تاریخ 1397/02/01 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4742 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 تک فرزندي؛ معضلات و آسيب‌ها 

زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست

در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست

زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد

آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

بيشتر خانواده‌ها به خاطر ترس از عدم تأمين آينده فرزند خود به تک‌فرزندي روي آورده‌اند. بنابراين اگر دولت در اين زمينه اقدامات جدي و تشويقي در نظر بگيرد، قطعا براي رفع نگراني اقتصادي خانواده‌ها بسيار موثر خواهد بود.يک سوم خانواده‌هاي ايراني در زمانه کنوني داراي يک فرزند هستند و يا حتي فرزندي ندارند و اين خود هشدار بزرگي است که بسياري از افراد از آن غافلند.

اگر نگاهي دقيق به نرخ رشد جمعيت در کشور داشته باشيم متوجه مي شويم که با ادامه اين روند تقريبا تا 30 سال آينده جمعيت ايران نه تنها افزايش نمي‌يابد، بلکه از ميزان آن کاسته مي‌شود.

برخي تصور مي کنند اگر يک فرزند داشته باشند آينده خوبي در انتظار فرزندشان است و مي‌توانند تمام خواسته‌هاي وي را برآورده کنند در صورتي که اگر تک فرزندي به يک باور و فرهنگ در کشور تبديل شود ساختار جمعيتي ايران دستخوش تغييرات اساسي شده و به کلي به هم مي‌ريزد.

هر چند خانواده‌ها تک فرزندي را عاملي براي کاهش هزينه‌هاي خانواده مي‌دانند، اما پديده تک فرزندي علاوه بر آثار سوء براي جامعه، براي کودک نيز پيامدهاي منفي کوتاه مدت و بلند مدت در پي دارد که بسياري از پدران و مادران از آن بي‌خبرند.

آقاي مرتضي محمدي يکي از شهروندان سمناني در اين خصوص مي گويد:" به دليل تک فرزند بودن پسرم، من و همسرم تمام امکانات لازم از قبيل رايانه، تبلت، کنسول بازي و وسايل رفاهي را براي او فراهم کرده‌ايم، به طوري که بسياري از هم سن و سال‌هايش به او غبطه مي‌خورند، اما با تمام اين امکانات فرزندم هميشه آرزو مي‌کند که اي‌کاش خواهر و برادري داشت و از تنهايي بيش از حد رنج مي‌برد."

وي همچنين توضيح داد که:" زمان ما، هر خانواده‌اي کمِ کم، سه چهار فرزند داشت آن هم اگر به قول معروف با همين سه چهار تا جنسشان جور مي‌شد. صد البته که بزرگ کردن چند تا بچه با فاصله‌هاي سني کم با امکانات آن دوران براي والدين کار آساني نبود و بعضي‌ها هم براي رفع و رجوع کردن نيازهايشان مجبور مي شدند بچه‌ها را به دنبال کار و کاسبي بفرستند. تحصيل و دانشگاه آنها هم که بماند. درست در اين موقعيت بود که رسانه‌ها تبليغ داشتن فرزند کمتر براي زندگي بهتر را جدي تر دنبال کردند و منافع فرزند کمتر داشتن را به صورت دو‌جانبه يعني هم براي والدين و هم براي فرزندان ترويج کردند. با اين روند کم کم ذهنيت‌ها نسبت به فرزند‌دار شدن تغيير کرد. پدر و مادرها که باسوادتر شده و بيشتر از قبل به درس و مدرسه و آينده بچه‌هايشان حساس شده بودند. کم‌کم به اين نگرش رسيدند که بهتر است به جاي تربيت چند بچه قد و نيم قد با آينده اي نيمه موفق، يک بچه کاملاً موفق تربيت کنند و تحويل جامعه بدهند. از طرف ديگر، آنها فکر مي‌کردند که با داشتن يک بچه مي‌توانند علاوه بر تربيت يک انسان موفق، خودشان هم مجالي براي رشد و پيشرفت هر چه بيشتر پيدا کنند. و اين ذهنيت ادامه پيدا کرد، تا جايي که امروز علي رغم تبليغات متضاد با آن زمان، باز هم خانواده‌هاي سطح متوسط و بالا ترجيح مي‌دهند. همچنان فقط يک فرزند داشته باشند، يک فرزند کاملاً موفق."

