تاریخ 1397/02/01 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4742 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 دردسرهاي زندگي خوابگاهي 

پايان دبيرستان، آغاز آرزوي بزرگ راه يافتن به دانشگاه است. خيلي‌ها مسير رسيدن به فردايي مطلوب‌تر، شغل بهتر و عزت و موقعيت اجتماعي را در ورود به دانشگاه مي‌دانند. اما اين مسير بي‌شک داراي فراز و نشيب‌هايي نيز مي‌باشد. گذر از سد کنکور و قبولي در رشته مورد علاقه، تأمين هزينه‌هاي دانشگاه و... براي آنهايي که به دانشگاههايي دور از شهر و استان خود راه مي يابند، البته به مراتب مشکلات بيش از سايرين است.

يکي از بزرگترين اين مشکلات چگونگي اسکان آنها دور از خانواده و موضوع آشناي خوابگاه‌هاي دانشجويي است که البته در ارتباط با دانشجويان دختر در ابعاد بيشتري رخ مي نمايد. خصوصيات فرهنگي جامعه، محدوديت امکانات خوابگاههاي دانشجويان دختر در مقابل افزايش قابل توجه آنها، وابستگي روحي و عاطفي بيشتر دختران خانواده و... از جمله دلايل اين امر مي باشند. اين مشکلات را در ابعاد آشکارتر هر از چند در خبرها شاهد هستيم. اغلب اعتراض‌ها هم به مشکلات و کمبودهاي موجود در خوابگاه‌ها. دانشجويان معترض کمبود امکانات رفاهي، ازدحام بيش از حد دانشجويان در خوابگاه‌ها، وضعيت نامطلوب سرويس‌هاي بهداشتي و آشپزخانه‌ها، نبود امکانات امنيتي و حفاظتي، نبود فضاهاي مطالعه و... اشاره مي‌کند.

سپيده عابديني در اين باره مي‌گويد: معمولا هر اتاقي 4 تخت دارد بدون اينکه حتي يک ميز، صندلي و چراغ مطالعه داشته باشد. وضعيت تلفن ناگوار است. با اين حال و در شرايط حاضر با توجه به افزايش قابل توجه سالانه تعداد دانشجويان حتي اگر چنانچه مي گويند بودجه کم است و غيره، مي‌توانند قدري از امکانات خوابگاه‌هاي برادران را به طور عادلانه به خواهران اختصاص دهند.

وي مي افزايد: مشکل دانشجوهاي شبانه نيز که طبق مقررات خوابگاه بدان‌ها تعلق نمي گيرد، گريبانگير مسؤولين است. به هر حال با توجه به نياز غير قابل چشم پوشي آنها و شرايط سخت مسکن، از اين ظرفيت اندک خوابگاه‌ها، آنها نيز استفاده مي کنند.

دانشجوي ديگري در ادامه اين گزارش به خوابگاهي بودن و سختي‌هاي چهار سال زندگي در خوابگاه اشاره کرد و گفت: خوابگاهي بودن سختي‌ها و شيريني‌هاي خودش را دارد. در روزهايي که خوابگاه را تجربه مي کنيم و سختي‌هايش را به جان مي‌خريم از اينکه به شهرستان رفتيم تا درس بخوانيم احساس پشيماني مي کنيم. خوابگاه پسران دردسرهاي زيادي دارد به خصوص براي دانشجوياني که بيشتر درس مي خوانند و زياد اهل رفيق‌بازي در خوابگاه نيستند. متاسفانه گاهي عدم نظارت روي خوابگاه و زد و بند با مسئولان خوابگاهي کار را به جايي مي‌کشاند که مشکلات زيادي براي عده ديگري از دانشجويان به خصوص در شب‌هاي امتحان به وجود مي‌آيد.

به گفته جواد ملکي تصور مسئولان دانشگاه‌ها اين است که متصديان خوابگاه حواس شان شش دونگ به دانشجويان و عملکردشان هست در حاليکه برخي همين متصديان سبب ساز مشکلات مي‌شوند. تصورش را بکنيد که در شب‌هاي امتحان به جاي اينکه تمرکزمان روي جزوه و درس و کتاب‌ها باشد، بايد به صداي آواز و ساز اتاق بغل گوش کنيم. کتابخانه هم تعطيل است.

