ها و موسيقي‌هاي تند به آلودگي صوتي بيش از حد آن‌ها اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «ضرب آهنگ و دسيبل اين موسيقي‌ها چندين برابر شديدتر از صداي بوق ماشين، موتور و آلودگي صوتي موجود در کوچه و خيابان است که به طور غيرمستقيم به گوش مي‌رسد و متأسفانه الآن گوش کردن آهنگ از طريق اين گوشي‌ها بسيار رايج شده است. خانواده‌ها بايد از هر حيث متوجه سلامت جسم و روان فرزندان خود باشند، تا خداي ناکرده در دام اعتياد از طريق موسيقي‌هاي زيرزميني، گرفتار نشوند؛ چرا که گسترش اين فرهنگ موسيقي در جوامع جهان سوم و رو به توسعه به شدت در حال افزايش است. مخصوصا دشمنان داخلي و خارجي از طريق دشمني خاموش به کشورهايي که از منابع ثروت زياد ملي، معدني و انساني برخوردارند (مثل ايران) هجوم مي‌آورند و آنها را سخت تحت تأثير قرار مي‌دهند. بنابراين مسئولان فرهنگي و مربيان تربيتي بايد موسيقي‌هاي اصيل ايراني و آهنگ‌هاي مجاز را به شکلي در اختيار نوجوانان و جوانان قرار دهند که مورد پسند آنها قرار گيرد تا راه ورود موسيقي‌هاي زيرزميني بسته شود.»

سيراني با اشاره به اين که در نوجوانان بايد علامت سؤال ايجاد کرد و آزادي تصميم گيري به آنها داد، مي‌گويد: «نوجواناني که ما فکر مي‌کنيم از اعتقادات ديني و اصول ريشه‌اي خانواده دور هستند، در واقع اين گونه نيستند، بلکه آن‌ها دنبال نگاه متفاوت‌اند و بهتر است اين نگاه متفاوت به آن‌ها عرضه شود، آن موقع چيزي در جامعه و بين نسل‌ها اتفاق مي‌افتد به نام "همدلي" که ما را به سمت بهداشت رواني، جسمي و اخلاقي در جامعه پيش مي‌برد. هيچ انساني نمي خواهد به خودش آسيب رساند، مگر اين که ناآگاه باشد، بنابراين از خانواده‌ها و جوانان مي‌خواهيم به سمت واژه همدلي پيش روند.»

موسيقي‌هاي کفرآميز شيطاني

سيراني درخصوص مضامين و متن اشعار موسيقي‌هاي زيرزميني توضيحاتي مي‌گويد: «متن اشعار موسيقي‌هاي زيرزميني غربي کلماتي کاملا کفرآميز، شيطاني و تحريک‌آميز است که سلسله اعصاب و هورمون‌هاي جنسي را سخت تحت تأثير قرار مي‌دهد و متأسفانه به شکلي بسيار هنرمندانه طراحي شده‌اند که روي ناخودآگاه انسان تأثير مي‌گذارد و رفتار فرد را تحت اختيار خود درمي‌آورد.»


 مقصد المپيادي‌هاي ايران كجاست؟ 

62 درصد از دانش‌آموزان مدال‌آور المپيادي كشور طي 14سال گذشته به كشور‌هاي توسعه يافته دنيا اعم از آمريكا و كانادا مهاجرت كرده‌اند.

به گزارش انتخاب به نقل از شرق، از مجموع 225 دانش آموز ايراني كه طي سال‌هاي 1372 (1993م) تا 1386 (2007م) در 53 المپياد جهاني شركت كردند بيش از140 نفر معادل 2/62 درصد آنها هم اكنون در يكي دانشگاه‌هاي مطرح دنيا در آمريكا و كانادا تحصيل مي‌كنند. دانش‌آموزان و مدال‌آوران ديروز ايران و دانشجويان، اساتيد و متخصصان امروز كشورهاي توسعه يافته طي 14سال گذشته در چهار زيرگروه المپياد‌هاي جهاني رياضي، فيزيك، شيمي و كامپيوتر مدال‌آور بودند و بنا به هر شرايطي بخش عظيمي از آنها هم اكنون كشور ديگري را به عنوان محل تحصيل و زندگي خود انتخاب كرده‌اند.

