تاریخ 1397/03/02 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4768 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



  برخي فروشندگان گوشت در گفتگو با خبرنگار روزنامه پيام استان سمنان:
 گوشت کيلويي 52 هزار تومان، خريدار ندارد 

آمار مختلفي از ميانگين مصرف گوشت در بين مردم کشورهاي مختلف از جمله ايران وجود دارد. براي مثال در سال 94 دبير انجمن صنايع گوشتي اظهار کرده بود: طي 90 سال گذشته تغيير و تحولات متعددي در صنايع گوشتي ايران صورت گرفته است .مجيد افلاکي در نشست خبري نمايشگاه بين‌المللي و تخصصي محصولات پروتئيني حلال و صنايع وابسته عنوان کرده بود که ميزان مصرف سرانه گوشت در ايران براي هر نفر سالي 6 کيلو گرم است که اين رقم در ترکيه 27 کيلو، اروپا 45 کيلو و آمريکا و کانادا 70 کيلو است و اين يک نوع فقر غذايي محسوب مي‌شود.وي با بيان اينکه در ابتدا شرکت‌هاي گوشتي کشور کمتر از 12 واحد توليدي بوده است، عنوان کرد: در دوره جنگ تحميلي اين تعداد به 26 شرکت رسيد و اکنون 170 شرکت توليدي انواع فرآورده‌هاي پروتئيني در ايران در حال فعاليت هستند .آمار خوردن گوشت نيز در ايران نشان مي‌دهد که مصرف زيادي را شامل نمي‌شود. البته در آمارهايي نيز ميانگين خوردن گوشت قرمز در ايران 10 الي 13 کيلو بوده است که باز هم از ميانگين جهاني پايين‌تر است. براي مثال کشوري مثل آمريکا ده برابر ايرانيان گوشت مصرف مي‌کنند که البته بخشي از آن را مي‌توان به مسائل اقتصادي و بخشي ديگري از آن را مي‌توان به نوع فرهنگ غذا خوردن خانگي و يا رستوراني نسبت داد. زيرا امروزه در کشورهايي مانند آمريکا رفتن به رستوران‌ها بيشتر رايج است و اين خود باعث مي‌شود گوشت بيشتري مصرف شود.

در اين روزها گراني گوشت باعث شده است مردم مصرف گوشت قرمز را بر سر سفره‌هايشان کمتر کنند و جايگزين‌هاي پروتئيني ديگري مانند مرغ را جايگزين نمايند که هر چند آن نيز با تغييرات قيمتي مواجه شده است. مسئولان وزارت جهاد کشاورزي اعلام کرده‌اند اختلال‌گران و بدحسابان موجب افزايش قيمت گوشت شده‌اند، اما فعالان حوزه دام دلايلي همچون صادرات بي‌رويه، کمبود دام در کشور،گراني خوراک دام و کاهش توليد را عامل اصلي گراني عجيب گوشت قرمز از جمله گوشت گوسفندي مي‌دانند. در حالي که دولت تلاش کرده تا با افزايش توليد و کاهش صادرات دام زنده، همچنين افزايش واردات و عرضه گوشت گوسفندي گرم و گوشت گوساله منجمد بازار اين محصول را متعادل کند، اما تاکنون در اين بخش موفقيتي حاصل نشده است. روند افزايشي قيمت انواع گوشت از جمله گوشت قرمز مي‌تواند در کاهش قدرت توان خريد مردم، کاهش مصرف در سبد خانوار و حذف آن از سبد غذايي خانوار‌هاي کم درآمد و اقشار ضعيف تاثيرگذار باشد به طوري که برخي از خانواده‌ها امکان تهيه اين محصول را نداشته باشند.در کشورهاي پيشرفته و اروپايي انواع گوشت و محصولات پروتئيني با قيمت‌هاي مناسب و ثابت عرضه مي‌شود به طوري که سرانه مصرف همين محصول در اين کشورها بالاتر از ايران است.

