تاریخ 1397/02/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4759 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 جعل هويت با پوشيدن لباس‌هاي مارک دار 

بيشتر مدهاي رايج در بين جوانان برگرفته از الگوهاي غربي است. مدگرايي و علاقمندي به مارکهاي غربي تقليد از فرهنگ غربي را در جامعه القاء کرده تا آنجا که اکنون برخي جوانان از نوک پا تا فرق سرشان فرنگي است و اين اتفاق وظيفه مسئولان فرهنگي را دوچندان مي‌کند.

با گشت و گذاري در خيابان‌هاي شهر و ديدن پاساژهاي آن مي‌توان واژه‌هاي پول، مد، مارک و کلاس را با هم پيوند داد و به هويت گمشده جوانان بيش از پيش پي برد.

وقتي وارد پاساژ مي‌شوي چشمانت به جز جوانان به چهره‌هاي عجيب و غريب ديگري هم مي‌افتد، شلوارهاي تنگي که با کمربندهاي رنگين تزئين شده به همراه تي‌شرت‌هايي با شکل و شمايل عجيب و غريب به تن مانکن‌هايي پوشيده شده که با ابروهاي باريک و کلاه گيسي بر سر با موهاي سيخ‌ سيخ خودنمايي مي‌کنند.

در حين گردش در ميان پوشاک‌هاي مارک‌دار به چند جوان برخورد مي‌کنم که در حال انتخاب مانتويي براي دوستشان هستند. يکي از آنها مي‌گويد: اين مارک بهتره، خارجيه، هم رنگ خوشگل داره هم جنسش از اون يکي بهتره.

از او مي‌پرسم قيمت اين مانتويي که انتخاب کردي چنده؟ با تعجب مي‌گويد: 510 هزار تومان با تخفيفش 500 تومان هم مي‌ده. از او در مورد اصرارش براي خريد لباس مارک‌دار جويا مي‌شوم مي‌گويد: مارک لباس هويت من است، از روزي که يادم مي‌آيد از همين پاساژ خريد کردم.

در حالي که نگاهي دوباره به مانتو مي‌اندازد زير لب مي‌گويد اين بدترين فحش است که کسي به اصل بودن لباس‌هايم شک کند. اما اين روزها اينقدر مارک تقلبي اومده که تشخيص دادن مارک اصلي خيلي سخت شده ولي کسي که اين کاره است مي‌فهمه.

او بالاخره انتخابش را مي‌کند. همان مانتوي 500 هزار توماني را مي‌خرد. از او در مورد شغل پدرش مي‌پرسم با عصبانيت مي‌گويد: کارخونه داره.

پارسا به دنبال تي‌شرت معروفي مي‌گردد. مستقيم خودش را به پلکان مي‌رساند و از آن بالا مي‌رود، گويا مي‌داند مقصدش کجاست. به يکي از نمايندگي‌ها وارد مي‌شود و تي‌شرت مورد علاقه اش را با قيمت 300هزار تومان مي‌خرد.

به محض خروج با سئوالم که چرا بقيه مغازه‌ها را نگشتي روبرو مي‌شود و مي‌گويد: من به اين مارک خيلي علاقه دارم و به نوعي بهش وابسته‌ام.

در پاسخ به اين سوالم که چرا دنبال لباس‌هاي مارک‌دار مي‌گردي، مي‌گويد: آدم نبايد هر لباسي تنش کنه، لباس بايد شخصيت بده.

يکي از فروشندگان لباس که در پاساژي کار مي‌کند، مي‌گويد: بيشتر کساني که به سراغ مارک مي‌آيند از طبقه مرفه جامعه هستند.

احسان به لباس‌ها اشاره مي‌کند و مي‌گويد: افرادي که اينجا خريد مي‌کنند برايشان قيمت بالاي آن کالا اهميت ندارد، بيشتر آنها جواناني هستند که به دنبال اجناس مارک‌دار و خاص مي‌آيند.

