تاریخ 1396/12/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4723 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 مادر شهيد غلامرضا کرک‌آبادي:
 خانه ام هنوز بوي غلامرضا را مي‌دهد 

سرخه- روزنامه پيام استان سمنان

سکينه صبور مادر شهيد غلامرضا کرک‌آبادي، روزي فرزندش را با جان و دل راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل کرد و امروز به آن افتخار مي‌کند؛ آن روز چشمانش کم فروغ نبود و اما امروز ديگر چشمانش فروغي ندارد.

سکينه خانم با رويي گشاده و چهره اي خندان از ما استقبال کرد؛ او کم‌توان شده است و سال‌ها است که نياز به مراقبت دارد، و مي‌گويد اولاد خوب است، چراکه در چنين روزهايي به داد آدم مي رسند؛ اگر فرزندانم نبودند؛ نمي‌دانستم الان چه کار کنم.

اين مادر شهيد پنج فرزند دختر و دو فرزند پسر دارد؛ غلامرضا در بين پسران بزرگتر بوده است و وقتي راهي جبهه شده 19 سال بيشتر نداشته است.

پدر اين شهيد بزرگوار کارمند راه‌آهن بوده و 11 سال است که فوت کرده است.

اين مادر شهيد به نداي سرخه گفت: الان به دليل کهولت سن ديگر حافظه ام ياري نمي‌کند که خاطرات آن دوران را برايتان بگويم.

سکينه خانم افزود: غلامرضا هفت يا هشت سالش بيشتر نبود؛ اما به نماز توجه بسيار داشت و براي خواندن نماز هر طور بود خود را به مسجد مي رساند؛ صبح‌ها با وجود اين سن کم راهي مسجد مي‌شد؛ به من مي‌گفت مي‌ترسم من به او مي‌گفتم، تا مسجد ذکر بخوان و برو و او نيز هر روز همين کار را مي‌کرد و خود را در آن تاريکي شب به مسجد مي‌رساند تا نمازش را به جماعت بخواند.

وي با بيان اينکه فرزندم خيلي با ايمان و مهربان بود، اظهار کرد: وقتي مي‌خواست به جبهه برود هنوز درسش را تمام نکرده بود و در مقطع متوسطه در دبيرستان دهخداي سمنان درس مي‌خواند و يک روز آمد و گفت: مي‌خواهد به جبهه برود و ما مانعش نشديم و رفت.

صبور گفت: سه بار به جبهه رفت و در سال 61 در منطقه جزيره مجبنون به شهادت رسيد؛ او به اتفاق دوستانش از بيابانک به سمنان و از آنجا راهي تهران شدند و سپس به مناطق عملياتي اعزام شد.

وي بيان کرد: در آخرين حضورش در جبهه سه ماه بود که در مناطق عملياتي بود؛ نزديک عيد بود و مي‌خواست برگردد که به دستور امام خميني(ره) که فرموده بودند رزمندگان عيد را نيز در جبهه باشند؛ ماند و در روز 26 اسفندماه سال 61 به شهادت رسيد و در شب نوروز 62 به خاک سپرده شد.

عشرت کرک آبادي خواهر شهيد نيز در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما گفت: درست در روزي که چهلم شهيد بود دفترچه اعزام به سربازي را به درب خانه‌مان آوردند.‌

وي در ادامه افزود: من و برادرم دو سال با يکديگر تفاوت سني داشتيم؛ خيلي دوست داشتني و مهربان بود.

کرک آبادي بيان کرد: از آنجايي که من سال‌ها است در تهران زندگي مي‌کنم؛ بعد از شهادت برادرم؛ هنوز چهلمش نشده بود، که خوابش را ديدم؛ به من گفت اينجا چه مي کني برو به مادر سر بزن؛ دارد نان مي‌پزد و دست تنهاست؛ صبح که از خواب بلند شدم، بدون هيچ درنگي دست دو فرزندم را گرفتم و راهي بيابانک شدم وقتي رسيدم ديدم مادرم دارد نان مي‌پزد و واقعا هم دست تنها بود. وي افزود: اينکه مي‌گويند شهدا زنده‌اند، حقيقت دارد و در اين سال‌ها چندين بار برايم به اثبات رسيده است.