گراني گوشت به صورت صعودي مساله‌ي چندان جديدي نيست و به هر دليل و بهانه‌اي قيمت آن در دوران مختف افزايش يافته است.خوردن گوشت نيز از زماني که بشر آن را به شکل آييني و قرباني براي خدايان انجام مي‌داده است تا به امروز رسميت داشته و نمي‌توان آن را به راحتي از ذائقه‌ي مردم جدا کرد و يک عدت غذايي براي بدن به حساب مي‌آيد هر چند اين نياز مي‌تواند اساسي نيز نباشد و خوردن زياد آن نيز داراي مضراتي است که فايده‌هاي زياد استفاده نکردنش را بهتر از ميل کردنش مي‌نمايد.

در اينجا بحث سلامت غذايي مطرح نيست و بيشتر دلايل گراني گوشت را قرار است بررسي کنيم، با توجه به اينکه در حال حاضر ماه رمضان است و شايد مردم بعلت افطاري دادن‌ها و ضعف بدني که به وجود مي‌آيد بيشتر به سراغ خريد گوشت خواهند رفت تا اغذيه‌ي بهتر و پر انرژي‌تري را مصرف کنند. گوشت در بعد از نوروز 97 نيز با سرعت زيادي قيمتش بالا رفته است و سوال اينجاست که چه عواملي در مدت کوتاه باعث رشد سريع قيمت گوشت شده است؟

از طرفي نيز ديده مي‌شود قشري از مردم که به فروشندگان گوشت مراجعه مي‌کنند و به محض به اينکه متوجه مي‌شوند قيمت گوشت بالا رفته است اولين فردي را که مورد انتقاد و يا درد و دلشان قرار مي‌دهند گوشت‌فروشان است به همين علت نظرات چند تن از فروشندگان گوشت قرمز در سمنان را خواسته‌ايم:

موسي جباري يکي از فروشنگان گوشت سمنان مي‌گويد: وقتي قصاب گوشت را از دامدار گران مي‌خرد مجبور است به همان نسبت آن را نيز گران بفروشد و از طرفي نيز دامدار نيز خوراک دام را گران مي‌خرد و مجبور است دام را گران بفروشد. دامدار وقتي بره‌ي شيري مي‌گيرد بايد روز به روز خوراک دام تهيه کند تا بره بزرگ شود و همان قدر نيز بايد پول خوراک بدهدکه آن هم روزانه ممکن است بالا برود و به اين ترتيب دست به دست هم گوشت گران مي‌شود. خوراک هم که معمولا مثل ذرت و غيره وارد مي‌شود و خود اين صادرات و واردات‌ها باعث مي‌شود که گراني گوشت بيشتر شود. در حال حاضر با کمبود بره و گوساله نيز مواجه هستيم و براي همين وقتي بره يا گوساله پيشنهاد مي‌شود مجبور است که آن را کشتار کنيم تا يخچال‌ها را حداقل پر نگه داريم. البته ممکن است بره و گوساله کم هم نباشد اما قيمت بالايي که پيشنهاد مي‌دهند خيلي زياد است. الان نرخ دادند کيلويي 52 هزار تومان اما گاهي براي ما بيشتر از اين هم در مي‌آيد اما خود اين نرخ نيز که به اين سرعت بالا رفته است را هم مردم نمي‌توانند قبول کنند. ما خودمان در هر کيلو پانصد تومان سود داريم .هفته‌ي پيش 48 هزار تومان نرخ دادند، دو هفته قبل 44 هزار تومان بود و چند روز قبل از گوشت 44 هزار توماني، 38هزار تومان. يعني يکباره قيمت گوشت از 38 هزار تومان به 52 هزار تومان رسيده که آن هم وقتي ما مي‌خواهيم دامي را بخريم بيشتر از اين به ما مي‌گويند و خريد آن بيشتر براي ما در مي‌آيد.

شب عيد 97، گوشت 38 هزار تومان بود و يک هفته بعد عيد اين سير صعودي را طي کرد. قبل از 38 هزار تومان مدتي ثابت بود اما به هر حال هر دو الي سه ماه نوسانات قيمتي در سال گذشته هم داشته‌ايم.

براي ما اگر گوشت چه گران شود و چه ارزان سودي که از روي گوشت مي‌بريم يکسان است با اين تفاوت که اگر گران شود مردم کمتر مراجعه مي‌کنند و اين خود يکي از معضلاتي است که شغل ما با آن درگير است. براي همين هميشه به نفع ما قصابان است که گوشت ارزان شود که مشتري ما بيشتر شود و از آنطرف کشتار بيشتر و بهتري انجام مي‌دهيم. سال‌هاي پيش هم قيمت گوشت بالا مي‌رفته است اما اين بار رشدش بسيار سريع بوده است.

