تاریخ 1397/03/22 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4781 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 وقتي که ادب اجتماعي رعايت نمي‌شود 
نويسنده : فرزامي

دوست اهل قلمي مي‌گفت: ساعتي از ساعات پيش از افطار را با دوستم، پياده‌روي مي‌کنيم و با تاسف فراوان در مسير خود رفتارهايي را مي‌بينيم که زيبنده‌ي اخلاق استان ما که «شهر اخلاق» و «دارالمرحمه» و «مهد علما و عرفا و ادبا» را به يدک مي‌کشد، نيست. در اين استان، خرقاني‌ها، بايزيد بسطامي‌ها، شيخ علاءالدوله‌ها، حکيم الهي‌ها، حائري‌ها، هراتي‌ها، مهدوي‌ها، دکتر صفاها، کردواني‌ها، شاهرودي‌ها و... زيسته‌اند. به استناد شأن اين عالمان و دانشوران و بسياري از فرهيختگان، خيلي بد است که گروهي به ثمر رسيده باشند بيگانه از ادب اجتماعي و رفتاري و گفتاري و... و حق خود بدانند که هر ناهنجاري‌ را هنجار جلوه دهند!

اين، خيلي بد است که در روز روشن، در روز ماه مبارک رمضان، در ملاءعام، حرمت روزه‌داران رعايت نشود. نمي‌گويم از روي عمد، تظاهر به روزه‌خواري مي‌کنند که خود تجاهر است و حد شرعي دارد. بلکه سخن از بي‌ادبي و ادب نياموختگي است. کمااين که در دل شب، به وقت استراحت و مريض‌داري و در اين وانفسا که به سبب شرايط سخت معيشتي، اعصابي و خويشتن داري‌اي براي کسي نمانده، با موتوسيکلت پرسروصدايي، جوانکي ادب نياموخته، آرامش منطقه و شهري را به هم بريزد و سلب آسايش عمومي کند. بارها شده است که حاشيه‌ي خيابان، جا براي توقف خودرو هست اما از همان سنخ ادب نياموختگان به خود حق مي‌دهند که «دوبله» پارک کنند و سبب اختلال در رفت و آمد خودروها شوند و چون به نصيحت و زبان نرم از آنها مي‌خواهيد که در حاشيه توقف کنند، حالت تهاجمي به خود مي‌گيرند و آماده‌ي برخورد مي‌شوند بدون اين که نياز به چنين جسارتي باشد. کافي است که شما در شهرهاي استان باستاني ما گشتي بزنيد و يادداشت کنيد که چند نمونه از اين بي‌ادبي‌هاي اجتماعي را به چشم خود ديده‌ايد.

و مورد ديگر، همه مي‌دانند که پاکبانان زحمت کش شهرهاي ما به وقت سحر، نظافت منطقه‌ي خود را شروع مي‌کنند و قبل از گرماي هوا، امور نظافت را به پايان مي‌برند، اما بعد از خاتمه کارشان و حتي در حين خدمتشان، با تعجب مي‌بينيد که انواع کاغذپاره و دستمال کاغذي و پوست ميوه و ته سيگار و... سطح کوچه و خيابان‌ها را پوشانده و... به ياد آوريد در جشن و سرور مذهبي، ليوان‌هاي يک بار مصرف رها شده در خيابان‌ها چه توهين‌آميز است و چه پيامدهايي را سبب مي‌شود! بايد پرسيد که اين چه جشن و شادماني است که رنج ديگران را بدون اينکه گناهي داشته باشند، فراهم مي‌آورد؟

عزيزي مي‌گفت که به وقت صبح در کشور آلمان جلو درب هر خانه‌اي شيشه‌هاي شير و روزنامه مي‌بينيد بدون اين که کسي به خود اجازه بدهد، سوء‌استفاده کند و در همين کشور گفته‌اند که انداختن ته سيگار، صدو پنجاه مارک جريمه دارد و حال، بياييد خيابان‌هاي پايتخت همسايه‌ي خودمان را نگاه کنيد که پياده‌روهايش پر ته سيگار است. آن وقت ترکيه براي اروپا خط و نشان مي‌کشد که چرا به عضويت جامعه‌ي اروپا پذيرفته نمي‌شود و باور هم ندارد که به آن دستاوردهاي حقوقي و تربيتي نرسيده است و تامل کنيد که في‌المثل در کدام کشور اروپايي به سياق ترکيه بگير و ببندي هست؟

از طرفي ما خودمان به قول نويسنده‌ي «نخبه کشي در ايران» همه‌ي مظاهر غربي را - از لباس و مد و ابزار و مصنوعات ريز و درشت و لوازم آرايش و چه و چه – پذيرفته‌ايم اما در زبان به غرب بد و بيراه مي‌گوييم! مي‌دانيد چرا؟ براي اين که به گفته‌ي «استاد دکتر ندوشن» آنها با کار و تلاش و فکر به دستاوردهايي رسيده‌اند که ما نرسيده‌ايم. پس هر کس به اندازه‌ي دستاوردهاي خودش حق حيات و زندگي دارد نه بيش از آن، به بيان علماي اقتصاد، هر کس حق مصرف محصولي را دارد که توليد مي‌کند.

در غرب، گاه و بيگاه تظاهراتي هست و اعتصاب‌ها و خواسته‌هاي سنديکاهايي اما در شعارهايشان کجا عباراتي توهين‌آميز از نوعي که در اين سوي عالم شنيده مي‌شود، سر مي‌دهند و از کجا شنيده‌ايد و مي‌شنويد که افراد صد البته ناشناس و خودسر، از هر سويي بدون رعايت هيچ حد و مرزي وارد ماجرا شوند و حرمت بشکنند. اينها ادب‌نياموختگي و عدم رعايت هنجارها و سنت‌هاي نيکو و متاسفانه ما به جاي پيشرفت، پس رفته‌ايم! مي‌گوييد نه؟ نحوه‌ي تعبيرها و سخنان به کار گرفته شده در نسل حاضر و گذشته را مقايسه کنيد آن گاه تامل نماييد که چه ناکجاآبادي را در پيش خواهيم و تازه اينها در استان اخلاق‌مند ماست و امن‌ترين استان و واي به آن مناطقي که هيچ کدام از زيرساخت‌ها و هنجارهاي فرهنگي ما را ندارند!