تاریخ 1397/03/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4783 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 افزايش رضايتمندي شغلي
 چگونه سر کار احساس کسالت نکنيم؟ 

شايد برخي روز‌ها تمايلي به کار کردن نداشته باشيد، اما شايد مسئله چيزي بيشتر از فقدان انگيزه باشد.اين امر مي‌تواند ناشي از عادت‌هاي بد شما در خانه باشد.عادات بدي که مي‌توانند بر روي ذهن، بدن و حتي

بهره وري فردي تاثير منفي بگذارند.

به گزارش فراديد به نقل از lifehack، اگر بتوانيد چند تغيير کوچک در عادات خود ايجاد کنيد مطمئنا دستاورد‌هاي بزرگي کسب خواهيد کرد و ميزان رضايت شغليتان افزايش خواهد يافت!

چگونه کار‌ها را انجام مي‌دهيد

تقريبا دستيابي به موفقيت به آنچه در روز انجام مي‌دهيد بستگي دارد.دستيابي به موفقيت با تلاش يک روزه در ماه يا يک ماه در سال امکان پذير نيست.افراد موفق ويژگي‌هاي استثنايي ندارند، فقط عادت‌هاي بهتري دارند که دسترسي را براي رسيدن به نتايج بهتر آسان مي‌کند و احتمالا با برنامه ريزي و پيگيري مسائل مربوط به خود، کار را بهتر به پايان مي‌رسانند.اکثر افراد مي‌دانند که چه عادت‌هاي بدي دارند، اما معمولا تمايلي به تغيير يا ترک آن‌ها ندارند.يک روز تصميم مي‌گيرند که شيوه زندگي خود را تغيير دهند و ورزش کنند، اما پس از گذشت سه روز به سرعت به جايگاه قبلي خود باز مي‌گردند.اين يک فهرست کامل نيست، اما برخي از بد‌ترين عادت‌ها که اکثر افراد آرزو مي‌کنند از آن‌ها خلاص شوند، عبارتند از: سخت از خواب بيدار شدن،تماشاي بيش از حد تلويزيون، پُر‌خوري افراطي و دوري از ورزش.

آيا اين عادت‌ها برايتان آشنا هستند؟ اگر چنين است مي‌توانيد با ايجاد تغييراتي در شيوه زندگي و جايگزيني عادات مثبت از عادات بد رهايي يابيد.

اين عادات را ترک کنيد

شناسايي عادات بد آسان است، اما ترک عادت‌هاي زشت داستان ديگري دارد.مشکل اين بخش در اين است اکثر افراد براي چندين روز رفتار‌هاي زشت خود را کنار مي‌گذارند، اما پس از دو يا سه روز دوباره همان رفتار را انجام مي‌دهند.بنابر اين به جاي ترک چنين عمل‌هايي بايد رفتار‌هاي مثبت را جايگزين‌شان کنيد.

مطالعات نشان مي‌دهند که بين 21 تا 35 روز عادت‌هاي ناخودآگاه شکل مي‌گيرند.

خوابيدن را متوقف کنيد

اغلب افراد هنگام به صدا درآمدن زنگ گوشي در صبح، فورا دگمهsnooze را فشار مي‌دهند و پس از بيداري احساس سستي مي‌کنند؟ اين مسئله به چگونگي کارکرد چرخه خواب و مغز شما باز مي‌گردد.

هنگامي که از خواب بيدار مي‌شويد و زنگ هشدار را خاموش مي‌کنيد، به مغز سيگنال‌هايي با مضمون آماده شروع روز جديد، ارسال مي‌شود.اما هنگامي که دگمهsnooze را فشار مي‌دهيد، دوباره به خواب مي‌رويد و بعد از 20 دقيقه بيدار مي‌شويد، در واقع در روند اين سيگنال‌ها اختلالاتي را ايجاد مي‌کنيد که منجر به احساس سستي بيشتر مي‌شود.

اگر به راحتي از خواب بيدار شويد زمان بيشتري براي ورزش کردن، خواندن مقالات و گذراندن وقت با افراد مهم زندگيتان خواهيد داشت و از همه مهم‌تر روز پر نشاط‌تري را آغاز خواهيد کرد.ساعت را در دسترس قرار دهيد که به سادگي بتوانيد زنگ آن را خاموش کنيد.گام بعدي برنامه ريزي براي صبح است.به يک دليل خوب براي بيدار شدن نياز داريد، حال مي‌تواند کتاب خواندن باشد، ورزش کردن و يا يک پياده روي طولاني در طبيعت.با افزايش توان فيزيکي و داشتن يک برنامه روزانه قادر خواهيد بود که عادات خوب را جايگزين عادت‌هاي بد کنيد.حال به جاي اينکه در رختخواب خود بمانيد، يک روز پر نشاط و فعال را آغاز خواهيد کرد.با خاموش کردن زنگ هشدار، احتمال بيشتري وجود دارد که در هنگام کار، دقت بيشتري به خرج دهيد و سر حال‌تر باشيد.