اين شهروند سمناني در پاسخ به اينکه تک فرزندي چه مشکلاتي را به دنبال دارد؟ نيز ابراز کرد:" بچه‌هايي که تک فرزند هستند، به دليل اينکه خواهر يا برادري ندارند که رقابت کردن سالم را با او تمرين و تجربه کنند با مشکلاتي در زمينه پذيرش واقعيت‌هاي زندگي روبه‌رو هستند. آنهاکه از زبان والدينشان هيچ گاه کمتر از گل نشنيده بودند، با کوچکترين تشري مي‌شکنند و پا پس مي‌کشند. در حالي که اگر خواهر يا برادري داشته باشند، داشتن رقيب را بهتر درک مي‌کنند و بهتر از عهده موقعيت‌هايي که مستلزم رقابت و پا فشاري هستند بر مي‌آيند."

آقاي محمدي در ادامه در پاسخ به اين سوال که آيا به سالمندي خود انديشيده‌ايد که يک خانواده‌ي خلوت داريد و در کهنسالي نياز به مهر و محبت بيشتري داريد، گفت: "من هنوز از نظر سني آمادگي تولد فرزند ديگر را دارم و از داشتن فرزند ديگر استقبال مي‌کنم، اما آيا دولت تضمين مي‌کند که با داشتن سه يا چهار فرزند از عهده تمام مخارج زندگي به راحتي برآييم و از نظر اقتصادي زندگي معمول داشته باشيم؟ با 45 هزار تومان يارانه و برخي وعده و وعيدهاي دولت که هيچ ضمانت اجرايي ندارد چگونه مي‌توانيم اقدام به فرزندآوري کنيم؟"

خانم شهلا ناصري يکي ديگر از شهروندان که صاحب سه فرزند است در اين باره مي‌گويد:" صحبت کردن درباره معايب تک فرزندي به اين معني نيست که تک فرزندها افراد موفقي نخواهند بود يا همه آنها لوس و ناز پرورده خواهند شد. تک فرزندهاي زيادي هستند که نسبت به بچه‌هاي چند فرزندي خلاق تر و اجتماعي تر هم از آب در آمده اند. اما مسئله اي که وجود دارد، اين است که ما ببينيم در برابر چيزهايي که به فرزندمان مي دهيم چه چيزهايي را از او مي گيريم. هرکسي که طرفدار تک فرزندي هست توجه کند که گرچه ممکن است به فرزندش آسايش بيشتر، تحصيل در مدرسه بهتر، دانشگاه بهتر، کلاس‌هاي متفرقه بيشتر، و خيلي چيزهاي ديگر بدهد ولي يک چيز خيلي مهم را از او خواهد گرفت: داشتن خواهر و برادراني که امروز و فردا پشت و پناه او باشند. واقعاً آيا داشتن بهترين امکانات و رتبه‌هاي علمي و شغلي به تحمل يک لحظه تنهايي و احساس نداشتن يک پشتوانه امن مي‌ارزد؟"

خانم ناصري همچنين از محاسن داشتن خواهر و برادر گفت و ادامه داد:" بچه‌ها رازها و حرف‌هايشان را قبل از آنکه به پدر و مادرشان بگويند، با خواهر و برادرانشان در ميان مي‌گذارند. همينطور خواهر و برادرها بزرگترين سرمايه حمايتي براي روزهاي سخت آينده هستند. بچه‌اي که تک فرزند است مزه اين حمايت را نمي‌چشد. اين نقص در جنبه حمايتي براي والدين هم مطرح است. پدر و مادري که يک فرزند دارند، در زمان پيري فقط يک نفر را دارند که به آنها سر بزند و از آنها مراقبت کند آن هم به فرض اينکه فرزند آنها در آن زمان خودش سالم باشد و نزديک آنها زندگي بکند. در حالي که والديني که چند فرزند دارند در روزگار پيري از چند منبع حمايتي برخوردار مي شوند و حتي اگر يکي از آنها به هر دليلي نتواند به آنها رسيدگي کند، يک يا چند تاي ديگر هستند که دستشان را بگيرند و به آنها عشق هديه بدهند."

وي همچنين توضيح داد:" بچه‌هاي تک فرزند نمي‌توانند به راحتي حق خود را بگيرند و به همين دليل ديگران بيشتر به آنها زور مي‌گويند، تک فرزندها بخاطر عدم علاقه به حضور در جامعه گرايش بيشتري به بازي‌هاي رايانه اي و فضاي مجازي دارند، بنابراين زندگي در کنار خواهر و برادر باعث گرايش بچه‌ها به جامعه مي‌شود و عشق ورزي و همدلي از خصوصيات بارز دانش آموزاني است که در خانواده‌هاي داراي بيش از يک فرزند پرورش يافته‌اند."

