تاریخ 1396/11/23 - سایت های دیگر ارتباط با ما درخواست اشتراکآرشیوشناسنامهصفحه اصلی
نسخه شماره 4698 برو جستجو جستجوی پیشرفته  



 طلاق زنگ خطر جدي براي خانواده‌ها 

امروزه شاهد از هم گسيختن بسياري از پيوندهاي زناشوئي هستيم که در اثر اين روند فرزند يا فرزندان آنها در اثر عدم توجه والدين صدمه‌هاي روحي و رواني جبران ناپذيري مي‌بينند و نتايح مخرب طلاق در جامعه به عنوان يکي از مسائل و معضلات مطرح است.

کارشناسان بر اين باورند که درگيري‌ها و جنگ و جدال‌هائي که بين والدين صورت مي‌گيرد هيچ وقت از ذهن بچه‌ها بيرون نمي‌رود و يادآوري آن خاطرات تلخ در بزرگسالي، افسردگي براي او پديد مي‌آورد و اگر نگاهي به راهروهاي دادگاه بيندازيم و يا گذرمان به آنجا بيفتد چه بسيار زنان و مرداني مي‌بينيم که با بچه‌هاي قد و نيم قد و معصوم در راهروها نشسته‌اند.

روان‌شناسان بر اين باورهستند که خانواده‌هايي که فرزندان آنها دائم در نگراني و اضطراب به سر مي‌برند از سلامت روحي و رواني برخوردار نيستند و اينگونه والدين بايد زير نظر روانپزشک باشند ولي متاسفانه در جامعه ما به سلامت رواني کمتر اهميت مي‌دهند.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد عدم شناخت زوجين از يکديگر و ازدواج‌هاي خياباني باعث شده است تا امروز بيش از 70 درصد از بزهکاران در کشور بچه‌هاي طلاق باشند و به همين دليل بايد با فرهنگ سازي مناسب در بين اقشار مختلف جامعه از اين وضعيت جلوگيري شود.

محمدرضا ربيعي درباره طلاق مي‌گويد: يكي از شيرين‌ترين بخش‌هاي زندگي، ازدواج است اما متاسفانه براي بسياري از جوانان اين شيريني به تلخي طلاق مي‌انجامد. متاسفانه يکي از مسائلي که امروزه در جامعه پررنگ‌تر از قبل شده، پديده طلاق است. که به نظر من علت اصلي طلاق در جامعه‌ايران، نداشتن شناخت مناسب زوج‌ها نسبت به يکديگر پيش از ازدواج است. به بيان ديگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصيات و ويژگي‌هاي شخصيتي و رفتاري شريک آينده زندگي‌اش آگاهي ندارد.

آقاي ربيعي همچنين ادامه داد: از نگاه مادي ممكن است مردان شرايط بهتري از زنان مطلقه داشته باشند اما بسياري از آنها نيز گرفتار زندان براي مهريه، از دست دادن شغل و پايگاه اجتماعي به خاطر زندان، زخم‌هاي عميق روحي و عاطفي در مردان ايجاد مي‌کند. در مجموع تمام اعضاي خانواده به خاطر طلاق آسيب‌هاي غير قابل جبران تحمل مي كنند. اما بعد از فرزندان مردان بيشتر از زنان دچار بحران‌هاي فكري، اجتماعي و مادي مي‌شوند.

وي درباره دلايل طلاق را در جامعه امروزي نيز بررسي کرد و گفت: يکي از علت‌هاي اختلاف و طلاق ميان زوج‌ها، تکراري شدن زن و شوهر براي يکديگر است. اين را بايد دانست که رابطه زناشويي مانند يک گياه است و بايد براي رشد آن و جلوگيري از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسيدگي کرد. منظور اين است که حس‌ها و نگاه‌هاي تازه که در روزهاي نخست آشنايي وجود داشته را دوباره بسازيم. تازگي داشتن براي يکديگر سبب مي‌شود که هر دو طرف از لحاظ عاطفي به يکديگر نزديک شوند و حس مهم بودن را به يکديگر انتقال دهند. زماني که زوج‌ها وارد فضاي طلاق مي‌شوند در واقع اين پيام را براي يکديگر مي‌فرستند که «تو براي من مهم نيستي.» اين در حالي است كه هر دو طرف مي‌توانند كارهايي انجام دهند كه براي طرف مقابل تكراري و خسته‌كننده نشوند و طرف مقابل هم اهميت آنها‌ را در زندگي خودش بداند.

وي در ادامه نيز اظهار داشت: علت اصلي طلاق را مي‌توان دست‌هاي دخالت‌گري از بيرون دانست مثلا متاسفانه بسياري از زوج‌ها اين مجال و اجازه را به خانواده‌هايشان مي‌دهند که از همان روزهاي اول ازدواج در زندگي‌شان مداخله كنند. علت اين دخالت به وابستگي فرد به خانواده نخستينش بازمي‌گردد يا اهميت دادن بيش از اندازه به کار و شغل سبب مي‌شود که زوج‌ها نتوانند وقت مفيد و کافي کنار يکديگر داشته باشند که بالطبع اين مسئله باعث مي‌شود محبت در خانواده کمرنگ شود و حتي گاهي يکي از زوجين اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها مي‌دهد، مثلا ممکن است يکي از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند يا اينکه در منطقه خاصي خانه داشته باشد، در حالي كه طرف مقابل چنين تفكري ندارد. وقتي به اين مسائل بيش از حد پرداخته شود عملا سکان زندگي از دست زن و شوهر خارج مي‌شود و روابط به سمت گسسته شدن پيش مي‌رود البته موضوع به اينجا ختم نمي‌شود و زوج‌ها برخي اوقات به فرزندان‌شان بيش از اندازه بها مي‌دهند، به طوري که تصميمات را فرزندان بر عهده مي‌گيرند تا جايي که حتي زن و شوهر به دليل توقعات بالاي فرزندانشان لحظه‌اي نمي‌توانند با همسرشان خلوت كنند و اين موضوع هم دليلي ديگر تلقي مي‌شود.