معمولا موثر‌ترين اعضاي يک تيم کساني هستند که به مسئوليت‌هاي خود بسيار متعهد هستند.

تلويزيون مغز را نابود مي‌کند

مطالعات نشان داده‌اند که تقريبا نيمي از آمريکايي‌ها روزانه 5 ساعت تلويزيون تماشا مي‌کنند.

اين 5 ساعت در روز معادل 77 روز تماشاي تلويزيون در يک سال است! در صورتي که، يک فرد معمولي در يک سال فقط يک کتاب مي‌خواند.براي جايگزيني يک عادت خوب در مقابل تماشاي تلويزيون، مطالعه يک کتاب را آغاز کنيد، عملي مناسب و مفيد.نيازي نيست تماشاي تلويزيون را کاملا متوقف کنيد، 30 –60 دقيقه از زمان خود را به کتاب خواندن اختصاص دهيد.اين عمل به شما کمک مي‌کند تا بتوانيد اين عادت خوب را کم کم جايگزين عادت بد خود کنيد.

پُرخوري افراطي

يکي ديگر از رفتار‌هاي نا خوشايندي که مي‌تواند در زندگي فردي اختلالاتي را ايجاد کند، پُرخوري است.داشتن يک رژيم غذايي غني از مواد مغذي باعث مي‌شود بدن سالمي داشته باشيد.اما داشتن وعده‌هاي غذايي افراطي سبب افزايش وزن مي‌شود و حتي ممکن است مواد مورد نياز بدن را تامين نکند.يکي از دلايلي که در محل کار پر خوري مي‌کنيد مي‌تواند به اين دليل باشد که از آشپزي در خانه پس از يک روز سخت کاري بيزاريد.اما اگر از قبل برنامه ريزي کرده باشيد، قطعا مي‌توانيد زماني را به آشپزي اختصاص دهيد.

تهيه يک وعده غذايي را با پخت و پز در آخر هفته‌ها آغاز کنيد.براي هفته آينده برنامه‌ريزي کنيد. هر روز صبح که در يخچال را باز مي‌کنيد به خودتان ياد آوري کنيد که در هنگام بازگشت به خانه، غذاي خود را آماده کنيد.

افرادي که وعده غدايي سالم‌تري در رژيم غذايي خود دارند مطمئناً انرژي بيشتري در طول روز دارند.با جايگزيني غذا‌هاي سالم به جاي فست فود‌ها، انرژي مورد نياز روزانه خود را تامين کنيد.

دوري از ورزش

آخرين عادت بد شما، اجتناب از ورزش است.ورزش با افزايش سلامت جسمي، کاهش استرس، خوابي با کيفيت و در نهايت عملکرد شناختي بهتر مرتبط است.

خوشبختانه اين عادت بد را به سادگي مي‌توان با يک روش نسبتاً ساده جايگزين کرد.بهترين راه براي خلاصي از اين عادت بد، اين است که اول صبح به سالن ورزش برويد.اگر صبح خود را با ورزش آغاز کنيد، قطعاً يک روز پر نشاط و انرژي را تجربه خواهيد کرد.مطالعات نشان داده‌اند که ورزش روزانه مي‌تواند به طور چشم گيري سطوح استرس را کاهش دهد و اندروفين آزاد کند و خلق و خو را بهبود ببخشد.

رضايت شغلي

تغيير اين چهار عادت تاثير به سزايي در عملکرد و بهره وري کاري شما خواهد داشت.اکنون که مزاياي اين عادت‌ها را مي‌دانيد، شروع به شناسايي مواردي که نيازمند تغييرات هستند کنيد.با داشتن يک هدف مشخص عادات خوب را از فردا جايگزين رفتار‌هاي ناخوشايند کنيد، نه از شنبه يا اولين روز ماه بعد.هرچه سريع‌تر شروع کنيد، به نتايج زود‌تر دست خواهيد يافت.اطمينان حاصل کنيد حداقل براي 21 روز است که از عادت‌هاي بد دوري کرده‌ايد.