ناصري در آخر نيز ابراز کرد:" دعوا و اختلاف بين فرزندان يک خانواده نه تنها مضر نيست، بلکه به آنها زمينه يادگيري مهارت‌هاي لازم براي زندگي در اجتماع را فراهم مي کند بنابراين والدين بايد بدانند که نقش مهمي در بهبود ارتباطات اجتماعي فرزند يا فرزندان خود در آينده بازي مي‌کنند."

خانم راضيه بهادري جواني است که چهار سال از ازدواج او مي گذرد و تنها يک فرزند دارد، بهادري موافق تک فرزندي است و در اين باره مي گويد:" تک فرزندي هم از آن دست پديده‌هايي است که خوبي‌هاي خودش را دارد. وقتي بچه‌اي به دنيا مي آيد و از قضا قل ديگري همراهش نيست دنياي تک فرزندي را نيز با خودش به همراه مي آورد. اين کودک در آغوش مادر و پدري آرام مي‌گيرد که تمام توجه و حواسشان به اوست. براي هر لحظه‌اش نگرانند و حتي صداي نفس‌هايش را مي‌شمرند. اين کودک در يک محيط پر از توجه و امکانات و امنيت بزرگ و وارد دنياي کودکي مي‌شود. حالا براي او چه چيزي بهتر از اينکه مادر و پدرش تمام قد در خدمت او باشند و محبتشان خالص و تک بعدي براي او باشد. او به خانواده خود وابسته مي‌شود و ارتباط خوبي با آن‌ها برقرار مي‌کند."

وي در ادامه بيان کرد:" تک فرزند شما مجبور نيست براي جلب توجه‌تان به رقابت با خواهر و برادرش بپردازد. کودک شما هرگز با خواهر و برادران‌ مقايسه نمي‌شود. تنهايي باعث مي‌شود او مستقل‌تر از ديگر بچه‌ها بار بيايد و از همه مهم‌تر او تمام امکانات مالي و عاطفي خانواده را در اختيار دارد. هزينه کمتر براي خانواده، اين حسن را دارد که بتوانند تمام خواسته‌هاي فرزندشان را به بهترين شکل اجرا کنند. کنترل تک فرزندها راحت‌تر است. صميميت عميقي بين والدين با تک‌فرزندها وجود دارد، فرزند ديگري نيست، تا با ناسازگاري آنان آرامش خانه از بين برود، احساس امنيت و اعتماد به نفس بيشتر براي والدين ايجاد مي‌شود، چرا که با داشتن يک فرزند مي‌توانند بهترين رسيدگي را به او بکنند."

بهادري تک فرزندي را با همه معايبش خوب خواند و گفت: "عامل مهمي که در زندگي کودک مؤثر است، حضور در خانواده‌اي است که فقط شامل افراد بالغ است. اين کودکان پيش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز مي کنند و روحيه اجتماعي نيرومندتري دارند. آنان از والدين خود تقليد و همچون بزرگسالان رفتار مي‌کنند، به گونه‌اي که تحسين و تعجب ديگران را برمي‌انگيزند. کودکان خانواده‌هاي تک فرزند معمولاًبلوغ زودرسدارند. بلوغ اجتماعي اين کودکان نيز ممکن است به حال آنان مفيد باشد. آنها زودتر از ديگر کودکان با مسائلي مواجه مي‌شوند که برخورد با آنها در سنين بالاتر ناگزير است. مسائل و ديدگاه‌هاي خود را به راحتي بيان مي‌کنند و قادرند به والدين خود کمک کنند. آنها زودتر از ديگر کودکان به فعاليت اقتصادي مشغول مي‌شوند و از کار کردن خجالت نمي‌کشند. به نظر من اين کودکان با آمادگي و تجربه زياد به سن بلوغ پا مي‌‌گذارند."

خانم بهادري در آخر بيان کرد: "تک‌فرزندي مانند هر حالت ديگري، مثل داشتن خواهر و نداشتن برادر، يا داشتن خواهر و برادرهاي بيشتر، يکي از الگوهاي خانواده است که مزايا و معايبي دارد و نمي‌توان گفت: به طور مطلق خوب يا بد است. در واقع، هر خانواده بسته به شرايطي که دارد، از وقت و انرژي و حوصله گرفته تا درآمد و امکان خريد و فضاي خانه، بايد بهترين حالت را براي خود انتخاب کند. کودک به هزينه، زمان و حوصله والدين نياز دارد. درباره اينکه نتيجه کار چه خواهد شد، بايد گفت که شيوه صحيح رفتار والدين بيشترين ميزان تعيين‌کنندگي را در اين زمينه دارد."