ربيعي در ادامه راه حل اين مشکل اجتماعي را نيز بيان کرد و توضيح داد: براي شناخت صحيح، زوج‌ها ابتدا بايد خود را بشناسند و زماني که به خودشناسي رسيدند در درجه بعد به دنبال کسي باشند که با توانايي‌ها و ارزش‌هايشان همخواني داشته باشد. براي شناختن يکديگر بايد چند ملاک و معيار را مورد بررسي قرار دهند که مي‌توان اينگونه بيان کرد که از نظر فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي شبيه هم باشند، زيرا نگاه و گفت‌وگوي فضاي زندگي از اين مدخل است به لحاظ مذهبي در يک راستا باشند و به اعتقادات يکديگر احترام بگذارند. تفاوت سني را در نظر بگيرند. معمولا يک ازدواج معقول آن است که پسر بزرگ‌تر از دختر باشد البته اگر طرف مقابل تمام ملاک‌هاي ديگر طرف مقابل را داشته باشد و تفاوت سني را هم دختر و هم پسر پذيرفته باشند مشكلي نيست. بايد هر دو طرف از ظاهر و آراستگي شريک زندگي‌شان خوش‌شان بيايد. اگر چه خيلي از جوانان اين مورد را به عنوان اولين و مهم‌ترين نكته در نظر مي‌گيرند و بعد سراغ ساير ملاک‌ها و معيارها مي‌روند که اين نوع شيوه انتخاب، نادرست است. اين را بايد بدانيم كه نوع، ميزان و نحوه پول خرج کردن در زندگي مشترک بسيار مهم است و اگر در اين زمينه مشكلي باشد، مي‌تواند حتي منجر به طلاق شود.

وي در آخر نيز به خبرنگار پيام گفت: بارها ديده شده است که دختران و پسران جوان براي انتخاب همسر به دنبال شخصي متفاوت از خود در واقع نقطه مقابل خود به لحاظ شخصيتي مي‌گردند. به عنوان مثال ممکن است که دختري اجتماعي با روابط عمومي قوي به دنبال مردي باشد که روابط اجتماعي محدودي داشته باشد، وقتي اين زوج کنار هم قرار گيرند مسلما يکديگر را درک نمي‌کنند و در آينده همين درك نكردن، مسئله ساز خواهد شد. افراد براي انتخاب شريک زندگي‌شان بايد تشابه شخصيتي را مدنظر قرار دهند و شريکي را انتخاب كنند که از هر جهت شبيه خودشان باشد.

در ادامه خانم مينا.الف که طلاق دامان او را نيز گرفته است در مورد طلاق مي‌گويد: درک نکردن صحيح از رفتار و گفتار يکديگر، نداشتن شناخت کافي از روحيات طرف مقابل و عاقبت بي‌علاقگي و سردي نسبت به شريک زندگي خود همه و همه ‌دست به دست هم مي‌دهد تا ابتدا يک طلاق عاطفي را در زندگي زوج‌ها به‌وجود بياورد طلاق معمولا از شکايت و گله‌گذاري زوج‌ها نسبت به هم شروع مي‌شود. انتظاراتي که گفته مي‌شود ولي برآورده نمي‌شود درواقع نيازهاي دوطرف از يکديگر تامين نمي‌شود. به نيازها و خواسته‌هاي ديگري اهميت داده نمي‌شود طوري که انگار زن و شوهر يکديگر را مي‌بينند ولي صداي هم را نمي‌شنوند و اين مرحله آغازين شروع طلاق است.در مرحله بعد نزاع زناشويي رخ مي‌دهد انتظاراتي که قبلا به آرامي مطرح مي‌شد حالا با صداي بلند و داد و بيداد بيان مي‌شود و آرامش نسبي جاي خود را به خشم مي‌دهد، خشمي که خود را به شکل‌هاي گوناگون نشان مي‌دهد. خشم دروني تبديل مي‌شود به صداي بلند، پرتاب کردن وسايل و برخورد فيزيکي‌ با توهين و تحقير. پس از اين مرحله اختلاف‌ها بيشتر شده و ديوار سکوت مابين زن و شوهر قرار مي‌گيرد و اين به معناي نشنيده شدن و نديده گرفتن است يعني هر دو در مقابل يکديگر ناتوان شده‌اند و هرکس به دنياي دروني خود فرو مي‌رود و ديگر اهميتي به طرف مقابل نمي‌دهد که کار به جايي مي‌رسد که براي يکديگر تنها و تنها حکم يک هم‌خانه را بازي مي‌کنند و حتي جاي خواب خود را از يکديگر جدا مي‌کنند. البته اين تنها يکي از تعاريف طلاق و جرقه اين فعل بيان مي‌شود.

اين خانم در ادامه عامل‌هاي طلاق را متفاوت دانست و گفت: فردي که دچار پيدايش نياز طلاق در زندگي خود شده است به خود و سلامت فردي خود بي‌توجه مي‌شود و حتي به سلامت ديگر افراد خانواده نيز اهميت کمتري مي‌دهد، وظايف خود را به درستي انجام نمي‌دهد و مسئوليت‌هاي خود را در مقابل ديگر افراد خانواده به‌سردي و بي‌هيچ ميل و رغبتي انجام مي‌دهد. اگر اين فرد مثل بنده يک خانم باشد نسبت به نظافت منزل و ديگر امور مربوط کندتر از قبل عمل مي‌کند و اکثرا هميشه کارهاي عقب‌مانده يا نيمه‌کاره دارد ولي حوصله و رغبتي براي انجام دادن آن‌ها ندارد و اگر يک مرد باشد نسبت به کار کردن و وظايف خود سردتر از قبل مي‌شود و اين مشکل موجود را دو برابر مي‌کند، آشفتگي روحي و ذهني به آشفتگي ظاهري گره مي‌خورد و وضع را بدتر از قبل مي‌کند. شخص از لحاظ روحي در شرايطي قرار دارد که هيچ رغبتي براي شاد بودن يا حضور در جمع‌هاي شاد ندارد و عموما تنهايي را ترجيح مي‌دهد تا کم‌کم به افسردگي دچار مي‌شود و به جز سلامت روحي که بيمار شده است سلامت جسم نيز به خطر مي‌افتد.