وي افزود: قوانيني که دانشجويان ترم بالايي خودشان در خوابگاه وضع مي کنند از همه بدتر است، نظافت در خوابگاه پسران هيچ معنايي ندارد و اگر هم اتاقي‌هاي خوبي داشته باشيم شايد بتوانيم اتاق خودمان را سروسامان بدهيم. شب‌هاي سرد زمستان معمولا سيستم گرمايشي خوابگاهها به دليل فرسوده بودن از کار مي‌افتد و درس خواندن سخت‌تر مي‌شود.

آرزو شربتدار نيز در اين باره گفت: دانشجوهاي خوابگاهي از شهرهاي مختلف و خانواده‌هاي مختلف کنار هم قرار مي‌گيرند و فرهنگ خودشان را به همراه مي‌آورند. سازگاري با اين شرايط کار ساده‌اي نيست. عضوي از يک خانواده کم‌جمعيت در کنار عضوي از يک خانواده پرجمعيت با عادت‌ها و رفتارهاي مختلف فردي بايد براي مدت طولاني کنار هم زندگي کنند.

معمولا دانشجوهاي ساکن در يک خوابگاه از شهرهاي مختلف آمده‌اند و در رشته‌هاي مختلفي هم درس مي‌خوانند. به‌علاوه سال اولي‌ها و چندمي‌ها از هم تفکيک نشده‌اند. همين ناهمگوني زمينه‌ساز مشکلات فراواني در ميان ساکنان خوابگاه است و بيشتر کساني که تجربه زندگي خوابگاهي را دارند، از اين موضوع گله‌مندند.

وي با اين‌که حالا يک سال تجربه زندگي خوابگاهي دارد هنوز با مشکلات خوابگاهش کنار نيامده: «سخت است. هر کس اخلاق و عادت خودش را دارد. من خودم آدم مرتب و تميزي هستم. اصلا تحمل نامرتبي و شلختگي را ندارم. در عوض هم‌اتاقي‌هايم شلخته‌اند و مدام مرا مسخره مي‌کنند که وسواس دارم و سخت مي‌گيرم. هميشه سر تميز کردن خانه و آشپزخانه با هم دعوا داريم. ما 4 نفريم که در يک اتاق زندگي مي‌کنيم و بايد تقسيم کار بين‌مان وجود داشته باشد اما متاسفانه آنها بيشتر دوست دارند دور هم باشند و زحمت زيادي براي انجام وظايف اوليه‌شان نمي‌کشند.

شربتدار افزود: افرادي که در يک اتاق زندگي مي‌کنند در بسياري از موارد از وسايل و لوازم شخصي يکديگر استفاده مي‌کنند. به طور مثال ظروف، کتاب‌ها، ‌دمپايي‌ها و‌ حتي برخي اوقات لباس‌ها به طور اشتراکي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به اين موارد بايد تختخواب،‌ کمد و پتو را نيز اضافه کرد. از طرف ديگر، به علت شکل‌گيري هويتي به‌‌عنوان هم اتاقي و به علت وجود تعارف در ميان افراد، بسياري از اين مسائل مورد پذيرش اجباري قرار مي‌گيرد و مي‌توان گفت: هيچ‌گونه فضاي شخصي يا فردي در خوابگاه نمي‌توان يافت. بيشتر افراد ساکن تحت تاثير اقتضائات و اجبارهاي محيطي حاکم بر آنها از فرديت خود به نفع گروه چشم‌پوشي مي‌کنند يا کمبودها را به عنوان اقتضاي زندگي خوابگاهي مي‌پذيرند.

در حالي که توقع مي‌رود، در يک خوابگاه استاندارد رايانه و امکان استفاده از اينترنت وجود داشته باشد، بسياري از خوابگاه‌ها حتي يک کتابخانه کوچک يا اتاق مطالعه هم ندارند و از دانشجوها انتظار مي‌رود به امکانات موجود در دانشگاهشان اکتفا کنند.