خانم دکتر شهلا مداح روانشناس و کارشناس اجتماعي در اين زمينه مي‌گويد: "پيش از اين، خانواده‌ها معمولاً تعداد زيادي فرزند داشتند، به طوري که هرکس حداقل سه‌چهار خواهر و برادر داشت و بعضي وقت‌ها حتي خيلي بيشتر؛ اما رفته‌رفته، خانواده‌ها ترجيح مي‌دادند فرزندان کمتري داشته باشند. در واقع به نظر مي‌رسد اين تغيير اجتناب‌ناپذير باشد. در زندگي امروز، در بسياري از خانواده‌ها، پدر ساعات زيادي از روز را بيرون از خانه مي‌گذراند و مادر هم، يا خود شاغل است يا مشغوليتي چون درس دارد. به علاوه، در دوران گذشته، معمولاً خانواده‌ها دور هم زندگي مي‌کردند، مادربزرگ و پدربزرگ و خاله و دايي. بنابراين هميشه بزرگتري براي مراقبت از بچه‌ها بود و لازم نبود، پدر و مادر خودشان تمام مسئوليت‌هايمراقبت از فرزندرا بر عهده بگيرند. آن زمان، آن‌ها از کمک و حمايت ديگران برخوردار بودند؛ اما در زندگي امروز، والدين دست تنها بايد فرزند خود را بزرگ کنند. خوب يا بد، در زندگي مدرن امروزي بسياري به داشتن تنها يک فرزند قانع هستند و وقتي مجموع شرايط را مي‌سنجند، مي‌دانند کهداشتن فرزندبيشتر ساده نخواهد بود. با اين حال، نگرانند از اينکه تک‌فرزندي به نفع فرزندشان نباشد."

خانم دکتر مداح معايب تک فرزندي را برشمرد و گفت: "يکي از معايب تک فرزند بودن ، تأثير آن بر مراحل رشد کودک است. اين کودکان کسي را ندارند، تا با او رقابت يا بازي و دعوا کنند. آنها دوست و همدمي در منزل ندارند، بنابراين برخي از احساسات را تجربه نمي‌کنند و فرصتي براي کنترل و مديريت آنها نخواهند داشت. بلوغ روحي و رواني، پديده‌اي کاملاً ارثي نيست بلکه اکتسابي است. اين بلوغ مواردي همچون شناخت خود، ميزان واقع بيني و انتخاب مؤثر را شامل مي‌شود و به راحتي به دست نمي آيد، بلکه به تجربه‌هايي سخت و طاقت فرسا نياز دارد. کودکي که تک فرزند خانواده است کمتر با مشکلات مواجه مي‌شود و در معرض تجربه کردن شکست، ناکامي، رانده شدن و… قرار نمي‌گيرد و شرايطي را که لازمه بلوغ روحي، رواني است، تجربه نمي کند. اگر والدين، مراقبتي افراطي از تک فرزند خود به عمل آورند و او را به فردي ضعيف و کم تحمل تبديل کنند، فرزندشان از ديگران نيز انتظار خواهد داشت با او چنين رفتاري داشته باشند که اين موضوع ناتواني او را شدت خواهد بخشيد. اگر والدين اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت کننده روبه رو شوند يا امکان آشکار کردن اين نوع احساسات را براي او فراهم نکنند، تحمل وي را برابر اين نوع احساسات ضعيف خواهند کرد."

دکتر مداح در ادامه سخنانش افزود:" تمايل والدين به حمايت از تنها فرزندشان، مانع از آن مي‌شود که فرزندشان عواقب اشتباهات خود را بيازمايد و مسووليت عمل خود را بپذيرد. آنها هيچ گاه در مقام انتقاد از فرزندشان بر نمي آيند، با او مخالفت نمي کنند و همواره تسليم خواسته‌هاي او مي شوند تا از اين طريق مانع ناراحت شدن او شوند. اين والدين مي گويند:فرزندمان هم مثل ما دوست ندارد، ناراحت شود؛ بنابراين با هم معامله مي کنيم تا هيچ يک از ما آزار نبيند. حمايت بيش از حد اين والدين، فرزند را با روحيه حساس و ضعيف تربيت مي کند. هرچه حمايت آنها از تنها فرزندشان بيشتر شود، قدرت و تحمل وي در رويارويي با مشکلات کاهش مي يابد و از اين رو بسيار شکننده و آسيب‌پذير مي‌شوند. در چنين روابط حساس و پر‌اضطرابي است که تک‌فرزند از آزمودن احساساتي که در روابط بين خواهر و برادر شکل مي‌گيرد، محروم مي‌ماند."