وي در ادامه عواملي همچون اعتياد، عدم حضور پر رنگ همسر در خانواده و توجه وي به کانون خانواده را نيز جز موارد مهم در طلاق خواند و ابراز کرد: نمي‌توان گفت که علت به وجود آمدن طلاق در خانواده‌ها به هم شباهت دارد؛ اين مشکل مي‌تواند در رابطه يک زوج جوان که سن ازدواج آن‌ها 2تا 3 سال است رخ دهد يا مي‌تواند در يک خانواده‌اي که چند بچه کوچک و بزرگ دارند باشد يا حتي در خانواده‌اي که بچه‌هاي‌شان به حدي رسيده‌اند که هرکدام به دنبال زندگي خود رفته‌اند رخ دهد و هرکس براي خود دلايل قانع کننده اي دارد که شايد اطرافيان آن را بي‌اهميت بخوانند.

خانم مينا. الف ديد جامعه به زنان مطلقه را خيلي نامناسب دانست و گفت: جامعه ديد بدي نسبت به زن مطلقه دارد. براي همين بيشتر مواقع مي‌گويم همسرم فوت كرده است. وقتي زن مطلقه مي‌شود، مزاحمت‌ها برايش طبيعتا زياد مي‌شود. براي مثال يک مزاحم داشتم كه 2 سالي بود اذيتم مي‌كرد. تا جايي كه كلي تهمت به من زد و من مجبور شدم از وي شكايت كنم.

وي در پاسخ به اينکه اگر به چند سال گذشته خود مراجعه کني و بخواهي دوباره ازدواج کني چه شرايطي را مد نظر قرار خواهي داد؟ گفت: ازدواج بزرگ‌ترين و مهمترين فصل کتاب زندگي انسان است. ازدواج موفق، زمينه تکامل مادي و معنوي افراد خانواده را فراهم مي‌سازد معيارهاي اصلي، آن دسته از ملاک‌هايي هستند که وجودشان براي يک زندگي موفق و رسيدن به کمال حتماً لازم است و به نظر شخص من يکي از ملاک‌هاي انتخاب همسر اصالت خانوادگي است. منظور از شرافت خانوادگي، شهرت و ثروت و موقعيت اجتماعي نيست، بلکه مراد نجابت و پاکي، تدين و تقواي خانواده است. اين ملاک‌ها شرط کمال‌اند و براي بهتر شدن و کامل‌تر شدن زندگي مشترک است؛ با در نظر گرفتن اين معيارها احتمال به وجود آمدن اختلاف در زندگي مشترک کمتر مي‌شود. زن و شوهر وقتي با هم تفاهم و رابطه‌اي ناگسستني دارند که اشتراکات و هماهنگي‌هاي زيادي با هم داشته باشند.

خانم الف در آخر نيز بيان کرد: ر هر دختر و پسري لازم است قبل از ازدواج خودشناسي داشته باشند و در مورد ويژگي‌هاي اخلاقي، شخصيتي، استعدادها، توانمندي‌ها، سلايق، علايق، ضعف‌ها و کاستي‌هاي خودآگاهي و شناخت کسب کرده و نيز بدانند که اهدافشان از ازدواج چيست و چه انتظاراتي از همسر آينده دارند تا بتوانند فرد مناسب‌شان را با همکاري و مشورت خانواده‌ها، بزرگان فاميل، پرس‌وجو از دوستان، آشنايان، همسايه‌ها، اقوام و فاميل‌هاي نسبي و سببي و محل تحصيل و کار انتخاب کرده و با شناخت کامل ازدواج کنند.

خانم زيبا منصوري در مورد طلاق گفت: گذشت آن زمان‌هايي که طلاق گرفتن يک تابو بود؛ يادم مي‌آيد قديم‌ترها وقتي اشخاص مسن در مورد طلاق و اختلاف نظر زوجين مي‌شنيدند سريعا مي‌گفتند؛ «دختر با لباس سفيد مي‌ره خانه شوهر و با کفن سفيد از آنجا بيرون مي‌آيد». البته من هيچ وقت موافق نظريه‌اي به اين شوري نبودم و البته موافق رفتارهاي عجيبي که به عنوان مدي جديد به تازگي به کار مي‌رود، هم نيستم. از «جشن طلاق» گرفته تا «سلفي طلاق» که اين روزها حسابي داغ شده است.

خانم منصوري در ادامه عوامل طلاق را متعدد و غيرقابل پيش بيني خواند و گفت: ماشيني شدن زندگي‌ها و کم شدن زمان استراحت زوجين و بي‌توجهي به ارکان خانواده نيز از دلايل ديگر کم شدن روابط زناشويي و ايجاد نارضايتي طرفين يک زندگي مشترک است و همه اين مسايل علت تامه يک جدايي نيست، اما زمينه ساز اين واقعيت تلخ اجتماعي است.

وي در ادامه نيز توضيح داد: يکي از عوامل جديد طلاق در جامعه تغيير در الگوي همسرگزيني است. در الگوي قديمي همسرگزيني معمولا افراد بر اساس شناختي که والدين از گزينه مورد نظر داشتند اين انتخاب صورت مي‌گرفت؛ با توجه به اينکه در اين الگو گزينش همسر در همان شبکه خويشاوندي صورت مي‌گرفت، يک شناخت نسبي در پيش از ازدواج بين افراد وجود داشت؛ به همين جهت در اين شکل از زندگي به دليل اين شناخت نسبي و هم به خاطر حمايتي که از طرف اين شبکه خويشاوندي صورت مي‌گرفت احتمال طلاق بسيار کمتر بود.

منصوري همچنين در مورد راهکار پيشگيري طلاق نيز به خبرنگار پيام استان گفت: گاهي اوقات زندگي زيباي زناشويي دچار مشکلات و بحران‌هايي مي‌شود که حل کردن آنها بسيار سخت است، اين مشکلات مي‌توانند بنيان خانواده را به هم ريزند اما با روش‌هايي مي‌توان از جدايي و طلاق جلوگيري کرد. خانواده واژه‌اي پرمعناست که وقتي به آن فکر مي‌کنيم، موجي از احساس و عاطفه در ما به وجود مي‌آيد. اساس تشکيل خانواده و ازدواج در نظام الهي، رسيدن به آرامش روان و کمال انساني است. در بسياري از موارد، زنان و شوهران ناسازگار به خاطر عوامل فردي، خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي از هم جدا نمي‌شوند و خانواده به جاي آنکه کانوني پر از طراوت، شادي و اميد باشد، به سرزميني آشفته و رنج‌آفرين تبديل مي‌شود که آرامش ساکنان خود را آرام آرام گرفته و از بين مي‌برد. براي جلوگيري از بروز طلاق در خانواده زوج‌ها بايد دست از تلاش براي تغيير دادن يکديگر بردارند. به اعتقاد بنده انسان‌ها را نمي‌شود تغيير داد، بلکه بايد اولويت‌هاي خودمان را تغيير دهيم. زن و شوهر در دعوا نبايد دنبال مقصر بگردند، اينجا نه کسي قاضي است نه وکيل، بلکه بايد به دنبال آن باشند که هرکس چقدر در حل مسئله سهم دارد. طرفين بايد در اين مواقع انعطاف پذير باشند و در نهايت از طبيعت درس بگيرند. شما کدام حيواني را ديده ايد و مي‌شناسيد که وقتي مورد تهديد قرار گرفت، همان لحظه از خود عکس‌العمل نشان دهد. به جاي آنکه حس‌هايمان را تعطيل کنيم، بهتر آن است که به دنبال فعال سازي حواس مان باشيم.