اين خواهر شهيد گفت: از نظر ايمان بسيار قوي بود و به ريزترين نکات هم توجه مي‌کرد؛ براي مراجع تقليد در قم با وجود اينکه سن و سالي کم داشت، اما نامه مي‌نوشت، تا برايش کتاب بفرستند.

کرک‌آبادي گفت: وقتي برادرم شهيد شد و خبر شهادتش در بيابانک پيچيد خيلي‌ها برايش گريه کردند و ناراحت شدند و به خانه ما مي‌آمدند و مي‌گفتند حيف شد، پسرتان خيلي پسر خوبي بود کارهاي ما را انجام مي داد و يکي مي‌گفت: در برق‌کشي خانه به ما کمک کرده و ديگري مي‌گفت: چون آب روستايمان شور بود؛ براي ما آب شيرين هر روز مي‌آورده اين در حالي بود که هيچ وقت اين کارهايي که براي مردم روستا کرده بود را براي ما تعريف نکرده بود و ما بعد از شهادتش اينگونه متوجه شديم.

وي بيان کرد: برادرم در وصيت نامه اش علاوه بر سفارش به حفظ حجاب و تقوا و پشتيباني از رهبري توصيه‌اي نيز به برادرمان حميدرضا کرده بود و گفته بود "به برادرم بگوييد اسلحه‌ام را زمين نگذارد".

اين خواهر شهيد گفت: راه امام و شهدا بايد ادامه يابد؛ اين همه جوان رفتند و شهيد شدند و تا امروز ما در امنيت و آرامش زندگي کنيم و سرمان بالا باشد؛ پس بايد قدردان خون شهيدان باشيم.


 بعد از 34 سال هنوز چشم انتظار برگشت فرزندم هستم 

سمنان- روزنامه پيام استان سمنان

مادران و همسران شهدا با الگو قرار دادن "ام‌البنين"(ع) شرافت، شهامت و مردانگي را سر لوحه کار خود قرار دادند و همسران و فرزندان خود را براي دفاع از خاک سرزمين خود راهي جبهه‌هاي حق عليه باطل کردند؛ شير زناني که با صبوري در برابر غم فراق عزيزانشان همچنان اسلام را زنده نگه داشتند.

22 اسفند ماه روز بزرگداشت شهداء نام گذاري شده و برنامه‌هايي نيز براي تکريم مادران و همسرا شهدا برگزار شد.

مولود خانم مسکر، مادر شهيد محمود برزويي به قومس گفت: محمود فرزند دوم خانواده بود؛ فرزندم سال 62 زماني که براي سوم يا چهارمين بار به جبهه رفته بود، در حالي‌که قبل از شهادتش يکبار ديگر ترکش به چانه‌اش خورده بود، در سن 24 سالگي در ارتفاعات پنج بين عراق به شهادت رسيد.

آخرين بار که به جبهه رفت 5 روز بعد خبر شهادتش را به ما دادند ولي جسدش هنوز پيدا نشده و بعد از 34 سال از شهادت فرزندم هر بار که زنگ خانه به صدا در مي‌آيد، منتظر رسيدن خبري از او هستم.

وي افزود: من و پدرش خيلي به او اصرار مي‌کرديم که ازدواج کند ولي او به هر بهانه‌اي از اين کار شانه خالي مي‌کرد و مي‌گفت: «رفيقهايم رفتند و شهيد شدند من ازدواج کنم؟ الان وقت ازدواج نيست وقت دفاع کردن از مملکت است» آخرين بار که به جبهه مي‌رفت به ما گفت: اگر اين بار برگشتم ازدواج مي‌کنم، ولي براي خودش تداعي شده بود که ديگر بر نمي‌گردد.

خصوصيات اخلاقي محمود چگونه بود؟

فرزندم از لحاظ اخلاقي در کل فاميل زبانزد بود، پاک و مردمدار بود و تا جايي که از دستش بر مي‌آمد دست به خير داشت. در وصيت نامه‌اش هم به حفظ حجاب، دفاع از مملکت و جلوگيري از پايمال شدن خون شهدا سفارش کرده بود.