 بازي روشنفکري يا مسئوليت اجتماعي؟ 

نوشتن درباره ميهماني افطاري آقاي دکتر روحاني رييس جمهوري شايد کمي دير شده باشد اما حرف‌هايم نا گفته مي‌ماند و حيفم مي‌آيد که راجع به اين ميهماني و هياهوي بيهوده برخي‌ها چيزي ننويسم.مراسم افطاري با حضور هنرمندان و نويسندگان برگزار شد. عده‌اي در شبکه‌هاي اجتماعي دعوت نامه‌هاي رياست جمهوري را منتشر کردند و اعلام کردند به اين ميهماني نخواهند رفت و عده پرشمار ديگري بي‌هيچ اعتراضي به اين جلسه رفتند و البته سخنان و گلايه‌هاي خودرا نيز بيان کردند. اگر چه کساني که به ضيافت افطاري روحاني نه گفتند عده‌اي قليلي بودند و جز تني چند از آنها هنرمند به نام و نامداري در ميانشان نبود، اما بالاخره توانستند پيش از مراسم افطاري توجه‌ها را به خود جلب کنند. با اين حال اين افطاري به وزن‌کشي ميان کساني که نا‌اميد هستند وکساني که با وجود همه‌ي گله‌ها اميدوار هستند، بدل شد. دلايل اعتراض هنرمنداني که گفته‌اند به اين افطاري نمي‌روند متعدد است، از عدم پيگيري حصر گرفته تا غم نان يا مشخص نشدن وضعيت پرونده يک زنداني، اما در نهان همه آنها يک حرف واحد را مي‌زنند «عليرغم اين که ما به شما رأي داديم و براي انتخابتان از ظرفيت فردي‌مان استفاده کرديم شما به وعده‌هايي که داديد عمل نکرديد هيچ سند و مدرکي وجود ندارد که نشان دهد چند نفر از آنها به روحاني رأي داده‌اند.چه بسا شمارزيادي اين کار را کرده باشنداما آيا اين سبک واکنش نشان دادن و پس زدن دعوت رييس جمهور عاقلانه است؟

بعيد است آقاي روحاني اگر برخي از اين چهره‌ها را از نزديک ببيند حتي بشناسد، سياسوني در اين قامت خيلي فرصت آزاد براي دنبال کردن فيلم وسريال ندارند وطبعاً بازيگران غير ممتاز را نمي‌شناسد از سوي ديگر اين تصور که خود روحاني شخصاً دعوت‌نامه‌ها را فرستاده خام انديشي است.چرا که در پاستور، اين جور دعوت‌نامه‌ها توسط کارشناسان مختلف تهيه مي‌شود وآقاي واعظي پاي آن راامضا مي‌کند، يا با مهر آماده –امضاي او را پاي دعوت نامه مي‌کوبند – کارشناسان دفتر رياست جمهوري هم بدون خطا نيستند وگرنه مي‌توانستند قبل از ارسال دعوت نامه حداقل آخرين مواضع برخي از اين چهره‌ها را رصد کنند و با اندکي تيز وشي حدس بزنند که ممکن است آنها چنين واکنشي نشان دهند.

البته هستند کساني که اين نوع واکنش را ارزشمند مي‌دانند و نشانه موفقيت دولت اين که فضاي امنيتي وجود ندارد و مخالف هم مي‌تواند به سادگي و بدون لکنت حرفش را بزنند وحتي دعوت رييس جمهور را رد کند.خيلي از اينها زود خسته شدند و از آنجا که تجربه فعاليت سياسي ندارند تحمل ومداراوخون جگر خوردن در سياست ايراني را نمي‌دانند و انتظار دارند هسته خرمايي که ديروز کاشته‌اند در شش ماه رطب بدهد! با اين همه بيش از آن که کسي را بخواهم سرزنش کنم معتقدم حرکت احمدي‌نژاد در همنشيني با رفتگرهاي شهرداري و افطاري خوردن با آنها بسيار حرکتي مردمي‌تر و دلچسب‌تر از افطاري با بازيگران درجه دوم و سومي است که اتفاقا تشنه ژست‌هاي تبليغي از اين دست هستند که در نقش قهرمان، خودشان را نشان دهند و چه‌گواراهاي پلاستيکي شوند!

سنت افطاري براي رفتگران را البته اول بار آقاي کرباسچي در دوران شهرداري باب کرد.حساب چند بازيگر سرشناس که همواره مواضع مردمي اتخاذ کرده‌اند و تاوان آن را داده‌اند جداست. آنها را که برخي روزنامه‌ها بارها سرزنش شان کرده‌اند اما همچنان هم در بازي مي‌درخشند و هم کنار مردم ايستاده‌اند، موضع‌گيري و حتي نه گفتن آنها قابل احترام است، اما بازيگري که فيلم نازل بازي مي‌کند و دستمزدهاي کلان از منابع نه چندان پاکيزه دريافت مي‌کند را چه به اين ژست‌هاي خود قهرمان‌پندارانه؟!