خانم منصوري در آخر نيز بيان کرد: به اعتقاد روان‌شناسان کيفيت روابط درون خانواده، نقش به سزايي در شکل گيري نگرش‌ها و بازخوردهاي اجتماعي اعضاي خانواده دارد و پايه و اساس روابط درون خانواده، بر محور رابطه زن و شوهر استوار است. طلاق عاطفي نماد وجود مشکل در ارتباطي سالم و صحيح بين زن و شوهر است. اين مشکل ارتباطي در سطح خانواده مي‌تواند در جامعه نيز شيوع و گسترش يابد و ارتباط انساني را مختل کند. وقتي بنيان نهاد خانواده دچار تزلزل شود، بنيان‌هاي اخلاقي و اجتماعي کل نظام اجتماعي متزلزل شده و جامعه به سوي مشکلات گوناگون سوق داده مي‌شود؛ از طرف ديگر طلاق بيش از هرچيز ديگري برفرزندان تاثيرگذار است، به طوري که ريشه بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي از طلاق ايجاد مي‌شود. در طلاقي زوجين هيچ گونه حس نشاط و درک متقابلي ندارند و در واقع افراد با يک مشق اجباري، زندگي اطرافيان خود را نيز درگير اين موضوع خواهند کرد.

دکتر ندا مومني راد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري پيام استان سمنان در تشريح پيامدهاي فردي و اجتماعي طلاق گفت: افراد مطلقه و فرزندان طلاق در بهترين حالت، شايد ترحم محيط و افراد اطراف خود را دريافت کنند ولي زندگي بعد از طلاق به معني يک زندگي ناقص است که غالباً زنان و فرزندان بيشترين آسيب را متحمل شده و دو نيمه شدن خانواده در اغلب موارد اثرات روحي، رواني و اقتصادي درازمدتي را بر همه اعضاي خانواده و حتي اطرافيان بر جاي خواهد گذاشت.

خانم دکتر در ادامه گفت: تحقيقات روان‌شناسي نشان داده که بچه‌ها، مرگ والدين خود را راحت‌تر از طلاق مي‌پذيرند زيرا مرگ پديده‌اي طبيعي است ولي طلاق پديده‌اي اجباري بوده که طي آن زوجين با تنفر از هم جدا شده‌اند.

وي همچنين افزود: اينکه بعد از طلاق، کودک با کدام يک از والدين زندگي خواهد کرد و خلاء‌هاي عاطفي او را چه کسي پر خواهد کرد، باعث بروز افسردگي در کودکان و نوجوانان و به وجود آمدن زمينه‌هاي اضطراب، ايجاد روحيه پرخاشگري و عصيان در نوجوانان، بي‌قراري، فرار از منزل، انکار حقايق و وقايع، اعتياد، ولگردي و... مي‌شود.

خانم مومني راد هم‌کفو‌ نبودن زوجين را يکي از مهم‌ترين دلايل طلاق دانست و گفت: ازدواج‌هايي که در آنها هماهنگي بيشتر در طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، هوش، نژاد، دين، آموزه‌ها، زبان و... وجود داشته باشد،

موفق‌تر خواهند بود.

وي تفاوت طبقاتي را از ديگر علل پديده طلاق برشمرد و افزود: تفاوت طبقاتي يکي از عواملي است که با امکانات اجتماعي معمولاً ديدگاه‌هاي مختلفي را به‌وجود مي‌آورد.

دکتر مومني راد توقعات نابجاي زوجين از يکديگر، خشم و پرخاشگري و عدم توجه به يکديگر را نيز زمينه ساز پديده طلاق دانست و ابراز کرد: روابط اجتماعي ناسالم، ازدواج‌هاي احساسي، عشق‌هاي کورکورانه، خرافات و اعتقادات نادرست نظير شانس و اقبال و ازدواج‌هاي از روي ترحم معمولا به طلاق مي‌انجامند.

وي فقدان امنيت شغلي به ويژه براي مردان، تضاد فرهنگي، ناسازگاري زوجين و عدم برقراري تفاهم بين آنان و ازدواج در سنين پايين را از ديگر دلايل طلاق برشمرد و تصريح کرد: تفاوت سني زياد زن و شوهر، عوامل اقتصادي، مدگرايي و اسراف، اعتياد به مواد مخدر، عدم رعايت عفاف و حجاب و پايبند نبودن به زندگي مي‌تواند زندگي را به سوي طلاق سوق دهد.

اين استاد جامعه شناسي از عدم رعايت حقوق زوجين و بحران شخصيت به عنوان علل ديگر طلاق نام برد و گفت: خانواده‌هاي متزلزل، دخالت نابجاي اطرافيان، تعيين مهريه‌هاي سنگين، ازدواج تحميلي، تشريفات زايد و افراطي، کاهش روحيه‌ي ايثار و از خودگذشتي و کاهش قبح طلاق در افکار عمومي زمينه ساز افزايش پديده طلاق در جامعه است.

وي درباره راهکارهاي کاهش پديده طلاق سخن گفت و افزود: داشتن شرايط مساعد براي ازدواج، توجه به مسائل معنوي، ديني و تشابه زوجين از لحاظ اعتقادات مذهبي، فرهنگي و تحصيلات مي‌تواند به تشکيل يک ازدواج موفق کمک شاياني کند.