حميد‌رضا مي‌گفت: بايد حق آموزشي که از بيت‌المال ديده‌ام را ادا کنم.

خودتان را معرفي کنيد و بگوييد فرزندتان چند سال داشت و چگونه به شهادت رسيد؟

صدري جعفريان هستم مادر شهيد حميد رضا صياد. فرزندم زياد جبهه رفته بود، مجرد بود و سال 63 در عمليات غواصي بدر در شرق دجله به شهادت رسيد، بعد از ده سال لباس‌ها و ساکش را آوردند و قبري به ما دادند.

خصوصيات اخلاقي حميد رضا چگونه بود؟

اخلاقش خيلي خوب بود، با اين سن کمش نمازش هيچوقت قضا نمي شد؛ حميد رضا بسيار اهل مطالعه بود کتاب‌هاي شهيد مطهري و دستغيب را مي‌خواند و آنها را خلاصه مي‌کرد.

آيا خاطره‌اي از فرزندتان به ياد داريد؟

حميد‌رضا آنقدر بچه مثبتي بود که تمام کارهايش خاطره بود؛ يکسري رفته بود کردستان براي امداد گري وقتي برگشت از ناحيه‌ي پا مجروح شده بود، يکي از دوستانش به او گفت: ديگه نرو جبهه مقداري هم به فکر پدر و مادرت باش، او در جواب گفت: از پول بيت المال براي آموزش من استفاده شده است و من بايد اين حق را ادا کنم.

آيا حميد‌رضا وصيت‌نامه هم داشت؟

بله در وصيت‌نامه‌اش به خواهرانش سفارش حجاب کرده بود و نوشته بود: اين راهي است که بايد برويم و سفري است که بايد طي شود، پس چرا ما مانند حسين نباشيم و راه حسين را طي نکنيم.

زهرا اصفهانيان(نوروزي) مادرگرامي دو شهيد بزرگوار سردار شهيد کيومرث و ايرج نوروزي فر هم در خصوص تولد دو پسرش به شاخه طوبي گفت: کيومرث در تابستان سال هزار و سيصد و چهل ويک در روز اول مردا ماه در خيرآياد سمنان به دنيا آمد و پس از سه ماه به سمنان آمديم و ايرج در سيم فروردين سال هزار و سيصد و چهل و چهار چشم به جهان گشود.

مادر شهيد در ادامه افزود: پدر درجه دار ارتش بود و به همين دليل از شهري به شهر ديگر منتقل مي‌شدند، يکي از آن شهرها تهران بود. کيومرث دو سال از تحصيلات ابتدايي و دوره راهنمايي را در تهران گذراند و تحصيلات دبيرستان خود را در دبيرستان دکتر علي شريعتي سمنان ادامه داد.

اصفهانيان با توجه به اينکه کيومرث در سال هزار و سيصد و پنجاه و نه با بهترين رتبه، مدرک ديپلم را در رشته رياضي فيزيک دريافت کرد، گفت: بعد از آن در دانشگاه اصفهان پذيرفته شد.به دليل شروع جنگ، حضور در جبهه را واجب‌تر دانست.

وي اظهار کرد: به جزء کيومرث(حسين) دو پسر ديگر هم داشتم. پسر اول فرامرز که بزرگ تر از شهيد بود ودر سن شانزده سالگي به دليل ناراحتي کليه از دنيا رفت و برادر ديگرش ايرج(ميثم) که در سن هجده سالگي در جبهه مهران و در عمليات والفجر سه به شهادت رسيد.

مادر شهيد تصريح کرد: کيومرث از کودکي تلاوت قرآن را آموخت، قبل از انقلاب يکي از جوانان پرکار و فعال انقلابي بود. روزها در تظاهرات شرکت مي‌کرد و شب‌ها با مبارزين با ضد انقلاب مبارزه مي‌کرد و پس از 3 روز از ازدواجش به جبهه اعزام شد.