چهره‌اي مثل محمود دولت آبادي نويسنده معاصر – حتي اگر سبکش را دوست نداشته باشيم بايد بپذيريم که در حوزه داستان رقيبان زنده چنداني ندارد اما با بيان اين که از همه اقدامات دولت راضي نيست گفت ؛«ولي براي رأي خودم احترام قاِئلم»،اين شايد منطقي‌ترين واکنش يک چهره هنري در ميان غوغا و غبار ايجاد شده توسط چند بازيگر باشد،اما نظرم اين است که علاوه بر اينها برخي از جماعت سياسي وروشنفکري نيز اتفاقاً ستاره بازي درمي‌آورند و ادا و اطوار سلبريتي کم و بيش از خود نشان مي‌دهند و در روزنامه‌ها و محافل و شبکه‌ها دست و پا مي‌زنند تا حس مبهم بحران را بر خود هموار سازند. اين به هم‌ريختگي جايگاه‌ها اتفاق کوچکي نيست، در جامعه‌اي که انديشمندان زير سايه سلبريتي قرار بگيرند هر روز موج‌هاي پر هياهو اما کم اثر وکم رمقي را شاهد هستيم که تکان مان مي‌دهند اما اين قايق را بدون بادبان به ساحل آرامشي نمي‌رسانند.

غلامرضا


 اجتماعي 

از سموم زير پوست جامعه غافل نشويم

افشاي واقعه تلخ مدرسه غرب تهران هشداري چند و چندين باره است بر ما که در حرف‌ها و شعارها خود را پاکيزه‌ترين نقطه‌ي عالم مي‌پنداريم و بر تيراندازي فلان مدرسه ينگه دنيا ملامت و شماتت بسيار مي‌ورزيم و چنان سرمست نسخه پيچيدن براي بقيه دنيا مي‌شويم که از سموم زير پوست خود غافل مي‌مانيم.

آسيب‌هاي اجتماعي مسري‌تر و موذي‌تر از آنند که بتوان آن‌ها را در رويتاي جامعه حل و فصل کرد.برخورد‌هاي فيزيکي و سلبي صرف با آسيب‌هاي اجتماعي فقط آنها را از نماي ظاهري جامعه به عرصه پشت و پنهان مي‌راند و کار بنيادي انجام نمي‌گيرد و تازه در جوامع مختلف معمولاً فقط کسري از موارد تجاوز و تعدي به افراد افشاء و اعلام مي‌شوند و در بقيه موارد افراد به خاطر ترس از آبرو ترجيح به سکوت مي‌دهند. افشاي واقعه‌ي مدرسه غرب تهران يا افشاي هر واقعه‌ي ديگر به معناي افشاي همه موارد رخ داده نيست. علماي اخلاق و فلسفه، روان شناسان وبزرگان جامعه براي اينکه معلوم شود در زيربناي جامعه چه اتفاقاتي رخ داده است که تظاهرات بيروني آن چنين نمايان مي‌شود پا به ميدان گذراند و به داد جامعه برسند.

روزنامه‌نگار

بعضي‌ها نگران چه هستند؟!

چگونه است که با فوت يک بازيگر مثل ناصر ملک مطيعي يا فردين يا يک خواننده مثل مرحوم پاشايي و يک ورزشکار که اقبال عمومي دارد مراسم تشييعي اين چنيني با حواشي آنچناني شکل مي‌گيرد؟ اولاً تشييع يک مسلمان و بلکه يک انسان هم حق اوست و اختيار مشايعت‌کننده –اين حق، نه با دستورهاي تشويقي و با نهي‌هاي تنبيهي از کسي سلب نمي‌شود، کسي که اقبال عام و دوستداران زياد دارد لاجرم اين حق را بر خويش برگرفته که دوستدارانش حق او را به جاي آورند، اقدامات بايکوتي اين حق و اختيار را از وي سلب نمي‌کند.

ثانياً وقتي اکثر مردم خواسته‌اي دارند و چيزي را مي‌خواهند و در واقع اقبال عمومي بر آن قرار مي‌گيرد، بايکوت مي‌شود و با خواسته آنان مخالفت مي‌ورزند.اقبال عامه امر دستوري و تحذيري يا تشويقي و تنبيهي نيست، از قضا هر چه با اين اقبال درافتيد، آن را دفرمه‌تر و بدترش مي‌کنيد.اگر کساني بيش از حد و اندازه خويش – خود را مسئول و رسالت مدار تقلب قلوب و تحول حال آدميان مي‌پندارند و ذائقه خويش را معيار پسند و ناپسند مردمان مي‌خواهند،ديده‌اند که سرکنگبينشان صفرا نموده و روغن بادامشان خشکي فزوده، خواه از هر منابر وتريبون ومسند‌هايي که باشد نتيجه‌اش همين مي‌شود که گاه با درگذشت يک بازيگر يا يک خواننده ويا يک ورزشکار شکل مي‌گيرد.

با مردم و افراد و اشياء مورد اقبال مردم به افق و مدارا و احترام رفتار کنيد، خواهيد ديد که اين مردم، حريم همه چيز خود را نگاه خواهند داشت.شما نگران نباشيد!

يک شهروند