خانم مومني راد در ادامه وجود سابقه مناسب در زندگي خانوادگي، ساده زيستي، ازدواج عاقلانه و پرهيز از ازدواج اجباري را گامي به سوي ازدواج سالم و موفق دانست و افزود: زوجين بايد در زمينه مسائل خانوادگي آگاهي‌هاي خود را افزايش دهند و به همين منظور مراجعه به مراکز مشاوره و انجام مشاوره ازدواج قبل از ازدواج نيز مي‌تواند مفيد واقع شود.

دکتر مومني راد دقت کافي در انتخاب همسر، عدم اتکا به دوستي‌هاي به اصطلاح خياباني و اينترنتي، صداقت در بدو تشکيل خانواده و در طول زندگي زناشويي را از مهم‌ترين معيارهاي يک زندگي سالم دانست و گفت: دخالت‌ نکردن اطرافيان، تعديل کردن توقعات، حذف تشريفات زايد ازدواج، تعيين مهريه‌هاي مناسب، تطابق پذيري و قابليت انعطاف زوجين مي‌تواند زندگي موفقي را رقم‌ زند.

استاد جامعه شناسي، انجام مذاکرات براي رفع اختلافات و سوءتفاهم‌ها و تشکيل محکمه‌ داخلي خانوادگي براي حل اختلاف دو همسر را مهم دانست و گفت: خوش‌رفتاري و توصيه مکرر به آن، گذشت از غفلت‌ها و تخلفات جزئي همسر، تسلط بر نفس و کنترل خشم بسيار تاثيرات مثبتي در تداوم زندگي برجاي خواهد گذاشت.

وي در آخر نيز رعايت آموزه‌هاي ديني، محبت و مهرباني و رعايت امانت‌داري و حفظ حقوق همسر را از ديگر عوامل تداوم زندگي دانست و گفت: اميد است که با رعايت اين عوامل، جامعه زيبايي براي خود و ديگران ايجاد کنيم.

گزارشگر اجتماعي: مائده شريفي

عکاس: محمد‌هادي سيستاني


 سرمايه‌گذاري در بورس، فرصت يا تهديد 

بيشتر آدم‌ها به محض داشتن پول مدام به اين فکر مي‌کنند که پولشان را در چه چرخه و حوزه‌اي به کار ببندند تا در نهايت هم به سود و درآمدزايي بيشتري دست پيدا کنند و در عين حال، هزينه فرصت کمتري براي سرمايه‌اي که در دست دارند پرداخت کنند.

«غير قابل پيش بيني بودن» و «ريسک پذيري»يکي از ويژگي‌هاي جدايي ناپذير عالم اقتصاد است علي الخصوص در اقتصادي که شرايط سياسي و بازار جهاني در طول چند سال گذشته آن را دست مايه تغيرات زيادي کرده و به فراخور شرايط، هر کدام از راه‌هاي سرمايه‌گذاري را با سود و ضررهاي زيادي همراه کرده است براي همين هم پيدا کردن بهترين راه سرمايه‌گذاري هميشه براي مردم عادي کار دشواري بوده است.

تا چند سال‌ اخير، اکثر مردم تنها راه پس‌انداز يا حتي سرمايه‌گذاري کردن را نگهداري پول‌هاي خود در بانک مي‌دانستند. دليلش هم اين بود که با ساير روش‌هاي سرمايه‌گذاري آشنايي نداشتند.

مثلاً آنها نمي‌دانستند که يک فرد عادي مي‌تواند با سرمايه‌گذاري در واحدهاي يک شرکت توليدي، به اندازه دارايي خود در مالکيت آن شرکت مشارکت کند يا اينکه به اندازه دارايي خود در يک شرکت سرمايه‌گذاري سهيم شود.

بازار سرمايه و به ويژه بازار بورس اوراق بهادار اين امکان را فراهم مي‌کند تا هر فرد به ميزان دارايي و سرمايه‌اي که دارد در يک يا چند شرکت بزرگ سرمايه‌گذاري کند، و در سود آنها شريک شود.

بورس نهاد سازمان‌يافته‌اي است که از جمله ارکان عمده و اساسي در بازار سرمايه محسوب مي‌شود. کارکردهاي اصلي آن شامل؛ مديريت انتقال ريسک، شفافيت بازار، کشف قيمت، ايجاد بازار رقابتي و جمع‌آوري سرمايه‌ها و پس‌اندازهاي کوچک براي تامين سرمايه مورد نياز براي فعاليت‌هاي اقتصادي است.

بورس کالا، بازار متشکل و منسجمي است که تعداد زيادي از فروشندگان، کالاي خود را عرضه و کالاي مربوطه پس از بررسي‌هاي کارشناسي و قيمت‌گذاري توسط کارشناسان آن بازار، به خريداران ارائه مي‌شود.

در اين بورس معمولا مواد خام و مواد اوليه مورد معامله قرار مي‌گيرد. هر بورس کالايي را با نام کالايي که درآن معامله مي‌شود مي‌شناسند. مثلا بورس نفت، بورس گندم و… بورس کالا خود به بازار فيزيکي و بازار ابزار مشتقه تقسيم مي‌شود.

بورس ارز: خريد و فروش پول‌هاي خارجي در اين بورس انجام مي‌شود. البته اين نوع بورس در ايران فعال نيست.

بورس اوراق بهادار: در اين نوع بورس دارايي‌هايي مانند سهام، اوراق مشارکت و …. مورد معامله قرار مي‌گيرد.

يکي از ويژگي‌هاي مثبتي که مي‌توان براي خريد سهام در نظر گرفت اين است که مثل سپرده‌گذاري در بانک هرکسي هر مقدار پولي که در اختيار دارد را مي‌تواند در اين بخش سرمايه‌گذاري کند و عموما سودي را هم بعد از مدتي در اختيار داشته باشد اما فرق عمده سهام با سپرده‌گذاري در بانک اين است که شما در بانک کم و بيش با سود بانکي رو به رو خواهيد بود و نيازي به ريسک کردن نداريد ولي در سهام شما بايد روحيه ريسک پذيري را درونتان تقويت کنيد، چون به همان ميزان که امکان سود را در اختيار داريد به همان ميزان هم مي‌توانيد در معرض ضرر باشيد.

قيمت سهام بورس را مي‌توان به بازار جهاني و شرايط سياسي کشورها وابسته دانست به طوري که سياست‌هاي پولي، مالي دولت و قيمت جهاني نفت و حتي روند مذاکرات هسته‌اي مي‌تواند روي سهام بورس تاثيرگذار باشد تا اندازه‌اي که همه اين تاثيرگذاري‌ها باعث شده تا در سال 94 معاملات بازار سرمايه در اين سال با نوسان‌هاي زيادي همراه باشد.