مونا ديگر فروشنده اين مغازه که در حال چيدن مانتوهاي به قول خودش اصل ترک است مي‌گويد: تا ماهواره يا تلويزيون يک لباسي را نشان مي‌دهد فردا همه جوانان به دنبال آن هستند. به نظر من برخي جوانان چون دغدغه ندارند و به هيچي فکر نمي‌کنند دنبال اين مسائل مي‌روند. دغدغه آنها کلاس گذاشتن با مارک شلوار و تي‌شرت و مانتوهايشان است. چيز ديگري براي عرضه ندارند.

يکي از فعالان صنف پوشاک مي‌گويد: مد و اينکه از کجا يک لباس مد مي‌شود حتي من فروشنده هم نمي‌دانم ولي يک باره مي‌بينيم بين توليدکنندگان يا در جامعه مي‌گويند فلان پوشاک مد است يا فلان رنگ رنگ امسال است.

وي مي‌گويد: بازار پوشاک که متاسفانه در خدمت چيني‌هاست و اغلب همين لباس‌ها را مي‌پوشند ولي آنچه باعث پيدايش مد مي‌شود، کسي واقعا نمي‌داند چيست.

ماهواره مهمترين ترويج دهنده مد روز است

وي درباره مارک‌دار بودن لباس‌هاي فروشگاه مي‌گويد: پوشيدن لباس‌هاي مارک فقط براي يک عده اقشار مرفه مهم است و دائما به دنبال اين مارک يا آن مارک هستند در بقيه اقشار که 80درصد جامعه را شامل مي‌شوند اغلب مردم نمي‌دانند چه بپوشند شايد به دليل اينکه سعي نشده طراحي‌هاي لباس کشورمان را زياد جدي بگيريم.

وي درباره پوشش‌هاي عجيب و غريب برخي جوانان مي‌گويد: ماهواره راه مستقيم‌تري براي جوانان است تا فلان خواننده يا هنرپيشه را مدل لباس يا موي خود کنند حتي اگر اين مدل غيرمتعارف باشد.

وي که خود ظاهرا ساده و مرتب لباس پوشيده مي‌گويد: اين روزها آنقدر دردسر زياد شده که خانواده‌ها زياد توجه نمي‌کنند پسر يا دخترشان چه مي‌پوشد ولي خيلي موارد هم خانواده چون خود الگوي خوبي براي فرزندش نيست در نتيجه جوان نيز براي انتخاب پوشش دچار تضاد مي‌شود.

دختر جواني که با زحمت فراوان سعي مي‌کند شالش را روي نيمي از موهايش که به سبک خاصي ژل خورده و سشوار شده اند، بکشاند با لبخند مي‌گويد: کلي وقت صرف کردم تا مدلش مثل هماني باشد که ماهواره تبليغ مي‌کند.

از وي درباره مد سوال مي‌کنم مي‌گويد: خوب به نظر من مد خوب است و نمي‌شود گفت مدگرايي مسئله‌اي منفي در جامعه است ولي بايد حساب جيب خانواده را هم داشت نه اينکه قرار باشد با مدهاي فصلي پيش برويم ولي وقتي آدم وارد خيابان مي‌شود يک عالمه لباس چشمک مي‌زنند.

وي ادامه مي‌دهد: مهم اين است که لباسي که مي‌خرم تن پوشش خوب باشد و دوستانم تاييدش کنند.

مغازه‌دار جواني 25ساله است. وي درباره مد و پيدايش مد مي‌گويد: من فکر مي‌کنم طراحان لباس مد را در دست دارند و بعد لباسي که طراحي شد سر از بازار درمي آورد اگر مشتري استقبال کرد که توليد کنندگان براي حضور در گردونه رقابت خريد و فروش يورش مي‌آورند و اگر استقبال نشد سريعا از تيررس نگاه حذف مي‌شود.