سعيد ستوده که پنج سال است پخش گوشت در خيايان امام و همچنين دامداري دارد، مي‌گويد: گوشت در اين ده سال اخير رشد بسيار زيادي داشته است و در اين مدت به نظرم هشتاددرصد مردم آنطور که بايد گوشت نمي‌خورند و دليل آن تنها قيمت گوشت است که نمي‌توانند آن را در اولويت بگذارند. گوشت در اين چند سال از کيلويي بيست هزار تومان به پنجاه هزار تومان رسيده است که باعث شده است مردم نتوانند براي گوشت در سر سفره‌شان برنامه ريزي کنند و نمي‌توانند با خيال راحت آن را خريداري کنند.در همين امروز که گوشت بيش از پنجاه هزار تومان است اگر نرخ کيلويي 25 هزار تومان نيز داده شود باز هم بسياري از مردم که ما مي‌بينيم نمي‌توانند گوشت بخرند زيرا بسياري از هزينه‌هاي مهم‌تر در زندگي‌ها وجود دارد که به خريد گوشت نخواهد رسيد. از آن طرف اين باعث ضرر در شغل ما هم شده است و اگر منطقي فکر کنيم صرف نمي‌کند که به اين شغل ادامه دهيم. خريد وقتي نباشد و مردم هم نتوانند با خيال راحت گوشت بخرند پس عملا ما نيز نمي‌توانيم ادامه دهيم. برخي مي‌گويند دولت گوشت را به سمت گران شدن مي‌برد تا بتواند گوشت‌هاي يخي وارد کند و آنها را راحت‌تر وارد بازار کند و برخي هم مي‌گويند خشکسالي باعث گراني گوشت شده است. خشکسالي باعث مي‌شود چراگاه‌ها کم مي‌شوند و دامدار نتواند غذاي دام را تامين کند و مجبور است که خوراک دام را با هر قيمتي تهيه کند و اين خود نيز بر قيمت گوشت موثر خواهد بود ولي نه در اين اندازه. وقتي حساب و کتاب خواهي کرد و آن سودي را در نظر مي‌گيريم که بايد باشد و نيست مي‌بينيم که به صرفه نخواهد بود. به طور کل به نظرم نه قصابي و نه دامپروري با اين اوضاع آنطور که بايد مناسب نخواهد بود. به نظرم قيمت غذاي دام را بايد مديريت کرد تا بتوان قيمت گوشت را هم کنترل کرد ولي به طور کل اقتصادي که در همه مسائل داراي ريشه‌هاي ضعيفي است به هر شکلي به تمام اقلام مصرفي موثر است. اگر به سراغ کشاورزان نيز برويد آنها نيز دلايلي براي گران شدن محصولي مثل يونجه دارند براي همين خواهيد ديد که هر مساله‌اي در گران شدن‌ها تاثير غير مستقيم خواهد گذاشت. يکي از دلايل ديگر که گراني را در جامعه به دنبال دارد سياست است. به طوري که مواردي که مي‌توان آن را در اقتصاد کنترل کرد به خاطر شکل سياسي بودن که رايج است و هر حرف و عملي در قيمت‌ها تاثير مي‌گذارد. دلالان با يک حرف يک مسئول بازار را تحت تاثير قرار مي‌دهند و فقط منافع خودشان را در نظر مي‌گيرند. بسياري از کشورها با همين منابعي که ما داريم و حتي کمتر ار اين به شکل خوبي در حال مديريت اقتصاد کشورشان هستند اما ما به علت اينکه سياسي به همه چي نگاه کرده‌ايم مديريت اقتصاد از دستمان رفته است. در دامپروري نيز آب، غذا و بيماري دام مشکلات خاص خود را دارد که به چشم نمي‌آيد. خيلي‌ها فکر مي‌کنند ما که گوشت فروشي داريم قيمت‌ها را گران مي‌کنيم. يک موضوعي را که مردم يا حداقل برخي از مردم که ما با آنها سر و کار داريم به ما انتقاد مي‌کنند که چرا گوشت را گران کرديد؟ و بايد کلي توضيح دهيم که گوشت توسط ما گران نمي‌شود و براي ما اين گراني ضرر اقتصادي هم دارد و براي مثال مي‌گويند: وضعتان خوب شده است در صورتي که اين گراني اولين ضررش براي ما خواهد بود زيرا خريد انجام نمي‌شود. نرخ را دولت تعيين مي‌کند و به ما ربطي ندارد. البته مردم هم تحت فشار اقتصادي قرار مي‌گيرند و مي‌خواهند که درد و دلشان را بيان کنند. شما نگاه کنيد که گوشت يا هر اقلام ديگري که گران مي‌شود آيا حقوق آن کارگر يا کارمند و يا هر شغل ديگر زياد مي‌شود که بتواند اين تفاوت را جبران کند؟ پس مجبور است با نان و پنير سر کند چه برسد به گوشت؟ تازه جدا از مسکن، پوشاک، بهداشت و تفريح و غيره که خود از نيازهايي است که با خيال راحت بايد داشته باشد اما اکثريت از آن بهره مند نيستند. خودمان هم کارگر داريم و مي‌بينيم که وضعيت چگونه است و از طرفي وضعيت مردم که مراجعه مي‌کنند را نيز مي‌بينيم. مردم که مراجعه مي‌کنند و يک تغيير قيمت را مي‌بينند مشکلي دارند يا مشکلاتي را بيان مي‌کنند و فقط آرزو مي‌کنيم که مردم دلخوشي را داشته باشند.