ريحانه يزدي‌فر


 فضاي مجازي جايگزين کتاب و کتابخواني شده است 

موضوع کتاب و کتابخواني در کشور ما سال‌هاست با هشدار کارشناسان و صاحبنظران درباره سرانه مطالعه نااميدکننده مردم همراه بوده است، کتاب در سبد خانوار ايراني گم شده و امروزه فضاي مجازي است که بشر را به پيش مي‌برد و ابزارها و ادوات ديجيتالي در قالب رسانه اگر کاربري به آنها اعتياد پيدا کند، ديگر يک ابزار رام و مطيع نخواهند بود، موجودات سرکشي مي‌شوند که به شيارها و عادات ذهني کاربر شکل و قاعده مي‌بخشند. از جمله ذهن معتاد و کاربر را چنان به تنوع و سرعت گرفتن پيام و تصاوير خود عادت مي‌دهند که ديگر چنين ذهني برايش همنوايي با فضاي رسانه کتاب بسيار سخت و دشوار خواهد شد.

جامعه‌اي که باور دارد هرجا پرسشي مطرح مي‌شود و مسأله رخ مي‌دهد، حتما راه حلي در نقطه‌اي که اکنون پديدار نيست سوسو مي‌زند. در زيست بومي که به روي نقد و گفتگو باز است و منزلت افراد به عنوان عاملان موثر و نه مقصر بازشناسي مي‌شود، راه حل‌ها در کاستن مشکلات و آلام به تدريج يافته خواهد شد. رشد کتابخواني محصول چنين زيست بومي خواهد بود و در کهکشان ديجيتال نيز جايگاه رفيعش را حفظ خواهد کرد.

اهميت کتاب و کتابخواني، پرورش و تربيتِ خواندن از روزهاي اول زندگي و کودکي و در محيط خانه و خانواده شروع مي‌گردد و تا آخرين مراحل و عالي ترين تحصيلات دانشگاهي ادامه پيدا مي‌کند.

عادت نمودن به کتابخواني لازم و کافي نبوده و مي‌بايست نسبت به تحکيم و تداوم آن عادت نمود که هدف و مقصود مطالعه را تحقق ببخشد و براي تداوم عادتِ خواندن مي‌بايست نظام‌‌هاي ديگر هم به ياري و همکاري نظام آموزش بيايند خصوصا رسانه‌هاي همگاني و امکانات و ابرازهاي ارتباطي فراگير نقش پيگير و هماهنگ‌‌کننده را در رشد کتابخواني در جامعه بر عهده بگيرند.

و اکنون وقت آن شده است که اين معضل بزرگ عدم کتابخواني را با جديت و سخت‌کوشي هر چه تمام‌تر از جامعه دور کرد و همه انگيزه‌ها و موانعي که به هر دليل در زمينه کتاب و کتابخواني ايجاد شده است کنار رانده و با ياري، کمک، مردانگي و اراده قاطع تصميم شکست‌ناپذيري گرفته و نسبت به احياي کتاب و کتابخواني اقدام کنيم.

فضاهاي مجازي جانشين کتاب‌ها شده‌اند و با ورود به قرن جديد و آمدن گوشي‌ها و ساير لوازم ديجيتال، بشر از سمت کتاب و مطالعه روي برگردانده است و استفاده از اينترنت مهم‌ترين علت کاهش سرانه مطالعه در ايران و بسياري از کشورهاي جهان است.

امروزه افراد با ورود به اينترنت با انبوهي از اطلاعات و در واقع انفجار اطلاعات روبرو مي‌شوند و اين انبوه اطلاعات باعث مي‌شود، انتخاب براي فرد سخت شود و تعمق لازم و کافي را نداشته باشد.

فضاهاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي اعتياد‌آور است و اطلاعات را به شکل يک قاب و فريم در اختيار افراد مي‌گذارد و منسجم و هدف‌دار نيست.

بايد تدابير کلي انديشيده شود تا سنت کتاب و کتابخواني به فراموشي سپرده نشود و فرهنگ کتابخواني بيش از پيش ترويج يابد.

مهري حسني