از وي درباره الگوهاي لباس مي‌پرسم، مي‌گويد: در کشور ما متاسفانه کمتر الگوهاي مناسب براي لباس داريم طراحاني که بتوانند نياز جامعه را برطبق فرهنگي ايراني اسلامي بودنمان تامين کنند، کمتر هستند و يا اگر هستند کارشان جدي گرفته نمي‌شود.

وي ادامه مي‌دهد: البته خانواده و تربيت خانوادگي در انتخاب مدل لباس و يا همان پيروي از مد، بي‌تاثير نيست اگر خانواده من نوعي، فرهنگ پوشش و در اجتماع بودن را اصولي به من آموزش داده باشند خود به خود به دنبال لباس‌هاي عجيب و غير متعارف نمي‌روم.

پوشش ظاهري ساده‌اي دارد و در حال پيچيدن يک لباس براي مشتري، ادامه مي‌دهد: مشتريان خاص خود را در اين مغازه داريم و به دليل اينکه شعبه‌اي از يک فروشگاه بزرگ در کشور هستيم اجناسمان به نظر گران قيمت مي‌رسند که در اين مورد مقصر نيستيم.

وي مي‌گويد: معمولا بسياري از جواناي که اطراف خود ما هم زياد هستند برايشان تازه بودن مدل لباس يا مو مهم است و کاري به اينکه کيفيت داشته يا متناسب با شان جامعه باشد ندارند و همين نکته باعث ايجاد مدهاي ناپسند مي‌شود.

مغازه ديگري که به آن وارد مي‌شوم با چند پله از سطح خيابان جدا مي‌شود مشترياني زيادي دارد صبر مي‌کنم تا مشتري‌ها رد شوند، يک مغازه با پوشش‌هاي زنانه جايي که خانم‌هاي زيادي در حال عبور براي ديدن اجناسش حتما سرکي به ويترين مي‌کشند.

قيمت بالاي اجناس و البته نامتناسب بودن قيمت برايم عجيب است خانم مغازه‌دار که خود نيز موهايش را با گونه‌اي خاص آرايش کرده، درباره مد مي‌گويد: مسئله اينجاست که مد‌ها اين روزها فقط جيب خانواده را خالي مي‌کنند ولي چيزي که از تغيير مد مورد انتظار است را تامين نمي‌کنند.

وي درباره انواع مدل و فرق آن با مد شدن مي‌گويد: گاهي يک لباسي با مدلش مد مي‌شود و خيلي‌ها را جذب خود مي‌کند ولي گاهي لباس‌هايي که هيچ هويت و يا طراحي خاصي ندارند صرفا به دليل خاص بودنشان به عنوان مد روز مطرح مي‌شوند، مانتوهاي مدل دار، پالتوهاي مارک‌دار و...بخشي از مدهاي روز را شامل مي‌شوند.

وي با اشاره به اينکه براي اغلب مردم در معرض ديد بودن خيلي مهم است، ادامه مي‌دهد: بعضي از مردم براي ديدن مدهاي جديد بي‌قراري مي‌کنند و چند روز بعد از پوشيدن لباسي که تازه مد شده دوباره راهي خيابان و بازار مي‌شوند، ماهواره راحت‌ترين راه براي اين است که بداني چه چيزي بپوشي يا چه مدل مويي استفاده کنيم.

وي با اشاره به گذرا بودن مد‌ها مي‌گويد: شخصا خودم هيچ گاه دنبال مد نيستم چون واقعا هزينه‌اش را ندارم ولي براي پوشيدن لباس مارک‌هاي معروف شايد وسوسه شوم پول خرج کنم.

نقش خانواده در الگوبخشي به جوانان پر رنگ شود

خانم جوان مي‌گويد: متاسفانه جوان‌ها اين روزها ساز خود را مي‌زنند در هر خانواده‌اي چه خوب چه بد بزرگ شده باشند اين دوستانشان هستند که تعيين مي‌کنند چه بپوشند يا کجا بروند و به نظر شخص من ذات هر آدمي در پوشش ظاهري وي موثر است.