شايد مسئولين بگويند بر فرض در شغل ما خشکسالي تاثير زيادي دارد اما به نظرم مديريت اگر باشد ربطي نخواهد داشت. براي مثال چرا گوشت که گران مي‌شود، گوشت‌هاي وارداتي يک‌باره زياد مي‌شود؟ اين نشان مي‌دهد که عده‌اي بدنبال منافع خود هستند. ما مگر خودمان به اندازه‌ي کافي گوشت نداريم، مگر سال حمايت از توليدات داخلي نيست؟ گوشت‌هاي بسته‌بندي يخ‌زده استراليايي کيلويي 30 الي 38 هزار تومان در فرشگاه‌ها است و کسي هم بخواهد گوشت مصرف کند به سراغ آن گوشت‌هاي منجمد خواهد رفت و تفاوتش هم کيلويي بيست هزار تومان است که تفاوت کمي نيست. اگر دولت مي‌خواهد کمک کند غذاي دام را وارد يا ارزان کند چرا گوشت را وارد مي‌کند که از نظر بهداشتي و هم از اقتصادي تاثير منفي خواهد گذاشت. غذاي دام را ارزان‌تر وارد کند و از آن طرف دامپرور هم توليدش بالا مي‌رود و مي‌تواند گوشتش را ارزان‌تر بدهد. البته نمي‌گوييم خشکسالي تاثير ندارد زيرا يک سري دام‌پرور که دام‌ها را اطراف شهر مي‌برند به صورت رايگان به چراگاه‌ها و اگر خشکسالي باشد مجبور است برود غذاي دام بخرد و اين نيز تاثير گذار است. در جاهايي که طبيعت بهتري دارد براي همين معمولا گوشت تا حدودي ارزان‌تر مي‌شود. براي همين شهرهاي شمالي و يا قوچان و شهرهاي اطراف مشهد غذاي طبيعي دام بيشتر و دام نيز بيشتر است. اما به هر حال بر اساس کيفيت قيمت متغير است اما آنقدر چشمگير نيست. ما خودمان در اينجا ماهي چند ميليون اجاره مغازه مي‌دهيم و چند نفر شريک هستيم ولي آنطور که بايد سود کنيم، سودي نمي‌بريم.اين مسئله هم شايد صحيح نباشد که بگويم اما روزانه بيشتر از مشتري نيازمنداني هستند که به ما مراجعه مي‌کنند و کمک مي‌خواهند. گاهي از صبح يک بسته پول پانصد توماني کنار مي‌گذاريم که نيازمنداني که مراجعه مي‌کنند بهشان بدهيم و يا درخواست چند گرم گوشت مي‌کنند که دلمان نمي‌آيد نه بگوييم و فکر مي‌کنم بيشترين مراجعه را نيازمندان به گوشت فروشي‌ها دارند. بارها شده طرف گوشت خريده است و پس آورده است زيرا به پولش نياز داشته است و وقتي اين موارد را مي‌بيني بسيار تلخ است. آلايش‌هاي گوشت مثل سيرابي و غيره هم مردم بيشتر استفاده مي‌کنند نه اينکه چيز بدي باشد اما به علت ارزاني استفاده مي‌شود.