در گزارش امروز به معرفي بيشتر بورس و نکته‌هايي براي سرمايه‌گذاري در اين بازار و نظر چند تن از کارشناسان و شهروندان پرداختيم که در ذيل مي‌خوانيد؛

آقاي رضايي جوان کارشناس ارشد مديريت بازرگاني درباره موضوع گزارش ما گفت: بورس مانند بيماري شده است که رمق برخاستن ندارد و تا عواملي همچون حمايت جدي دولت و مجلس از بورس و عدم تصويب قوانين و مصوبات نسنجيده و ناکارشناسانه مثل افزايش نامعقول نرخ سود سپرده بانکي"خوراک پتروشيمي‌ها"بهره مالکانه"و....که ضربه مهلک بر پيکره بورس وارد ساخت، توافق هسته‌اي موثر با غرب و برچيده شدن تحريم‌ها، کاهش عاجل نرخ خوراک پتروشيمي‌ها و بهره مالکانه، تسهيل و تسريع در صادرات محصولات صنايع با پتانسيل و غيره به وقوع نپيوندد روز به‌روز وضعيتش وخيم‌تر شده و به ورطه نابودي و مرگ مي‌رسد.

خانم ساعي جواني که به قول خودش هرازگاهي با مبلغ اندک خودش در بورس فعاليت مي‌کند هم تصريح کرد: براي سرمايه‌گذاري در سهام، نياز به سرمايه زيادي نداريد.

وي ادامه داد: حداقل خريد سهام در سيستم‌هاي معاملات آنلاين که همه از آنها استفاده مي‌کنند مي‌تواند حداقل صد الي 200 هزار تومان باشد.

وي افزود: اما براي اينکه فعاليت و زماني که شما صرف مي‌کنيد واقعا ارزش داشته باشد، بهتر است حداقل 5 ميليون تومان سرمايه داشته باشيد.

ساعي افزود: بسياري از افراد هستند که 2 ميليون، 3 ميليون، 5 ميليون يا بيشتر پس‌انداز کرده‌اند و مايلند آن را به گردش درآورند و از اين طريق سودي نصيب خود سازند.

وي گفت: با اين مبالغ کم معمولا هيچ کسب ‌و کاري نمي‌توان راه‌اندازي کرد و به همين دليل است که بورس جاي خود را در بين افراد زيادي که سرمايه کمي دارند، باز کرده است.

آقاي رحماني فعال اقتصادي در بورس که چندين سال از عمر خود را در بورس سرمايه‌گذاري کرده و تجربيات بسيار گسترده‌اي در اين زمينه دارد به برخي از اين موارد اشاره کرد و گفت: بورس يکي از شاخه‌هاي سرمايه‌گذاري است که هر کسي نمي تواند در اين ورطه وارد شود.

وي با اشاره به اينکه بورس براي برخي از افراد مناسب نيست، تصريح کرد: افرادي که زمان کافي روزانه (حتي 1 ساعت) در اختيار ندارند، بهتر است وارد بازار بورس نشوند، افرادي که شغل و کار مناسبي ندارند و يا در هر صورت به فکر درآمد ثابت ماهانه هستند، بورس برايشان مناسب نيست.

وي افزود: برخي از افراد به اميد آنکه در بورس سرمايه‌گذاري کنند مي‌توانند سرمايه خود را يک شبه چند برابر کنند در اشتباه هستند و نبايد افراد با دريافت وام و يا قرض وارد اين بازار شوند زيرا بورس آشفتگي‌هاي خود را دارد.

رحماني ادامه داد: برخي افراد ذاتا قدرت ريسک بالايي ندارند و اين بازار نيازمند اين است تا فرد بتواند ريسک پذيري داشته باشد لذا افرادي که قدرت ريسک ندارند هم بهتر است وارد اين بازار نشوند.

وي با اشاره به اينکه برخي افراد بازار بورس را در ذهن خود همچون قمار تصور کرده و نيازمند شانس و اقبال مي‌دانند که براي اين افراد هم محل مناسبي براي سرمايه‌گذاري نيست.

اين فعال اقتصادي در بورس با تاکيد بر اينکه اگر قصد داريد با ورود به اين بازار در مدت خيلي کوتاهي ثروتمند شويد بهتر است از همان ابتداي راه بدانيد که اصلا اين طور نيست.

وي در ادامه به نکاتي در خصوص اينکه بورس براي چه افرادي مناسب است اشاره کرد و گفت: بورس براي افرادي که سرمايه‌اي پس‌انداز کرده‌اند که فعلا به آن نيازي ندارند و قصد دارند سودي بيشتر از سود بانکي کسب کنند مناسب است.

وي گفت: برخي از افراد تصميم دارند به صورت حرفه‌اي شغل سرمايه‌گذاري يا معامله‌گري سهام را در پيش بگيرند که بازار مناسبي براي اين افراد است.

رحماني در بازار بورس براي رسيدن به هدف بايد وقت و انرژي بسياري گذاشته شود و اين بازار نيازمند ريسک‌پذيري و صبر بالايي است که قرار است طي سال‌هاي آينده سرمايه‌ افزايش يابد.

وي در ادامه گفت: بازار بورس براي افرادي که آينده مالي‌برايشان مهم است و مايل هستند براي بهبود آينده خود و فرزندان‌شان قدمي مثبت برداشته شود بسيار راه مناسبي است.

اين فعال اقتصادي به ديگر فوايد سرمايه‌گذاري در بازار بورس اشاره کرد و گفت: سرمايه شما قابل نقد شدن است. اگر شما برفرض مثال 10 ميليون تومان داشته باشيد و آن يک کسب و کار راه‌اندازي کنيد، در صورتي که تصميم بگيريد کسب‌وکارتان را تعطيل کنيد وسايل زيادي روي دست‌تان خواهد ماند (مثلا وسايل مغازه يا کارگاه يا…) اما سرمايه‌گذاري در بورس فقط خريد برگه سهام است و اگر سهم درستي را انتخاب کرده باشيد که نقدشوندگي بالايي داشته باشد، فورا مي‌توانيد سهام خود را بفروشيد تا کارگزار 3 روز بعد، مبلغ حاصل از فروش سهام را به حساب بانکي شما واريز کند.