نخبگاني كه به دليل كسب رتبه‌هاي بين‌المللي در المپياد‌هاي معتبر علمي در دنيا مصداق يا نشانه روشني براي فرار مغزها يا مهاجرت نخبگان هستند. آنها در كنار بسياري از نخبگان ايراني كه مارك يا برچسب حضور در المپياد‌هاي جهاني را ندارند و با چراغ خاموش پا از جغرافياي مرزي كشور بيرون مي‌گذارند، بخش عمده اي از جامعه نخبگان ايراني در كشورهاي توسعه يافته را تشكيل مي‌دهند.

براساس بررسي‌هاي صورت گرفته طي سال‌هاي 1993 تا 2006 همه ساله تيم‌هاي سه تا پنج نفره دانش‌آموزان ايراني پاي ثابت المپياد‌هاي جهاني بودند. طي اين سال‌ها در گروه فيزيك 65 نفر، رياضي 56 نفر، كامپيوتر 56، شيمي 48 نفر شركت كرده و مدال آور بوده‌اند. 2/69 درصد المپياد فيزيك، 7/76 درصد رياضي، 50 درصد كامپيوتر و 50 درصد شيمي هم اكنون با خروج از ايران در دانشگاه‌هاي مطرح و درجه اول دنيا در كشورهاي آمريكا، كانادا، فرانسه و آلمان مشغول تحصيل، تدريس و پژوهش هستند. ميزبان آنها دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي برتر و تاثيرگذاري در دنيا همچون دانشگاه‌ هاروارد، استنفورد، ام آي تي، كاليفرنيا، كمبريج، جان‌ هاپكينز و پرينسون در آمريكا و دانشگاه تورنتو و سايمون فريز در كانادا هستند.

صندوق بين‌المللي پول در گزارش سال 2009 خود اعلام كرده است ايران به لحاظ مهاجرت نخبگان، با مهاجرت سالانه 150 تا 180 هزار متخصص در ميان 91 كشور در حال توسعه يا توسعه نيافته جهان، مقام نخست را دارد.

همچنين طبق آمار ارايه شده توسط مجلس شوراي اسلامي در سال 1389 نيز، 60 هزار نفر از ايرانياني كه در اين سال مهاجرت كرده‌اند در زمره مهاجران نخبه دسته‌بندي مي‌شوند و بخش عظيمي از آنها را متخصصان ايراني تشكيل مي‌دهند. نكته قابل توجه ديگر عدم تمايل به بازگشت به كشور با توجه به فراهم شدن موقعيت بالاي شغلي و زندگي براي متخصصان ايراني در كشور‌هاي ميزبان به خصوص آمريكا و كاناداست. به طوري كه بسياري از دانش‌آموزان ديروز و متخصصان امروز در حال حاضر در دوره فراغت از تحصيل و مشغول به انجام امور تخصصي و پژوهشي شده‌اند.

مبدا كجاست؟ دانشگاه شريف

براساس بررسي‌هاي صورت گرفته در صفحات اينترنتي نخبگان ايراني در دانشگاه‌ها و دريافت رزومه‌هاي علمي از بخش زيادي از آنان بيش از 94 درصد نخبگان ايراني كه هم اكنون در دانشگاه‌هاي مطرح دنيا در حال تدريس يا تحصيل هستند، دوره ليسانس خود را در دانشگاه صنعتي شريف تهران گذرانده‌اند. اين نسبت در شركت كنندگان المپياد فيزيك، رياضي و كامپيوتر بيش از المپياد شيمي معنا دار است.

چرا كه در رشته شيمي با توجه به توسعه نسبي دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور، نخبگان بيش از دانشگاه شريف جذب اين دانشگاه‌ها به خصوص در رشته‌هاي علوم پزشكي مي‌شوند. اما اين مساله چيزي از امپراتوري شريف در ميان دانشگاه‌هاي فني - مهندسي كم نمي‌كند.

امپراتوري اي كه به گواه بسياري از اساتيد و مسوولان آن دانشجويانش مانند برگ ريزان پاييزي از اين دانشگاه كم مي‌شوند و پس از طي دوران ليسانس با اولين پاسخ مثبت دانشگاه‌هاي آمريكايي و كانادايي با شريف خداحافظي مي‌كنند. اگرچه دانشگاه شريف طي سال‌هاي اخير يكي از برترين كرسي‌هاي دانشگاهي كشور را در زمينه‌هاي فني و مهندسي پرورش داده است، اما در كنار اين اقدام شايد بتوان اين دانشگاه را پرازدحام ترين سكوي پرتاب نخبگان به كشور‌ها و كرسي‌هاي دانشگاهي توسعه يافته خواند.