امير عرب که بيش از 25 سال است گوشت فروشي و مدتي هم دامداري داشته است و در مورد نرخ جديد گوشت که 52 هزار تومان است، مي‌گويد: به ما اين نرخ را داده‌اند و همين الان دامدار آمده است و مي‌گويد کيلويي 55 هزار تومان مي‌فروشم که من از او نخريدم. وقتي اينطوري گوشت گران مي‌شود و ما هم سودي نمي‌بريم زيرا مشتري ديگر وجود ندارد. با روزي يک نرخ که نمي‌شود اوضاع را گذراند.ما خودمان مانده ايم چه بايد کنيم؟ دلار الان به خاطر چي مي‌رود بالا؟ و همه چي هم به دلار بستگي دارد زيرا پس از تغيير دلار از بالا هر صنفي مي‌خواهد حق خودش را انگار بگيرد و در گوشت هم موثر است. گوشت از يک طرف صادر مي‌کنند و از يک طرف گوشت يخ زده وارد مي‌کنند.اگر گوشت وارداتي را کمتر کنند، توليد داخلي بيشتر مي‌شود و حداقل يک تعادلي برقرار مي‌شود. اين يک ماه دقيقه‌اي يک جور نرخ داشته است و ما هم مجبوريم کمتر از دامدار بگيريم. از طرفي هم که پوست گوسفند سود ندارد ولي وزنش به حساب مي‌آيد براي همين تا ثبات قيمت نباشد نه من که گوشت فروشم و نه مردم که مصرف کننده هستند همه بلاتکليف مي‌شوند. ماه رمضان و محرم قدرت خريد مردم بيشتر مي‌شود يعني بيشتر خريد مي‌کنند اما با اين حال باز هم نسبت به گذشته مشخص است که مردم کمتر مجبورند که گوشت مصرف کنند. البته براي قشري که وضعيت مالي مناسبي دارد آنقدر تاثير شايد نداشته باشد اما متاسفانه آن قشري که اتفاقا به خاطر اينکه تغذيه‌ي مقوي ندارند نياز دارند که گوشت بيشتري بخورند آنها مورد آسيب قرار مي‌گيرند.

ما دامپروي به صورت محدود داشتيم اما آن هم چند وقتي است که جمع کرديم زيرا مشکلات خاص خودش را داشت. از طرفي هزينه‌هاي خوراک دام و از طرفي نداشتن چوپان و خطراتي که دام را تهديد مي‌کرد به آن تعداد که ما دام داشتيم، ادامه دادنش را منطقي ندانستيم و باعث شد که ديگر ادامه ندهيم. مال زنده به نظرم جزو سرمايه نيست چون همش بايد در حال خرج کردن براي آن باشي. الان تهران شنيدم که گوشت کيلويي 60 الي 65 هزار تومان است. تهران هميشه از سمنان گران‌تر بوده است. و آن هم که دام کلي دارد سعي مي‌کند برود دامش را تهران بفروشد و اگر کيلويي هزار تومان بيشتر بفروشد برايش کلي سود بهتر دارد و در اين زمينه ضعف سمنان اين است که مال‌هايش (دام ) را نمي‌فروشند و تا دقيقه 90 نگه مي‌دارند بعد اينکه تمام شهرستان‌ها مثل فيروزکوه و اطراف کشتار شد تازه نرخ را بالا مي‌برند. بره اينجا مي‌فروشد پنجاه تومان در فيروزکوه گران‌تر هم مي‌فروشد اما چون فيروزکوه محل گذر و يا به اصطلاحا توريستي‌تر است و جمعيت بيشتري از آن عبور مي‌کنند با آنکه گران‌تر است اما فروخته مي‌شود با آنکه الان همه جا در تهران و فيروزکوه مي‌نويسند گوشت سنگسر در صورتي که اصلا فصل گوشت سنگسر نيست. يک ماه ديگه تازه گوشت سنگسر مي‌آيد و الان اکثرا براي سبزوار و قوچان هستند و اين منطقه به خاطر علف منطقه‌هاي کويري و يا سنگسر به خاطر عطري که دارد هميشه بهتر است. همانطور که در مورد سبزيجات هم مي‌شود اين مثال را زد. برخي وقت‌ها شايد بگويند خشکسالي هم موثر است، اما از طرفي هم در کار ما طوري است که وقتي خشکسالي است، علف در دسترس نيست و دامدار مجبور است با قيمت پايين به قصاب دام را بفروشد که دام از بين نرود و اين باعث مي‌شود که گوشت ارزان هم بشود و يا مي‌تواند که ارزان بشود اما چون دامدار هزينه مي‌کند و از طرفي خوراک دام را گران مي‌خرد،مجبور است گوشت را گران بفروشد. يعني از اين زاويه هم نگاه کنيد بايد يک نفر ضرري را بيشتر متحمل شود تا گوشت ارزان‌تر دست مردم برسد. به هر حال اميدوارم که خير و برکت برگردد. بسيار شده که افراد مي‌آيند و مي‌گويند دو هزار تومن گوشت مي‌خواهم و خب ما هم تا جايي که شده است و فهميديم نيازمند است کمي بيشتر گذاشته‌ايم. روزانه تعداد زيادي اينگونه مي‌آيند و چون ما پايين شهر هستيم اين اتفاق زياد مي‌افتد.

