تاریخ 1397/01/29 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4740 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 چهره جديد پوپوليسم 
نويسنده : حسين زياري

پوپوليسم واژه‌اي است که از اواخر دهه 80 در فرهنگ سياسي و حتي عمومي کشور رواج يافته و به طور روزمره کاربرد فراواني پيدا کرده است. موضوعي که حتي عده‌اي معتقدند فراتر از يک کلمه و به نوعي يک جريان فکري است که توانسته در برهه‌اي از زمان سرنوشت سياسي کشور را مختل نمايد.

اگرچه بسياري از سخنوران و اساتيد در اين باب سخن گفته‌اند اما به نظر مي‌رسد هنوز هم بايد براي رهائي از اين خطر به شناسايي و باز نشر ابعاد و زواياي مختلف پوپوليسم پرداخت.

در يک نگاه ساده پوپوليسم را عوام‌گرايي معنا مي‌کنند و اين تفکر را قرار دادن اکثريت جامعه در مقابل بخشي از جريان قدرت معرفي مي‌کنند، در واقع پوپوليست‌ها همواره با سر و صداي تبليغاتي و هجمه رسانه‌اي سعي مي‌کنند، اينگونه القا کنند که همواره بخشي از حاکميت در حال طراحي توطئه و مبارزه با عامه مردم است. اين‌ها هر خواسته‌اي که برآمده از کف جامعه باشد را عين اخلاق و فراتر از هر قانوني عنوان مي‌نمايند و همواره سعي دارند نشان دهند که در جبهه مردم و بر عليه جريان حاکم در حال جنگ و نبرد هستند.

پر واضح است که در جوامع مردم‌سالار بخشي از نخبگان آن جامعه براي تصميم گيري و اداره آن کشور توسط مردم انتخاب مي‌شوند، اين منتخبان مردم هر روز با مسائل و مشکلاتي مواجه‌اند که آن‌ها را بر سر چند راهي انتخاب قرار مي‌دهد، اولويتي که براي اين انتخاب‌ها در نظر گرفته مي‌شود قطعا منفعت جمعي و بلندمدت است و نه اقدامات زودگذر و مقطعي، از طرفي بسياري از ما در حيطه فردي و به طور روزانه منافع شخصي را به منفعت جمعي ترجيح مي‌دهيم و شايد تصميمات کلان به مذاق مان خوش نيايد.

حال اين سوال پيش مي‌آيد که چاره چيست و کدام راه را بايد انتخاب کرد؟ مصلحت جمعي براساس کار کارشناسي شده و درست يا منفعت اشخاص فقط بخاطر خواسته‌هاي فردي؟

پوپوليست‌ها دقيقا راه دوم را انتخاب مي‌کنند، و رضايت تک تک افراد را بر صلاح جامعه ترجيح مي‌دهند و هر کسي هم که به دنبال مقابله با اين روند باشد را دشمن ملت وانمود مي‌کنند.

سال‌هاي زيادي از ايجاد فله‌اي و بدون مطالعه ساختمان‌هايي تحت عنوان مسکن مهر نمي‌گذرد، درست است که بسياري از مردم صاحب خانه شدند و منفعت تک تک بسياري از افراد رعايت شد، اما آيا به تبعات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، زيست محيطي و... توجهي شد؟

درست است که در سفرهاي استاني رياست جمهور وقت بسياري از نقاط کشور از روستا به شهر و از شهر به شهرستان و... ارتقا يافتند و موجبات شادي لحظه‌اي مردم فراهم آمد اما آيا اوضاع مردم بهتر شد؟

به ياد داريم که در تجمعات و مراسم استقبال و سخنراني‌هاي پر طمطراق به کشاورزان و پيشه وران مجوز حفر چاه‌هاي متعدد داده شد و عنوان مي‌شد "مردم برويد چاه بزنيد و کشور را آباد کنيد و هر کس مي‌گويد نمي‌شود، دشمن مردم و کشور است" اما آيا امروز حال محيط زيست مان خوب است؟ درياچه اروميه به چه روزي افتاده؟ ريزگردها چه بلايي بر سر مردم کشور نازل کرده‌اند؟ خشکسالي در اثر کدام تفکر و تصميمات به وجود آمده است؟و بسياري از اين دست تصميم‌ها که امروز مديريت کشور را با بحران‌هاي بزرگ و بعضا لاينحل مواجه کرده است.حالا امروز پوپوليست در چهره‌اي جديد نمايان شده و سعي در تخريب و تضعيف برخي نهادهاي کشور دارد و سعي مي‌کند با موج سواري و در پيش گرفتن اين روند و رويه رهبري يک حريان تحول خواه در کشور را بر عهده بگيرد تا شايد از اين نمد براي خود کلاهي درست کند.اينکه به بخش‌هايي از حاکميت انتقاد وارد است و نياز به اصلاح دارند حرف جديدي نيست، اينکه دادگاه‌ها بايد منطبق بر قانون و به شکل علني برگزار شوند صحبت امروز نيست، اينکه همه بايد در برابر قانون از خق مساوي برخوردار باشند و همه بايد در برابر قانون پاسخگو باشند را سال‌هاست که اصلاح طلبان فرياد مي‌زنند، بله، همه اين حرف‌ها درست است و اين بخش داستان مشکلي ندارد و شکي به آن نداريم اما حالا اين صحبت‌ها از جانب چه کساني مطرح مي‌شود؟ آن‌ها در زمان خود چه کردند؟ بر سر بسياري از فعالين سياسي و اجتماعي چه آمد؟ و چه اهدافي را دنبال مي‌کنند؟ اين قسمت از ماجرا دچار ايراد است، در نهايت بايد به قول دکتر مصطفي کواکبيان گفت: «لطفا شما ژست دموکراسي و آزادي خواهي نگيريد که به قيافه‌تان نمي‌خورد.»