اصفهانيان در خصوص تغيير نام دو برادر شهيد يادآور شد: کيومرث هميشه مي‌گفت، نام من حسين است. به دليل اينکه مي‌خواهم حسين وار زندگي و حسين وار بميرم، برادرش ايرج هم نام خود را ميثم گذاشت و دوستانش در جبهه او را ميثم صدا مي‌زدند.

مادر درباره اعزام پسرش ايرج تصريح کرد: در حال تميز کردن خانه بودم که سراغ ساکش را ازمن گرفت با شنيدن اين حرفش ناراحت شدم در جواب ناراحنيم گفت: شما رضايت‌داري که در خانه بميرم و در راه دين، اسلام، قرآن قدم برندارم.

وي از خاطرات پسرش ايرج گفت: در 15روز ماه مبارک رمضان چند سيب از درختي که در حياط وجود داشت برايش در ساکش گذاشتم، تا افطار کند، در زمان شهادتش ساکش را که برايم آوردند، همان سيب‌ها در ساک وجود داشت.

مادر شهيد اظهار کرد: در سال شصت و دو هر دو برادر در کنار هم با دشمن مي جنگيدند، کيومرث مجروح شد، ايرج در منطقه مهران به فيض شهادت نائل شد و دوسال پس از شهادت برادر کوچک‌تر، کيومرث در اروند رود به شهادت رسيد که مزار هر دو برادر در امامزاد يحيي بن موسي کاظم(ع) استان سمنان است.

اصفهانيان در خصوص فدا کردن دو پسرش براي دين و اسلام افزود: فرزندانم را تقديم دين، قرآن، سيدالشهدا مي‌کنم و اين يک افتخار بزرگي است که خداوند به بنده توفيق آن را داده است.


 دکتر ضيائي در جلسه هيأت امناي استان سمنان تأکيد کرد
 لزوم تغيير بينش مديريتي در واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي 

سرويس خبر

مشاور رياست و رئيس مرکز حوزه رياست و روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي، واحدهاي دانشگاهي را به تغيير در بينش مديريتي دعوت کرد.

به گزارش روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد سمنان، دوازدهمين جلسه هيات امناء دانشگاه آزاد اسلامي استان سمنان به رياست دکتر محمدصادق ضيائي نماينده رئيس دانشگاه آزاد اسلامي در هيأت امناي سمنان برگزار شد. وي با بيان اينکه يکي از سازمان‌هايي که اصل 44 به شکل دقيق در آن اجرا شده، دانشگاه آزاد اسلامي است، گفت: شرايط موجود اين دانشگاه با گذشته تفاوت بسيار زيادي دارد و به هيچ عنوان نمي‌توانيم سمت و سياق گذشته را ملاک قرار دهيم.

دکتر ضيائي با اشاره به ظرفيت‌هاي عظيم دانشگاه آزاد اسلامي در بعد ساختاري و نيروي انساني متخصص، واحدهاي دانشگاهي را به تغيير در بينش مديريتي دعوت کرد و گفت: زمان آن فرا رسيده که دانشگاه آزاد اسلامي با 25 ميليون مخاطبي که در کشور دارد، با تصميم‌گيري درست، کشور را به سمت صلاح ببرد.

وي به تصميمات غيراصولي و غيرکارشناسي اشاره و تصريح کرد: تصميمات بدون تعمق دانشگاه، کشور و نظام را دچار آسيب مي‌کند، در حالي‌که اگر 403 مرکز و واحد دانشگاهي در سراسر کشور به شکل مناسبي اداره شوند، تأثيرگذار خواهند بود و ثمرات و برکات آن به کشور و جامعه اسلامي برمي‌گردد.

مشاور رئيس و رئيس مرکز حوزه رياست و روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي با مقايسه گردش مالي دانشگاه آزاد اسلامي و مجموعه وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامي را مصداق بارز اصل 44 قانون اساسي دانست و اظهار داشت: بايد با اين توان و پتانسيل به گونه اي برنامه‌ريزي کنيم که اتاق‌هاي فکر واحدهاي دانشگاهي با توجه به ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاي موجود به سمت دستيابي به خروجي‌هاي شايسته باشد.