ما کشتارگاه که مي‌رويم و دام پرور که مي‌خواهد گوشت را بفروشد با باسکول‌هاي ديجيتال هم که آمده است پنجاه گرم هم حساب مي‌کند و نمي‌گوييم که بد است اما از اين طرف ما به خاطر مشتري‌هاي خاص کم مي‌کنيم. عيبي ندارد که آن حساب مي‌شود اما وقتي احساس مي‌کني در بين مردم هيچ لطفي نيست مثل گذشته و سر چند گرم ممکن است که بحث کنند نشان مي‌دهد بين مردم دوستي‌ها کم شده است.قبلا شايد باسکول دقيق هم نبود اما همان دقيق نبودن بهانه‌اي ميشد براي هواي هم را داشتن. دام‌پرور هواي قصاب را داشت و قصاب هواي مردم را. شايد در گذشته اگر از همسايه‌ات گوشت مي‌خواستي، نان و گوشت بهت مي‌داد ولي الان جرات نمي‌کني با اين قيمت‌ها از همسايه‌ات چيزي درخواست کني. خير و برکت‌ها کم شده است و مردم از هم دور شده‌اند. وقتي اين‌طور مواد غذايي که برکت به حساب مي‌آيد قيمتش بالا و پايين مي‌شود چه انتظاري مي‌توان داشت؟

مردم بسيار متفاوت هستند من قبلا در باغ فردوس گوشت فروشي داشتم و الان در نزديکي ميدان بهشتي. در بالاي شهر که بودم مردم کمتر چربي مي‌خريدند اما در اينجا آلايش‌هاي گوشت بيشتر خريداري مي‌شود و تقريبا همه قسمت‌هاي گوشت راحت‌تر فروخته مي‌شود. از طرفي در اينجا تعداد نيازمنداني که مي‌آيند بيشتر است و در آنجا کمتر و اميدواريم همين باعث خير و برکت بيشتر شود.

مي‌توان نتيجه گرفت مردم با کوچک کردن سفره‌ي خود و يا ضرر کردن‌هاي اقتصادي کنار مي‌آيند و يا عده‌اي بيماري‌هايي را به خاطر تغذيه نا‌مناسب دچار مي‌شوند، مشکل اساسي وقتي به وجود مي‌آيد که اين گراني‌ها مسائل ديگري را در اخلاق اجتماعي به وجود مي‌آورد که در شان انسان‌ها نيست و‌ اي کاش تک تک افراد به نوبه‌ي خودشان چه مسئول و چه مردم تلاش کنند که برکت از سر سفرها بيشتر از اين غريبه نشود.

گزارش و عکس:

عابد ميرمعصومي