مغازه‌دار ديگري مي‌گويد: مشتري‌هاي ما اغلب جواناني هستند که با خانواده به خريد مي‌آيند و طالب سادگي لباسشان هستند.

وي که 25سالي سن دارد ادامه مي‌دهد: شخصا علاقه زيادي به پوشيدن لباس‌هاي مارک دارم و پولش را هم مي‌پردازم ولي اينکه بخواهم هر روز مدل لباسي و يا مويي عوض کنم اصلا علاقه‌اي به اين کار ندارم چرا که زيبايي خاصي در سادگي است که در رنگ‌ها و مدل‌هاي دهان پرکن وجود ندارد.

وي مي‌گويد: همه مردم اين روزها مدل‌هاي مورد نظرشان را در لباس و مو از ماهواره مي‌گيرند ولي در مورد لباس با توجه به قيمت بالاي اين نوع لباس‌ها حتي کشوري مثل ترکيه که تنوع مدل‌هايي که به ايران مي‌فرستند بالاست، نيز اجناس درجه يک را براي ايران نمي‌فرستد چرا که مشتري با قيمت 700دلار براي يک تکه لباس کوچک در ايران کمتر است.

وي ادامه مي‌دهد: شايد بيشتر از 60درصد مردم نمي‌دانند چه بپوشند مشکل اينجاست که الگوي خاصي براي خودشان ندارند به طور مثال نمي‌دانند کفش اسپرت را نبايد با شلوار پارچه‌اي ست کرد و يا کتان را هيچ گاه با کفش رسمي هماهنگ نکنند.

وي اظهار نظرهاي خاصي دارد: وقتي فلان هنرپيشه فلان کت را به تن مي‌کند و تبليغ مي‌کند مردم به دليل اينکه تصور مي‌کنند به تن آنها نيز زيباست آن را مي‌خرند و بعد از مدت کوتاهي از اين انتخاب دلزده مي‌شوند و اين به دليل خريدهاي احساس و تحت تاثير شخصيت‌هاي خاص است.

حرف براي گفتن زياد است و در مجال اين مطلب نمي‌گنجد، بازار لباس و پوشاک داغ است و هر روز يک مدل مانتو، تي‌شرت، کت و شلوار و حتي مدل‌هاي عجيب روسري و شال سر از بازار پوشاک در مي‌آورد و شايد يکي از دلايل اين تضادها نبود متولي خاص و همچنين طراحي‌هاي متناسب با فرهنگ ايراني ماست.

با اين وجود به نظر مي‌آيد در بازار پر‌هياهوي مد و لباس که عليرغم شعارهاي مسئولان فرهنگي در دست مدل‌هاي چيني و اروپايي رها شده است هيچ الگوي لباس متناسب با مذهب و فرهنگ ايراني وجود ندارد و مسئولان جوانان را در اين بازار پر رنگ و برق تنها رها کرده اند.

متأسفانه امروزه خريد محصولات با برندهاي بين المللي و مارک پوشي معضلي اجتماعي است که روز به روز اقتصاد کشور و فعاليت‌هاي کسب و کار توليد کنندگان و کارآفرينان(خصوصاً بخش خصوصي) را بيشتر آزار مي‌دهد. مارک و برند از فرزندان عصر جديد هستند، مثل ساير فرزندان مدرنيته از قبيل؛ اينترنت، ترافيک، چت، استرس،کافي شاپ و غيره.

خيلي‌ها علاقه‌ي شديدي به استفاده از لباس‌هايِ مارک‌دار معروف پيدا کرده‌اند. به نظر اين کار به سه دليل اتفاق مي‌افتد؛ کيفيت متفاوت، چشم و هم چشمي و مدگرايي. اين پديده نه تنها در کلان شهرها بلکه در شهرهاي کوچک و حتي برخي روستاهاي کشور نيز تسري پيدا کرده است.