اين کارشناس اجتماعي توضيح داد:" مسابقه براي چيرگي يافتن بر ديگران، رقابت با خواهر يا برادر در جلب رضايت والدين،مسخره کردنديگران براي تحقير آن‌ها، توهين به ديگران براي اثبات برتري خود، درگيري براي کسب حق تقدم و بهره مندي بيشتر از مزايا، درد دل کردن با خواهر يا برادر، مشاجره درباره اختلاف و تبعيضي که بين او و خواهر يا برادرش وجود دارد، درگيري با خواهر يا برادر براي تسکين فشارهاي روحي، دفاع از منافع شخصي در ارتباط با ديگران. در خانواده‌هاي تک فرزند، والدين و فرزندان هر دو احساس مي کنند نياز شديدي به يک ديگر دارند. پس ناگزير به مراعات يکديگر هستند، ولي خانواده‌هاي چند فرزندي چنين نيستند، دعواهاي مکرر، جريحه دار شدن احساسات وعصبانيتدر خانواده‌هاي چند فرزندي رايج است و کودکان معمولاً براي کنترل اين احساسات راهي مناسب مي‌يابند و بار ديگر با هم بازي مي‌کنند."

دکتر مداح عوامل متعددي را باني تک فرزندي دانست و گفت: "از آنجا که فرهنگ تک‌فرزندي و کم‌فرزندي به عنوان يکي از اصول زندگي بهتر طي دو‌دهه در ذهن و جان زندگي خانواده ايراني عجين گشته، نمي‌توان انتظار داشت درخت خانواده ايراني با چند مصوبه قانوني تشويقي حمايتي کم‌اثر و موقتي، بدون حمايت‌هاي واقعي اقتصادي و اجتماعي، پربارتر و پرثمرتر شود. به باور بنده حذف باور برتري کم فرزندي از فرهنگ عمومي جامعه، يک فرايند تدريجي است که قبل از هر اقدامي نيازمند، ايجاد تغييرات اساسي در تعاريف، مباني و الگوهاي اثربخش شکل گيري يک زندگي بهتر مبتني بر فرهنگ اسلامي ايراني دارد که بايد با مطالعات علمي و مستند، واقعيت وضعيت کنوني و آينده خانواده و جامعه ترسيم شود. بر همين اساس هدف اين تحليل ترسيم برخي از واقعيات ناشي از فرهنگ تک فرزندي در خانواده ايراني است."

وي همچنين در اين زمينه ادامه داد:" بي شک يکي از دغدغه‌هاي اصلي هرخانواده در کنار تامين نيازهاي اساسي فيزيکي، ايجاد رضايت خاطر در خانواده و تامين امنيت رواني و افزايش نشاط و شادابي آن‌ها با هدف ايجاد رشد عاطفي و عقلاني و اجتماعي فرزندان مي‌باشد. براساس باور حاکم در صورتي که يک خانواده جمعيت کمتري داشته باشد، سقف سرانه هزينه براي نشاط وشادي و تفريح افراد آن افزايش يافته و با افزايش فرزندان، امکانات و شرايط مورد نياز براي تامين دغدغه‌هاي نشاط‌آفرين با محدوديت مواجه خواهد شد. در اين چارچوب فکري بخش قابل‌توجهي از درآمد خانواده صرف تامين امکانات و لوازم و شرايط نشاط آفرين در قالب‌هاي ورزشي و تفريحي و امکانات سرگرمي‌آور واقعي و مجازي مي‌شود که متاسفانه بايد بگويم در اين بستر شکل انواع شادي‌ها وسرگرمي‌ها به صورت سرگرمي‌هاي فردمحور، مجازي کسالت‌آور و انزوا‌آفرين در طولاني مدت تبديل شده و باوجود هم نشيني والدين و فرزندان در زير يک سقف، اين سرگرمي‌ها رفته رفته آن‌ها را به انسان‌هايي با دنيايي کاملا متفاوت از هم تبديل مي‌کند."

دکتر مداح در آخر گفت:" با همه اين اوصاف اگر دولت مشکلات معيشتي روزانه مردم را حل نکند، تمام اين بحث‌ها به فرجامي نخواهد رسيد و آينده‌اي روشن را به همراه نخواهد داشت چون امروزه عامه مردم معيشت خود را فراتر از هرچيز ديگر مي‌بينند."

گزارشگر اجتماعي: مائده شريفي