تاریخ 1396/11/24 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4699 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 کار بزرگ، همت مي‌خواهد 
نويسنده : فرزامي

امروز، همه مي‌دانند که انتقال آب از بحر خزر به استان سمنان، کار بزرگ، آينده‌نگرانه و شدني و يگانه راه برون‌رفت، از اين معضل اقليمي است. حتي آنان که در بحث نظري مخالفت عيني و زباني دارند و راي آوري آتي و مصالح شخصي‌شان در استان مبدأ در ميان است نه مصالح استان و حاکميت و کشور است به اين ضرورت پي برده‌اند که اين انتقال حتي مشکل مازندران و استان تهران و قم و ديگر استان‌هاي همجوار را از خطر ريزگردهاي کويري و ديگر عوارض طبيعي و انساني در امان مي‌دارد و نيز مي‌تواند جهت استان‌هاي مجاور، اشتغال ايجاد کند چون استان سمنان ششمين استان بزرگ اما کم‌جمعيت ايران است و توانمندي و تنوع زيست محيطي بسياري جهت پذيرش مهاجران دارد همان گونه که ده‌ها هزار مازندراني را پذيرفته است. از همه مهم‌تر، فرهنگ مدارا و تساهل اين استان است که با آغوش باز مهاجران را به عنوان شهروند مي‌پذيرد و بي‌دريغ، امکانات خود را در اختيارشان مي‌گذارد. به همين علت است که فرهنگ‌هاي متنوع، حتي مهاجران غير ايراني، زندگي بي‌تناقض و بي‌تزاحمي دارند. واقعيت مسلمي که در کمتر ناحيه و اقليمي در کشور مي‌توان نظيرش را يافت و...

اما از اين مقدمه که بگذريم، عليرغم برخي نابرادري‌ها و کم‌لطفي‌ها آن هم از کساني که مي‌دانند و صلاح نيست سنگي بيندازند. اين کار بزرگ، همت عملي مي‌خواهد. نخست اين که اگر دولت، اين انتقال را به عنوان طرحي پذيرفته است و به تصريح دولت مردان و نهادهاي مسئول، اجراي آن عوارضي ندارد و همه حسن است پس حمايت عملي کند و بودجه‌ي لازم و تحقيقاتي بگذارد و بداند که ترديد و انفعال دولت، موجب بدبيني افکار عمومي و بي‌اعتمادي به دولتي است که شعارش، تدبير و اميد است وانگهي، اين طرح ملي، برنامه‌اي استراتژيک و بسيار حياتي است و سرمشقي خواهد بود جهت اجراي برنامه‌هاي ديگري که در اين زمينه در دست اقدام است از جمله، انتقال آب از درياي عمان به کرمان و فلات مرکزي، چون با برنامه‌هاي بسيار نادرست و غيرعلمي که در بهره‌وري از آب‌هاي جاري و زيرزميني داشته‌ايم اگر امروز فکر عاجل و ضربتي اعمال نکنيم، کشوري متروک و خالي از سکنه برجاي خواهد ماند و حداقل اين است که جابه‌جايي‌هاي فشرده و غيراصولي و اجباري در آينده‌اي نزديک در برخي مناطق از جمله مازندران و گيلان داشته باشيم و زندگي را بر آنها نيز سخت و غيرقابل تحمل کنيم. به همين علت است که همه بايد به اجراي چنين طرح‌هايي کمک کنند تا عوارض و پيامدهاي آتي بر آنها و محيط‌شان عارض نشود و اما جهت اجراي اين برنامه‌ي بزرگ ملي نخست ضرورت دارد که در داخل استان، با همت بلند و تعقل دورانديشانه، اقدام عملي موثر و با اعتماد به نفس صورت گيرد ؛ يعني، حرف را کنار بگذاريم و گام‌هاي عملي برداريم. براي اين کار وحدت رويه و احساس نياز و احساس مسئوليت نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي، حتي نمايندگان ادواري، يک ضرورت است. دوم، احساس وظيفه‌ي امامان جمعه‌ي استان، تحت حمايت و هدايت نماينده‌ي محترم ولي فقيه در استان، اصلي بسيار تاثيرگذار است به ويژه آن که دغدغه‌ي امام جمعه‌ي درد آشناي مرکز استان به سبب مراجعات مردم و مسئوليتي که دارند اگر بيش‌تر از ديگران نباشد به استناد بيان نظر مکرر، کمتر از ديگران نيست و مردم هم از ايشان، در اين امر خطير، انتظار ويژه دارند.

سوم همدلي مسئولان ذي‌ربط استان و نيز اهالي صنعت با نماينده‌ي عالي دولت و حمايت از اقدامات مستمر ايشان در اين امر مهم بسيار تاثيرگذار خواهد بود چون تعامل و رابطه‌ي استاندار محترم با هيات دولت، بيش از هر مسئول ديگري است.

چهارم، همدلي و هم زباني و همت تاثيرگذاران و بزرگان اهل استان و نشست‌هاي مکررشان، چيزي نيست که قابل کتمان باشد و مغفول بماند استاني که آن همه بزرگ علمي و اجرايي و اقتصادي و فرهنگي دارد، بايسته است که نسبت به زادگاه خود، نکته‌اي را فروگذار نکنند و قدم به همان راهي بگذارند که بزرگان تبريز و اصفهان و يزد و کرمان و... رفته‌اند آن چنان که امروز شاخص‌هاي توسعه‌شان موجب تحسين همگان است.پنجم، حرکت طولي بنيادهاي توسعه و نهادهاي مردمي است که با تدبيري درست و آگاهانه، جز به وحدت استان و کمک به اجراي چنين طرحي، دقيقه‌اي فرو نگذارند.ششم پرداختن آگاهانه و مسئولانه‌ي اهالي قلم و رسانه به اين انتقال حياتي است براساس تعهدي که در اعتلاي استان و کشور عزيز خود دارند.