وي با انتقاد از انجام کارهاي غيرمحتوايي در پايان‌نامه‌هاي دانشجويي بر فعال‌سازي و هدايت گروه‌هاي آموزشي و اعضاء هيات علمي به سمت پژوهش‌هاي مورد نياز جامعه تأکيد کرد و گفت: بايد نيازها را بشناسيم و از حداقل امکانات، حداکثر بهره‌وري را کسب کنيم تا کارآمد باشيم. وي ادامه اداد: اين دانشگاه به لحاظ اهميت در شرايطي قرار دارد که بنا بر نقل قول صريح رئيس دانشگاه آزاد اسلامي، مورد توجه مقام معظم رهبري است و ايشان به‌ صورت مستمر فعاليت‌هاي دانشگاه را زير نظر دارند.

دکتر شهاب‌الدين چاوشي نيز در اين جلسه خاطرنشان کرد: علي‌رغم توصيه‌هايي که مقام معظم رهبري داشته‌اند، عدم ارتباط دانشگاه‌ها با صنعت و توليد در همه جا محسوس است.

استاندار سمنان با بيان اينکه بهره‌وري در دانشگاه آزاد اسلامي بايد ارتقاء پيدا کند، تصريح کرد: مسئولان طرحي را تهيه کنند تا بتوانيم در شوراي برنامه‌ريزي استان ارتباط دانشگاه آزاد اسلامي را با صنعت و توليد برقرار کنيم.

وي نداشتن دانش لازم در صنايع را دليل اصلي نبود بهره‌وري کافي و عامل ورشکستگي آن‌ها عنوان کرد و افزود: صنعت مي‌تواند با بهره‌گيري از دانش بهره‌وري را افزايش دهد و در عين‌حال دانشگاه را به لحاظ درآمد کمک کند.

در ابتداي اين جلسه دکتر عبدالله خالصي دوست رئيس دانشگاه آزاد اسلامي استان سمنان ضمن ارائه گزارشي از وضعيت دانشگاه‌هاي استان، گفت: شفافيت و انضباط مالي، مديريت و کاهش هزينه‌ها، استفاده از ظرفيت‌هاي اصلي دانشگاه اعم از نيروي انساني و ساير منابع، تمرکز بر توسعه امور پژوهشي و تجاري‌سازي تحقيقات، تبديل دارايي‌هاي سرمايه‌اي بلااستفاده به دارايي‌هاي موردنياز، رونق بخشي به منابع درآمدي جديد و دانش‌بنيان از ويژگي‌هاي رويکرد جديد دانشگاه آزاد اسلامي استان سمنان در تنظيم بودجه سال 97 است.

در اين جلسه طي احکام جداگانه‌اي از سوي دکتر فرهاد رهبر رئيس دانشگاه آزاد اسلامي، دکتر علي خيرالدين و دکتر حسين دامغانيان به‌ عنوان اعضا جديد هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي استان سمنان منصوب شدند.


 بانوي نويسنده مطرح کرد:
 ناکارآمدي دستگاه‌هاي اجرايي در زمينه تهاجم فرهنگي  
 کم توجهي به تربيت اسلامي علل کشف حجاب در کشور

سمنان- روزنامه پيام استان سمنان

بانوي نويسنده سمناني گفت: کم توجهي به تربيت اسلامي در خانواده و عدم آگاهي‌هاي لازم از علل کشف حجاب در کشور است.

طاهره نجم بانوي نويسنده سمناني است که در خصوص عفاف و حجاب کتاب مي‌نويسد، وي در سال 92 در رشته ارشد مباني فقه و حقوق در دانشگاه سمنان پذيرفته شد، و موضوع رساله خود را با عنوان (مباني فقهي حجاب با بررسي جرم شناسي بد‌حجابي) انتخاب کرد.

پس از فارغ‌التحصيلي در سال 93 با استفاده از مطالب جمع‌آوري شده دو جلد کتاب به نام‌هاي حجاب در فقه و انديشه اسلامي و حجاب حق است، يا حکم را به رشته تاليف درآورد.