خانم قرباني کارمند يک شرکت دولتي است درباره سرمايه‌گذاري گفت: من در بازار طلا سرمايه‌گذاري مي‌کنم چون مي‌دانم روي قيمت طلا هميشه مي‌آيد. بعد از بازار طلا ترجيح مي‌دهم پول‌هايم را در بانک بگذارم چون در بانک امنيت وجود دارد ضمن آن‌که سود هم دريافت مي‌کنم.

وي با تأکيد براينکه ديگر بازار دلار و ساير ارزهاي خارجي و حتي بورس اعتباري براي سرمايه‌گذاري ندارد افزود: من چند سال قبل فکر مي‌کردم بانک هم امن نيست به همين دليل پولم را در منزل نگه مي‌داشتم چون هر آن احتمال مي‌دادم سرقتي يا اختلاسي انجام شود اما هم اکنون وضعيت فرق کرده است البته نبايد فراموش کنيم که باز هم عابربانک‌ها و ساير خدمات الکترونيکي از امنيت لازم برخوردار نيستند و ريسک‌هايي را براي مردم دارند.

آقاي حسيني يکي از اين افرد است که تمايل زيادي به سپرده‌گذاري در بازار طلا دارد و مي‌گويد هم از طلا مي‌توان به عنوان يک ابزار زينتي استفاده کرد و آن را منبعي براي درآمد دانست البته وي تجربه سرمايه‌گذاري در ساير بازارهاي اقتصاد ايران را دارد و طبق گفته خود چند بار وارد بورس شده ولي ضرر کرده است.

او مي‌گويد: احساس کردم بازار بورس جاي امني است و مي‌توانم در آنجا پول روي پول بگذارم اما بعد از اينکه چند بار در اين بخش سرمايه‌گذاري کردم ضرر زيادي متحمل شدم و الآن آرزو مي‌کنم اصل پولم برگردد و ديگر سودي نمي‌خواهم.

وي تأکيد دارد: يک بار هم در بازار طلا سرمايه‌گذاري کردم و 7 سکه به ارزش يک ميليون و 400 هزار تومان خريدم ولي آنها را با قيمت 900 هزار تومان فروختم چون ترسيدم ارزان‌تر شود؛ بعد از اين اتفاقات و ضررهايي که متحمل شدم الآن به هيچ بازاري اطمينان ندارم و ترجيح مي‌دهم پول نقد نگه دارم.

آقاي شاهي هم در خصوص موضوع گزارش ما گفت: خريد و فروش سهام در همه جا و در هرزمان قابل انجام است. فرقي نمي‌کند کجاي دنيا باشيد، فقط کافي است با يک کامپيوتر به اينترنت متصل شويد و معاملات دلخواه‌تان را از طريق پلت‌فرم‌هاي معاملاتي متنوع که براي موبايل‌ها، تبلت‌ها و کامپيوترها ساخته شده انجام دهيد.

بوي ادامه داد: به همين دليل است که شغل معامله‌گري سهام، يا خريد و فروش در ساير بورس‌ها و به طور کلي معامله‌گري در بازارهاي مالي، روياي خيلي از افراد در دنياست. چون به آنها آزادي مي‌دهد و اين افراد، سبک زندگي با پرستيژ و متفاوت با اشخاص شاغل را مي‌توانند داشته باشند.

وي در پايان گفت: بورس مي‌تواند براي شما ثروت عظيمي ايجاد کند. در پتانسيل بازارهاي مالي براي ايجاد ثروت شکي نيست، اما کسب ثروت از طريق سرمايه‌گذاري در سهام واقعا کار هرکسي نيست و نياز به کسب مهارت و تجربه بالا و صبر و تحمل زياد دارد.

آقاي صفا جوان ديگري که در اين بازار شکست خورده هم گفت: من چند سال پيش سرمايه‌هاي غير نقدي خود را نقد کرده و در اين بازار شروع به سرمايه‌گذاري کردم و از آنجايي که بازار اقتصادي ايران بيمار است ورود در اين بازار به هيچ عنوان صلاح نيست.

وي افزود: البته در ايران سرمايه‌گذاري در هيچ جايي صلاح نيست بازار طلا نوسان قيمت‌هاي بدي دارد ارز به گونه‌اي ديگر بانک‌ها که برخي از آنها حتي قابل اعتماد نيستند و بورس هم که به نوعي ديگر.

وي با ابراز نارضايتي از شرايط اقتصادي و رکود حاکم در کشور گفت: در ايران نبايد در هيچ جايي سرمايه‌گذاري کرد و بهتر است افراد پول خود را در منزل نگه دارند و به مرور ارزش خود را از دست دهد و تمام شود.

سلماز عرب عامري


 رمزگشايي جعبه سياه افزايش نرخ ارز 

در ماه گذشته شاهد روند صعودي نرخ ارز خارجي در برابر ريال بوده‌ايم.

بسياري بر اين باورند که همه ساله در نيمه اول دي ماه که مصادف با سال نو ميلادي مي‌باشد و به علت ايام کريسمس و ازدياد سفرهاي خارجي دچار افزايش مقطعي نرخ ارز هستيم.

اين روند بنا به سنوات گذشته امري طبيعي و عادي مي‌باشد، اما با گذشت بيش از يک ماه از سال نوميلادي و عليرغم تمامي پيش‌بيني‌ها و گمانه‌زني‌ها و اظهارات مقامات بانک مرکزي نه تنها شايد کاهش قيمت ارز نبوده ايم، بلکه به شکل شگفت انگيزي اين رشد قيمت ادامه يافته و هم اکنون به طور متوسط هر دلار با نرخ 45000 ريال در بازار آزاد خريد و فروش مي‌شود.

در اينجا بود که نظريات و تحليل‌هاي متفاوتي از اين واقعه در جرايد و رسانه‌ها و بين فعالين اقتصادي بروز کرد.

برخي کسري بودجه دولت در پايان سال و جبران آن از طريق فروش ارز در بازار را دليل افزايش قيمت آن دانسته‌اند و گروهي ديگر دليل خارجي و نگراني در خصوص آينده برجام را علت قلمداد کرده‌اند.در اين ميان گروهي نيز معتقدند کاهش نرخ سود سپرده بانکي و تمايل مردم به خريد ارز و طلا به جاي سپرده‌گذاري در بانک موجب عدم توازن عرضه و تقاضا و کمبود ارز در بازار شده است و لاجرم باعث وضعيت فعلي آن گرديده است. در اين مقاله قصد داريم از زاويه‌اي متفاوت به اين قضيه بنگريم.