مقصد كجاست؟ آمريكا

اقبال آمريكا براي جذب نخبگان ايراني بالاتر از كشور‌هاي اروپايي است. اين اقبال بيش از پيش ناشي از توسعه يافتگي بالاي كرسي دانشگاهي در اين كشور و سهم پنج دانشگاه آمريكايي از مجموع 10 دانشگاه برتر دنيا در بسياري از رده بندي‌هاي معتبر بين‌المللي است.

در حال حاضر از ميان 140 دانش آموزي كه طي سال‌هاي 1993 تا 2007 با شرايط نخبگي جذب دانشگاه‌هاي معتبر دنيا شده‌اند، سهم آمريكا با ساير كشور‌هاي دنيا قابل قياس نيست. دانشگاه‌هاي آمريكا در زير گروه‌هاي مختلف ميزبان 4/66 درصد از نخبگان بررسي شده بودند. سهم دانشگاه‌هاي آمريكا از جذب دانش‌آموزان مدال‌آور در المپياد فيزيك 75 درصد، در المپياد شيمي 7/40 درصد، المپياد كامپيوتر 84 و در المپياد رياضي 9/90 درصد از نخبگان ايراني بوده است. آماري كه اثبات مي‌كند كشور آمريكا و كرسي‌هاي دانشگاهي آن بزرگ‌ترين ميزبان نخبگان درجه اول ايراني طي سال‌هاي اخير بوده است.

پس از آمريكا كشور كانادا با اختلافي معنادار در زير گروه‌هاي المپياد فيزيك ميزبان 15 درصد، در المپياد شيمي 3/59 درصد، المپياد كامپيوتر 16 و در المپياد رياضي 1/9درصد از نخبگان ايراني بوده است. (موارد اندكي نيز از حضور نخبگان بررسي شده در كشور‌هاي فرانسه، آلمان، برزيل و انگليس نيز وجود داشته كه به دليل اختلاف آماري معنادار بسيار زياد در گزارش به آن اشاره نشده است). با توجه به آمار‌هاي مطرح شده پيشتازي كانادا در رشته شيمي از آمريكا در جذب نخبگان ايراني قابل مشاهده است. براساس بررسي صورت گرفته نياز كشور كانادا نسبت به جذب دانشجويان پزشكي و تقويت جامعه پزشكي اين كشور دليل روشني براي جذب نخبگان ايراني در رشته شيمي است.

65 درصد نخبگان در دانشگاه‌هاي

درجه يك آمريكا

رده بندهاي معتبر بين‌المللي همه ساله پنج دانشگاه درجه يك آمريكا در ميان 10 دانشگاه برتر دنيا را از قلم نمي‌اندازند؛ دانشگاه‌هاي‌هاروارد، استانفورد، موسسه تكنولوژي‌هاروارد (ام آي تي) شيكاگو و پرينستون كه سهم بالايي در توليد علوم در اين كشور دارند.

براساس بررسي صورت گرفته از رزومه علمي 140 نخبه ايراني كه در المپياد‌هاي علمي از سال 1993 تا 2007 مدال آور بودند، 4/66 درصد در دانشگاه‌هاي آمريكا مشغول به تدريس، تحصيل و پژوهش هستند. نكته حايز اهميت آن است كه از مجموع كل آنها بيش از 3/65 درصد از دانش‌آموزان ديروز و متخصصان امروز در چهار دانشگاه درجه اول آمريكا جذب شده‌اند.

در اين ميان سهم موسسه تكنولوژي‌ هاروارد (ام آي تي) 5/22 درصد، سهم دانشگاه استانفورد 5/22 درصد، سهم دانشگاه كاليفرنيا 9/13 درصد، سهم دانشگاه پرينستون 1/2 و دانشگاه شيكاگو در كاليفرنيا 3/4 درصد است.

سرنوشت نخبگان ايراني در دانشگاه‌هاي كانادا نيز همچون دانشگاه آمريكا با دانشگاه‌هاي مطرح اين كشور همراه شده است. به طوري كه از مجموع 140 نخبه بررسي شده 5/23 درصد يا 33 نفر در چهار دانشگاه مطرح كانادا يعني دانشگاه تورنتو، واترلو، سايمون فريز و مونترال در حال تحصيل، تدريس و پژوهش هستند.