گرايش به مد و مدگرايي، برند و مارک‌پوشي اکنون به يکي از دغدغه‌هاي اصلي بسياري از خانواده‌هاي ايراني تبديل شده است. استفاده از نشان يک شرکت توليدي مشهور بين‌المللي و تب مارک پوشي و برندگرايي چنان افراد جامعه را مبتلا کرده که حاضرند با قيمت‌هاي بسيار بيشتر محصولاتي را که با بدترين کيفيت در کارگاه‌هاي خانگي چين و يا توسط توليدکنندگان به اصطلاح زير‌زميني، تنها به دليل داشتن نشان و مارک يک کارخانه معتبر اروپايي و يا آمريکايي تهيه شده خريداري نمايند.

تب فراگير «مارک بازي» باعث شده خيلي از افراد، براي خريد لباس‌هايي با برند خارجي تا چندين برابر قيمت آن را بپردازند اما اگر همين لباس‌ها با مارک ايراني عرضه شود، خواهاني ندارد.

لباس‌هايي که با برندهاي معروف دنيا در بازارهاي شناخته شده ايران، قيمت‌هاي نجومي را به رخ خريداران مي‌کشند. همين وفور تقاضا موجب شده تا در بسياري از موارد اجناسي تقلبي به جاي نسل اصل به برخي از مشتريان فروخته شود و اين نکته جالب توجه است که براي عده‌اي تنها مارک مهم است و حتي اصل بودن نيز مهم نيست.

با نگاهي عميق به اين موضوع درمي يابيم که مارک‌گرايي ممکن است به مرور زمان براي برخي از افراد تبديل به نوعي جنون و بيماري رواني شود. چراکه فرد را نسبت به خود چنان وابسته مي‌کند که براي داشتن يک جنس حاضر به پرداختن مبالغ گزاف مي‌شود و حاضر است مدت زمان بسياري را صرف کند تا کالاهاي متعددي را تماشا و از ميان آنها انتخاب کند.

حد متوسط اين حالت را مي‌توان به افرادي نسبت داد که در زمان آغاز فروش فوق العاده برخي از اين فروشگاه‌ها، حاضرند ساعت‌ها در صفي طولاني بايستند و ملتمسانه به ويترين فروشگاه بنگرند تا بتوانند به آن اجناس دست پيدا کنند.

محمد خامنه روان‌شناس در خصوص مد و تب آن در بين جوانان مي‌گويد: مد امروز به يک معضل اجتماعي در بين جوانان برخي نقاط مبدل شده است. اين افراد براي اينکه از ديگر همسالان خود عقب نمانند، حتي در برخي از موارد تمام حقوق يک ماهه خود را براي خريد لباس مارک‌دار هزينه مي‌کنند. البته اين افراد هيچ گاه توجهي به نوشته‌ها يا زيبايي لباس ندارند و هرچه را مد شود مي‌پوشند.

به گفته اين روان‌شناس، البته بين لباس خارجي با کيفيت مارک‌دار و لباس‌هايي که تنها مارک دارند تفاوت زيادي است. متاسفانه جوانان ايراني بيشتر به مارک‌دار بودن توجه دارند که اين مساله ناشي از کمبود توجه است. در واقع فرد با خريد اين گونه لباس مي‌خواهد که ديده شود.