بين سال‌هاي 1389تا 1392 که شديدترين ساختارهاي غير قانوني و ظالمانه تحريمي بر ضد کشورمان اعمال گرديد و در نتيجه آن رخداد نا مبارک که منتج به کاهش رشد اقتصادي کشور و نرخ رشد منفي آن گرديد، دولتمردان کشور را بر آن داشت تا با حل مسائل هسته‌اي و شکستن ساختار تحريم‌ها علي الخصوص در حوزه نفت، کشتيراني و بانکي،جان تازه‌اي به اقتصاد کشور دهند و دسترسي ايران را به نظام بين الملل بانکي مسير گردانند و واردات و صادرات کشور را تسهيل نمايند.

بعد از توافق هسته‌اي، برجام اميد تازه‌اي در کالبد اقتصاد ايران دميد و چشم‌انداز روشني را براي فعالين اقتصادي نويد داد.

بعد از گذشت دو سال از برجام تحقق آن اميد‌ها و آرزوها کمرنگ شده و اشتياق بسياري از کارآفرين داخلي و سرمايه‌گذاران خارجي فروکش نموده است. شايد اين شرايط در اين بازه زماني، نقطه عطفي در تاريخ اقتصاد کشورمان باشد و راه حال آن بازنگري اساسي در ساختار اقتصادي کشور و مدل توزيع درآمد و متوليان اقصادي باشد.

دو دليل اصلي که مي‌توان بازنگري اساسي در ساختار اقتصادي کشور را شروع شده، اما چراغ خاموش و بدون هياهو تلقي نمود را ذکر مي‌نماييم.

نخست مي‌توان به دستور فرماندهي کل قوا به کليه نيروهاي مسلح در خصوص واگذاري بنگاه‌هاي اقتصادي غيرمرتبط اشاره کرد. هر چند دستور متمم ايشان در خصوص اجازه برداشت دو ميليارد دلار از محل صندوق توسعه ملي به دولت که بخش عمده‌اي از آن صرف تقويت بودجه دفاعي کشور خواهد شد، نگراني‌ها در خصوص تضعيف احتمالي نيروهاي دفاعي کشور پس از واگذاري‌ها را برطرف نمود. اين فرمان تاريخي يکي از موثرترين فرمان‌هاي در تغيير ساختارهاي اقتصادي و تحولي عظيم براي ورود بخش خصوصي براي تصدي گري اقتصادي و ايجاد بازاري رقابتي در بخش پيمانکاري و خدمات فراهم کرده است که درنوع خود فرصتي استثنائي و بي‌نظير است.

دوم حل مسئله نرخ ارز و تعيين نرخ واقعي آن در بازار بر خلاف سنوات گذشته که به شکل دستوري و بخشنامه‌اي بوده است.

براي روشن‌تر شدن بيشتر اين مطالب بايد خاطر نشان کرد هرگز پايين آمدن ارزش پول ملي هر کشور، لزوما به معناي کاهش سرمايه‌هاي آن ملت و از بين رفتن ارزش دارايي‌هاي آن کشور نيست. براي مثال کشور(جمهوري خلق چين)که بالاترين ميزان رشد اقتصادي در دهه گذشته مي‌باشد و رکورد توليد ناخالص ملي در جهان را ثبت کرده است، با سياست کاهش نرخ يوان (پول ملي چين)در برابر دلار و يورو، توليدگران را تشويق به صادرات نموده است، به وجهي که با نرخ گران ارز خارجي در چين واردات کالا به کشور بسيار گران و نامعقول است و درعوض صادرات و ارزآوري بسيار پرسود و مقرون به صرفه مي‌باشد. حال با عنايت به اين نکته اگر همچنان در ايران نرخ ارز غير واقعي و ارزان باشد، واردات هر کالايي به هرشکل، چه قانوني و چه قاچاق به کشور از توليد داخلي باصرفه‌تر است.

اگر شرايط نرخ‌گذاري تصنعي ارز ادامه يابد، شاهد روند رو به رشد نرخ بيکاري جوانان و تعطيلي کارخانجات داخلي خواهيم بود. در صورت عدم اصلاح نرخ ارز و تغيير توازن از واردات به نفع صادرات هرگز توليد داخلي در کشور توان رقابت برابر با کالاهاي وارداتي با نرخ ارزان دلا ر را ندارند. تجربه دهه گذشته به ما اثبات مي‌کند نرخ ارز خارجي ارزان هديه و موهبت شگفت انگيز براي واردکنندگان کالا و نابودي توليد داخلي و صنعتگران و کار آفرينان کشور است. سوالي که شايد در ذهن خواننده اين مقاله ايجاد گردد اين است که هرچند گران شدن دلار مي‌تواند در جهت تقويت صادرات و توليد داخلي باشد،اما آيا روي دگر سکه گران شدن مايحتاج روزانه و قيمت مسکن و خودرو خواهد بود؟ پاسخ به اين پرسش و نحوه حل اين معضل علي‌الخصوص بر روي قشر آسيب‌پذير جامعه و رويکرد صحيح اين سياست اقتصادي را در مقالات آينده بيان خواهيم نمود.

در خاتمه با ياد آوري دو تحول بنيادين آغاز شده در کشور يعني، واگذاري بنگاه‌هاي اقتصادي کلان به بخش خصوصي و واقعي شدن نرخ ارز مي‌توان با پي ريزي اصولي، گامي در جهت بنيان کردن اقتصاد مقاومتي به معناي واقعي کلمه برداشت.

هرچند هر تغييري در هر حوزه‌اي، مقاومت‌ها و دشواري‌هايي را در پي خواهد داشت اما آنچه مهم است استمرار در اصلاح ساختار‌ها به شکل گام به گام و عاقلانه در جهت منافع ملي کشور و پرهيز از تصميمات شتاب‌زده و احساسي مي‌باشد که آغاز اين روند مي‌تواند باعث اميدواري و فراهم آمدن فضاي پرنشاط و پويا براي ناظرين و فعالين اقتصادي را ميسر گرداند.

امير اسلام دوست- سمنان