نويسنده کتاب عفاف و حجاب با توجه به وضعيت عفاف وحجاب در جامعه امروز گفت: نزديک به 40 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد و در 8 سال جنگ تحميلي شهداي گرانقدري جهت تحقق اين انقلاب و حفظ آن به شهادت رسيده‌اند، به طوري که متاسفانه عفاف و حجاب نسبت به اوايل انقلاب وضعيت مطلوبي ندارد.

بانوي نويسنده با توجه به اينکه تا سال 1362 در مجلس مصوبه اي در خصوص عفاف و حجاب وجود نداشته است، اظهار کرد: در سال1362 قانون تعزيرات چنين مصوب شده بود، زناني که بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر مي‌شوند، به تعزير تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد. اعم از ايراني و خارجي- مسلمان و غير‌مسلمان مکلف به رعايت حجاب شرعي در انظار عمومي و معابر شدند.

وي با توجه به نقش وضعيت معيشتي و اقتصادي مردم در زمينه گرايش به بد‌‌حجابي تصريح کرد: مقام معظم رهبري از سال‌هاي گذشته تاکنون نسبت به تهاجم فرهنگي هشدار داده‌اند که توجه قابل قبولي صورت نگرفته است، به طوري که از اين بعد دشمن بسيار موفق و خوب عمل کرده و دستگاه‌هاي اجرايي کارآمد نبوده‌اند.

نجم در ادامه افزود: به گفته بزرگان دين هرگاه فقر از در وارد شود، ايمان از در ديگر خارج مي‌شود. به طوري بسياري از افراد در سخت‌ترين شرايط اقتصادي ايمان خود را حفظ کرده‌اند و اثري در حجاب و عفافشان نداشته است.

بانوي نويسنده در خصوص وظيفه هر يک از نهاد‌ها وسازمان‌هاي علمي، آموزشي و... در اصلاح وضعيت عفاف و حجاب گفت: براساس فرضيه امر به معروف و نهي از منکر، همه دستگاه‌ها به فراخور حال خود بايد احساس مسئوليت کرده و سهمي را به خود اختصاص دهند. آموزش پرورش، دانشگاه‌ها که با نهادينه کردن معارف اسلامي از مهدکودک تا مقاطع عالي تحصيلي همه تحت تعاليم آن هستند، نقش کليدي و اساسي را مي‌تواند در بهبود وضعيت عفاف و حجاب ايفا کنند.

وي علاقمند بودن به عفاف و حجاب را از مهم ترين هدف نوشتن اين کتاب‌ها دانست و بيان کرد: بنده حدود 4 سال قبل از انقلاب در مسير تعاليم دين قرار گرفته و علاقه زيادي به معارف اسلامي در خود احساس مي‌کردم و از نوشتن کتاب سياست خاصي نسبت به امر حجاب داشتم.

بانوي نويسنده تصريح کرد: در سال‌هاي بعد از انقلاب مسئوليت بيشتري در خود احساس کرده و به جمع‌آوري مطالب آموزنده در مورد عفاف و حجاب مشغول بودم. اجراي کميته کتب در زمينه حجاب از ديگر اهداف بنده در خصوص تاليف اينگونه کتاب‌ها است.

نجم درباره علل کشف حجاب در جامعه امروز گفت: کم‌توجهي به تربيت اسلامي در خانواده و عدم آگاهي‌هاي لازم، بي‌عدالتي در نوع رفتار مسئولين و اشرافي گري دستگاه‌هاي اجرايي که موجب سلب اعتماد افراد ضعيف شده و پيروي کورکورانه از فرهنگ غرب از علل کشف حجاب است. وي توجه به تهاجم فرهنگ غربي و هزينه‌هاي دشمن در اين زمينه را از ديگر علل کشف حجاب دانست و افزود: از بين رفتن قبح گناه در نظر عده‌اي از خانواده‌ها که مردانشان غيرت، و زنان عفت را فراموش کرده و کم‌توجهي به روزي حلال در انواع کسب و کار‌هاي دولتي و غيردولتي از عوامل کشف حجاب در جامعه است.