با نگاهي عميق به اين موضوع درمي يابيم که مارک‌گرايي ممکن است به مرور زمان براي برخي از افراد تبديل به نوعي جنون و بيماري رواني شود چراکه فرد را نسبت به خود چنان وابسته مي‌کند که براي داشتن يک جنس حاضر به پرداختن مبالغ گزاف مي‌شود و حاضر است مدت زمان بسياري را صرف کند تا کالاهاي متعددي را تماشا و از ميان آنها انتخاب کند

اصلاح برندگرايي از مسير آموزه‌هاي

اجتماعي امکان‌پذير است

البته نبايد از اين واقعيت غافل شده که هجمه‌ي مصرف بي‌رويه‌ي کالاها و برندهاي خارجي تنها يک معضل اجتماعي و ناشي از نقص‌هاي فرهنگي نيست بلکه بخش عمده‌ي آن ناشي از کيفيت نامطلوب و عدم دقت در برخي از توليدات داخلي است، اما به هرحال اصلاح اين رفتار از مسير آموزه‌هاي اجتماعي امکان‌پذير است زيرا بيشتر افرادي که به دنبال استفاده از مارک‌ها و برندهاي معروف هستند، دچار احساس کمبود در شاخصه‌هاي فرهنگي، تحصيلي، تخصصي، اخلاقي و اجتماعي هستند و همين امر سبب تمايل آن‌ها به فخرفروشي از طريق استفاده از برندهاي معروف مي‌شود.

جوانان در عرصه اجتماعي بايد به دور از اهميت دادن به تبليغات و فرهنگ کاذب به واقعيت‌هاي اجتماعي خود توجه کنند و اجازه ندهند به شخصيت و فرهنگ آن‌ها اهانت شود. براي اصلاح اين رفتار ناصحيح اجتماعي مطبوعات و رسانه‌ها نقش مهمي دارند. البته پيش از فرهنگ‌سازي رسانه‌ها، خانواده‌ها به عنوان گروه مرجع نخستين، بايد به آموزش کودکان در اين زمينه بپردازند.

علاوه بر خانواده‌ها که نقشي اساسي در انتقال آموزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي دارند، ساير گروه‌هاي مرجع، نظير هنرپيشه‌ها و ورزشکاران نيز بايد الگوهاي استفاده صحيح از برند باشند که البته متأسفانه در جامعه ما اين هنجارآفرينان، خود عاملي براي انتقال هنجارهاي منفي شده اند. در صورتي که با فرهنگ‌سازي موفق به کنترل اين مقوله نگرديم به طورحتم بايد منتظر ايجاد بحران هويت اجتماعي و سرگشتگي فرهنگي در ميان جوانان باشيم.

به اصل و ريشه خودمان برگرديم

پيروي از الگوها و مدهاي غربي و پوشيدن لباس با آرم خارجي يا تقليد از مدل موي سرفلان فوتباليست نمي‌تواند به ما شخصيت بدهد. عوامل اصلي موفقيت در تمامي زمينه‌ها خودباوري (اعتماد به نفس) و پايبندي به اصول اعتقادي و ارزش‌هاي اخلاقي است. تا زماني که علم و دانش در وجود ما شکوفا نشود و زيرساخت‌ها‌ي شخصيت ما مبتني بر الگوهاي فرهنگ اصيل اين مرز و بوم شکل نگيرد آرايش ظاهر و تقليد از مدها و الگوهاي ديگران جز بحران هويت و دور شدن از اصالت فرهنگي خويشتن نتيجه‌اي ندارد.

پس بياييد يک بار ديگر در رفتارمان تجديد نظر کنيم و اصالت‌هاي فرهنگي‌مان را در پرتو جذابيت‌هاي دروغين فرهنگ بيگانه از دست ندهيم. همان گونه که ميل به امروزي شدن و مدگرايي (که از ويژگي‌هاي دوران جواني است) ناخواسته ما را به پيروي از الگوهاي بيگانه مي‌کشاند، غرور و احراز هويت نيز به همين دوره‏ سني اختصاص دارد.

چه خوب است غرور ملي و غيرت ديني را در خويش تقويت کنيم و ميل به امروزي شدن و مدگرايي را با الهام گرفتن از آموزه‌هاي تمدن ساز اسلام و فرهنگ غني اسلامي- ايراني خويش و متناسب با هويت فرهنگي خود به فعليت برسانيم.

عليرضا عربي

خبرنگار روزنامه پيام استان سمنان