آغوش باز «گوگل» و «مايكروسافت» روي نخبگان

شايد به جرات بتوان گفت كه دانشگاه‌هاي آمريكا ايستگاه اول نخبگان ايراني هستند. در حال حاضر بسياري از اين نخبگان و متخصصان جذب شركت‌هاي غول بزرگ فناوري، زير گروه‌هاي صنعت و دانش‌كاران (knowledge workers) شده‌اند. بررسي‌هاي صورت گرفته در روزنامه شرق نشان مي‌دهد شركت‌هاي بزرگ گوگل و مايكروسافت، بيشترين سهم را در اين ميان دارند. هم اكنون بهشاد بهزادي فوق دكتراي زيست شناسي مولكولي محاسباتي از موسسه ماكس پلانك و دارنده مدال نقره المپياد كامپيوتر در سال 1998 در كشور پرتغال و محمدحسين باطني فارغ التحصيل دانشگاه پرينستون آمريكا و دارنده مدال طلاي المپياد كامپيوتر در سال 2002 در كشور فنلاند هر دو از اعضاي اصلي تيم تحقيقاتي شركت فناوري اطلاعات گوگل در كشور آمريكا هستند. همچنين اميد اعتصامي فارغ‌التحصيل دانشگاه بركلي ايالت كاليفرنياي آمريكا، دارنده مدال نقره المپياد كامپيوتر در سال 2001 در كشور چين، محمدعلي ابام فوق‌دكتراي مهندسي كامپيوتر هندسه محاسباتي و گسسته در دانشگاه دورتموند آلمان، دارنده مدال برنز المپياد جهاني رياضي در سال 1995 در كشور كانادا و محسن بياتي فوق دكتراي فناوري اطلاعات از دانشگاه استانفورد، دارنده مدال طلاي المپياد جهاني رياضي در سال 1997 در كشور آرژانتين و شاهد حاجي علي احمد دكتراي علوم رياضي در دانشگاه ميشيگان آمريكا، دارنده مدال طلاي المپياد جهاني رياضي در سال 1998 در كشور تايوان نيز هر چهار نفر از اعضاي گروه تحقيقاتي شركت مايكروسافت در كشور آمريكا هستند.

زبان تلخ آمار

براساس آمار‌هاي منتشر شده از سوي محققان هم اكنون چهار تا پنج ميليون مهاجر ايراني در 32 كشور جهان حضور دارند. آمريكا با نزديك به يك ميليون ايراني بيشترين سهم را دارد و بيش از يك چهارم ايراني تبار‌هاي آمريكا داراي مدرك فوق ليسانس و دكترا هستند كه در ميان 67 گروه نژادي آمريكا اين بالاترين شاخص تحصيلات است. از سوي ديگر ايرانيان مقيم خارج از كشور دست‌كم سرمايه‌اي بالغ بر 800 ميليارد دلار را دارا هستند كه معادل با بيش از يك دهه پول فروش نفت در كشور است.

صندوق بين‌المللي پول نيز در سال 2009 مي‌گويد بيش از 500 پروفسور ايراني در ايالات متحده وجود دارد كه در ام آي تي يا استانفورد يا ديگر مراكز علمي و دانشگاهي آمريكا تاثيرگذار هستند و اين رقم معادل با يك پنجم كل استادان ما در داخل كشور است. چراكه در حال حاضر كل استادان در داخل كشور در سال 90-89 برابر با دوهزار و 560 نفر بوده است. چندي پيش نيز سازمان توسعه ملل متحد گزارشي را منتشر كرد و براساس آن مشخص شد كه ايران با 150 تا 180 هزار نفر خروجي ركورددار مهاجرت نيروي متخصص است. براساس معادله‌هاي اقتصادي خروج سالانه اين ميزان نيروي متخصص برابر است با خروج 50 ميليارد دلار سرمايه در هر سال است.

غم انگيزتر آنكه براساس پژوهش صورت گرفته در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بيش از 70 درصد دانشجويان دكتراي آن دانشگاه كه موفق به دريافت مدرك دكتراي خود شده‌اند، به فكر مهاجرت هستند.